۱۱/۰۹/۱۳۸۹

یارب این نـــــودولــتـــــان را با خـر خودشان نشان…

یارب این نـــــودولــتـــــان را با خـر خودشان نشان…

ادامه راه سبز(ارس): در این وضعیت که انتخابات هیات رئیسه خبرگان در پیش است و طرح هدفمند کردن! یارانه‌ها به روزهای سخت خود نزدیک می‌شود و گفتگوهای هسته‌ای به بن بست رسیده است و قطعنامه‌های دیگری هم در راه است، سادگی است اگر نامهٔ احمدی‌نژاد را با پیش فرضِ «هماهنگی قبلی با مقامات» تحلیل کنیم. اصولاً کدام رفتار احمدی‌نژاد با برنامه ریزی قبلی بوده است تا این دومین باشد؟ مگر از روحیهٔ احمدی‌نژاد غیر از این می‌شود سراغ گرفت؟ مگر در منش و رفتار سیاسی آقای احمدی‌نژاد دغدغه‌ای برای امنیت ملی وجود دارد؟ یعنی به همین زودی ماجرای عزل متکی را فراموش کردیم؟ آیا تناقضی وجود دارد تا به دنبال هماهنگی احتمالی بگردیم و بی‌دلیل به تئوری توطئه دچار شویم؟

از قدیم گفته‌اند «با بعضی‌ها می‌شود کوه رفت، اما نمی‌شود به دعوا رفت» آقای احمدی‌نژاد هم ازاین دست آدم هاست. کوه رفتنش بد نیست و کیسه‌اش که پر باشد، در «ولخرجی» حرف ندارد اما در دعوا تا طرف را مقابل را نکُشد ول کنِ ماجرا نیست. «اشتباه استراتژیک» متولیان امور همین بود و نادیده گرفتن توصیه‌های دلسوزانه نتیجه‌ای جز این ندارد. احمدی‌نژاد و حلقهٔ او به کمتر از مرگِ رقیب راضی نیستند. تا قوهٔ قضائیه و مقننه و مصلحت نظام و حتی رهبری را هم تصاحب نکنند دست بردار نیستند.

منطق اعتراضی احمدی‌نژاد به نهادهای «قانون گذاری و نظارتی»، «دو سوراخ بزرگ» دارد. سوراخ ِ اول، نهاد شورای نگهبان است و دومی نهاد «رهبری نظام». حتی اگر لُب استدلال احمدی‌نژاد را در نامه‌اش بپذیریم آن‌گاه می‌شود با همین منطق به سراغ وظایف و اختیارات ولی فقیه و شورای نگهبان رفت و یقهٔ آن‌ها را هم گرفت. مثلاً روزی از همین روز‌ها شورای نگهبان هم قانون اساسی را به نوعی تفسیر می‌کند که خلاف قانون اساسی است، مثال مشهور‌ش نظارت استصوابی! یا رهبری از اختیارات خود در قانون اساسی به نوعی استفاده می‌کند که مخالف حدود و صغور آن باشد مانند نحوهٔ ارتباط و گزارش دهی به مجلس خبرگان یا تعامل و مشورت گیری از مجمع تشخیص مصلحت نظام یا حتی تنفیذ حکم ریاست جمهوری. کافی است فردا جنتی نامی رئیس خبرگان باشد و «نودولتی، بد اخلاقی، عوام فریبی، بقایی رحیمی‌مشایی نامی» ویار ریاست جمهوری کند، آن وقت مگر رهبری می‌تواند از تنفیذ حکم خود داری کند یا به خبرگان گزارش‌های خوبِ خوب ندهد؟ آن وقت است که غول خود ساختهٔ تمامیت خواهی با همین منطق به سراغش خواهد رفت.

معلوم است که احمدی‌نژاد چرا «این دو نهاد» را در نامه‌اش استثنا کرده است. این استثنا کردن تنها یک علت دارد، «هنوز زودشان است». قانون که کنار رفت، همهٔ نهادهای قانونی مسخره می‌شوند. دیکتاتورهای قرن بیست و یکم هم که نمی‌توانند مستقیم قانون اساسی را باطل کنند. آن‌ها قانون مطلوب را «تشخیص» می‌دهند، «با منت» اجرایش می‌کنند، به نحو مطلوب «نظارت» می‌کنند و به «نفع قدرت» تفسیر می‌کنند. سرچشمهٔ دیکتاتوری هم «تشخیص مصلحت» توسط و برای آقای «مجری» است. «کاریکاتورِ قانون» برای دیکتاتوری چه بسا لازم است، تا به کمک آن «بساط عوام فریبی‌اش» را پهن کند.

اعتراضِ احمدی‌نژاد، به مجمع تشخیص از آن است که او «مصلحت خاص» خود را دارد. ظریفی با خواندن نامهٔ احمدی‌نژاد می‌گفت معلوم است انتصاب احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری واقعا مصلحت بوده است، خدا می‌داند که اگر به این مقام منتصب نمی‌شد، چه حرمتی از رهبری می‌شکست؟

اعتراض احمدی‌نژاد به دستگاه قضا از آن است که او «داوری خاص» خود را دارد. نمونه‌ای از داوری‌های احمدی نژادی را در ماجرای اتهام فساد به رحیمی دیده‌ایم. احمدی‌نژاد، «قانون خاص» خود را هم دارد و قوهٔ مقننه‌ای را می‌طلبد که یا نماینده‌اش پرونده‌ای داشته باشد تا صدایش را به نفع دولت «رسا کند» و یا با گرفتن چند میلیون تومانی به نفع دولت امضاء بزند و یقه بدرد و گریبان بدراند. قانونی که قدرت را یاری ندهد و دولت را فربه نکند، «قانون بد» است و قانونی که قدرت دولت را توجیه کند، قانونی است خوب! این تنها منطق احمدی‌نژاد نیست، همهٔ «دولت‌های توتالیتر» از این دست رفتار می‌کنند.

ممکن است بعضی‌ها، بخواهند – و این گونه تحلیل کنند – با ورود رهبری نظام، اعتبار رفته به نظام باز می‌گردد. رهبری حکمی می‌دهد و احمدی‌نژاد می‌پذیرد و ولایت پذیری‌اش را به رخ قوا می‌کشد و فصل ولایت پذیری از نو آغاز می‌شود و «عوام فریبِ داستان» و «نوولایتی‌ها» مهلتی دیگر می‌یابند. این تحلیلِ؛ مصداق جمع کردن آب ِریخته است. این تحلیلِ نادر فراموش کرده است که اصلِ عرض اندام احمدی‌نژاد در برابر رهبری و قانون خود نشان دهندهٔ اقتدار بر باد رفته‌ای است که معلوم نیست تا کجا قربانی می‌گیرد. این تحلیلگران لازم است بدانند احمدی‌نژاد، «غولِ نودولتی» است است که در غیاب قانون از «چراغِ تمامیت خواهی» خارج شده است نه برعکس.

مهم‌تر از این‌ها، حتی اگر این تحلیل ضعیف درست باشد و یک بازی برای احیای اقتدار متولیان امور و نظام قلمداد شود، فرقی در اصل ماجرا نخواهد کرد. قانون که بازیچهٔ قدرت شد، «سرانجامِ آن» ظهور یک دیکتاتور فردی و تقویت یک نظام توتالیتر است. تغییر اسامی که چیزی را عوض نمی‌کند.

کم نبودند سیاستمداران دلسوزی که این روز را دیده بودند و کم نبود هشدارهایی که نشنیده ماند. ظاهراً در این شرایط دشوار و وضعیت حطرناکی که اقتدارگرایان کشور را به سوی آن می‌برند، باید دست به دعا برداشت که متولیان امور زود‌تر به خود آیند و راه را برای شنیدن صدای مردم و حضور واقعی نمایندگان مردم هموار سازند. شاید هم نه، باید تفالی به حافظ زد:

گوئیا بــــاور نمی‌دارنـــد روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

یارب این نودولتان را با خـر خودشان نشان…
سارا زرتشت

میرحسین موسوي: فراعنــه زمانی صـــــــــدای ملــــــــت را می شنوند که دیر شده است

يادداشت میرحسین موسوی درباره تحولات منطقه
فراعنــه زمانی صـــــــــدای ملــــــــت را می شنوند که دیر شده است

ادامه راه سبز(ارس): میرحسین موسوی در بیانیه ای ضمن بررسی شرایط حاکم بر خاورمیانه، قیام حق طلبانه مردم در برخی کشورها را در راستای بر هم زدن نظام ظالمانه ای دانست که منطقه را در چنگال خود فراگرفته و آن را ناشی از بی احترامی حکومت ها به حق تعیین سرنوشت مردم خواند. آخرین نخست وزیر ایران، همچنین از جانب ملت ایران به مردم آگاه و مبارز مصر و تونس و اردن و یمن ادای احترام و آرزوی پیروزی کرد.

وي در اين يادداشت متگذر شده است: «متاسفانه منافع ِ پشت سر ِ ایدئولوژی ِ حاکم در کشور، اجازه نمی دهد واقعیت ها آنچنان که هستند، خود را نشان دهند. خطیبان و تریبون های گوش به فرمان، به عملکرد مفسدانه و جبارانه فرعون مصر که با بازداشت ها، اعتراف گیری ها، پرونده سازی ها وغارت مردم از طریق باندها و اطرافیان، این شرایط انفجاری را در مصر ایجاد کرده اند توجهی نشان نمی دهند. اینان به روز "خشم مردم" مصر اشاره می کنند ولی نمی گویند که روز غضب، نتیجه ناکارآمدی و فساد در بالاترین سطح حکومت و حیف و میل کردن بیت المال و هم چنین بستن دهن ها و شکستن قلم ها و اعدام ها واعدام ها و اعدام ها و بر پا کردن چوبه های دار برای ایجاد خوف در میان مردم است. و نمی گویند اگرحکومت به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود احترام می گذاشت و در انتخابات چند ماه پیش مصر آرای مردم را نمی دزدید، کار به شعار "اسقاط نظام" از سوی شعب عزیز مصر نمی رسید.»

به گزارش کلمه، متن بیانیه میرحسین موسوی به همراه ترجمه عربي و انگليسي آن به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم

این روزها خاورمیانه در آستانه ی حوادث بزرگی ست که می تواند سرنوشت این منطقه و جهان و سرنوشت ملت های منطقه را تحت تاثیر خود قرار دهد. مسلما آنچه در حال وقوع است در راستای به هم زدن نظام ظالمانه ایست که سرنوشت ملت های بسیاری را درمنطقه در چنگال خود گرفته است و بدون هیچی شکی نقطه ی آغازین آنچه در خیابان های تونس و صنعا و قاهره و اسکندریه و سوئز شاهد آن هستیم را باید در تظاهرات چند میلیونی ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد تهران جستجو کرد. روزهایی که مردم با شعار "رای من کجاست؟" به خیابان ها آمدند و مسالمت جویانه، حقوق از دست رفته ی خود را پی گرفتند.

امروز دامنه ی شعار "رای من کجاست؟" مردم ایران، به شعار "الشعب یرید اسقاط النظام" در قاهره و سوئز و اسکندریه رسیده است. برای کشف راز این پیوندها و مشابهت ها لازم نیست جای دوری برویم. کافی است شیوه ی انتخابات اخیر مصر را با انتخابات های خود مقایسه کنیم و اینکه رئیس شورای نگهبان از بی نیازی به آرا میلیون ها شهروند سبز سخن می راند. اگر به نظام های در حال سقوط جهان عرب و خاورمیانه با دقت نگاه کنیم، خواهیم دید؛ در همه ی این نظام ها به یک سان شبکه های اجتماعی وعرصه ی مطبوعات و فضای مجازی مورد حمله قرار می گیرند و به شکل حیرت انگیزی اس ام اس ها و تلفن ها و اینترنت قطع و قلم ها مشابه یکدیگر در هم شکسته و معترضین به زندان ها برده می شوند.

متاسفانه منافع ِ پشت سر ِ ایدئولوژی ِ حاکم در کشور، اجازه نمی دهد واقعیت ها آنچنان که هستند، خود را نشان دهند. خطیبان و تریبون های گوش به فرمان، به عملکرد مفسدانه و جبارانه فرعون مصر که با بازداشت ها، اعتراف گیری ها، پرونده سازی ها وغارت مردم از طریق باندها و اطرافیان، این شرایط انفجاری را در مصر ایجاد کرده اند توجهی نشان نمی دهند. اینان به روز "خشم مردم" مصر اشاره می کنند ولی نمی گویند که روز غضب، نتیجه ناکارآمدی و فساد در بالاترین سطح حکومت و حیف و میل کردن بیت المال و هم چنین بستن دهن ها و شکستن قلم ها و اعدام ها واعدام ها و اعدام ها و بر پا کردن چوبه های دار برای ایجاد خوف در میان مردم است. و نمی گویند اگرحکومت به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود احترام می گذاشت و در انتخابات چند ماه پیش مصر آرای مردم را نمی دزدید، کار به شعار "اسقاط نظام" از سوی شعب عزیز مصر نمی رسید. و شاید هم متوجه نیستند که ادامه ی سیاست غلبه به وسیله ی ایجاد خوف، نهایتا در نقطه ای به ضد خود تبدیل و آنگاه آمدن "روز خشم" و روزهای غضب ملی اجتناب ناپذیر می شود. فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می شنوند که بسیار دیر شده است.

ملت ما به انقلاب عظیم مردم شجاع تونس و قیام حق طلبانه ی مردم مصر و یمن و دیگر کشورهای منطقه احترام می گذارد. ما به همه ی مردم دلیر و آگاه و مبارز مصر و تونس و اردن و یمن درود می فرستیم و از خداوند منان پیروزی آنان را در مبارزات حق طلبانه اشان آرزو می کنیم.
میرحسین موسوی

ترجمه انگلیسی:
In the name of Allah

The Middle East is on the verge of defining and massive moments which can change the course of the destiny of this region, the world and the fate of other nations in the region. What is taking shape now is certainly overthrowing a despotic and tyrannical rule and trend which has been overwhelming the fate of many nations in the region. The starting point of what we are now witnessing on the streets of Tunis, Sanaa, Cairo, Alexandria and Suez can be undoubtedly traced back to days of 15th, 18th and 20th June 2009 when people took to the streets of Tehran in millions shouting “Where is my vote?” and peacefully demanded to get back their denied rights.

Today, the slogan of “Where is my vote?” of the people of Iran has reached Egypt and transformed into “The people want the overthrow of the regime”. In order to discover the secret of these links and these similarities, one does not have to go too far. You just have to compare the recent elections in Egypt with our own and compare it with the chairman of the Guardian Council who explicitly says there is no need for millions of votes by Green citizens. If we look at the collapsing political regimes in the Arab world and the Middle East carefully, we can identify a similar pattern of invading and shutting down social networks, the press and the cyber space. In an amazingly similar fashion, they have all blocked SMS systems, mobile phones and the internet, have banned all writers and taken dissidents to prisons.

Unfortunately, the interests of the ruling ideology in Iran do not allow the realities to be revealed as they are. The preachers of the obedient public outlets fail to pay any attention to the corrupt and despotic methods of the present day pharaoh of Egypt, who has created an explosive situation in his country by arrests, forced confessions, framing people and looting the nations through gangs and organised groups of the people surrounding them. They do refer to the ‘Wrath of the people” of Egypt, but they never explain that this day of wrath has come about as a consequence of inefficiency and corruption at the highest levels of stat, extravagance and wasting people’s funds, censorship, shutting people down, executions and lining up gallows to create fear in people. They never say that of the ruling system of Egypt had respected people’s right to determining their own destiny and had not tampered with people’s votes in the recent elections of Egypt, they would not have to face the demand for the ‘overthrow of the regime’ by the dear nation of Egypt. Perhaps, they do not realise that continuing policies of intimidation will eventually turn against itself and then the coming of “the day of wrath” and days of national wrath will be inevitable. Pharaohs usually hear the voice of the nation when it is too late.

Our nation deeply respects the glorious uprising of the brave people of Tunis and that of the people of Egypt, Yemen and other countries in quest for their rights. We commend the courageous, cognisant and resisting people of Egypt, Tunis, Jordan and Yemen and we pray to Allah that they may be successful and victorious in their struggle for their rights.

MirHossein Mousavi

ترجمه عربی:
بسم الله الرحمن الرحیم

یعیش الشرق الأوسط بوادر لحظات عصیبة و حاسمة من شأنها تغییر مستقبل المنطقة و الشعوب المجاورة و العالم بأسره. إنّ الحرکات الراهنة لتتحدی القواعد و النظم المستبدة التی عانت منها کثیر من شعوب المنطقة.

إنّ شرارة ما تشهده الیوم شوارع تونس و صنعاء و القاهرة و الاسکندریة و السویس تکمن بدون شک فی أیام الخامس عشر و الثامن عشر و العشرین من جوان / حزیران ۲۰۰۹ عندما صرخ الملایین فی شوارع طهران “أین صوتی؟” و طالبوا سلمیا باسترداد حقوقهم المهضومة. وصل شعار الایرانیین الیوم الی مصر و تحول الی: “الشعب یرید أن یسقط النظام!”. لیس علینا انّ نبحث بعیدا لنفهم أسرار هذا التشابه و الترابط، فما علینا الا أن نقارن الانتخابات الاخیرة فی مصر بانتخاباتنا و ما قاله رئیس مجلس صیانة الدستور من أنّ لا حاجة لملایین الأصوات التی ادلی بها “المواطنون الخضر”.

لو نظرنا بتمعن إلی الأنظمة الحاکمة فی العالم العربی و الشرق الأوسط لتبینا سیاسة متشابهة من التعتیم علی الشبکات الاجتماعیة و الفضاء الافتراضی. بطریقة متشابهة و غریبة، قطعت شبکات اتصالات الهاتف الجوال و نظام الرسائل القصیرة و انترنت و منعت الکتّاب و زجت بالمعارضین فی السجون.

للأسف، فإن مصالح الأیدیولوجیة الحاکمة فی إیران لا تسمح بإظهار الحقائق کما هی. فلم تعر منابر الإعلام الرسمی اهتماما بالنظام الفاسد و المستبد لفرعون هذا الزمان فی مصر، والذی خلق هذه الوضعیة المتفجرة بالایقافات و انتزاع الاعترافات بالقوة و ارهاب الناس بنشر عصابات منظمة تبث الرعب فی قلوبهم. یتحدثون عن غضب المصریین و فاتهم أن حنقهم نتیجة للفساد و غیاب النجاعة فی اعلى هرم السلطة حیث نهب أموال الشعب بفضاضة و الرقابة و القتل و بث الخوف فی الناس. لم یدر بخلدهم أنه لولا مصادرة حق الناس فی تقریر مصیرهم والتلاعب بأصواتهم فی الانتخابات الأخیرة لماکان علیهم مواجهة مطالب اسقاط النظام التی رددتها أمة مصرالعزیزة. یجهلون أن مواصلة منهج التخویف سینقلب یوما علیهم لیولّد یوم غضب، فلا مفر من أیام الغضب الوطنی. عادة ما یستمع الفرعون الى صوت الشعب بعد فوات الأوان.

انّ أمتنا لتقف احتراما للانتفاضة المظفرة لشعب تونس الباسل و انتفاضة شعوب مصر و الیمن و الدول الأخرى التائقة لحقوقها. اننا نمجّد شعوب مصر و تونس و الأردن و الیمن الشجاعة، الأبیة و المقاومة و ندعو الله ان یوفقها فی نضالها من اجل حقوقها.

میرحسین موسوی

نماهنگي با سرود زيباي «جوان ايراني»

نماهنگ با سرودي زيبا بنام "جوان ايراني" تقديم به جوانان سبز وطن

ادامه راه سبز(ارس): نماهنگي زيبا با سرود زيباتري بنام "جوان ايراني" توسط تعدادي از جوانان سبز ميهن تهيه و تنطيم شده كه تقديم به تمامي جوانان سبز وطنمان ميگردد:

بر پيشانيت بوسه ميزنم ؛ ميستايم تورا ؛ جوان ايراني

دانلود flv حجم 15 مگ

نشريات سبز: «كـلـمـــه» شماره ۴۳ ؛ «اعتماد ملـّي» شماره ۲۳ ؛ «قلـم‌سبـز» شماره ۳۶

آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
شماره ۴۳ روزنامه "كـلـمـــه" ؛ شماره ۲۳ روزنامه "اعتماد ملـّي" ؛ شماره ۳۶ روزنامه "قلـــم سبـــز"

ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه شنبه نهم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره ۴۳
كارگران زنده مي‌ماندند اگر سنديكا داشتند
روزنامه كلمه - شنبه نهم بهمن - شماره 43

روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۳
حمله قلبي مهدي محموديان در زندان
روزنامه اعتمادملي - شنبه نهم بهمن - شماره 23

روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۶
سخني با وزير اطلاعات دولت كودتا
روزنامه قلم سبز - شنبه نهم بهمن - شماره 36


خلاصه اخبار 24 ساعت گذشته


اعتراض خانواده های زندانیان سیاسی زندان گوهردشت به شرایط غیر انسانی علیه زندانیان

در پی انتقال ناگهانی زندانیان سیاسی زندان گوهردشت (رجایی شهر) به یکی از بندهای سخت و بدون امکانات زندان، روز پنجشنبه هفتم بهمن ماه ٨٩، خانواده های زندانیان سیاسی که برای ملاقات با عزیزانشان به آن زندان مراجعه کردند، متوجه شدند که ملاقاتهای حضوری به کابینی تبدیل شده و تعدادی از آنها در همین رابطه دست به اعتراض زدند و از رفتن به ملاقات کابینی خوداری کردند.

به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، میرزایی، یکی از مسئولین سالن ملاقات نیز، با تهدید و به کار بردن الفاظ زشت، سعی داشت مانع گسترش اعتراضات خانواده ها شود؛ ولی خانواده ها به اعتراضات خود ادامه داده و خواستار توقف محدودیتها علیه عزیزانشان شدند.

گزارش ها از زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) حاکی از آن است که مسئولان این زندان به دنبال انتقال دهها تن از زندانیان سیاسی آن زندان به سالن ۱۲ بند ۴ و ایجاد بند ویژه امنیتی، درصدد فشار مضاعف و همچنین اعمال محدودیت های بیشتر بر این دسته از زندانیان هستند .

مدير کل سياسی وزارت کشور: فعالیت بنیاد باران غیرقانونی است
در ادامه فشارها و اِعمال محدودیت ها علیه اصلاح طلبان، مدير کل سياسی وزارت کشور و دبیر كمیسیون ماده ده احزاب، امروز پنجشنبه هفتم بهمن ماه ٨٩، فعاليت بنياد باران را که توسط محمد خاتمی اداره می‌شود، "غيرقانونی" اعلام کرد.

به گزارش سایت باشگاه خبرنگاران، محمود عباس‌زاده مشکينی، گفت: "بنياد باران از مرحله طرح درخواست و عنوان مجموعه شرايط قانونی برای بررسی و صدور مجوز و غيره و طی کردن يک مسير طبيعی و قانونی مرسوم برخوردار نيست که اين برخلاف شعار قانون‌گرايی است."

وی ادعا کرد "دولت به اصطلاح اصلاحات در واپسين ايام فرصت مديريتی خود پيش از تحويل دولت به منظور پی‌گيری برنامه‌های خود تلاش کرده بود با استفاده از فرصت و با عجله نهادهايی را بسازد."

هزینه ۴۰۰ ميليارد تومانی برای ساخت پايگاه‌های بسيج
یکی ازفرماندهان ارشد بسیج اعلام کرد "امسال ۴۰۰ ميليارد تومان برای ساخت پايگاه‌های بسيج در سطح کشورهزينه شده و طبق برنامه پنجم، سالانه همین مقدار برای بسیج در نظر گرفته شده است."

به گزارش ايرنا، سردار مهدی جمشيدی، مسئول بسيج عشايری در این زمینه خاطرنشان کرد "تا پايان برنامه پنجم توسعه (سال ۱۳۹۵) و بر اساس تصويب مجلس، سالانه ۴۰۰ ميليارد تومان برای هزينه در برنامه‌های عمرانی پايگاه‌های بسيج کشور اختصاص يافته است." این مقام ارشد نظامی و بسیج، همچنین خاطرنشان کرد که اين مبلغ معادل کل اعتبار بسيج در سال ۸۹ می باشد.

روح الامینی: مجدانه پی گیر محاکمه آمران جنایات کهریزک هستیم
با گذشت چند ماه از انتشار گزارش، کیفرخواست و حکم دادگاه حوادث بازداشتگاه کهریزک – که فقط به چند تن از ماموران و عاملان اشاره شده بود- پدر محسن روح الامینی، از جانباختگان بازداشتگاه کهریزک، از تداوم پی گیری این پرونده خبر داد و تاکید کرد "هر چند هنوز محاکمه صورت نگرفته، اما ما مجدانه پی‌گیر محاکمه آمران هستیم."

به گزارش روزنامه خراسان، عبدالحسین روح‌الامینی که پسرش محسن روح‌الامینی به همراه رامین آقازاده قهرمانی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی در جریان حوادث بعد از انتخابات بازداشت و بواسطۀ شکنجۀ ماموران بازداشتگاه کهریزک جان باختند، به این روزنامه گفته است "پی‌گیری پرونده جنایت بازداشتگاه کهریزک باعث شد افرادی که روزگاری در بالا‌ترین سمت‌های قضایی مسئولیت داشتند تعلیق شوند و همین تعلیق شدن از مقام قضایی قابل تامل است، هر چند هنوز محاکمه صورت نگرفته و ما مجدانه پی‌گیر محاکمه آمران هستیم، ولی در ‌‌نهایت حکم قانون را هرچه باشد می‌پذیریم چون نمی‌خواهیم ذره‌ای فرا‌تر از قانون جلو برویم."

وی به صراحت از محمود احمدی‌نژاد به خاطر انتصاب سعید مرتضوی به عنوان «معاونت رئیس جمهوری و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز» انتقاد کرده و خاطرنشان کرد "واگذاری مسئولیت مهم دولتی به مرتضوی در واقع بی‌احترامی به خون کشته‌شدگان جنایت کهریزک بود."

سیداحمد هاشمی نژاد: اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات شرایط دارند
سیداحمد هاشمی نژاد اصولگرایان را به دو دسته با منطقی و عاقل – سنتی افراطی بی منطق تقسیم بندی کرد و گفت:" معتقدم اختلاف نظر و شکاف جدی فی مابین این دو جریان شکل گرفته است و تلاش برای ایجاد وحدت میان آنها بی فایده است."

به گزارش تغییر، سیداحمد هاشمی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود ضمن آنکه احمدی نژاد را فردی قانون گریز و مخالف قانون اساسی می خواند، افزود: " ایشان هم به مجلس اهانت کرده اند هم به قوه قضائیه و هم به مجمع تشخیص مصلحت و در واقع به رهبری نظام اهانت کرده اند و هیچ کس هم نیست که بازخواست کند.

وی در ادامه افزود: اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات شرایط دارند؛ اقبال عمومی و شرکت مردم در انتخابات آتی قطعا در دستان شخص رهبری انقلاب است.

این روحانی اصلاح طلب توصیه کرد: بهتر آنست که حاکمیت زمینه حضور مردم را فراهم کند. یعنی این فضای التهاب و استرس و ترور شخصیتها و بگیر و ببندها را جمع کنند و فضای کشر را تلطیف کنند تا حضور حداکثری مردم را شاهد باشیم. همه ی جناح ها و گروه های سیاسی می دانند که حضور وسیع مردم است که باعث تثبیت نظام و مانور نظام در داخل و خارج بخصوص در قبال دشمنان نظام خواهد بود.

احمدی نژاد: دست مخالفان دولت آنقدر خالی است که مسائل را بزرگ می کنند
محمود احمدی نژاد معتقد است "دست مخالفان دولت آنقدر خالی است كه جابجایی یك نفر در دولت را به موضوعی بزرگ تبدیل كرده و یا دولت را متهم به بی‌توجهی به احزاب می‌كنند در حالی كه ضعف ساختار احزاب مانع از پذیرش عمومی آنها شده است. "

رئیس دولت همچنین روزنامه تحت امر دولت (ایران) را، "رسانه‌ای مستقل و آزاد" خواند که به زعم وی در "خط مقدم جبهه عدالت طلبان قرار دارد و باید پیام این جبهه را به بهترین وجه ممكن و متفاوت از الگوهای غربی منتشر كنند."

به گزارش ایسنا، احمدی نژاد كه صبح پنجشنبه هفتم بهمن ماه در مراسم هفدهمین سالگرد انتشار روزنامه ایران و در جمع كاركنان آن موسسه سخن می‌گفت، اظهار داشت: امروز با عبور از مستكبران در مسیر استقرار عدالت جهانی و حركت جهانی امام زمان قرار گرفته ایم و در حساس‌ترین شرایط جهانی، ماموریتی مهم بر عهده داریم و از تهدیدهای دشمنان واهمه ای وجود ندارد."

انتخابات نهمین دوره مجلس، زمستان سال آینده برگزار می شود
در حالی که از ماهها پیش گروههای اصولگرا فعالیتهای انتخاباتی خود را شروع کرده اند، معاون سیاسی وزیر کشور از زمان برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس در بهمن یا اسفند ماه سال 90 خبر داد.

به گزارش ایرنا، 'سيد صولت مرتضوي' افزود:رايزني هايي نيز در اين زمينه در حال انجام است و مكاتبات وزارت كشور در خصوص برگزاري انتخابات با شوراي نگهبان از اواخر فروردين تا اويل ارديبهشت سال 90 رقم خواهد خورد.
وي تاكيد كرد:با انجام رايزني ها و مكاتبات با شوراي نگهبان به احتمال فراوان زمان برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي در بهمن يا اسفندماه سال 90 خواهد بود.

درخواست اتحادیه اروپا: مقامات ایران اجرای حکم اعدام را متوقف کنند
همزمان با اعدام ده نفر
به گزارش منابع حقوق بشری، فرهاد تارم، اهل روستای لورکان دشت بیل اشنویه در تاریخ چهارشنبه ششم بهمن ماه ٨٩، به اتهام عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران در زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شد و همزمان منابعی دیگر گزارش دادند که روز پنجشنبه در زندان قزل‌حصار کرج و زندان ارومیه ۱۰ شهروند دیگر به جرائمی غیر سیاسی اعدام شده اند.

در همین زمینه کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه ی اروپا از مقامات جمهوری اسلامی خواست که فوراً اعدام های محکومان به مرگ در این کشور را متوقف کند و در اسرع وقت اجرای مجازات اعدام در ایران را به حال تعلیق درآورد.

شعله ور شدن اعتراضات مردمی در یمن
همزمان با تونس، اردن و مصر
در ادامه خیزش های مردمی در کشورهای عربی که بعد از پیروزی قیام تونس فاز جدیدتری یافته و کشورهای اردن و مصر را فراگرفته، روز پنجشنبه هفتم بهمن ماه نیز، هزاران تن از مردم یمن، مجددا با حضور در خیابانهای صنعا خواستار بهبود وضعیت اقتصادی، علاج تورم و بیکاری و همچنین اصلاحات سیاسی شدند و بنا به گزارش برخی منابع خبری، همزمان مخالفت خود را با موروثی شدن حکومت اعلام کردند.

به گزارش خبرگزاری الجزیره، از صبح پنجشنبه هزاران نفر از مردم یمن با برگزاری تظاهرات گسترده خواستار اصلاحات سیاسی در کشور شدند. شرکت کنندگان در این تظاهرات مخالفت خود را با موروثی شدن حکومت یمن و مادام العمر شدن علی عبدالله صالح رئیس جمهوری کنونی اعلام کردند.

خبرنگار تلویزیون الجزیره اعلام کرد : تظاهرات مردم یمن از صبح پنجشنبه در چهار منطقه صنعا پایتخت آغاز شد و مردم شعارهایی در مخالفت با موروثی شدن حکومت و ضرورت اصلاحات سیاسی در کشورشان سر می دادند.

مخالفت با مرخصی سعید متین پور،روزنامه نگار زندانی
سعید متین پور نویسنده، روزنامه نگار و فعال مدنی آذربایجان و حقوق بشر نزدیک به دو سال است که بدون استفاده ازحق مرخصی در زندان اوین به سر می برد و همچنان با مرخصی وی مخالفت می شود.

به گزارش خبرنگار کلمه، این زندانی ۳۵ ساله و متولد شهر زنجان است . وضعیت جسمی این روزنامه نگار نامناسب است و با وجود گواهی پزشکان همچنان مسوولان زندان از دادن مرخصی درمانی به او خودداری می کنند .

متین پور که فارغ‌التحصیل فلسفه از دانشگاه تهران است این روزها دچار کمر درد شدید است. در مدت بازداشتش نیز به عفونت ریه مبتلا شده بود که به علت عدم مداوا در زندان تبدیل به بیماری مزمن و حاد شده است .

تداوم حبس احسان عبده تبریزی در بند ۳۵۰ زندان اوین بدون یک روز مرخصی
احسان عبده تبریزی ،دانشجوی دکترای تاریخ همچنان در زندان اوین به سر می برد.

به گزارش کلمه، او از زندانیان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته است که بیش از یک سال است در زندان اوین به سر می برد، او چندی پیش در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه به هفت سال حبس تعزیری محکوم شد .

احسان عبده تبریزی دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه دورهام انگلستان به اتهام ارتباط با بیگانه به دو سال حبس، برای توهین به رهبری به دو سال حبس و به دلیل حضور در تجمع روز عاشورا به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.


آخرين شماره نشريات سبز را همواره مي‌توانيد از منوي سمت راست ارس مشاهده و دريافت نماييد

صد سال زنده باشی شیخ

صد سال زنده باشی شیخ

ادامه راه سبز(ارس): دسته‌ای از سایت‌ها و اشخاصی که برای تمامیت خواهان کار می‌کنند و از آنان روزی می‌خورند، روزانه شایعات مختلفی را در خصوص رهبران جنبش سبز منتشر می‌کنند. نامشان را می‌گذارم «دکه‌های دروغ»، چون شایعاتشان خیلی زود فاسد می‌شود.

سایت جوان و شخص وزیر اطلاعات، در صدر این شایعه پردازها قرار دارند. سایت‌های ایران و رجا نیوز و جهان نیوز هم در «دورهای آخر!» این مسابقه حضور دارند. البته از این «دبرنا نیوز‌ها» به قول آقا سعید کم نیستند. این سایت‌ها به نوبت شایعات آبکی و بی‌نمک خود را منتشر می‌کنند و سایت‌های قارچ گونه‌ای که بوی پول نفت و خون مردم می‌دهند، زحمت باز نشر آن‌ها را می‌کشند. گویا وبلاگ‌ها و سایت‌ها را با سفرهٔ مردم اشتباه گرفته‌اند که پول‌های نفت را آنجا می‌شود سراغ گرفت؛ البته این نیز از برکات جنگ نرم است.

راستی، آقای حسین شریعتمداری دلش را خوش نکند و احیاناً بهش برنخورد. سردار پیشکسوت و پیرِ نیمه‌های پنهان را فراموش نکرده‌ام. این آقایان همه باید در حضور برادر حسین لنگ بیاندازند. این‌ها هویتشان را مدیون کیهان‌اند. چراغ راه ایشان شمائید قربان. رسایی و رجانیوز و یامین‌پور و ۹ دی…

البته‌گاه گاهی از شنیدن شایعات آن‌ها خنده‌ام نمی‌گیرد و مجبور می‌شوم «کلیک» کنم. مخصوصا وقتی خبری از ناخوش احوالی و مریضی سران جنبش می‌نویسند. حُــبّ این بزگواران و محدودیت‌های تحمیل شده به آن‌ها، به اندازه‌ای است که مجال را از آدم می‌گیرد. شاید هم دیدن اسم آن‌ها – ولو به دروغ – حتی از زبان تمامیت خواهان امیدوار کننده است.‌‌ همان ماجرای مشهور مجنون و پاسبان منزل لیلی…

گاهی آقایان در بازی با منافع ملی و اخلاق و دین روی یهودا را هم سفید می‌کنند. همین یکی دو روز اخیر، با انتشار عکسی از ۱۰ سال پیش خبر ناخوش احوالی و بستری شدن شیخ مهدی را شایع کرده‌اند و از خدا بی‌خبران حتی به عواقبش فکر نمی‌کنند.

شیخ ما صد سال زنده باد! امروز که این شایعات بی اساس را خواندم، لحظه‌ای با خودم فکر کردم که اگر قرار بود بچه‌های جنبش سبز هم بخواهند سر بسر آقایان بگذارند و به همین شیوه بازی کنند و شایعه بسازند چه می‌شد، به قول فردوسی‌پور! محض تفرج ذات، به نمونه‌هایی از شایعاتی – فی البداهه و چند خطی – که یکی از کمترین‌های جنبش سبز می‌توانست برای آن‌ها بسازد توجه کنید:

معاون اول احمدی‌نژاد مدتی استعفا داده است، اما تا کنون با استعفای نامبرده موافقت نشده است. نامبرده در جلسه‌ای خصوصی گفته است «نمی‌خواهم هزینهٔ برخورد با من را دولت بپردازد» اما احمدی‌نژاد به او اطمینان داده است که تا «روزی که او باشد، محمد رضا رحیمی هم هست». اصرار احمدی‌نژاد برای ابقای رحیمی یادآور ماجرای مرحوم کردان است و مصاحبهٔ چند وقت پیش رحیمی در هنگام سفر به یکی از کشورهای خارجی صحت این خبر را تقویت می‌کند..

معاون اول دولت در جلسه‌ای خصوصی گفته است: که تنها با رئیس خودم در دادگاه حاضر می‌شوم». رحیمی گفته است «همهٔ پول‌هایی را که هزینه کرده‌ام با اطلاع احمدی‌نژاد بوده است». نامبرده با اشاره به اینکه «قبل ار مرحوم کردان حکم من برای وزارت کشور صادر شده بود و حتی درآن دوران مدتی هم در آنجا مستقر شدم» گفته است که «دولت هر چه در مجلس هشتم و انتخابات مجلس هشتم و دولت نهم دارد از او دارد». گفتنی است ماجرای تقلب‌های انتخاباتی مجلس هشتم و پرداخت هزینه‌های تبلیغات نمایندگانی که به خانهٔ فاطمی رفت و آمد داشتند، سبب شد تا مصطفی‌پور محمدی از وزارت کشور برکنار شود….

محمد رضا رحیمی در جلسه‌ای خصوصی با حضور آقای میم و مسئول سابق دفتر خود به ان‌ها اطمینان داده است که «هیچگاه در دادگاه حاضر نخواهد شد و قوه قضائیه هیچگاه به پروندهٔ او رسیدگی نخواهد کرد». آقای معاون اول گفته است، اگر قرار بود بابت این گونه مسائل دادگاهی شوم، در دوران اصلاحات دادگاهی می‌شدم که اصلاح طلبان دو قوه را در اختیار داشتند». گویا اشاره رحیمی به ماجرای تقلب دراستان کردستان و انتخابات ۲ خرداد ۷۶ است که منجر به شکایت محمد خاتمی از او شد. رحیمی در خصوص این تقلب آشکار سخنی نغز و به یادماندنی دارد. هنگامی که در استان کردستان برخلاف هم استان‌ها نتیجه انتخابات به نفع رقیب خاتمی اعلام شد، رحیمی گفته بود «من خیانت نکردم، همهٔ استاندار‌ها قرار بود همین کار را بکنند، اما آن‌ها زیر قولشان زدند و خیانت! کردند».

اسفندیار رحیم مشایی در یکی از جلسات محفلی خود در ساختمان ونک به حاضران اطمینان داده است که احمدی‌نژاد و رهبری نظام در انتخابات آتی «تمام قد» از او حمایت می‌کنند. مشایی گفته است «تن‌ها مشکلی که من دارم با اصولگرایان طیف لاریجانی‌ها و قالیباف است، آن‌ها می‌خواهند یکی از خودشان را مطرح کنند». مشایی گفته است «البته اصول گرایان رای چندانی ندارند، کافی است رای ۵۰ درصد از سبز‌ها را جلب کنم آن وقت پیروز خواهم بود». مشایی با اشاره به اینکه «من هیچگاه در مقابل سبز‌ها موضع نگرفته‌ام، مبادا سابقه دار شوم!!» تاکید کرده است که ۱۰ درصد از آرا سبز‌ها با کل آرا اصول گرایان برابری می‌کند.

سونای میرداماد یکبار دیگر تنها شاهدِ!! پروندهٔ اسفندیار رحیم مشایی بود. چند تن از نمایندگان مجلس در این جلسه گفته‌اند که «پروندهٔ امنیتی مشایی جدی است و قبل از آنکه رسوایی عظیمی را به بار بیاورد باید سرو ته آن را به هم آورد». اشاره نمایندگان به پرونده‌ای است که رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مدتی پیش به آن اشاره کرده بود. یکی از اسناد ویکی لیکس هم به نقل از مقامات اسرائیل گفته بود «که نگرانیم یکی از جاسوس‌های اصلی ما که از مقامات بلند پایه رژیم است لو برود».

احمدی‌نژاد تهدید به استعفا کرد. احمدی‌نژاد در اعتراض به آنچه «بد قولی رهبری» خوانده است در حلقهٔ یاران اصلی خود گفته است که «اگر رهبری دخالت نکند و قوای دیگر و مجمع تشخیص را تحت امر در نیاورد» استعفا می‌دهد. احمدی‌نژاد در این جلسه گفته است «قرار بود اگر من در شورای عالی انقلاب فرهنگی حاضر شوم و قضیهٔ دانشگاه آزاد را فعلا ادامه ندهم، بانک مرکزی و صندوق توسعه کماکان در اختیار من باشد». او ادامه داده است «استعفا می‌دهم و هیچکس نمی‌تواند پس از من طرح هدفمندی را اجرا کند. با این وضعیت نمی‌شود به انتخابات مجلس نهم هم امیدوار بود». گویا پس از این سخن احمدی‌نژاد، مشایی و هاشمی ثمره او را آرام می‌کنند و او به نوشتن نامه رضایت می‌دهد. تهیه متن نامه به جوانفکر سپرده می‌شود. جوانفکر قبلا هم در این خصوص در یکی از برنامه‌های زنده خبری هشدار داده بود.

و… باور بفرمائید همین سه نفر اول دولت، آن قدر ظرفیت دارند که تنها یکی از جوان‌های سبز می‌تواند صدمن کاغذ را برای آن‌ها سیاه کند و برایشان شایعه‌های اساسی – و نه آبکی – بسازد. اما به چه قیمتی؟

سو ء تفاهم نشود! فقط شوخی بود و نوعی هشدار، البته «هشدار به خودمان»، که آن‌ها کارشان از هشدار گذشته است. یادمان نرود جنبش سبز جنبشی علیه «دروغ» بود. یادمان باشد که میر حسین گفته است «یادمان نرود برای ما هدف وسیله را توجیه نمی‌کند». فراموش نکنیم که احمدی ن‍ژاد، اگر بر دروغ تکیه نمی‌زد و اقتدراگریان اگر دستاویزشان دروغ نبود، شاید مشکلی وجود نداشت و مهم‌تر از آن آویزهٔ گوشمان کنیم که «اگر ما نیز درو غ بگوئیم، با آن‌ها تفاوتی نخواهیم داشت».

جنبش سبز حقانیت خود را با راستی بدست آورده است و راستگویی جنبش نشانه‌ای بر حقانیت اوست. سبز‌ها یادشان باشد با دروغ می‌شود خیلی جا‌ها رفت، حتی کاخ ریاست جمهوری، اما با دروغ نمی‌شود در هیچ جایی ایستاد و دوام آورد حتی در پست وزارت و صدارت. مرحوم… کمترین نمونه‌اش بود. عجله نکنید. دروغگو‌ها در نوبت‌اند.

ز نیرو بود مرد را راستی… زسستی کژی زاید و کاستی!

هاني زرتشت

میرحسین : اتکای جنبش سبز به مردم را افتخار آن می دانم

میرحسین موسوي:
اتکای جنبش سبز به مردم را افتخار آن می دانم
ادامه راه سبز(ارس): برخی از سایت های وابسته به دولت در روزهای اخیر نوشته اند که محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین، یک فعال اقتصادی را متقاعد کرده برای تاسیس یک ایستگاه رادیویی برای معترضان پس از انتخابات، میلیون‌ها دلار به میرحسین موسوی کمک کند.

موسوی در یادداشت کوتاهی که در اختیار کلمه قرار داده، ضمن تکذیب این خبر پراکنی، بر این موضوع تاکید کرده است که اتکای جنبش سبز و همراهان آن را به مردم کشور جزو افتخارات جنبش می داند.

به گزارش کلمه متن یادداشت کوتاه میرحسین به شرح زیر است:
بسمه تعالی

پرونده سازان و اعتراف گیران به نقل از گزارشی آشفته، تیتر زده اند که محمود عباس فلسطینی به یک مامور امریکائی گزارش داده است که سال گذشته به یک تاجرفلسطینی گفته است «به موسوی در ایران پنجاه میلیون دلار برای تاسیس رادیو کمک کند.» البته مطابق معمول دروغگویان همین خبر کذب را به شکلی تغییر داده اند که گوئی ابومازن معروف، که امروز کوس رسوائی او بر سر هر کوی و برزن زده شده، پنجاه میلیون دلار در این زمینه پرداخت کرده است.

بنده ضمن تکذیب هرگونه و هر مقدار استفاده ازکمکهای بیگانگان، اتکای جنبش سبز و همراهان آن را به مردم کشورمان جزو افتخارات جنبش می دانم. راویان دروغگوی این روایت سراپا کذب شبیه همان خطیب نماز جمعه ای هستند که ادعا کرد امریکا از طریق عربستان یک میلیارد دلار به سران جنبش سبز کمک کرده وتفرعن او هنوز به او اجازه نداده است که ازاین دروغ توبه کند.

میرحسین موسوی

۱۱/۰۶/۱۳۸۹

نشريات سبز: «اعتماد ملـّي» شماره ۲۲ || «قلـم سبــز» شماره ۳۵ || «گذر به فردا» شماره ۰۴

آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
شماره ۲۲ روزنامه "اعتماد ملـّي" ؛ شماره ۳۵ روزنامه "قلـم سبـز" ؛ شماره ۰۴ هفته‌نامه "گذر به فردا"

ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه چهارشنبه 06 بهمن ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۵
آزادسازي قيمتها و حداقل دستمزد كارگران
روزنامه قلم سبز - چهارشنبه ششم بهمن - شماره 35

هفته‌نامه «گـــــــــــــذر» شماره ۰۴
همان بهتر قهرمان نشديم!
هفته‌نامه گذر - سه‌شنبه پنجم بهمن - شماره 04

روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۲
روزنامه اعتمادملي - سه‌شنبه پنجم بهمن - شماره 22

آخرين شماره نشريات سبز را همواره مي‌توانيد از منوي سمت راست ارس مشاهده و دريافت نماييد

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe

نگرانی از افزایش شدید و ناگهانی قیمت مسکن

نگرانی از افزایش شدید و ناگهانی قیمت مسکن

ادامه راه سبز(ارس): جهان نیوز در گزارشی با عنوان “هشدار درباره رشد نجومی قیمت مسکن” از دور تازه ورود گسترده بانکهای بزرگ کشور با نقدینگی زیاد به بازار مسکن خبر داد.

این مسئله درحالی رخ می دهد که پیشتر کارشناسان هشدارهای جدی نسبت به این قضیه داده بودند زیرا برخلاف آنچه پیش از این بیان می شد آنچه بازار مسکن را درسالهای ۸۵ و۸۷ آشفته کرد رشد وامهای بانکی ۱۸ میلیون تومانی بانک مسکن و یا وامهای ۵۰ میلیون تومانی بانکهای خصوصی نبود،بازار مسکن زمانی آشفته شد که بزرگان سرمایه مستقیما وارد این بازار شدند وآنچه رشدهای نجومی قیمت را دامن زد وامهای خرد نبود بلکه تزریق سرمایه ای بود که در آن زمان به عنوان ساماندهی به تقاضا رشد پیدا کرد.

نگاهی به ترکیب سرمایه گذاری بانکها در آن دوره نشان می دهد بیش ازحد سیستم پولی کشوربه بازارمسکن نزدیک شد واین تنه زدن بازار پولی بود که جهش قیمت مسکن را دامن زد.

بررسی قیمت های مسکن نشان می دهد در این دوره زمانی هر متر واحد مسکونی در شهر تهران از ۸۶۰ هزار تومان در سال ۸۵به ناگهان به یک میلیون و۵۰۰ هزار تومان در سال ۸۶ رسید و درسال ۸۷ قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در تهران به رقم یک میلیون و۸۰۰ هزار تومان بالغ شد.

یعنی قیمت مسکن در اثر ورود بانکداران کشور به این بازار در طول دو سال بیش ازصد درصد رشد کرده است و افت قیمت در دوران رکود در عمل تنها بخش کوچکی (حدود ۱۴ درصد) از این رشد قیمت را جبران کرده است.

نتیجه آن شد که اگر تا سال ۸۵ خرید خانه برای اقشارمتوسط و آسیب پذیر جامعه ایرانی یک آرزوی بزرگ محسوب می شد، در سال ۸۷ اجاره کردن یک واحد مسکونی با حداقل امکانات به آرزویی دور از دسترس تبدیل شده بود.

بازار جذاب مسکن

ورود بانکها به بازار مسکن از سالها پیش با انتقاداتی همراه بوده است، زمانی که بانکها در عمل برای حفظ ارزش دارایی های خود به ساخت برج های مجلل به عنوان توسعه فضای اداری و تجاری خود اقدام می کردند این روند با مخالفتهایی در جامعه کارشناسی همراه بود.

در سال ۸۲ پرویز احمدی مدیرعامل وقت بانک رفاه در مصاحبه ای در به نقد کشیدن این وضعیت می گوید: بانکداری درایران با برج سازی به جایی نمی رسد.

البته این انتقادات به جایی نرسید و درعمل با رشد بانکهای خصوصی شاهد ورود بیشتر بانکهای دولتی و خصوصی به بازار مسکن بودیم و این ورود به نوعی مسابقه در این زمینه تبدیل شد و این نوع سرمایه گذاری بر خلاف مسیری که مورد نیاز واقعی بخش تقاضای بازار مصرفی مسکن بود به سمت لوکس سازی کشیده شد زیرا سود کلان در واحدهای محدود برای بانکهایی که از ریسک کردن در حیطه گسترده اجتناب می کردند بسیار مطلوب تر بود.

زیرا بر خلاف تولید کنندگان سنتی بازار مسکن که بخش عمده ای از آنها از توان مالی کافی برخوردار نبودند بانکها نقدینگی کافی برای خرید زمین های گران قیمت داشتند و ترجیح می دادند در حداقل زمین بیشترین سود را کسب کنند و برای این فرمول ایده آل ترین حالت عرضه واحدهای لوکس بود.

شاید یکی از نمادهای بلند مرتبه سازی لوکس در پایتخت برج بین المللی تهران باشد که زمانی که برای فروش عرضه شد پایه مزایده فروش واحدهای آن متری ۳ میلیون تومان تعیین شد و جالب اینجا بود که یک بانک دولتی به عنوان شریک اصلی در این طرح حضور پیدا کرد.

پروژه ای که به معنای واقعی می توان از ترکیب مصالح اروپایی به کار رفته در ساختش آنرا واقعا برج بین المللی دانست و جالب آنکه هیچ مرجع قانونی در قبال این سرمایه گذاری گسترده از محل منابع یک بانک دولتی سئوالی را مطرح نکرد؛ منابعی که از محل سرمایه گذاری آن امکان اجرای صدها پروژه مسکونی ارزان قیمت وجود داشت ولی انجام نگرفت.

از دیگر تبعات این لوکس سازی افزایش توقع قیمتی و رشد قیمت در مناطق مختلف بود که بازهم به هر دلیلی مورد ارزیابی قرار نگرفت.

نگاهی به ضریب بازگشت و سوخت شدن انواع وامهای بانکی نشان می دهد کمترین سوخت مربوط به وامهای پرداخت شده برای خرید مسکن است و همین مسئله یکی دیگر ازدلایل جذابیت بازارمسکن برای دست اندرکاران بازار پولی بود و توجیه کننده انگیزه بانکها برای ورود به بازار مسکن.

طلیعه ورود دوباره

در حال حاضر نیزمی بینیم که برخی از موسسات مالی و بانکهای خصوصی و دولتی با تاسیس شرکتهایی صوری ورود به بازار لوکس سازی را تسریع کرده اند. واحدهایی که با تکیه بر منابع پولی که از محل سپرده های مردم تجهیز شده است اقدام به ساخت واحدهای لوکس مبله کرده و درمزایده های سنگین اقدام به عرضه این واحدها به مشتریان خاص می کنند.

این روش اگرچه هیچ منع قانونی ندارد و برای بانکها نیز می تواند با این توجیه صورت بگیرد که بانکها در قبال سپرده گذاران مسئول هستند و باید سود سپرده آنها را تضمین کنند ولی تبعات حضور این موسسات به بازار مسکن باعث آشفته شدن بازار و افزایش سهم تقاضای بورس بازی نسبت به تقاضای مصرفی مسکن می شود.

بازار در شرایط کنونی آبستن این فضا است و به نظر می رسد بانکها با توجه به مشکلاتی که برای تامین منابع دارند دوباره به صورت گسترده در بازار مسکن ورود پیدا کنند و این مسئله به غیر از بحران سازبودن برای بازار مسکن باعث کاهش توان بانکها جهت ارایه تسهیلات به بخش های مولد صنعتی است که در شرایط هدفمندسازی یارانه ها دولت تلاش می کند بیشترین حمایت را از آنها به عمل آورد.

دولت دهم باید از تجربه دولت نهم درس بگیرد و از ورود مستقیم بانکها در بازار مسکن جلوگیری کند در غیر این صورت حتی با به ثمر رسیدن طرح مسکن مهر این ورود می تواند علاوه بر بحران مسکن، اجرای هدفمندسازی یارانه ها را نیز با چالشی جدی مواجه سازد.

تاریخ، یزیدیان را رسوا خواهد کرد

تاریخ، یزیدیان را رسوا خواهد کرد
ادامه راه سبز(ارس): بعد از واقعه کربلا، یزید و یزیدیان بر آن شدند عاشورا را طوری جلوه دهند که یک عده خارجی و از دین برگشته، دست به طغیان زده‌ و به دست حاکم مسلمانان قلع و قمع گردیده‌اند و کاروان عاشورا، خانواده آن طاغیانند که به اسارت گرفته شده‌اند. تاریخ سازان عاشورا یعنی زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) با درایت بسیار، و خطبه‌های رسا، نه تنها نقشه‌های آنان را نقش بر آب کردند بلکه تاریخ محکم عاشورا را آن‌گونه نگاشتند که از آن زمان تا کنون و از اکنون تا همیشه تاریخ درسی باشد برای حق‌پویان و حق‌ستیزان... اگر از هیچ چیز حتی از حسابرسی قیامت ترسی و واهمه‌ای نداریم از رسواسازی تاریخ بترسیم که تا ابد در برابر عالمیان محکوم خواهیم بود.


عاشورائیان به دو گونه عمل کردند، بعضی تاریخ‌ساز شدند و بعضی تاریخ‌نگار. امام حسین(ع) و یارانش تاریخ را ساختند و آن‌هایی که باقی‌ماندند با گفتار و کردارشان تاریخ‌نگاری کردند که اگر غیر از این بود، همه رشادت‌ها و حق‌خواهی‌ها در کربلا همراه شهدا دفن می‌شد.

از آنجا که وقایع تاریخی دو گونه‌اند: محکمات و متشابهات، لذا مورخان دو گونه می‌نگارند. تاریخ‌نگاری زینب(س) و امام سجاد(ع) از نوع محکمات است. و صد البته که اغلب مورخین به هر دلیلی اعم از عدم آگاهی و یا ملاحظات سیاسی متشابه نویسند. لذا برای نگریستن و فهم آن‌ها باید چراغی برداشت و درست و نادرست را از هم تشخیص داد. کسانی که جای این دو را به هر دلیلی با هم عوض می‌کنند باید بدانند که فریب‌دادن افراد معدودی در یک برهه زمانی کوتاه شاید امکان‌پذیر باشد ولی از آنجا که آینه تاریخ، شفافیت و صراحت و درستی خود را حفظ می‌کند و تابع هوس‌ این و آن نمی‌شود، تحریف و تغییر واقعیت‌ها برای همیشه امکان‌پذیر نیست. چرا که اگر چنین می‌بود و با چند نوشته و سخنرانی، چهره‌ها در تاریخ جا به جا می‌شدند و جایگاه موسی و فرعون، علی و معاویه و حسین و یزید عوض می‌گشت، آن‌وقت دیگر تاریخی که خداوند به مطالعه آن سفارش می‌کند، چگونه می‌توانست موجب شناخت حق و باطل گردد؟

بعد از واقعه کربلا، یزید و یزیدیان بر آن شدند عاشورا را طوری جلوه دهند که یک عده خارجی و از دین برگشته، دست به طغیان زده‌ و به دست حاکم مسلمانان قلع و قمع گردیده‌اند و کاروان عاشورا، خانواده آن طاغیانند که به اسارت گرفته شده‌اند. تاریخ سازان عاشورا یعنی زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) با درایت بسیار، و خطبه‌های رسا، نه تنها نقشه‌های آنان را نقش بر آب کردند بلکه تاریخ محکم عاشورا را آن‌گونه نگاشتند که از آن زمان تا کنون و از اکنون تا همیشه تاریخ درسی باشد برای حق‌پویان و حق‌ستیزان.

پس از ورود قافله کربلا به کوفه، ابن‌زیاد، در مسجد اعظم کوفه با حضور چندین هزار نفر مردم، بالای منبر رفت و گفت: شکر خدایی را که امیرالمؤمنین یزید را یاری فرمود و دروغگوی پسر دروغگو یعنی حسین ابن علی را کشت… اما امانتداری تاریخ موجب شد تا این حرف ایجاد شبهه نکند لذا مردی به نام عبدالله ابن عفیف ازدی عامدی که هر دو چشمش را یکی در جنگ جمل و دیگری در جنگ صفین از دست داده بود بلند شد و فریاد زد: ای پسر مرجانه، دروغگوی پسر دروغگو تویی و پدرت، که تو را به حکومت عراق فرستاده است. آیا پسر پیامبر را می‌کشید و دم از راستگویی می‌زنید؟ و یا آنگاه که ابن زیاد به سر مبارک امام نگاه کرد و با چوبدست به دندان‌های مبارک می‌زد، زید ابن ارقم برای شهادت تاریخی و برای ماندگاری در تاریخ فریاد بر‌آورد: یا ابن مرجانه حیا کن، به خدایی که جز او خدایی نیست بسیار دیده‌ام که لب‌های پیامبر خدا بر این لب‌ها بوسه زده است. و این‌گونه مکر یزید را عیان کرد تا اگر افرادی ناآگاه در مجلس حضور دارند به اشتباه نیفتند و اشتباه نقل نکنند.

کاروان اسیران را وقتی به شام می‌برند تا یزید به خیال خام خود آنان را کوچک کند، به این قانون الهی و آیه قرآن بی‌توجه است که: “تعزّ من تشاء”. امام سجّاد (ع) برای اینکه تهمت خارجی و از دین برگشته را از قافله پاک کند و جای شکی در تاریخ نگذاشته و آنرا صاف و زلال و محکم ارائه ‌دهد، خود را معرفی می‌کند: “انا ‌ابن رسول‌الله. انا ابن علی المرتضی….” من پسر رسول خدایم، من پسر علی مرتضایم، تا آنجا که همه را متأثرکرده و حاضرین خطاب به یزید اعتراض می‌کنند که ای یزید تو که می‌گفتی اینها شورشی و خارجیند.

درهمین‌جا زینب(س) یزید را هم به عذاب الهی هشدار می‌دهد و هم توجه او را به ضبط در تاریخ جلب میکند و می‌فرماید: ” اگر از خدا نمی‌ترسی و به روز جزا ایمان نداری از رسوا شدن در تاریخ بترس، ای یزید مکر خود را به کار بر و کوشش خود را دنبال کن و هر چه می‌توانی انجام بده، به خدا قسم ننگ و رسوایی آنچه با ما کردی هرگز قابل شست‌و‌شو نیست و جای این بدنامی را هرگز نیک‌نامی نخواهد گرفت”‌. این کلام زینب (س) نه در آینده دور بلکه در همان مجلس یزید جامه عمل پوشید و بعضی لب به اعتراض گشودند. و پس از آن نیز حتی در۷۰ سالی که بنی امیه خلافت و قدرت اسلامی را به دست داشتند، امانتداری تاریخ اجازه نداد که چهره تابناک عاشورا تغییر یابد و چهره تاریکی جای آن را بگیرد.



زینب(س) صراحتاً به یزید می‌گوید: ای یزید، گمان کرده‌ای که با کشتن مردان حق ، بزرگ شده‌ای و لطف خدا شامل حالت شده است؟ و چون می‌بینی به ظاهر پیروزی، و دنیا بر وفق مراد است مغرور گشته و سخن خدا را فراموش کرده‌ای که فرمود: “ولا یحسبّن‌الّذین‌ کفروا انمّا نملی لهم خیرٌ لانفسهم، انمّا نملی لهم لیزدادوا اثماً”. “کافران گمان نکنند که اگر مهلتی به آنها داده‌ایم این مهلت به خیر آنهاست، بلکه آنها را مهلت داده‌ایم که تا برگناه خود بیفزایند.”

و سپس برای اینکه غرور یزید را بشکند در مقابل چشم عده‌ای که به قصد دیدن شورشی‌ها آمده بودند و هلهله می‌کردند، توجه یزید را به نکته تاریخی فتح مکه جلب می‌کند که در آن روز رسول خدا، او و پدر او و ابوسفیان و خاندانش را آزاد کرد و از این فرصت برای معرفی کاروان خود استفاده می‌کند که: “ای پسر آزاد شدگان، عدالت و انصافت کجاست؟ زنان و کنیزان خود را پرده‌نشین کرده‌ای اما دختران رسول خدا را بی‌پناه بر شترهای تندرو نشانده و به دست دشمنان سپرده‌ای تا از شهری به شهر دیگر برند؟”

در انتهای خطبه حضرت برای اینکه ماهیت اصلی کار خود را که همانا عمل برای رضای خداست هویدا سازد رو به یزید می‌کند و با صراحت و علی‌وار می‌گوید: “خدایا حق ما را بگیر و از کسانی که بر ما ستم کرده‌اند انتقام بکش، ای یزید به خدا قسم که پوست خود را کندی و گوشت خود را بریدی و به زودی بر رسول خدا وارد می‌شوی و خواهی دید که به کوری چشمت فرزندان او در بهشت برین جای دارند همان روزی که خداوند عترت رسول خدا را از پراکندگی برهاند”.” ولا تحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون” هر گز کسانی را که در راه خدا کشته میشوند مرده مپندارید، بلکه زنده‌اند و در نزد خدا روزی می‌خورند”.

واقعه عاشورا نه تنها همه‌اش درس است بلکه نوع تاریخ نگاریش، آن هم در زمانی که وسایل ارتباطی بسیار محدود بوده است، آموزنده است. آن‌هایی که قصد دارند تاریخ را به کام خود نگارش کنند بدانند شفافیت آینه تاریخ همیشه پابرجا خواهد بود و اگر چند صباحی هم گردی بر روی آن بنشیند، روزی آن گردها کنار می‌رود و واقعیت‌ها خود را می‌نمایاند، حتی اگر زمان این غبار گرفتگی حدود ۱۰۰ سال و درباره شخصی همچون علی(ع) باشد که سبّ او بر بالای منابر توسط حاکمان به صورت دستوری و سنتی در آمده بود. پس اگر از هیچ چیز حتی از حسابرسی قیامت ترسی و واهمه‌ای نداریم از رسواسازی تاریخ بترسیم که تا ابد در برابر عالمیان محکوم خواهیم بود. و بدانیم که آنهایی که به تاریخ مراجعه می‌کنند به محکمات آن توجه دارند نه به متشابهات.
زهرا ربانی املشی

دفاعیه عماد بهاور در دادگاه تجدیدنظر: حاضر به اعتراف کذب تلویزیونی نشدم + PDF

دفاعیه عماد بهاور در دادگاه تجدیدنظر:
هیچ کاری برخلاف قانون و شرع و اخلاق انجام نداده‌ام که نیازمند ابراز ندامت باشد
ادامه راه سبز(ارس): عماد بهاور، از زندانیان بعد از انتخابات، چندی پیش به ۱۰ سال حبس و همین مقدار محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. او در سال ۸۸ چهار بار بازداشت شد که دفعه اول، پیش از انتخابات و آخرین بار، روزهای آخر اسفند ۸۸ بود. او از آن زمان تاکنون، بدون یک روز مرخصی، در زندان مانده است.

به گزارش تحول سبز، حکم بهاور در حالی از سوی قاضی صلواتی صادر شد که در همان روزهای اول بازداشت، بازجوی وزارت اطلاعات در تهدید خانواده گفته بود که عماد را ده سال به زندان می اندازیم و این تقارن وعده بازجو حکم دادگاه چندان اصالتی برای دستگاه قضایی باقی نمی گذارد.

عماد بهاور در آستانه برگزاری دادگاه تجدید نظر، دفاعیه مفصلی تهیه کرده است که پیش از آنکه دفاعی باشد از حقوق از دست رفته، نشان می دهد که این عضو جوان نهضت آزادی تا چه اندازه به قانون و فعالیت قانونی آشنا بوده و توانسته مانند وکیلی متبحر، دفاعیه ای حقوقی و مستدل تهیه کند.

جرم عماد بهاور، آن‌گونه که دادگاه اعلام کرده عضویت در نهضت آزادی، جلسه با سران نهضت و فعالیت تبلیغی علیه نظام عنوان شده و عماد بهاور توضیحات مبسوطی درباره رای دادگاه داده است و نشان داده که تا چه اندازه این حکم از عدالت به دور است.

بهاور می گوید اگر عضویت در نهضت آزادی جرم باشد که بنابر هیچ رای دادگاه و قانونی جرم نبوده است، با این جرم چندین مجازات در نظر گرفته شده است. او روشن کرده است که آنچه دادگاه به عنوان فعالیت علیه امنیت نظام تلقی کرده، چیزی نبوده جز فعالیت در ستاد ۸۸ و حمایت از نامزدی قانونی میر حسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری.

آنچه در ادامه ، متن كامل دفاعیه عماد بهاور است كه بصورت فايل pdf جهت دانلود در اختيار شما قرار ميگيرد:

متن کامل دفاعيه عماد بهاور در دادگاه تجديدنظر
جهت دريافت (فايل pdf) بر روي تصوير زير كليك نماييد

حجم فايل جهت دانلود 239 كيلوبايت

۱۱/۰۴/۱۳۸۹

نشريات سبز: «كـلـمـــه» شماره ۴۲ ؛ «اعتماد ملـّي» شماره ۲۱ ؛ «قلـم‌سبـز» شماره ۳۳ و ۳۴

آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
شماره ۴۲ روزنامه "كـلـمـــه" ؛ شماره ۲۱ روزنامه "اعتماد ملـّي" ؛ شماره ۳۳ و ۳۴ روزنامه "قلـــم سبـــز"

ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه يك شنبه و دوشنبه سوم و چهارم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره ۴۲
آمارهايي كه گم ميشوند!
روزنامه كلمه - دوشنبه چهارم بهمن - شماره 42

روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۴
دولت و فساد
جعفر پناهي با نقل قولي از عماد بهاور به قاضي مي گويد: اگر شجاعت داريد، قضاوت آخرت‌تان را به او واگذار كنيد!
سی و چهارمین شماره از روزنامه اینترنتی «قلم سبز»، روز دوشنبه چهارم بهمن ماه ٨٩، با محوریت «اقتصاد» و عنوان "دولت وفســـاد"، منتشر شد و در اختیار کاربران و مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش وبگاه قلـــم سبز، سرمقالۀ امروز قلم سبزِ اقتصادی، با عنوان "دولت و فساد"، خاطرنشان می سزد "شواهد موجود بیش از هر زمان دیگری رخنۀ فساد در عمق وجود دولت را تایید می کند. در واقع در گذشته هیچگاه فساد در دولت، ساختار یافته، رسمیت داده شده و به این میزان علنی نبوده است. خبرهایی نیز دال بر انتشار اسامی مقامات رسمی دولت توسط سایت ویکی لیکس است، که در بانک های سوییس حساب بانکی دارند."

در ادامه ضمن اشاره به گوشه های از فساد و سوء مدیریت و موارد مشابه، آمده است "... در چنین شرایطی، با آزادسازی قیمت ها، دامنه فقر و نابرابری گسترش یافته و گروههای بیشتری از مردم خصوصا طبقه متوسط، به زیر خط فقر سقوط می کنند و ...در مقابل نابسامانی ها نیز، بسیاری از مقامات در پاسخ به سوال درباره اینکه از کجا آورده اند، با فراغ خاطر به حمایت و تایید برخی از مقامات برای هرزه گری اقتصادی و مالی اشاره می کنند و تحت حمایت پولادین ایشان قرار می گیرند..."

اخباری از اقتصاد، اجتماع، سیاست و زندانیان سیاسی، در ستون های دیگر قلم سبز چهارم بهمن ماه مورد مرور و بازخوانی قرار گرفته است .

روزنامه قلم سبز - دوشنبه چهارم بهمن - شماره 34

روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۱
تقدير كروبي از ايستادگي خانواده عرب سرخي
روزنامه اعتمادملي - يكشنبه سوم بهمن - شماره 21

روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۳
شماره سی و سوم از روزنامه اینترنتی «قلم سبز»، یکشنبه سوم بهمن ماه ٨٩، با محوریت «زنان» و عنوان "افزایش زاد و ولد به قیمت کاهش کیفیت زندگی زنان"، منتشر و در اختیار کاربران و مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش وبگاه قلـــم سبز، در سرمقالۀ امروز با نیم نگاهی به مخالفت های رئیس دولت به برنامه های تنظیم خانواده و کنترل جمعیت، و ادعاهای اخیر او مبنی بر اینکه "افزایش جمعیت باعث بهبود وضعیت مردم می شود"، به سخنان اخیر او در یزد اشاره می کند که مدعی شده بود "وقتی تعداد بچه ها در خانواده ای ۶ باشد، بچه ها نخبه می شوند... نخبگان درجه یک را ببینید، همه در خانواده های ۵ و ۶ و ٩ تایی بزرگ شده اند"، و ادامه داده بود که "شعار دو بچه کافی استف متعلق به نظام لیبرالیست و اومانیستی غربی است که می گوید بچه مزاحم است، برو لذت ببر... و اول انقلاب ٣۵ میلیون جمعیت داشتیم و امروز با ٧۰ میلیون جمعیت، وضع مردم بهتر است..."

این سرمقاله بعد از تحلیلی پیرامون این موارد و رویکرد به تحقیقات مراکز مختلف در خصوص این موضوع، در بخشی دیگر نیز خاطرنشان می کند "افزایش زاد و ولد و جمعیت باعث می شود که زنان بیشتر درگیر مسائل فرزندان خود باشند، و کمتر فرصت پیدا کنند تا در عرصه های اجتماعی حضور داشته باشند... و همین سبب می شود که به تدریج از موقعیت و منزلت شان در خانواده و جامعه کاسته شود... و یقینا یکی از دلالیلی که دولت محمود احمدی نژاد به طور جدی چنین طرحی را در مورد زنان پیگیری می کند، مقابله با زنان و دختران آگاهی است، که بدنه اصلی جنبش را تشکیل می دهند..."

اخباری از زندانیان سیاسی زن، جنبش زنان، و همچنین زندانیان سیاسی، در ستون های دیگر قلم سبز سوم بهمن ماه مورد پوشش و مرور و بازخوانی قرار گرفته است .
روزنامه قلم سبز - يكشنبه سوم بهمن - شماره 33

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe

۱۱/۰۳/۱۳۸۹

مولای من، آقای من، مهدی جان؛ سلام !

مولای من، آقای من، مهدی جان؛ سلام !
ادامه راه سبز(ارس): آنقدر از مولای غایب از نظر گفتند و گفتند، آنقدر مدعیان دروغین روایت جعل کردند، آنقدر دین فروشان حکایت تشرف نقل کردند، آنقدر دکانداران عرفان درمکاشفاتشان، مولایمان را تبلیغ کالای عرفان دروغین‌شان کردند، آنقدر زاهدان شب زنده دار خوابش را دیدندو معبران بارگاه تعبیر به خیر کردند که دیگر مردمان حق و باطل را گم کردند، سره از ناسره نشناسند، فرق اصل و بدل ندانند، لعل و خزف در برشان یکسان است. پس همه را به دور انداختند، همه چیز را منکر شدند، امروز اگر حجت حق، مهدی منتظر روحی له الفداء تکیه بر کعبه زند و با هزار معجزه آشکارفریاد ” ان بقیة الله ” سر دهد، این مردمان باور نمی‌کنند!

می‌خواستم چند سطری برای مولایم نامه بنویسم و درد دلی کنم، با خود گفتم، مگر او امام زمان من نیست، مگر او نمی‌بیند که چه می‌کشم، مگر نه این که ما را به امام زمانمان ارجاع داده‌اند، پس دردم را به خودش می‌گویم و از خودش جواب می‌خواهم.

کاغذ و قلمی برداشتم، مکثی کردم، عنوان نامه چه باشد؟ مگر نه این که او حجة الله است، خلیفة الله است، خلیفه رسول الله است، تنها مقام عظمای ولایت است، معظم است و معظم زاده، از سلاله اولیا ست، خاتم اوصیاست، منجی عالم است، منتقم زهرا و حیدر است، خونخواه حسین است، صاحب الامر است، از اصلاب شامخه و ارحام مطهره است، عین الله است، اذن الله است، ید الله است، سیف الله است، ولی الله است، او بقیة الله اعظم است، پس بالای نامه ام نوشتم:

” مقام عظمای ولایت، بقیة الله الاعظم، حضرت حجة ابن الحسن المهدی المنتظرروحی و ارواح العالمین لک الفداء “ بعد خواستم نامه را آغاز کنم، دیدم نه، نمی‌توانم بنویسم، آخر جدش امیر مومنان علیه السلام فرمود : با ما چون سلاطین سخن نگویید” دیدم مولای من نمی‌پسندد که با قطاری از القاب بلند و بالا خطابش کنم، من هم با آن همه القاب دیگر نمی‌توانم درد دل کنم، کاغذم را عوض کردم و در حالی که اشک می‌ریختم و صدای مداح اهل بیت که خودمانی با مولایمان حرف می‌زد را می‌شنیدم، نامه را چنین نوشتم:

مولای من، آقای من، مهدی جان،سلام؛ پسر فاطمه، سلام؛ یادگار حیدر، سلام؛ منتقم حسین، سلام؛ پدر و مادرم به فدایت، سلام؛ جانم بقربانت، سلام؛

دل تنگ توست، کجایی؟ تا کی فراغ؟ تا کجا حیرانی؟ تا کی بی کسی؟ تا کجا سرگردانی؟ مگر نمی‌بینی، با نام توچه ها که نمی‌کنند! راویان چه روایت می کنند ؟ عابدان چگونه عبادت می‌کنند ؟ شافعان که را شفاعت می‌کنند ؟ فقیهان مکتب نرفته دعوی فقاهت می‌کنند ! مراجع هزار هزار مرجعیت می‌کنند ! زاهدان تظاهر به زهد و ریاضت می‌کنند ! عارفان جعل معرفت می‌کنند ! مجاهدانِ خانه نشین لاف مجاهدت می‌کنند ! حافظان از دینی دگر حفاظت می‌کنند ! حامیان ازطاغوت حمایت می‌کنند ! معاشران با یاری دگر معاشرت می کنند ! مصاحبان با غیر مصاحبت می‌کنند ! دلبران با دیو خلوت می‌کنند ! تاجران خسران تجارت می‌کنند ! معامله‌گرانان غش در معاملت می‌کنند ! قاضیان به رشوه قضاوت می‌کنند! مجلسیان با دوزخیان مجالست می‌کنند! والیان به نیابت تو ولایت می‌کنند! حاکمان به حکم تو حکومت می‌کنند! امرا به اذن تو امارت می‌کنند! وزرا برای تو وزارت می‌کنند! مدیران در سایه تو مدیریت می‌کنند! حتی خائنان با نام تو خیانت می‌کنند! مزاحمان به نام تو مزاحمت می‌کنند! عشرتگران نیز با پول تو عشرت می‌کنند! جاهلان در کشور تو جهالت می‌کنند! و جانیان با اسم تو جنایت می‌کنند! و چون همه بد می‌کنند، شاکیان از تو شکایت می‌کنند! و این درد من است.

مولای من؛ تو از همگان پنهانی، اما همه اینها از تو خرج می‌کنند، ما تو را نمی‌بینیم و صدایت را نمی‌شنویم، اما این همه خواب و مکاشفه و روایت بر منبرها ز چیست؟ آقای من؛ دیروز جوانی برایم نامه نوشته بود، او بی کسی ام را به رخم کشید، او مرا یتیم یافته بود، نوشته بود، باشد می‌پذیرم که امام شما غایب است تا دشمنانی که اجداد طیبین و طاهرینش را کشتند او را هم نکشند، می‌پذیرم که مصلحت در پنهان بودن از انظار است، می‌پذیرم که تا یاور نداشته باشد قیامش بی‌معناست، می‌پذیرم که باید جامعه آماده ظهور شود و مردم او را بخواهند، اما چگونه است که ما باید برای ظهور او و آگاهی مردم تلاش کنیم و او که علم لدنی دارد، او که تفسیرقرآن امیرالمومنین علیه السلام را همراه دارد، او که ذوالفقار علی و عبای پیامبر(ص) را به یادگار دارد، او که خاتم ولایت بر انگشت دارد، چرا در هدایت ما کاری نمی‌کند، امروز که دنیای مجازی گسترده است، می‌توان پنهان بود و در دنیای مجازی معارف ناب نبوی و علوی را منتشر کرد، می‌توان بدون حضور و در فضای اینترنت پاسخ یاوه‌گویان را داد، می‌توان مدعیان دروغین را رسوا کرد، و من دیدم فقط و فقط می‌توانم دست به دامان خودتان شوم، من از شما جواب می‌خواهم، چه بگویم به جوانی که مرا به چالش کشیده است؟

مولای من چه می‌شد که در یک سایت، معارف ناب علوی از سر چشمه مهدوی منتشر می‌شد؟ دیگر همه مدعیان دروغین بساط خویش جمع می‌کردند و دکانشان می‌بستند، چه می‌شد که تفسیر قرآن مهدی زهرا در اختیار مردم قرار می‌گرفت، آنوقت دیگر هر کسی به خیال خود ره افسانه نمی‌زد.

آقای من دردی در سینه دارم که درمانش تویی تو.
والسلام علیکم و رحمة الله
سرباز کوچک سپاهتان
مهدی
۳ بهمن ۱۳۸۹

چرا دولت آمارهای اقتصادی را منتشر نمی‌کند؟

چرا دولت آمارهای اقتصادی را منتشر نمی‌کند؟

ادامه راه سبز(ارس): مدت‌هاست که هیچ آماری منتشر نمی‌شود. این ایراد فقط به مرکز آمار وارد نیست. نهادهای تولیدکننده آمار هم سکوت کرده‌اند. آخرین آماری که بانک مرکزی از وضعیت اقتصادی منتشر کرده مربوط به ۳ ماه اول سال جاری است. معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی هم که زمانی شاخص‌های کلان کشور را تهیه می‌کرد و براساس چشم‌انداز مشخص می‌کرد که چقدر نسبت به سال قبل پیشرفت حاصل شده، عملا کرکره را پایین کشیده است. در چنین شرایطی مشخص نیست که برخی آمار و ارقام که مورد استناد مسوولان قرار می‌گیرد بر پایه چه ادله و کار تحقیقی است.
به گزارش ایلنا، آخرین مبادله آمارها به روزهای انتخابات ریاست جمهوری باز می‌گردد؛ زمانی که کاندیداها برای نقد یکدیگر دست به دامان آمار می‌شدند و عملکردها را نقد می‌کردند. از آن زمان تاکنون آمار جامع و کاملی از وضعیت اقتصادی کشور منتشر نشده است. تنها گزارش‌های گاه و بی‌گاه بانک مرکزی است که به برخی شاخص‌های کلان از جمله وضعیت انرژی، کشاورزی، تحولات مالی دولت، بودجه و یا عملکرد بازرگانی اشاره دارد، هرچند مدت‌هاست که از برخی بخش‌های اقتصادی کشور خبری منتشر نمی‌شود.

قهر آمارهای صنعتی با اقتصاد کلان

آخرین آماری که از شاخص‌های حوزه صنعت و معدن منتشر شده مربوط به سال ۸۶ است. از عمر وزارت علی‌اکبر محرابیان کمتر از یک‌سال می‌گذشت که بانک مرکزی اعلام کرد نرخ رشد بخش صنعت و معدن ۴درصد طی سال ۸۵ و ۸۶ بوده است. این آمار در شرایطی منتشر می‌شد که وزارت صنایع و معادن از رشد بالای ۱۰درصد بخش صنعت و معدن خبر می‌داد. انتشار این آمار سبب اختلاف‌نظر بین اعضای کابینه نهم شد. وزرات اقتصاد و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور از انتشار آمارها دفاع می‌کردند. با این حال علی‌اکبر محرابیان زیر بار آمار رشد ۴درصدی نرفت. به فاصله کمتر از یک هفته از انتشار این آمار، بانک مرکزی اعلام کرد که نرخ رشد صنعت و معدن ۸درصد است و به این ترتیب رشد صنعت و معدن در آخرین گزارش نظارتی برنامه چهارم توسعه ۱۱درصد به ثبت رسید. از آن تاریخ تاکنون هیچ آماررسمی از این حوزه منتشر نشده است. برای سال ۸۷ و ۸۸ اختلاف‌نظر بین مسوولان سازمان آمار و بانک مرکزی برای اعلام رشد صنعت و معدن بالاست. هرکدام از این نهادها توپ تعیین آمار را به زمین دیگری می‌اندازد.برای پژوهشگرانی که قصد بررسی وضعیت این حوزه را دارند علاوه بر این، آماری از رشد نسبی تولید ناخالص داخلی نسبت به رشد صنعت وجود ندارد. از سویی مشخص نیست آمارهایی که وزارت صنایع و معادن منتشر می‌کند چگونه و بر مبنای چه ملاکی اعلام می‌شود. مسوولا ن این وزارتخانه در مناسبت‌های مختلف از رشد و شکوفایی صنعت ومعدن طی ۵سال اخیر خبر می‌دهند و گاه مقایسه‌های آماری نسبت به سال‌های قبل دارند در حالی که مشخص نیست ملاک یا به عبارتی متر این سنجش چیست.

فرار شاخص‌های کلان

بی‌تردید یکی از ملاک‌های سنجش و پیشرفت هر کشور در برنامه‌ریزی سالانه و برنامه‌های بودجه، مشخص کردن آمارهاست. دولت باید برای تعیین میزان رشد خود در بخش‌های کلان اقتصادی ازجمله نقدینگی، تورم، بیکاری، ضریب جینی، تولید ناخالص داخلی و… بسیاری از شاخص‌های موثر در توسعه کشور به‌صورت فصلی و یا سالانه عملکرد خود را منتشر کند و برای ارزیابی کارشناسان و افکار عمومی در اختیار آنها قرار دهد. با این حال از آخرین گزارش رسمی دولت بیش از ۳سال می‌گذرد. دولت براساس فصل ۱۵ قانون برنامه چهارم مکلف بود که گزارش نظارتی برنامه چهارم را منتشر کند با این حال این گزارش نه تنها منتشر نشد بلکه هر بار اعلام شد این گزارش‌ها در دست انتشار است.

رتبه هجدهم!

یک ماه پیش بود که محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد که جایگاه ایران در بین کشورهای جهان از لحاظ شاخص‌های اقتصادی در پله هجدهم است. به فاصله کمتر از چند روز از اعلام این خبر، مجمع جهانی اقتصاد در گزارشی از شاخص‌های اقتصادی ۱۹۲ کشور جهان، ایران را در پله ۶۹ جهان قرار داد. این جایگاه در شرایطی اعلام شده بود که در جداول مقایسه‌ای این مجمع جای بسیاری از شاخص‌های کلان به دلیل اعلام نشدن آمارها و قدیمی بودن آنها خالی بود. با این حال مشخص نیست اعلام این آمار بر مبنای کدام کار پژوهشی صورت گرفته است. آخرین آماری که بانک مرکزی منتشر کرده مربوط به سال ۸۸ است. در همین آمار هم جای برخی شاخص‌ها ازجمله رشد اقتصاد و رشد صنعت و معدن خالی است. سایت مرکز آمار هم بعد از اعلام نرخ بیکاری ۳ ماه اول سال جاری رسما تعطیل شد؛ چرا که اعلام این آمار منجر به اختلاف‌نظر بین وزارت کار و مرکز آمار شد. اکنون که قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در دست اجراست جای این سئوال برای پژوهشگران باقی است که متر سنجش وضعیت اقتصادی کشور بعد از اجرای این قانون چیست و چگونه می‌توان به این نتیجه رسید که فاصله دهک درآمدی کاهش یافته و عدالت برپا شده است؟