بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

دعوت شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد برای تجمع اول اسفند

6 نظرات
دعوت شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد برای تجمع اول اسفند:
۲۵ بهمن نشان داد جنبش آزادی‌خواهی و ضد استبدادی همچنان به پیش می‌تازد

ادامه راه سبز(ارس): شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد درباره تحولات اخیر منطقه و حرکت عظیم ملت ایران در ۲۵ بهمن بیانیه ای صادر کرد.

به گزارش کلمه، شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد، در این بیانیه، ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار صانع ژاله و محمد مختاری و همه آزادیخواهان، از مردم شریف و عدالتجوی کردستان ، به ویژه جوانان سلحشور و آزادیخواه آن دعوت کرده است که همدل و همدوش با سایرمردم ایران تجمعات اعتراضی که در روز ۱ اسفند در میادین اصلی تمامی شهرهای ایران برگزار خواهد شد را همراهی نمایند.

این شورا همچنین آورده است: حرکت عظیم مردم در بیست وپنجم بهمن نشان داد جنبش آزادی خواهی و ضد استبدادی ملت همچنان پر نفس و پویا به پیش می تازد و برعکس ادعا و آرزوی حاکمان عقل گریز نه تنها از میان نرفته است بلکه با تدبیر و تعمیق بیشتر، مسیر درست تغییرات تدریجی ومسالمت آمیز را طی می کند.

متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

ملت شریف ایران، مردم سرافراز کردستان

تحولات اخیر کشورهای عربی و خیزش ملت های تحت ستم در کشورهای تونس ، مصر ، یمن ، بحرین ، سوریه ، اردن ، مراکش و لیبی نشان دهنده ظهور روشن بینی ، آزادی خواهی و عدالت طلبی در میان ملت های سرزمین هایی است که چند دهه است تحت سلطه حاکمان مادام العمر اداره می شوند. نگاهی اجمالی به تاریخچه وسرنوشت این مردمان به خوبی نشان می دهد که : حاکمان مادام العمر، استبداد طولانی، بی کاری و سطح رفاه پائین علیرغم برخورداری از ذخایر و منابع قابل توجه، سلطه ایدئولوژیک ، سخت گیری در برابر تنوع فرهنگی و یا بازیچه قرار دادن آن توسط حکام و تحقیر ملت و تنزل دادن حرمت آن ملت ها در انظار جهانیان از جمله ویژگی های مشترک مناطقی است که خیزش نوین در آن ها آغاز شده است. البته بی گمان شاه بیت و علت العلل این اعتراضات را می توان اعتراض ملت ها به فقدان انتخابات آزاد در این کشورها دانست. رفتار حاکمانی چون قذافی، حسنی مبارک، علی عبدالله صالح و بن علی در انتخابات های اخیر را باید عامل اصلی آغاز اعتراضات ملت های لیبی، مصر، یمن و تونس دانست.

در حالی که انتظار می رفت در چنین شرایطی که موج روشنگری منطقه را در برگرفته است حاکمان ایران به خود آمده و پس از نارضایتی ها و اعتراضات سال گذشته در پی انتخابات دهم ریاست جمهوری به جبران فرصت های از دست رفته بپردازند ، مشاهده گردید در کمال ناباوری و در یک شبیه سازی ناشیانه ، دولت تا دندان مسلح خود را به مردمان تحت ستم مصر وتونس و یمن تشبیه و میلیون ها ناراضی ایرانی را در کنار دولت های مستبد آن کشورها قرار دادند. همان شبیه سازی ناشیانه ای که در عاشورای امسال انجام داده و خود را با امام حسین مظلوم فاقد قدرت حکمرانی شبیه دانسته و مردمان بی پناه و تحت ستم ایران را به حکومت اقتدارگرای یزید مشابه دانستند! ودر ادامه رفتارهای متکبرانه خود ، درخواست رهبران جنبش سبز برای راهپیمایی در حمایت از قیام مردم مصر وتونس را رد کرده و تظاهرات میلیونی مردم در شهرهای تهران ، اصفهان، مشهد، شیراز و کرمانشاه را به شدت سرکوب و اعتراض مدنی و مسالمت آمیز مردم به شیوه های غلط حکومت داری و مطالبه آزادی و دمکراسی در روز بیست و پنجم بهمن ماه را به خاک و خون کشیدند. در این رابطه متاسفانه تعداد زیادی از هموطنان بازداشت، زخمی و بر اساس اخبار موثق دستکم دو تن از جوانان طرفدار جنبش سبز به شهادت رسیدند.

این رفتارهای سرکوب گرانه و اقدامات خشن ، نشانه اوج استیصال کسانی است که برخلاف ادعاهای خود درمورد مردمان آزادی خواه کشورهای منطقه وعلیرغم تصریح قانون اساسی، هیچ گونه حق اعتراض، تجمع و راهپیمایی را برای شهروندان خود به رسمیت نمی شناسند. مشخص نیست چرا حق اعتراض را برای همه ملت های دنیا به رسمیت می شناسند اما این حق را از ملت خود دریغ می ورزند؟! بی شرمانه تر اینکه هراس و وحشت آنان از سرریز خشم ملت و شروع مجدد تظاهرات خیابانی باعث شده که به دروغگویی در مورد شهدای جنبش آزادیخواهی و دمکراسی مردم ایران که امروز در رنگ سبز تجلی یافته است، دست یازیده و در اوج وقاحت و بی شرمی با مصادره گرامیداشت و یاد شهدا، در پندار خود علاوه بر ایجاد جو ارعاب و وحشت، از انرژی زایی و موج آفرینی خون های به ناحق ریخته شده جوانان ، در رگ های تشنه اصلاحات و تغییر مسالمت آمیز ممانعت بعمل آورند غافل از اینکه سنت زمانه، تقدیر همه حاکمان مردم ناباور را با سرنوشت امثال حسنی مبارک و بن علی گره زده است.

اگرچه در طول سالیان گذشته ، همواره کردستان عزیز و مردمان شریف و وطن دوست آن به واسطه وجود نگاه امنیتی حکومت و تسلط نظامیان برهمه شئونات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این منطقه، هزینه های سنگینی پرداخته اند اما به نظر می رسد کینه ونفرت طراحان و سناریونویسان اقتدارگرا هنوز از آن همه اعدام و شکنجه و زندان و ترورهایی که توسط فرماندهان سابق و برکنار شده سپاه کردستان طراحی و اجرا شده بود، سیراب نشده است و همچنان به تحمیل هزینه های بیشتر بر مردم ستم دیده کرد می اندیشند. در تازه ترین مورد آن با طراحی ترور شهید صانع ژاله دانشجوی کرد پاوه ای دانشگاه هنرتهران و سپس تلاش مذبوحانه برای انتساب او به نهادهای غیر مردمی که امروز در یک دگردیسی آشکار، به ابزاری برای سرکوب هم میهنان مبدل گشته است، زمینه های گسترش نفاق و نفرت درجامعه را فراهم نمایند.

شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد در کمال افتخارازهشیاری مردم سرزمین بزرگ ایران و هم میهنان آگاه و فداکار کرد برخود بالیده و اذعان می دارد حرکت عظیم مردم در بیست وپنجم بهمن نشان داد جنبش آزادی خواهی و ضد استبدادی ملت همچنان پر نفس و پویا به پیش می تازد و برعکس ادعا و آرزوی حاکمان عقل گریز نه تنها از میان نرفته است بلکه با تدبیر و تعمیق بیشتر، مسیر درست تغییرات تدریجی ومسالمت آمیز را طی می کند.

شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد، ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار صانع ژاله و محمد مختاری و همه آزادیخواهان، از مردم شریف و عدالتجوی کردستان ، به ویژه جوانان سلحشور و آزادیخواه آن دعوت می نماید که همدل و همدوش با سایرمردم ایران تجمعات اعتراضی که در روز ۱ اسفند در میادین اصلی تمامی شهرهای ایران برگزار خواهد شد را همراهی نمایند.

شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد
۲۹ بهمن ۱۳۸۹
ادامه مطلب ...

آنروز بازجو پرسید: نماز جمعه می روی؟

1 نظرات
آنروز در سلول انفرادي بازجو پرسيد:
به نماز جمعه جنتي می روی؟

ادامه راه سبز(ارس): مهدي خزعلي؛ «من به صراحت می گویم، ما پس از پیروزی - که دور نیست - همه جنایتکاران و خلافکاران را به محکمه عدل می سپاریم، از محاکمه علنی آنها بیم نداریم و همه حقوق متهم را از جمله داشتن وکیل و ملاقات را به رسمیت می شناسیم و تمام استانداردهای محبس را رعایت می کنیم، از شکنجه و انفرادی برای گرفتن اقرار و اعتراف خبری نخواهد بود، اجازه نخواهیم داد بیش از مجازات مصرح در قانون اعمال شود و حتی زندانبانی به متهم جنایتکار " تو " بگوید. باز هم برای طول عمر جنتی دعا می کنم، چون به کمتر از محاکمه او راضی نمی شوم.»
آن روز حاج سعید بازجو از من پرسید: " نماز جمعه می روی؟
گفتم: " اگر امام عادل پیدا کنم، حتماً می روم!
گفت: " نماز آقای جنتی می روی؟ "
گفتم: " مشکل من عدالت ایشان نیست، مشکل دیانت ایشان است!

امام جمعه ای که تریبون نماز جمعه را با محکمه اشتباه گرفته است و خود حکم صادر می کند و دستور می دهد کسانی را از حقوق اولیه شهروندی محروم نمایند، عادل است؟ مگر مملکت قانون ندارد؟! مگر قضا ندارد؟! عزیز من می خواهی چیزی هم بگویی اینطور در ملاء عام نگو! یواش در گوش قاضی القضات بگو! که ظاهر استقلال قاضی حفظ شود! درست است که شما هر چه می خواهی می گویند: سمعاً و طاعتاً ! اما این را علنی نفرمایید! ممکن است شما را به بی قانونی و بی دینی متهم کنند، چون دستور حبس توسط غیر مرجع قضایی خلاف قانون و دین است!

باز هم مصری ها که ثابت کردند از ما با فرهنگ ترند، آنها در نهایت تقاضای محاکمه مبارک را داشتند، در واقع تشخیص حکم با قاضی است! اما در نماز جمعه و فیضیه و مجلس حکم صادر می کنند و تقاضای اجرا دارند!

من به صراحت می گویم، ما پس از پیروزی - که دور نیست - همه جنایتکاران و خلافکاران را به محکمه عدل می سپاریم، از محاکمه علنی آنها بیم نداریم و همه حقوق متهم را از جمله داشتن وکیل و ملاقات را به رسمیت می شناسیم و تمام استانداردهای محبس را رعایت می کنیم، از شکنجه و انفرادی برای گرفتن اقرار و اعتراف خبری نخواهد بود، اجازه نخواهیم داد بیش از مجازات مصرح در قانون اعمال شود و حتی زندانبانی به متهم جنایتکار " تو " بگوید. باز هم برای طول عمر جنتی دعا می کنم، چون به کمتر از محاکمه او راضی نمی شوم.

مهدی خزعلی
29 بهمن 1389
***************************

خاطرات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹

شهر خلوت تر از همیشه بود، صبح به منزل پدر رفتم، درخیابان ولیعصر و میدان تجریش و شریعتی و پاسداران حتی یک پلیس هم دیده نمی شد، خیلی عجیب بود، با خود گفتم لابد همه را برده اند خیابان انقلاب و آزادی!

ساعت 2 برگشتم، در مسیر از مقابل دانشگاه تهران و میدان انقلاب گذشتم، خبری نبود، سر گذر ها تعدادی نیروی انتظامی ایستاده بودند، از گارد و موتور سواران هم خبری نبود!

ساعت 3 گروههاو دستجات چند نفری از همه خیابان‌های منتهی به انقلاب و آزادی سرازیر بودند، از گام‌های محکم و استوارشان می شد فهمید که به کجا می روند. دوستی آمد و با موتور او تا فردوسی رفتیم، پیاده روی شمالی خیابان انقلاب مملو از جمعیت شده بود که با سرعت به سمت آزادی در حرکت بودند، با سکوت مطلق، گویی که پی کار خویش می روند، تمام میدان انقلاب و خیابان های انقلاب و آزادی و ... مملو از نیروهای ضد شورش و موتوری های بسیجی شده بود، صدای چق چق شوکر ها برای ایجاد رعب بلند بود، اما مردم آرام و بی صدا در پیاده روها در حرکت بودند!

به یکباره حمله چماق بدستان به مردم بی دفاع و آرام شروع شد، ساعت شلوغی میدان بود، در میان جمعیت رهگذران بی تقصیر و غیرسیاسی هم بودند، اما نیروهای ضد شورش قربة الی الله تر و خشک را با هم می سوزاندند! خودم را جای آنها گذاشتم، واقعاً کار دشواری است، تصور کنید، می خواهید به کسی حمله کنید که آرام و مظلومانه از کنار پیاده رو می گذرد، نه شعاری و نه حتی عکس العملی! خواهید دید که کار سختی است، پس قبل از حمله قدری دور برمی داشتند و عربده می کشیدند تا مردم بترسند و فرار کنند و قدری وجدانشان آسوده شود که اینها مخالفند و برای مقابله آمده اند، باز هم مردم مقابله نمی کردند!

دستور داشتند که این راهپیمایی را در تقاطع ها قطع و آن ها را به داخل فرعی ها بفرستند، نگران جمع شدن این افراد در میدان آزادی(التحریر) بودند، جمعیت به اجبار به داخل خیابان های فرعی کشیده می شد، عربده ها و باتوم ها از 30 خرداد ملایم تر بود! نیروهای گارد موتورسوار هم کمتر بودند، بیشتر بسیجی ها بودند. برایم جالب بود، بین موتور سوارها ماسک پخش می کردند، دیدم عجیب است، آنها که مستظهر به باتوم و شوکر و سلاح و گاز اشک آور و قوای مسلح و قوای قضائیه و مقننه و مجریه و ولایت هستند، از چه می ترسند؟ چرا رو می پوشانند؟ و در مقابل مردم بی دفاعی که در معرض اتهام محاربه و اعدام هستند با دست خالی و بدون روبند می آمدند!

در 30 خرداد و عاشورا رسم بر این بود که گاز اشک آور را در جلوی جمعیت می زدند تا به سمت عقب فرار کنند، اما امروز همزمان یک گاز در جلوی جمعیت می زدند و گازی در انتهای جمعیت، تا افرادی که فرار می کنند نیز بسوزند! وارد خیابان جمالزاده شدم، اینجا غلظت گاز اشک آور بالا بود، به دنبال آتشی می گشتم تا تسکین سوزش گاز باشد، وارد سوپری شدم و او فندکی اهداء کرد و هر چه کردم پول آن را نگرفت. دستمال کاغذی در جیب داشتم، آنرا آتش زده و در برابر چشمانم گرفتم، کمی بهتر شد، اما افاقه نکرد.

از خیابان نصرت وارد اسکندری شمالی شدیم و به سمت بیمارستان امام خمینی رفتیم، آنجا سطل زباله ای را آتش زده بودند، رفتم تا صورتم را در برابر آتش بگیرم تا قدری تسکین یابد، جمعیت که ظاهر مرا دید، به یکباره مشت ها را بسوی من تکان داده و شعار " مرگ بر دیکتاتور" سر دادند، نمی دانم چه شد، همراهم غیب شد، شاید ترسید یا سوخته بود - می گفت جانباز شیمیایی است و تحمل گاز ندارد - کمی به آقایان که مرا با دیکتاتور اشتباه گرفته بودند خندیدم، خنده مرا شناختند، و مرا در آغوش گرفتند و بوسیدند، عذر خواهی می‌کردند، از آنها خدا حافظی کردم ، رفیق موتوری هم که غیبش زده بود، پس پیاده به خیابان قریب رفتم. اینجا همیشه مرکز تظاهرات است، مقابل دفتر ما یکی از میدان های کارزار است، گاهی دست مردم است و گاهی دست بسیجی ها، پارسال شیشه ها و دوربین های دفتر را گاردی ها خرد کردند، یگان ویژه موتورسوار می‌رفت و با باتوم معظم آینه ماشین ها را خرد می کرد، ما هم از داخل دفتر این چوگان بازی با موتور را نظاره می کردیم، اما امسال دیگر بنا نداشتند به اموال مردم لطمه بزنند.

با حمله بسیجی ها، مردم یک چهارراه بالاتر رفتند و بسیاری هم به داخل خانه ها و شرکتها پناه بردند، حال ما از نزدیک نظاره گر بسیج شده بودیم، عربده می کشیدند، اما در رفتن سستی می کردند، یک بسیجی نوجوان - 14 یا 15 ساله - آمد و فکر کرد من با این ریش سر دسته چماقداران هستم، گفت: آقا بالا دارند شعار می دهند، به بچه ها بگید بیایند بالا! " قدری به قد و بالای او نگاه کردم، یاد دوران جنگ افتادم، من هم وقتی اولین بار جبهه رفتم، مثل او مو در صورت نداشتم! اما من با صدام می جنگیدم با کسی که به سرزمینم تجاوز کرده بود، من هم یک بسیجی بودم، اما هرگز بر مردم تیغ نکشیدم! در فکر خویش غوطه ور بودم که بسیجی نوجوان بخت برگشته، فهمید که خطا رفته و سراغ ابوالریش دیگری رفت و از او برای چهارراه بالا کمک خواست، کمی بعد بسیجی دیگری آمد و فریاد می زد که آقا دارند می زنند، کمک بفرستید، همه روی موتورها نشسته بودند و می ترسیدند جلو بروند، آنکه ریشش بلند تر بود - یک قبضه یا بیشتر - و سمت فرماندهی داشت، فریادی کشید و با مشت آنها را راهی چهارراه نصرت کرد! بگذریم این ماجرا تا پاسی از شب ادامه داشت و صادقیه و پونک زودتر شروع و دیرتر تمام شد. چندین بار صدای تیراندازی شنیده شد و مردم می گفتند: " دارند تیر اندازی می کنندو فرار می کردند.

من با موتور بسیاری از مناطق درگیری را بازدید کردم، از نزدیک با مردم و نیروهای ضد شورش صحبت کردم، خیلی گاز اشک آور نوش جان کردم ، فرزندم هم در مسیر دانشگاه تا خانه باتوم خورد، بیطرفانه به عنوان یک ناظر یا خبرنگار، یا کسی که دفتر کارش در قلب حادثه است، بگویم: " اگر برخورد نمی شد، جمعیتی مثل 25 خرداد 88 تشکیل می شد، اما با توجه به گستردگی خیابان‌های درگیر، می توان آنرا میلیونی برآورد کرد."

اما سایت های جناح حکم نظیر تابناک، ابتدا تیتر نوشتند: " راهپیمایی از پشت کامپیوتر " و اضافه فرمودند که: " حضرات به راهپیمایی از پشت کامپیوتر مشغولند و سطح شهر آرام است " کمی بعد گفتند 100 نفر آمدند و دیگری تا 10000 نفر را اقرار کرد و سومی تا دهها هزار نفر را اعلام کرد، اما همه بر قلیل و ناچیز بودن تعداد تظاهر کنندگان و غیر قانونی بودن آن اصرار داشتند.

یکی دیگر برای تحریک مردم نوشته بود که تظاهر کنندگان با ظاهری زننده و قبیح به عنوان روز ولنتاین( روز عشق) با ماشین های لوکس و گران قیمت آمده بودند! ولی آنچه ما دیدیم پیاده بود، عقل سلیم حکم می کند که ماشین - آنهم لوکس و گرانقیمت - را در میدان درگیری نیاوریم!

در جای دیگر آوردند که: " تعداد زیادی از عوامل فتنه در خیابانها توسط حرکت های خود جوش مردم، عقب رانده شده و مقابله با آنها ادامه دارد!" در این قسمت اولاً : اجتماع مردمی که درخواست راهپیمایی داده اند، غیر قانونی است و تجمع طرفداران جناح حاکم می شود " خود جوش و مردمی! " آنها که نیازی به مجوز ندارند! ثانیاً: این خبر بر کثرت دلالت دارد، تازه مقابله ادامه دارد. ثالثاً : من چیزی از خودجوش ندیدم، هر چه بود نیروی ضد شورش بود.

من یک فراخوان راهپیمایی ندیدم، یک حرکت خود جوش در اعتراض به عدم صدور مجوز راهپیمایی آرام بود، اگر یگان ویژه به مردم حمله نمی کرد، هیچ اتفاقی نمی افتاد.

این‌‌ها دیده های من از تهران و برگی از خاطرات من است!

مهدی خزعلی

ادامه مطلب ...

هوشيار باشيم، دام مشترك فرقه هاي حسين كيهان و مسعود نفاق براي سبزها

1 نظرات
هوشيار باشيم:
دام مشترك فرقه هاي "حسين كيهان" و "مسعود نفاق" براي سبزها

ادامه راه سبز(ارس): در روزهای اخیر خبرهای مشکوکی در شبکه های مجازی مطرح شده است که در آن سبزها به تهیه سلام گرم و حتی عملیات شهادت طلبانه ترغیب شوند. با توجه به آنکه مهمترین نقطه قوت سبزها تلاش برای پرهیز از خشونت و تظاهرات مسالمت آمیز است و رهبران سبزها از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن می گویند به نظر می رسد تنها دو گروه از انتشار چنین پیام های سود می برند:

گروه اول خشونت طلبان داخلی، افرادی در حلقه روزنامه کیهان و بخشی از نیروهای بسیج و لباس شخصی و دستگاه تبلیغات کودتاست که سعی دارد به این وسیله اعتراضات مسالمت آمیز سبزها را تلاش برای خشونت و هرج و مرج جلوه دهد. نمونه ای از این تلاش در شهادت صانع ژاله و مراسم شهید دزدی حکومتی و بعد هم ادعاهای متناقض نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان و نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها مشخص شد. به طوریکه برای اولین بار در تاریخ، یک شهید و انسان مرده اینگونه به گروگان رفت و خانواده اش تهدید شد تا حتی صدای ضبط شده افراد خانواده را تکذیب کند. البته پروپاگاندای جناح کودتایی به قدری ناشیانه بود که داد خود دستگاه تبلیغاتی را هم درآورد و البته این ننگ شهید دزدی را با هیچ رنگی دیگر نمی توانند پاک کنند.

گروه دوم خشونت طلبان خارجی و آنهایی هستند که دستشان به خود جوانان وطن در 31 سال پس از انقلاب اعم از تحرکات تجزیه طلبانه و همچنین جنگ 8 ساله آلوده شده است. هرچند این گروه ها به خودی خود اعتباری ندارند، اما دستگاه تبلیغاتی کودتایی عملاً بعد از انتخابات و برای شکست جنبش سبز به هر تلاشی دست زد و به قیمت دوباره زنده کردن این گروه های مرده، نام آنها را وارد اخبار رسمی نمود. هرچند سبزها هیچ گاه در این بازی دوگانه حاکمیت کودتایی – منافقین خارجی وارد نشدند اما این همگامی آنان که البته سابقه تاریخ پس از اصلاحات هم دارد جالب توجه است. دوگانه حسین شریعتمداری – مسعود رجوی تمام توان اطلاع رسانی خود را بر این راستا قرار داده است. از این رو سبزها نباید در این بازی وارد شوند.

نمونه هایی از پیام هایی به شکل زیر در شبکه های اجتماعی پخش شده است و افرادی با شناسه هایی دروغین، سبزها را تحریک به خشونت می کنند. این کار دام هر کدام از این دوگروه باشد مورد نظر سبزها نیست و سبزها باید به محض اطلاع رسانی از موارد اینچنین سایرین را مطلع کنند و از این گونه جریان ها برائت بجویند.


ادامه مطلب ...

بعداز ۵ هزار سال تاريخ تكرار ميشود!

3 نظرات
بعداز ۵ هزار سال تاريخ تكرار ميشود!

ادامه راه سبز(ارس): فارس خبرگزاري كودتاچيان گزارش داد، «برخی كارشناسان موزه تاریخ طبیعی انگلیس مدعی شدند كه نزدیك به ۵ هزار سال پیش انسان‌ها از جمجمه همنوعان خود ظرف غذا می‌ساختند. بر اساس این بررسی آنان نتیجه گرفتند كه احتمالا این انسانها اول گوشت همنوع خود را خورده و سپس از جمجمه اش به عنوان ظرف غذا استفاده می‌كرده اند.»

اما بعد از گذشت ۵ هزار سال همين اتفاق در ايران بگونه ديگر در ايران تكرار ميشود! ، مزدوران و قداره بندان حكومت، جوانان سبز وطن را به خاك و خون ميكشند و بعد با مصادره پيكرهاي پاكشان، با كالبد آنها مانور ميدهند و بدنبال خونهاي تازه تري ميگردند و بدين وسيله ظرف غذاي بعدي خود را مهيا ميكنند!

ادامه مطلب ...

به یاد شهیدان و در حمایت از رهبران سبز، اول اسفند به خیابان‌ها می‌آییم

3 نظرات
فراخوان رسانه های سبز برای گرامیداشت شهدای ۲۵ بهمن

ادامه راه سبز(ارس): رسانه های جنبش سبز با صدور فراخوانی مشترک از مردم ایران دعوت کردند تا با شرکت در مراسم گرامیداشت شهدای ۲۵ بهمن شرکت کنند.

در گوشه ای از این فراخوان آمده است: «جنبش سبز ایران تا بهار راهی ندارد و اول اسفند میعاد دوباره ماست برای ماندن در کنار شهدا و رهبران سبز که این روزها در بند و حصر حاکمیت تا با حملات شبانه و عربده های روزانه همچنان مظهر مقاومت و سربلندی جنبش مانده اند.»

و در انتها اين بيانيه يادآور شده اند: «اول اسفند در هفتمین روز پر کشیدن یاران سبزمان و در حمایت از دو یاور همیشگی جنبش سبز در خیابانها و میادین اصلی گرد هم می آییم تا بار دیگر عظمت حضورمان را در مقابل چشمان کور ظالمان فریاد زنیم»

متن کامل فراخوان رسانه های سبز به دین شرح است:

خبر بزرگ حضور مردم ایران در راهپیمایی ۲۵ بهمن ماه آنچنان سبز بود که در زمستان بهار آورد و دستهای استبداد دینی را به رعشه انداخت. مردم آمدند با اینکه می دانستند ، درفش و گلوله همچنان پا برجاست و دل سنگین حاکمان به ناله مظلومان هنوز بی رحم مانده است.

شورای سایت های سبز حضور گسترده و پرشور مردم ایران در لبیک به فراخوان رهبران جنبش سبز را گرامی می دارد و ضمن تکریم پایداری و رشادت هم میهنان سبزمان در راه آزادی و دموکراسی ، سرکوب مردم و حامیان جنبش سبز در
راهپیمایی ۲۵ بهمن توسط ماموران حکومتی را محکوم میکنند.

جمعیت میلیونی در خیابان های تهران در روز ۲۵ بهمن ترس و دلهره ای بر جان تهی از شفقت اقتدارگریان انداخت که باز عنان از کف داد و آتش بر جوانان سبز سرزمین مان گشود. شهادت صانع ژاله و محمد مختاری داغ دیگری شد بر دل های سوخته ای مادران و پدرانی که به آرمان های انقلاب اسلامی امید بسته بودند. ، صانع ژاله و محمد مختاری ، خون بیدارگری بود که بر زمین ریخت و نشان داد که مردم در این زمانه ظلم و میان سه قوه زر و زور و تزویر همچنان ایستاده اند تا درخت آزادی را آبیاری کنند

آنان که نتوانستند روح سبز امید را از ملت ایران بگیرند، کفتار صفت آمدند و پیکر پاک هنرمندان شهادت را به تاراج بردند. مکر خدواند کارشان را ساخت و دست خداوند از دست علیل شان بالاتر بود.

پیکر شهیدانمان را بر دستان گناهکارانشان بالا کشیدند تا شاید سیاهی جامه شان سرخی خون آن را پنهان کند

در این لحظه ها که شب شکسته است از زمستان چیزی نمانده ، چندتن از رجاله هایی که به صندلی های قدرت چسبیده اند در مجلسی که خانه اشغال شده مردم است، در نبود مردم رجز خواندند و توشه تباهی اندوختند.

جنبش سبز ایران تا بهار راهی ندارد و اول اسفند میعاد دوباره ماست برای ماندن در کنار شهدا و رهبران سبز که این روزها در بند و حصر حاکمیت تا با حملات شبانه و عربده های روزانه همچنان مظهر مقاومت و سربلندی جنبش مانده اند.

اول اسفند در هفتمین روز پر کشیدن یاران سبزمان و در حمایت از دو یاور همیشگی جنبش سبز در خیابانها و میادین اصلی گرد هم می آییم تا بار دیگر عظمت حضورمان را در مقابل چشمان کور ظالمان فریاد زنیم

ادوار - امروز - تغییر - نوروز - رسا (شبکه تلویزیونی) - جـــــــرس
میزان خبر - ندای سبز آزادی - سحام نیوز - تحول سبز - دانشجو نیوز

ادامه مطلب ...

چرا حاکمیت برای برای برگزاری مراسم شهید صانع ژاله سنگ تمام گذاشت؟

0 نظرات
چرا حاکمیت برای برای برگزاری مراسم شهید صانع ژاله سنگ تمام گذاشت؟:
تیر به چشم اسفندیار اصابت کرده است

ادامه راه سبز(ارس): انتشار مستنداتی توسط دوستان صانع و افشاگری جسورانه ی برادر او در خصوص سرقت عکس صانع، سناریوی حکومتی را، یک روزه افشا کرده و مطابق معمول «آگاهیِ مردمی چشم اسفندیار اقتدارگرایان را نشانه رفته است.» این نخستین باری نیست که حاکمیت به دام سناریوسازی های خام و عجیب و غریب و پر هزینه ی نیروهای اطلاعاتی و شبه نظامی می افتد. دست کم در دو سال اخیر، نمونه های فراوانی از آن به چشم می خورد که سخنرانی مشهور سردار مشفق حاوی فهرست مفصل و مستندی از این دست خبط هاست....
«برگزاری متفاوتِ مراسم» تشییع جنازه ی شهید صانع ژاله با شهید محمد مختاری، نشان می دهد که این مراسم «توسط مردم» و به صورت خودجوش برگزار نشده است.

«حضور چهره های شناخته شده و تدارکات وسیع و پشتیبانی صوتی و تصویری صدا وسیما» تائید می کند که مراسم تشییع جنازه شهید ژاله دستِ کم در تهران توسط حاکمیت ساماندهی شده است. به این شواهد می توان «قرق شدن دانشکده هنر و برخورد شدید با دانشجویان و انجمن اسلامی این دانشکده» را افزود. در این حال کشف «انگیزه ی حاکمیت» برای تدارک این مراسم چندان دشوار نیست.

در حالت نخست، صانع ژاله یک دانشجوی بسیجی است که مخبر حسین شریعتمداری بوده و تصاویر او در کنار آیت الله منتظری و نوشته ی او در نشریه ای برانداز! نوعی فریب انجمن اسلامی توسط اقتدارگرایان بوده است و مصاحبه ی برادر او با رسانه های خارجی دروغ بوده و برادر دیگر او هم در مصاحبه با صداو سیما تحت فشار نبوده است. در این صورت، حاکمیت باید «تفاوت» این بسیجی را با بسیجیانی که ادعا می کند در جریان اعتراض های اخیر شهید شده اند، روشن کند و یا بپذیرد که در حال «بهره برداری استثنایی / سیاسی و غیر اخلاقی از شهادت یک انسان و تاخیر در دفن او»، برای فشار بر قوه ی قضائیه و افکار عمومی است.

در حالت دیگر، حاکمیت از «ترس» این که ماجرای شهادت صانع ژاله، به «شاهدی» برای رفتار خشونت طلبانه و تناقض در رفتار و گفتار حاکمیت و ماهیت غیر دموکراتیک آن ها تبدیل شود، دست پیش گرفته و با فرار رو به جلو برای «بسیجی سازی و شهید نامی» او سنگ تمام گذاشته است. «به خصوص» که این شهید به دو اقلیت قومی و مذهبی معترض و همراه با جنبش سبز تعلق داشته و در این صورت با شهید دیگر متفاوت بود! و در این حالت – زهی شرف، زهی اسلام، زهی اخلاق! – حاکمیت با «مصادره» شهید ژاله، در «موضعی واکنشی و تدافعی» گیج شده و ناخواسته به دام رفتار خود افتاده و بسیار زود هم مکافات دیده است. البته این کار به واکنش قوی سبزها در باز پس گیری این شهید بی ارتباط نیست.

حالت سومی هم وجود دارد. حاکمیت برای «فرار از آزمون ۲۵ بهمن»، «سناریویی برای مرگ این شهید طراحی کرده است. در این وضعیت، اقتدارگرایان قصد داشتند با اجرای این سناریو، نه تنها «ماجرای شهادت ندا آقا سلطان» را کم اثر و لوث کنند، بلکه از آن «دستاویزی برای برخورد با رهبران سبز» ساخته اند تا به وسیله ی آن به جنبش سبز و معترضان «انگ وابستگی و انحراف» بزنند تا آنها از «تداوم و تکرار» اعتراض بهراسند و محروم شوند. «ورود وحشتناک و وحشت زده‌ی» اقتدارگریان و همراهی نمایندگان مجلس، «هزینه های کلان و فراخوان سازمان تبلیغات اسلامی» در سراسر کشور، این فرضیه را تقویت می کند. با این حال «اطلاع رسانی وسیع سبزها» از یک طرف و «فراخوان راه سبز امید برای تجمع مجدد»، از طرف دیگر این سناریو را کم اثر و شاید نابوده ساخته و ظاهرا «بازهم تیر به چشم اسفندیار اصابت کرده است.»

«نکته مهمی» هم در این میان وجود دارد. رسانه های خبری از حضور فردی سپاهی – امنیتی به نام زین الدین انصاری خبر می دهند که پروژه ی جعل کردن کارت بسیج را برای حاکمیت (پیشنهاد و) اجرا کرده است. چه بسا «خوش بینی مفرط حاکمیت به عملکرد ماموان نظامی – امنیتیِ خود»، سبب شده است که به دام این تقلب آشکار بیفتد. در این حالت، انتشار مستنداتی توسط دوستان صانع و افشاگری جسورانه ی برادر او در خصوص سرقت عکس صانع، سناریوی حکومتی را، یک روزه افشا کرده و مطابق معمول «آگاهیِ مردمی چشم اسفندیار اقتدارگرایان را نشانه رفته است.» این نخستین باری نیست که حاکمیت به دام سناریوسازی های خام و عجیب و غریب و پر هزینه ی نیروهای اطلاعاتی و شبه نظامی می افتد.

دست کم در دو سال اخیر، نمونه های فراوانی از آن به چشم می خورد که سخنرانی مشهور سردار مشفق حاوی فهرست مفصل و مستندی از این دست خبط هاست.

ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان