۸/۲۹/۱۳۸۸

از صديقی امام جمهور جديد تهران حمايت ميكنيم !(جمعی از طنزنويسان)

از صديقی امام جمهور جديد تهران حمايت ميكنيم !(جمعی از طنزنويسان)


از : ستاد اقامه جنگ و نماز و ميدان پاستور

به : حجت الاسلام والمعلومات كاظم صديقي

موضوع : گاو پيش حضرتعالي پرفسور مي نمايد انشالله تعالي !

سلامٌ عليكم

احتراماً در خطبه هاي ايندفعه فرموده اي كه "عربستان براي حجاج پاسپورت صادر ميكند" . به استحضار ميرساند كه خره ! پاسپورت را اداره گذرنامه خودمان صادر ميكند هيچ ربطي به عربستان ندارد . آنها ويزا صادر ميكنند . همين كارها را ميكني بعد ذوالنور ميگويد صد و نود نفر طنزنويس با دريافت پولهاي كلان قصد تضعيف دارند . حالا كه كسي نيست خودمانيم . اين بدبختها همينطور سرجايشان نشسته كافي است يكي از كانالهاي همين رسانه ملائي را باز بكنند يكي از ماها را كه خوشبختانه هميشه هم در صحنه هستيم ببينند . خدائي خودت باشي از خنده نميتركي ؟ جنابعالي در خطبه ها همان از لوايح دولت حمايت بكني كافي است . لااقل روزي سيصد دفعه همه جا تكرار ميشود احتمال شوتيدن عبارات كم است . تا يك كمي وضع معمولي است نياز به قمه كشي نيست بجاي احمد خاتمي تو را ميفرستيم يك شوت سنگين ميزني .

با اينحال سه هفته پيش هم كه از طرح هدفمند نمودن "رايانه ها" بخوبي دفاع كرده بودي ميخواستيم اين سرمان را قايم بكوبيم به ديوار . پدرجان ! پاساژ علاالدين كه نيست نماز جمعه است . رايانه همان يكجور آتاري است . بازار رضا بروي ميفروشند . فقط آنجا كه رفتي بپا دسته اش را بتو نيندازند . دسته بايد حتماً فابريك باشد وگرنه زياد كار نميكند . ميگويند دسته ي خلبانها بهتر است . ايني كه بايد هدفمند بشود پايانه است . نه ببخشيد . آنرا هم كه قاليباف مزدور هدفمند كرده و ما فعلاً باهاش بديم . اصلاً همه اش تقصير رهبري است كه ما را مجبور كرده صبح تا شب بجاي رسيدن به شرعيات و جمع آوري خمس و زكات و تقوا فقط بشينيم ببينيم اين الدنگ فينگيلي چي گفت جمعه زوركي از همان دفاع بكنيم . اين مرتيكه هم كه خودش و دور و بري هاش سواد درست درست حسابي ندارند كشيده به نماز جمعه .

اينقدر سوژه دست اين صد و نود نفر طنزنويس نده . اصلاً هر وقت نوبت تو كه شد برو همان نيم ساعت مصيبت بخوان تمام كن برود . در هر حال فرقي هم نميكند درباره دولت هم دفاع بكني تهش ميشود همان مصيبت . رهبري خودش بلد است چطوري خطبه هاي ما را جمع و جور بفرمايد . حداكثر اينكه ميرود درباره جسم ناقص خطبه ميخواند طنزنويسها حرف بزنند خشتكشان را چپه ميكنند ميكشند سرشان . بين ما يكنفر بلد بود عين آدم حرف بزند كه آنهم فعلاً ممنوع النماز است . حتماً بايد بگم ؟ نه بگم ... بگم ؟!

علیرضا رضایی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر