بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

تا 22 بهمن: سینوس اعتراض و سرکوب

0 نظرات
سینوس اعتراض و سرکوب

. ادامه راه سبز«ارس»: تردیدی وجود ندارد که حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت پوپولیستی است، و پوپولیسم همسایه دیوار به دیوار حکومت دموکراتیک است. تنها تفاوت این دو این است که حکومت دموکراتیک روایت واقعی حکومت مردم است، و حکومت پوپولیست، روایت کمیک و نمایشی حکومت دموکراتیک. به همین دلیل است که پوپولیسم در بسیاری موارد گرفتار دموکراسی است، پوپولیست ها باید چنان نشان بدهند که انگار مردمی هستند، پوپولیست ها باید چنان نشان بدهند که اکثریت دارند، پوپولیست ها باید نشان بدهند که مخالفان شان اقلیت دارند و چون در اقلیت هستند، دولت به عنوان نماینده اکثریت حق دارد خواست خودش( که غالبا خواست اکثریت نامیده می شود) را به عنوان خواست مردم اجرا کند.

حکومت پوپولیستی چند تفاوت مهم با حکومت دموکراتیک دارد:

اول: حکومت دموکراتیک بر مبنای تغییر خواست های مردم، دائم تغییر می کند و به همین دلیل همیشه می تواند در صورت قواعد بازی در تعادل پایدار قرار بگیرد، اما حکومت پوپولیست، همیشه خواسته های رهبران کشور را به عنوان خواست مردم قلمداد کرده و سعی می کند مردمی را به عنوان مردم بپذیرد که با خواست هایش موافق اند، به عبارت دیگر در حکومت دموکراتیک خواست مردم تعیین کننده محتوا و شکل حکومت است، اما در حکومت پوپولیستی خواست حکومت تعریف کننده ملت است. ممکن است هشتاد درصد مردم دشمنان خلق باشند و فقط بیست درصد مردم، خلق باشند.

دوم: یک حکومت دموکراتیک موظف است به حقوق اقلیت احترام بگذارد، اصولا دموکراسی برای غلبه کردن اکثریت بر اقلیت نیست، بلکه برای برسمیت شناختن حقوق اقلیت توسط اکثریت است، اما در حکومت پوپولیستی، در هر حال خواست دولت پوپولیست رسمیت دارد، گاهی این خواست توسط بیست درصد تائید و گاهی توسط هشتاد درصد تائید می شود، در هر دو حال فرق نمی کند، چون دولت با نظام تبلیغاتی خود همیشه طرفدارانش را اکثریت نشان می دهد، چه بیست درصد باشند و چه هشتاد درصد. در چنین حکومتی، منطق اصلی این است که خواست دولت، خواست اکثریت است و به همین دلیل اقلیت باید خفه بشود.

سوم: در سیستم دموکراسی همیشه سازمان و سازوکاری وجود دارد که در آن مردم می توانند خواست های خود را نشان بدهند و نمایندگان خود را در دولت پیدا کنند، در پوپولیسم، همیشه هر جمعی که طرفدار حکومت است، همه مردم است، حتی اگر ده هزار نفر باشند، و جمعی که مخالف دولت باشند، حق نمایش داده شدن ندارند، و اقلیتی کوچک بشمار می روند، حتی اگر میلیونها نفر باشند.

چهارم: حکومت پوپولیستی مثل یک آلبوم قدیمی شامل عکس های خاطرات قدیمی یک انقلاب است، عکس های سی یا بیست یا هشت یا سه سال قبل که در همه آنها تعداد انبوهی آدم که همه طرفدار دولت هستند جمع شده اند، در آن آلبوم شما صفحات خالی را می بینید که در آنها کسانی هستند که در عکس های قدیمی بودند، اما در عکس های جدید نیستند. آنها دیگر طرفدار حکومت نیستند. البته آن عکس ها گم نشده اند، آنها دست وزارت اطلاعات است و دارند شناسایی می شوند. از این عکس ها دو استفاده ممکن است بشود، اگر قبل از تغییرات عکس ها شناسایی شدند، آن افراد به زندان خواهند رفت و اگر بعد از تغییرات شناسایی شدند، احتمالا به عنوان رهبران حکومت جدید( دموکراتیک یا پوپولیستی) بشمار خواهند آمد.

پنجم: پاشنه آشیل پوپولیسم جمعیت انبوه مخالفان است، یعنی همان چیزی که نظام های سیاسی کمونیستی را از بین برد، در حکومت پوپولیست، شما هر حرفی را با هر شدتی می توانید بزنید، ولی نباید جمعیت چنان انبوه باشد که مردم باور کنند که دولت اکثریت ندارد و مردم اکثریت دارند. مساله این است که معمولا در همه حکومت های پوپولیست یک توهم وجود دارد و به آن دامن زده می شود، حکومت معتقد است اکثریت مردم حامی حکومت اند و طرفدارانش هم همین را باور می کنند، و مخالفان هم به دلایل مختلف و بخصوص تبلیغات حکومتی، گمان می کنند هرچقدر هم جمع بزرگتری باشند، باز هم اکثریت ندارند. همیشه آنها خود را بیش از آنچه هستند تصور می کنند و همیشه ما خود را کمتر از آنچه هستیم تصور می کنیم. این مشکل اصلی است.

در این روزها، دقیقا در فاصله کمتر از سه هفته به 22 بهمن، بازی جنبش دموکراسی و پوپولیسم در جریان است. آنچه که دولت در اختیار دارد، ابزارها و وسایل جلوگیری از افزایش حضور مردم در اعتراضات است( پلیس، ارتش، لباس شخصی ها، دوربین های خاموش و کنترل خیابان ها) و آنچه دولت در اختیار ندارد، جلوگیری کامل از مردمی است که اگر موفق شوند به هم بپیوندند، رودخانه ای بزرگ می شوند، تصویری عظیم می سازند و صدای شان برای همیشه می ماند. به همین دلیل دولت تا قبل از نزدیک شدن به روز اعتراض هر کاری بتواند می کند، سخنان مسالمت آمیز می گوید، سعی می کند خبرهای انحرافی بدهد، رهبران جنبش را برای دعوت نکردن مردم به سازش می کشد، و فضای رسانه ای مخالفان را کور می کند. و درست یک روز بعد از برگزاری آن مراسم عظیم مردمی، دولت شروع به بمباران افکار عمومی می کند، تهدید می کند، خشونت می ورزد، دستگیر می کند، فشار می آورد و سعی می کند خودش را برای سیل بعدی آماده کند.

حضور ما در مراسم 22 بهمن کمابیش شبیه همان روز قدس است، همه با نشانه های سبز می رویم، همه با پلاکاردهای خودمان می رویم، همه نشانه های سبز را تا قبل از به هم پیوستن آماده می کنیم، و همه سعی می کنیم جمعیت عظیم مستقل از راهپیمایان دولتی را سازمان دهیم. طبیعی است که بیست و دوم بهمن روزی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما تصور می کنیم.

سید ابراهیم نبوی

ادامه مطلب ...

هشدار سازمان مجاهدین انقلاب نسبت به احتمال ادامه خط ترور

1 نظرات
هشدار سازمان مجاهدین انقلاب نسبت به احتمال ادامه خط ترور

. ادامه راه سبز«ارس»: در پی اقدامات تروریستی و مشکوک اخیر، خصوصاً ترور شهید سیدعلی موسوی و استاد شهید علیمحمدی و به دنبال برخی اظهار نظرات اصولگرایان که ادامه ترورهای مذکور و همچنین اهداف بعدی آن را نیز پیش بینی کرد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای ضمن محکوم ساختن این اقدامات تروریستی و اظهار نظرهای صورت گرفته اخیر، خواستار جدیت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور در شناسایی و معرفی عاملان ترورهای مشکوک اخیر شد.

در بخشي از اين بيانيه آمده است: «پیش از آقای بادامچیان و در جریان تبلیغات انتخاباتی، آقای شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان با اشاره به ترور خانم بی نظیر بوتو، از احتمال ترور آقای خاتمی در آینده خبر داده بود.اگر واقعاً اراده ای برای شناسایی عوامل ترور های اخیر و توقف خط ترور وجود دارد، باید افراد مذکور احضار و از ایشان خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار داده و روشن کنند که این اطلاعات را از چه طریقی و در ارتباط با کدام محافل به دست آورده اند. ما یقین داریم در صورت بازجویی و بررسی دقیق، اطلاعات ذیقیمت افراد مذکور می تواند پرده از ماهیت ترور های اخیر بردارد.»

متن کامل این بیانیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

أن النبی ص قال: إن الإیمان قید الفتک‏

پیامبر بزرگوار(ص): ایمان به خداوند با ترور نسبتی ندارد.(بحارالأنوار،ج ۴۵: ۹۶)

ملت شریف ایران

بیش از دو هفته از ترور دکتر مسعود علی محمدی می گذرد و به رغم اخبار اولیه مبنی بر یافتن سرنخ هایی از این جنایت، هنوز از هویت آدم کشان خبری نیست. دکتر علی محمدی اولین قربانی تروریسم کور نیست. شواهد و قرائن بسیاری حاکی از آن است که نه این اقدام یک ترور کور بوده و نه احتمالاً با این ترور پرونده ترور ها بسته خواهد شد. پیش از شهید علی محمدی، مرحوم سید علی موسوی به دست آدم کشان حرفه ای ترور شد.

اما متأسفانه به رغم این که آن ترور در روز روشن و در برابر انظار مردم صورت گرفت، هنوز قاتلان شهید موسوی شناسایی نشده اند. عاملان سوء قصد و تیراندازی به خودروی آقای کروبی در قزوین نیز همچنان ناشناس باقی مانده اند. قبل از آن نیز دهها تن از مردم عادی امثال ندا آقا سلطان توسط عوامل مجهول الهویه به قتل رسیدند. ماهیت تروریستی این حوادث عموماً تحت الشعاع جنبه های دیگر آن و در غوغای تحولات ماه های اخیر به سرعت رنگ باخته و به فراموشی سپرده شده است.

بی شک اعتراضات خیابانی ماه های اخیر نمی تواند توجیه مناسبی برای عدم امکان شناسایی عاملان و طراحان خط ترور باشد، زیرا دستکم تیراندازی به اتومبیل آقای کروبی و ترور دکتر علی محمدی در شرایط تظاهرات و ناآرامی اتفاق نیافتاده است. به رغم این تا این لحظه تنها تحرک علنی مقامات امنیتی و رسمی کشور در قبال این ترورها، انتساب آن ها به سرویس های اطلاعاتی و امنیتی بیگانه و گروهک منافقین بوده است.

آن چه ماجرا را مبهم تر کرده، بر نگرانی ها افزوده و احتمال ادامه خط ترور را تقویت می کند، اظهار نظرهای برخی افراد و مراجع رسمی است.

از جمله آقای بادامچیان، قائم مقام حزب مؤتلفه اخیراً ضمن تحلیلی در باره جنبش سبز اظهار کرده است:

«… [دو دسته از]افرادی که در این جنبش به اصطلاح سبز قرار دارند افرادی هستند که از افکار خود دست نمی کشند و منزوی می شوند و یا افرادی که از افکار خود دست نمی کشند و دست به عملیات های تروریستی می زنند…لازم است سران اغتشاش هر چه زودتر حساب خود را از افرادی که به ترور و عملیاتهای تروریستی [گرایش]دارند جدا کنند و هر چه سریع تر از اقدامات آنها تبری جویند.

وی در پاسخ به اینکه آیا تروریسم به دنبال ترور سران اغتشاش خواهد بود گفته است: ممکن است این اقدام هم صورت بگیرد زیرا این گروه برای پیشبرد هدف خود امکان دارد دست به این اقدام بزنند.»

پیش از آقای بادامچیان و در جریان تبلیغات انتخاباتی، آقای شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان با اشاره به ترور خانم بی نظیر بوتو، از احتمال ترور آقای خاتمی در آینده خبر داده بود.

این اظهارات را نمی توان تحلیلی بی مبنا و زائیده اذهانی بیمار تلقی کرد. قائم مقام یکی از احزاب قدرتمند متحد حاکمیت و مدیر مسئول روزنامه ای که با محافل اطلاعاتی و امنیتی ارتباطی نزدیک داشته و اخبار و مطالب آن، حاکی از دسترسی آزاد و نامحدود وی به اخبار محرمانه است، ممکن است سخنی انحرافی و کذب بگوید اما بی دلیل سخن نمی گوید؛ از این رو ممکن است چنین تلقی شود که این اظهارات و سخنان با هدف ایجاد بستر ذهنی مناسب و آماده سازی افکار عمومی برای ادامه ترورها ابراز شده باشد.

با توجه به این نکته اگر واقعاً اراده ای برای شناسایی عوامل ترور های اخیر و توقف خط ترور وجود دارد، باید افراد مذکور احضار و از ایشان خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار داده و روشن کنند که این اطلاعات را از چه طریقی و در ارتباط با کدام محافل به دست آورده اند. ما یقین داریم در صورت بازجویی و بررسی دقیق، اطلاعات ذیقیمت افراد مذکور می تواند پرده از ماهیت ترور های اخیر بردارد.

البته اینان تنها منابع ارزشمند برای کشف عاملان ترورهای اخیر نیستند. ظاهراً دستگاه امنیتی کشور نیز خود، اطلاعات ذیقیمتی در این زمینه در اختیار دارد. وزیر سابق اطلاعات در جریان ناآرامی های پس از انتخابات طی مصاحبه تلویزیونی به صراحت مدعی شد: ما اطلاع دقیق داریم که در ستاد یکی از کاندیداهای رقیب آقای احمدی نژاد طرح ترور برخی کاندیداها مورد بررسی قرار گرفته است.

با توجه به اطلاعات ذیقیمت مذکور، از دستگاه های امنیتی کشور پذیرفته نیست که از عهده شناسایی و دستگیری عاملان ترورهای اخیر ناتوان باشند. به راستی چگونه می توان پذیرفت دستگاه امنیتی قدرتمندی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی کرده است، از شناسایی آدمکشانی که روز روشن در برابر چشم مردم از داخل اتومبیل به فردی شلیک می کنند و او را به قتل می رسانند، آن چنان ناتوان و ضعیف باشد که حتی اتومبیل تروریست ها را هم نتواند ردیابی و کشف کند؟

چگونه دستگاه امنیتی کشور و اطلاعات نیروی انتظامی قادر نیست اتومبیل متعلق به نیروی انتظامی را که ادعا شده است به سرقت رفته شناسایی کند و با استفاده از فیلم های موجود از این حادثه کسانی را که با استفاده از این اتومبیل شهروندان بیگناه را زیرگرفته و به قتل رسانده اند، دستگیر کند؟ چگونه است که بلافاصله پس از ترور دادستان یک شهر کوچک توسط یک گروه تروریستی، عاملان به سرعت شناسایی و معدوم و دستگیر می شوند اما در جریان چند ترور و سوء قصد اخیر حتی یک نفر به عنوان مظنون نیز شناسایی نمی شود؟ از یک سو گفته می شود این ترورها کار سرویس های جاسوسی آمریکا و انگلیس و اسرائیل است و از سوی دیگر کلیه رسانه های رسمی و غیر رسمی حاکمیت، اصلاح طلبان و رهبران جنبش سبز را متهم میکنند که آگاهانه و ناآگاهانه عامل آمریکا و انگلیس و اسرائیل شده اند.

چگونه است که تیم های ترور آمریکا و انگلیس و اسرائیل اهداف ترور خود را فقط از میان اصلاح طلبان و طرفداران جنبش سبز انتخاب می کنند؟ کدامیک را باید باور کرد: وابستگی اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز به بیگانگان و یا دست داشتن سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل در ترور ها؟ و یا قربانی شدن اصلاح طلبان…؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن ترور شهید دکتر علی محمدی، نسبت به احتمال ادامه خط ترور هشدار می دهد. سازمان همچنین سخنان اخیر آقای بادامچیان مبنی بر احتمال ترور رهبران جنبش سبز در آینده را نگران کننده و حاکی از احتمال ادامه خط ترور ارزیابی کرده، اعلام می کند دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور در صورت بی تفاوتی نسبت به اطلاعات نامبرده و کانال های ارتباطی و اطلاعاتی وی، باید پاسخگوی ترورهای احتمالی آینده باشند. سازمان همچنین خواهان اقدام فوری دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور در شناسایی عاملان ترورهای اخیر و ارائه گزارش شفاف و بی ابهام از نتیجه اقدامات به ملت است.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۸/۱۱/۸۸

ادامه مطلب ...

وکیل آرش رحمانی‌پور: حکم بدون ابلاغ به خانواده و به صورت مخفیانه اجرا شد

0 نظرات
وکیل آرش رحمانی‌پور:
حکم بدون ابلاغ به خانواده و به صورت مخفیانه اجرا شد

. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از کمپین بین‌الملی حقوق بشر: سحرگاه روز پنج شنبه دو تن از زندانیان سیاسی در ایران به نام های محمدعلی زمانی و آرش رحمانی پور پس از تایید حکم اولیه اعدام توسط دادگاه تجدیدنظر تهران به دار اویخته شدند. با آنکه طبق آیین نامه اجرای احکام در جریان اجرای حکم باید وکیل ویاوکلا و خانواده متهم حضور داشته باشد، نه خانواده و نه وکیل از اجرای چنین حکمی اطلاع داشتند. کیفرخواستی که علیه این دو متهم به عنوان مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته بود توسط سعیدمرتضوی دادستان وقت تهران مطرح شده بود این درحالی است که خود سعید مرتضوی هم اکنون یکی از متهمان پرونده دستگیری‌های بعد از انتخابات است.

نسرین ستوده وکیل آرش رحمانی نیا در گفت وگو با «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران» گفت: «پدر آرش حتی تا امروز ظهر در تماس تلفنی که با من داشت از اجرای حکم اطلاع نشد. این نشان می داد که نه تنها حکم مخفیانه اجرا شده است بلکه حتی پس از اجرا هم خانواده را در جریان قرار ندادند. این درحالی است که قانون اجرای احکام مربوط به اعدام قوه قضاییه را ملزم می کند که در زمان اجرای حکم به خانواده اطلاع بدهد تا تشریفات قضایی و قانونی را پیش بینی کنند تا با حضور متهم و وکلا حکم اجرا شود. تمام این تشریفات در مورد موکلم آقای رحمانی پور نادیده گرفته شد تا به سرعت برق و باد اعدام شود و فقط پس از اجرای حکم خبر را در رسانه ها اعلام کردند.»

