۱۰/۰۴/۱۳۸۹

پدر شهید رامین رمضانی همچنان در زندان و خانواده امکان تامین وثیقه 200 ميليوني را ندارند

پس از 20 روز بازداشت، صدور قرار وثیقه 200 میلیون تومانی براي پدر شهید رامین رمضانی:
خانواده آنها امکان تامین وثیقه را ندارند

ادامه راه سبز(ارس): بعد از گذشت 20 روز از بازداشت پدر رامین رمضانی، از شهدای جنبش سبز، او ضمن تماس با خانواده‌اش اعلام کرد که برایش قرار وثیقه 200 میلیون تومانی صادر شده است. مهدی رمضانی در حالی همچنان در زندان به سر می‌برد که این خانواده شهید می‌گویند به هیچ شکلی توان تامین و تودیع چنین وثیقه‌ای را ندارند. خانواده رمضانی خود مستاجرند و خانه ای از خود ندارند، و بستگان آنها هم از تامین این وثیقه عاجزند.

مهدی رمضانی ده روز پیش بر سر مزار فرزند ۲۲ ساله‌اش، رامین، در بهشت زهرای تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این حادثه در پی حضور تعدادی از خانواده‌های شهدای حوادث پس از انتخابات در بهشت زهرا برای شرکت در مراسم سالروز تولد امیر تاجمیر، از شهدای سبز عاشورای ۸۸، رخ داد.

رامین رمضانی، بیست و پنجم خرداد ماه سال گذشته در روز راهپیمایی مسالمت آمیز مردم به ضرب گلوله به شهادت رسید. اکنون پدر رامین هم که در تمام یک سال و نیم پس از شهادت پسرش، یک روز را هم بدون غم و اندوه پشت سر نگذاشته، دستگیر و زندانی شده است.

در همین باره بخوانید:
رامین رمضانی، گلوله جنگی و حکم تیری که قابل انکار نیست

این اولین بار است که پدر یکی از کشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات دستگیر و زندانی می شود. حرمت‌شکنی خانواده‌ی شهدای جنبش سبز، یکی از خط قرمزهایی بود که در یک سال و نیم بعد از انتخابات و با وجود همه‌ی حرمت‌شکنی‌ها و حدنشناسی‌های عوامل امنیتی و قضایی وابسته به جناح حاکم، هنوز از آن عبور نشده بود.

اما چندی پیش با بازداشت مادر شهید سهراب اعرابی که برای چند ساعت مورد بازداشت و بازجویی قرار گرفت و پدر شهید رامین رمضانی که تاکنون حدود سه هفته در بازداشت مانده است، این مرز هم شکسته شد تا مشخص شود که صاحبان قدرت نه تنها حاضر به معرفی و محاکمه قاتلان قربانیان اعتراضات مردمی نیستند، بلکه برای حفظ قدرت حتی به خانواده‌ی معترض آنها هم رحم نمی‌کنند.

اکنون خانواده‌ی شهید رمضانی به شدت نگران حال پدر خانواده هستند و از مقامهای قضایی می‌خواهند با تبدیل قرار وثیقه به کفالت، امکان آزادی بی‌معطلی این پدر داغدار را فراهم کنند و به نگرانی‌های این خانواده پایان دهند.

پدر رامین رمضانی پیش از این در گفت‌و‌گو با کلمه، درباره قاتل یا قاتلان پسر شهیدش سخن گفته و خواسته بود هرچه زودتر آمران و عاملان قتل او به افکار عمومی معرفی شوند. او در آن گفت‌و‌گو یادآور شده بود: «در آخرین مراجعه‌ام به دادگاه که ۱۷ مهرماه امسال بود، به ما گفتند که «قاتل را نمی‌توانیم پیدا کنیم.» من هم در پاسخ گفتم معلوم است شما قاتل را پیدا نمی‌کنید، ولی من می‌دانم قاتل پسرم کیست. قاتل او کسی است که دستور شلیک به او را صادر کرده است. من قاتل فرزندم را نه آن بسیجی، که کسی می‌دانم که فرمان قتل این بچه‌ها را صادر کرد.»

او همچنین تاکید کرده بود: «هر روز که می‌گذرد، حال ما بدتر و بدتر می‌شود. همه می‌گویند گذشت زمان، داغ را سرد می‌کند، ولی گذشت زمان برای ما هیچ فایده‌ای نداشته است و هر روز وضع روحی‌مان بدتر می‌شود. فکر می‌کنم دلیلش این است که می‌بینیم کسی نمی‌خواهد عدالت را در این باره اجرا کند. قاتلان رامین در امنیت کامل زندگی‌شان را می‌کنند و کسی کاری به کارشان ندارد و این واقعا دردآور است. این روزها بهترین جا برای من و مادر رامین، بهشت زهرا و بر سر مزار رامین است.»

مهدی رمضانی اکنون در همان تنها جایی که احساس آرامش به او می‌داده، یعنی بهشت زهرا، بازداشت شده و سه هفته است که به جرم آنکه پیگیر خون پسرش است، در زندان است. بیراه نیست که برخی معتقدند دلیل بازداشت مهدی رمضانی، همین اطلاع رسانی و پیگیری برای معرفی قاتل یا قاتلان فرزند شهیدش است. ظاهرا او به جرم سکوت نکردن درباره ظلم‌های آشکاری که پسرش یکی از قربانیان آن است، زندانی است و وثیقه‌ای برایش صادر شده که معنایی جز تداوم بازداشت او ندارد.

دوازدهمين شماره نشريه دانـشــجــــو» اعتراض دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر به طرح حذف یارانه ها

نشريه دانـشــجــــو شماره دوازدهم:
«فراخوان عفو بین الملل به اقدام فوری در قبال اعدام حبیب الله لطفی»

. ادامه راه سبز(ارس): دوازدهمین شماره "نشریه دانشجو" (دو صفحه اي) ویژه نيمه اول دی ماه با تلاش تعدادی از دانشجویان جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت دانشجونيوز قرار گرفت. با توجه به تلاش حاکمیت برا ی سرکوب فعالین دانشجویی و خاموش کردن اعتراضات دانشجویی، جهت شکستن فضای رعب و ناکامی کودتاگران در اعمال فشار بر دانشجویان، از تمامی فعالین دانشجویی دعوت به عمل می آید به پخش گسترده "خبرنامه دانشجو" در سراسر ایران کمک نمایند. دانستن حق مردم و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند.

در اين شماره ميخوانيم: «زمان اجرای اعدام حبیب الله لطیفی به وکیل وی اعلام شد» ، «برگزاری مراسم تولد سيد ضياء نبوی در تهران و شهرستان ها» ، «اعتراض دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر به طرح حذف یارانه ها» ، «بهاره هدایت و مهدیه گلرو اعتصاب غذا کردند» ، «فراخوان عفو بین الملل به اقدام فوری در قبال اعدام حبیب الله لطفی» ، «پیام مجید دری به دانشجویان تمام دنیا: و دانشجو چون ناقوسی خواب را بر خواب زدگان پریشان سازد» ، «نماینده ولی فقیه در دانشگاه ها خواستار کوتاه شدن دوره کارشناسی از ۴ سال به ۲ سال شد»

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (666 كيلوبايت)
نشريه دانشجو شماره دوازدهم
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "صفحه اول" - "صفحه دوم"


جهت دسترسي آسان به نشريات سبز، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود آخرين نسخه اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود نسخه قديمي كم حجم اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe


این اروپایی‌های بدون یارانه چه می‌كشند؟!

این اروپایی‌های بدون یارانه چه می‌كشند؟!
ادامه راه سبز(ارس): سايت آينده طي گزارشي نوشت، در حالی كه یكی از اقدامات موثر صداوسیما برای آماده سازی افكار عمومی جهت اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، ارسال گزارشهایی از حذف یارانه در كشورهای اروپایی بود، اكنون این پرسش به وجود آمده كه گامهای بعدی این تحول چیست؟

همچنین با توجه به حركت كشور به سمت قیمتهای جهانی، بسیاری این پرسش را دارند كه قیمتهای جهانی كالاهای اصلی در چه حدی است.

در این حال یكی از بینندگان آینده با ارسال پیامی نوشته است:
نرخ برخی از اجناس و خدمات در یك نمونه از اقتصاد بدون یارانه كه آزادسازی قیمتها در آن حاكم است، نظیر اقتصاد آلمان، بلژیك و فرانسه به شرح ذیل می باشد:

• آموزش در كلیه سطوح تحصیلی رایگان
• درمان چشم، دندان و بیماریها، سرپایی و بیمارستانی (بیمه كامل) رایگان

• آرد درجه 1 تولید آلمان كیلویی 70 سنت(~950 تومان)
• روغن مایع خوراكی درجه 1 تولید آلمان لیتری 70 سنت(~950تومان)
• شیر طبیعی (بدون آب و شیرخشک) تولیدی آلمان لیتری 60 سنت(~800 تومان)
• آب پرتغال 100% تولیدی آلمان دولیتری 70 سنت(~1 هزار تومان)
• گوشت فیله بدون چربی و بدون استخوان كیلویی 5 یورو(~7 هزار تومان)
• سیب سبز فرانسوی كیلویی 1 یورو(~1350 تومان)
• پرتقال و نارنگی كیلویی 1 یورو(~1350 تومان)

• اجاره هر متر مربع مسكن در محله متوسط در برلین 5 یورو(~7 هزار تومان)
• بهای هر كیلو وات برق 5 سنت(~68 تومان)

• كت و شلوار درجه متوسط تمام نخی یا پشمی دوخت آلمان 150 یورو(~200 هزار تومان)
• كفش تمام چرم Versache یک جفت تولید ایتالیا 60 یورو(~80 هزار تومان)
• پیراهن مردانه تمام نخ دوخت آلمان 15 یورو(~20 هزار تومان)

• خودروی سواری مرسدس بنز مدل 230E تولید سال 40 هزار یورو (~54 ميليون تومان)

و اما!..

بهره بانكی وام تولیدی، صنعتی و مسكن 1 تا 2 درصد
• • پرداخت بیمه بیكاری ماه 700 یورو(~1 ميليون تومان)
• • • متوسط درآمد هر خانوار 4 هزار یورو(~5.5 ميليون تومان)

و تو خود حديث مفصل بخوان...

* نرخ هر يورو را بطور متوسط 1360 تومان در نظر بگيريد

شماره 33 كلمه: هنرمندان سكوت نكنند || شماره 12 قلم سبز: توسعه و استبداد

انتشار سي سومين شماره "كلمه" و دوازدهمين شماره "قلم سبز"

ادامه راه سبز(ارس): سي سومين شماره روزنامه كلمه با پرداختن به "محكوميت جفر پناهي و مصاحبه با پدر شهيد سبز ميثم عبادي" و همچنين شماره يازدهم روزنامه قلم سبز با درج مقاله اي بنام "توسعه و استبداد" به طرح اين سوال "آيا ميتوان با زور، تهديد و ارعاب توسعه ايجاد كرد؟" پرداخته و با بيان اينكه "شاه سابق در سال 52 در سمينار كارشناسان اقتصادي كشور به آنها خنديد و گفت بايد شتاب كنيد و بدون شنيدن هر صداي مخالفي به سمت توسعه حركت نماييد" در مورخه دوشنبه 29 آذر ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

روزنامه كلمه شماره سي سوم
براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (616 کیلو بایت)
روزنامه كلمه شماره 33
لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا"

=-=-=-=-=-=-=-=-=


روزنامه قلم سبز شماره دوازدهم

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (227 کیلو بایت)
روزنامه قلم سبز شماره 12
لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"


جهت دسترسي آسان به شماره هاي گذشته، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe

۱۰/۰۳/۱۳۸۹

آقای احمدی نژاد! اگر روش خود را عوض نمی‌کنید، لااقل نام مولای غایبمان را بر زبان نیاورید

علائم و نشانه‌های رفتنی بودن احمدی نژاد، در یادداشتی از غلامعلی رجایی:
آقای احمدی نژاد! اگر روش خود را عوض نمی‌کنید، لااقل نام مولای غایبمان را بر زبان نیاورید
ادامه راه سبز(ارس): با انتشار یادداشتی در وبلاگش، ضمن اشاره به وضعیت سردار مقدم و خانواده او، از وضعیت زندانیان حوادث اخیر کشور و منتقدان وضع موجود انتقاد کرده و نوشته است: بدون اینکه قصد مقایسه ای باشد باید بگویم حتی رژیم سابق هم از اعمال این روش ها نتیجه ای نگرفت.

این نویسنده ارزشی و از رزمندگان دفاع مقدس، همچنین در یادداشت خود بدون نام بردن مستقیم از آیت‌الله امجد، شایعه‌ای را که در روزهای اخیر درباره ایشان منتشر شده، تایید کرده و نوشته است: دوستی می گفت به دیدن یکی از علمای ربانی که در امامزاده ای در شمال تهران اقامه جماعت می کند، رفته و از او شنیده که به دلیل آنکه پس از نماز برای رهبری دعا نمی کند، باید غزلش را بخواند و برود، از سوی متولیان امر به او گفته شده باید منزلی را که در آن سکونت دارد و متعلق به امامزاده است، تخلیه کند.

رجایی در بخش دیگری از یادداشتش به ذکر نمونه‌هایی از روش‌های انحرافی احمدی نژاد پرداخته و تاکید کرده که کار احمدی نژاد با این رفتارها تمام شده و او رفتنی است. وی در نهایت از احمدی نژاد خواسته است که: “یا دست از این گونه روش ها و موضع ها که بخشی از آنها برشمرده شد، بردارد یا لااقل در ابتدای سخنان خود نامی از مولای غایبمان نبرد. ” متن کامل یادداشت غلامعلی رجایی را بخوانید:
در این روز و روزگاری که اشک و آه و ناله کار دلسوزان این انقلاب شده است، زیاد گفته اند و گفته ایم، نوشته اند و نوشته ایم، خوانده اند و خوانده ایم، اما دریغ از لحظه ای تأمل آنانی که باید تأملی بکنند.

در این ایام تلخ تر از زهر، این همه زخمه بر ساز تکرار زده اند و زده ایم، اما دریغ از کمترین نتیجه ای. با این همه، هرچند نومید و دلشکسته، برای اینکه شاید بعضی به خود آیند، از سر درد و تکلیف باز زخمه بر ساز تکرار می زنم.

پس از چند هفته بی خبری، که دل سنگم تاب نیاورد، تلفنی به منزل سردار بازداشت شده – مقدم – زدم تا از خانواده صبورش خبری بگیرم. همسرش می گفت شکر خدا! دیروز توانسته بعد از ۴۵ روز با او ۱۵ دقیقه ملاقات کند. می گفت چند روز قبل، از همه جا نومید، به سراغ استاد فلسفه اش که پدر او بر شهید بهشتی حق استادی دارد، رفته و بعد از اینکه با او درد دل کرده و اشک او را درآورده، از او چنین شنیده که ای کاش مرده بود و این روزها را ندیده بود.

وقتی گفت همسرش در این ملاقات به او گفته تا دو ماه بازداشت موقت است و بعد از دو ماه شاید… و ادامه داد که عصر امروز با بچه ها قرارگذاشته است برای آزادی اش دعای سمات را بخواند، شاید… به سختی توانستم بغضی را که از درونی پردرد می جوشید تا ازحنجره ام به بیرون سر زند، فرو ببرم. با خود گفتم این اشکها و ناله های غریبانه و مظلومانه، چه که با دل امام زمان نکرده و نمی کند.

چند روز قبل که یکی از سرداران بلند مرتبه جنگ… که یادداشت قبلی مرا درباره بی حاصل بودن روش بازداشت امثال سردار مقدم و ادامه بازداشت نیروهای منتقد وضع موجود اما معتقد به انقلاب خوانده بود و خود اهل قلم است، از من خواست دوباره و از سر تکلیف درباره این روش های بی حاصل – که بدون اینکه قصد مقایسه ای باشد باید بگویم حتی رژیم سابق هم از اعمال این روش ها نتیجه ای نگرفت – مطلبی بنویسم، شاید مفید فایده ای باشد؛ احساس بدی به من دست داد.

چند روز قبل که دوستی می گفت به دیدن یکی از علمای ربانی که در امامزاده ای در شمال تهران اقامه جماعت می کند، رفته و از او شنیده که به دلیل آنکه پس از نماز برای رهبری دعا نمی کند، باید غزلش را بخواند و برود، از سوی متولیان امر به او گفته شده باید منزلی را که در آن سکونت دارد و متعلق به امامزاده است، تخلیه کند؛ باز حس بدی به من دست داد. با خود گفتم رهبری با اینگونه کارها و بی تدبیری ها موافق نیست و باید به هر صورت ممکن خبر را به ایشان رساند و خدا کند اکنون رسیده باشد.

در این روزها انعکاس خبرهایی مانند دلجویی و تقدیر بسیار معنادار احمدی نژاد از حسین قدیانی، آن هم پس از تاخت و تاز او به قوه قضاییه که به احضار او انجامید و اظهارات ایشان در ترکیه مبنی بر اینکه متکی در جریان برکناری خود بوده و تکذیب فوری سخنان احمدی نژاد توسط متکی در این زمینه یک معنا را به ذهن متبادر می کند و آن اینکه احمدی نژاد بدون اینکه قصد حذف خود را داشته باشد، کار خود را در این جهت تمام کرده است.

دیروز به کسی که از من درباره تحلیل این گونه رفتار رئیس دولت سوال می کرد، گفتم هرچند احمدی نژاد بر سر کار است و به سفر می رود و با تمام توان دولت خود در صدد اجرای طرح هدفمند کردن یارانه هاست –که خداوند عاقبت آن را به خیر بگذراند – اما من با نظر عقلای قوم در اینکه دیگر با این گونه کارها دور او تمام شده است، کمترین شک و تردیدی ندارم. چون نه هر ماندنی ماندن است و نه هر رفتنی رفتن!

علائم و نشانه های این رفتن فراوان اند:

- عدم برکناری مشایی از سمت معاون اولی خود به رغم اخطار رهبری تا اینکه دفتر رهبری از سر ناچاری مسأله را رسانه ای کرد و او باز بر سر موضع خود ایستاد و باز این مشایی بود که در جهت تحقق خواسته رهبری از سمت خود استعفا داد و با این عدم توجه به توصیه رهبری، معتقدین به خود را، نه تنها در دریایی از بهت و حیرت فرو برد، بلکه غرق کرد.

- برکناری چهار وزیر قدرتمند و غیر قدرتمند! دولت که در این زمینه – در مخالفت با معاون اولی مشایی – جانب نظر رهبری را گرفته بودند.

- اظهاراتی مبنی بر در رأس امور نبودن مجلس که بیانی کاملا برخلاف منویات حضرت امام بوده و هست و خواهد بود.

- لجاجت در مسئله برکناری کردان توسط مجلس و مخالفت با رأی قانونی نمایندگان مردم، همان گونه که در سالگرد کردان شاهد بودیم که نشان از مخالفت آشکار ایشان با رأی مجلس داشته و دارد.

- سکوت در مقابل تاخت و تاز غوغاسالاران به ساحت مردان امتحان داده جنگ و عدم حمایت از حریم حرمتی که امام پاسدار آن بود.

- سکوت معنادار در غائله غوغاسالاران اجیر شده برخی نهادها! در سالگرد ارتحال امام در مرقد امام در سال جاری در هتک حرمت نوه امام که از نزدیک شاهد و ناظر آن بود و اقدام شگفت تر وی در حذف متعمدانه سخنرانی نوه امام در مراسم سالگرد با دعوت مردم به شنیدن سخنان رهبری در پایان سخنان خود به رغم اطلاع ایشان از ریز برنامه مراسم سالگرد که شکایت و عکس العمل بیت امام را در پی داشت.

- بی اعتنایی به چالش مکرر مراجع با دیدگاه های اسفندیارخان مشایی – از جمله درباره مکتب ایرانی – که حتی سر و صدای کسی مانند سید احمد خاتمی را هم در آورد؛ و جانبداری از مشایی در این منازعات، با اظهاراتی مانند اینکه آقایان حرف های او را به درستی متوجه نمی شوند.

- برخوردهایی به دور از شأن یک رییس جمهور مسلمان، از جمله در نحوه عزل منوچهر متکی در حین مأموریت خارج که سر و صدای کسی مانند حسین شریعتمداری را هم در غیر اخلاقی بودن آن درآورده است.

- عدم اعتراض قانونی به دستگیری های بی رویه و خلاف قانون اساسی پس از انتخابات که از قضا برخی از همین متهمین که صداوسیما محاکمه یکصد نفره و یکطرفه آنها را برخلاف قانون – خلاف قانون از این بابت که هنوز جرمشان محرز نشده بود ولی در سیما تصویرشان پخش می شد – پخش کرد، پس از مدت کوتاهی آزاد شدند.

- و مهمتر از همه، سکوت در قبال ادامه بازداشتهای منتقدین و … تا جایی که گویی ایشان با سکوتی که در این باره اختیار کرده است، انگار در این مملکت زندگی نمی کند یا اینکه بازداشت شدگان را شهروندان این مملکت، که وی در مجلس سوگند خورده از حقوق آنان پاسداری کند، نمی داند؛ و چه دلیلی بهتر از اینکه شاید تاکنون حتی یک خانواده زندانی به ایشان در این باره تظلمی نکرده باشد!؟

- محکوم نکردن حتی یک بار جریان مطرود انجمن حجتیه که با برخورد قاطع امام، آن پیر دوراندیش به محاق تعطیلی فرو رفت و اکنون با حمایت بیگانگان با روشی نوین سر بر آورده و در جهت نابودی میراث ارزشمند امام است و عدم طرد معتقدین به این روش انحرافی و دهها نمونه دیگر همین معنا را به ذهن متبادر می کند.

خاضعانه به عنوان یک شهروند از احمدی نژاد می خواهم یا دست از این گونه روش ها و موضع ها که بخشی از آنها برشمرده شد، بردارد یا لااقل در ابتدای سخنان خود نامی از مولای غایبمان نبرد. چون در اینکه این روش ها با سیره آن بزرگوار مباینتی آشکار دارد و انجام آنها از منتظرین حقیقی حضرت انتظار نمی رود، هیچ تردیدی نیست.

خدایا، به خون مظلوم کربلا، این انقلاب و معتقدان و منتقدان به آن را از آسیب بی تدبیری ها و ندانم کاری ها و لجاجت ها و منیت ها و خودرأیی ها به دور بدار و با آزادی زندانیان گرفتار حوادث اخیر، آرامش را به خانواده های صبور و گریانشان بازگردان.

قیمت‌های هدفمندی از قیمت‌های جهانی بیشتر است!

قیمت‌های هدفمندی از قیمت‌های جهانی بیشتر است!
ادامه راه سبز(ارس): بالاخره یارانه‌ها وارد فاز هدفمندی شدند و با اعلام احمدی‌نژاد آزادسازی و اصلاح قیمت حامل‌های انرژی؛ آب و نان از یکشنبه ۲۸ آذر آغاز شد؛ هرچند بارها گفته شده بود یارانه کالاهای اساسی (آب و نان) فعلا هدفمند نمی‌شود.

اين در حالي است كه با حذف یارانه‌ها قیمت حامل‌های انرژی و بسیاری از کالاها از قیمتها جهانی بالاتر رفت، در حالی‌که سطح درآمدها و حقوق مردم کمتر از یک چهارم درآمدهای جهانی است.
با قیمت‌های جدید و واریز ۴۴۵۰۰ تومان برای هر نفر در هر ماه تا پایان سال ۹۰ حداقل ۷۰ هزار میلیارد تومان درآمد نصیب دولت می‌شود درحالی‌که بر اساس قانون هدفمندی یارانه‌ها قرار بود در سال اول ۲۰ هزار میلیارد تومان درآمد دولت از این امر باشد اما ظاهرا دولت عجله داشت و راه ۳ ساله را یک‌ساله قصد رفتن دارد.

به گزارش آفتاب، در حال حاضر استراتژى دولت این است که فقط روى هدفمند کردن یارانه‌ها متمرکز شود نه بر روى یک استراتژى جامع اقتصادى – اجتماعى به نام آزادسازى اقتصادى و چون آن استراتژى اجرا نمى‌شود ممکن است حتى تا مدتى تولیدات داخلى در برابر واردات بدون سپر و بدون محافظ باشند. اگر ما استراتژى آزادسازى اقتصادى را در قالب یک منظومه کلان اجرا مى‌کردیم معنایش این بود که هم‌زمان با آزادسازى قیمت‌ها و حامل‌های انرژی، باید سود بانکی؛ نظام تعرفه‌ای و دستمزدها آزاد می‌شد ضمنا قانون کار و قانون مالیات‌ها اصلاح مى‌شد و فضاى عمومى کسب‌و‌کار نیز مى‌بایست آزاد یا و مساعد مى‌شد که در این حالت کلى نیز مى‌توانستیم قدرت رقابت خود را با خارج حفظ ‌کنیم.

قیمت‌های داخلی انرژی و کالاها گران‌تر از قیمت‌های خارجی شد

با حذف یارانه‌ها قیمت حامل‌های انرژی و بسیاری از کالاها از قیمتها جهانی بالاتر رفت، در حالی‌که سطح درآمدها و حقوق مردم کمتر از یک چهارم درآمدهای جهانی است.

به چند نمونه از مقایسه قیمت‌های داخلی و جهانی توجه کنید:

خودرو: قیمت خودرو در داخل کشور در خودورهای تجاری حداقل ۵۰ درصد ودر خودروهای سواری حداقل ۱۳۰ درصد بالاتر از قیمت‌های جهانی‌ است در حالی‌که کیفیت‌شان بسیار پایین‌تر و مصرف انرژی و قطعات یدکی‌شان چند برابر بیشتر است.

بنزین: آمار اکتسابی از شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی حاکی است، قیمت فوب خلیج فارس بنزین در آذر ماه ۸۹ تقریبا ۵۷۵ تومان در هر لیتر بوده است بر این اساس با توجه به قیمت‌گذاری حداقل ۴۰۰ تومانی بنزین برای هر لیتر پس از شروع اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و قیمت ۷۰۰ تومانی بنزین آزاد غیرسهمیه‌ای قیمت بنزین در ایران از قیمت‌های جهانی بالاتر خواهد رفت.

نفت گاز: قیمت هر لیتر نفت‌گاز فوب خلیج‌فارس در زمان یاد شده ۶۱۲ تومان بوده است. قیمت این حامل تاثیرگذار در قیمت تمام شده کالا و خدمات پس از اجرای قانون لااقل ۱۵۰ تومان تعیین شده ودر عین حال قیمت ۳۵۰ تومانی نفت‌گاز غیر سهمیه‌ای نیز ۵۵ درصد قیمت فوب فعلی خلیج فارس است.

نفت کوره: قیمت نفت کوره با اجرای قانون هدفمند کرد یارانه‌ها، ۲۰۰ تومان در هر لیتر تعیین شده است. قیمت فوب خلیج فارس این حامل در آذر ماه ۴۷۰ تومان در هر لیتر بوده است.

گاز: قیمت گاز خانگی به ۳۰ تا ۳۵۰ تومان درهرمتر مکعب افزایش یافته در حالی‌که قیمت‌های جهانی حدود ۱۵۰ تومان است.

برق: قیمت هر کیلووات ساعت برق به ۲۷ تا ۲۱۰ تومان افزایش یافته اما قیمت‌های جهانی حدود ۴۰ تا ۱۰۰ تومان است.

مس: قیمت جهانی مس ۹۳۰۰ دلار در هر تن است در حالی‌که قیمت داخلی ۹۸۵۰ تومان(۹۶۵۰ دلار در هر تن) به مصرف کنندگان عرضه می‌شود.

فولاد: قیمتهای جهانی بیلت و شمش فولادی ۵۳۰ دلار درهر تن است اما قیمت‌های داخلی در شرکت‌های مختلف از ۶۰۰ تا ۷۰۰ دلار درهر تن عرضه می‌شود.

آلومینیوم: در حالی‌که قیمت جهانی هر تن آلومینیوم ۲۳۰۰ دلار است قیمت‌های داخلی با وجود اینکه صادر کننده هستیم حدود ۲۶۰۰ دلار در هر تن است.

پتروشیمی: بیش از نیمی از محصوات پتروشیمی در داخل ۵ تا ۲۰ درصد بالاتر از قیمت‌های جهانی فرخته می‌شوند در حالی‌که ماصادر کننده عمده این محصولات هستیم.

تاثیر حذف یارانه‌ها بر صنعت حمل‌ونقل

بیشترین تاثیر هدفمندی یارانه‌ها بر صنعت حل و نقل است؛ به‌طوری که ۲۴۸ هزار کامیون و اتوبوس و… که حمل و نقل بار و مسافر را انجام می‌دهند میانگین در هر ۱۰۰ کیلومتر ۷۰ لیتر گازوئل مصرف می‌کنند درحالی‌که در دنیا حدود ۳۸ لیتر برای ۱۰۰ کیلومتر مصرف می‌شود.

در هر حال با ۹ تا ۲۱ برابر شدن قیمت گازوئیل (میانگین ۱۵ برابر)صنعت حمل‌ونقل دچار مشکل می‌شود. هر اتوبوس مسافری خارج‌شهری یا بین‌شهری با قیمت ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان روزانه حداقل ۱۶ ساعت کار می‌کند و میانگین ۴۰۰ هزار تومان درآمد دارد و بین ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ کیلومتر سفر می‌کند یعنی حداقل ۸۵۰ تا ۱۱۰۰ لیتر گازوئیل مصرف می‌کند که هزینه آن با نرخ ۱۶۵ ریال روزانه برای هر اتوبوس ۱۴ تا ۱۸ هزار تومان(میانگین ۱۶ هزار تومان) بود و پس از هدفمندی و با رقم فعلی گازوئیل ۱۵۰ و ۳۵۰ تومانی اگر مثل سابق مشتری و مسافر داشته باشد هزینه گازوئیل حداقل ۱۵۰ و حداکثر ۳۵۰ هزارتومان(میانگین ۲۲۵ هزار تومان ) خواهد شد یعنی هزینه‌های سوخت حدود ۲۱۰ هزار تومان افزایش داشته که با احتساب افزایش هزینه‌های انسانی؛ قطعات یدکی و کاهش مسافر به ۲۵۰ هزار تومان خواهد رسید در حالی‌که با افزایش ۲۰ درصدی کرایه‌ها فقط ۸۰ هزار تومان افزایش درآمد خواهد داشت یعنی مجموع هزینه‌هایش روزانه حداقل ۱۷۰ هزار تومان بالا خواهد رفت.

افزایش هزینه‌های حمل‌و‌نقل بار

در حالی‌که بر اساس محاسبات بالا هزینه‌های روزانه از قبیل سوخت؛ قطعات و انسانی هر کامیون حداقل ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان افزایش یافته اما درآمد و کرایه بارفقط ۱۵ درصد افزایش یافته و از ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان در روز به ۲۳۰ تا ۵۷۵ هزار تومان بالا رفته یعنی به‌طور خالص بین ۱۸۰ تا ۲۸۰ هزار تومان به هزینه‌های روزانه کامیون‌ها و کشنده‌ها افزوده شده که باعث افزایش اضافه بر ۱۰ درصدی کرایه بار و تورم اضافه‌تر خواهد شد.

وعده داده شد که کامیون‌های مصرف‌بالا را نوسازی می‌کنیم اما با تکنولوزی کدام کشور و چه نوع کامیونی؟ کامیون‌های کشنده با کیفیت ولوو سوئدی(سایپا دیزل)؛ بنز آلمانی (توقف تولید در ایران خودرو دیزل به دلیل تحریم) ایویکو ایتالیایی(زامیاد)؛ بی ام سی ترکیه‌ای در کویرخودرویزد؛ رنو وارداتی از فرانسه و…یا در اثر تحریم تولید نمی‌شود یا با قیمت‌های حدود ۱۴۵ تا ۱۶۰ میلیون تومان خریداری ندارند و نوسازی ناوگان حمل‌و نقل با آنها غیرممکن است. می‌ماند کشنده‌ها و کامیون‌های چینی دانگ فنگ(سایپا دیزل) هوو(ایران خودرو دیزل)؛ کشنده‌های چینی آمیکو؛ کامیون چینی کاویان درکاریزان خودرو که از بین این‌ها هوو چینی مشهور به ارابه مرگ جاده‌های ایران اجازه واردات ندارد؛ دانگ فنگ چینی فروخته شده توسط سایپا دیزل به نام کامیون ژاپنی هم توسط خریداران قبلی بایکوت شده و در مجلس پرونده دارد و بقیه هم آنقدر بی‌کیفیت‌اند که خریداری ندارند پس نوسازی ناوگان حمل‌ونقل تا زمان رفع تحریم‌ها و ورود کامیون‌های اروپایی با کیفیت ممکن نخواهد بود. از سوی دیگر با توجه به بدهی ۸۵۰ میلیارد تومانی سایپادیزل(باسرمایه ۶۰ میلیارد تومان) و بدهی ۷۶۵ میلیارد تومانی ایران خودرو دیزل(سرمایه ۱۲۰ میلیارد تومان) خود این شرکت‌ها هم در معرض ورشکستگی قرار دارند.

پدر شهید میثم عبادی: قاضی پرونده می‌گوید می‌ترسد پرونده را به سرانجام برساند

گفت‌و‌گوی کلمه با پدر شهید میثم عبادی
قاضی پرونده می‌گوید می‌ترسد پرونده را به سرانجام برساند
ادامه راه سبز(ارس): میثم عبادی از نخستین شهدای جنبش سبز به حساب می‌آید. میثم ۱۶ ساله در روز ۲۴ خرداد ماه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. او کارگر یک کارگاه خیاطی بود و روزهایش را در این کارگاه سپری می‌کرد تا کمک خرج خانواده و به خصوص پدرش باشد که دیگر نمی‌توانست کار کند. میثم که به قول خانواده‌اش اصلا اهل سیاست نبود، روز ۲۴ خرداد تصمیم گرفت از شهرک کیانشهر، جایی در جنوب شرقی شهر تهران، به میدان ولی عصر برود و ببیند در شهر چه خبر است و محمود احمدی ن‍ژاد در سخنرانی آن روزش چه خواهد گفت. خانواده میثم به او توصیه کردند که در روزهایی که شهر آن‌قدر شلوغ است، از خانه خارج نشود. اما میثم این گفته‌ی آنها را نپذیرفت و به همراه دو نفر از دوستانش از خانه خارج شد. میدان ولی عصر بسته بود و کسی به میثم و دوستانش اجازه نداد در سخنرانی رییس دولت دهم شرکت کنند. تا سرانجام او در چهارراه پارک‌وی با اصابت گلوله‌ی یک بسیجی از پای درآمد. در چهارراه پارک‌وی، مامور لباس‌شخصی دختری را بر زمین می کشید و او را کتک می‌زد. میثم به این صحنه اعتراض کرد و پاسخش تنها گلوله بود. ساعت ده و نیم شب همان روز، زنگ تلفن خانه‌ی آقای عبادی به صدا درآمد؛ تماسی که خبر از گلوله خوردن پسری جوان در منطقه‌ی پارک‌وی می داد. میثم از ناحیه‌ی شکم تیر خورده بود و در بیمارستانی در چهارراه قلهک بستری شده بود. در همان‌جا بود که میثم برای همیشه چشم بر جهان فرو بست. خانواده وقتی بر بالینش حاضر شدند که هنوز تنش گرم بود. او رفته بود و برای همیشه در اوج جوانی جهان را ترک گفته بود.

پدر ميثم ميگويد: «وقتی می‌روم و می‌پرسم (قاتل پسرم را پیدا کردید یا نه؟) رو به من می‌گویند: (می‌خواست از خانه بیرون نرود!) حتی می‌گویند: (کیانشهر کجا و خیابان ولی عصر کجا؟ چرا پسرت از خیابان کیانشهر رفته بود خیابان ولی عصر!) بچه‌ی من و امثال او چرا کشته شدند مگر چه می‌خواستند؟ چند بار هم از قول من خبرگزاری‌های دولتی مطالبی را درباره‌ی آقای موسوی و کروبی منتشر کردند که همه دروغ بودند. من از آنها شکایت کردم و شکایتم را پیگیری هم کردم، اما در نهایت گفتند کسی که این مطالب را نوشته، انتقالی گرفته و رفته است. اما همین‌جا دوباره می‌گویم که آن حرفها دروغ محض بوده است.»

خبرنگار کلمه درباره‌ی آخرین وضعیت پرونده‌ی میثم و شکایت خانواده‌اش از قاتل یا قاتلان او، با پدر این شهید جنبش سبز به گفت‌و‌گو نشسته است:

آقای عبادی، شکایتتان از قاتل یا قاتلان میثم به کجا رسید؟ می‌خواهم از آخرین پیگیری‌هایتان باخبر شوم.

به تازگی شکایتنامه‌ای را خطاب به دادستان تهران تنظیم کرده‌ام و این شکایتنامه هم به دادگاه جنایی ارجاع شده است. الان هم شکایت در شعبه‌ی یک دادگاه جنایی ثبت شده است. اسم قاضی پرونده هم آقای شاملو است. اما این ثبت شکایت فایده ای ندارد. من می‌خواهم رییس قوه قضاییه را ببینم و از او بپرسم چرا پسر بی‌گناهم را کشته‌اند؟

چرا شکایت به مراجع قانونی فایده‌ای ندارد؟ وقتی برای پیگیری پرونده می‌روید، به شما چه می‌گویند؟

وقتی می‌روم و می‌پرسم «قاتل پسرم را پیدا کردید یا نه؟» رو به من می‌گویند: «می‌خواست از خانه بیرون نرود!ی حتی می‌گویند: «کیانشهر کجا و خیابان ولی عصر کجا؟ چرا پسرت از خیابان کیانشهر رفته بود خیابان ولی عصر!» من خیلی از شنیدن این جملات ناراحت می‌شوم. حتی بارها گریه کردم. می‌دانید وقتی این حرفها را می‌شنوم، آن‌قدر حالم گرفته می‌شود که اصلا نمی‌توانم حرفی بزنم و اصلا از آمدنم برای پیگیری پشیمان می‌شوم. یک بار که برای پیگیری به دفتر ریاست‌جمهوری رفتم، کارمندی در آنجا گفت: «پسرت اغتشاشگر بوده، چرا پسر من را نکشتند؟» یعنی آن روزها که نصف جمعیت تهران بیرون بودند و برای اعتراض هم رفته بودند، باید همه را می کشتند؟ یعنی پسر من حق نداشته به خیابان ولی عصر برود؟

برای پیگیری دیگر به کجاها سر زدید؟

به هر کجا که فکرش را بکنید. دفتر رهبری، دفتر ریاست جمهوری، دادستانی و دادگاه جنایی و … اما هیچ جا جواب درستی به من ندادند.

ضارب را هنوز پیدا نکرده‌اند؟

هر بار چیزی می‌گویند. دفعه‌ی آخر که برای پیگیری رفتم، گفتند: «ما نمی‌دانیم قاتل کیست، شما بگویید که کیست تا ما دستگیرش کنیم.»

البته همان اوایل یک بسیجی را دستگیر کردند و گفتند «قاتل پسرت است»، اما بعد او را آزاد کردند. قاضی خودش رو به من گفت: «من نمی‌توانم این بسیجی‌ها را دستگیر کنم و با اینکه پرونده‌ی شما سه سال باز می‌ماند، من نمی‌توانم کاری کنم.» او با زبان خودش به من گفت که نمی‌تواند بسیجی‌ها را بازداشت کند. گفت که خانواده دارم و نمی‌توانم. یعنی قاضی هم از یک بچه‌ی ۱۵ ساله حساب می‌برد. حالا نمی‌دانم باید برای پیگیری چه کنم.

آقای عبادی خواسته‌ی اصلی شما از مسئولان قضایی چیست؟

من فقط می‌خواهم قاتل فرزندم را معرفی و محاکمه کنند. باید به من بگویند فرزند من چرا کشته شد و گناهش چیست. یعنی هر کس گفت «رای من کو» باید کشته شود؟ البته پسر من حق رای هم نداشت و رای نداده بود، اما همراه با بقیه‌ی مردم و به خاطر رای آنها این شعار را فریاد می‌زد. یعنی اگر کسی این شعار را می‌گفت، باید کشته می‌شد؟ می‌خواهم بدانم به چه گناهی پسر ۱۶ ساله را در روز روشن در خیابان کشته‌اند.

تا حالا کسی از مراجع قانونی یا دولتی به شما سر زده است؟

بله، یک بار از شورای شهر و یک بار هم از هلال احمر آمدند. یک بار هم از بنیاد شهید آمدند و یک کارت برایم آوردند، یک کارت به جای پسرم. آخر این کارت به چه کارم می‌آید؟ پسر من فقط چند ساعتی از خانه بیرون رفته بود؛ باید جنازه‌اش را شب به من تحویل می‌دادند؟

میثم دقیقا چگونه کشته شد؟

دوستانش بعدا برای ما ماجرا را گفتند که وقتی میثم و دو دوستش را به میدان ولی عصر راه نمی‌دهند، آنها سوار اتوبوس می‌شوند و در چهارراه پارک‌وی پیاده می‌شوند؛ جایی که زد و خوردهایی بین معترضان به نتایج انتخابات و نیروهای بسیج و لباس شخصی در جریان بوده است. در آن محدوده ظاهرا یک بسیجی دختری را به شدت با باتوم کتک زده و بعد هم روی زمین می‌کشیده است. میثم که این صحنه را می‌بیند، به شدت عصبانی می‌شود و اعتراض می‌کند و جواب اعتراضش هم گلوله‌ای بود که به شکمش اصابت می‌کند. میثم رو به آن شخص گفته بود: «چرا با دختر مردم این‌طور می‌کنی؟ مگر خودت ناموس نداری؟» که بعد از آن صدایش برای همیشه خاموش می‌شود. خب، او همیشه به این مسایل حساس بود.

آقای عبادی، به پیگیری‌هایتان ادامه می‌دهید؟

بله، با همه‌ی برخوردهای بدی که با من می‌شود، تا پیدا شدن قاتل پسرم پیگیری‌هایم را ادامه می‌دهم. ولی این رسمش نیست که با یک پدر داغدار این‌طور رفتار کنند و هر بار او را با گریه به خانه بفرستند. مگر پسرم چه گناهی داشته؟ حتی اگر اعتراض کرده که جوابش گلوله نیست.

حرف آخرتان؟

از مسئولان می خواهم قاتل فرزندم را پیدا کنند. در جنگ همه‌ی ما رفتیم و برای دفاع از خاکمان جنگیدیم و حتی کشته هم دادیم. اما نمی‌فهمم بچه‌ی من و امثال او چرا کشته شدند مگر چه می‌خواستند؟ چند بار هم از قول من خبرگزاری‌های دولتی مطالبی را درباره‌ی آقای موسوی و کروبی منتشر کردند که همه دروغ بودند. من از آنها شکایت کردم و شکایتم را پیگیری هم کردم، اما در نهایت گفتند کسی که این مطالب را نوشته، انتقالی گرفته و رفته است. اما همین‌جا دوباره می‌گویم که آن حرفها دروغ محض بوده است.

۱۰/۰۲/۱۳۸۹

دکتر محسن رنانی اقتصاددان منتقد دولت: خداحافظی با نقد هدفمندسازی

یادداشتی از دکتر محسن رنانی، اقتصاددان منتقد دولت:
خداحافظی با نقد هدفمندسازی

ادامه راه سبز(ارس): این یادداشت را دکتر محسن رنانی، اقتصاددان، در صفحه خود در شبکه اجتماعی فیس بوک منتشر کرده است. او در این یادداشت، ضمن اشاره به نقدهای پیاپی پیشین خود بر طرح هدفمندسازی یارانه‌ها، اعلام کرده که از این پس حداقل تا شش ماه به نقد عمومی این طرح نخواهد پرداخت. به اعتقاد دکتر رنانی: «تا پیش از اجرا لازم بود تا دولت به دانشگاهیان و اصحاب نظر در مورد درستی و سازگاری اتخاذ سیاست هایش توضیح دهد و آنان را اقناع کند. اما اکنون که دیگر این سیاست وارد مرحله اجرا شده است دولت به طور طبیعی باید پاسخگوی جامعه باشد و می دانید که پاسخگویی به مردم، آن هم در برابر آب و نان و کار و کسبشان، بسیار جدی است و شوخی بردار نیست. پس اکنون منتقدان طبیعی ای در برابر عملکرد طرح وجود دارد که ما را از نقد آن بی نیاز می کند ... بر این اساس، و به امید موفقیت طرح هدفمندسازی یارانه ها، از امروز که اول دی ماه 89 است، من هرگونه نقد هدفمندسازی را متوقف می کنم و از کلیه دوستان و دانشگاهیان منتقد هدفمندسازی نیز تقاضا می کنم نقد هدفمندسازی را متوقف کنند. این کار دو حسن دارد. یکی این که نقد ما فضای روانی جامعه را نسبت به طرح بدبین نمی کند و دیگر این که در صورت شکست طرح، دولت ـ که همیشه دنبال یافتن عامل خارجی برای نسبت دادن ناکامی ها به اوست ـ دستش در نسبت دادن ناکامی های طرح به منتقدان بسته می شود.»
یادداشت دکتر محسن رنانی را نقل از صفحه فیس‌بوک ایشان بخوانید:

دوستان گرامی
سلام

می دانید که چهار سال است در نقد سیاست های دولتهای نهم و دهم کوشیده ام. نخستین نوشته من در باب نقد سیاست های اقتصادی دولت نهم، یک متن دو صفحه ای بود که در خرداد ۱۳۸۵ در نامه انتقادی ۵۰ استاد اقتصاد به رئیس دولت نهم گنجانده شد. بعد از این نامه از سوی اصحاب دولت، حمله های زیادی به اقتصاددانان شد. از جمله خود آقای احمدی نژاد چیزی به این مضمون گفتند که نویسندگان این نامه جیره خوار دولت های قبلی بوده اند و حالا که منافعشان قطع شده است از این دولت انتقاد می کنند. این خبر را که خواندم رفتم و نوشته های خودم در نقد سیاست های دولت های آقایان هاشمی و خاتمی را شمارش کردم. دیدم بیش از هزار صفحه A4 در نقد سیاست های اقتصادی آن دو دولت نوشته ام که اکثرا چاپ شده بود و برخی را نیز بدون انتشار عمومی برای مقامات مربوطه ارسال کرده بودم. نمی دانم چرا احساس عدالت خواهی ام گل کرد و تصمیم گرفتم عدالت را در نقد سیاست های اقتصادی دولت ها رعایت کنم و برای تحقق این امر لازم بود پانصد صفحه A4 هم در نقد سیاست های اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد منتشر کنم تا در نقد سیاست دولت ها رعایت انصاف را کرده باشم. و چنین شد که یک شغل بی جیره و مواجب دیگر به مشاغل من افزوده شد: نقد مداوم سیاست های اقتصادی دولت نهم.

اما کم کم با مطرح شدن جدی تر طرح هدفمندسازی یارانه ها، کار خودم را تخصصی کردم و بر نقد هدفمندسازی متمرکز شدم. ناگهان چشم باز کردم دیدم یک پای ثابت زندگی ام شده است نقد هدفمندسازی، از مصاحبه گرفته تا یادداشت برای مطبوعات، تا مشاوره پایان نامه های دانشجویی مربوط به یارانه ها، و تا سخنرانی و شرکت در مناظره ها و میزگردهایی در این باب. شاید یکی از افرادی باشم که بیشترین نوشته، گفت وگو، مناظره و سخنرانی را در این باب داشته ام. در این یک سال اخیر، من همه تلاشم را کردم و هر گونه زنهاری را دادم تا بلکه یک توافق بین الاذهانی درباره خطرناک بودن اجرای هدفمندسازی در شرایط کنونی اقتصاد ایران به وجود بیاورم. و البته تا جایی که می دانم تلاش هایم تاثیر زیادی بر خیلی ها داشته است. همین دیروز یکی از نمایندگان مجلس در باب هدفمندسازی مصاحبه کرده بود و بخشی از حرفهایش را گویی مستقیما از متن مناظره پارسال من با رئیس شورای رقابت ـ که همان زمان در مطبوعات چاپ شد ـ روخوانی کرده بود. این تاثیرگذاری ها البته امید بخش است. اما گویی اراده ای در کار بود تا جامعه ما به سوی دوره ای از دشواریهای تازه رانده شود و نهایتا شد آنچه نباید می شد: هدفمندسازی کلید خورد.

در این دوران، تمام تلاش و امید من این بود که گفته ها و نوشته های ما بتواند مسئولین را در مورد اجرای هدفمندسازی به تردید بیفکند تا اجرای آن را به تعویق بیندازند. آخرین تلاشم این بود که بگویم شرط لازم برای موفقیت هدفمندسازی، بازسازی فضای معنایی جامعه است و در شرایط کنونی یگانه راه حل این بازسازی، اعلام عفو عمومی است. اما حتی مطبوعات هم از انعکاس این گفته های من هراس داشتند. سخنرانی ای که من در مهرماه امسال در همین مورد در مشهد داشتم را هیچ روزنامه ای حاضر نشد که چاپ کند ـ ظاهراً به آنها ابلاغ شده بود که در نقد هدفمندسازی احتیاط را رعایت کنند. من گرچه طرح هدفمندسازی یارانه ها را هم از نظر بسته سیاستی اتخاذ شده، هم از نظر زمان و شرایط اجتماعی ـ اقتصادی کنونی و هم از نظر روشهای اجرای آن مناسب وضعیت امروز اقتصاد ایران نمی دانم و تا پیش از آغاز اجرای آن بیشترین نقدها را به آن داشتم و تا این لحظه تمام تلاشم بر این بود که مسئولین را از عواقب اقتصادی و اجتماعی آن زنهار دهم به امید آن که آن را به تعویق بیندازند، اما اکنون که به هر علتی و برخلاف تحلیل ذهنی و میل قلبی ام این طرح آغاز شده است گمانم بر این است که شکست آن آینده خسارت بارتری را برای جامعه ما رقم خواهد زد و بنابراین لازم است همه بکوشیم تا از هر عملی که موجب بی اعتمادی عمومی به طرح و احتمالا کمک به شکست آن شود پرهیز کنیم.

در واقع اکنون دیگر نقد ما دانشگاهیان کمکی به بهبود طرح و موفقیت هدفمندسازی نمی کند، بلکه اکنون این واقعیت های اقتصاد و جامعه ایران است که سرانجام طرح را رقم خواهد زد. به دیگر سخن اکنون هدفمندسازی خودش در اجرا خود را نقد خواهد کرد. اگر این طرح یک سیاست ضروری و سازگار با ساختار اقتصاد و جامعه ایران باشد و اگر نظام اداری و اجرایی دولتی به صورت کارآمد آن را اجرا کند، موفق می شود و به نتیجه می رسد و امید همه ما چنین است. و اگر یک سیاست بی مطالعه و ناسازگار همراه با نظام اجرایی ناکارآمد باشد، به طور طبیعی شکست می خورد. اکنون دیگر هیچ نقدی بهتر از نقد تجربه نیست: خوش بود گر محک تجربه آید به میان.

در واقع اکنون دولت نباید به ما پاسخگو باشد. تا پیش از اجرا لازم بود تا دولت به دانشگاهیان و اصحاب نظر در مورد درستی و سازگاری اتخاذ سیاست هایش توضیح دهد و آنان را اقناع کند. اما اکنون که دیگر این سیاست وارد مرحله اجرا شده است دولت به طور طبیعی باید پاسخگوی جامعه باشد و می دانید که پاسخگویی به مردم، آن هم در برابر آب و نان و کار و کسبشان، بسیار جدی است و شوخی بردار نیست. پس اکنون منتقدان طبیعی ای در برابر عملکرد طرح وجود دارد که ما را از نقد آن بی نیاز می کند. واقعیت این است که دولت باید اقتصاددانان را در هنگام طراحی و برنامه ریزی آن در جریان طرح می گذاشت و از نقد یا راهنمایی آنان کمک می گرفت. اکنون که دیگر تصمیم ها گرفته شده، قوانین تصویب شده، آیین نامه ها نوشته شده و طرح آغاز شده است، دیگر نقد ما وجهی ندارد و می تواند حالت «نق» به خود بگیرد. اکنون دیگر واقعیت اقتصاد و جامعه ایران بهترین نقاد این طرح خواهد بود. اگر این طرح به خطا آغاز شده باشد، اقتصاد ایران آن را به زمین خواهد زد و اگر سیاست درستی باشد، پیروزی آن مهر تایید بر آن خواهد زد.

اکنون بر این باورم که از این پس که طرح اجرا شده است نقد آن می تواند فضای روانی جامعه را مشوب و امید به موفقیت آن را کاهش دهد و البته شکست این طرح عظیم برای همه ما از هر قوم و مذهب و از هر جریان و گرایش، خسارت بار و برای نسل های آینده آسیبناک است. آری، زنهار دادن به پزشک و بیمار درباره خطرات جراحی وعواقب آن، تا پیش از شروع جراحی مفید و ستوده است اما هنگامی که جراحی آغاز شد، اگر بالای سر بیمار بایستیم و هی به پزشک نق بزنیم و خونریزی و تشنج بیمار را به رخ بکشیم، هم بیمار را پریشان می کنیم و هم تمرکز و آرامش پزشک را بر هم می زنیم و نتیجه نهایی آن کاهش درجه موفقیت جراحی خواهد بود.

بر این اساس، و به امید موفقیت طرح هدفمندسازی یارانه ها، از امروز که اول دی ماه ۸۹ است، من هرگونه نقد هدفمندسازی را متوقف می کنم و از کلیه دوستان و دانشگاهیان منتقد هدفمندسازی نیز تقاضا می کنم نقد هدفمندسازی را متوقف کنند. این کار دو حسن دارد. یکی این که نقد ما فضای روانی جامعه را نسبت به طرح بدبین نمی کند و دیگر این که در صورت شکست طرح، دولت ـ که همیشه دنبال یافتن عامل خارجی برای نسبت دادن ناکامی ها به اوست ـ دستش در نسبت دادن ناکامی های طرح به منتقدان بسته می شود. البته باید مراقب روشها بود و در جایی که برخی روشها نتایج ناگوار دارد، باید تذکر داد. بنابراین من همچنان در این باره می اندیشم و اگر نکته اصلاحی ای به ذهنم رسید می نویسم اما آن را بدون انتشار عمومی برای مجریان مربوطه می فرستم.

در واقع بر این باورم که داوری در مورد درستی یا نادرستی روند کلی اجرای این طرح، حداقل پس از گذشت یک سال از اجرای آن امکان پذیر است، و داوری درباره کامیابی یا ناکامی آن، نیازمند گذشت سه تا پنج سال است. و البته آشکار شدن آثار بلند مدت مثبت و منفی این طرح نیز نیازمند گذر زمان بلندی در حد تغییر نسل هاست.

با این تحلیل بود که تصمیم گرفتم برای چند ماه ـ دست کم شش ماه ـ از هر گونه اظهار نظر انتقادی درباره اجرای این طرح، در مجامع عمومی و مطبوعات ،پرهیز کنم. البته بحث های علمی آکادمیک که در مقالات پژوهشی یا در نشست های تخصصی مشورتی قابل طرح است را ادامه خواهم داد. بنابراین از عزیزان دانشجو و مراکز پژوهشی خواهشم این است که مرا به نشست ها و همایش های نقد هدفمندسازی دعوت نکنند و از دوستان خبرنگار نیز انتظار دارم که برای گرفتن مصاحبه و یادداشت یا شرکت در میزگردهای مطبوعاتی از من درخواست نکنند. فکر می کنم یک روزه سکوت شش ماهه، تمرین خوبی است برای درمان آدمی که به پرحرفی عادت کرده است.

دیروز، سی ام آذر ماه ۱۳۸۹ دومین نشست علمی درباره هدفمندسازی در دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان برگزار شد که من هم در آن شرکت داشتم. خبر نشست علمی اول را که دو هفته پیش از آن برگزار شده بود مطبوعات به طور گسترده پوشش دادند. اما دیروز از دوستان خواهش کردم که محتوای این نشست را ـ که همچنان انتقادی بود ـ منتشر نکنند. امید که چنین کنند. اما در این جلسه دو نکته را گفتم که مایلم به عنوان آخرین اظهار نظرم درباره هدفمندسازی تکرار کنم. اکنون که دولت هدفمندسازی را آغاز کرده است باید مراقبت کند که مرتکب دو خطا نشود: نخست این که به محض دیدن برخی فشارها و واکنش ها دست به عقب نشینی نزند. طبیعی است که یک جراحی به این بزرگی با واکنش ها، اعتراضها و حتی اعتصابهایی همراه باشد. اگر دولت در یک حوزه عقب نشینی کند به همه حوزه ها پیام داده است که اگر مقاومت کنید من عقب نشینی می کنم. و این می تواند تجربه مالیات بر افزوده طلا فروشان را این بار برای کل اقتصاد ایران تکرار کند. اگر عقب نشینی دولت در برابر فشارها و اعتراضها منجر به توقف طرح شود آنگاه تبعات منفی طرح که مهم ترین آنها تورم خواهد بود بر اقتصاد ایران تحمیل خواهد شد بدون آن که پیامدهای مثبت انتظاری آن حاصل شود و در این صورت بازنده نهایی ملت ایران و به ویژه فقرا خواهند بود. پس به دولت یک توصیه دارم: «عقب نشینی ممنوع».

اما خطای دوم این است که اجرای طرح را پلیسی کنند. امنیتی و پلیسی کردن طرح همان و شکست طرح همان. با نیروی پلیس می توان آدمها را کنترل کرد اما فرایندها و سازوکارها را نه. می توان پلیس گمارد تا کارگران به موقع سرکار حاضر شوند اما نمی توان پلیس گمارد تا بهره وری کارخانه بالا برود. افزایش بهره وری حاصل فرایندهایی است که با پلیس قابل کنترل نیستند. به همین ترتیب است داستان هدفنمدسازی. می توان در هر کارخانه ماموری نهاد تا قیمت ها را کنترل کند، اما نمی توان با پلیس مانع کاهش کیفیت کالاها شد. اگر قیمت را با نیروی پلیس کنترل کردیم، آنگاه تولید کننده برای جبران هزینه هایش کیفیت کالاها را کاهش می دهد. به همین ترتیب است داستان اعتراض ها و اعتصابهای احتمالی. اگر چنین حوادثی رخ داد با گرفتن و زدن و دربند کردن متعرضین، دولت فقط میخهای تابوت هدفمندسازی را محکم کرده است. دولت به جای آن که نیروی ضربت برای کنترل مصرف کنندگان و تولیدکنندگان کالاها و خدمات تشکیل دهد، بهتر است نیروی ضربت برای مذاکره، هم اندیشی، کمک و اقناع تشکیل دهد. پس: «نه عقب نشینی، نه رفتار پلیسی».

خداحافظ هدفمندسازی تا شش ماه دیگر.

محسن رنانی
۱ دی ماه ۱۳۸۹

منبع: صفحه فیس بوک دکتر رنانی

یارانه‌ها به کدام جیب می‌روند؟

یارانه‌ها به کدام جیب می‌روند؟

ادامه راه سبز(ارس): سایت صبح امید که به اصلاح طلبان شیراز نزدیک است، در گزارشی خواندنی، به تاثیر هدفمند شدن یارانه‌ها بر زندگی روزمره مردم پرداخته و نوشته است: هوا سرد است، همین! آنقدر سرد که همه سرها در گریبان فرو رفته و حتی به سلامی هم از جا جم نمی‌خورند! دست‌ها هم حتی برای ادای دوستی‌های دیرینه در آن ساعات آخر شب، باسختی و اکراه از درون جیب‌ خارج می‌شود، مگر با دستکش! غباری خیس شیشه‌های اتومبیل‌های متعددی که احتمالا به سمت خانه‌هایشان می‌روند، پوشانیده، انگار داخل ماشین را ستاری می‌کند.

چراغ راهنما قرمز خوش‌رنگی است، که انگار قصد سبز شدن ندارد! در سکوت شب، ضربه‌ای به شیشه کنار دستم نواخته می‌شود و سایه‌ای که بچه می‌نماید، از پس غبار خیس روی شیشه، متاعی برای فروش دارد. باطمانینه شیشه را از سرجایش حرکت می‌دهم، همراه با سرما، دستان پسرکی که دسته‌های گل نرگس را سفت چسبیده به میان ماشین هل می‌خورد، بی‌هیچ حرفی.

خیابان هنوز شلوغ است از ماشین‌های رنگ‌رنگی که هرچه به سمت شمال و غرب شهر می‌روی مدل‌هایشان بالاتر می‌رود و تعداد سرنشینانشان کمتر می‌شود، نگاهی به صندلی خالی کنارم می اندازم، دسته‌گل نرگس در میان خالی صندلی. آن گاه حرکتی می‌کند، با آن عطر مسحور کننده، در این فکرم که زمستان و گل و این همه عطر، آنهم به‌این زیبایی، سبحان‌الله.

به چهارراه بعدی رسیده‌ام، تعداد ماشین‌های منتظر پشت چراغ قرمز، بیشتر شده، ردیف دومم در میان اتومبیل‌های رنگ‌رنگی که بعضی پلاکشان هم رنگی است! بعضی‌ها با رسیدن به چراغ خطر، همزمان با ایستادن ماشین را خاموش می‌کنند که چند ثانیه‌هم، چند ثانیه است! ماشین‌ها را می‌شمارم که ضربه‌ای این بار به‌آن شیشه می‌خورد، دخترکی است و متاعش دسته‌های دعا و زیر آن بسته‌ای آدامس، نگاهمان تلاقی می‌کند و سرمای هوا را برای یک لحظه از دو دوی چشمان درشتش، با تمام وجود حس می‌کنم.

آدامسی می‌خرم، تنها خریدارش در میان ازدحام اتومبیل‌ها، شیرین است و تازه، اما یاد دخترک طعم آدامس و بوی خوش گل را یکجا از یادم می‌برد.

چهارراه بعدی شلوغ‌تر است و تعداد بچه‌هایی که در آن وقت شب کنار اتومبیل‌ها ضربه‌هایی آرام به شیشه می‌نوازند، هم بیشتر، همه سوی چهارراه هستند و در میان دستان کوچکشان دستمال‌های نم‌داری را محکم گرفته‌اند.

با اولین ضربه شیشه را پایین می‌آورم، تا سبز شدن چراغ ثانیه‌هایی باقی است، سکوت می‌شکند،‌ انگاری بغضی است، پر از حزن، دستی با دستمال مچاله شده بر گوشه پایینی شیشه جلو و دست دیگر با پنجه‌هایی سرخ شده از سرما، جلوی روی من.

چراغ زرد بنزین،‌ هشدار می‌دهد که باک رو به خالی شدن است و دستان پسرک در فضای گرم ماشین، یخ می‌ترکاند و سرخی را از یاد می‌برد! صدتومانی را محکم می‌گیرد و دور می‌شود در حالی‌که چهره‌اش را تبسمی پیروزمندانه پر کرده است و روی شیشه جلو جای دستمالش لکه به‌جا مانده.

سبز می‌شود، هنوز خیابان‌ها خلوت نیست، ساعت به یازده نزدیک می‌شود، به پمپ بنزین می‌رسم، خلوت است و فرصتی برای من که صبح تا شب تغییر روز را در میان اتاق‌های کار متوجه نمی‌شوم.

هنوز در ماشین را کامل بازنکرده‌ام که پسرکی خوش لباس مودبانه سلامم می‌کند.

ده یازده سال بیشتر ندارد، گونه‌ها، نوک بینی و انگشتانش را سرما سرخ کرده، گویی ساعتی هست که پرسه می‌زند!

سلام.

معذرت می‌خواهم امکان دارد به من کمک کنید.

به سمت پمپ می‌روم و پسرک سرجایش ایستاده، گویی از چشمانم پرسشی خوانده باشد، ادامه می‌دهد:

یکی دو ماه است که پدرم را هم از دست داده‌ام، کسی را ندارم، جایی هم برای خوابیدن ندارم، اگر ممکن است به‌اندازه جایی برای خواب و شام امشب کمکم کنید.

بی‌اختیار دو دو تا چهارتایی می‌کنم که یک پسر بچه چقدر پول نیاز دارد تا شبی را زیر یک سقف به‌سر برده و با شکم سیر بخوابد؟ با کمتر از ده هزارتومان ممکن نیست این خواسته برآورده شود، اما موجودی جیب من در آن شب شاید با زحمت به چهارهزار تومان می‌رسید.

نازل را درون باک کرده‌ام، می‌پرسم:

مدرسه هم می‌روی؟

می‌رفتم،‌ اما حالا فکر نکنم بتوانم بروم، نمی‌دانم، فعلا جایی برای ماندن ندارم.

یعنی دیگر نمی‌روی

درس خواندن را دوست دارم اما پدرم را بیشتر از همه‌چیز دوست داشتم و حالا که نیست….

هوا سرد است نه؟

سری به علامت آری تکان می‌دهد.

کلاس چندم هستی؟

اول، اول راهنمایی،

ده لیتر بنزین درون باک می‌ریزم، عقربه‌های ساعت از دوازده عبور کرده، مسئول پمپ به سراغم می‌آید، چهارهزار تومان را به‌طرفش می‌گیرم، می‌خندد و به عدد حک شده روی پمپ اشاره می‌کند.

۷۰۰۰۰،

با تعجب می‌پرسم، چرا؟

از امشب بنزین گران شد!!!

پسرک ایستاده و من مرددم که چگونه می‌توانم مسئول پمپ را متقاعد کنم که تا صبح مهلت دهد باقی پولش را بیاورم، جیب‌هایم را می‌کاوم، یک اسکناس پانصد تومانی چندتا شده ته یکی از جیب‌هایم پیدا می‌کنم، مسئول پمپ متوجه شده،‌ می‌گوید:

اگر نیست قابلی ندارد، برایم بیاورید، اما خداوکیلی …

حرفش را می‌خورد، قرمز شده‌ام، گرمای خونی که زیر پوست صورتم دویده است را حس می‌کنم، اسکناس پانصدی را به‌طرف پسرک دراز می‌کنم که هنوز ایستاده و ما را نگاه می‌کند، می‌گیرد،‌نگاهی به آن می‌اندازد و می‌گوید:

دست شما درد نکند اما من گدا نیستم، قرض خواستم.

متاسفم این آخرین اسکناس جیبم بود، دیدی که حتی پول بنزین را هم نداشتم.

کارتم را به مسئول جایگاه داده و راه می‌افتم، لحظه‌ای بعد به آخرین چهارراه می‌رسم، شلوغ است، در ازدحام خودروهایی که اغلب پشت چراغ قرمز خاموشند، تعداد زیاد خودروهای با پلاک قرمز به چشم می‌آید، خودروهایی که بخار اگزوزهایشان نشان می‌دهد همچنان روشن مانده‌ و منتظر چراغ سبزهستند، در حالیکه تنها سایه‌ای از راننده و سرنشینان دیگر از پشت شیشه‌های دودی‌شان که به سیاهی می‌زند، پیدا است.

بچه‌ها اینجا هم هستند، لابه‌لای اتومبیل‌ها می‌چرخند و هرکدام متاعی می‌فروشند، شیشه‌های هیچ یک از خودروهای پلاک قرمز در هیچ سمتی پایین نمی‌آید، چپ و راست ندارد، نگاهشان تنها به روبرو و به ثانیه‌شماری است که زمان رسیدن سبز را خبر می‌دهد، عجله برای رسیدن به خانه و به‌پایان بردن یک‌روز تا فردا بعد از خواب خوش، چه پیش‌آید و چه برنامه‌ای پیش‌رو باشد.

دختری به ماشینم نزدیک می‌شود، با دسته‌ای سی‌دی، شیشه پایین است، عطر گل به‌مشامم نمی‌رسد، سرما را با بچه‌ها شریک شده‌ام، دخترک می‌گوید:

انواع فیلم، به‌رنگ ارغوان، پسر آدم دختر حوا، افراطی‌ها….. فقط پانصد تومن،

فقط نگاهش می‌کنم که چطور لب پایینیش از سرما می‌لرزد و نواهای خارج شده از دهانش را زیر و بم می‌بخشد.

پسرکی هم آنطرف،‌ ایستاده و دسته‌های نرگس را به‌طرفم دراز می‌کند، گل‌هایی که آرام آرام پژمرده شده‌اند، از بس بیخشان را محکم با ساقه خودشان گره زده‌اند، احساس خفگی می‌کنم.

روی تابلوی بزرگ مقابلم نوشته‌ای رد می‌شود،‌ آغاز اجرای طرح هدف‌مندسازی یارانه‌ها، مبارک باد، ثانیه شمار چراغ خطر چهار راه تازه به ۴۰ رسیده و من تازه به علت گرانی بنزین پی برده‌ام و به این فکر می‌کنم که آیا فردا شب چند نفر از این بچه‌ها را کنار خیابان نخواهم دید، آیا آن پسر بچه یتیمی که ایرانی است،‌می‌تواند سقفی بالای سرش ببیند و به مدرسه برود! آیا بازهم اتومبیل‌های پلاک‌ قرمز بدون دغدغه بنزینی که می‌سوزد، برای رتق و فتق امور مردم در خیابان‌ها تردد می‌کنند، امسال کارانه و عیدی و پاداش مدیر فلان اداره چقدر اضافه‌تر از کارمندان شرکتی و رسمی همان اداره خواهد بود؟ آیا نظافت‌چی اداره ….. حقوق سیصد هزار تومانی‌اش به سه میلیونی که مدیرعامل همان اداره در پایان هر ماه بی‌دغدغه و تنها به‌عنوان حقوق دریافت می‌کند، خواهد رسید؟

آیا….. صدای بوق‌های ممتد خودروهایی که با دیدن چراغ سبز روشن شده‌اند و آماده حرکت به‌سوی جلو هستند، از ژرفنای خیال یارانه‌ها خارجم می‌کند، اما همچنان چشمم مسیر یارانه‌ها را دنبال می‌کند تا بدانم به کدام جیب سرازیر خواهد شد.

حقوق کارگران نباید از یک میلیون تومان کمتر باشد

با توجه به شرایط اجرای هدفمندی یارانه‌ها:
حقوق کارگران نباید از یک میلیون تومان کمتر باشد

ادامه راه سبز(ارس): عباس کشاورز معتمدی عضو هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان قزوین اظهار کرد: با توجه به تورم سالانه و اثرات اجرای قانون هدفمندی یارانه حقوق کارگران نباید از یک میلیون تومان کمتر باشد.

کشاورز معتمدی با بیان اینکه هزینه اجاره مسکن، آموزش فرزندان و 35 قلم از کالاهای اساسی به شکل قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته، گفت: بنده براساس کار مطالعاتی و کارشناسی و با در نظر گرفتن یک زندگی متوسط برای یک خانواده کارگری تصویب این رقم را به نمایندگان جامعه کارگری در شورای عالی کار پیشنهاد می‌کنم.

وی گفت: از نمایندگان کارگران در شورای عالی کار می‌خواهیم به هیچ عنوان از مواضع به‌حق خود درخصوص حداقل دستمزد کارگران کوتاه نیایند.

این فعال جامعه کارگری با اشاره به اینکه در سال گذشته با فشار دولت به عنوان بزرگترین کارفرما، حداقل دستمزد کارگران با رقم ناچیزی تعیین شد، خاطرنشان ساخت: امسال با توجه به شرایط اجرای هدفمندی یارانه‌ها که حتماً در سبد هزینه‌ خانوار دیده خواهد شد، باید حداقل دستمزدها به شکل دقیق و کارشناسی تعیین شود.

عضو هیأت مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان قزوین تصریح کرد: تصویب حداقل یک ملیون تومان به عنوان پایه حقوق، منجر به ارتقاء رفاه جامعه هدف کارگری و اقشار کم‌درآمد و حداقل بگیر‌ها می‌شود و قدرت خرید این اقشار را افزایش می‌دهد.

۱۰/۰۱/۱۳۸۹

عزل همه وزرا، هريك در دفتر كار خود!

عزل همه وزرا، هريك در دفتر كار خود!

ادامه راه سبز(ارس): یكی از بینندگان "آینده" در پیامی نوشت: آقای احمدی ن‍ژاد در واكنش به انتقادات گسترده نسبت به عزل وزیر خارجه در حالی كه در حین مذاكره با مقامات سنگالی بوده ،‌ با تاكید بر این كه زیاد به این مساله پرداخته نشود ،‌ گفته:‌ دفتر كار وزیر خارجه، ‌جاده و هواپیماست و بنابراین كارمن مشكلی نداشته.

ضمن تشكر از روشنگری های رئیس جمهور محبوب ،‌ پیش بینی می شود وزیران زیر هم در دفاتر كارشان به شرح زیر بركنار شوند:

وزیر ارتباطات: داخل كیوسك تلفن عمومی بندر لنگه

وزیر كشاورزی: مزرعه خیار اطراف شهر ری

وزیر راه و ترابری: بركنار نمی شود ،‌ چون جاده ها قبلاً‌ دفتر متكی اعلام شده و خودش هم بركنار شده!

وزیر رفاه: در حالی كه در سواحل زیبای جزیره مرجانی كیش و در رفاه كامل ،‌مشغول آفتاب گرفتن است

وزیر صنایع و معادن: در اعماق معدن زغال سنگ كرمان

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری:‌ مطمئن باشید ایشان بركنار نمی شود!

وزیر آموزش و پرورش: كلاس دوم ب دبستان دولتی شهید مطهری

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی:‌ باجه بلیت فروشی سینما آزادی

وزیر كار و امور اجتماعی : به عنوان پیشرو در صنعت دوركاری ،‌ در یك جای دور (الله اعلم!)

وزیر كشور: ‌این یكی خیلی بدشانس تر از بقیه است ،‌ كل كشور دفتر كارش هست و هیچ جا امنیت شغلی ندارد طفلك!

وزیر تعاون: ‌داخل شركت تعاونی مصرف كاركنان شهرداری ارومیه

وزیر مسكن: هر وقت به خانه می رود ،‌ تن و بدنش می لرزد كه نكند آیفون را بزنند و حكم عزل بیاورند

وزیر نفت: بالای دكل نفتی در خلیج همیشه فارس

وزیر بهداشت : داخل درمانگاه عمومی سر مجیدیه تهران

وزیر بازرگانی: در هر سوپر ماركتی امكانش هست ؛‌ به ایشان توصیه می شود خریدهایشان تلفنی باشد

وزیر دادگستری: زندان رجایی شهركرج

وزیر دفاع :‌ در میدان تیر

وزیر نیرو : قاعدتاً ایشان هنگام خاموش كردن لامپ اضافی دچار برق گرفتگی خواهند شد

مشایی:‌ زبونتو گاز بگیر! مگه مشایی هم بركنار می شه؟!

شماره سي و دوم روزنامه کلـــمــــه» عزل و نصب ها و امپراطوري دروغ

روزنامه کلـــمــــه پيش شماره سي‌ و دو؛
«امپــــــــراطـــــــــــوري دروغ»

ادامه راه سبز(ارس): شماره سي‌ و دوم روزنامه كلمه مورخه چهارشنبه 01 دي ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت كلمه قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:
براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (220 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا"

جهت دسترسي آسان به شماره هاي گذشته، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe

انتقاد موسوی و کروبی از وضعیت نابسامان اقتصادی کشور

دیدار میرحسین موسوی و مهدی کروبی در آستانه طرح هدفمندی یارانه ها:
هدفمندي با شرايط فعلي، باري مضاعف بر دوش اقشار متوسط و کم درآمد جامعه است

ادامه راه سبز(ارس): میرحسین موسوی و مهدی کروبی، پس از دیدار و گفت‌وگو درباره مسائل مهم کشور و مشکلات مردم، از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه در این شرایط بد اقتصادی ابراز نگرانی کردند و خواستار اجرای “کارشناسی شده” و به دور از “هیجان” این طرح در جامعه شدند.
به گزارش سحام‌نیوز، در ابتدای این دیدار که روز گذشته در منزل مهدی کروبی انجام شد، آقایان کروبی و موسوی ضمن ابراز تاسف و تالم از حادثه تروریستی ظهر تاسوعای چابهار که منجر به شهادت تنی چند از هموطنان شیعه و سنی شد با ابراز همدردی و تسلیت با خانواده‌های داغدار، این واقعه را محکوم واعلام کردند: دشمنان ملت تصور نکنند وحدت و اتحاد مسلمانان با این اعمال تروریستی آسیب می بیند.

مهدی کروبی و میرحسین موسوی در ادامه این دیدار از کلیت طرح هدفمندی یارانه‌ها به عنوان طرحی که در سطح دنیا به عنوان “حرکت اقتصادی بنیادین و اساسی” مطرح است، یاد کردند و خواستار اجرای “کارشناسی شده” و به دور از “هیجان” این طرح در جامعه شدند.

آقایان کروبی و موسوی از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها در این شرایط بد اقتصادی ابراز نگرانی کردند و افزودند: اجرای این طرح در شرایطی که کشور با تحریم‌های شدید بین المللی روبه‌رو است و نیز در وضعیتی که اقتصاد کشور دچار رکود بوده و بیکاری بالای ۳۰ درصد به اکثر استان‌ها سرایت کرده است و تورم در جامعه افسار گسیخته است، باری است که فشار آن بر روی اقشار متوسط و کم درآمد جامعه خواهد آمد.

همچنین در ادامه مطرح شد: از یک طرف تعطیلی هر روزه کارخانه‌ها و عدم توانایی پرداخت حقوق توسط کارخانجات و بیکاری کارگران واز طرف دیگر فرار سرمایه ها به دلیل نبود امینت سرمایه گذاری در کشور و نبودن رقابت سالم در اقتصاد و خصوصی سازی، که همه اینها آینده تاریکی را در اقتصاد کشور نوید می دهند. این وضع زمانی بدتر می شود که دولت هیچ گوش شنوایی برای شنیدن نظر کارشناسان خبره و صاحبنظران برجسته ندارد. باید فضایی در جامعه پدیدار شود که کارشناسان اقتصادی سخنشان را بی پرده بگویند و نه اینکه با آنان برخورد شود.

آقایان موسوی و کروبی در ادامه صحبت های خود مجددا از وضعیت وخیم زندانیان سیاسی و احکام صادره به اتهامات “واهی” مانند “اقدام علیه امنیت ملی”، برای آنان اظهار ناراحتی کرده و افزودند: دادگاه ها محکومیت های سنگینی برای این زندانیان سیاسی که متاسفانه دامنه وسیعی از اقشار جامعه همچون هنرمند و معلم و وکیل و دانشجو و استاد و روحانی و خبرنگار و غیره را شامل می‌شود، صادر کرده است و از طرف دیگر متاسفانه برخوردهای بدور از اخلاق و انسانیت که در زندان صورت می گیرد. این زندانیان برای مقابله با این رفتارها مجبور به اعتصاب غذا شده اند.که دراینجا ما از زندانیان سیاسی در خواست می کنیم که به خاطر حفظ جانتان دست از اعتصاب غذا بردارید ومطمئن باشید که پیروزی نهایی از آن مردم و شما خواهد بود.

مهدی کروبی و میرحسین موسوی همچنین با بررسی وضعیت سیاست خارجی ایران در عرصه بین الملل، از رفتارهای غیر دیپلماتیک دولت ابراز شگفتی کرده و افزودند: سیاست خارجه آنقدر مضحکه شده است که وزیر خارجه منتصب باید خبر برکناری اش را از رئیس جمهور سنگال بشنود! این نحوه برخورد چیزی جز بردن آبروی کشور در عرصه بین المللی نیست و نشان از رفتارهای کودکانه و تلافی جویانه است. این رفتارها عاقبتی جز بی اعتباری بیش از پیش در مجامع بین المللی ندارد. متاسفانه پس از این بی آبرویی طرفین ماجرا همدیگر را به دروغ گویی متهم می کنند درحالی که دروغ کلید تمام گناهان است.

در پایان این دیدار این دو نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، “رجز خوانی” و “خط و نشان‌های” برخی افراد وابسته به جریان اقتدارگرا را “به دور از تعقل” خواندند و تاکید کردند: ما تا امروز بر راهی که انتخاب کرده ایم محکم ایستاده ایم و در آینده نیز از این راه که چیزی جز احقاق حقوق برحق مردم نیست کوتاه نخواهیم آمد و هیچ ترسی از تهدید و فحاشی و تهمت نداریم. برای ما هیچ فرقی میان این زندان بزرگ که در آن هستیم با زندان کوچک که دیگر زندانیان سیاسی به ناحق در آن محبوسند نیست.وبه امید روزی که فتنه گران واقعی پاسخگوی اعمال خود درپیشگاه ملت باشند.

رهنورد خطاب به زنان زندانی: امشب شب یلدا است

رهنورد خطاب به زنان زندانی: امشب شب یلدا است
ادامه راه سبز(ارس): زهرا رهنورد در یادداشت کوتاهی که برای زنان زندانی سیاسی نوشت راه و آرمان آنان را ستود و ابراز امیدواری کرد شب درازی که در آن آزادی محبوس است به سپیده مان آزادی بدل شود. وي نوشته است: «آیا سزاوار است سرزمینی که می‌تواند در سپیده‌دمان ازادی به سر برد به شبی دراز مبتلا شود و در آرزوی دموکراسی و آزادی پشت میله‌های زندان اسیر باشد؟»

به گزارش کلمه متن یاددشت دکتر رهنورد به شرح زیر است:
آیا باید شب دراز اسطوره‌های منطقة‌البروج (فصول و نجوم) به شب درازی در تاریخ معاصر کشورمان تبدیل شود؟ آیا سزاوار است سرزمینی که می‌تواند در سپیده‌دمان ازادی به سر برد به شبی دراز مبتلا شود و در آرزوی دموکراسی و آزادی پشت میله‌های زندان اسیر باشد؟

مهدیه گلرو و بهاره هدایت در اعتصاب غذا به سر می‌برند. ریحانه طباطبایی، فاطمه عرب‌سرخی، نازنین خسروانی، ساجده کیانوش‌راد، هنگامه شهیدی، عاطفه نبوی، فاطمه رهنما و سایر زنان و دختران در زندانند.

اگر آنها از آزاد‌گی و آزادی‌خواهی دست بردارند، شبی سیاه تداوم خواهد یافت؟

به دختران عزیز خود که در اعتصابند، می‌گویم مطمئن باشید بازجویان فکر می‌کنند بر جسم شما سلطه دارند و با بازجویی‌های سنگین خود سعی می کنند شما را به زانو درآورند و چه تلاش عبث و مذبوحانه‌ای، اما شما با روح بلند و قوی خود، نشان دادید که هم روح و هم بدنتان در اختیار آرمان‌های شماست و نه بازجویان. دستگیری شما دختران آزاده این کشور، حاکی از شکست آنها در به زانو درآوردن شماست. امیدوارم چونان گذشته سرافراز باشید.

رحیمی به عنوان متهم در دستگاه قضا؛ آیا رهبری باز حمایت می کند؟

رحیمی به عنوان متهم در دستگاه قضا؛ آیا رهبری باز حمایت می کند؟
دستگاه قضایی بطور رسمی معاون اول دولت را بعنوان متهم فساد اقتصادي معرفی کرد
ادامه راه سبز(ارس): دستگاه قضایی ایران به طور رسمی معاون اول دولت را به عنوان متهم معرفی کرد. این اتفاق بی سابقه در زمانی رخ می دهد که یکدست بودن حاکمیت در اوج خود است .دیروز با اعلام سخنگوی قوه قضاییه محمد رضا رحیمی به عنوان متهم فساد مالی معرفی شد.اطلاق این اتهام به رحیمی در حالی رقم خورد که وی در اردیبشهت ماه امسال در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی که خودش رییس آن است گفته بود :«اگر این اتهامات درست باشد دستم را قطع می کنم».از سوی دیگر رییس قوه قضاییه با اشاره غیر مستقیم به جریان مشایی این جریان را فاسد و انحرافی دانست .به نظر می رسد روزهای خوبی برای دولتی که در چند جبهه دچار بحرانهای جدی است، در پیش نخواهد بود .

متهم نامیده شدن آقای معاون در حالی است که وی البته از حمایت رییس خود برخوردار بوده و هست و در خبرهای غیر رسمی آمد که احمدی نژاد با رهبری در این خصوص صحبت کرده است تا قوه قضاییه به این موضوع رسیدگی نکند که گویا رهبری هم موافقت کرده بود وچندی موضوع فساد محمدرضا رحیمی درگفته هاوخبرها گم شد اما گویا ابعاد آن مساله چنان بودکه حمایت رهبر هم مانع دیده و مطرح شدنش نمی شد .چنانچه الیاس نادران گفته بود «ابعاد فسادمالی رحیمی فراتر از شهرام جزایری است»
دادستان کل ایران دیروز در جمع خبرنگاران ابراز داشت:« : "اتهام فساد مالی به آقای رحیمی معاون اول رئیس دولت، متوجه است و وی پس از بررسی های قضایی و دریافت اظهارات سایر متهمان، به دستگاه قضایی احضار خواهد شد."

محسنی اژه ای همچنین با اشاره به اینکه محمدرضا رحیمی نیز مانند سایر متهمان از حق دفاع برخوردار است، افزود: "اینکه ما از اکنون بگوییم چه پایانی برای این اتهام وجود دارد، درست نیست. پرونده او باید رسیدگی شود و در صورتی که منجر به محکومیت یا تبرئه متهم شد، به اطلاع عموم خواهد رسید."

ماجرای رحیمی وفسادهای منتسب به وی همزمان با افشای مدرک تحصیلی کردان آغاز شد در آن زمان یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس به خبرنگاران پارلمانی گفته بود که "مدرک کردان دو قلو بوده و یکی دیگر از اعضای ارشد دولت نیز به همین صورت دکترا گرفته است." اما جنجال بر سر ماجرای کردان تا حد بسیار زیادی ماجرای رحیمی را تحت الشعاع قرار داد تا اینکه در آبان ماه 88 احمد توکلی و الیاس نادران به کمیسیون اصل 90 مجلس مراجعه و شکایتی را در این خصوص علیه رحیمی تدوین کردند.

همان زمان داریوش قنبری نماینده اصلاح‌طلب به خبرنگار سیاست روز گفت: "مرحوم فاکر از ارائه این شکایت و همچنین پرونده رحیمی به اعضای کمیسیون خودداری می کرد".

اما تلاش‌ها و خودداری‌ کردن‌های مرحوم فاکر که آن دوران ریاست کمیسیون 90 را برعهده داشت، برای عدم افشای این پرونده نتیجه نداد و الیاس نادران در ابتدا نامه‌ای به رحیمی نوشت و از وی در خصوص واریز میلیون‌ها تومان پول به حساب شخصی‌اش در جریان انتخابات مجلس هشتم سوال کرد.

در قسمتی از نامه نادران به رحیمی پس از آنکه این نماینده اصولگرای مجلس از معاون اول احمدی‌نژاد در خصوص اصالت مدرک تحصیلی‌اش سوال کرده، آمده بود: "در جريان انتخابات مجلس هشتم توسط آقاي جابر ابدالي، پول‌هايي را بين نامزدهاي مجلس توزيع كرده‌ايد. آيا ممكن است نسبت به منشا اين پول‌ها توضيح بفرمائيد تا به عنوان نماينده مردم بتوانم موكلينم را در جريان امر قرار دهم؟ آيا ممكن است توضيح بفرمائيد كه چك‌هاي چند ميلياردي و چند صد ميليوني كه به حساب شما واريز شده است از چه حساب‌هايي و مربوط به چه افرادي است؟"

بی پاسخ ماندن سوال نادران از رحیمی بازهم آخر ماجرا نبود و نادران در فرودین ماه 89به جمع خبرنگاران آمد و بی پروا معاون اول را متهم به سرشبکه باند فساد مالی که خود از آن با نام "باند خیابان فاطمی" یاد می‌کرد، متهم کرد.

بعد از آن معاون حقوقی رییس‌جمهور خبر داد که شکایتی از سوی این معاونت علیه الیاس نادران تنظیم شده است." شکایتی که رجا نیوزسایت حامی دولت آن را اشتباه بزرگ خواند.این سایت در این خصوص نوشت: "اگرچه نادران اتهامات بدون سندی را به رحیمی نسبت داد و سخنان خود را به یک موضع گیری رسانه ای محدود کرد، اما اقدام معاون حقوقی رئیس جمهور در اعلام "شکایت رسمی دولت" از نادران هم یک اشتباه سیاسی به نظر می رسد."

نشریه یالثارات الحسین هم در آبان ماه نوشت:" دكتر الیاس نادران نماینده تهران در مجلس، معاون اول دولت دهم را صراحتاً متهم كرده است كه در یک پرونده فساد مالی نقش داشته است. در حالیکه در شهریور ماه محاكمه نهایی یكی از متهمان درجه 2 این پرونده به پایان رسید و حكم قطعی صادر و این متهم به 4 سال حبس تعزیزی و پرداخت جزای نقدی، به میزان بیش از یک میلیارد تومان محكوم شد. حال با این محکومیت رسانه‌های حساس به مفاسد اقتصادی، محافل سیاسی در انتظار احضار یا بازداشت متهم درجه اول این پرونده بودند. اما در كمتر از یک ماه بعد یعنی در هفتم مهرماه، رئیس دستگاه قضایی در گردهمایی ائمه جمعه پس از شرح اقدامات دستگاه قضایی برای مبارزه جدی ولی بی‌سروصدا با مفاسد اقتصادی بزرگ تصریح كرد: {... از كسانی كه شعار عدالت و مبارزه با مفاسد را سرمی‌دهند انتظار نداریم كه در مقابل كارهای بزرگ قوه‌قضاییه بایستند.اتهام بزرگ دكتر نادران علیه محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس‌جمهوری قابل گذشت و فراموشی طی مرور زمان نیست.} "
یالثارات در ادامه نوشت:«اقدام این نماینده شجاع تهران، امروز دولت دهم و دستگاه قضایی را بر سر دوراهی بزرگ و سرنوشت‌سازی قرار داده است. راه اول اینكه بدون رودربایستی و با جدیت، متهم به فساد تحویل دادگاه شود تا به اتهامش رسیدگی و انشاء‌الله بی‌گناهی‌اش ثابت گردد یا محكوم شود و راه دوم اینكه جروبحث و بگومگو بر سر این مسئله ادامه یابد ... از قرار معلوم، رئیس دستگاه قضا عزم خود را برای برخورد علوی با دانه‌درشت این پرونده جزم كرده است. دیگر این بستگی به حامی پرقدرت این متهم دارد كه بخواهد رسیدگی به این پرونده با دعوا و كشمكش سیاسی و تحمیل هزینه به آبروی نظام حل شود یا با آرامش و گردن نهادن به قانون.

در تحولی دیگر که رابطه پر از تنش دولت وقوه قضاییه را نشان می دهد صادق لاریجانی نیز به سخنانی مبادرت کرد که مشایی و رییس دولت را هدف گرفته بود .بنا بر گزارش خبرگزاریها، در پی تجلیل احمدی نژاد از وبلاگ نویس جنجالی، لاریجانی در سخنانی صریح به جریان انحرافی مقابل دستگاه قضایی اشاره کرد و آن را فاسد دانست.

بنا بر این گزارش لاریجانی با اشاره به اینكه جریانی انحرافی و ضد روحانیت در پی تضعیف قوه‌قضاییه است تاكید كرد: متاسفانه عجیب است كه هر بار دستگاه قضایی اعلام می‌كند برخورد قاطعی با مفسدین خواهد داشت، جریانی علیه قوه قضاییه راه می‌اندازند و در چند نوبت مختلف این مسئله بروز كرده و من ردپای جریان انحرافی را در پس این حملات و هجمات علیه قوه قضاییه می‌بینم. »

وی همچنین تصریح كرد: به گمان بنده، حمایت‌ها ، تشویق‌ها و تقدیرهایی هم كه می‌شود این معما را تا حد زیادی حل می‌كند. متاسفانه این جریان انحرافی كه هم در اعتقادات و هم در عمل فاسد است و به شدت نیز ضد روحانیت است و به شدت تبلیغ دوری از روحانیت را می‌كند، در پس این جریانات است و این چیزی نیست كه از دیدگاه اهل نظر دور باشد و اهل نظر می دانند كه این جریان حتی نسبت به ولی فقیه زمان هم با زبانهای مختلف مطالبی را می‌گویند و به شدت قوم‌گرایی را ترویح می‌كنند و تعصبی را كه باید معطوف به اسلام و مسلمین باشد به قومیت می برند و كاری كه رژیم فاسد پهلوی نمی توانست بكند اینها اصرار بر انجامش دارند و در عمل هم بسیار فاسدند. »

رئیس قوه قضاییه تاكید كرد: ما ردپای فساد اینها را خیلی جاها دیده‌ایم و این عده گمان نكنند كه همچون «كبك» سرشان را زیر برف می كنند و كسی آنان را نمی بیند. باید بدانند كه افعالشان در منظر دیگران هست و اینطور نیست كه اگر افرادی را به وسط میدان بكشند خودشان پنهان می مانند»

لاریجانی در ادامه افزود: یكی از خصائص این جریان فاسد این است كه هر وقت دركشور مسئله ای ولو كوچك پیش بیاید فوراً از آن موجی می‌سازند و بر آن موج سوار می شوند و متأسفانه خیال می كنند كه خودشان پنهانند. آنها خیال می‌كنند كه می توانند با این حركات مذبوحانه باقی بمانند. اگر یزید با فسادش ماند، این جریان انحرافی هم باقی می ماند. چرا كه هیچ گاه مخالفت با مظاهر دینی، با روحانیت ، با مراجع و مخالفت با جریان حق هیچ وقت باقی نمی ماند و ما به این گروه فاسد اخطار می كنیم كه دست از فساد بردارند و بدانند كه ریشه های فساد مالی و غیرمالی اینها را ردیابی كرده‌ایم و دستگاههای نظارتی در حال پیگیری هستند. »

هدف گرفتن رحیمی ومشایی دو تن از نزدیکان احمدی نژاد که وی حاضر است همه گونه حمایتی را از این دو به عمل آورد به گفته تحلیل گران یا نشان از آن دارد که رهبری نیز در حمایت بی دریغ از دولت به بن بست رسیده است یا اینکه قوای دیگر حاکمیت از حمایت بی شائبه رهبر از دولت خسته شده اند و با این تحرکات می خواهندهزینه حمایت از دولت را برای آیت الله خامنه ای افزایش دهند.
جرس: روزبه رستگار

۹/۳۰/۱۳۸۹

نجواهنگ «دلم گرفته» تقدیم به خانواده بزرگ اسراي سبز ايران زمين

نجواهنگ «دلـم گرفتـه» تقدیم به خانـواده بزرگ اســراي سبــز ايران زمين

ادامه راه سبز(ارس): نجواهنگ «دلم گرفته» تقدیم به تمامی خانواده هایی که عزیزانشان به دلیل نقد قدرت درون زندان هستند، به ویژه خانواده های تاج زاده و عرب سرخی و نوری زاد:



جهت دانلود كليپ بر روي تصوير بالا كليك كنيد

بوم، تق، یارانه، دیگر اثر ندارد!

دادگاه فرمایشی ندارید قربان؟

ادامه راه سبز(ارس): هنوز نه به دار است، نه به بار است، حاج آقا از حکم طرف خبردار است. باز هم 2537 بار خداراشکر که مملکت ما مملکت امام زمان است و در آن هیچ دادگاهی فرمایشی نیست، نه صد نفر صد نفر محاکمه می کنیم، نه متهمی را که از سه ماه قبل از وقوع جرم زندانی بوده، محاکمه و اعدام می کنیم، نه اعتراف زورکی می گیریم، نه بطری برای کشف حقیقت استعمال می کنیم، نه در نمازجمعه رسما اعلام می کنیم که نه تنها اعتراف زورکی اشکال ندارد، بلکه هر کسی که اعتراف نکند مجرم است. رهبر نظام در ملاقات با امیر قطر اعلام کرد " دادگاه رفیق حریری فرمایشی و حکمش مردود است." با اعلام این نظر 254 نفر در لبنان و سه برابر همین تعداد در تهران دچار چت سنگین شده و راهی بیمارستان شدند. یکی از آگاهان گفت: " دادگاه رفیق حریری در لبنان چه ربطی به ایران دارد؟" امیر علی آگاهان، برادر همین آگاهان نیز گفت: " حالا بفرض دادگاه لبنان به ایران مربوط باشد، به امیر قطر چه ربطی دارد؟" سولماز آگاهان، خواهر امیر آگاهان از سوی یکی از مقامات مصرع دوم بیت اول رهبری اعلام کرد " پولشو می دیم، ماهی 25 میلیون دلار" یکی از مقامات قطری گفت: " فعلا 27 کارشناس وزارتخارجه ما در حال تلاش هستند که ببینند این ماجرا چه ربطی به قطر دارد." ظاهرا گفته شده است که در سفر اخیر احمدی نژاد مقدار معتنابهی ماست برای حل مشکل دادگاه رفیق حریری قرار بود استفاده شود، اما ظاهرا ماست مذکور به جای نامناسبی مالیده شده است.

دستگیر می کنیم، گاز می گیریم، قندان پرت می کنیم

این هم مشکلی است که یک حکومت که تا یک سال قبل خودش را جزو ابرقدرت ها می دانست و شش ماه قبل به این نتیجه رسید که بزودی جزو قدرت های اول جهان می شود، و دو سه روز قبل به این نتیجه رسیده که باید کلاهش را محکم بگیرد که باد نبرد، همین دولت دولتی است که می تواند هم زندان داشته باشد، هم مدرک داشته باشد، هم شهامت داشته باشد، هم زورش زیاد باشد، هم تنها حکومتی باشد که در تمام این کره زمین، شاید هم در منظومه راه شیری، بیخودی شلافه نشوید از این منظومه ای که در آن زندگی می کنیم، که دادستان کل، و سخنگوی قوه قضائیه اش، اعلام کند: " اگر مصالح نظام اجازه دهد همین امروز سران فتنه را دستگیر می کنیم." حالا چرا دستگیر نمی کنند، برمی گردد به مصالح نظام. مصالح نظام اظهار داشت: " ما فعلا داریم فارسی وان نگاه می کنیم، وقتی فرصت کردیم می بینیم این مرتیکه چی گفت."

رفت، آمد، رفت، آمد، رفت......

متکی که رفت، حالا بخاطر اینکه تلفظش خوب نیست که به یارجونی گفته یار فلونی، یا بخاطر اینکه اصولا از اول دعوا بوده و حالا زیادی بالا گرفته، ولی طرف که رفت، مراسم تودیع هم که گذاشتید، برای چه دروغ می گوئید؟ رحیمی گفت " متکی در جریان برکناری اش بود" متکی هم گفت " رحیمی دروغ می گوید من در جریان نبودم." این مال دو روز قبل، یک روز قبل بذرپاش رئیس سازمان جوانان کشور و جوان مورد علاقه دکتر که یک دفعه تبدیل به جوان مورد علاقه یکی دیگر شد، از کارش برکنار شد. میر تاج الدینی اعلام کرد " بذرپاش اعلام کرده بود که می خواهد ادامه تحصیل بدهد و تمایل به حضور در کار اجرایی ندارد." یک جوری حرف زده انگار بقیه آنهایی که می خواستند ادامه تحصیل بدهند، مثل مرحوم کردان و دانشجو و رحیمی و احمدی نژاد و غیره، برای ادامه تحصیل چقدر وقت شان تلف شده، می روی ناصر خسرو، شش میلیون می دهی، نیم ساعت ادامه تحصیل می دهی با سه تا امضا برمی گردی. کدام خری برای نیم ساعت ادامه تحصیل از چنین کاری استعفا می دهد؟ به همین دلیل بود که بذرپاش اعلام کرد که " سخنان میرتاج الدینی صحت ندارد." من نمی فهمم، دولتی که کشتی کشتی اسلحه به لبنان می برد و صدتا صدتا مخالف دستگیر می کند، چه ترسی دارد از اخراج یک عضو دولت که این همه پیچ می دهند و آخرش هم سر پیچ کلی سر و صدا راه می افتد. حالا این که رفت، آن یکی که آمده است هم خودش از هیچ چیز خبر ندارد. خانم فرحناز ترکستانی که توسط رئیس جمهور به عنوان رئیس سازمان جوانان کشور تعیین شد، اعلام کرد که " به دلیل بیماری از رئیس جمهور درخواست کردم این مسوولیت رزا به فرد دیگری بسپارند." رئیس جمهور هم جواب داده که " ما که اگر بیمار نبودیم هیچ کدام مسوولیت دولتی نمی گرفتیم." فرحناز خانم هم بلافاصله گفت " پس با اجازه بزرگترها بعععله" حالا این دو تا را رها کنید، آقای رامین را محکم بچسبید. محمد علی رامین که رادیو را با چاله میدان عوضی گرفته بود و از قضای روزگار فلک زده مسوول مطبوعات کشور شده بود، هم برکنار شد و بعد از برکناری مراسم جشن و شادی برگزار کرد و گفت " تغییر مسوولان نظام اسلامی امری مفید و ضروری است." مردم هم پاسخ دادند " ای قربون دهنت، تو که داری می ری بقیه رم با خودت ببر."

دایره اصولگرایی شد قد گوش خروس

من نمی فهمم این شکاف هر چه گشادتر می شود دایره اصولگرایی تنگ تر می شود. تا همین یک سال قبل گاهی از آن دایره اصولگرایی یک صدایی از عسگراولادی و بادامچیان و باهنر و مرتضی نبوی و ناطق نوری و خیلی های دیگر به گوش می رسید، اما به نظر می رسد از وقتی که بقول بادامچیان جریان سبز مرده است، به جای اینکه سبزها خفه بشوند، جریان اصولگرایی ساکت شده است. علی لاریجانی گفت: " نباید دایره اصولگرایی را تنگ کرد." دکتر آگاهان، استاد ریاضی دانشگاه آزاد رودهن اعلام کرد دایره مذکور فعلا تبدیل به نقطه شده و فعلا از پذیرش افراد جدید در دایره قدیمی خودداری می گردد.

بوم، تق، یارانه، دیگر اثر ندارد

آدم بعضی اوقات نمی فهمد چرا یک اتفاقی که باید یک جور دیگر بیافتد، چرا اینجوری می افتد؟ مثلا یک انتخابات در ایران برگزار شد، در نتیجه 5000 نفر زندانی، صد نفر کشته، ده نفر اعدام، ده روزنامه تعطیل و پنج حزب منحل شدند. معلوم نیست انتخابات برگزار می شود یا بمب اتمی منفجر می شود. دیروز هم طرح یارانه هدفمند اجرا شد، سه وزیر و معاون وزیر برکنار شدند، یازده نفر در بلوچستان اعدام شدند، شش نفر از روزنامه نگاران و مخالفان زندانی شدند، دو فیلمساز هر کدام به شش سال زندان محکوم شدند و رابطه با انگلیس قرار است قطع شود. معلوم نیست یارانه می خواهند بدهند، یا جنگ جهانی بکنند. بابا اعصاب تو کنترل کن.

سيد ابراهيم نبوي

خط سبز ما از تو جداست

خط سبز ما از تو جداست:
جنبش سبز هم از منافقین خلق متنفر است


ادامه راه سبز(ارس): وقعا باورم شد که سیاست پدر مادر ندارد. سیاست کثیف است . اصلا انگار نه انگار! به روی خودشان هم نمی آورند! این آقایان و خانمهای منافق رذل تروریست آدم کش مجاهدین شیطان بی همه چیز را می گویم. آدمی را به خشم می اورد. این سیمای آزادی، شبکه منحرفین خلق اصلا به روی خودش هم نمی آورد. انگار گذشته خودشان، حرکت ها و فعالیت هایشان را از یاد برده اند!!!! شما هم دست كمي از حاكمان يزيدي نداريد، بدتر نباشيد! بهتر نيستيد!

آنچنان در مواقع عزاداری رنگ عوض می کنند که انگار پرچمدار شریعت و مذهبند! انگار یک هیئت و حسینیه بزرگ ماهواره ایند. آن مسعود رجوی پست زیارت عاشورا می خواند و چندتا از خلق بی پدر و مادر دور و بر خودش را با قیام امام حسین همسو ... زیارت عاشورا به سبک کربلایی مسعود رجوی هم حال و هوای خودش را دارد! ...

آنچنان از ترور و بمبگذاری ها ناراحت می شوند که آدم باور می کند. مثل اینکه این بی مایه ها یادشان رفته که خودشان استاد ترور و بمبگذاری و هموطن کشی اند. نمونه: بمبگذاری در حرم امام رضا در عاشورای چند سال پیش ...

اگر به مذهب اعتقاد دارید ، چرا در حرم امام رضا بمب می گذارید؟ اگر به حسین و کربلا و محرم اعتقاد دارید چرا در روز عاشورا عزادارن حسین را می کشید؟ نکند روباه مکار پوست عوض کرده و حالا بره شده اید ؟؟؟

آقای رجوی و مریم بانوی نافهم! چهره کثیف و پلید شما خیلی سالهاست که برای مردم ایران آشکار شده است. خیانت هایی که به مردم ایران در زمان جنگ کردید ، با هموطن دوستی امروزتان منافات دارد.

لطفا سوء استفاده نکنید. انقدر وقیح هستید که تصاویر قیام سبز مردم ایران را به نام خودتان پخش می کنید . خط ما از تو جداست...

جنبش سبز مردم ایران شاید با حکومت و نظام بر سر مسائلی اختلاف دارد، اما از شما و امثال شما هم متنفر است و راهش از شما تروریست های جنایتکار دشمن میهن جداست.

لشکر شما بجز عده ای فریب خورده و عقب مانده ذهنی و جسمی چیزی نیست. هرکه دور شما می گردد معلوم است که سرخورده و منزوی و ... بوده که به جنبش تو خالی منافقین خلق پناه آورده است.

مخلص کلام ؛ پای کثیفتان را از سرزمین همیشه سبز ایران بیرون بکشید که در خاطره مردم ایران جز خیانتکاری و نفرت چیز دیگری از شما نیست .

مرگ بر مناق خلق و درود بر جنبش سبز مردم ایران زمین ...

فيس‌بوك: جوانان آزادانديش

پیام مهدی کروبی به مناسبت تولد ۶۵ سالگی دکتر سروش: ملاصدرا را هم متهم و تبعید کردند

پیام مهدی کروبی به مناسبت تولد ۶۵ سالگی دکتر سروش:
ملاصدرا را هم متهم و تبعید کردند
ادامه راه سبز(ارس): مهدی کروبی در پیامی به مناسبت تولد ۶۵ سالگی دکتر سروش، نوشت: ملاصدرا که امروز ظاهرا به متفکری مقبول برخی روحانیون حاکم تبدیل شده است، در روزگار خود از اتهام کفر، آزار و تبعید رنج می برد.

وي همچنين متذكر شده: «متفکری مانند سروش که اینک در 65 سالگی حیات فکری خویش رسیده است، نه تنها از این جهت که پاسخ های عالمانه ای به دغدغه های نسل جوان مسلمان داده، بلکه از این لحاظ که سوال های خوبی هم طرح کرده است، باید مورد احترام باشد. هنوز از یاد نبرده ایم که سوال های ایشان از فقیه عالیقدر مرحوم آیت الله منتظری در حوزه فقه چه مباحثه پر ثمری را رقم زد.»

کروبی این پیام را برای ویژه نامه تولد دکتر سروش در روزآنلاین ارسال کرده است که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب اسلامی ایران به عنوان حرکتی برآمده از مطالبات ملت ایران در سال ۱۳۵۷ نهضتی با دو بال بود: روحانیون مبارز و روشنفکران متدین؛ با رهبری امام خمینی و همراهی اقشار مختلف مردم. مبارزه سیاسی که از حوزه های علمیه دور افتاده بود به متن آن آمد و نسلی از روحانیان آگاه و متعهد به جامعه مانند آیات عظام مرحوم منتظری، طالقانی، مطهری و ربانی شیرازی را پدید آورد و از سوی دیگر در دانشگاه های جدید که به نظر می رسید مقابل حوزه و دین بنا شده اند گروهی از روشنفکران متدین ظهور کردند که در برابر این پندار باطل ایستادند. افرادی مانند مرحوم بازرگان و شریعتی و ید الله سحابی.

همین دو جریان فکری پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی قرار بود عهده دار رهبری اجتماعی و فکری شوند که متاسفانه با شهادت مطهری و بهشتی و باهنر و مفتح و دامن زدن به تضاد روحانی- دانشگاهی، چه در نهادهای فرهنگی و چه در نهادهای سیاسی، سبب کم رنگ شدن وحدت این نیروها و حتی کنار رفتن روشنفکران از حیطه اجتماعی و حکومتی شد و گرچه همچنان برخی چهره ها در صحنه ماندند اما به تدریج و به خصوص در دهه دوم انقلاب، نظام سیاسی، خود را از جمع قابل ملاحظه ای از نیروهای اصیل انقلاب و روشنفکران محروم کرد. در این میان وجود چهره ها و متفکرانی مانند آقای دکتر سروش البته مانع از بسته شدن تمام عیار این باب شد.

دکتر سروش که پیش از انقلاب اسلامی حضور افرادی مانند شهید مطهری را از نزدیک درک کرده بود و با اندیشه های مرحوم شریعتی هم آشنایی کافی داشت پس از انقلاب اسلامی به دلیل تحقیقات ارزشمندش در فلسفه اسلامی، این نهضت را ادامه تفکر ملاصدرا می دانست، نقش مهمی در استواری پایه های تفکردینی ایفا کرد.

نقد او بر مارکسیسم و جریان‌های معارض با اندیشه اسلامی عالمانه بود و در جریان انقلاب فرهنگی سعی بسیاری در بازگشایی دانشگاهها و بخصوص رهایی علوم انسانی از چنگال بدگمانی جریان متحجری داشت که همچون امروز این علوم را با انبر در دست می گیرند.

پس از آن نیز وی شاگردانی را پرورش داد که از وفاداران حقیقی آزادیخواهی در ایران شدند و در زمینه سازی فکری برای حرکت اصلاحات نقش بسیار داشتند.

تلاش نظری او برای جمع دموکراسی و دینداری، به تدریج و به صورت طبیعی مخالفان جدی یافت که گروهی از مغرضان سیاسی و متحجران دینی بودند و گروهی دیگر البته دغدغه های درست مذهبی داشتند. گروه اول با فشار و آشوب مانع از حق آزادی بیان این متفکر شدند و گروه دوم اکثرا جانب ادب و انصاف نگه داشتند.

آرای دینی سروش در باب وحی و قرآن و پیامبر اسلام نه بی سابقه است و نه بی پاسخ. تاریخ اسلام پر است از مساله‌های که سبب رونق بازار دین و دانش شده اند و جواب های درست و قانع کننده ای یافته اند و سروش یکی از طراحان این مسئله هاست.

ملاصدرا که امروز ظاهرا به متفکری مقبول برخی روحانیون حاکم تبدیل شده است، در روزگار خود از اتهام کفر، آزار و تبعید رنج می برد. اما اسلام هرگز از آزادی بیان حتی بیان کفر در محضر امام صادق(ع) آسیب ندیده است.

متفکری مانند سروش که اینک در ۶۵ سالگی حیات فکری خویش رسیده است، نه تنها از این جهت که پاسخ های عالمانه ای به دغدغه های نسل جوان مسلمان داده، بلکه از این لحاظ که سوال های خوبی هم طرح کرده است، باید مورد احترام باشد. هنوز از یاد نبرده ایم که سوال های ایشان از فقیه عالیقدر مرحوم آیت الله منتظری در حوزه فقه چه مباحثه پر ثمری را رقم زد.

از سوی دیگر حضور مداوم سروش در عرصه سیاسی و دفاع از آزادی های سیاسی سبب شد این باور که مسلمانی ملازم با دفاع از حقوق انسانهاست معنای روشن تری بیابد. سروش هرگز نویسنده ای گوشه نشین نبوده و بدیهی است که مورد حمله قرار گیرد. اما اگر به سوال های مهمی که او حداقل در سی سال گذشته طرح کرده، بیش از پاسخ های او توجه کنیم و با ایجاد رابطه مناسب میان علمای حوزه مانند فیلسوف و فقیه بزرگوار حضرت آیت الله جوادی آملی و بزرگان دانشگاه فرصت طرح این سوال ها و جواب ها را ایجاد کنیم، همواره از اینکه افرادی مانند او در جامعه امروز ایران حضور ندارند افسوس خواهیم خورد و سعی می کنیم که در اوج پختگی این متفکران آنان را به وطن بازگردانیم و نسل جوان را بیش از این در دریای شبهات بی پاسخ رها نکنیم.

این زادروز را مغتنم می شمارم و برای ایشان سعادت، سلامت و آینده ای توأم با توفیق و نصرت الهی آرزو می کنم.

دهمين شماره روزنامه قلـــم ‌سبـــز» فساد، ركود، بيكاري و حذف يارانه ها

روزنامه قلـــم‌سبـــز شماره دهم:
«روند افزايشي تورم»

ادامه راه سبز(ارس): دهمين شماره روزنامه "قلـــم ‌سبـــز" مورخه سه شنبه 30 آذر ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (232 كيلوبايت)
روزنامه قلم سبز شماره 10
لينك كمكي دانلود pdf: "اينجا"

همچنين يازدهمين شماره قلم سبز را با كليك بر تصوير زير دانلود كنيد
روزنامه قلم سبز شماره 11


جهت دسترسي آسان به نشريات سبز، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود آخرين نسخه اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود نسخه قديمي كم حجم اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe