۹/۲۰/۱۳۸۹

محمد نوری زاد: روز عاشورا، جنازه ام را بر سرشان می کوبم!

در ديداري با محمد نوری زاد در راهرو دادگاه:
روز عاشورا ، جنازه ام را بر سرشان می کوبم!
. ادامه راه سبز(ارس): وب سايت رسمي نوري زاد مطالبي را به نقل از يك شاهد ناشناس كه مدتي را در راهروهاي دادگاه انقلاب با محمد نوري زاد نشست داشته منتشر نموده و نوشته است؛ نویسنده این مطلب به قول خودش توفیق این را داشته است که سی دقیقه در راهروی طبقه سوم دادگاه انقلاب در کنار محمد نوری زاد بنشیند. به دلیل ممنوعیت ملاقات هفتگی، خانواده وی هیچگونه اطلاعی از او و از هم سلولی اش آقای سید مصطفی تاج زاده ندارند. خدای قادر متعال نویسنده این مطلب را در کنار محمد نوری زاد می نشاند تا او آخرین خبرها را به ما برساند. نویسنده ناشناس، هرکه هست، خدایارش. که به همین اندازه ما را از عزیزمان با خبرکرد:
اول که دیدمش، نشناختمش. موهای سرش بلند شده بود. جوری که گویی سه ماهی او رابه آرایشگاه نبرده باشند. پای چپش می لنگید. از شعبه ۲۸بیرون آمده بود. در راهرو جای نشستن نبود. به اتاق منشی رفت تا بریکی از صندلی های اتاق منشی بنشیند. منشی شعبه ۲۸ اجازه نداد. به راهرو برگشت. من به احترامش از جا برخاستم تا به جای من بنشیند. قبول نکرد. اصرار کردم. قبول نکرد. التماسش کردم. قبول نکرد. ایستاد. چهره آرام اما پیروز داشت. گویی از یک جنگ تمام عیار بازآمده بود. جنگی که در آن، پشت حریفش را به خاک برده بود، جوان سربازی که او را از زندان اوین به دادگاه آورده بود، تقلا کرد تا شاید جایی برای نشستن نوری زاد پیدا کند. راهرو، از همیشه شلوغ تر بود. عده ای از متهمین را با دستبند و پابند آورده بودند. صندلی ها اشغال بود، سینه کش دیوار نیز جای برای نشستن نداشت. تا این که بخت یار شد و نفر پهلوی دستی مرا صدا زدند. مثل فنر از جا جست و رفت. اینجا بود که کنار کشیدم و به نوری زاد اشاره کردم در کنار من بنشیند. نشست. پرسیدم: مرا می شناسید؟

گفت: چهره نورانی شما برایم آشناست. اگر اسم شریف شما بخاطرم نیست مرا ببخشایید. درست همینطور کتابی صحبت کرد. “ببخشایید”. انگار یک متن ادبی ویراستاری شده را با صدای گرمش می خواند. همان صدای گرمی که در سایت شخصی اش هست و با خدا مناجات کرده است. ” نجواهای محمد نوری زاد در زندان ”. همان صدایی که گاه با بغض و هق هق کلماتی که در گلو می مانند و شکسته و ترک خورده به گوش می رسند، همراه است:

- خدایا، درکنار سلول انفرادی من، جوانی سخت ناله می کند و از تو طلب مرگ می کند. کف دستم را بر دیوار مشترکمان می گذارم و آیه ای از قرآن تو را برای او می خوانم. ” الحمدالله الذی اذهب عنی الحزن ان ربنا لغفور شکور. عجبا که جوان آرام می گیرد.”

من نجواها را با صدای حزن آلود نوری زاد بارها شنیده و بارها با او گریسته ام. با او به بالای ابرها سفر کرده ام. و با او در سلول تنگ انفرادی زانو به زانو نشسته ام. خدا خواست در بیداری نیز در کنار او بنشینم و چند کلمه ای از او بشنوم. صحبت کردن من و او جایز نبود. یعنی ما اجازه نداشتیم با هم صحبت کنیم. حتی سربازی که او را آورده بود، دوبار به نوری زاد تذکر داد که صحبت نکند. اما شلوغی راهرو و رفت و آمد متهمین وسربازها و خانواده هایی که به احتمال ملاقات بستگان خویش آمده بودند، این امکان را فراهم آورد که نوری زاد نجوا گونه با من صحبت کند. شاید من که در کنار او بودم، به زور می شنیدم او چه می گوید. هیچوقت یادم نمی رود. وقتی دانست من دانشجو هستم، روز شانزدهم آذر را به من تبریک گفت. آن روز، شانزدهم آذر بود. من سراپا گوش بودم و او مسلسل گون، هرچه را برخودش گذشته بود برای من گفت. از من خواست تا شنیده هایم را به اطلاع دیگران برسانم. و تأکید کرد: “یک مطلبی از گفته های من تنظیم کن و به سایت شخصی من بده. منصف باش و چیزی از خودت بر آن اضافه نکن و روح سخنان مرا تغییر نده. ” گفتم: چشم.

و نوری زاد ادامه داد:

چند هفته پیش، در یک دادگاه سه دقیقه ای مرا بخاطر توهین به مأموران وزارت اطلاعات مجرم دانستند. بازپرس عجول، طی دو سوال سرو ته قضیه را به هم آورد و پرونده ای برای من تشکیل داد. ظاهراً در نامه ای به رهبری، من نوشته بودم که مأموران وزارت اطلاعات، با متهمین بازداشت شده برخوردهای تند همراه با ضرب و شتم دارند و به آنها ناسزا می گویند. من در پاسخ به سوأل اول این بازپرس عجول نوشتم: وقتی مأموران وزارت اطلاعات، کله حمزه کرمی و عبداله مؤمنی را در کاسه مستراح فرو می کنند و خود مرا – محمد نوری زاد را – می زنند و غلیظ ترین فحش های رکیک را بر زبان می آورند، چرا نباید به این رویه زشت و هیولاگون اعتراض کنم؟ خلاصه در آن سه دقیقه، بازپرس عجول مرا مجرم دانست و پرونده ای را که مأمور تشکیل آن بود، تشکیل داد. مگر او، و گنده تر از او، می توانند به شکایت وزارت اطلاعات توجهی نکنند و بگویند این شما هستید که مقصرید؟بازپرس بی نوا باید زندگی کند. او که قرار نیست به زحمت بیفتد. گور پدر عدالت و انصاف و کسی که از دستگاه قضایی طالب حق و حقیقت است. من بعد از این بازپرسی خنده دار، نامه ای نوشتم به رئیس قوه قضاییه و از مأموران خاطی وزارت اطلاعات شکایت کردم. نامه ام صریح بود. طوری که دو نفر، یکی از اطلاعات، و یکی هم از دادستانی مرا خواستند. مرد اطلاعاتی که خودش را ” نوروزی ” می نامید، مودب بود اما مرا فریب خورده می دانست. جوابش را دادم. دومی می خواست بداند که من کی و کجا از مأموران اطلاعات کتک خورده ام و ناسزا شنیده ام و شکایت کرده ام. می گفت با یک واسطه از طرف خود آقای لاریجانی آمده. اسمش را پرسیدم. نگفت. شاید آقای لاریجانی می خواسته بداند این ” کله در مستراح فرو کردن ها ” در دوره او بوده. همین که فهمید به دوره پیش از او مربوط است، فتیله عدالتش پایین کشیده شده و خیالش راحت شده است. تا این که دیروز پانزده آذر، مرا به همین شعبه ۲۸ آوردند پیش قاضی مقیسه. در همان یکی دو جمله اول دانستم قاضی بی ادبی است. زانوی پای من درد می کند. مثل شعبان بی مخ ها داد زد: لنگت را جمع کن. به او گفتم: قاضی باید با ادب باشد. من پایم درد می کند. گفت: پس دراز بکش. در اتاق سه نفر بودیم. من و مقیسه و منشی که گفته های مقیسه را می نوشت. مقیسه یک روحانی فربه است. شروع کرد به خواندن پرونده من در همان جلسه. به او گفتم: یک قاضی باید متن پرونده را قبلاً خوانده باشد. گفت:سرمان شلوغ است. نمی رسیم. گفت: تو باید ثابت کنی این حرف هایی را که درباره مأموران وزارت زده ای!

راستش من ته این دادگاه نمایشی را می دانستم چیست. مگر این فردی که اسمش را قاضی گذارده دستگاه اطلاعات را رها می کرد و برحق من انگشت می نهاد؟ هرگز. و چون دادگاه را به شدت نمایشی یافتم، به مقیسه گفتم: من، نه شما را و نه این دادگاه را قبول ندارم. مقیسه به منشی اش گفت: بنویس من نه تو را نه این دادگاه را قبول ندارم. و منشی نوشت. داشتند سندهای لازم را علیه من کامل می کردند. مقیسه روکرد به من و گفت: اگر ثابت نکنی می دهم شلاقت بزنند. حکم زندان برایت می برم. گفتم: من تو را و نه دادگاهت را به رسمیت نمی شناسم. گفت: حسابت را می رسم. گفتم: تو مرعوب وزارت اطلاعاتی. من تو را قبول ندارم. مقیسه به منشی اش گفت: بنویس تو مأمور وزارت اطلاعاتی من تو را قبول ندارم. و منشی نوشت.

مقیسه گفت: بدبخت می دانی با خودت چه می کنی؟ گفتم: هرچه در توان داری بکار بگیر. یک سال. ده سال. بیست سال. حبس ابد. تو با هر رأیی که می دهی آتش جهنمت را شعله ورتر می کنی. مقیسه به تنگ آمد و گفت: حالی ات می کنم مزدور اجنبی. گم شو بیرون. به او گفتم: من مزدی اگر گرفته ام از جمهوری اسلامی بوده. کارمند جهادسازندگی بوده ام. کارم مشخص بوده. تو چه؟ که بر مسند علی نشسته ای و با عدالت شوخی می کنی ! منشی به مقیسه گفت: بنویسم؟ مقیسه به او گفت: نه، ولش کن. مریض است. نمی بینی؟ به مقیسه گفتم: مریض خودتی. کدام مریض، مریض تر از کسی که بر سر حق و عدالت کلاه می گذارد؟ از اتاق بیرون آمدم. مرا به اوین بازگرداندند و امروز باز به شعبه ۲۸ آوردند. وارد اتاق مقیسه که شدم، علاوه برخود او و منشی اش، یک خانم ( نماینده دادستان ) و مردی که بعداً فهمیدم محض احتیاط آورده اند تا من با مقیسه دست به یقه نشوم هم بودند. مقیسه سر ضرب شروع کرد و بدون بسم الله و رسمیت جلسه از من پرسید: به چند سال محکوم شده ای؟ خواستم چیزی نگویم، اما گفتم: در پرونده من هست. گفت: در این پرونده نیست. گفتم: از دستگاه کامپیوتر دادگاه سوأل می کردید مشخص می کرد. گفت: حالا تو بگو. گفتم: سه سال و نیم. گفت: تو نوشته ای که مأموران اطلاعات کله متهمین را در کاسه توالت فرو می کنند. باید این را ثابت کنی. می دانستم بازی شروع شده است وصحنه با حضور نماینده دادستان کامل است. گفتم: من نه شما را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم. مقیسه به منشی اش گفت: بنویس می گوید من نه تو را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم. مقیسه گفت: تو نوشته ای با حمزه کرمی و عبدالله مومنی این کار را کرده اند. من این دونفر را می آورم اینجا اگر گفتند با ما این کار را نکرده اند چه؟ گفتم: اگر معلوم شد مأموران وزارت اطلاعات مقصرند چه؟ شما آدمی هستی که برعلیه آنها رأی بدهی ! نیستی. به همین دلیل من کوچکترین ارزشی برای این دادگاه قائل نیستم.مقیسه به نماینده دادستان گفت: تا کیفرخواست مرا بخواند. آن خانم، در دو جمله مرا مستحق مجازات دانست. درست همان نقشه ای که از پیش مشخص بود. گفتم: خانم محترم، ضمن احترام به شما و چادر شما، من این دادگاه و این قاضی را قبول ندارم. مقیسه گفت: چرا؟ گفتم: بخاطر این که شما فرسنگ ها از عدالت فاصله داری. مقیسه به منشی اش گفت: بنویس تو فرسنگ ها از عدالت فاصله داری. مقیسه به من گفت: من بزرگترهای تو را به طناب اعدام سپرده ام. از سال ۶۰ تا الآن دارم قضاوت می کنم. گفتم: جهنمت را در همین دنیا خواهی دید. گفت:بدبخت،من خودم رادرمرکز بهشت می بینم. گفتم: اگر این را هم نگویی شب ها چطور از عذاب وفشاروجدان بخوابی. تازه اگر وجدانی برایت مانده باشد. گفت: اگر ثابت نکنی این حرفها را، می دانم با تو چه کنم. گفتم: قبولت ندارم. بویی از عدالت نبرده ای. گفت: باشد. پس من بر اساس همین پرونده ( پرونده دو سوالی وسه دقیقه ای که در آن حمزه کرمی و عبدالله مومنی اشاره کرده بودم. وسرهای فرو شده آنها در مستراح و فحش ها و ناسزاها)رأی صادر می کنم. گفتم: بروم؟ گفت: باش تا حکم به تو ابلاغ شود.

صحبت های نوری زاد به اینجا که رسید، او را به داخل صدا زدند. رفت و ده ثانیه بعد برگشت. از کنار من عبور کرد، به احترامش از جا بلند شدم. توقفی کرد و گفت: “دوسال حبس برید. به مقیسه گفتم بنویس سی سال !” نوری زاد با سرباز همراهش و مأمور دیگری که درجه بالاتری داشت، درطول راهرو رفت و به طرفی پیچید. من بلافاصله کاغذ و قلم در آوردم و هرچه را که از او شنیده بودم، نوشتم تا فراموشم نشود. نوری زاد در آن نجوای نیم ساعته، به اندازه یک ساعت مطلب فشرده به من گفت. چیزهای دیگری هم از او شنیدم که بد نیست آنها راهم متذکر بشوم.

پیش از آن که از صندلی ای خالی شود و او درکنار من بنشیند، یکی از وکلای سرشناس آمد و با دیدن نوری زاد که ایستاده بود، با او خوش و بش کرد. شنیدم که نوری زاد به گفت: آقای وکیل، میدانم که کار شما نیست اما برای زندان انفرادی بازداشت شدگان یک فکری بکنید. من اطمینان دارم اگر همین آقای مقیسه را یک روز، حتی تفریحی به سلول انفرادی بیندازند، می آید و یک روز را بیست روز محاسبه می کند. چرا باید یک روز در سلول انفرادی، که با هزار جور هول و هراس همراه است، معادل یک روز بند عمومی محاسب شود؟ دربند عمومی، جمعیت زیادی هست. در سلول انفرادی هیچیک از اینها که نیست، نگرانی و اضطراب و هول و هراس هم هست. وکیل با شنیدن این سخنان، پا به پا شد و گفت: آقای نوری زاد، اینها به ما مربوط نیست. باید مجلس روی این موضوع کارکند.

نوری زاد انگار که بخواهد تیری درتاریکی انداخته باشد. به او گفت: برای همین موضوع، بسترسازی کنید. در محافل، درهرکجا که بحثی قضایی هست، این مهم را مطرح کنید. اگر یک روز انفرادی معادل ده روز محاسبه شود، بسیاری از زندانیان امروز، آزاد می شوند.

یک نکته دیگر هم از نوری زاد شنیدم که بسیار به دلم نشست. نوری زاد ایستاده بود که یکی از زندانیان سیاسی جلو رفت و اورا درآغوش گرفت و بوسید و حال آقای تاج زاده را از نوری زاد پرسید. نوری زاد دست به شانه اوگذاشت و گفت: «همینقدر بگویم که من تاج زاده را ندیده بودم. علیه اومطالب انتقادی زیادی نوشته بودم. رفتار و گفتار تند او را نمی پسندیدم. اما اکنون که چندماهی است با اوهمنشین شده ام، او را مردی منطقی، مسلمان، خیراندیش میدانم. تاج زاده بسیارپاک است. در مسایل سیاسی آگاه و کارشناس است. همه اینها به کنار، پیشنماز من است درنماز جماعت.

نوری زاد رابه اوین برگرداندند. اماآخرین سخنان اودرگوشم مانده است. قاطع و تردید ناپذیر:

«من از روز بیست آذربه اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. دراعتراض به قانونی که نیست. عدالتی که نیست وظلمی که هست. علت این که از روز بیستم (شنبه) رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا، جنازه ام را بر سر اینها بکوبم.»

این تابلو راشما مجسم کنید: یک راهرو، و یک مرد در میان دومأمور می لنگد و پیش می رود. آیا او به سوی مرگ می رود؟ خدایا درعاشورای توچه نهفته است؟

نوری زاد یک تقاضا نیز داشت: «بهمه بگو حلالم کنند؛ مخصوصاً به خانواده ام؛ به همسر و فرزندانم؛ که بسیار آزردمشان.»

محمدرضا خاتمي: یک بار برای همیشه به فریاد دادخواهی زندانیان و خانواده‌شان پاسخ دهید

نامه محمدرضا خاتمی به صادق لاریجانی:
با اعتبار قوه قضاییه و شخص شما، دنبال تسویه حساب شخصی با شکوری راد هستند
. ادامه راه سبز(ارس): سید محمدرضا خاتمی، نایب‌رئیس مجلس ششم، در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه، از وی خواست دستور دهد «یک بار و برای همیشه به فریاد دادخواهی مکرّر و بدون پاسخ دهها زندانی و خانواده آنها پاسخ داده شود و علل واقعی بازداشت ها، نحوه بازداشت ها، نحوه برخورد با زندانیان و خانواده آنها، نحوه برگزاری دادگاهها، نحوه صدور احکام، نحوه رفتار با زندانیانی که احکام قطعی خود را می گذرانند و در یک کلمه نحوه رعایت حقوق این عزیزان روشن شود تا مشخص شود چه ظلم عظیمی بر پاک ترین فرزندان این کشور روا داشته می شود.»

به گزارش نوروز، این چهره سیاسی همچنین در نامه خود به صادق لاریجانی، با بیان اینکه «عده ای برای اثبات تئوری ها و سناریوهای شکست خورده خود حاضر هستند همه چیز و از جمله اعتبار قوه قضاییه و شخص شما را مخدوش کنند” از وی خواست “اجازه سوء استفاده از شخص خود را به کسانی که در صدد تسویه حساب شخصی با آقای دکنر شکوری راد هستند، ندهید.»

دکتر علی شکوری راد، نماینده مجلس ششم، روز پنجشنبه برای بار دوم در دفتر کارش بازداشت و به زندان منتقل شد. هرچند علت بازداشت مجدد او نیز، همانند تمامی افرادی که پس از انتخابات سال گذشته بازداشت و زندانی شده اند، “جرائم امنیتی” اعلام شده است، اما به نظر می‌رسد که او نیز مانند همه‌ی دیگر بازداشت‌شدگان، با انگیزه سیاسی بازداشت شده است.

همین موضوع باعث شده که سید محمد رضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم و دبیرکل جبهه مشارکت که از همکاران دانشگاهی دکتر شکوری راد نیز هست، نامه زیر را درباره او خطاب به رئیس قوه قضائیه بنویسد:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

جناب آیة الله آقای لاریجانی
رییس محترم قوه قضاییه


سلام علیکم

روز پنجشنبه هجدهم آذر ماه در کمال ناباوری برای دومین بار جناب آقای دکتر علی شکوری راد استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران در محل کار خود و در حالی که مشغول خدمت به بیماران بود، دستگیر شد و به درخواست مهلت وی برای اتمام رسیدگی به کار فرومانده بیماران، ترتیب اثر داده نشد و به سلول انفرادی تحت نظر نیروهای نظامی منتقل گشت.

آقای دکتر شکوری راد انسان عالم، با فضیلت، متدین و خدومی است که نظیر او کمیاب است و چنین برخوردهایی با امثال او برای قوه قضاییه مایه بی اعتباری است ولی از شان و منزلت او چیزی نمی کاهد بلکه جایگاه او را در دلها استوار تر می سازد.

اتهام ایشان، آنگونه که دادستان محترم تهران بیان داشته است، یکی نقل قولی منتسب به شما در مورد انتخابات و دیگری ارتکاب جرمهای امنیتی است که امروز چون نقل و نبات همگان با آن متهم می شوند و به نظر می رسد بیشتر بهانه ای است برای زیر پا گذاشتن همه قوانین، تا منتقدی محروم از همه حقوق خود، برای ماهها به سلول انفرادی انداخته شود شاید گره ای از کار فرو بسته بازجویان امنیتی و نظامی باز شود.

در مورد آقای دکتر شکوری راد گمان بر آن است که آنها که از آزادی ایشان به درخواست حضرت آیة الله العظمی شبیری زنجانی و دستور مقام رهبری سخت دلخور بودند، در صدد برخورد شخصی با ایشان و به اصطلاح رو کم کنی هستند و چه باک که این بار از شما مایه بگذارند.

آقای دکتر شکوری راد در طول حیات سیاسی پر برکت خود هیچ زاویه پنهانی ندارد و تمام نظرات و فعالیتهای ایشان به طور علنی و صریح در پیش افکار عمومی مطرح شده است و این امر در بازداشت قبلی ایشان به خوبی به اثبات رسیده است. طبعا این گونه برخوردهای غیر عادلانه با چنین شخصیتهایی نشانه خوبی از آنچه درون قوه فضاییه می گذرد و رابطه این قوه با نهادهای امنیتی و نظامی نیست، به خصوص اگر ملاحظه کنیم این اتفاق درست یک روز پس از سخنان امید بخش شما در مورد تحت الامر بودن این نهادها واقع می شود. این روند از آن رو باعث نگرانی می شود که نشان می دهد عده ای برای اثبات تئوری ها و سناریوهای شکست خورده خود حاضر هستند همه چیز و از جمله اعتبار قوه قضاییه و شخص شما را مخدوش کنند.

حتما تایید می کنید که حتی اگر آقای دکتر شکوری راد مرتکب همه آنچه دادستان محترم جرم می پندارند شده باشد، مستحق بازداشت و انتقال به سلول انفرادی نیست و بازجویی در مورد این اتهامات باید توسط بازپرس قضایی و با حضور وکیل ایشان صورت گیرد و در نهایت در دادگاهی علنی به آنها رسیدگی شود.

ما از شما می خواهیم اوّلا اجازه سوء استفاده از شخص خود را به کسانی که در صدد تسویه حساب شخصی با آقای دکنر شکوری راد هستند، ندهید و خود دستور آزادی ایشان را صادر کنید، ثانیا دستور دهید یک بار و برای همیشه به فریاد دادخواهی مکرّر و بدون پاسخ دهها زندانی و خانواده آنها پاسخ داده شود و علل واقعی بازداشت ها، نحوه بازداشت ها، نحوه برخورد با زندانیان و خانواده آنها، نحوه برگزاری دادگاهها، نحوه صدور احکام، نحوه رفتار با زندانیانی که احکام قطعی خود را می گذرانند و در یک کلمه نحوه رعایت حقوق این عزیزان روشن شود تا مشخص شود چه ظلم عظیمی بر پاک ترین فرزندان این کشور روا داشته می شود.

با تقدیم احترام
سید محمد رضا خاتمی
٢٠/٩/١٣٨٩

هشتمين شماره روزنامه اعتـمـــادمـلـّــي» گفتگوي تفصيلي با مهدي كروبي

روزنامه الكترونيكي «اعتـمــادمـلـّــي» شماره هشتم:
«دعوای انتخاباتی را با واقعه عاشورا شبیه‌سازی می‌کنند تا مخالفان را سرکوب کنند»
. ادامه راه سبز(ارس): هشتمين شماره روزنامه "اعتـمــادمـلـّــي" مورخه شنبه 20 آذر ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت «تحول سبز» قرار گرفت. دانستن حق مردم است، و اكنون همت يكايك ما را براي رساندن حتي يك نسخه از آن به دست مشتاقان طلب ميكند:

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (503 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 577 كيلوبايت

جهت دسترسي آسان به شماره هاي گذشته، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود آخرين نسخه اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود نسخه قديمي كم حجم اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe

بيست و نهمين شماره روزنامه کلـــمــــه» ويژه نامه يادداشت ميرحسين موسوي به مناسبت ماه محرم

روزنامه کلـــمــــه پيش شماره بيست و نهم؛
«ويژه نامه يادداشت ميرحسين موسوي به مناسبت ماه محرم»
. ادامه راه سبز(ارس): بيست و نهمين شماره روزنامه كلمه مورخه شنبه 20 آذر ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت كلمه قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:
براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (210 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 512 كيلوبايت

جهت دسترسي آسان به شماره هاي گذشته، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe

به دلیل تنگی نفس، عیسی سحرخیز از شب گذشته تحت مراقبت ویژه قرار گرفته است

به دلیل تنگی نفس، عیسی سحرخیز از شب گذشته تحت مراقبت ویژه قرار گرفته است

. ادامه راه سبز(ارس): شب گذشته عیسی سحر خیز به علت تنگی نفس و افزایش شدید فشار خون از ۱۱ به . ۱۹ به بهداری زندان اوین منتقل و تحت مراقبت ویژه قرار گرفت . بنا به این گزارش ضربان قلب وی نیز به ۴۵ رسیده که تا زمان ارسال این گزارش پزشکان در بهداری کاری نتوانسته اند انجام دهند و اعلام کرده‌اند برای ادامه درمان، سحر خیز باید به بیمارستان منتقل گردد.

مهدی سحر خیز فرزند این روزنامه نگار دربند در گفتگو با خبرنگار تحول سبز با اعلام این خبر گفت: من و خانواده ام نگران حال پدرم هستیم و هر اتفاقی برای پدرم رخ دهد مسئولیتش با مسئولین جمهوری اسلامی است!

مهدی سحر خیز گفت : با اینکه پزشک پدرم دستور جراحی وی را در بیمارستان داده بود ولی باز هم مسئولین سر باز زدند و وی را در داخل زندان عمل کردند.

وی همچنین در ادامه خاطرنشان کرد: با آنکه پزشک معالج سحرخیز ۴ ماه پیش درخواست ام آر ای داده است ولی مقامات امنیتی این اجازه را نداده‌اند که وی را برای عکس برداری ببرند.

مهدی سحر خیز در پاسخ به سئوال خبرنگار تحول سبز مبنی بر اینکه فکر میکنید علت چنین برخورد های با پدر شما چیست، گفت : مسئولین کشور نسبت به پدر من کینه دارند و از کسانی که نگران پاره شدن عکس خود و یا در حال گاز گرفتن هستند انتظار دیگری نمیتوان داشت! امیدوارم که به زودی این جنایتکاران در دادگاهی عادل مورد محاکمه قرار بگیرند.

مهدی سحرخیز در ادامه از سازمان پزشکان بدون مرز به عنوان ارگانی مستقل و غیر سیاسی خواست تا به وضعیت زندانیان بیمار سیاسی ایران از جمله پدرش، ابراهیم یزدی، نسرین ستوده، هنگامه شهیدی، مهدی محمودیان و.. بپردازند و میخواهیم به دلیل وخیم بودن وضعیت جسمی زندانیان سیاسی به‌ جمهوری اسلامی ایران فشار آورده و به ایران بیایند و وضعیت زندانیان سیاسی را پیگیری نمایند.

محتشمی پور: در این ماه حسینی زندان ها پر شده از شاگردان مکتب حسین (ع)

عريضه محتشمي پور همسر تاج زاده خطاب به دادستان تهران:
به حرمت خون پاک سید شباب اهل جنت کمی دست از تعدی بیشتر به اسرا بردارید
. ادامه راه سبز(ارس): همسر مطصفی تاجزاده معاون سیاسی وزیر کشور اصلاحات عریضه سی ام خود را خطاب به دادستان تهران منتشر کرد. فخرالسادات محتشمی پور در این عریضه با اشاره به وضعیتی که هم اکنون محمد نوری زاد در آن به سر می برد خطاب به جعفری دولت آبادی می نویسد: ” مرد بزرگی که هم سلولی مصطفای من است گذراندن چهار ماه قرنطینه را برای همسرم آسان کرده لابد با بازکاوی حکایت های بشاگردی و بازخوانی روایت های فتحش. خدای را سپاس که چنین مصاحب حرّ مسلکی برای برگزیده ای دیگر از خیل بندگان خوبش اختیار کرد. و خدا را سپاس که آرامش را در هر همه حال و همه وجه به این دو عطا نمود که بتوانند در همان حصر و بند نیز خوب بیندیشند وبخوانند و بنگارند و زبان حقیقت گویشان را با وارستگی تمام در راه پروردگار بی نیاز بی انبازشان به کار برند. شنیده ام قاضی مؤدب دادگاه های فرمایشی ایشان را خوب نواخته اند! شنیده ام ایشان را به القاب نیکو خوانده اند و شنیده ام که یاردربند همسرم بنای اعتصاب غذا دارد به اعتراض همه مظالمی که بر او رفته و نیز تاجزاده شاکی از آقای جنتی و شاکی از کودتاگران نیز که مظلومانه در چنگال بی عدالتی بندگان عاصی خدا گرفتار است تا رفع ممنوعیت ملاقات و رسیدگی به وضعیت نا به هنجار و اعمال فراقانونی در زندان روزه دار باقی خواهد ماند.»

وي همچنين بيان داشته: «حالا که قرار است در این ماه حسینی بازداشت های فله ای ادامه یابد و همه زندان ها پر شود از شاگردان مکتب آزادگی حسین (ع) لااقل هم به حرمت خون پاک سید شباب اهل جنت کمی دست از تعدی بیشتر به اسرا بردارید و جانشان را به مخاطره نیندازید. این جان ها عزیزند به حرمت این ماه و شهید و شهدای این ماه از ظلم افزون دست بردارید و ما و عزیزانمان را به خود واگذارید و بیش از این کارنامه اعمال خود را سیاه و سیاه تر نکنید که آه مظلوم به خواست خدا بدفرجامی برای ستمکاران تقدیر خواهد کرد. والله لا یحب الظالمین. »

به گزارش کلمه متن این عرضه به شرح زیر است:
عریضه سی ام

به : دادستان تهران
از : همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین وابن سیدالوصیین. السلام علیک یابن فاطمة سیدة نساء العالمین.

سلام آقای دادستان!

شنیده ام این روزها و شب ها سخت گرفتارید. کارتان خیلی زیاد شده و باید پشت سر هم حکم بازداشت صادر کنید! ولی چرا؟؟؟ تا ۱۳ آبان می گفتند این هجمه ها و دستگیری ها از خوف این مناسبت است بعد نوبت بگیرو ببندهای فله ای دانشجویان شد گفتند بعد از ۱۶ آذر تمام می شود و حالا که آن مناسبت را هم پشت سر گذاشته ایم باز هم ادامه دارد که این رفتارهای نابخردانه! ؟ عجیب است نکند با شروع محرم شوری در دل ها افتاده و هوایی در سرها که باید با داغ و درفش همه را سرکوب کرد؟؟؟ نکند همان طور که سوم ها و هفتم ها و چلّه ها که در ایام انقلاب محملی برای پرشورشدن انقلاب بود اینک محملی برای تشدید فشار بر روی مردم آزادی خواه و اصلاح طلب است که از خشونت و نظامی گری و حکومت حزب پادگانی بیزاری می جویند؟! و این ماه ماهِ حسین است. ماهِ آزادگی ماهِ شرف. ماه حسین است و ماهِ یاران حسین و اصحاب حسین که هرکدامشان فصلی از کتاب عشقند و درخشش این ستارگان و ماه های منیرِ ماه محرم از عاشورا تا کنون دل های حق طلب را روشن کرده است. ما هر سال به محرم که می رسیم سردرجیب تفکر فرو می بریم و بازخوانی می کنیم تاریخ را و کتاب های مقتل را. نه آن روایات سخیفی که برخی مداحان بی سواد سودجو برای بازارگرمی خود و سرگرمی مردم می خوانند و اشک می خرند بلکه روایات ثقه بی پیرایه ای که شاهدان عینی نقل کرده اند و دهان به دهان گشته تا شده کتاب مقتل.

آقای دادستان!

مقتل نویسان می نویسند و مقتل خوان ها می خوانند حتی اگر سرب مذاب در دهان هاشان بریزند و مذمتشان کنند و منعشان کنند. آفتاب درخشان حقیقت را هرگز هیچ پوششی مانع از روشنی بخشی نیست و بیچارگی ستمگران در استتار ظلم و جنایت هایشان در کتاب تاریخ ثبت است. شاهدان عینی مأموران خدا هستند برای افشای حقیقت و بندِ گران ستم بر دست و پا و دهان بند ها را قدرت مقابله با اراده الهی نیست. خون که ریخته شد، بوی خون جویندگان حقیقت را به مقتل خواهد کشاند و مقتل نویسان خواهند نوشت و مقتل خوان ها خواهند خواند بی تردید. ظلم را باید مانع شد نه افشای آن را از هراس روشنگری در میان عوام الناسی که با تبلیغات دجّال گونه می شود فریبشان داد. والله خیرالماکرین.

در کتاب مقتل از حرّ هم خوانده ایم و شنیده ایم بسیار و چقدر دوستش داشته ایم. آری حرّ! هم او که هیچ قدرتی در کربلای حسین نتوانست اندیشه اش را مهار کند آن گاه که به حقیقت دست یافت. و چه زبونند آنان که تصور می کنند با تشدید رنج و تعب بر مردمان آزاده و فزونی فشارها بر خانواده هایشان می توانند آنان را از راه خدا بازگردانند.

آقای دادستان!

مرد بزرگی که امروز هم سلولی همسر آزاده من است، حرّ صفت و حرّ مسلک از گذشته خویش پشیمان و به آینده ایران سبز امیدوار در رکاب ملتی پای گذاشته که جز عدالت و آزادی نمی خواهند. نفت و نان و نام جمله ابزار بازی شومی است که دغلبازان به راه انداختند برای دو روزی بیشتر تکیه بر کرسی قدرت و وارستگی و صداقت و خدمت همه آن چیزی است که سربازان امروزین حسین(ع) به آن مفتخرند. بازی انقلاب مخملین کیهان ساخته که ملاحسین ها ته دلشان هنوز به آن وفادارند خوب آبرویی از این نظام اسلامی برد با تطهیر دیکتاتورهای همسایه و به جای آبروریزان هنوز وفاداران به نظام و دلسوزان آرمان های انقلاب و شهیدان در بندند. حالا که حنای انقلاب مخملین رنگ باخته است، بازی جدید را سخت می توان به میدان آورد حتی برای هواداران اصولگرا که روز به روز سایه تردید در صداقت قدرت پرستان مدعی مسلمانی بر دل هاشان گسترده تر می شود.

آقای دادستان!

مرد بزرگی که هم سلولی مصطفای من است گذراندن چهار ماه قرنطینه را برای همسرم آسان کرده لابد با بازکاوی حکایت های بشاگردی و بازخوانی روایت های فتحش. خدای را سپاس که چنین مصاحب حرّ مسلکی برای برگزیده ای دیگر از خیل بندگان خوبش اختیار کرد. و خدا را سپاس که آرامش را در هر همه حال و همه وجه به این دو عطا نمود که بتوانند در همان حصر و بند نیز خوب بیندیشند وبخوانند و بنگارند و زبان حقیقت گویشان را با وارستگی تمام در راه پروردگار بی نیاز بی انبازشان به کار برند. شنیده ام قاضی مؤدب دادگاه های فرمایشی ایشان را خوب نواخته اند! شنیده ام ایشان را به القاب نیکو خوانده اند و شنیده ام که یاردربند همسرم بنای اعتصاب غذا دارد به اعتراض همه مظالمی که بر او رفته و نیز تاجزاده شاکی از آقای جنتی و شاکی از کودتاگران نیز که مظلومانه در چنگال بی عدالتی بندگان عاصی خدا گرفتار است تا رفع ممنوعیت ملاقات و رسیدگی به وضعیت نا به هنجار و اعمال فراقانونی در زندان روزه دار باقی خواهد ماند. روزه داری هرچند طولانی که شود به ضعف بنیه آن هم در سن و سال همسر بیمار من منجر خواهد شد اما صافی دل و صیقل روح را به بار می آورد و اعتراض مستتر در آن به ظلم جاری را ما پیام رسان خواهیم بود. اما اعتصاب غذا آخرین راه در برابر زندانیان مظلومی است که صدایشان شنیده نمی شود و استمرار ظلم در حقشان جانشان را به مخاطره می اندازد. حالا که قرار است در این ماه حسینی بازداشت های فله ای ادامه یابد و همه زندان ها پر شود از شاگردان مکتب آزادگی حسین (ع) لااقل هم به حرمت خون پاک سید شباب اهل جنت کمی دست از تعدی بیشتر به اسرا بردارید و جانشان را به مخاطره نیندازید. این جان ها عزیزند به حرمت این ماه و شهید و شهدای این ماه از ظلم افزون دست بردارید و ما و عزیزانمان را به خود واگذارید و بیش از این کارنامه اعمال خود را سیاه و سیاه تر نکنید که آه مظلوم به خواست خدا بدفرجامی برای ستمکاران تقدیر خواهد کرد.

والله لا یحب الظالمین.
فخرالسادات محتشمی پور
چهارم محرم الحرام ۱۴۳۱ برابر با نوزدهم آذر ماه ۱۳۸۹

۹/۱۹/۱۳۸۹

تهدید محمد نوري زاد به شلاق و توهین و فحاشی توسط قاضی در دادگاهي سه دقیقه‌ای

در اعتراض به تهدید شلاق و توهین و فحاشی قاضی در دادگاهي سه دقیقه‌ای؛
نوری‌زاد: از روز شنبه، اعتصاب غذا می‌کنم

. ادامه راه سبز(ارس): محمد نوری‌زاد، جهادگر سابق و روزنامه‌نگاری که به خاطر انتقاد از رهبری و چند تن از مسئولان فعلی نظام در زندان است، اعلام کرد که از روز شنبه بیستم آذرماه دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد.

به گزارش کلمه، آقای نوری‌زاد علت اعتصاب خود را “اعتراض به دادگاه نمایشی سه‌دقیقه‌ای مبنی بر شکایت وزارت اطلاعات و نیز بی‌اهمیتی مسئولان نسبت به بیماری وی” اعلام کرده و همچنین از فحاشی و توهین و تهدیدهای قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در همین دادگاه سه دقیقه‌ای خبر داده است.

بر اساس این گزارش، در متنی که یکی از متهمان سیاسی در اختیار سایت محمد نوری‌زاد قرار داده، فاش شده که قاضی مقیسه در همین دادگاه سه‌دقیقه‌ای، بر سر نوری‌زاد داد و فریاد می‌زده و صدای توهین‌هایی همچون “گم شو بیرون، اجنبی مزدور” و “می‌دهم شلاق بزنندت” در بیرون از دادگاه هم شنیده می‌شده است.

این متهم سیاسی که حضورش در دادگاه انقلاب با زمان محاکمه‌ی محمد نوری‌زاد همزمان شده، همچنین روایت کرده است: “در اتاق باز شد و دیدم دکتر محمد نوری زاد با رنگی پریده از در بیرون آمد. او را در آغوش کشیدم. او گفت: فلانی، من را ممنوع الملاقات کرده‌اند و در همین فرصت بدون هیچ تفهیم اتهامی و حق وکیلی من را به دو سال حبس به خاطر اعتراض به شکنجه های ماموران وزارت اطلاعات محکوم کردند. به قاضی گفتم من هیچ برگه ای را امضا نمی کنم و او عصبانی شد شروع کرد به فریاد که تو بیماری و بعد از سه دقیقه ! فقط سه دقیقه دادگاه با “گم شو برو بیرون مزدور اجنبی” اعلام حکم کرد.”

فاطمه ملکی، همسر محمد نوری‌زاد، نیز ضمن تایید این خبر، از چند هفته بی‌خبری از حال این زندانی سباسی خبر داده و همچنین در خبری که در وب‌سایت نوری‌زاد منتشر شده، اعلام شده که او پس از گذراندن ۱۱۰ روز حبس در قرنطینه، که هفتاد روز از آن را روزه بوده است، از روز شنبه بیستم آذر، در اعتراض به دادگاه نمایشی سه‌دقیقه‌ای و نیز بی‌اهمیتی مسئولان نسبت به بیماری وی، دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد.

يادداشت ميرحسين به مناسبت ماه محرم: بر ماست که کاری زینبی کنیم

یادداشتی از میرحسین موسوی به مناسبت ماه محرم:
بر ماست که کاری زینبی کنیم
. ادامه راه سبز(ارس): میرحسین موسوی، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، با نگارش یادداشتی ضمن مرور کوتاه فلسفه عاشورا نوشت: «حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازمانده‌ی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیت‌طلبی تشنگان قدرت یافت. حسین (ع) می‌دانست که در این راه چه رنج‌های بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد.»

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در همین نوشته تاکید می‌کند که «دین و دین‌داری در این روزها دوران سختی را می‌گذراند» و «دین‌گریزی هنگامی زمینه‌ی گسترش پیدا می‌کند که دینی که ترویج می‌شود، با بدیهی‌ترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد.»

ميرحسين در اين نوشتار آورده است: «بر ماست که در این دوران بحران‌زده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهره‌ی فطرت‌پسندانه‌ی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه می‌داند یا از طریق رسانه‌های تحریف‌گر رسمی و یا از طریق روایت‌گران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانه‌ی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم.»

موسوی این پرسش را مطرح می‌کند که «در چنین شرایطی، یک جوان چگونه می‌تواند تشخیص دهد این‌همه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبون‌های رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی می‌شود، ربطی به اسلام ندارد؟»

وی در پایان توصیه کرده است که همراهان جنبش سبز با شرکت در مجالس بزرگداشت حماسه‌ی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنند.

به گزارش کلمه، متن کامل یادداشت میرحسین موسوی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون
(فصلت، ۳۰)

اینک بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرن‌ها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشان‌ترین نمونه‌ی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنج‌هایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلت‌بار ترجیح داد. حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازمانده‌ی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیت‌طلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد. حسین (ع) می‌دید که باطل را لباس حق می‌پوشانند و حق را باطل جلوه می‌دهند. حسین (ع) می‌دید که این بار اراده‌ی قدرت‌طلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگه‌داشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که می‌تواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانه‌ی ایستادگی در مقابل همه‌ی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند.

حسین (ع) می‌دانست که ملات سنگ‌های کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقت‌خواهی است که به زوال آن می‌انجامد. حسین (ع) می‌دانست که در این راه چه رنج‌های بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصره‌ی تنگناها و بی‌حرمتی‌های پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلت‌بار یا ایستادگی برای حق‌خواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجی‌ها و پاک کردن پلیدی‌ها هویت می‌یافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانه‌ی آزادی‌خواهی دانستند.

قرن‌ها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگون‌شده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادی‌خواهی، عدالت و استقلال‌طلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعه‌ای که در آن انسان‌ها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همه‌ی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راه‌های اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمت‌آمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافی‌هایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود.

حاکمان مستبد آنچنان در حلقه‌ی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترک‌خوردن‌های فزاینده‌ی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرت‌های ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایه‌ی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانه‌ی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمره‌ی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایش‌ها و نمایش زرادخانه‌ها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمت‌آمیز مردمی قرن، پدیدار شد.

میلیون‌ها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواسته‌های بیش از صدساله‌ی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردی‌اش در راه را آزموده بودند. در راهپیمایی‌های آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانه‌های دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل می‌شدند، خودخواهی‌ها به دیگرخواهی، و من‌ها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانه‌ای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادی‌شان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همه‌جای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنه‌ی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنج‌دیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدین‌گونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بی‌اعتقادی، که از سر درایت و آینده‌بینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی می‌دانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمی‌کاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر می‌کند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزله‌ی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک می‌سازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور می‌دیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و ۲۲ خرداد نشان از همین هوشیاری دارد.

اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود می‌دانند، این بار به این خواسته‌های برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانه‌ها در مقابل خواست اکثریت صف‌آرایی کرده بودند، زهرآگین‌ترین تیرهای تهمت و افترا را به سینه‌ی مردمی که خواهان تغییر بودند، رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بی‌سابقه‌ی مردم از شیوه‌های معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأی‌گیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزی‌شان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهره‌های فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمت‌جویانه به خیابان‌ها ریختند تا مطالبه‌ی حق مسلم‌شان در احترام به رأی‌هایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.

به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پل‌ها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بی‌دفاع آنان گذشتند، سینه‌ی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بی‌شرمانه عکس‌العمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانه‌هایشان، شورش دست‌نشانده‌های استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دست‌نشانده‌ی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابن‌زیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آّب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخورده‌ی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناک‌تر از فریادهای تظلم‌خواهی آنها خواهد بود.

همراهان سبز‌اندیش. دین و دین‌داری در این روزها دوران سختی را می‌گذراند و بسیاری از شما در این روزها می‌پرسید چگونه می‌توان با این همه سیاه‌کاری‌ها که به نام دین انجام می‌شود، جوانان روشن ضمیر این مرز و بوم را از امواج پی‌در‌پی دین‌گریزی نجات داد؟ پاسخ این همراه کوچک شما این است که دین‌گریزی هنگامی زمینه‌ی گسترش پیدا می‌کند که دینی که ترویج می‌شود با بدیهی‌ترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دین‌داری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان به‌در کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همه‌ی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بی‌سابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیده‌های عادی تلقی شوند؛ و در چنین شرایطی، یک جوان چگونه می‌تواند تشخیص دهد این‌همه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبون‌های رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی می‌شود، ربطی به اسلام ندارد. و او که شاهد مظلوم انبوه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گسترده‌ی دروغ در همه‌ی صحنه‌هاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزش‌های اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او اکنون به جای چهره‌ی اصلی دین که چهره‌ی محبت رحمانی است، با چهره‌ی عبوسی که جز خشونت‌ورزی و تحکم، زبان دیگری ندارد، روبه‌روست. او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدان‌گونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته می‌شود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض می‌شود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان می‌رود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار می‌گیرد، ماجراجویی‌های بی‌خردانه در سیاست خارجی باب می‌شود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصه‌های سوداگری و مال‌اندوزی در می‌آورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمی‌شود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمی‌تابند.

بر ماست که در این دوران بحران‌زده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهره‌ی فطرت‌پسندانه‌ی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه می‌داند یا از طریق رسانه‌های تحریف‌گر رسمی و یا از طریق روایت‌گران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانه‌ی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گران‌قدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفه‌ی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسه‌ی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.

خبرنامه جمعه 19 آذرماه 89» بازداشت مجدد علي شكوري راد

خبرنامه الكترونيكي سه شنبه 89.09.19:
«وضعیت فعلی برای منافع ملی ناگوار است» ، «منتظری هرگز نمی میرد»
. ادامه راه سبز(ارس): خبرنامه جمعه، نوزدهم آذرماه 1389، وقايع 24 ساعت گذشته را به صورت یک فایل پی دی اف (pdf) در اختیار مخاطبان قرار می دهد. عناوین خبر ها به همراه خلاصه متن آنها در زير آورده شده است و برای مشاهده و چاپ و تكثير متن کامل اخبار، عکس ها، بیانیه ها و تحلیلها، فایل پی دی اف (pdf) انتهاي همين پست را دانلود و مطالعه نماييد. شايان ذكر است تعدادي از خبرهاي درج شده در اين خبرنامه پيش از اين در پستهاي قبلي سايت ارس به اطلاع مخاطبان رسيده است و لذا در ادامه از درج خلاصه آن گونه اخبار خودداري شده است:

خاتمی در دیدار با خانواده بهاره هدایت: وضعیت فعلی برای منافع ملی ناگوار است
سیدمحمد خاتمی همزمان با شانزدهم آذرماه، روز دانشجو، با حضور در منزل بهاره هدایت، عضو در بند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، با خانواده وی دیدار کرد و با اشاره به احکامی که در روزهای اخیر برای برخی از فعالین سیاسی اصلاح طلب صادر شده و یا برگرداندن عماد الدین باقی به زندان وضعیت حاضر را برای معقتدان به منافع ملی ناگوار خواند.

به گزارش خبرنگار کلمه سیدمحمد خاتمی، ریاست جمهوری سابق کشورمان در این دیدار ضمن ابراز تاسف وتعجب از احکامی که این روزها برای دانشجویان صادر می شود گفت: نباید به گونه ای عمل شود که نحوه برخورد با دانشگاه و جامعه با الگویی که در کشورهای کمونیستی بود قابل مقایسه شود. این راه و این گونه برخورد با دانشگاه ها غلط و اشتباه است و این گونه برخوردها قطعا به نتیجه نمی رسد و شکست خواهد خورد.


نامه همسر تاج زاده به دادستان تهران:
اگر اسباب عدالت در نظام قضائی موجود مهیا نیست، لااقل در ظلم جاری شریک و سهیم نشوید
در پی تداوم فشارها بر زندانیان سیاسی و خانواده های آنان و همچنین اعلام ممنوع الملاقاتی مصطفی تاج زاده و محمد نوری زاد، دو فعال زندانیِ جنبش سبز، فخرالسادات محتشمی پور، همسر تاج زاده، با ارسال نامه ای سرگشاده به دادستان تهران، با ذکر گوشه ای از بیعدالتی های موجود در دستگاه قضایی کشور، خطاب به دادستان تهران خاطرنشان کرد "اگر اسباب عدالت در نظام قضائی موجود مهیا نیست لااقل در ظلم جاری شریک و سهیم نشوید."

به گزارش منابع خبری جرس، همسر سید مصطفی تاج زاده در نامه خود که تحت عنوان "عریضه بیست و نهم به دادستان تهران، از سوی همسر مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین" منتشر شده، از این مقام ارشد قضایی می پرسد "شما که مدعی قضاوت مسلمانی و عدالت علوی هستید؛ چرا در نظام قضائی ما کسی که فسادش محرز و جنایاتش آشکار و سوء اخلاقش بارز است وقتی از دادستانی عزل می شود به معاونت دادستانی کل منصوب می شود؟ خطاکار کیست؟ کسی که این فعل مجرمانه را مرتکب می شود یا کسی که این فعل مجرمانه را فریاد می کند برای اصلاح ؟"


شبکه انگلیسی زبان جمهوری اسلامی، آزادی سکینه محمدی را تکذیب کرد
به فاصله چند ساعت پس از آنکه برخی منابع خبری غربی از آزادی ناگهانیِ سکینه محمدی آشتیانی، فرزندش سجاد، وکیلش هوتن کیان و همچنین دو خبرنگار آلمانی بازداشتی خبر داده بودند، شبکه انگلیسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی (پرس تی.وی)، در گزارشی خبر آزادی سکینه محمدی را تکذیب کرد.

خبرگزارش رویترز، شامگاه پنجشنبه با پخش این خبر به نقل از گروهها و کمپین های حقوق بشری اعلام کرده بود که سکینه و سجاد در اسکو به خانه خود برگشته و زندگی جدیدی را شروع کرده اند.

به فاصله چند ساعت و در حالیکه مقامات جمهوری اسلامی و رسانه های رسمی کشور سکوت کرده بودند، در ساعات اولیه بامداد جمعه ١٩ آذرماه (١۰ دسامبر)، پرس تی.وی خبری روی خروجی خود قرار داد مبنی بر اینکه سکینه محمدی همراه با گروه تلویزیونی مربوط به برنامه «ایران امروز»، برای تولید یک برنامه مستند به خانه خود برده شد، تا روند به قتل رساندن همسرش را در محل توضیح دهد.


بدون اشاره به دولتی ها و شبه دولتی ها؛ کیفرخواست و جزئیات پرونده تعدادی از مفسدان اقتصادی کشور اعلام شد
همزمان با اعلام فرار یکی از بدهکاران شبکه های بانکی به خارج از کشور و در حالیکه طیف گسترده ای از مفسدان مالی و بدهکاران سیستم بانکی کشور دولتی ها و وابستگان دولتی هستند و کسی به آنها رسیدگی نمی کند، سایت قسط، متعلق به مجتمع قضایی امور اقتصادی (قسط)، اسامی تعدادی از مفسدان مالی کشور - به جز دولتی ها - اعلام کرد

این اسامی چند ساعت بعد از آن منتشر گردید، که رئیس قوه قضاییه، از انتشار آنها در سایت مربوط به آن مجتمع قضایی خبر داده بود، و مجتمع قضایی امور اقتصادی (قسط) نیز، همراه با نام این افراد، کیفر خواست و حکم قطعی تعدادی از پرونده های آنان را نیز اعلام کرد


دادستان تهران: جرم اعضای تحریریه شرق امنیتی است
دادستان تهران خبر دستگيري 4 عضو تحريريه‌ روزنامه شرق را تاييد كرد و ادعا نمود که جرایم این افراد امنیتی است.

عباس جعفري دولت‌آبادي روز چهارشنبه در گفت‌وگو با ایسنا، تاييد كرد كه «چهار عضو هيات تحريريه روزنامه شرق همراه يك فرد مرتبط با امور مالي و پشتيباني اين روزنامه روز سه‌شنبه به دليل ارتكاب جرايم امنيتي بازداشت شده‌اند و تحقيقات درباره‌ي اتهامات آنان ادامه دارد.»

در پی حمله ماموران امنیتی به روزنامه شرق موبایل تمام خبرنگاران و روزنامه نگاران این روزنامه مورد تفتیش قرار گرفت و در نهایت سه نفر از اعضای تحریریه به نام های کیوان مهرگان، فرزانه روستایی و احمد غلامی و همچنین علی خدابخش، مدیر عامل و سرمایه گذار آن بازداشت شدند.


انتقال دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر به زندان اوین
دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که در روز ۱۶ آذر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند به زندان اوین منتقل شده اند.

به گزارش دانشجونیوز، درپی برگزاری مراسم ۱۶ آذر در دانشگاه پلی تکنیک تهران حدود ۱۵ نفر از دانشجویان این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. ۱۰ تن از آنان پس از بازجویی در دفتر پی گیری وزارت اطلاعات آزاد شده اند و مابقی بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شده اند. دانشجویان آزاد شده از ضرب و شتم شدید خویش در دفتر پی گیری وزارت اطلاعات خبر داده اند. از دانشجویان منتقل شده به زندان اوین می توان به هادی شاکری و محسن محبوبیان اشاره کرد.


تعطیلی خودجوش بازار نجف آباد و آغاز مراسم سالگرد آیت الله منتظری
به رغم محدودیتهای امنیتی امروز، روز پنجشنبه هجده آذر ماه ، مصادف با سوم محرم، سالروز رحلت آيت الله منتظري كليه مغازه هاي شهرستان نجف آباد(به جز مايحتاج و ضروري) تعطیل است.

به گزارش رسیده به جرس، كليه مغازه هاي شهرستان نجف آباد(به جز مايحتاج و ضروري)، به پاس آزادي خواهي و حق گويي و مظلوميت اين مرجع شيعه و به مناسبت رحلت ايشان و به صورت كاملا هماهنگ و خودجوش در تمام شهر تعطيل است
در حال حاضر مردم شهر در حال شركت در مراسم عزاداري در مسجد بازار اين شهر هستند.


کیان تاجبخش سخنران ویژه جامعه اسلامی مهندسان
در حالی كه تاكنون هیچگونه خبری مبنی بر اتمام محكومیت یا بخشودگی، کیان تاجبخش یكی از زندانیان حوادث پس از انتخابات منتشر نشده است، وی روز گذشته مهمان جامعه اسلامی مهندسان بود.

به گزارش مشرق به نقل از ثامن، در اجلاس دبیران استانهای جامعه اسلامی مهندسین که پنج شنبه گذشته در دفتر مرکزی این تشکل در میدان هفتم تیر تهران برگزار شد، کیان تاجبخش که از افرادی که در جریان مبارزه با جنگ نرم بازداشت شد، از زندان به جلسه منتقل و به عنوان مهمان ویژه سخنرانی کرد.


حسین درخشان پس از 26 ماه حبس آزاد شد
حسین درخشان که به 19.5 سال حبس تعزیری محکوم شده است، شب گذشته با تودیع وثیقه میلیاردی به مرخصی آمد.

به گزارش مشرق، درخشان که برای گذراندن مرخصی با تودیع وثیقه از زندان آزاد شده قرار است در چند روز آینده به زندان باز گردد.
این وبلاگ نویس زندانی، که از پاییز دو سال پیش، بعد از ورود به ایران بازداشت شد، تا ماه گذشته بلاتکلیف در بازداشتگاه نگهداری می شد؛ تا اینکه بر اساس رای قاضی صلواتی (شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران)، به تحمل نوزده و نیم سال زندان محكوم شده و پرونده وی در مرحله تجدیدنظر است.


خانواده معاون وزیر دفاع پیشین ایران مفقود شده در ترکیه با تجمع مقابل سفارت ترکیه خواستار پیگیری وضعیت وی شدند
در چهارمین سالگرد مفقود شدن علی‌رضا عسگری، معاون وزیر دفاع پیشین ایران در تركیه، جمعی از اعضای خانواده وی در مقابل سفارت تركیه در تهران تجمع كردند و خواستار پیگیری جدی‌تر این موضوع از سوی سفارت تركیه شدند.
علیرضا عسگری سرتیپ سپاه و معاون اسبق وزیر دفاع ایران بود، که در اوایل ۲۰۰۷در ترکیه ناپدید شد و برخی گزارش‌ها از ربوده شدن او توسط سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل خبر داده بودند. اما گزارش هایی نیز از سوی غرب مبنی بر پناهندگی وی به آمریکا منتشر گردید.


تداوم اعدامهای دسته جمعی زندانیان عادی در زندان وکیل آباد و ادامه سکوت مقامات قضایی
با وجود افشاگری های صورت گرفته توسط احمد قابل (زندانی عقیدتی محبوس در زندان وکیل آباد مشهد)، پیرامون اعدامهای فلّه ای، دسته جمعی، مخفیانه و بدون رعایت تشریفات قانونیِ زندانیان عادی در آن زندان، و گزارش های کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، پیرامون جزئیات این اعدامها، این تشکل حقوق بشری از اعدام دهها تن دیگر از زندانیان عادی به همین روال طی هفته های اخیر خبر داد.

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، ۹ تن دیگر نیز در تاریخ ۹ آذرماه اعدام شده اند و در ۱۸ آبان ماه نیز ۱۱ تن دیگر از متهمان مرتبط با جرائم موادمخدری در این زندان اعدام شده بودند. با احتساب ۱۰ زندانی که در روز ۴ آبان امسال در این زندان اعدام شده بودند و پیش از این کمپین گزارش آن را منتشر کرده است، شمار اعدام های دو ماه گذشته در زندان وکیل آباد مشهد به ۳۰ تن رسید. در مهر ماه امسال نیز به بنابر گزارش های منابع مطلع که در اختیار کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گذشتند ۲۳ نفر دیگر در این زندان اعدام شده بودند. اعدام های یاد شده در آمارهای رسمی که در اختیاررسانه های دولتی توسط بیانیه های رسمی دستگاه قضایی گذاشته می شود دیده نمی شود.


پیام آیت الله بیات در اولین سالگرد درگذشت مرجع فقید: با انتشار آثار آیت الله منتظری، فقدان وجود علمی ایشان را جبران کنید
آیت‌الله بیات زنجانی در پیامی به مناسبت اولین سالگرد درگذشت آیت‌الله منتظری، با گرامیداشت یاد آن مرجع فقید اظهار امیدواری کرد که کمااینکه دورۀ حیات این مرد بزرگ، منشأ خیر و برکت در حوزه های علمیه بود، آثار و یادگارهای به جای ماندۀ از ایشان نیز به همت بیت شریف بالاخص فرزند فاضل آن فقیه فقید جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد منتظری(زید عزه) و شاگردان مکتب فقهی آن بزرگوار منتشر گردد تا شمع وجود ایشان، در مراکز علمی روشن تر گشته و فقدان وجود پرکت شان تا حدودی جبران گردد.


کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی: نسرین ستوده باید بیدرنگ و بدون قید و شرط آزاد گردد
در پی از سرگیری اعتصاب غذای خشک، توسط نسرین ستوده، وکیل مدافع زندانی، و سومین ماه از بازداشت این فعال حقوق بشری در سلول انفرادی، «کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی»، طی صدور بیانیه ای، خواستار اقدامی جدی در سطح بین المللی برای فشار به حکومت ایران جهت آزادی وی شد.

به گزارش تارنمای این کمیته، حکومت جمهوری اسلامی نسرین ستوده وکیل مدافع زندانیان سیاسی و از فعالین اجتماعی را از سیزدهم شهریور ماه ١٣۸۹ تا کنون در سلول انفرادی بعنوان گروگان نگهداشته و اعتصاب غذاهای متوالی وی نیز، واکنشی به بدرفتاری مسئولین زندان و اتهامات واهیِ نسبت داده شده به خود، بی پاسخ ماندن اعتراضاتش و همچنین عدم اجرای وعده‌های داده شده از سوی مسئولان اطلاعاتی و قضایی است.


هشدار دادستان به دخالت دولت و مجلس در پرونده های قضایی در واکنش به ادعاهای وزیر ارشاد
در پی اظهارات اخیر برخی مقامات دولت، از جمله وزیر ارشاد در مورد "لزوم عدم حمایت از مهدی هاشمی به عنوان یک متهم فراری"، دادستان تهران از مقامات اجرایی و تقنینی بار دیگر خواست در پرونده‌های قضایی دخالت نكنند، چرا که در صورت تكرار این قبیل اظهارنظرها، طبق مقررات با آنها عمل خواهد شد.

به گزارش ایسنا، عباس جعفری دولت‌آبادی با اشاره به انتشار برخی مطالب منتسب به وزیر ارشاد در بعضی از سایت‌های خبری و جراید كشور، گفت: روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاری مطالبی به نقل از وزیر ارشاد در خصوص رسیدگی به موضوع پرونده روزنامه ایران مطرح شده است كه امیدواریم این اظهارات صحت نداشته باشد.

دادستان تهران با ابراز تاسف از چنین اظهارنظرهایی بدون در نظر گرفتن قوانین و مقررات افزود: چون در مورد روزنامه‌ ایران پرونده قضایی تشكیل شده و رسیدگی به آن در حال انجام است انتظار می‌رود مقامات اجرایی و تقنینی به نحوی اظهارنظر نكنند كه شائبه تلاش آنان برای تاثیرگذاری در فرآیند قضایی به اذهان متبادر شود.


عزل آیت الله مسعودی خمینی از تولیت حرم حضرت معصومه
سعیدی علاوه بر امامت جمعه قم، ریاست شورای فرهنگ عمومی استان قم و ریاست ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر این استان، به عنوان تولیت حرم حضرت معصومه (س) معرفی شد.

سعیدی علاوه بر امامت جمعه قم، عهده دار سمت ریاست شورای فرهنگ عمومی استان قم و ریاست ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر این استان نیز هست.
پیش از این آیت الله علی اکبر مسعودی خمینی عهده دار مسئولیت تولیت حرم حضرت معصومه (س) بود.


حکم حبس ارسلان ابدی، بازداشتی وقایع عاشورای ٨٨، به سه سال کاهش پیدا کرد
حکم زندان حبس ارسلان ابدی، دانشجوی دانشگاه بین‌المللی قزوین که در حوادث عاشورای سال گذشته بازداشت و توسط دادگاه بدی به نه سال و نیم محکوم شده بود، به سه سال کاهش پیدا کرد.

به گزارش منابع خبری جرس، وی که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد، در کیفرخواستش ابتدا "محارب" معرفی شد که پس از چندی تغییر کرده و در ابتدا به نه سال و نیم حبس محکوم و بعد از آن در دادگاه تجدید نظر به شش سال تعزیری تبدیل شد، که همزمان با عید غدیر، به سه سال تقلیل یافت.


بازداشت مجدد دکتر شکوری راد به دلیل افشای تبریک ٢٢ خرداد ٨٨ صادق لاریجانی به میرحسین موسوی
دادستانی تهران اعلام کرد علی شکوری راد بازداشت و به زندان معرفی شده است.

به گزارش ایلنا، پایگاه اطلاع رسانی دادستانی تهران،‌ با اعلام این خبر آورده است: "در پی انتشار اظهارات علی شکوری راد در برخی از سایت ها و انتساب اظهارات وی به ریاست قوه قضائیه، و نیز طرح مطالب خلاف واقع علیه جمهوری اسلامی ایران که به موجب قوانین جرم تلقی می شود، در روز جاری (پنجشنبه ۱٨ آذر) نامبرده احضار و به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفته و پس از انجام تحقیقات و با توجه به پرونده و اتهامات قبلی با تشدید قرار، بازداشت و به زندان معرفی شد. "


پیام جامعه مدرسین و طلاب قم ونجف(متقن) به احمد منتظری: منتظری هرگز نمی میرد، می بینید که چگونه از قبر او هم قدرت نا مشروع هراس دارد
در ادامه پیامهای تسلیت به مناسبت فرا رسیدن سالگرد درگذشت مرحوم آیت الله العظمی منتظری، و در واکنش به اعلام ممنوعیت برگزاری مراسم سالگرد توسط حکومت، تشکل جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف(متقن)، با ارسال نامه ای خطاب به احمد منتظری، فرزند آن مرحوم، ضمن گرامیداشت یاد آن مرجع تقلید مردمی، خاطرنشان کرد "منتظری شهید واقعی بود و این حکم الهی است که هرگز نمی میرد او زنده جاوید است و می بینید که چگونه از قبر او هم قدرت نا مشروع هراس دارد."

این تشکل همچنین طی بیانیه ای که به مناسبت سالگرد درگذشت آن مرجع مردمی به صورت جداگانه منتشر ساخت، خاطرنشان کرد روزهای غمباری پیش روی ماست. ازِ یک سو در غم جانکاه حسین علیه السلام و یارانش به سوگ نشسته ایم و از سوی دیگر خاطره رحلت غمبار و مظلومانه آن فقیه عالیقدر قلب ما را می سوزاند، ولی از همه بالاتر عزای صدها جوان به خون خفته ای است که حتی به مادران داغدیده ی آنان اجازه داده نمی شود تا بر جای خالی آنان حتی یک شمع روشن کنند."


اعتصاب غذای غلامحسین عرشی، از شهروندان بازداشتی حوادث بعد از انتخابات، وارد هفتمین روز شد
بنا به گزارش منابع خبری، غلامحسین عرشی، از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اواخر هفته گذشته پس از اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شد . او در اعتراض به این اقدام مسوولان زندان دست به اعتصاب غذا زد.از آغاز اعتصاب غذای وی بیش از هفت رور می گذرد.

به گزارش کلمه، وی در هفته های اخیر وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی داشته، و بارها از مسوولان زندان خواسته است او را به بهداری زندان اوین انتقال دهند اما هربار مسوولان زندان از این کار سر باز زده اند. موضوعی که موجب اعتراض عرشی و دیگر هم بندان او به مسوولان زندان و به ویژه مسوول بند ۳۵۰ بزرگ نیا شده است .


امیرهادی انواری، یکی دیگر از روزنامه نگاران روزنامه شرق نیز بازداشت شد
در ادامه موج بازداشت روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی، امیر هادی انواری، یکی دیگر از خبرنگاران روزنامه شرق نیز، امروز پنجشنبه ۱٨ آذرماه بازداشت شد.

به گزارش جرس، انواری خبرنگار حوزه اقتصادی بود که سابقه فعالیت در روزنامه اعتماد و دیگر روزنامه های اصلاح طلب را دارد.
گفتنی است روز سه شنبه هفته اخیر (۱۶ آذرماه) نیز، ماموران امنیتی به ساختمان روزنامه شرق یورش بردند و فرزانه روستایی، کیوان مهرگان و احمد غلامی و سرمایه گذار این روزنامه علی خدابخش را بازداشت نمودند.

جهت دانلود و مشاهده متن كامل اخبار خبرنامه، روي تصوير زير كليك نماييد

حجم فايل 462 كيلوبايت

۹/۱۸/۱۳۸۹

نابغه آب‌پاش در دولت کیست؟

نابغه آب‌پاش در دولت کیست؟
. ادامه راه سبز(ارس): ایده "آب پاشی" تهران با استفاده از هواپیمای سم‌پاش در روزهای گذشته تبدیل به سوژه‌ای جنجالی در رسانه‌ها و محافل مختلف شد.

به گزارش عصر ایران، این ایده كه از همان ابتدا به گمان بسیاری از ناظران، تخیلی و بدون ثمر دانسته شده، در روزهای اخیر آزموده شد و ظاهرا آن‌گونه كه از وضعیت آب و هوای پایتخت نمایان است و آن‌طور كه مسئولان ذی‌ربط آب‌وهوای تهران اعلام می‌كنند‌، تاثیری در كاهش آلودگی هوای تهران نداشته است و چه بسا برخی كارشناسان از تاثیرات منفی آن در احتمال بارش باران اسیدی نیز سخن گفته‌اند‌!

به هر صورت ارایه این ایده و آزمودن آن‌، نشانه‌ای از ضعف تدبیر تعبیر شد كه بسیاری از ناظران بر سر آن اتفاق نظر داشتند و ما هم به عنوان یک رسانه در روزهای گذشته نقدها و نظرات مختلف مسئولان و ناظران را در این باره انعكاس داده‌ایم.

اما نكته‌ای كه در این میان جلب توجه می‌كند این است كه این ایده با وجود مخالفت جمع كثیری از مسئولان و كارشناسان ذی‌ربط آب و هوا‌، در نهایت عملیاتی شد و مشخص نیست كه چه اراده‌ای وجود داشته كه با وجود مخالفت‌های قاطبه كارشناسان و مسئولان مرتبط با آب و هوای تهران‌، این ایده به بوته آزمون درآمده است‌؟

اگر به اظهارات چند روز اخیر مسئولان مرتبط با موضوع آلودگی آب و هوای تهران مراجعه كنیم نظر مخالف بیشتر مسئولان و كارشناسان مرتبط نمایان است‌:

وزیر بهداشت در رابطه با تاثیر آب پاشی هوای تهران بر كاهش میزان آلاینده‌ها، گفته است‌: اگر آب‌پاشی با حجم وسیع صورت گیرد ممكن است تا اندازه‌ای موثر باشد اما طبق گزارش‌های وزارت بهداشت، آب‌پاشی با حجم كم موثر نخواهد بود. "(میزان آب هواپیماهای سم‌پاش اندک و در حد مزرعه‌ای است)

نماینده شهرداری تهران در كارگروه كاهش آلودگی هوا نیز در هفته جاری با زیر سوال بردن این تصمیم‌، ‌آن را غیر منطقی و بی‌فایده و در حد طنز دانسته است.

مهندس "وحید نوروزی" در این‌باره گفت: "در عین حال این سوال مطرح است كه چه میزان آب قرار است با چند ده‌هزار هواپیمادر تهران 750 كیلومتر مربعی پاشیده شود؟

وی افزود: بر اساس اظهارات جناب استاندار تهران با استناد به مصوبات دیشب جلسه هیأت دولت در مورد شرایط خاص كیفیت هوا كه متاسفانه ۲۸ روز است جان شهروندان تهرانی را نشانه گرفته است 100 دستگاه تهویه هوا و هواپیماهای آب‌پاش به‌كارگیری می‌شوند‌. آنچه جالب است این تصمیم عجیب و غریب تقریبا همه را شوكه كرد. اگر بگویم تبدیل به‌طنز شد اغراق نكرده‌ام. سئوالات و ابهام در مورد این اقدام عجیب و غریب آنقدر زیاد است كه پایانی بر آن نیست."

معاون سابق سازمان حفاظت محیط زیست نیز هشدار داده است كه با بالا بودن غلظت برخی آلاینده‌ها مانند دی‌اكسیدگوگرد و مونوكسید‌كربن در تهران و تركیب آن با قطرات آب كه توسط آب‌پاش‌ها پخش می‌شود، باران اسیدی در تهران شكل می‌گیرد.

حسن اصیلیان درباره بارش باران اسیدی ناشی از آب‌پاشی هواپیماها در تهران گفت: اگر میزان غلظت آلاینده‌ها بالا باشد احتمال بارش باران اسیدی زیاد است.

این استاد دانشگاه در ادامه افزوده است‌: "‌اگر دی اكسید گوگرد در هوای تهران بالا باشد پس از تركیب با آب اسید سولفوریک ایجاد كرده و در نهایت منجر به بارش باران اسیدی می‌شود یا اگر میزان غلظت اكسید‌های نیتروژن بالا باشد پس از تركیب با آب ایجاد اسید‌نیتریك می‌كند.

وی ضمن انتقاد از روش مورد نظر، گفت: اصل قضیه مشكل دارد؛ پاشیدن 10 هزار لیتر آب در فضایی مانند تهران مثل قطره‌ای در دریاست بنابراین در وهله اول باید به نفس عمل بپردازیم كه آیا كارشناسی هست یا خیر؟

مدیركل هواشناسی استان تهران نیز روز چهارشنبه با تاكید بر این كه آب‌پاشی تهران بوسیله هواپیماهای آب‌پاش هیچ پایه علمی ندارد گفت: سامانه‌ای در غرب و شمال غرب كشور مستقر شده است كه از بعدازظهر چهارشنبه تهران را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد و بدین ترتیب این سامانه ضعیف بر روی كاهش غلظت آلاینده‌های تهران تاثیر می‌گذارد و انتظار می‌رود تا روز جمعه آلودگی هوای پایتخت به میزان قابل توجهی كاهش یابد.

مهندس "جباری دقایقی‌" در خصوص آب‌پاشی تهران از طریق هواپیماهای آب‌پاش گفت: این طرح به هیچ عنوان پایه علمی ندارد و سازمان هواشناسی این طرح را به هیچ وجه از نظر علمی تایید نمی‌كند چرا كه تاثیری در كاهش آلودگی هوا ندارد.

مدیركل هواشناسی استان تهران افزود: اجرای این طرح تنها موجب تركیب آب با آلاینده‌های جوی و ریزش آن بر سطح زمین و آلودگی آب و خاك و بارش‌های اسیدی می‌شود.

وی گفت: در حالت عادی به دلیل این كه پیش از بارش باران شاهد بروز باد و پراكندگی آلاینده‌ها هستیم و با توجه به حجم بالای آبی كه در بارندگی‌ها حاصل می‌شود كمتر مشكلات زیست‌محیطی ایجاد می‌شود.

مدیركل هواشناسی استان تهران با اشاره به این كه موضوع آب‌پاشی با هواپیماهای آب‌پاش نیز روز دوشنبه در كمیته اضطراری آلودگی هوای تهران مورد بحث قرار گرفت تاكید كرد: در همان جلسه هم تاكید كردیم كه قرار است سامانه جوی جدیدی بر تهران حاكم شود لذا اگر شاهد كاهش روند آلاینده‌ها از روز چهارشنبه بودیم به حساب آب‌پاشی نگذارید!

مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران هم با اشاره به اظهارات مسئولان در مورد بهتر شدن آلودگی هوای تهران گفت: «هنوز كه ما وضعیت بهتری ندیده‌ایم و همه این كارها برای افزایش نیافتن آلودگی بوده است.» رئیس شورای شهر تهران با تاكید بر اینكه باید طرح پیشگیری از آلودگی هوای تهران دنبال شود گفت: «با این وضعیت آلودگی هوا مردم به مرگ تدریجی دچار می شوند و با سپری شدن این ایام نیز به طور حتم معضل آلودگی هوا فراموش می‌شود.»

مجید عباسپور، رئیس دانشكده محیط‌زیست و انرژی دانشگاه علوم تحقیقات تهران یكی از این كارشناسان است. او در این باره می‌گوید: «اقداماتی از این دست مانند ایجاد باد مصنوعی یا آب‌پاشی هوا برای كاهش آلودگی بیشتر جنبه تخیلی دارد تا علمی.»

یك ساعت بعد از آب‌پاشی آسمان تهران، مركز هماهنگی اطلاع رسانی آلودگی هوای تهران در اطلاعیه‌‌ای اعلام كرد: « بر اساس اطلاعات رسیده از ایستگاه‌های سنجش آلودگی هوای شهر تهران بر میزان غلظت كلیه آلاینده‌ها به غیر از منوكسیدكربن نسبت به روز گذشته افزوده شده، همچنین در میزان غلظت آلاینده ازن تغییری ملاحظه نمی‌شود. بدین ترتیب میانگین غلظت آلاینده ذرات معلق كمتر از 5/2 میكرون فراتر از حد مجاز بوده و شاخص كیفیت هوای تهران در شرایط «هشدار» است.»

حال با توجه به اظهارات این مقامات مسئول فعلی و سابق در دولت و شورای شهر و شهرداری و نیز متخصصان كه نظرات آنها یا مشابه آن در كمیته اضطراری آلودگی هوای تهران نیز مسموع شده است ، این سوال جدی پیش می آید كه چه اراده ای پشت قضیه ایده آب پاشی تهران بوده كه با وجود این مخالفت ها و اعلام نظرات كارشناسی صریح مبنی بر بی فایده بودن آن ، آن را پیش برده و به مرحله عملیاتی هم رسانده است؟

نكته مهم تر این كه وقتی طرحی با چنین سطحی از مخالفت كارشناسان و متخصصان و مسئولان، مصوب و اجرایی می‌شود‌، آیا مردم حق ندارند نگران نحوه تصمیم‌گیری‌ها در امور دیگر شوند؟ آیا در سایر حوزه‌ها هم نظرات كارشناسی اینگونه به محاق می‌رود؟

ومورد دیگر: حال كه این ایده آزموده و نتیجه آن در عمل مشخص شد، برای بسیاری از رسانه‌ها و مردم بسیار جالب خواهد بود تا با پیشنهاد دهنده یا پیشنهاد دهنگان این ایده آشنا شوند‌؛ هوا كه با این طرح پاک نشد‌، لااقل بدانیم كار كی بوده است!

۹/۱۷/۱۳۸۹

دومين شماره روزنامه قلـــم ‌سبـــز» اين پرنده مردني نيست...

روزنامه قلـــم‌سبـــز شماره دوم؛
«اين پرنده مردني نيست...»

. ادامه راه سبز(ارس): دومين شماره روزنامه "قلـــم ‌سبـــز" مورخه چهارشنبه 17 آذر ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:


براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (556 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"


جهت دسترسي آسان به نشريات شبز، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد

استاد و دانشجو را به حبس افکندند و بر خود بالیدند

پيام مجيد دري، دانشجوي زندانی محروم از تحصيل به مناسبت روز دانشجو:
استاد و دانشجو را به حبس افکندند و بر خود بالیدند!
. ادامه راه سبز(ارس): «مجید دری» دانشجوی محروم از تحصیل و زندانی دانشگاه علامه که از ۱۸ تیرماه ۸۸ بدون استفاده از مرخصی دوران حبس در تبعید خود را می گذراند ، به مناسبت روز دانشجو پیامی را خطاب به دانشحویان نوشته است . او پیام خود را از زندان بهبهان در حالی می نویسد که این روزها چشمانش دید مناسبی ندارد و تحت شدیدترین فشارها دوران حبسش در زندان بهبهان را می گذراند . وقتی مجید به دلیل مشکل بینایی اش از مسوولان زندان خواست که او را به نزد پزشک ببرند به این دانشجوی دربند در روزی که به نام او نامیده شده پا بند زدند موضوعی که موجب شد مجید از رفتن به پزشک هم خودداری کند وضعیت جسمانی وی اکنون نامناسب گزارش می شود .این دانشجوی ستاره دار اما با این همه روز دانشجو را از یاد نمی برد و خطاب به همه دوستانش نامه می نویسد.

متن نامه این دانشجوی زندانی که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است:

زنان ومردان سوزان هنوز دردناک تربن ترانه ها شان را نخوانده اند
سکوت سرشار است سکوت بی تاب از انتظار چه سرشار است
احمد شاملو

تا کی می خواهید قرآن را بر سر نیزه ها کنید و با اعمال زور و فشار از واقعیت بگریزید ؟! تاکی می خواهید با نام قانون و دین بر دگراندیشان و معترضیت بتازید و آنچه رخ خواهد داد را به تعویق اندازید ؟! تاکی می خواهید سبزی اعتراض را نبینید و سرخی خون را انکار کنید و با سیاهی حبس و تبعید دیدگانتان را بیازارید ؟!

یک بار دیگر ۱۶ آذرماه آمد . روز دانشجو ، روز دانشگاه و روز پیشاهنگی دانشگاهیان .اینک نیروهای امنیتی تان را گوش به زنگ کرده اید وآنها اکنون در آماده باشند می دانم و همین ترس و اضطراب بس که بنماید دانشگاه ها ی سبز زنده اند و نمرده اند . اگر از کمیتش کم شده بر کیفیتش افزوده شده است ، مترصد فرصتی مناسب که بار دیگر خواب را بر چشمانتان حرام کنند .

دانشگاه را با چه اشتباه گرفته اید ؟ با جبهه وگمان برده اید فرمانده اید و دانشجویان مشتی سرباز گوش به فرمان؟! زهی خیال باطل که چشم وگوش بسته آنچه میگویید اطاعت شود که دانشجو نه تنها فرمان نمی برد که در مقابل هر زور و ستمی می ایستد هر چند که قدرت مقابل تا بن دندان مسلح باشد .

دانشگاه هرگز سر تعظیم در مقابل بی خردان در قامت دولتمرد که می خواهد با خاک یکسانش کند فرو نمی آورد و تمام قامت می ایستد که شانش به ایستادگی است و صد البته این افراد شایسته دولتی اند که در راسش مردی ایستاده که دروغ از ارکان کلامش است و هرگز ابا نمی کند از دروغ گویی . هنوز ستاره دار شدن جاری است و محرومیت از تحصیل برای فعالان دانشجویی رواج دارد ،کسانی را بر دانشگاه ها می گمارند که اندیشه شان چیزی جز تخریب نیست و راهکارشان مشت آهنین .

از دانشگاه علامه من در کنار استادم در زندان بودم و چند قدم آنطرف تر « مهدیه گلرو» در بند زنان . استاد و دانشجو ، دختر و پسر را به حبس افکندند و بر خود بالیدند . اما با این همه دانشجو و استاد ایستاد و ایستاد . کشته شد و ایستاد . به خوابگاهش حمله شد و ایستاد . کشته می شود و می ایستد . حبس می کشد و می ایستد . و این شد که ایران دانشگاه شد و تمامی مردمان دانشجو . دانشجویان راه آزادی و دموکراسی . دانشگاه در دلها نشست و در فکرها جای گرفت و بر زبان ها جاری گشت .

پس سلام دوباره بر فعالان دانشجویی ، سلام بر ستاره داران ، سلام بر محرومان از تحصیل . سلام بر تمامی دانشجویان که نفس دانشجو شدن شان جرم تلقی شده است . سلام بر اساتید… و سلام بر تمام خس و خاشاکانی که دلشان از استبداد گرفت و به نام آزادی فریاد بر آوردند و سلام و درود بر جنبشی که سبز بود و سبز خواهد ماند و سبز خواهد ایستاد .

ای آزادی از ره خون می آیی ، اما می آیی و من در دل می لرزم
این چیست که در دست تو پنهان است؟ این چیست که در پای تو پیچیده است ؟؟
ای آزادی آیا با زنجیر می آیی؟!

مجید دری
زندان بهبهان
آذر ۱۳۸۹

علي تاجرنيا آزاد، تاج زاده و نوری زاد ممنوع الملاقات شدند

مصطفي تاج زاده و محمد نوری زاد ممنوع الملاقات شدند
. ادامه راه سبز(ارس): در پی فشارها و تهدیدات اخیر برخی مقامات قضایی و شخصیت های فراقانونی پیرامون “نامه نگاری های برخی زندانیان سیاسی و لزوم برخورد با آنها”،مصطفی تاجزاده و محمد نوری زاد، دو تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین، پس از گذراندن حدود چهار ماه در بندِ قرنطینه، به دستور مقامات قضایی ممنوع الملاقات شدند.

به گزارش ارس، مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاح طلب، از شاکیان احمد جنتی (دبیر شورای نگهبان)، به دلیل دخالت‌های آن نهاد در روند انتخابات و همچنین کودتاگران انتخاباتی است که همراه با محمد نوری زاد، نویسنده و سینماگر حامی جنبش، که وی نیز به دلیل نوشتن نامه های منتقدانه به رهبری، به حبس محکوم شده است، ماه‌هاست به شکل غیرقانونی در قرنطینه زندان اوین به‌سر می‌برند و مسئولان قضائی نیز تا کنون هیچ‌گونه توضیحی در مورد این اقدام خود به ایشان، وکلا و خانواده‌های‌شان نداده بودند.

ممنوع الملاقات کردن این دو زندانی سیاسی در حالی صورت می‌گیرد که همسران آن ها همراه با تعدادی دیگر از خانواده‌های زندانی سیاسی اخیرا طی نامه سرگشاده‌ای از رئیس قوه قضائیه درخواست ملاقات حضوری کرده بودند.

گفتنی است بعد از خطبه های نماز جمعه چندی پیش احمد جنتی که ضمن انتقاد از مرخصی های اعطایی به بعضی از زندانیان سیاسی، ادعا کرده بود «به فتنه گران مرخصی‌هایی داده می شود که پس از مرخصی یا آنان فرار می‌کنند و یا جلساتی را با دوستان خود برگزار می‌کنند و به تنظیم برنامه‌های خود می پردازند. ..آیا این درست است که افرادی که هنوز توبه نکرده‌اند و سرجای خود ایستاده اند، به مرخصی بروند، لذا نباید به زندانی‌های توطئه‌گر مرخصی داده شود… مرخصی دادن به توطئه‌گران مانند مرخصی دادن به سارقان است»، مسئولان دستگاه قضایی، از جمله دادستان کل کشور و دادستان تهران، وعدۀ «لغو مرخصی»، «لغو ملاقات»، و همچنین «برخورد با زندانیانی که اقدام به نگارش و ارسال نامه به بیرون از زندان می کنند» را داده بودند.

علی تاجرنیا پس از گذراندن یک سال حبس، از زندان آزاد شد

همچنين بنا بر گزارشات رسيده به ارس، دكتر علی تاجرنیا عضو برجسته جبهه مشارکت ایران اسلامی، رئیس منطقه تهران این حزب و از اعضای ستاد مهندس میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری، بعد از ظهر امروز (چهارشنبه ۱۷ آذرماه) پس از گذراندن یک سال حبس، از زندان اوین آزاد شد.

علی تاجرنیا که به فاصله چند روز بعد از انتخابات دهمین ریاست جمهوری در خرداد ماه سال ۸۸ به همراه عده زیادی از فعالان سیاسی، حزبی و دانشجویی و بسیاری از اعضای ستاد مهندس موسوی دستگیر شده بود، به مدت پنج ماه در بازداشت موقت در بند امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ نگهداری شد که نزدیک به ۱۰۰ روز از این مدت را در سلول انفرادی و تحت بازجویی های مکرر و طولانی مدت سپری کرد.

تاجرنیا جوان ترین نماینده مجلس ششم و عضو کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و از اعضای فعال فراکسیون مشارکت در مجلس ششم بود که انجام نطق های پیش از دستور انتقادی، عضویت در چندین کمیته تحقیق و تفحص و همراهی در ارائه طرح هایی چون اصلاح قانون مطبوعات، جرم سیاسی، حقوق شهروندی و … از جمله فعالیتهای وی بوده است. همچنین او از امضا کنندگان نامه معروف نمایندگان به رهبری و نیز از شرکت کنندگان در تحصن و استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به نظارت استصوابی اعمال شده توسط شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم بود .

تاجرنیا همچنین مسئولیت نظارت بر انتخابات دوره ای شوراها ی اسلامی شهر و روستا – که آزاد ترین انتخابات پس از انقلاب اسلامی لقب گرفت – را بر عهده داشت. دکتر تاجرنیا همچنین به همراه فاطمه حقیقت جو و موسوی خوئینی ها و چند نفر از نمایندگان مجلس که سابقه عضویت در دفترتحکیم وحدت را داشتند ،برای اولین بار فراکسیون دانشجویی را تشکیل دادند و موثرترین کارشان در این مدت پیگیری حوادث کوی دانشگاه تیرماه ۷۸ و قضایای پس از آن ، اعتراض به برخورد نهادهای امنیتی و غیر مسئول با دانشگاه و جنبش دانشجویی و تحصن به خاطر دستگیری اعضای مرکزی دفتر تحکیم و سایر فعالین دانشجویی و صنفی بود.

او و ۱۳ تن دیگر از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در مهر ماه سال جاری با امضای نامه ای در واکنش به اظهارات محمود احمدی نژاد در سازمان ملل، خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب جهت پیگیری نحوه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، چگونگی دخالت نظامیان و نیروهای امنیتی در انتخابات، دستگیری فعالان سیاسی و مسائل پس از آن شده بودند.

بيست و هشتمين شماره روزنامه کلـــمــــه» آقاي احمدخاتمي! دست از سر كربلا برداريد

روزنامه کلـــمــــه پيش شماره بيست و هشتم؛
«ای کسانی که اکنون قدرت در دستانتان است؛ دست خدا بالای همه دستهاست»

. ادامه راه سبز(ارس): بيست و هشتمين شماره روزنامه كلمه مورخه چهارشنبه 17 آذر ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت كلمه قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (178 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 504 كيلوبايت


جهت دسترسي آسان به شماره هاي گذشته، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد

۹/۱۶/۱۳۸۹

زهرا رهنورد: ما شهادت می‌دهیم که شما ظالمان، جوانان را در روز عاشورا به شهادت رساندید

يادداشت زهرا رهنورد در واكنش به بازداشت و حبس ليلا توسلي:
ما همه لیلا توسلی هستیم
. ادامه راه سبز(ارس): زهرا رهنورد، نویسنده و استاددانشگاه تهران در پی بازگشت لیلاتوسلی، شاهد عاشورای تهران یادداشتی در این باره نوشته و تاکید کرده که «ما همه لیلا توسلی هستیم و شهادت می دهیم که در روز عاشورا مردم بیگناه و عزاداران حسینی را به شهادت رسانده اید . ما لیلا توسلی ها شهادت می دهیم که شما ظالمان بی مقدار در روز عاشورا مردمانی را، جوانانی را از خیل عظیم عزاداران یا حسین گو زیر ماشین له کردید، شهید امیرارجمند تاجمیر، عباس فرجی زاده ، شاهرخ رحمانی و شبنم مادر زحمتکش و کسانی که به احتمال ، بنا به محذوریت های امنیتی نام عزیز پرپر شده خویش را پنهان کرده اند. نه تنها ما ، لیلا توسلی ها ، شاهد جنایت شما هستیم ؛ بلکه تاریخ نیز شاهد است و گواهی می دهد که امثال شما پایدار نبوده اند و این وعده الهیست که باطل رفتنی است.»

لیلا توسلی، شاعد عینی حوادث عاشورای سال گذشته در میدان ولیعصر که به دلیل اعلام شهادت در مورد زیرگرفته شدن یکی از شهروندان معترض(شهرام فرجی زاده ) توسط خودروی نیروی انتظامی به دو سال زندان محکوم شده بود، به زندان بازگردانده شد. به گزارش کلمه، متن کامل یادداشت زهرا رهنورد به شرح زیر است:
ما همه لیلا توسلی هستیم و شهادت می دهیم که در روز عاشورا مردم بیگناه و عزاداران حسینی را به شهادت رسانده اید .اما راه دور و زمان دیری نیست . کمی به تاریخ بنگرید شما که هستید ؟ و در کجای تاریخ ظلم و ستم ایستاده اید؟

ما لیلا توسلی ها شهادت می دهیم که شما ظالمان بی مقدار در روز عاشورا مردمانی را، جوانانی را از خیل عظیم عزاداران یا حسین گو زیر ماشین له کردید و به شهادت رساندید. شهید امیرارجمند تاجمیر، عباس فرجی زاده ، شاهرخ رحمانی و شبنم مادر زحمتکش و کسانی که به احتمال ، بنا به محذوریت های امنیتی نام عزیز پرپر شده خویش را پنهان کرده اند در زیر چرخهای ماشین شهید کردید .

ما لیلا توسلی ها شهادت می دهیم که شما آمران و عاملان در روز عاشورای حسینی استخوان و دنده و قلب مادر نگین کوچک یعنی خانم شبنم سهرابی را زیر ماشین له کردید و به شهادتش رساندید .

ما لیلا توسلی ها شهادت می دهیم که در روز عاشورای حسینی شما قلب پاک و خدا جوی سید علی موسوی را نشانه گرفتید و او را ظهر عاشورا تشنه لب و یا حسین گویان به خاک و خون غلتاندید و به شهادت رساندید که مضروبان خونین بدن چون علی و مصطفی کریم بیگی و راسخ نیا و … در آن روز بازهم بوده اند .

ما لیلا توسلی ها شهادت می دهیم که شما ستم پیشگان در روز عاشورا بیگناهان معترض را از پل پرت کرده اید و به شهادت رساندید .

اما به زودی آتش زیر خاکستر گواهی خواهد داد و همه می دانند و بیش و پیش ازهر چه در عرصه بازخواست الهی که درقرآن آمده است خارج از اراده شما دست و پاهایتان شهادت خواهد داد به این ظلم و تباهی.

کیست که نداند که زندانها را از پاکان و نیکان و اندیشمندان و دانشجویان و فرهیختگان انباشته اید و قاتلان و زورگویان و دیکتاتوری طلبان را آزاد گذاشته اید.

آنها که دستشان به خون فرزندان ملت آغشته است.

آنها که کودکان را به تیغ جفا یتیم کرده اند.

آنها که دل مادران را داغدار کرده اند.

آنها که زنان جوان را بیوه زن و کانون خانواده هارا ویران ،

آنها که نو عروسان را پشت میله ها اسیر کرده اند .

آنها که دلهای پرتپش عاشق را به تیر و تفنگ از هم جدا کرده اند؟

آنها که زنان جوان را شکنجه کرده و بزرگترها را نیز به بند و درد و توهین کشیده اند.

آنها که بیگناهان را به جرم آزادی خواهی به زندان و تبعید و یا زندان در تبعید مجازات کرده اند .

و

آنها که عقده های برتری طلب یشان را نسبت به زنان با آزار و شکنجه و اجبار و دخالت در زندگی شخصی و هتاکی و حرفها و تهمتهای زشت و پلید تشفی می بخشند .

ما لیلا توسلی ها شهادت می دهیم شما قلدران نوعروس شاهد جنایت را زندان کرده اید و قاتل را آزاد گذاشته اید اما بدانید نه تنها ما ، لیلا توسلی ها ، شاهد جنایت شما هستیم ؛ بلکه تاریخ نیز شاهد است و گواهی می دهد که امثال شما پایدار نبوده اند و این وعده الهیست که باطل رفتنی است.

وسیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون
زهرا رهنورد

شكوري راد: احسنت به این بصیرت دانشجویی

يادداشتي از علي شكوري راد:
احسنت به این بصیرت دانشجویی

. ادامه راه سبز(ارس): دكتر علي شكوري راد طي يادداشتي در وبلاگ شخصي خود نوشته است، روز گذشته، 15 آذر به دعوت "انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی" در مراسمی که این انجمن به پاس سالگرد 16 آذر در تالار شهید چمران دانشکده فنی برگزار کرده بود شر کت کردم. فوق العاده بود. جمعیت و شور و شوق آنها در تمام مدت بیش از چهار ساعت برنامه، حاضر و بارز بود. ابتدا از در اصلی دانشکده وارد شدم ولی نه تنها سالن اصلی بلکه سالن شهید رجب بیگی و کریدور پشت سالن هم پر از جمعیت مشتاق بود و من ناگزیر به سمت در پشتی رفتم. نگبانان با احترام مرا به داخل سالن هدایت کردند و با هدایت انتظامات داخل سالن در جای مخصوص دعوت شدگان نشستم. از سال 57 که وارد دانشگاه شدم تا کنون خاطرات بسیاری از این تالار دارم. از اولین آنها که برنامه مناظره شهید بهشتی با یک دانشجوی مخالف و فکر می کنم مارکسیست نا شناخته بود تا برنامه های مجمع عمومی انجمن که گاهی خودم برگزار کننده یا سخنران آن بوده ام، تا سخنرانی های خاتمی که بعضا مجری آن بوده ام و تا سالهای اخیر و بخصوص روز گذشته که بچه های انجمن، بصیرت حقیقی را در آن به نمایش گذاشتند. دیروز دوباره دانشجو شده بودم و از شکوه مراسم چنان به وجد آمده بودم که گاهی از خود بی خود می شدم. وقتی نماینده انجمن بیانیه آنان را که گویی قلم فرشتگان الهی آن را نوشته بود و در واژه واژه و جمله جمله آن درد، فهم، مسئولیت، صراحت و شجاعت به کمال رسیده بود را خواند و پائین آمد. خود را یافتم که ایستاده بودم و با همان نشاط جوانی که در گذشته داشتم و دوباره در من پیدا شده بود برایش کف می زدم. دیدم که در اطرافم بقیه نیز ایستاده اند و تشویق می کنند. کاش همه می توانستند این بیانیه را بخوانند و یا بشنوند. پس از آن آقای مجید انصاری سخن گفت. او نیز که همچون سایرین تحت تأثیر بیانیه انجمن قرار گرفته بود احساسات خود را پنهان نکرد و بیانیه انجمن را که جامع و کامل به همه موضوعات روز پرداخته بود، ستود و خود نیز سخنانی بسیار عالی در نقد وضعیت سیاسی، مدیریتی و اقتصادی بر زبان راند و اعلام آمادگی کرد که با مدعیان دفاع از وضعیت جاری در کشور در این زمینه ها مناظره کند. انصاری مدعیان بصیرت را که از آن کاملا بی بهره هستند را نیز به نقد کشید و آنها را به باز کردن چشمها بر روی حقایق دعوت کرد. انصاری معمولا خوب و سنجیده سخن می گوید اما این بار و در چنان جمع پر شوری سخنانش شقشقه ای بود که بر دهان آورد. بعد بچه ها کلیپی را به نمایش گذاشتند که تر کیبی از تصاویر رجال ملی و مذهبی تاریخ معاصر، قطعات کوتاهی از سخنرانی ها یا مصاحبه های آنان و سرودهای اثر گذار چند دهه گذشته بود. گزینش، تلفیق و تدوین آنها فوق العاده جذاب، تأثیر گذار بود. عقلانیت و بلوغ سیاسی درآن به کمال رسیده بود. اختلافات به کنار گذاشته و از فضیلت هر یک از رهبران سیاسی توشه ای برای بهروزی ملت و کشور برگرفته شده بود. در طول نمایش این کلیپ شاید بیست دقیقه ای فرازها و فرودهای تاریخ معاصر از پیش چشم ها می گذشت و غم و شادی مربوط به آنها به تناوب در جان انسان می نشست. کاش همه بتوانند این کلیپ را ببینند. جلایی پور که آخرین سخنران بود. او نیز پس از آن که بیانیه انجمن را ستود، مثل همیشه ساده و روان نتیجه تحقیقات مفصل اجتماعی خود بر روی گفتمان دانشجویی در دهه های اخیر را باز گو کرد و بحث را به جایی رساند که جلسه حاضر شاهد مثال بارز آن بود. مهم ترین وجه گفتمانی دانشجویان به عرصه عمومی آوردن نقد قدرت بوده است و من اضافه می کنم بی هیچ چشم داشتی به کسب قدرت.

فکر می کنم مراسم روز گذشته، به همه چه موافق و مخالف، این را ثابت کرده باشد که جنبش سبز که امتداد جنبش اصلاحات است در زیر پوست شهر و در رگهای مردمان جاریست. مگر نه این است که دانشجویان بخصوص در دانشگاه بزرگ تهران معیاری از کل جامعه هستند. این جنبش زنده است و به پیروزی خواهد رسید و دور نیست آن روز.

بر پایی این مراسم با شکوه و پر شور را به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران که با پشتوانه تارخی خود و با بصیرتی مثال زدنی امتداد خط عدالت جویی، آزادی خواهی و پیشرفت را در یافته و این خط را با صلابت دنبال می کند تبریک می گویم و به آنها احسنت می گویم. احسنت بر این بصیرت واقعی.

پیام سید محمد خاتمی به مناسبت روز دانشجو: باید امیدوار بود و تلاش کرد

پیام سید محمد خاتمی به مناسبت روز دانشجو:
باید تلاش کرد و از هزینه‌ها نهراسید، اما با روش‌های مدنی و با پرهیز از خشونت
. ادامه راه سبز(ارس): سید محمد خاتمی به‌مناسبت گرامیداشت روز دانشجو، با صدور پیامی كه در برنامه‌ی "امید رساترین اعتراض" انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران پخش گردید، گفت: «رسالت بزرگ دانشجو چون گذشته عبارت است از بیداری و بیداری‌گری، و روشن‌بینی و روشنگری، و امید برای آینده و تلاش برای جلوگیری از ضعف و فتور در حركتی كه به هر حال برای رسیدن به آرمان‌ها و اهدافش باید هزینه‌هایی بپردازد و این حركت به سوی آزادی معنوی و مادی است و نیز رسالت دانشجو عبارت است از سیاست‌ورزی نه سیاست‌زدگی و استقلال نه تحت تاثیر جریان‌های خاصی كه از بیرون بخواهند روی دانشگاه و دانشجویان اثر بگذارند.»

رئیس‌جمهور سابق ملت ايران در این پیام که به صورت تصویری برای دانشجویان ارسال شده بود و امروز در سالن شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران پخش شد، همچنین گفت: «همه كسانی كه به قانون اساسی در عمل پایبند هستند حضور فعال داشته باشند و حقوق‌شان تامین بشود و به خصوص دانشگاه‌ها در فضای باز و آزاد باشد. فضایی كه امروز متاسفانه كم و بیش شاهد هستیم كه نیست!. فشارهایی كه روی بسیاری از اساتید و دانشجویان می‌آید، درخور و در شان دانشگاه نظام جمهوری اسلامی نیست و انجمن اسلامی دانشجویان در عین پای‌بندی به دین، پای‌بندی به ارزش‌های انقلاب، پای‌بندی به چارچوب‌های نظام و قانون اساسی همواره تلاش كرده است كه با آرامش و اعتدال و منطق این مسیر را ادامه دهد و در واقع رسالت ادامه راه جنبش آزادی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه و عزت‌مدارانه جنبش دانشجویی را ادامه دهد.» متن این پیام به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم

بازهم شانزده آذر دیگر و بازهم بزرگداشت واقعه مهم، نه فقط برای دانشگاه و دانشگاهیان كه برای ملت شریف و بزرگوار ایران، واقعه‌ای كه در تاریخ معاصر ما، نقش ممتازی داشته است و نشان‌دهنده پیشتازی و پیشگامی جامعه دانشگاهی ما در مسیر بلندی كه ملت ما برای استقلال و آزادی و سربلندی داشته است و نیز امسال شانزده آذر مقارن است با اول محرم‌الحرام و هنگامی كه مردم بزرگوار ما یاد و خاطره عاشورا و حضرت امام حسین‌(ع) را گرامی می‌دارند. این تقارن می‌تواند نماد پیوندی باشد كه میان حركت آزادی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه و سرفرازی‌طلب ملت ما با پیام عاشورا و قیام عاشورا دارد. ملت ما برای آزادی، برای استقلال، برای رهایی از مدار عقب‌ماندگی تلاش می‌كند و برای این تلاش خود هزینه‌های فراوانی هم پرداخته است. بدون تردید ملت ما از محرم درس‌‌های بزرگی آموخته است. بزرگترین درس، زنده نگه‌داشتن روح امید برای حركت دوران‌ساز خویش است. یعنی عاشورا به ما آموخت كه در سخت‌ترین شرایط و با وجود كمبود امكانات و بودن همه عوامل علیه یك جریان، می‌توان با نشاط به آینده امید داشت، اقدام و حركت كرد و ملت ما با همین الهام و درس‌آموزی از این محرم بوده است كه در مبارزه خود با استبداد، با استعمار، با سركوبی و برای رسیدن به آزادی و حاكمیت بر سرنوشت خود، بدون اینكه یاسی به خود راه بدهد و با وجود هزینه‌های فراوان راه را ادامه داده است و الحق كه این ملت شایستگی‌های بزرگ خود را در مراحل و مقاطع مختلف تاریخ نشان داده است. از‌جمله در انقلاب مشروطیت، در نهضت مقاومت ملی و به‌خصوص در انقلاب بزرگ اسلامی حاصل كار و تلاش و حركت این ملت و جنبش این ملت به‌سوی سرافرازی و استقلال و آزادی بوده است و در همه این لحظات راز و رمز پیروزی یعنی شكیبایی و صبر را و مقاومت و پایداری را در جان خود افزایش داده است.

شانزده آذر حادثه بزرگی بود كه در سرمای استخوان‌سوز حاكمیت استبداد و استیلای جهان‌خواران رخ داد و مردم ما با پیشتازی دانشگاه ما و دانشجویان ما در مقابل كودتای آمریكایی و انگلیسی ایستادند و ابراز وجود كردند. كودتایی كه به‌دست عوامل آمریكا و انگلیس، علیه دولت ملی دكتر مصدق رخ داد. و ملت ما اعتراض خود را به این جریانی كه ایجاد شده بود نشان داد و دانشگاه و دانشگاهیان ما هم در این امر پیشتاز بودند؛ خون 2 شهید بزرگواری كه در 16 آذر به زمین ریخته شد آفتابی شد برای زندگی ملت ما و نشان داد كه جنبش دانشجویی با ملت ما و خواست‌های او همراه است بلكه در عرصه‌های حساس و تعیین كننده نقش پیشتازی را دارد و پرچم‌دار حركت كارهایی است كه تا رسیدن به آزادی و استقلال و حاكمیت بر سرنوشت خود آرام نخواهد گرفت حركتی كه تداوم یافت و در انقلاب كبیر اسلامی تجلی ویژه‏ای داشت. جنبش دانشجویی ما زنده بود و زنده است و زنده خواهد ماند. رسالت بزرگ دانشجو چون گذشته عبارت است از بیداری و بیداری‌گری، و روشن‌بینی و روشنگری، و امید برای آینده و تلاش برای جلوگیری از ضعف و فتور در حركتی كه به هر حال برای رسیدن به آرمان‌ها و اهدافش باید هزینه‌هایی بپردازد و این حركت به سوی آزادی معنوی و مادی است و نیز رسالت دانشجو عبارت است از سیاست‌ورزی نه سیاست‌زدگی و استقلال نه تحت تاثیر جریان‌های خاصی كه از بیرون بخواهند روی دانشگاه و دانشجویان اثر بگذارند. امروز نیازهای فراوان داریم كه از جمله می‌توان مواردی را ذكر كرد

یك: پرهیز از یاس و ناامیدی؛ به‌خصوص با درس گرفتن از عاشورا و تقویت نشاط برای حركت و درس گرفتن از قیام ابا عبدالله‌(ع) كه در سخت‌ترین شرایط و با وجود كمترین امكانات می‌توان به آینده نگریست و آرمان‌خواهی و آزادی‌خواهی و جهت حركت را تكاملی را رها نكرد. چه عنوان خوبی برای این نشست انتخاب شده است. امید، رساترین اعتراض، كه اگر امید بود آینده هم تعیین كننده خواهد بود، برای مردمی كه آرمان‌خواه هستند.

دوم: هوشیاری در برابر توطئه‌های درونی و بیرونی؛ كشور ما، ملت ما و انقلاب ما با مشكلات و توطئه‌های بزرگی روبه‌روست و در معرض آسیب‌هایی است. توطئه‌هایی كه برای نابودی حركت ملت ایران، برای سرنگونی نظامی كه برآمده از خواست و اراده مردم است، یعنی جمهوری اسلامی و برای لطمه زدن به ایران، ایرانی و منافع ایران. ما نمونه‌های آن را در جنگ 8ساله دیدیم. در رواج امواج سهمگین تروریسم، در این مملكت دیدیم. در تحریم‌ها و فشارهای سیاسی و تبلیغاتی علیه خودمان آزمودیم و هم اكنون هم این توطئه‌ها وجود دارد كه نمونه‌های آن ترورها و كشتارهایی است كه مسلما دست عوامل بیگانه را در آن نمی‌توان نادیده گرفت. از جمله طی یكی دو سال گذشته با هدف گرفتن شخصیت‌های علمی و استادان برجسته، در واقع تلاش می‌كنند تا ملت را از بازوهای توانمندی كه برای پیشرفت و عظمت و عزت و آزادی دارند محروم كنند. این توطئه‌ها وجود داشته و وجود دارند و بیداری و روشن‌بینی حكم می‌كند كه در مقابل این توطئه‌ها هوشیار باشیم. از طرف دیگر در درون هم، ما شاهد بعضی روش‌های نادرست و سیاست‌های غلط هستیم كه می‌تواند لااقل در مسیر توطئه‌های دشمن علیه مردم و كشورمان باشد. آن سیاست‌ها و روش‌هایی كه می‌كوشد چهره نظام را، آگاهانه یا ناآگاهانه زشت جلوه دهد و جمهوری اسلامی را، جمهوری‌ای كه با حقوق بشر، با ضوابط و معیارهای انسانی و اسلامی ناسازگار است و حتی قوانین مورد‌نظر و مورد تصویب خود را رعایت نمی‌كند، نشان دهد و با تبلیغات وسیع این چهره را زشت نشان دهند تا بتواند ضربه نهایی خود را بر این كشور وارد نمایند و همین رفتارها می‌تواند بهانه به دست دشمنانی بدهد كه اصل ملت ایران؛ اصل انقلاب و اصل نظام ما را نمی‌خواهند. باید در مقابل همه توطئه‌ها، توطئه‌های درونی و بیرونی هشیار بود و جنبش دانشجویی ما، دانشگاهیان ما، نسل فرهیخته ما، اولی و احق هستند برای داشتن این هوشیاری و نیز سرایت دادن این هوشیاری به میان جامعه و آگاه كردن جامعه در همه جهات.

سوم: دانشگاه كانون بینش و دانش است و نقش بزرگی در انقلاب داشته است؛ شهدای بزرگ دانشجوی ما كم نیستند كه در جنگ تحمیلی و در دفاع از تمامیت ارضی و ارزش‌های انقلاب ما فداكاری كردند و در عرصه‌های دیگر، در مبارزه با ترفندهای استعمار، در حركت‌ها و جریاناتی كه ضد آزادی و آبادانی كشور بود، جنبش دانشجویی ما نقش داشته و نقش خواهد داشت. این نشانه همان بینش درستی است كه در دانشگاه‌های ما وجود دارد و امروز هم باید وجود داشته باشد؛ و امروز مهمترین وظیفه او برافراشته نگه‌داشتن پرچم آزادی‌خواهی، اخلاق‌مداری و پیشرفت‌جویی در جامعه است و نیز اهتمام به حقوق ملت و نیز دست آورد بزرگی كه انقلاب اسلامی ما داشته، یعنی حاكمیت انسان بر سرنوشت خود و لوازم آن، یعنی آزادی‌های اساسی كه از جمله در قانون اساسی ما مشخص شده است و به خصوص نسل دانشگاهی ما باید به همه قانون اساسی و بالاخص به فصل سوم قانون اساسی كه بیان كننده حقوق ملت است اهتمام بكند و آگاهی خود را بالا ببرد و این آگاهی را در جامعه افزایش دهد.

و چهارمین نكته اینكه، انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران، این با سابقه‌ترین جریان آزادی‌خواه و مومن و متعهدی كه در عین وفاداری به آرمان های انقلاب و امام به چارچوب‌های اساسی نظام همواره از حقوق ملت دفاع كرده است و از فضای امن و آزاد در جامعه دفاع كرده و خواستار فضایی شده است كه همگان بتوانند، همه كسانی كه به قانون اساسی در عمل پایبند هستند حضور فعال داشته باشند و حقوق‌شان تامین بشود و به خصوص دانشگاه‌ها در فضای باز و آزاد باشد. فضایی كه امروز متاسفانه كم و بیش شاهد هستیم كه نیست. فشارهایی كه روی بسیاری از اساتید و دانشجویان می‌آید، درخور و در شان دانشگاه نظام جمهوری اسلامی نیست و انجمن اسلامی دانشجویان در عین پای‌بندی به دین، پای‌بندی به ارزش‌های انقلاب، پای‌بندی به چارچوب‌های نظام و قانون اساسی همواره تلاش كرده است كه با آرامش و اعتدال و منطق این مسیر را ادامه دهد و در واقع رسالت ادامه راه جنبش آزادی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه و عزت‌مدارانه جنبش دانشجویی را ادامه دهد.

انشاءالله در آینده هم ادامه خواهد داد. امروز نقش مهم روشنگری، ایجاد تفاهم، اصلاح‌طلبی، عدالت‌خواهی، آزادی‌جویی و... مسایلی است كه بر عهده همه دانشجویان به‌خصوص دانشجویان مسلمانی است كه دلبسته به این انقلاب و نظام هستند و از روش‌هایی كه می‌توانند در درجه اول لطمه به خود نظام بزنند، ناراحت‌اند و انكار می‌كنند. امیدوارم كه ما همواره شاهد پیشرفت و اعتلا باشیم و امیدوار باشیم كه آینده‌ای بهتر از امروز داشته باشیم و بتوانیم به آرمان‌هایی كه اماممان داشت، آرمان‌هایی كه در انقلاب ما بود، خواسته‌هایی كه ملت ما داشت و از جمله در قانون اساسی ما منعكس هست برسیم و با یاری خداوند می‌رسیم‌.

باید امیدوار بود، باید تلاش كرد و از دادن هزینه‌ها نهراسید و البته همواره روشی كه عرضه شده است و روشی كه دانشجویان ما به آن پای‌بند هستند و اصلاحات ما به آن پایبند است؛ پیروی از روش‌های مدنی و پرهیز از خشونت و نفی خشونت از طرف هركس كه می‌خواهد باشد. چه از طرف كسانی كه قدرت را در دست دارند و چه از طرف كسانی كه به هر حال ممكن است مسایل و اعتراضاتی داشته باشند. راه ما راه آرام جنبش مدنیست و پای‌بندی به معیارها و موازینی كه ملت ما داشته است و از جمله در انقلاب بزرگش تجلی داشته است. امیدوارم كه شاهد موفقیت همه اقشار جامعه در همه عرصه‌ها باشیم و آینده درخشان ملت را همگی مورد توجه قرار دهیم و با امید به آن سو حركت كنیم. پیروز و شاد و سرافراز باشید.