۱/۲۴/۱۳۸۹

پايان مرخصي اسراي سبز و بازگشت به زندان

پايان مرخصي اسراي سبز و بازگشت به زندان:
گفتند موسوی را به خانه ات راه نده!


. ادامه راه سبز«ارس»: عبدالله مومنی ،سخنگوی ادوار تحکیم وحدت و مسئول ستاد شهروند آزاد مهدی کروبی صبح امروز به زندان برگردانده شد.

به گزارش خبرنگار کلمه عبدالله مومنی صبح امروز پس از آنکه مرخصیش تمدید نشد به اوین برگشت.

مومنی ۱۶ اسفند با قرار وثیقه ۸۰۰ میلیون تومانی بعد از ۸ ماه بازداشت به مرخصی ۵ روزه آمد. که با تمدید نشدن زمان مرخصی امروز به اوین برگشت.

به گزارش کلمه جهانبخش خانجانی، مدیرکل وزارت کشور دوره اصلاحات و از اعضای ستاد میرحسین موسوی، نیز که پس از نزدیک هشت ماه و نیم حبس ششم اسفند ماه از زندان اوین آزاد شد بود، شب گذشت با تمدیدن نشدن زمان مرخصی به زندان برگشت.

خانجانی از جانبازان جنگ است، روز ۲۴ خرداد بازداشت شد و حدود ۴ ماه را در سلول انفرادی گذراند.

جهانبخش خانجانی که عضو حزب کارگزاران سازندگی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی محکامه و به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

خانجانی به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس و به جرم اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

پیش از این نیز در ابتدای هفته فیض الله عرب سرخی ،عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پس از ۵ روز مرخصی به اوین برگشت. عكس: لحظه خداحافظي عرب سرخي


عدم تمکین خواسته های بازجو ، دلیل بازداشت مجدد عبدالله مومنی:
گفتند موسوی را به خانه ات راه نده !

«ارس» به نقل از تحول سبز: سحنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت که با وثیقه 8 میلیارد ریالی برای مرخصی و بطور موقت آراد شده بود ، صبح امروز و بطور ناگهانی توسط قاضی پرونده احضار و مستقیما روانه اوین شد ، این در حالی است که مسئولین دادگاه در تماس با وی صحبتی از بازداشت نکرده بودند و تنها او را جهت مذاکره !! برای تمدید مرخصی احضار کرده بوند.

به گزارش تحول سبز ، خانم فاطمه آدینه وند ، همسر عبدالله مومنی در گفتگو با رادیو زمانه اطلاعاتی از نحوه بازداشت وی را در اختیار گذارده که در زیر می آید :

خانم فاطمه‏ آدینه‏وند، همسر عبدالله مؤمنی، در این باره می‏گوید:

تماس گرفتند و از او خواستند برای تمدید مرخصی به دادگاه برود. اما از آن‏جا مستقیم او را به اوین بردند.

پس رفتن امروز ایشان به دادگاه هم طبق قرار قبلی نبود؟

قرار بود چهارشنبه به دادگاه برود که صحبت کنند، به نتیجه‏ای برسند و مرخصی‏اش را تمدید کنند. اما متاسفانه نگذاشتند چهارشنبه برسد و امروز ساعت ۹ صبح به او زنگ زدند و خواستند که حدود ساعت ۱۱ در دادگاه باشد. او هم ساعت ۱۱ به آن‏جا رفت تا حدود ساعت‏های یک و نیم بعدازظهر گوشی‏اش خاموش بود. بعد هم زنگ زد و گفت که در اوین است.

نگفتند در کدام قسمت اوین هستند؟ و آیا در انفرادی هستند یا خیر؟

گفت که او را به ۲۰۹ برده‏اند.

شما انتظار داشتید که ایشان را به زندان برگردانند؟

نه؛ من هیچ انتظار نداشتم که او را دوباره به زندان برگردانند. عبدالله آخر آزاد می‏شود. ولی چه الان که در زندان کوچک‏تر اوین است و چه وقتی در زندان بزرگ‏تر آزاد بودن‏اش در ایران بود، زیاد تفاوتی نداشت. زندان اوین کوچک‏تر است، این‏جا بزرگ‏تر بود، اما در اصل زندان بود.

فکر می‏کنید چرا ناگهان تصمیم گرفتند که ایشان را به زندان برگردانند؟

دقیقاً نمی‏دانم چرا؛ ولی هر هفته خواسته‏ای داشتند. یعنی مرخصی‏اش را چند روز به چند روز تمدید می‏کردند و یک بار هم ۱۶ روز تمدید کردند، اما هربار خواسته‏ای داشتند. فکر می‏کنم عبدالله نمی‏توانست خواسته‏ی آن‏ها را برآورده کند.

آیا مشخص بود که خواسته‏ها‏ی آنان چیست؟

من که زن خانه‏داری هستم. زیاد سیاسی نبوده‏ام و نیستم، ولی همسرم را به لحاظ سیاسی درک می‏کنم. این آقایان زنگ می‏زنند و می‏گویند نگذار آقای موسوی به خانه‏‏ات بیاید. من که اولاً اصلاً به خودم اجازه نمی‏دهم به کسی بگویم به خانه‏ام نیاید و دوم این که آقای موسوی به نظر من، افتخار هر ایرانی است. وقتی آقای موسوی به خانه‏ی ما آمده بود، انگار عموی شهیدم زنده شده بود و به خانه‏ام آمده بود. ایشان یادگار دوران دفاع مقدس است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر