بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

قیمت فروش گاز به پاکستان جزو اسرار است اما یکی از بهترین قیمت‌هاست!

0 نظرات
مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران:
قیمت فروش گاز به پاکستان جزو اسرار است اما یکی از بهترین قیمت‌هاست!
. ادامه راه سبز(ارس): در شرایطی که دولت کودتا تحت فشار تحریم های جدید قرار دارد و علی رغم یک قرداد خفت بار و قیمت های ارزان پاکستان اعلام کرده است که از ایران گاز نمی خرد. مسوولان دولتی همچنان از اعلام قیمت پیشنهادی ایران طفره می روند.

«قرارداد صادرات گاز ایران به پاکستان یکی از بهترین قراردادهایی است که تاکنون منعقد شده و ایران امتیازات ویژه‌ای در این قرارداد را زا آن خود کرده است.»

به گزارش خبرگزاری ایلنا، مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران ضمن اعلام مطلب فوق در جمع نمایندگان رسانه‌های گروهی افزود: هر چند قیمت فروش گاز به پاکستان محرمانه و جزو اسرار است و نمی‌توانم آن را اعلام کنم اما به جرات می‌گویم این قیمت یکی از بهترین قیمت‌های فروش گاز است.
جواد اوجی گفت: در این قرارداد ما از فرمول تعیین قیمتی که در قرارداد ترکیه استفاده کردیم بهره بردیم و اتفاقا در پاکستان مخالفان دولت این کشور معتقدند که آنها گاز را از ما گران خریده‌اند. این در حالی است که برخی منتقدان در داخل نیز معتقدند قیمت این گاز صادراتی پایین تعیین شده است.

او گفت: ما مذاکراتی با پاکستان درباره افزایش سقف گازی که قرار است سال ۱۳۹۳ به این کشور بفرستیم آغاز کرده‌ایم. آنها خواستار دریافت ۳۰میلیون متر مکعب گاز در روز هستند در حالی که این رقم در قرارداد حدود ۲۱ میلیون و ۵۰۰ هزارمتر مکعب بود.

معاون وزیر نفت گفت: بعضی‌ها از مقامات پاکستان می‌پرسند چطور تحریم‌های آمریکا بر آنها تاثیر نگذاشته و قرارداد بعد از این همه سال منعقد شده است. آنها معتقدند در این میان منافع کشورشان است که سبب می‌شود آنها تحریم‌ها را نادیده گرفته و از ایران گاز بخرند. در ضمن ما در این قرارداد بندی را پیش بینی کرده‌ایم که در کمتر قراردادی پیش‌بینی می‌شود. ما مجوز ترانزیت گاز از خاک پاکستان را دریافت کردیم و این اتفاق بسیار بزرگی است.

معاون وزیر نفت درباره امضای قرارداد صادرات گاز ایران به پاکستان پس از گذشت ۱۷ سال، گفت:‌ بزودی عملیات اجرایی قطعه دوم خط لوله هفتم سراسری گاز از ایرانشهر به چابهار و مرکز کشور پاکستان آغاز می‌شود.

به گفته اوجی قطعه نخست خط لوله هفتم سراسری گاز به طول ۹۰۷کیلومتر آماده افتتاح است و تاکنون یک هزار و ۷۳۱ میلیارد تومان برای ساخت این خط هزینه شده است.

وی ظرفیت خط لوله هفتم گاز سراسری را ۱۱۰ میلیون متر مکعب اعلام و تصریح کرد: با افتتاح قطعه نخست خط لوله هفتم گاز سراسری گاز استان‌های فارس، هرمزگان، کرمان، ایرانشهر (در استان سیستان و بلوچستان) تامین و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۱۴۰۰روزانه ۵۰ تا ۶۰ میلیون متر مکعب از گاز مورد نیاز مردم این استان‌های از این خط تامین و روزانه ۶۰ میلیون متر مکعب دیگر از گاز این خط لوله برای صادرات اختصاص یابد.

او با بیان این‌که تاکنون هیچ ایستگاه تقویت فشاری روی خط لوله هفتم سراسری ساخته نشده است، افزود: با جریان آزاد امکان انتقال روزانه ۵۰ تا ۶۰ میلیون مترمکعب گاز از این خط لوله وجود دارد که می‌توانیم در آینده با افزایش نیاز گاز کشور، ایستگاه‌های تقویت فشار روی خط نصب کنیم.

به گفته اوجی با نصب هر ایستگاه تقویت فشار روی خط لوله هفتم سراسری امکان انتقال گاز تا ۱۵ میلیون متر مکعب بیشتر فراهم می‌شود.

او با بیان این که هم اکنون ۱۰ فاز پارس جنوبی فعال است، افزود: عملیات راه اندازی فازهای ۹ و ۱۰ میدان گازی پارس جنوبی در دست اجرا است و پیش‌بینی می‌شود فاز ۱۰ این میدان تا پایان شهریور امسال به بهره برداری برسد.

به گفته وی با راه اندازی ۲۹ فاز پارس جنوبی مجموع تولید گاز از این میدان به روزانه ۷۰۰ میلیون متر مکعب خواهد رسید و درآمد حاصل از آن بیشتر از صادرات نفت است.

افزایش واردات روزانه ۶ میلیارد متر مکعبی گاز از ترکمنستان

معاون وزیر نفت درباره آخرین وضعیت واردات گاز ار ترکمنستان به ایران گفت: بر اساس قرارداد اولیه روزانه هشت میلیارد متر مکعب گاز از ترکمنستان وارد ایران شد که بر اساس قرارداد الحاقیه شرکت ملی گاز ایران با شرکت ترکمن گاز مقرر شد این میزان به روزانه ۱۴میلیارد متر مکعب افزایش یابد.

اوجی گفت:‌ مذاکرات جدید برای افزایش واردات گاز از ترکمنستان به ایران به روزانه ۲۰میلیارد متر مکعب هم اکنون در دست انجام است.

درآمد ۱٫۶ میلیارد دلاری شرکت ملی گاز ایران در سال ۸۸

مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران از درآمد ۱٫۶ میلیارد دلاری این شرکت از محل صادرات گاز با کسر هزینه واردات در سال گذشته خبر داد و افزود: سال گذشته درآمد حاصل از صادرات گاز ایران به کشورهای ترکیه، نخجوان، آذربایجان و ارمنستان، واردات گاز از کشور ترکمنستان به ایران و جرایم قراردادها در مجموع به ۱٫۶ میلیارد دلار رسید.

معاون وزیر نفت در باره برخی اظهارنظرهای مخالفان دولت پاکستان درباره بالا بودن قیمت صادرات گاز ایران به این کشور گفت: یک فرمول برای صادرات گاز وجود دارد که بر اساس همان فرمول این قرارداد تنظیم شده است.

معاون وزیر نفت تصریح کرد:‌ با پیشرفت فازهای پارس جنوبی تا چهار سال آینده حجم زیادی به ظرفیت تولید و فرآورش گاز کشور افزوده و پیش بینی می‌شود با افزایش تولید این سوخت بتوانیم بخش عمده‌ای از گاز مورد نیاز کشورهای آسیای میانه و اروپا را تامین کنیم، بنابراین ضروری است برنامه‌ریزی صحیحی برای صادرات گاز داشته باشیم.

اوجی از آغاز مذاکرات برای صادرات گاز ایران به کشورهای خلیج فارس، عمان، کویت، شارجه خبر داد و افزود: در صورتی که این مذاکرات محقق شود سهم ایران در تجارت گاز از ۱٫۲درصد تا پایان برنامه پنجم توسعه به ۱۰درصد افزایش خواهد یافت.

توافق شرکت ملی گاز با لوله سازها

مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران در باره آخرین وضعیت پرداخت بدهی‌های شرکت‌های لوله سازی گفت: مقرر شده است شرکت ملی گاز بدهی شرکت‌های لوله‌سازی را در مدت زمان سه سال با سود ۱۴٫۵ درصد پرداخت و در مقابل شرکت ملی گاز لوله‌های مورد نیاز خود را به نرخ مناقصه‌های داخلی از شرکت‌های لوله‌سازی خریداری کند.

اوجی از رشد ۱۸درصدی تزریق گاز شیرین به چاه‌های نفتی در سال گذشته خبر داد و افزود: سال ۸۷ حدود ۳٫۹ میلیارد متر مکعب گاز شیرین به چاه‌های نفتی تزریق شد و این رقم سال گذشته به ۴٫۶ میلیارد متر مکعب رسید.

افزایش تزریق به میدان گازی آغاجاری

معاون وزیر نفت با بیان این‌که سال گذشته روزانه ۲۵ میلیون متر مکعب گاز فازهای ۶ و ۷ و ۸ پارس جنوبی به وسیله خط لوله پنجم سراسری به چاه‌های نفتی تزریق شد، افزود: از ۱۸ دی ماه سال گذشته تا کنون ۳٫۲ میلیارد متر مکعب گاز از فازهای ۶ تا ۸ پارس جنوبی از طریق این خط لوله به میدان نفتی آغاجاری تزریق شد.

اوجی ظرفیت خط لوله پنجم سراسری گاز را ۱۱۰ میلیون متر مکعب اعلام و تصریح کرد: با تکمیل چاه‌های فازهای ۹-۱۰ پارس جنوبی پیش‌بینی می‌شود روزانه ۸۰ تا ۹۰ میلیون متر مکعب گاز از طریق لوله پنجم سراسری به میدان نفتی آغاجاری تزریق شود.
وی درباره اقتصادی بودن صادرات گاز در مقابل تزریق به میدان‌های نفتی گفت: از نظر اقتصادی به صرفه‌تر است که گاز ترش میدان‌های نفتی تزریق و گاز شیرین برای صادرات اختصاص یابد.

اوجی با تاکید براین که ضروری است در کنار فرهنگ‌سازی قیمت گاز نیز مورد توجه قرار بگیرد، تصریح کرد:‌ سال گذشته با فرهنگ‌سازی تنها بین سه تا پنج درصد شاهد کاهش مصرف گاز در کشور بودیم.

معاون وزیر نفت از ضرورت ذخیره‌سازی ۱۱۰ تا ۱۲۰میلیون متر مکعب در روز خبر داد و گفت:‌ با توجه به این‌که تا سه سال آینده گاز جدیدی به ظرفیت تولیدی کنونی افزوده نخواهد شد، ضروری است با مدیریت گاز مورد نیاز کشور را تامین کنیم.

او گفت: همه امید ما این است که یارانه‌ها هدفمند شود و با افزایش قیمت‌ها و منطقی کردن مصرف کاهش یابد.
ادامه مطلب ...

زهرا رهنورد: با جنبش سبز نفس می کشم

0 نظرات
زهرا رهنورد در گفتگو با جرس:
با جنبش سبز نفس می کشم

. ادامه راه سبز(ارس): نام زهرا رهنورد اگرچه در یکسال گذشته با عرصه پر التهاب سیاست در ایران گره خورده است اما به گفته خودش، وی بیش از آنکه یک فعال سیاسی یا اجتماعی باشد یک نقاش و مجسمه ساز است. این استاد دانشگاه تهران، به تازگی کار تابلویی به نام ندا را به پایان برده و تابلویی دیگر با نام ما ” بی شماریم ” را نیز در همین ماهها نقاشی کرده است؛ تابلویی که یادمان شهدای جنبش سبز است. او ميگويد: «سرگذشت جوانان به خون خفته ،مادران داغدار، یتیمان و زندانیان و شکنجه دیدگان و زنان جوان شوهر از دست داده آن چنان مرا متاثر کرده که هنوز قلم از ذکر آن عاجز است با این همه به عنوان برگ سبزی تحفه درویش اشعاری چه به صورت رباعی و گاه به صورت آزاد که بیشتر مورد علاقه من هست سروده ام.»

به گزارش جرس، خانم رهنورد خبر داده که این آثار را به زودی منتشر خواهد کرد و همین خبر، بهانه گفت و گویی متفاوت شد؛ گفت و گویی که برخلاف همه مصاحبه های یکسال گذشته، می خواست تنها به فعالیت های هنری او بپردازد اما وقتی یک نقاش با جنبش سبز نفس می کشد و زندگی می کند نمی توان هنر و سیاست را از هم تفکیک کرد.

خانم رهنورد مدتها بود از شما کارهای هنری ندیده بودیم اما اخیرا کارهای جدیدی در زمینه نقاشی و مجسمه سازی از شما منتشر شده و خواهد شد؛ چطور شد دوباره سراغ حرفه اصلی خودتان رفتید؟

من با جنبش سبز نفس می کشم و زندگی می کنم و تبلور تمام آزادی طلبی را که همه عمرم داشته ام ، پس از انقلاب اسلامی، در چهره مردمی می بینم که در این یک سال در کنارشان زندگی کرده ام و با آنها در ایام و مراسم و مناسبت ها، گمنام یا شناخته شده حضور داشته ام .

این جریان آزادی خواهی نه تنها عقل و خرد و هر فردی را تشویق می کند بلکه عواطف و ذوق ها را بر می انگیزد ، به ویژه برای امثال من که با هنر بزرگ شده ام و ترکیب هنر و سیاست را از کودکی در خانواده ای که هر یک از افرادش با اندیشه ای متفاوت در یک وحدت رفتاری آزادی خواهانه در کنار هم زیسته اند زندگی کردم و با تجربه چشیده ام. طبیعی است که رقت، زیبایی و ابهت رفتار، کلام، سخنان و شعارهای مردم شریف و آزادی خواه ایران که عمری را در سرکوب گذرانده اند مرا متاثر کرد که حاصل آن فعلا سه اثر است به نام های” روز وحشت در چشمان ندا ” که ترکیبی است از بیان رئالیستی و اکسپرسیونیستی و اثر دیگری به نام “ما بی شماریم” که ذکریست از شهدای جنبش سبز با بیان آبستره و ترکیب خط و رنگ و شکل و اثر دیگری به نام “شهدای عاشورا” که این اثر مجسمه ای است برگرفته از عناصر عاشورایی که ترکیب بندی جدیدی یافته است .

البته ویژگی های تکنیکی هر یک از این سه اثر وجوه بصری زیبا شناختی آن تحلیل جداگانه ای را می طلبد .

ازشما در زمان انقلاب اسلامی یعنی سی سال پیش، کتاب شعری به نام “طوفانها و لاله های شهریور “چاپ شد و پس از آن هم در سال شصت و هفت مجموعه ای به صورت پاورقی به نام “ابریشم خون”، در آغاز جنبش سبز هم شعری به به نام” گرگ ها خوب بدانند!”* از طریق سیستم پیام کوتاه و ایمیل ها و سایت ها انتشار یافت که بعدها به شکل سرود و کلیپ هم منتشر شد آیا باز هم شعر می گویید ؟

سوال شما را از قسمت پایانی اش پاسخ می دهم شعر” گرگ ها خوب بدانند” شعر عجیبی بود که سرگذشت عجیبی هم دارد؛ من یک باره متوجه شدم این بیت نقل بسیاری از موبایلها و زبان هاست و به من نسبت داده می شود . در حالی که بارها به دوستان گفته ام که من شاعر این بیت نبوده ام و مدتها دنبال سراینده آن می گشتم از این و آن پرس وجو می کردم اما گمشده، پیدا نمی شد تا این که بالاخره روزی سفیری از رامهرمز به دفتر من مراجعه کرد و گفت: “این شعر از آقای علی عسگری موسوی عضو انجمن شاعران رامهرمز استان خوزستان است که ده سال پیش سروده و اکنون ایشان کل شعر را به من هدیه می کند.”

از ایشان تشکر کردم و گفتم: هفت کفش و هفت عصای آهنی پوشیدم و از کوه ها و دشتها و دریاها گذشتم اما نتوانستم شاعر را بیابم و امروز شما با همین کفش معمولی و لباس معلمی مشکل مرا حل کردید و باید بپذیریم که شعری زیبا وحماسی است و جالب اینکه به گفته این قاصد معلوم نیست چه کسی این بیت را به موبایلها فرستاده بود که حتی شاعر اصلی هم از آن بی خبر بوده و حتی در رامهرمز، عده ای او را به تقلب از رهنورد متهم کرده اند که مثلا سالها قبل شعر مرا در جمعی به نام خود خوانده است. اما به هر حال می توانیم امیدوار باشیم که چنانچه روند شاعری ایشان تداوم داشته باشد ،حماسه سرای دیگری در راه است .

به نظر خودتان دلیل محبوبیت این شعر و عمومی شدنش در یکسال گذشته چه بوده؟

هر عمل نیک و اقدامی که در مسیر حق و عدالت و آزادی انجام شود جذب ملت بزرگ و سر افراز ایران می شود و به نام هر فرد و هر کس باشد او فرزند ملت است و خون ملت در رگهای خیال و خرد همه ما جاریست. پس سراینده همه این اشعار ، نقاشی ها ، سرودها و کلیپها و مجسمه ها ملت رشید ایران است .

آیا شما برای جنبش سبز غیر ازآثاری که اشاره کردید شعری هم سروده اید ؟

شعر، مولود خیال و واقعیت است و حتی فراسوی خیال و واقعیت و از بلندای ناکجا آبادی از وجود شاعر می تراود. با این مقام ارجمندی که برای شعر و شاعر قائلم باید بگویم که من شاعر نیستم اما دوستدار و تقدیس کننده شعرم . بعضی وقتها هم که حالی پیدا شود و به ویژه در روند مسایل ملی و میهنی وقتی خیلی دلم بسوزد شعر می گویم . مثلا در روند انقلاب اسلامی هم مسایل ملی و میهنی مرا متاثر می کرد و هم ظلم و ستم رژیم، عاطفه بر انگیز بود که منجر به سرودن شعر” طوفانها و لاله ها” شد. این کتاب را به صورت شعر آزاد و سپید سرودم که به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شد و هرگز هم در جمهوری اسلامی چاپ نشد . در حج خونین نیز اشعاری سرودم که به زبان انگلیسی چاپ شد اما در ایران در حد پاورقی روزنامه اطلاعات باقی ماند و حالا هم کیست که از فوران سلحشوری، احساس و درد و رنج مردم در این یک ساله متاثر شود و قلمی و قدمی را به خون دل تر نکند من هم در همین زمره ام .

سرگذشت جوانان به خون خفته ،مادران داغدار، یتیمان و زندانیان و شکنجه دیدگان و زنان جوان شوهر از دست داده آن چنان مرا متاثر کرده که هنوز قلم از ذکر آن عاجز است با این همه به عنوان برگ سبزی تحفه درویش اشعاری چه به صورت رباعی و گاه به صورت آزاد که بیشتر مورد علاقه من هست سروده ام.

خانم رهنورد، ضمن سپاس از شما، در پایان می توانم از شما خواهش کنم یکی – دو تا از اشعار جدید خودتان را بخوانید؟

بله؛ چند تایی را تقدیم می کنم . شعری که سروده یک شاعر نیست؛ سروده دلی دردمند است که برای ملت می تپد .

*داغ نوگلان

زخاک من تراود عطر لاله

زداغ نوگلان خفته در خون

همان شیران، زنان، مردان شرزه

که رَیشان گشت دزدیده به افسون

*بانویی بر دار

من آن بانوی سبزم بر سر دار

نه می گریم نه می ترسم ز بیداد

یلان شرزه اند یاران رعدند

علمدار مصاف دادِ بی داد

*آرزوهای ایرانی

در خیابان وحشت

موتور سواران

سیه جامگان

لباس شخصی ها

گاز فلفل و چکاچک خشاب و کلاشینکف و کلت

چکمه های یگان ویژه و باتوم ها

جیره خواران

جاهلان

با ساندیس و ساندویچ .

اما شانه های زخمی تو در سکوت

صورتهای کبود

قلبهای سوراخ ، سوراخ

شریانهای پاره پاره

چهره ی ندا

معصوم و بی گنه

خونهای پاشیده بر آسفالت داغ

خون پاک زنان

جوانان

شوهران

و مادران

ودر این معرکه ای یار …

هرگز ،

هرگز

پرچم تو بر زمین نخواهد ماند .

و من

بر شانه های ماه

بر فراز خاک

رصد کرده ام ،

آرزوهای ایرانی را، چه پر اهتزاز .

*پی نویس :

*قطعه ای از شعری بلند:

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر نیست، تفنگ پدری هست هنوز

گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره ی چوبی ، پسری هست هنوز

شاعر :علی عسگری موسوی

ادامه مطلب ...

دلنوشته اي به خاتمي در روز پدر: بعد از شما رنجی که به ما رسید ورای تصوراتمان بود

0 نظرات
دلنوشته‌ء پرستو سرمدی، همسر حسین ‌نورانی‌نژاد به سيد محمد خاتمي در روز پدر:
بعد از شما رنجی که به ما رسید ورای تصوراتمان بود

. ادامه راه سبز(ارس): ردای سپید بر تن داشتید که به روزگارمان آمدید تا در فراسوی افق طرحی از امید بیابیم.آن هنگام نوجوان بودم، یارانم نیز، عهد اول را با شما بستیم که شکوه حضورتان را چون نعمتی بی بدیل دریافته بودیم. از آن زمان غم‌هایمان و شادی هایمان هم چون آرمانمان با شما مشترک شد. بر سر عهد بسته شده اراده پایبندی داشتیم هر چند که فراز و فرودهای این روزگار گاهی از ما گله مندتان کرد و گاهی هم ما از شما گله مند شدیم، گاهی حق با شما بود و گاهی هم خب حق با ما بود.

گاهی از ما دور شدید گاهی هم ما از شما دور شدیم، اما هرگز مهرتان از دلهایمان نرفت و با گذشت زمان با جانمان پیوند یافت.

روزی برخی از یارانم به خطا تا جایی دلگیرتان کردند که رنجیده خاطر گفتید با من این گونه بودید اما بعد از من با شما رفتار دیگری خواهد شد، آن روز گریستم که می دانستم راست می گویید.

درست می گفتید ای یار دیرین اما بعد از شما رنجی که از روزگار بر ما رسید ورای آنچه بود که می پنداشتیم. بعد از شما اول آرزوهایمان را باد با خود برد، بعد یارانمان را و بعد زندگی هایمان را.

گفتگوهایمان هم بعد از شما رنگ و بوی دیگری گرفته است. حالا به جای آرزوها و زندگی هایمان با هم از صبوری و استقامت سخن می گوییم تا زیر سنگینی رنج روزگار کمر خم نکنیم؛ دلخوشی مان گفتن از آخرین دیدار با عزیزان دربندمان است و آخرین سخنانشان. دل خوش کرده ایم به آن لحظات کم یاب که سهم مان است از این روزگار بی انصاف و می دانیم این حق ما نبود که از شما آموختیم گفتگو را، صلح و آرامش را و با همین آموزه ها حرکت کرده بودیم. به رغم همه نامرادی ها خرسندیم از این که نسل بالنده ای شده ایم و در این بالندگی، شما حتی بیش از پدران و مادرانمان سهمیم هستید.

زندگی مشترکم را هم با کلام شما آغاز کردم چون بسیاری دیگر که می خواستند خوشبختی هایشان را هم تقسیم کنند، اما هرگز گمان نمی کردم که آن زندگی به دوسال نرسیده از هم بپاشد که مردش دیری است به اسارت رفته؛ هرگز گمان نمی کردم که روزی نزدیکترین همدمم درختان اوین شوند که چهار فصلشان را دیده ام و از 10 ماه پیش که حسین * همسرم محبوس دیوارهای سنگی است، به اندازه تمام دقایق 300 روز با برگهایشان سخن گفته ام. سبزی تابستانی درختانش را دیده ام، خواب زمستانیشان را و رویش مجددشان را در بهار که نمی دانم در این زمانی که هنوز صورت هایمان از سیلی زمستان سرخ است از چه رو بازهم روییده اند.

10 ماه است که با درختان اوین سخن ها می گویم، از شوق دیدن استواری یارانم و همسرم که چشمانی به رنگ آرمانش دارد، تا رنج حاصل از دیدن سفید شدن موها و محاسنش در جوانی، سال را هم کنار دیوارهای اوین نو کرده ام. دیگر نگاهم به درهای اوین خیره مانده است از انتظاری طولانی برای گشوده شدنش به روی حسین و دیگر یارانم، انتظاری که گویی بی پایان است.

نگاه زینب دخترهفت ساله مهدی محمودیان هم هنوز پس از 10ماه به راه پدر خیره مانده است و فرزندان مهدی اقبال هم روز پدر را نتوانستند در کنار او باشند، اقبال که صدای آسمانیش آرامش بخش خانواده های اسیران سبز بود، هشت ماهی است که در پستوهای زندان حبس شده است. مهسا هم پس از یک سال هنوز چشم به راه مسعود، یار دیرینش مانده است، فرزندان داوود سلیمانی هم و بسیارند همسران و فرزندان و مادران و پدرانی که ماههاست حتی برای چند روز هم به مرخصی نیامده اند و همچون حسین سال تحویل هم پشت دیوارهای اوین بوده اند.

این قصه زندگی ماست، قصه همان نوجوانان پر شور و شوقی که زمانی در کنار هم عهد نخستین را با شما بستند، همانهایی که امروز زخمه های روزگار در میان جوانی پیرشان کرده است. اما همان امید را داریم و همان مهر در دلمان به اندیشه های شما باقی است. به جای همۀ آنها که امروز اسیرند یا سرگردانند در دیار غربت، روز پدر را به شما تبریک می گویم و ایمان دارم که بازهم در کنار شما و یاران غایب از نظرمان به آفتاب سلامی دوباره خواهیم کرد.

پرستو سرمدی
4/4/89

پ.ن.: حسین نورانی نژاد، عضو حزب مشارکت، شهریور سال گذشته بازداشت شد و از آن زمان تا کنون در زندان اوین به سر می برد. حسین سه ماه را در انفرادی گذراند و بعد از پنج ماه به بند 350 منتقل شد. دستگاه قضایی تا کنون با آزادی مشروط و مرخصی او مخالفت کرده و حتی به وعده داده شده مبنی بر اینکه هر روز انفرادی سه تا پنج روز زندان عادی قلمداد شود هم عمل نکرده است.

ادامه مطلب ...

نوانما: «به خون فتاده باز» مام وطن

0 نظرات
نوانما: «به خون فتاده باز»
. كاري از: آرش سبز
. دکلمه: مریم آریایی

«جهت دانلود " " كليك كنيد»
دانلود با فرمت "3gp" مناسب موبايل، حجم ~ 8 مگ

. ادامه راه سبز(ارس): به خون فتاده باز ، مام وطن - اينكه ميزني خس و خاشاك نيست - اينكه ميكشي دشمن اين خاك نيست - دشمن اين خاك كيست؟ - دشمن اين خاك تويي ، آن خس و خاشاك تويي - شور منم نور منم ، عاشق رنجور منم - زور تويي كور تويي ، هالهء بي نور تويي - دلير و بي باك منم ، مالك اين خاك منم...

ادامه مطلب ...

نماهنگ «سبز ميشويم - Going Green» به زبان انگليسي و زيرنويس فارسي

0 نظرات
نماهنگ «ما سبز ميشويم - We Going Green»
به زبان انگليسي همراه با زيرنويس فارسي

. ادامه راه سبز(ارس): نماهنگ زيباي "ما سبز ميشويم We Going Green» با ترانه اي پر معنا و زيبايي به زبان انگليسي است كه همراه با زيرنويس فارسي به تمامي ملت سبز و مقاوم ايران تقديم ميگردد:


جهت دانلود "" كليك كنيد
دانلود در فرمت 3gp مناسب موبايل با حجم 8.5 مگ

ادامه مطلب ...

نمآهنگي بياد شهيد سهراب اعرابي + مصاحبه با مادر سهراب

0 نظرات
نمآهنگي بياد شهيد سهراب اعرابي

. ادامه راه سبز(ارس): سهراب‌کشی سنت پدرسالاری است. از سهراب شاهنامه تا سهراب اعرابی کشته می شوند تا پدرسالار تاوان ایستادگی برابر خویش را به ما یاداوری کند. پدرسالار اما نمی‌دانست که زمانه فرق کرده ومادر تو، چو تهمینه سکوت نمی‌کند، می خروشد و خونبهای تو را آزادی جوانان این ملک قرار می‌دهد. این چند وقته که نیستی مادرت مادر همه‌ی ما شد سهراب، ما همه فرزندان او شدیم.

سهراب اعرابی، 19 ساله سال آخر دبيرستان و آماده براي امتحان كنكور در اعتراضات دهمين دوره رياست جمهوري در 30 خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل مي شود .

بعد از پيگيريهاي پي در پي خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوين است، مادر اين جوان در روز سه شنبه 16 تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادي فرزند ش بود, با وجود اين كه اين مادر مي دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولي خيلي نگران بود و مي‌گفت مي‌ترسم بچه‌ام را بكشند. اين مادر عكسي از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زنداني كه آزاد مي‌شد عكس عزيزش را نشان مي داد و از آنها مي‌پرسيد كه آيا او را مي شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مي‌گفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي‌كنم جواب نمي‌دهند و مي‌گويند صبر كن آزاد مي‌شود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه از طرف قاضي مرتضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند.



جهت دانلود "" كليك كنيد
دانلود با فرمت "3gp" - حجم ~ 7 مگ

سایت "جنس دیگر" در تاريخ پنجم آذر 88 مصاحبه اي با مادر سهراب انجام داد و بي مناسبت نيست كه امروز بار ديگر به تماشا آن بنشينيم:

اين سايت در مورد پروین فهیمی نوشته است: براي كسي كه به دنبال رگه هاي زنده جنبش زنان مي گردد، پروين فهيمي نشانه اي است از تغيير. زني كه نيروي مادري و حق خواهي از خون فرزند او را به مبارزي نا آرام و چهره اي ملي تبديل كرده است. هفته پيش فرصتي دست داد او را كه مادر سهراب اعرابي است ببينم. پروين از مدت ها قبل فعاليت مدني داشته است اما شهادت سهراب از او شيرزني ساخته است كه نه تنها مادران جانباختگان بلكه همه زنان درگير در مبارزه براي دمكراسي از او روحيه مي گيرند. با پروين سفري كوتاه داشتم به گذشته زندگي اش با سهراب، روايت هايش از روزهاي انتظار، فاجعه شنيدن خبر شهادت فرزند و حضور در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا، جايي كه به قول پروين همه بچه ها كنار هم آرميده اند و او در آنجا سهراب و بقيه بچه ها را به ندا سپرده است، مي پرسم "چرا ندا؟" بسادگي جواب مي دهد "چون از بقيه بچه ها بزرگتر است".

پروين به راحتي مي تواند هر كنشگري را درگير خود كند. اين روزها با او سفر مي كنم و هر بار گوشه اي از آنچه در دوربينم ثبت مي كنم به شما نشان خواهم داد. اين بار من توانستم درد او را ببينم، دردي كه بخشي از آن را در اين فيلم مي آورم:


ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان