۵/۲۲/۱۳۸۹

پریسا صفایی: از پدرم خواستند بگوید ما شکایتی نداشتیم و نامه را نخوانده امضاء کردیم

پریسا صفایی فرزند محسن صفايي فرهاني در مصاحبه با جرس:
از پدرم خواستند بگوید ما شکایتی نداشتیم و نامه را نخوانده امضاء کردیم

. ادامه راه سبز(ارس): در پی شکایت نامه هفت چهره برجسته اصلاح طلب کشور از سپاه پاسداران، محسن صفایی فراهانی یکی از امضاء کنندگان این شکایت نامه به زندان اوین برگردانده شد.


طی روزهای گذشته محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، بهـزاد نبـوی در شکایتنامه ای به اظهارات فردی موسوم به “سردار مشفق ” اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودند.


پس از انتشار مصاحبه محسن صفایی فراهانی در مورد شکایت این هفت تن از یکی از مسئولان سپاه پاسداران، مسئولان قضایی از او خواستند تا خود را به زندان اوین معرفی کند و صفایی فراهانی با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت اعلام کرد که به زندان باز خواهد گشت.


به همین مناسبت "جرس" گفتگویی با پریسا دختر آقای صفایی فراهانی انجام داده است که در پی می آید:
خانم فراهانی می توانید درباره بازگشت ناگهانی آقای فراهانی به زندان اوین توضیح بدهید؟

علت آن در خصوص نامه ای بود که ایشان به همراه شش تن دیگر از اعضای جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد سردار مشفق داده بودند. این نامه یک شکواییه بر علیه سردار مشفق و سپاه بود که در این شکایت نامه خواسته بودند به سخنان کذبی که سردار مشفق در مورد این هفت تن زده بودند رسیدگی شود. بعد از این شکایت نامه بود که با آقای فراهانی تماس گرفتند و گفته بودند این شکایت را پس بگیرید که پدر قبول نکردند، به همین علت هم از آقای صفایی خواستند به زندان برگردد. بخاطر اینکه تهمتهایی به آنها زده شده بود که باید مورد رسیدگی قرار می گرفت.


آقای فراهانی در خصوص علت پس نگرفتن شکایت خود توضیحی ندادند؟

این سردار سپاه "تهمت" براندازی به پدر و شش تن دیگر زده بودند و وقتی این شکایت منتشر شد انتظار داشتند به این شکایت رسیدگی بشود به علت اینکه این تهمت کاملا "کذب" و سنگینی بود، و اگر این گفته های کذب را می خواستند ثابت کنند در همان زمانی که اینها در زندان بودند ثابت می کردند. و همه می دانند که این افراد هیچ اقدامی برای براندازی نکرده بودند و چنین تهمت سنگینی را نمی توان به این افراد چسباند. با کمال تعجب به جای اینکه به این شکایت رسیدگی شود، از آقای صفایی خواستند که شکایت را پس بگیرند و در حقیقت بگویند ما شکایتی نداشتیم و این نامه را نخوانده امضاء کردیم.

آیا اطلاع دارید از چه نهادی با ایشان تماس گرفته شد تا این شکایت را پس بگیرند؟

اینکه چه نهادی بود ما دقیقا اطلاعی نداریم اما ازایشان خواسته شد که اگر این شکواییه را پس نگیرند به زندان اوین برگردند یا اینکه یک نامه ای بنویسند که ما شکایتمان را پس گرفته ایم و یا اینکه این نامه را نخوانده امضاء کردیم و از این قبیل حرفها که اصلا قابل پذیرش نیست.

آیا آقای فراهانی پیش بینی اینگونه برخوردها را زمانی که این شکواییه منتشر شد، داشتند؟ و واکنش ایشان به اینگونه درخواستها و تهدیدات چه بود؟

پدرم این مسئله را قبول نکردند و خیلی راحت گفتند من حاضر به پس گرفتن شکایت خود نیستم و ترجیح می دهم به زندان برگردم، به جای اینکه حقم ضایع شود. من فکر می کنم ایشان آمادگی این برخوردها را به جای بررسی شکایتشان را داشتند و با توجه به شم سیاسی که دارند در ته ذهنشان این پیش بینی را می کردند که این برخوردها صورت بگیرد.

در واقع حق ایشان ضایع شده است فرض کنید یکی به شما تهمتی بزند و شما شکایتی تنظیم کنید اما به جای رسیدگی از شما بخواهند شکایتتان را پس بگیرید و تهدید هم بشوید که باید به زندان برگردید و چیزهای دیگر. به هر حال پدرم ترجیح داد تا شرافتش حفظ شود و به زندان بازگردد به جای اینکه زیر بار حرفهایی برود که اصلا درست نیست.

واکنش آقای پوربابایی وکیل ایشان به این مسئله چه بود و آیا این مسئله قابل پیگیری است؟

چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود و اگر قرار بود حتی این شکایت مورد بررسی قرار بگیرد اینگونه برخورد نمی شد. با وکیل ایشان هم صحبت شد که اقداماتی صورت بگیرد اما کاری نمی شود انجام داد چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود. آقای صفایی با مرخصی بیرون از زندان بودند و به هر بهانه ای می توانستند بگویند مرخصی ایشان تمدید نمی شود و باید به زندان بگردند و محکومیت پنج سال زندان خود را که برای ایشان داده بودند بگذراند.


آیا از زمانی که ایشان را به زندان بازگردانند شما اطلاعی از وضعیت ایشان دارید؟


از دیروز که ساعت دو به زندان برگشتند تا الان ما هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداریم و متاسفانه نمی دانیم در چه وضعیتی هستند. امیدواریم هر چه زودتر بگذارند یک تماس تلفنی با خانواده بگیرد تا از سلامت ایشان مطلع شویم و از نگرانی درآییم علی رغم اینکه به دلیل وضعیت بند 350 تلفن ها قطع می باشد ما امیدواریم ایشان یک تماس تلفنی داشته باشند.

پس ایشان به بند 350 منتقل شده اند؟

طبق گفته های مسئولین قرار این بود که ایشان به بند عمومی 350 برگردند اما اینکه در این میان اتفاق دیگری بیافتد نمی دانیم.

می توانید در خصوص وضعیت روحی آقای فراهانی در زمان بازگشت به زندان اوین توضیح دهید؟

ایشان از روحیه بسیارخوب و "عالی" برخوردار بودند و از ما هم می خواستند تا روحیه امان را حفظ کنیم. هیچ نگرانی و ترسی نداشتند و واقعا برای همه ما نمونه یک انسان "شجاع" است، انسانی که حرفی را می زند، می داند که حرفش "حق" است و تا آخر پای حرفش می ایستد. این برای ما بسیار ارزشمند است و ما هم سعی می کنیم به همان نسبت روحیه محکم و قوی ایشان، روحیه خود را حفظ کنیم اگرچه نبود ایشان برای همه ما سخت است. حتی در آن هفت ماه قبل که تحت بازجویی سختی قرار داشتند و چهار ماه را تحت بدترین شرایط در انفرادی بودند سر حرف و عملکرد خود "محکم" ایستادند. در آن مدت به خاطر روحیه قویی که داشتند توانستند این شرایط سخت را تحمل کنند. پرونده ایشان اینقدر "پاک" است که هیچکس نمی تواند از آن سوء استفاده ای بر علیه ایشان انجام دهد.

واکنش شما و دیگر اعضای خانواده به بازگشت ناگهانی آقای فراهانی چه بود؟

وقتی یک عزیزی که به جز یک عمر "خدمت" به این کشور کاری نکرده را به پشت میله های زندان برگردانند برای همه ما سنگین است. وقتی می بینیم که سالیان زیادی آقای فراهانی خالصانه برای مردم کشورش کار کرد و با یک پرونده سفید و پاکی که دارد به جای قدردانی ازایشان، بی گناه و به خاطر یکسری تهمتهایی که همیشه بوده باید به زندان برگردد، برای ما بسیار سخت است. اما به خاطر اینکه پدرم روحیه بسیار خوبی دارد و از ما هم خواست که روحیه امان را حفظ کنیم ما تلاش می کنیم این روزهای سخت و دشوار را تحمل و طی کنیم. پدرمان برای ما یک "اسطوره" است.

آیا تصور می کردید روز اول ماه مبارک رمضان ایشان به زندان برگردند؟

نخیر، این خبر برای حداقل من یک شوک بود و ما اصلا فکر نمی کردیم یک حکومتی که نام اسلامی بدنبالش است اول ماهی که "مبارک" و حرمتش "واجب" است ایشان را به پشت میله های زندان برگردانند.

در پایان آیا به عنوان خانواده آقای صفایی فراهانی، صحبتی با مسئولین نظام دارید؟

نخیر وقتی به جای رسیدگی به شکایت، اینگونه برخورد می شود دیگر چیزی برای گفتن باقی نمی ماند. ما فقط انتظار داشتیم به شکایت رسیدگی بشود نه اینکه از ایشان بخواهند به زندان برگردند و ما فکر می کنیم این یک حرکت درستی برای یک حکومت نیست.

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.

۱ نظر:

  1. سلام!زمستان سال قبل بود که در اعتماد ملی نوشته ات را گریستم.این شعر در بهمن پارسال به دنیا آمد و به محسن نازنین تقدیم گشت.به او برسانش سلام من و دلم را!
    هزمستان در اوین بi محسن صفایی فراهانی


    من در کجای جهان که دیوار ندارد
    تا کنم خوشِِ تکیه خیالم را گه از گاهی
    ایستاده ام بر پشت چو مردابی مرده در خواب

    من در کجای جهان که جز دیوار ندارد
    تا بگویم از لب تاریخ به چشمانم که روزی بود روزی
    افتاده ام از خیال در حسرت تنت آفتاب!

    من در کجای جهان که جز به آوار،دیوار ندارد
    تا نشود تا پشت اقرارم،فروهر پیشه پندارم ریخته ام پر،فرهیختگان را بر سر دار عتاب...

    پاسخحذف