ستوده وکیل آرش رحمانی پور ساعاتی پس از اعدام موکلش با کمپین گفت: «من به عنوان آرش رحمانی پور از خبر اعدام ناگهانی وی شوکه شدم. به موجب قانون هیچ حکمی قبل از ابلاغ قابلیت اجرا ندارد. این حکم مخفیانه صادر شد و مخفیانه دور از کسانی که باید اطلاع داشته باشند برای اجرا رفت و پس از اجرا پایگاه اطلاع رسانی دادسرا آن را اعلام کرد. هیچ دلیلی جز ایجاد رعب و وحشت در این پرونده برای صدور حکم آرش وجود نداشت. آرش بر خلاف مطلبی که در پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی انقلاب اعلام شده در ماجراهای پس از انتخابات بازداشت نشد. او در فروردین سال جاری و دوماه قبل از انجام انتخابات و در منزل خودش بازداشت شد و در زمان دستگیری بیش از ۱۹ سال نداشت. بسیاری از اتهاماتی که علیه آرش مطرح شد مربوط به زمانی بود که کمتر از ۱۸ سال داشت. بنابراین به طور قطع ویقین پرونده آرش از پرونده های اعدام های زیر ۱۸سال است که اعلام شده و این بار اعدام زیر ۱۸ سال از بین متهمان سیاسی قربانی گرفت. در تمام طول بازداشت و محاکمه علیه وی فشارها و وعده و وعید های فراوانی در جریان بود. از ابتدا خواهر آرش بازداشت شد. دو ماه خواهر آرش در بازداشت بود. پس از آن با قرار منع تعقیب آزاد شد اما فشارهایی که در زمان بازداشت تحمل کرده بود منجر به از دست دادن فرزندش شد. آرش در تنها ملاقاتی که من به مدت ربع ساعت با وی داشتم به من گفت که در دو تا بازجویی خواهرش را روبروی او گذاشته اند و گفتند که اگر می خواهد آزاد شود باید به اعتراف هایی که از او درخواست می شود اقرار کند. همین طور به من به عنوان وکیل انتخابی آرش هرگز اجازه شرکت در محاکمه داده نشد. در جلسه ای که مرداد ماه دادگاه آرش تشکیل شد من برای شرکت در جلسه دادگاه اصرار کردم. این موضوع باعث شد ماموران امنیتی من را تهدید به بازداشت کنند و سپس با اخذ پروانه وکالت من آن را صورت جلسه کردند و بعدا پروانه را به من برگرداندند.»

پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران با انتشار خبری نوشته است که در پی آنچه این خبرگزاری «اغتشاشات و اقدامات ضدانقلابی و ساختارشکنانه ماه‌های اخیر به خصوص در روز عاشورا» نامیده، شعب دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمان رسیدگی و ۱۱ نفر را به اعدام محکوم کردند. این گزارش می‌افزاید: احکام ۹ نفر دیگر از محکومان اغتشاشات ماه‌های اخیر نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است که در صورت قطعیت احکام صادره، طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد. اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین، از جمله اتهامات افراد یاد شده مطرح شده است.

ستوده وکیل رحمانی‌پور افزوده است:‌«در نامه ای که همان زمان به رییس قوه قضاییه نوشتم عنوان کردم که اگر علیه وکلا چنین فشارهایی اعمال می شود علیه خود متهمان چه فشارهایی وارد می شود. درهمان جلسه که حضور من به این ترتیب جلوگیری شد از پدر آرش خواستند که آرش را متقاعد کند که جلوی دوربین قرار بگیرد و وقتی با مقاومت پدر مواجه شدند تهدید کردند که اگر آرش را وادار به اعتراف نکنی همان جا خودش را بازداشت می کنند. بنابراین یک سوال وجود دارد: اگر آرش مرتکب چنین جرم سنگینی شده بود که مستوجب مجازات اعدام باشد این فشارها علیه آرش چه ضرورتی داشت. که با اعمال این فشارها او را وادار به اعتراف به کارهای ناکرده بکنند؟ بنابراین به دلایل مختلف حکمی که صادر شده کاملا غیرقانونی، غیرعادلانه و غیرمنصفانه است.»

ستوده با توجه به نقش سعیدمرتضوی و لزوم بازبینی درچنین پرونده هایی به دلیل اتهاماتی که هم اکنون در گزارش مجلس علیه وی وارد شده گفت«من که یک بار اجازه مطالعه پرونده را پیدا کردم متوجه شدم که اساسا قرار مجرمیتی در پرونده نیست. دوم آنکه کیفرخواست آرش در یک روند غیرمعمول توسط آقای مرتضوی که در آن زمان دادستانی تهران را به عهده داشت امضا شده بود. اگر پرونده اتهامی آقای مرتضوی در دادسرای انتظامی قضات به موجب گزارش کمیته ویژه مجلس در جریان است، بنابراین باید جلوی اجرای کلیه احکامی که به استناد کیفرخواست صادره توسط ایشان صادر شده جلوگیری شود. من از این فرصت استفاده می کنم و نگرانی خودم را نسبت به بقیه احکام اعدامی که صادر شده اعلام می کنم. نسبت به موکل خودم آقای رضا خادمی و نسبت به اجرای حکم یعقوب پرکار طبیعی است که جامعه باید هوشیار باشد و من نگران اجرای حکم اعدام در مورد موکلانم هستم.»

پدر آرش حتی تا امروز ظهر در تماس تلفنی که با من داشت از اجرای حکم اطلاع نشد. این نشان می دهد که نه تنها حکم مخفیانه اجرا شده است بلکه حتی پس از اجرا هم خانواده را در جریان قرار ندادند. این درحالی است که قانون اجرای احکام مربوط به اعدام قوه قضاییه را ملزم می کند که در زمان اجرای حکم به خانواده اطلاع بدهد تا تشریفات قضایی و قانونی را پیش بینی کنند تا با حضور متهم و وکلا حکم اجرا شود. تمام این تشریفات در مورد موکلم آقای رحمانی پور نادیده گرفته شد تا به سرعت برق و باد اعدام شود و فقط پس از اجرای حکم خبر را در رسانه ها اعلام کردند.»

ستوده در پایان گفت:«فکر می کنم این احکام تنها برای ایجاد رعب ووحشت صادر شده بود. پس از ماجرای عاشورا و ترسی که در حاکمیت ایجاد شد به صورت عجولانه به اجرای این احکام رو آوردند و شبانه روز قضات را به صدور احکام سنگین تشویق و موظف می کردند. حتی طرحی را گفتند به مجلس می بریم که به موجب آن در ظرف پنج روز احکام اعدام قابلیت اجرا پیدا کند.

فایل صوتی مصاحبه با نسرین ستوده را می‌توانید در سایت بین المللی حقوق بشر بشنوید.

ادامه مطلب ...

درخصوص حوادث پس از انتخابات؛ ۹ نفر محکوم به اعدام و ۲ نفر اعدام شدند

0 نظرات
درخصوص حوادث پس از انتخابات؛ ۹ نفر محکوم به اعدام و ۲ نفر اعدام شدند

. ادامه راه سبز«ارس»: اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین،از جمله اتهامات این محکومین است.

به گزارش كلمه، در پی حوادث اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمین رسیدگی و ۱۱ نفر را به اعدام محکوم کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، در همین راستا حکم دو نفر از این افراد به نام‌های «محمدرضا علی‌زمانی» و «آرش رحمانی‌پور» که به تایید دادگاه تجدیدنظر تهران رسیده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد و محکومان به دار مجازات آویخته شدند.

احکام ۹ نفر دیگر از محکومین نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است که در صورت قطعیت احکام صادره،طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد.

اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین،از جمله اتهامات این محکومین است.


«محمدرضا علی‌زمانی» و «آرش رحمانی‌پور»
این دو تن پیش از رویدادهای 22 خرداد بازداشت شده بودند!

خبرهای مستند حاکی از بازداشت محمد رضا به همراه تنی چند از افراد خانواده اش در فروردین ماه سال جاری است. مسئولان زندان در صورت همکاری به وی قول تخفیف در مجازاتش را داده بودند. به نظر می رسد که وی نیز همچون سایر افرادی که طی سالهای گذشته با این حیله اعترافاتی در برابر رسانه های گروهی داشتند و اقرار به جرم ناکرده نمودند.

ستوده وکیل آرش نیز در رابطه با محکومیت وی پیشتر گفته بود که "حقایق بسیار تکان دهنده ای در پرونده آقای رحمانی پور وجود دارد. اول اینکه ایشان در فروردین ماه بازداشت شده اند و هیچ ربطی به انتخابات و وقایع بعد از انتخابات ندارند. از سوی دیگر هنگام بازداشت ایشان ، رعب و وحشت زیادی ایجاد کرده و حتی خواهر باردار ایشان را نیز بازداشت و پس از چند روز آزاد کرده اند؛هر چند متاسفانه خواهر ایشان به دلیل رعب و وحشتی که ایجاد شده بود کودک خود را از دست داده است." وی همچنین تاکید دارد: "رحمانی پور با توجه به وعده هایی که درباره آزادی و تخفیف در مجازات در صورت اعتراف و همکاری با ماموران ، به او داده بودند به کارهای نکرده اعتراف کرده است."

ادامه راه سبز: در آخر توجه خوانندگان را به مطلبي تحت عنوان پشت پرده صدور حکم اعدام برای محمدرضا زمانی از زبان يك هم سلولي كه در تاريخ 22 مهر ماه 1388 در «ارس» منتشر شد جلب مي نماييم.


ادامه مطلب ...

مهدي كروبي: آقای ‌جنتی فریاد امروز مردم‌ پاسخی است به خیانت شما به رای مردم

0 نظرات
حجت الاسلام مهدي كروبي:
آقای ‌جنتی فریاد امروز مردم ‌پاسخی است به خیانت شما به رای مردم


. ادامه راه سبز«ارس»: آقای جنتی‌ادعای تقلب را مضحک و مدعی خیانت به کشور شدند اما کیست که نداند آنکه به این انقلاب، خون شهدا، امام و مردم عزیز ایران خیانت کرد ایشان هستند که کار کشور و انقلاب را به جائی رسانده که برگزاری یک مراسم ختم هم باید با حضور پلیس ضد شورش و لباس شخصی ها انجام شود.انتصابی کردن انتخابات و رد صلاحیت های گسترده نیروهای با کفایت این کشور در انتخابات های متعدد‌ و اعلام نتایج به دلخواه وحتی جابجائی پس از اعلام نتایج از شاهکار ایشان است.

سایت سحام نیوز وابسته به حزب اعتماد ملی گفت و گویی با حجت الاسلام مهدی کروبی انجام داده که به شرح زیر است:


آقای کروبی اخیرا خبری از شما مبنی بر اسقرار دولت آقای احمدی نژاد نقل شد که برداشت های مختلفی را بدنبال داشت. مهمترین برداشتی که ذهن بسیاری از افراد را مشغول کرده عقب نشینی و عدول از مواضع پس از انتخابات شما است. آیا سخن شما به معنی عقی نشینی از مواضع و ورود به فصل تازه ای است؟

برای من بسیار عجیب است که افراد صاحب نظر از عبارت صریح و روشن من چیز دیگری برداشت کردند. من از صاحبنظران می خواهم به مقدمه و موخره جمله من دقت کنند. من بر اشکالات خود نسبت به انتخابات و نتایج آن که محصول تقلب و مهندسی آرا بوده است، تاکید داشته و دارم. با این وجود آقای احمدی نژاد رئیس دولت است که علیرغم تمامی اعتراضات مراحل کسب قوه مجریه را طی و لذا باید پاسخگوی عملکرد خود باشد. در حال حاضر داخل و خارج، موافق و مخالف از او بعنوان رئیس دولت نظام یعنی کسیکه قوه مجریه را در دست دارد، نام می برند. لذا آنچه در اختیار رئیس قوه مجریه است را از او مطالبه می کنند. این نکته جدیدی نیست و به هیچ وجه به معنای عقب نشینی از مواضع گذشته نیست.

همانطور که در سایر کشورها افرادی که قدرت را به دست می گیرند، صرف نظر از چگونگی کسب آن، از آنان با عنوان مربوطه شان یاد می شود. اشکال من و مردم معترض در مشروعیت این قدرت همچنان بقوت خود باقی است و هنوز هم معتقدم حق مردم در تعین سرنوشتشان در انتخابات دهم نادیده گرفته شده است. اگر انتخابات سالم برگزار می شد و شورای نگهبان به واقع پاسدار قانون اساسی بود، نتیجه چیز دیگری بود و کشور و مردم این مقدار هزینه نمی دانند. همانطور که قبلا هم گفته ام این دولت از آنجا که برآمده از رای مردم نیست، قادر به ادامه کار نخواهد بود.

شما اشکال به شورای نگهبان کردید در حالیکه آقای جنتی در جدیدترین اظهار نظر خود گفته اند جمهوری اسلامی یکی از سالم ترین انتخابات را برگزار کرد. ایشان ادعای تقلب از سوی افراد در داخل و خارج از کشور را ادعائی مضحک و احمقانه دانسته اند و خاطر نشان کردند که این افراد خود فروخته خیانتی کردند که تاکنون هیچ کس نکرده است. نظر شما در ارتباط با این اظهارات که توهین صریح به ملت و بزرگان این کشور چیست؟

بله من هم اظهارات آقای جنتی را خواندم. آقای جنتی نزدیک به سی سال است در شورای نگهبان هستند و سال های زیادی را دبیر و نقش تعین کننده ای در این شورا داشتند. آقای جنتی و دوستانشان این هنر را داشتند که جایگاه حقوقی شورای نگهبان در قانون اساسی را به این وضعیت اسفبار برسانند. ایشان ادعای تقلب را مضحک و مدعی خیانت به کشور شدند اما کیست که نداند آنکه به این انقلاب، خون شهدا، امام و مردم عزیز ایران خیانت کرد ایشان هستند که کار کشور و انقلاب را به جائی رسانده که برگزاری یک مراسم ختم هم باید با حضور پلیس ضد شورش و لباس شخصی ها انجام شود.

انتصابی کردن انتخابات و رد صلاحیت های گسترده نیروهای با کفایت این کشور در انتخابات های متعدد مانند خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری و اعلام نتایج به دلخواه وحتی جابجائی پس از اعلام نتایج از شاهکار ایشان است که قطعا این خیانت نه تنها در نزد خود ایشان بلکه در نزد مردم پوشیده نیست. آقای جنتی فریاد امروز مردم ایران پاسخی است به خیانت شما به رای مردم، قانون اساسی و آرمان امام و شهدا که اصل انتخابات را از اساس بی معنا کردید و جمهوریت نظام را به مسلخ بردید.

ادامه مطلب ...

مادر شهيد رامین رمضانی: پسرم برای دفاع از رایی که به موسوی داده بود شهید شد

1 نظرات
مادر شهيد رامین رمضانی:
پسرم برای دفاع از رایی که به موسوی داده بود شهید شد


. ادامه راه سبز«ارس»: هنوز خانواده رامین رمضانی نمی توانند این موضوع را فراموش کنند که روز تولد فرزند دلبندشان امسال با روز خاکسپاری اش مصادف شد.

سخن از رامین رمضانی است. جوانی 22 ساله و از شهدای حوادث پس از انتخابات که امسال روز تولد و خاکسپاری اش با هم برگزار شد. مادرش اشک می ریزد و از گمنامی پسرش می گوید. اینکه کمتر کسی از رامین عزیزش سخن می گوید. رامین در روز 25 خرداد ماه در تجمع مسالمت آمیز میدان آزادی به ضرب گلوله به شهادت رسید.

به گزارش سایت " رای ما کجاست"، مادر و پدر رامین هر دو هنوز سیاهپوش و عزادارند و هرگز نمی توانند داغ از دست دادن پسر عزیزاشان را از یاد ببرند. مادر اشک می ریزد و از رامین حق طلب اش سخن می گوید. او که پس از اعلام نتایج انتخابات لحظه ای چشم بر هم نگذاشت و برای دفاع از حقش کشته شد.
مادر می گوید: پسرم را یک شهید واقعی می دانم که برای دفاع از حقش کشته شد. او حقش را می خواست. رای اش را می خواست، پس شهید است.

رامین جوان و پرشور که یک سرباز وظیفه در شهر زابل بود. درست 4 روز قبل از شهادتش به تهران آمد. مادر او هرگز نمی تواند لحظه به لحظه روز وداع با فرزندش را از یاد ببرد. روزی که برای پسر دلبند و محبوبش غذای مورد علاقه اش را پخته بود، اما آن روز روز آخر دیدار مادر و فرزند شد. روزی که رامین با عجله از خانه بیرون رفت و هرگز هم به خانه کوچکشان باز نگشت.

پدر اشک می ریزد: بین همه فرزندانم رامین جور دیگری بود، حق طلب و پرشور بود کسی که هرگز نمی توانست نسبت به مسائل جامعه اش بی تفاوت باشد و... اشک اجازه ادامه سخنش را نمی دهد.

مادر از نگرانی هایش در آن روز می گوید: خیلی نگران رامین بودم، اما هرگز فکر نمی کردم که حضورش در یک تجمع به کشته شدنش بیانجامد.

آن روز تا پاسی از شب مادر نگران دلبندش بود. تا انکه تلفن خانه به صدا آمد و مادر با خوشحالی شماره رامین را بر دستگاه تلفن دید. اما وقتی با ذوق به تلفن جواب داد ناشناسی پشت خط از مشخصات رامین گفت و اینکه جنازه اش را در یکی از بیمارستانهای شهر دیده است.

مادر رامین با هق هق گریه ادامه می دهد: وقتی کلمه جنازه را شنیدم نقش بر
زمین شدم ...

هر چند آن روز پس از مراجعه به بیمارستان پدر و مادر رامین جنازه اش را تحویل نگرفتند، اما این خبر تلخ حقیقت داشت و چند روز بعد در آگاهی عکسی از رامین را به پدر و مادرش نشان می دهند و درست روز تولد 22 سالگی رامین جنازه اش را به خانواده تحویل می دهند.

پدر که جنازه فرزندش را دیده سری تکان می دهد و سیمای بغض آلودش را به عکس پسرش می دوزد: جای یک گلوله را روی سینه اش دیدم گلوله ریه و کلیه اش را از بین برده بود... و باز اشک امانش نمی دهد.

پدر و مادر رامین از این گلایه مندند که تاکنون هیچ رسیدگی درباره پرونده رامین نشده است. آنها میگویند هرگز از خون فرزندشان نمی گذرند.

پدر رامین می گوید: بارها در کشورمان از اجرای عدالت سخن می گویند، اما این چگونه عدالتی است که با شهروندان مسلمانش این گونه رفتار می کند؟

مادر رامین چشمهای خیسش را به نقطه ای دور دست میدوزد جائی که انگار فقط فرزند حق طلب اش را می بیند: بین مزار ندا و رامین فقط دو سه قدم فاصله است هر وقت سر قبر ندا می روم با او حرف می زنم و می گویم ندای عزیز هر چند همه جا حرف تو است اما بدان که رامین پیشقراول تو شد و راه را برای شهادت تو باز کرد. مطمئنم که رامین از اینکه در این قطعه به خاک سپرده شده روحش شادمان است جائی که انسانهای حق طلب بر خاک خفته اند.

مادر رامین رمضانی می گوید:پسرم آقای موسوی را خیلی دوست داشت. به او رای داد و برای دفاع از رایی که به او داده بود، در خون خود غلتید. ما آرزو داشتیم یکبار هم که شده آقای موسوی را که تبدیل به آرمان فرزند ما شده بود، از نزدیک ببینیم که ایشان به دیدن ما آمدند

ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان