بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

‏نمایش پست‌ها با برچسب تجمعات و راه پیمایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تجمعات و راه پیمایی. نمایش همه پست‌ها

زمین سوخته و بذرهایی که باید کاشت

0 نظرات
آبادی هایی بر ویرانه های کاخ امپراتوری دروغ:
زمین سوخته و بذرهایی که باید کاشت

ادامه راه سبز(ارس): این روزها ایران ما، ایامی سخت شگفت را می گذراند. مدعیان دیروز بصیرت، امروز کام بر بسته اند و از بی بصیرتی خود در حیرتند، همان ها که همه تریبون ها و رسانه هایی که قرار بود سیمای شعور بالای مردم این سرزمین دارای فرهنگ و تمدن دیرینه باشد را به خدمت گرفتند تا به دیگران اثبات کنند که تنها زمامداران زر و زور و تزویرمدارند که دارای بصیرتند و دیگران در وادی های پیچ در پیچ جهل و گمراهی سرگردان. همان ها که بر یاران دیروز زبان به شماتت گشودند که چگونه خواسته و ناخواسته بازیچه دست دشمنان ملک و دین شده اند. همان ها که لشگری از فرصت طلبان دون مایه را برانگیختند تا با برپایی دوره های بصیرت افزایی، هم چند روزی بر عمر صندلی قدرتی که آفتابش بر لب بام است بیفزایند و هم جیب های بی انتهای خود را پر کنند.

این روزها اما، کوس رسوایی مدعیان بصیرت در میان عوام و خواص پرطنین تر از آن است که اجازه دهد راه چاره ای پیش پای اقتدارگرایان بی اعتبار گشوده شود. این روزها بازیگران و کارگردانان کارناوال های نهم دی( همان ها که پیش از آن کارناوال ها از عاشورا ساخته بودند) در تلاشی بلیغ برای تبرئه خود و یافتن مقصرند: یکی به دنبال باطل السحر می گردد تا محبوب دیروز و مغضوب امروز را غسل تعمید دهد، دیگری به زیرپا گذاشتن اصول و اصولگرای اش به بهانه ضرورت از میدان بدر کردن حریف توانا اعتراف می کند، و آن دیگری تلاش می کند تا نورسیده ای را که با جان و دل و تمام قامت و به بهای نادیده گرفتن حق مردم و چشم بستن بر جنایات کارگزارانش و طرد و دل آزردگی دوستان قدیمش حمایت کرده، دو سالی دیگر بر مسند قدرت نگه دارد تا هم برای بازسازی آبروی برباد رفته خویش فرصت داشته باشد و هم اردوگاه آشفته ای که با بحران ریزش روزافزون نیروهای وفادار دست به گریبان است را سروسامانی بخشد.

دیگر نیازی نیست که دوراندیشی میر و شیخ را به یاد فریب خوردگان سرمست پیروزی دروغین دیروز و آشفته حالان شرمنده امروز بیاوریم: این روزها هر دو ایرانی که به هم می رسند، هشدارهای میر و شیخ به مردم درباره عواقب سهمگین حاکمیت دروغ و ریا و دولت متکی به رمالی و جن گیری و دولتمردان ناکارآمد متوهم و ماجراجو در مناظره های تلویزیونی را برای یکدیگر بازگو می کنند. همه نیز می دانند که قرار نبوده و نیست که آفتاب حقیقت برای همیشه پشت ابرها باقی بماند، چه این سنت و وعده خداوند است که در آزمون های بزرگ، تمایز راست کرداران از دروغگویان را آشکار سازد. اما آنچه دلسوزان این آب و خاک را نگران می کند و سید نجیب و شیخ مصلحت اندیش را نگران ساخته، زیان های بزرگ و هزینه های هنگفتی است که طی این طریق ببار آورده: اقتصادی ورشکسته و غیرعقلانی که حاصلش کشاورزی و دامداری در حال احتضار، ثروت های ملی برباد رفته، صنعت نفت رو به زوال، چرخ های تولید از حرکت ایستاده و بازرگانی نامطمئن و در بند تحریم هاست؛ بحران های اجتماعی که دم به دم آب شور به پای نهال نازه رسته اعتماد مردم به حکومت می ریزد و ناهنجاری های اخلاقی را چون آفتی فراگیر بر نهادهای بنیادین خانوادگی و روابط اجتماعی می افشاند؛ حراج شأن و منزلت و عزتی که با سختکوشی بسیار و در طی زمان برای بازسازی اعتبار بین المللی ایران به دست آمده، و شیوع بیماری انحطاط در ایمان و اخلاقی که شالوده هویت ایرانی را شکل داده که بزرگترین سرمایه ملی ما به شمار می رود. آیا حفظ گوی قدرت و نگهداشت آن به هر قیمت در میان کسانی که به اندیشه یک فرد نزدیک ترند، ارزش برباد دادن این همه سرمایه و ویران ساختن یک تمدن دیرینه را داشت؟ ضرورتی ندارد برای یافتن پاسخ این پرسش به انتظار داوری تاریخ بنشینیم: سرانجام کار خودکامگان هم اینک و هر روز و هرجا پیش چشمانمان در نمایش است. شکی نیست که این توفان تاراج گر نیز بمانند همه ستم پیشگی های گذشته از این خاک می رود، و ما می مانیم و زمین سوخته ای که باید سال ها در معرض آفتاب و باران بماند تا بار دیگر توان باروری یابد.

اما شاید هنوز هم دیر نشده باشد، شاید هنوز هم بتوان این کشتی نیمه درهم شکسته را به ساحل امن رساند، شاید هنوز هم بتوان بذرهای امید در دل این خاک کاشت، شاید بر ویرانه های کاخ امپراتوری دروغ بتوان آبادی هایی بنا کرد که مردمان آن برای همیشه با دروغ و دروغگویی وداع گویند، اگر و تنها اگر که به سنت دیگر خداوندی نیز ایمان بیاوریم که سرنوشت هیچ ملتی دگرگون نمی شود، مگر به خواست خود آن ملت. اگر گذر این سال های پرمحنت و رنج تنها یک درس برای آموحتن داشنه، بدون تردید این است که تلالوهای گاه و بیگاه مصلحت اندیشی های فردی در مقابل صلابت عقلانیت جمعی، چقدر بی قیمت است.
كلمه
ادامه مطلب ...

ذوالنور روحاني تندروي نظامي: در 25 بهمن، نیروی انتظامی مرعوب بزرگی جمعیت شد

0 نظرات
اعتراف ذوالنور به ناتوانی جریان اقتدارگرا از سازماندهی جمعیت هوادار

ادامه راه سبز(ارس): یک چهره تندرو نظامی- روحانی با اعتراف به اینکه جنبش سبز با همه سرکوب‌های انجام شده، در صورتی که اجازه تجمعی داده شود، هنوز هم قدرت سازماندهی جمعیت را دارد، از ناتوانی جریان اقتدارگرا در گردآوری جمعیت برای مراسم‌ها و تجمعات تشریفاتی ابراز نگرانی کرد.

به گزارش کلمه، مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه، هفته گذشته در یک محفل خصوصی که تعدادی از طلاب حوزه علمیه قم و روحانیون مورد وثوق وی در آن حضور داشتند، به تشریح دیدگاه های خود درباره مسایل روز پرداخت و در پاسخ به سوالی درباره علت دستگیری و ضرب و شتم حجت‌الاسلام نوراللهیان، از اعضای سابق بیت رهبری و مسئول سابق حوزه های علمیه خارج از کشور، در مراسم تشییع جنازه پدر مهندس موسوی گفت: آقای نوراللهیان که شما می شناسید، خیلی تغییر کرده است. او یکی از مصادیق خواص بی بصیرت است که در سالهای اخیر رفته رفته از آقا فاصله گرفته است و متاسفانه هنگام دستگیری هم شدیدا علیه آقا در حال شعار دادن بوده و به ایشان هتاکی کرده است. لذا دوستان مجبور به دستگیری او شده اند.

حجت‌الاسلام نوراللهیان که ذوالنور به بازداشت او اشاره کرده و به دروغ اتهام هتاکی را به او نسبت داده، از اعضای خانواده شهدا و نیز از روحانیون فعال در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری است که روز یازدهم فروردین‌ماه امسال در حاشیه مراسم تشییع پیکر مرحوم حاج میر اسماعیل موسوی، پس از ضرب و شتم شدید، دستگیر شد و برای چند روز در زندان اوین بازداشت بود. او که برادر دو شهید است، سابقه حضور در جبهه‌های دفاع مقدس، معاونت وزارت اطلاعات و نیز فعالیت در بیت رهبری تا پیش از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را در کارنامه خود دارد و جالب است که این شخصیت مورد احترام اصولگرایان و اصلاح طلبان، اکنون از سوی یک چهره تندرو، به عنوان خواص بی بصیرت متهم می‌شود.

ذوالنور درباره علت ممانعت از برگزاری آرام و مسالمت آمیز مراسم تشییع جنازه مرحوم میر اسماعیل موسوی نیز گفت: راستش را بخواهید ما نمی توانیم اجازه هیچ گونه تجمع و راهپیمایی را به اینها بدهیم. چون به محض اینکه فرصتی پیدا می کنند، جمعیت انبوهی را جمع می کنند. نمونه آن همین ۲۵ بهمن بود که پرسنل نیروی انتظامی در همان اوایل کار مرعوب بزرگی جمعیت شدند و اگر بچه های سپاه و بسیج به موقع عمل نمی کردند، معلوم نبود چه اتفاقی بیفتد.

این روحانی شاغل در نیروهای نظامی افزود: ما با همه امکاناتی که در اختیار دوستان می گذاریم، اما هنوز نمی توانند جمعیت مناسبی را برای سفرهای رهبری به صحنه بیاورند؛ نمونه آن در همین سفر اخیر به قم بود، به گونه ای که جمعیت برخی جلسات تکراری شد.

ذالنور در بخش دیگری از سخنان خود ضمن گلایه به حضار گفت: در جلسات و تجمعات حتی همان افراد ثابت و همیشگی هم دیگر به طور مرتب شرکت نمی کنند.

وی با اشاره به تعداد کم شرکت کنندگان در نماز جمعه قم گفت: اگر نماز جمعه قم در حرم حضرت معصومه برگزار نشود که همواره زوار شهرستانی در حرم حضور دارند، شاید جمعیت آن کمتر از نصف میزان جمعیت فعلی باشد.

این روحانی تندرو به جای اینکه به آسیب شناسی علت حضور نیافتن مردم در نمازجمعه بپردازد، در ادامه اظهار داشت: در گذشته بسیاری از فضلا و مدرسین حوزه در نماز شرکت می کردند و تلویزیون تصویر آن ها را نشان می داد، اما الان با وجود توصیه هایی که به آن ها شده است، باز حضور معنی داری ندارند. البته ممکن است این عدم حضور ناشی از نوعی تنبلی و کاهلی باشد!

وی در ادامه با انتقاد شدید از عدم تحرک و انفعال نیرو های به زعم وی هوادار نظام گفت: با وجود حمایت ها و پشتیبانی های گسترده و مختلفی که صورت گرفته، هنوز دوستان ما نتوانسته اند فضای اینترنت را تحت تاثیر حضور خود قرار دهند و متاسفانه به گفته ایشان جریان فتنه حضور پر رنگ و قوی دارد. البته بسیج و سپاه کارهایی را در خصوص تسخیر فضای مجازی در دستور کار خود دارد.

این روحانی حامی دولت به تجربه نیروهای سرکوبگر در دو سال گذشته اشاره کرد و گفت: در اوایل کار، بخشی از نیروها دچار رعب و وحشت شده بودند و برخی ناهماهنگی هایی هم وجود داشت؛ اما به تدریج با تدبیر مقام رهبری و هماهنگی های صورت گرفته، بحران مهار شد و اخیرا نیز با تدبیر ایشان موسوی و کروبی به حصر کشیده شدند و مدیریت فتنه به خارج از کشور منتقل شد، که در خارج هم به دلیل اختلافات گسترده بین خودشان و عدم ارتباط با داخل کشور، دیگر توان چندانی در هدایت جریان فتنه ندارند.

پیش از این هم علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه، در همایش بصیرت افزایی، بهداشت و سلامت خانواده های سپاهیان و بسیجیان در مشهد، گفته بود: امروز فضا برای برخورد با سران فتنه فراهم نیست؛ مشکل عمده در این راه برخورد و حمایت افرادی است که پس از برخورد مانند مجمع مدرسین قم و دیگران بیانیه می‌دهند؛ برخورد با سران فتنه باید هوشمندانه باشد؛ چراکه نباید مشکل را چند برابر کنیم و باید به فضای جامعه هم توجه کنیم.

ادامه مطلب ...

گزارش 10 اسفند تهران: مردم راه مقابله با خشونت و ایجاد هراس را آموخته اند

1 نظرات
گزارش کلمه از تجمع اعتراضی مردم در تهران:
مردم راه مقابله با خشونت و ایجاد هراس را آموخته اند

ادامه راه سبز(ارس): اگر چه نیروهای امنیتی و نظامی آموخته اند که چگونه با سرکوب و خشونت مانع پیوستن جمعیت در راهپیمایی های اعتراض آمیز شوند و اگر چه یاد گرفته اند که باید به هر قیمتی شده مانع اطلاع رسانی و تصویر برداری مردم حتی با موبایل از تجمعات شوند تا بتوانند روایت خود را در رسانه ها و نیز نزد بزرگتر های خود قالب کنند اما مردم نیز در چند تجمع اخیر چیزهای فراوانی به دست آورده اند و بسیار پخته تر شده اند. اینکه چگونه علیرغم اراده خشونت در نزد حاکمان حضور خود را نشان دهند و در عین حال حداقل آسیب را متحمل شوند و نیز ثابت کردند اگر صدای آنها را درگلو خفه می کنند اما اتفاق خوب دوباره دیدن یکدیگر را پاس می دارند. مردم همچنین آموخته اند اگر ثبت حضورشان را حتی از دریچه کوچک یک دوربین موبایل نتوانند تحمل کنند اما حاکمان را فهمانده اند که بیست ماه تهمت و دروغ چیزی از مطالباتشان نکاسته که هیچ آنها را به رویه ی پنهان حاکمان آگاه کرده است. مردم فهمیده اند راهی جز حضور مسالمت امیز نیست بلکه آنها دیده شوند و نادیده گرفته نشوند. انها راه مقابله با سبوعیت و خشونت را نیز فرا گرفته اند و صبر و استقامت را در مبارزه ای خاموش اما فرسایشی برای دیکتاتورها معنا کرده اند. مردم راه مقابله مسالمت آمیز با خشونت و ایجاد هراس را آموخته اند

امروز لااقل دو اتفاق افتاد. یکی اینکه مردمی که از این همه تهدید و هراس گذشتند، یکدیگر را دیدند و دیگری اینکه حاکمیت دانست که اگر بخواهد به این شکل ادامه بدهد لابد می تواند، اما با زور و تفنگ و ایجاد رعب و هراس و تهدید علنی مردم. لا اقل به صورت واضح خود می دانند این اسمش آن جمهوری اسلامی وعده داده شده نیست. حاکمیت رعب و سرکوب است.

***

امروز سه شنبه، تظاهرات اعتراضی طرفداران جنبش سبز در اعتراض به بازداشت رهبران جنبش سبز در تهران و دیگر شهرهای کشور برگزار شد. تجمعی که در تهران امروز از میدان امام حسین تا میدان انقلاب برگزار و با خشونت شدید نیروهای امنیتی و پلیس ویژه علیه معترضان همراه بود.

خشونت شدید نیروهای امنیتی و شعارهای معترضان

از ساعت پنج بعد از ظهر امروز مردم از نقاط مختلف شهر تهران راهی مسیرهای اصلی راهپیمایی شدند، حضور نیروهای امنیتی و نظامی در تهران در این روز در محدوده های مختلف شهر آنچنان پررنگ بود که با هیچ زمان دیگری در تجمع اخیر قابل مقایسه نبود، ماموران نقاب دار در این روز بیش از روزهای دیگر در خیابانها به چشم می خوردند، مامورانی که کیسه ای سیاه بر صورتشان کشیده و تنها دو چشمشان مشخص بود. گویی اینبار آنها نیز از خشم مردم می ترسند.

مردم از مسیرهای مختلف راهی میدان انقلاب، آزادی و امام حسین بودند که از همان ابتدای راه مورد حمله نیروهای پلیس و گارد ضد شورش قرار گرفتند. حتی مردمی که با آرامش در پیاده روها و به صورت فشرده بودند، ناگهان با یورش موتور سواران دولتی که از میان شان عبور می کرد مواجه شدند. موتور سورانی که بی توجه به مردم در حال عبور، قصد زیر گرفتن شان را داشتند وبر خورد آنها با مردم موجب زمین خوردن تعداد زیادی از مردم به ویژه میانسالان شد.

تعدادی از مردم که از این حرکت موتورسواران متعجب شده بودند، به سمت مغازه های باز می دویدند تا در آنجا پناه بگیرند اما ماموران با خشونت مردم را از این مغازه ها هم بیرون کشیده و درهای مغازه ها را نیز با زور و تهدید می بستند .

اما با این همه معترضان با وجود این خشونت ها با شجاعت شعار” مرگ بر دیکتاتور” و “یا حسین میر حسین ” “یا مهدی ،شیخ مهدی “را سر می دادند. هرچند این جمعیت ها نیز با حمله سازماندهی شده نیروهای امنیتی مواجه می شدند که قصد متفرق کردن معترضان را داشتند یا با شلیک گاز اشک آور از تجمع بیشتر طرفدارن جنبش سبز جلوگیری می کردند .

بوق های ممتد و دستگیری های گسترده

در این روز اما مردمی که سوار بر خوردروهایشان بودند هم با صدای بوق های ممتدشان به مردم معترض پیوسته بودند و آنها راهمراهی می کردند.

تعدادی از مردم از جمله خبرنگاران کلمه که قصد عکسبرداری از تجمع های اعتراضی مردم را داشتند با خشونت و یا حتی دستگیری توسط نیروهای امنیتی مواجه شدند. نیروهای پلیس ضد شورش تعدادی از کسانی را که دستگیر کرده بودند با دستبند به نرده های اطراف خیابان بسته بودند، طوری که همه مردم آنها را می دیدند. این در حالی بود که در تجمع های گذشته بازداشت شدگان را خیلی زود به ماشین های مخصوص که در همه جای شهر نیز امروز دیده می شد منتقل می کردند. عده ای از مردم می گفتند که این کار نیروهای پلیس برای ایجاد رعب و وحشت است در حالی که ما نباید از این حرکات نمایشی بهراسیم .

استفاده از باتوم و شوکر و شلیک گلوله های هوایی

در این روزهم مثل همه روزهای اعتراض های پس از انتخابات ۸۸ مهمترین ابزار دولت برای سرکوب کردن معترضان استفاده از باتوم بود، هر چند نیروهای بسیج امروز به طور گسترده از شوکر برقی هم برای متفرق کردن جمعیت استفاده می کردند، همچنین شلیک هوایی چه با اسلحه هایی که توپ پلاستیکی شلیک می کردند و چه با دیگر سلاح ها از دیگر راه های ایجاد رعب و وحشت در میان معترضان بود .

نیروهای بسیج و لباس شخصی مردم را مدام تهدید می کردند و می گفتند اگر بیشتر از این در خیابان بمانند دستگیر می شوند. تعداد نیروهای اطلاعاتی و لباس شخصی در خیابان های تهران خیلی زیاد بود.

بستن خیابان های اصلی ، متفرق کردن مردم و کشاندن آنها به کوچه های فرعی

ساعتی از تظاهرات مردم می گذشت و هر لحظه به تعداد جمعیت معترض افزوده می شد که پلیس ضد شورش خیابان های منتهی به میدان آزادی و یا میدان انقلاب را بستند و از هر گونه عبور و مرور مردم جلوگیری کردند ، یکی از نیروهای پلیس که با صدای بلند با بیسم اش صحبت می کرد و گویی از مقر فرماندهی اش فرمان می گرفت روبه بقیه همکارانش گفت :”می گویند همه تان در خیابان و روبه پیاده ور بایستید همه از خودرها خارج شوید . ”

برخی از مردم می گفتند :”شاید قصد آنها از این کار خودنمایی بیشتر است .”

نیروهای سپاه رو به پیاده رو ایستاده و با نگاه های خشن مردم را می نگریستند، اما مردم با اصرار زیاد قصد عبور از مسیرهای اصلی و رفتن به خیابان را داشتند . اما ماموران مانع شان می شدند و آنها هم از راه های دیگری به سمت مقصد اصلی شان حرکت می کردند. یکی از مردم معترض به خبرنگار کلمه لباس خونی اش را نشان داد و گفت که در ضرب و شتمی که در چهارراه ولی عصر رخ داده لباسش این گونه خونی شده و این خون معترضان است که به لباسش پاشیده ، بخشی از کت این شهروند آغشته به خون بود.

جوانان شجاع و بی باکی زنان

تعدادی از جوانان و زنان با بی باکی زیاد در مقابل حضور گسترده و تا بن دندان مسلح پلیس ضد شورش ایستادگی می کردند و چشم در چشم شان شعار «یا حسین میر حسین »،«یا مهدی، شیخ مهدی» و «مرگ بر دیکتاتور» و« موسوی،کروبی آزاد باید گردند» را فریاد می زدند.

زنانی هم در میان جمعیت دیده می شدند که با شجاعت زیاد به برخوردهای خشن نیروهای لباس شخصی اعتراض می کردند و بدون ترس از دستگیری و یا کتک خوردن مقابلشان می ایستادند . بین جمعیت معترضان در هنگام حمله نیروها ی گارد پلیس بحثهایی هم در می گرفت برخی می گفتند وقتی یک بسیجی با شوکر به ما حمله ور می شود ما به جای دویدن باید شوکر را از دستش بگیریم و پاسخش را بدهیم ، اما عده ای دیگر این جوانان را دعوت به آرامش می کردند و می گفتند ما نباید با خشونت رفتار کنیم یادتان نرود که ما هوادارن یک جنبش مسالمت آمیز و به دور از خشونت هستیم .

به نظر می رسد مردم راه مقابله با سرکوب را اموخته اند و ایجاد ترس که به قول میرحسین موسوی اخرین حربه ی مستبدان است دیگر کارایی خود را از دست داده است.

حاشیه ها

* ساعت پنج و سی دقیقه بعد از ظهر تعداد زیادی از موتور سوران وابسته به بسیج با جلیقه های خاکی شان مقابل در اصلی دانشگاه تهران را با ایجاد چند حلقه دیواره انسانی بستند.

* مردم در این روز با لبخندهای معنادار به یکدیگر نگاه می کردند و می گفتند شما هم به خرید آمده اید!؟این در حالی بود که هیچ کس توجهی به مغازه ها نداشت و منظور مردم از گفتن این جمله اشاره به گفته ی وزیر اطلاعات بود که چند شب پیش در صدا و سیما گفته بود که معترضان ۲۵ بهمن برای خرید به خیابان آمده بود .

*مردی روبروی سینما بهمن در خیابان انقلاب ایستاده بود و با صدای بلند رو به مردم می گفت : “درود بر شما ، درود بر رهبران شجاع جنبش سبز .”

*خیلی از مردم خشونتهای این روز را با ۳۰ خرداد ماه سال گذشته مقایسه می کردند .روزی که ندا آقا سلطان و تعدادی دیگر از معترضان به شهادت رسیدند.

ادامه مطلب ...

گزارشات ويدئومردمي از تظاهرات امروز 10 اسفند 89 تهران، شيراز، اصفهان و مشهد

1 نظرات
گزارشات ويدئومردمي از تظاهرات امروز 10 اسفند 89 تهران، شيراز، اصفهان و مشهد

ادامه راه سبز(ارس): فیلمی از تظاهرات دهم اسفند 89 ، البته متاسفانه امروز نیروها بسیار زیاد بودند و نتوانستیم بیشتر فیلم بگیریم. این فیلم در خیابان فرصت شیرازی گرفته شده:



دانلود كيفيت بالا "اينجا" با حجم 25 مگ
دانلود كيفيت متوسط "اينجا" با حجم 6 مگ

ديگر گزارشات ويديومردمي از اعتراضات شهرهاي تهران - شيراز - مشهد - اصفهان دهم اسفند، در محكوميت نظام بخاطر گروگان گيري رهبران سبز مردم:

جهت مشاهده و دانلود، بر روي هر تصوير كليك نماييد

مشهد

اصفهان

شيراز











تهران
















ضمنا همراهاني كه در كار با يوتيوب و مديافاير راحتتر هستند ميتوانند به ويدئوهاي فوق را در لينكهاي زير مشاهده نمايند:


با تشكر از معترض سبز
ادامه مطلب ...

تاریخ به زیر پایمان امروز صیقل می خورد، در انقلاب، بسوي آزادی

6 نظرات
تاریخ به زیر پایمان امروز صیقل می خورد، در انقلاب، بسوي آزادی

ادامه راه سبز(ارس): دهمین روز اسفند من و تو همین امروز است. و امروز تاریخ دیگری است. تاریخی که به زیر پای تو صیقل می خورد. در خیابان انقلاب، میدان آزادی. در ساعت پنج عصر.

تاریخی که من و تو را به نظاره نشسته است. با تمام دردهایش. اشکهایش. زخمهایش. و تمام سجاده هایی که بوی نفرین ِمادران ِسیاه پوش ِسرزمین مان را می دهد. مادران سیاه پوش ِ سرزمین من و تو، که "داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد" اند.

دهمین روز اسفندِ ماه ِمن و تو همین امروز است. امروزی که بوی بهار و توپ و کاغذ رنگی نمی دهد. امروزی که بوی نمناک سلولهای زندان "حشمتیه" را می دهد. انفرادی های اوین. تبعید گاه گناوه. دهمین روز اسفند من و تو، بوی زمستان می دهد هنوز. بوی خون. خون آماسیده شهیدانی که تابوتهای خالی شان را هم از ما دریغ داشته اند. بوی "صانع" را می دهد دهمین روز اسفند ماه و "محمد مختاری" که گناهشان جوانی بود. و انگشتانی که هفتشان را به سپهر تاریک استبداد نشانه می رفتند.

دهمین روز اسفندِ من و تو بوی آماسیدگی های نمور مستبدان محال اندیش را می دهد که چکمه پوش و بی نقاب، هست و نیستمان را به ریشخند ظلمتِ مغرورِ چماقداران ِبی شرافتشان گرفته اند.

دهمین روز اسفندِ من و تو، دروازه دوباره تاریخی است که منتظرمان ایستاده است. منتظر من و تو، که باید ما بشویم.

اینک دورازه های تاریخ عبور من و تو را به نظاره ایستاده است. در دهمین روز اسفند ماه. فغان که سرگذشت من و تو سرشار از فخر به فلک برفروختن ِمستبدانی است که تقوای ِسبز بهار را هرگز باور نداشته اند. بهاری که در راه است. بهاری که سبز است به استقامت و ایستادگی مردان و زنانی که به پای من و تو استوار و سربلند ایستاده اند. استقامتی که با نام نامی آنان، رقم می خورد. میرحسین و کروبی! و تمامی یارانشان که اینک در بندند و من و تویی که به خیال خود رهائیم که آزادی در سرزمین استبداد، خیال ِخام ِخوش باورانی است که زیستن به قیمت آب و نان را پربهاتر از شرافت و آزادگی می دانند. که "غافلان همسازند! " مردگانند که در هیبت زندگان خیابانهای دهان گشاده زندگی را رج می زنند.

اینک دهمین روز اسفند ماه، من و تو که روز مبادایمان بوده است. روز قدم برداشتن و چراغ برافروختن. روز فریاد کردن نام مردان و زنانی که درد مشترکمان را فریاد کردند. مردان وزنانی که ریشه هایمان را دریافته بودند و در خلوت روشنشان با ما گریسته اند. مردان و زنانی که مرامشان استقامت است و راهشان ایستادگی. مردان و زنانی که شرافت را به بهای حصر و حسرت و بند و اسارت، پرداخته اند. مردان و زنانی که جاودانه شده اند و اینک تاریخ که وفاداری من و تو را به نظاره نشسته است.

دهمین روز اسفند من و تو چه پاک و معصومانه از راه رسیده است و تمام نتوانستنها و نخواستنهای پدران و مادرانمان را از ما طلب می کند. در آئینه ای که نامش تاریخ است. "23 مرداد" را می گویم. هناق ِترس خورده نسلهای پشیمان دیروز را. "فین کاشان" را می گویم و رگهایی که از فرط استبداد سر باز زده بودند. "مصدق" را می گویم و "امیرکبیر" را. "قائم مقام" را می گویم و گناه نابخشودنی آنانی که دیدند و دم برنیاوردند که تاریخ، مملو از سکوت ِ شرمسار کسانی است که سرافکنده نسلهای من و تو گشته اند.

مبادا که ما نیز به راه خطای آنان برویم؟ امروز روز توست. که تاریخ را از تکرار ملال آور استبدادیان چکمه پوشش برهانی. امروز روز توست. روز برخاستن و از پای ننشستن. که رهبران سبز اندیش و استوارمان به عهد خود فروتنانه وفا کرده اند و نوبت به وفاداری من و توست.

دهمین روز اسفند ِ من و تو امروز است. همان حادثه ای که در رویاهای خویش منتظرش بودیم. همان روز عظیم برخاستن و فرو ننشستن. روز از مرگ نهراسیدن. روز نعره کشیدن بر دیوار بلند شب. که وطنمان را به تسخیر خویش درآورده. روز شکستن حصر استبداد. روز فریاد کردن نام بلند آزادی و آزادگی. روز بزرگ امتحان مقاومت و ایستادگی.

امروز را باید که من و تو در گستره تاریخ بال و پر دهیم. با رفتن. به خیابان رفتن و در خانه نماندن. با همدلی و همراهی. در خیابان انقلاب، میدان آزادی.

قرار امروزمان حادثه است. رهایی است. قرار امروزمان میرحسین موسوی است و مهدی کروبی. قرار امروزمان خیابان انقلاب است، میدان آزادی. قرار امروزمان سینه ستبر کردن است و ندا در گلو انداختن و بانگ برآوردن. قرار امروزمان تکبیر بلند ایستادگی است.

دهمین روز اسفند من و تو، فلق را شکافته است و به پنجره می زند. چونانکه تاریخ به روزگار نفرین شده باغ و درخت پنجه می کشد. بهار به قدمهای سبز من و تو چشم دوخته است. " پروا مکن بشتاب! " پروا مکن... بشتاب!

احمد جلالی فراهانی
ادامه مطلب ...

ويژه راهپیمایی ۱۰ اسفند در اعتراض به حصر یا حبس رهبران جنبش سبز

6 نظرات
راهپیمایی ۱۰ اسفند در اعتراض به حصر یا حبس رهبران جنبش سبز

ادامه راه سبز(ارس): شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار بیانیه ای و در پاسخ به فراخوان جوانان، تشکل های سیاسی واجتماعی از مردم دعوت کرد تا در روز ۱۰ اسفند که همزمان با شب تولد میر حسین موسوی است، در اعتراض به حصر و زندان خانگی غیر قانونی همراهان مردم ایران، از میدان امام حسین تا میدان آزادی در تهران و در تمام میادین اصلی در شهرستانها فریاد” یا حسین میرحسین”،” یا مهدی، شیخ مهدی” را طنین انداز کنند.

متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم

در پی هشدار شبکه های اجتماعی، تشکلهای سیاسی جنبش سبز و بویژه جوانان پرشور اصلاح طلب به اقتدار گرایان حاکم بر کشور برای رفع حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان ، شورای هماهنگی راه سبز امید در همراهی با این خواست مشروع و قانونی همگان را دعوت می نماید که دراعتراض به ادامه حصر و زندان خانگی رهبران جنبش روز سه شنبه ۱۰ اسفند، که مصادف با شب تولد میر بزرگوار جنبش است، از ساعت ۵ بعداز ظهر دست به تجمع و راهپیمایی از میدان امام حسین بسوی میدان آزادی با شعارهای «یا حسین ، میرحسین» و « یا مهدی ، شیخ مهدی» زنند و بدین وسیله صدای خود را برای آزادی رهبران سبزمان به گوش حاکمیت برسانند. در شهرستانها تظاهرات در میادین و خیابانهای اصلی برگزار خواهد شد.

در صورتی که صدای اعتراض ما شنیده نشود و حصر و زندان خانگی غیرقانونی رهبران ادامه یابد, علاوه بر راه کارهای مناسب دیگر که شورا در اطلاعیه های بعدی خود پیشنهاد خواهد کرد, از هم اکنون همراهان سبز ر ا دعوت به تجمعات اعتراضی غیر متمرکز در سراسر کشور در روز ۲۴ اسفند می کنیم و در همه این ایام از باورمندان به جنبش سبز خواهانیم که به آگاهی بخشی هرچه بیشتر در درون جامعه پرداخته و با صبر و استقامت و در صفوف هماهنگ در مقابل سختی ها و ناملایمانی که از سوی اصحاب قدرت و کودتا برای تداوم وضعیت نامطلوب کنونی وتحمیل استبداد اعمال می شود راه عبور بسوی آینده و فردای بهتر را برای همه ایرانیان باز نمایند و مطمئن باشند که سنت الهی و تقدیر تاریخ بر پیروزی حق طلبان و عدالت خواهان قرار دارد.

شورای هماهنگی راه سبز امید
۸۹/۱۲/۵

فضایی خالی برای مخاطبان در نظر گرفته شده تا پس از دریافت و پرینت روزنامه، در آن پیامها و شعارهای خود را بنویسند و منتشر کنيد و آنها هم به جمع نویسندگان «ندای سبز» بپیوندند.
تصویر را روی رایانۀ خود ذخیره و پس از آن پرینت و کپی کنید
ادامه مطلب ...

میرحسین و کروبی همراه با همسرانشان بازداشت و به زندان حشمتیه منتقل شده اند

0 نظرات
یاد باد آن روزگاران:
نماهنگ برخیــــــــز! ای ز شــــــور شجـــاعانه لبریـــــــز…

ادامه راه سبز(ارس): مرد دوران سختی به پاخیز! ایران در انتظار همت توست.... ياحسين ، ميرحسين - يامهدي ، شيخ‌مهدي. شما در تاریخ ایران به نيكي جاودانه شده ايد … ما همه هنوز چشم به راه همت شماييم دليران روزهای سختی و مقاومت و ایثار … برای سلامتی و آزادیان دعا میکنيم و یقیین داريم که خدای ما از سید علی بسیار بسیار بزرگتر است … روز زوال کفر نزدیک است. درود بر شما و تمامی یاران سبز جنبش سبز ایران آزاد.



جهت دانلود بر روي تصوير كليك كنيد

میرحسین و کروبی بازداشت و به زندان حشمتیه منتقل شده اند

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند.

طبق آخرین اطلاعات رسیده از منابع موثق به کلمه، بازداشت و انتقال آنها به زندان قطعی است اما زمان دقیق انتقال آنها همچنان مبهم است.

پیش از این و در دو هفته گذشته، مقامات کشور در مورد محدودیتها و نحوه‌ی حصر همراهان جنبش سبز سکوت اختیار کرده بودند. این مساله به مبهم شدن فضا و گمانه‌زنی‌ها دامن زده بود. دختران میرحسین نیز بارها با مراجعه به کوچه اختر، با پاسخ‌های مبهم و متناقض روبه‌رو شده بودند، و امکان هیچ‌گونه تماسی نیز برای ارتباط با پدر و مادرشان فراهم نشده بود. همچنین چراغ‌های خانه نیز در این چند روز خاموش بوده است. به نظر می رسد عدم اجازه تماس با خانواده‌ی موسوی و کروبی برای مطلع نشدن آنها از مکان موسوی و کروبی بوده است. این بی‌خبری و نیز مسئولیت‌ناپذیری مقامات در پاسخگویی، به برخی اخبار در روزهای گذشته دامن زده بود.

از سوی دیگر، سحام نیوز سایت نزدیک به مهدی کروبی نیز اظهارات یکی از همسایگان مهدی کروبی را نقل کرده بود که می‌گفت: نیمه شب پنج شنبه شاهد حضور هشت ماشین ون نیروهای امنیتی در مقابل ساختمان و ورودی پارکینگ منزل آقای کروبی بوده و پس از دقایقی همگی به همراه یک ماشین که از داخل پارکینگ درآمده محل را ترک کرده‌اند.

در این حال امروز و پس از اظهارات متناقض و مبهم دادستان کل کشور در مورد حصر و اعمال محدودیت بر آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان، آنچه مشخص شده، این است است که: نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس و رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی به همراه همسرانشان و به دستور مقامات عالی کشور بازداشت و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده اند.

خانواده کروبی: رفتار حکومت با موسوی و کروبی، گروگانگیری و آدم‌ربایی حکومتی است

سحام نیوز در گزارشی، به تکذیب خبر بازداشت موسوی و کروبی از سوی رسانه‌های وابسته به دولت واکنش نشان داد و نوشت:

در پی انتشار خبری به نقل از یک مقام قضایی با عنوان “خبر بازداشت موسوی و کروبی صحت ندارد” توسط خبرگزاری فارس؛ سایت سحام نیوز در مصاحبه با خانواده مهدی کروبی موضوع را پیگیری نمود.

خانواده مهدی کروبی ضمن کذب محض خواندن این خبر به سحام گفتند: ما در ابتدا تمایل به باز کردن تمامی ابعاد یورش ماموران نبوده اما از آنجا که عقلانیت در سخنان دادستان و دیگر مقامات دیده نمی شود بخشی از اعمال غیر قانونی که ساواکی ها هرگز به آن مبادرت نمی کرد را بازگو کرده و شرح کامل ماوقع و برخورد شجاعانه و مثال زدنی خانم کروبی را بزودی منتشر خواهیم کرد.

متاسفانه انتشار این خبرهای کذب با هدف توجیه رفتار غیر قانونی و اسلامی و اخلاقی با مهدی کروبی و میرحسین موسوی و همسرانشان صورت می گیرد. تمامی شواهد حاضر دال بر عدم حضور مهدی کروبی و فاطمه کروبی در منزل است. صبح امروز یکی از عروسان آقای کروبی به منزل مراجعه که متاسفانه حتی کسی برای پاسخگویی جلوی درب منزل نیز حاضر نگردید.

یکی از فرزندان آقای کروبی همچنین با تشریح روز حادثه، ابعاد وسیعتری را بازگو کردند. ایشان افزودند: در روز آغاز حصر، ماموران اطلاعات طی تماسی تلفنی با علی کروبی از وی می خواهند به منزل پدر مراجعه نماید. در همین راستا علی سریعا به منزل پدر و بی اطلاع از حیله و نیرنگ ماموران اطلاعاتی مراجعه و دستگیر می گردد. یکی از عروس های اقای کروبی شاهد جمع آوری کورکورانه و فله ای کلیه وسایل از جمله کتب (تنها حدود ۷۰۰ کتاب فقهی) و حتی داروها از منزل بوده است. به طوری که ایشان ذکر می کردند که “احساس کردم تنها مبل و یخچال منزل را نبردند!”

خانواده مهدی کروبی این رفتار حکومت را یک گروگانگیری و آدم ربایی حکومتی می دانند و مهدی کروبی و میرحسین موسوی به همراه فاطمه کروبی و زهرا رهنورد را زندانی سیاسی دربند حکومت خواندند.

دستور حصر نخست وزیر امام (ره) از بیت رهبری صادر شده است

تند رو‌ترین لایهٔ اقتدارگرایان، تجمع ۲۵ بهمن را بهانه کرد تا خطِ قرمز برخورد با سران سبز را بشکند و آن‌ها را حصر کند. این الگوی حصر و شیوهٔ برخورد با رهبران سبز در نوع خود در تاریخ کشور بی‌سابقه است.

حصرِ میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از سابقون انقلاب و مدیران طراز اول کشور که در سخت‌ترین شرایط در نجات ایران و نظام سهم عمده‌ای داشته‌اند به اندازه کافی غیر قابل قبول، غیر قانونی و غیر شرعی است که مسوولان حاکمیت در هیچ رده ای تا امروز جرات موضع گیری را در مقابل موضوع حصر نداشتند و مسئول‌ترین مقامات در این خصوص سکوت کردند. بعید است هیچ مرجع قانونی بتواند حصر آنان را آن هم به همراه همسرانشان! مقبول بداند و یا هیچ مرجعِ دینی، مبانی شرعی و اخلاقی این برخورد را بیان کند و به عواقب دنیوی و اُخروی آن نیاندیشد.

هیچ مقامی تا امروز و پس از این همه مدت حاضر نشد مسئولیت حصر را بپذیرد و یا آن را انکار کند. ضرغامی، حسینیان، محسنی اژه‌ای و شریعتمداری کمتر از آن‌اند که بتوانند به موضوع حصر مشروعیت ببخشند؛ اگرچه کاملاً از جزئیات آن باخبر باشند و سعی کنند با استفاده از واژهٔ «ضد انقلاب» عمل انجام شده را توجیه کنند. فتوای جنتی هم برای اقتدارگریان تنها کارکرد درونی دارد و کاملا مشخص است که به او گفته اند تا از تریبون نماز جمعه چه بگوید و به نوعی حجت شرعی برای خود آن هاست، نوعی حجت شرعی از جنس فتواهای صادره برای قتل‌های زنجیره‌ای و یا فتواهایی که در روزهای اخیر مفتی های لیبی به نفع قذافی صادر کردند.

واکنش فراگیر و سراسیمهٔ مجلسیان و موضع گیری بعضی از چهره‌های خاص، نشان می‌دهد که آمر اصلی حصر «دستگاه حاکمه» است. دستگاهی که علیرغم عدم رسمیت، نفوذ کافی در بیوت و مراجع تصمیم گیری دارد. نفوذی که می‌تواند هاشمی، ناطق نوری، قالیباف و بسیاری از چهره‌های دیگر را هم به اطاعت امر وادارد. عوامل اصلی حصر اگر رسماً از رهبری دستور نگرفته باشند، قطعاً ریشه‌ای در بیت رهبری دارند. تنها جایی که می‌تواند فرمان آتش را به این همه افراد صادر کند، بیت رهبری است. آمران وعوامل اصلی حصر جنتی را گفته‌اند تا در نماز جمعه فتوای برخورد با سران سبز را صادر کند، دادستان کل را گفته‌اند تا آن‌ها را ضد انقلاب بنامد، احمدی‌نژاد را گفته‌اند که خاموش بنشیند، صدا و سیما را گفته‌اند که شعار مرگ و اعدام سر دهد و وزیر اطلاعات را به مصاحبه واداشته‌اند؛ مصاحبه‌ای که مصلحی از عهدهٔ آن برنیامد و کار را از قبل خراب‌تر کرد. آملی لاریجانی پیش از این گفته بود که در برخورد با رهبران معترض فقط از رهبری سفارش می گیرد. اما جدای از اینکه بنابر اخبار رسیده دستور حصر از رهبری و یا بیت رسیده است پاسخ این پرسش همچنان مبهم است که آیا جزئیات حصر از قبیل قطع هر گونه تماس تلفنی با خانوده ها و فرزندان و بی خبری مطلق و نیز اقدام برای زندان خانگی بدون هیچ گونه محاکمه و دادگاه نیز با نظر رهبری صورت گرفته است یا نه؟

شواهد حاکی است که آن‌ها دستشان خالی است، نه تنها نکته ضعفی از فرزندان انقلاب ندارند، بلکه دستاویزی هم برای برخورد آنان نتوانسته‌اند بسازند. ۲۰ ماه است که تمام اصحاب و اعوان خود را فراخوانده‌اند اما نتوانسته‌اند که در پاکی رهبران سبز خدشه‌ای وارد کنند. برگهٔ فتنه تاریخ مصرفش را از دست داده است، همین که هربار به تمام شدن فتنه استناد می‌کنند و به رسیدن زمان محاکمه و یا از ضد انقلاب می‌گویند، یعنی به بی‌خاصیت شدن آن پی برده‌اند. خشونت و بخصوص برخورد مسلحانه، از اسبابِ ترس به اسبابِ دردسر تبدیل شده است. بی‌دلیل نیست که شهیدان را یا می‌دزدند، یا انکار می‌کنند و یا زنده می‌سازند. طبق اخبار واصله بدنهٔ اصیل و معتقد نظامی کشورمان در این باره حساس شده است. زندان‌ها پر‌تر شده‌اند و دیگر کسی را ندارند که با دستگیری او رعبی ایجاد کنند و نصرتی بیابند، بازگشت سرافرازانهٔ رمضان‌زاده و نوری زاد و مقاومت جانانه اسرای سبز بر شکست استراتژی زندان گواهی می‌دهد. با حصر رهبران سبز هم، معلوم نیست دیگر چه کسی می‌تواند فریب خورده باشد، چه کسی را باید قدرت پرست نامید و چه کسی می‌تواند به زعم حاکمیت به جای دیکتاتورهای عربی بنشیند.

دست‌های خالی، خیلی زود رو می‌شوند. بدنه ی آگاه جنبش به صرافت پی برده است که دستور حصر از کجا آمده است. جنبش سبز به جای آنکه به بـُـرد بیاندیشد بر ادامهٔ همین راه با صبر و استقامت تمرکز می‌کند. ادامهٔ بازی در یک روند طبیعی می‌تواند به باخت سرکوبگران تبدیل شود زیرا ترس از شکست در آنان موج می زند اما در جنبش چنین ترسی دیگر وجود ندارد. مگر بر سبز اندیشان چه فشار و محدودیت و تهمتی باقی مانده است که وارد نکرده باشند. صبر بر ادامه و تداوم همین بازی برای جنبش کم هزینه است اما برای مستبدان بسیار پر هزینه است. هر روز که می‌گذرد گزینه‌های پیش رو برای جنبش بیشتر می‌شوند و اطلاعات حاکمیت از حقیقت جنبش و واکنش آن ناقص‌تر می‌شود. فرار نهادهای مسئول از خبر رسانی در خصوص حصر، دستان خالی مصلحی و تسلط ۲۰ درصدی وزارت اطلاعات بر حقیقت و حقانیت جنبش سبز بهترین شاهدند. جنبش سبز و همراهان آن صدها بار خواست بی کم و کاست قانون اساسی را فریاد زدند اما فتنه گر و ضد انقلاب خوانده شدند و تصویری دروغ و تحریف شده از ‍انان در رسانه های رسمی رواج داده شد. کسی که باد بکارد طوفان درو می کند. مسوول پیامدهای رادیکال شدن افکار عمومی دقیقا همین شیوه عمل آقایان است.
ادامه مطلب ...

برادر شهید محمد مختاری: درد آور است که حتی تابوت برادرم را هم دزدیده اند

2 نظرات
گفتگو با برادر شهید محمد مختاری:
درد آور است که حتی تابوت برادرم را هم دزدیده اند

ادامه راه سبز(ارس): «محمد عاشق آزادی بود، محمد عاشق زندگی بود، محمد خسته شده بود مثل خیلی از جوان های دیگر در راهپیمایی ۲۵ بهمن شرکت کرد تا بگوید کشورش را دوست دارد. حالا نه من و نه هیچ یک از اعضای خانواده ام نمی توانیم باور کنیم که محمد دیگر بین ما نیست، این نامردی است وقتی می بینم تابوت محمد را کسانی که هیچ نسبتی با برادرم نداشتند دزدیدند... این حتی دروغ از جنسِ دروغ های احمدی نژاد هم نیست،! این دروغ، یعنی شما قاتل را می دانید کی هست و دارید دروغ می گویید»

اینها بخشی از ناگفته های یکی از اعضای خانواده ی محمد مختاری جوان ۲۲ ساله ای است که در راهپیمایی ۲۵ بهمن هدف گلوله قرار گرفت و سپس جان باخت. پس از کشته شدن محمد مختاری خانواده او به دلیل شرایط امنیتی تا کنون با هیچ رسانه ای به صورت رسمی گفتگو نکرده اند اما مجید مختاری می گوید دیگر نمی تواند از برادرش سخن نگوید.

مجید مختاری برادر محمد مختاری است که پس از شنیدن خبر کشته شدن برادرش راهی بیمارستان شده بود. اینک بعد از گذشت روزها شوک و بیماری توانست خودش را به صفحه اینترنت برساند و پس از مشاهده عکس های منتشر شده از مراسم تشییع محمد مختاری در رسانه های دولتی، به شدت متاثر شد.

وی به خبرنگار جرس در یک گفتگوی تلفنی می گوید: انگارکسی دارد برای من قصه می گوید، قصه برادری که عاشق زندگی بود اما کشته شد و حالا کسی دارد داستان را عوض می کند و این درد آور است که بدن بی جان برادر خود را بر شانه های کسانی می بینم که چهره هایشان برای من که برادر او هستم اصلا آشنا نیست.

رسانه‌های وابسته به دولت، خبر داده بودند “مردم انقلابی” جنازه محمد مختاری که به دست «عوامل منافقین» کشته شده است را، با شعار دادن علیه «سران فتنه» تشییع کرده‌اند بدون آنکه اشاره ای به هویت واقعی این جوان و آخرین نوشته او در صفحه مجازی در فیس بوک کنند که نوشته بود: «خدایا ایستاده مردن را نصبیم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام». بدین ترتیب به تعبیر معترضان حکومت، دو تن از کشته شدگان راهپیمایی ۲۵ بهمن توسط لباس‌شخصی ‌ها «دزدیده» و تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.

هوادارن دولت برای صانع ژاله اولین جوانی که هویت او پس از کشته شدن توسط خبرگزاری فارس به عنوان بسیجی معرفی شده بود نیز مراسمی مشابه و سازماندهی شده برگزار کردند که برادر وی قانع ژاله طی یک گفتگو با صدای آمریکا در مورد چگونگی صدور کارت جعلی بسیج خبررسانی کرده بود، اینک مجید مختاری برادر محمد مختاری نیز در مورد وضعیت برگزاری مراسم تشییع و روحیات برادر خود پیش از کشته شدن در راهپیمایی لب به سخن گشود.

گفتگوی تلفنی خبرنگار جرس با مجید مختاری در پی می آید:

شما اولین بار خبر کشته شدن برادرتان محمد مختاری را از کجا شنیده اید؟

من دور از ایران زندگی می کنم و در جریان اخبار ایران از طریق اینترنت قرار می گیرم، روز ۲۵ بهمن بیرون بودم. وقتی به خانه برگشتم با یکی از دوستانم در ایران از طریق اسکایپ صحبت کردم و پرسیدم در ایران چه خبر است؟ خودم هم خبرها را از طریق اینترنت پیگیری کردم اما تا آن زمان هیچ خبری نداشتم. صبح فردا وقتی به دانشگاه رفتم ، سر کلاس نشسته بودم که مدام اس ام اس و پیام از دوستانم دریافت می کردم، آنها فقط حال مرا می پرسیدند، کمی برایم عجیب بود، حتی یک اس ام اس از دایی ام دریافت کردم که از من می پرسید کجا هستم. باز هم نمی دانستم چرا همه حال مرا می پرسند. تا اینکه دیدم چند تن از دوستان ایرانی ام خودشان را به دانشگاه من رساندند ، وقتی پرسیدم چه خبر شده ، گفتند، همینطوری آمدیم که با هم برویم بیرون کمی قدم بزنیم. میان راه وقتی پیاده می رفتم آرام آرام پیام های صفحه فیسبوک را چک می کردم، ناگهان دیدم دوستی ناشناس نوشته است: آیا من با محمد مختاری که شهید شده است نسبتی دارم؟ ناگهان زمین زیر پایم لرزید، تمام توانم را برای راه رفتن از دست دادم. دوستانم متوجه حال پریشانم شدند، زیر بازویم را گرفتند و مدام می پرسیدند چیزی شده؟ من از آنها پرسیدم شما چیزی می دانید؟ خبری شده، برای محمد برادرم اتفاقی افتاده است؟ و بعد دیگر نفهمیدم چه شد، فشار خونم افتاد، شوک عجیبی به من وارد شد، شنیدن خبرِ از دست دادنِ برادر آن هم در غربت آسان نیست . آدم را زمین گیر می کند. از روز سه شنبه تا خود امروز در بیمارستان بستری بودم و هنوز هم فکر می کنم خبری که شنیدم واقعیت ندارد.

آخرین باری که خودتان با محمد صحبت کردید کی بود؟

من دو سه روز قبل از ۲۵ بهمن از طریق فیسبوک با برادم در ارتباط بودم. یک هفته قبل تر هم از طریق اسکایپ با هم گفتگو می کردیم. برادرم کنار پدر و مادرم نشسته بود و وقتی از او می پرسیدم چه خبر؟ سعی می کرد جلوی آنها نگوید که می خواهد در راهپیمایی شرکت کند، نمی خواست آنها را نگران کند. محمد خیلی اهل شوخی بود، بعد که محمد را کشتند با مادرم هم حرف زدم ، مادرم هم رفتن محمد را باور نکرد هنوز. مادرم می گفت روز ۲۵ بهمن محمد به شوخی گفته بود بنشینیم آخرین ناهار را هم دو رهم بخوریم. یعنی برادرم با شوخی و خنده رفت به راهپیمایی و دیگر بر نگشت.

با دیدن عکس های منتشر شده از برگزاری مراسم تشییع پیکر برادرتان چه حالی داشتید و آیا عکس منتشر شده از مرد میان سالی که در این مراسم می گرید متعلق به پدر شماست؟

اوایل که دکترها در بیمارستان اجازه نمی دادند من عکس ها را ببینم، اما بعد ها وقتی عکس ها را دیدم شکستم. بله عکس پدرم را دیدم که پدر یکی دیگر از دوستان محمد را در آغوش کشیده بود و گریه می کرد اما باقی کسانی که در این مراسم زیر تابوت را گرفته اند را اصلا نمی شناسم. کسانی با ریش و چهره های غریبه پیکر برادرم را تشییع کرده اند چه کسانی هستند؟ درد آور است که من در تمام عکس ها گشتم تا حداقل چند نفری را ببینم که برادرم در تمام این سالها با آنها زندگی کرده بود اما خیلی محدود بودند، نمی دانم چه بگویم. این نامردی است که محمد را کشتند و بعد اجازه ندهند که حتی آزادانه برایش گریه کنیم. من شنیده ام به خانواده ها یی که شهید داده اند می گویند، شما دو پسر دیگر هم دارید و باید مراقب رفتار و گفته های خودتان در مورد کشته شدن محمد باشید. این کجایش عدالت است؟ این دلیلی نمی شود که در روز روشن یک آدم بیگناه را بکشند، هر موقع چنین اتفاقی افتاد برای اینکه وجدان خودمان راحت کنیم نمی شود بگوییم می خواست به دوستانش بپیوندد، نه اون آزادی می خواست....اون خسته شده بود از این مملکت، همه خسته شده بودند....

برایم کمی از روحیات محمد می گویید؟ از چیزهایی که دوست داشت؟ از آرزوهایی که داشت؟

من به تازگی در یک قرعه کشی برنده شدم و کارت سبز آمریکا را گرفتم. محمد همه امیدش به من بود و دلش می خواست یک روزی من او را از ایران بیرون بیاورم دلش می خواست آزاد زندگی کند. حالا همه به من دلداری می دهند که محمد به سمت سرنوشت خودش رفت ولی من می دانم که محمد عاشق ورزش و موسیقی بود، عاشق زندگی بود، عاشق آزادی بود...من نمی توانم باور کنم این همه عشق دیگر نیست. همیشه به من می گفت مجید ، تو چرا لاغر شدی، باید بروی باشگاه و به خودت برسی. خودش همیشه خیلی حواسش به ورزش بود. عاشق آواز خواندن بود. سرزنده بود. پر از شور زندگی بود. من همیشه به او می گفتم در راهپیمایی ها این همه آدم را کشتند، احساساتی می شدم، نگرانش می شدم ولی محمد خیلی در اینترنت فعال بود و حتی عکس پروفایل فیسبوکش را هم به پوستر راهپیمایی ۲۵ بهمن تغییر داده بود و همین دلیلی شد که هر کسی نام محمد مختاری را سرچ می کرد به عکس های او با دستبند سبز در فیسبوک می رسید و نتوانستند برایش کارت بسیج صادر کنند.

آخرین تماس شما با خانواده کی بوده و شرایط روحی آنها چگونه است؟

خانواده ام نگران اند، عزیز از دست داده اند، خیلی راحت نمی توانند با من حرف بزنند، سر بحث را عوض می کنند. من دلم می خواهد بدانم برادرم چگونه کشته شد. دو روایت شنیدم. یکی گفت گلوله ای به سمت سرش شلیک شده اما روایت دیگری می گوید گلوله ای به کتف محمد شلیک شد، محمد از جا بلند شد، حرکت کرد اما باز زمین خورد. من به عنوان برادر طبیعی است که دلم می خواهد بدانم کدام روایت درست است اما هر وقت از خانواده ام می پرسم خیلی با احتیاط جواب می دهند و ترجیح می دهند حرف نزنند. خودم فکر می کنم وقتی به خانواده ام گفته اند شما دو پسر دیگر دارید در واقع تهدید شده اند.

و مهمترین خاطره که شما از محمد دارید چیست؟

همه برادرها با هم دعوا می کنند. یادم هست وقتی محمد بهترین دوست خود به نام روزبه را به تازگی از دست داده بود، خیلی شکننده تر شده بود برای همین هر وقت با هم دعوایمان می شد من خیلی زود می رفتم با او آشتی می کردم. یعنی انقدر عاشقش بودم که دلم نمی خواست او را دلشکسته ببینم. من و محمد فقط برادر نبودیم، رفیق بودیم، خیلی با هم درددل می کردیم. از دست رفتن روزبه خیلی توی روحیه محمد تاثیر بدی گذاشته بود، اینجا دور از ایران وقتی عکسی از مزار محمد را در اینترنت دیدم اول نام روزبه را نشان می دهد. محمد و روزبه را در یک قبر دو طبقه گذاشته اند، خیلی سخت است که ببینی برادرت با آن همه امید به زندگی تمام شد، دفن شد....

مهمترین حرف شما خطاب به مسوولان چیست؟

اصلا نمی تونم چیزی بگم. درد آور است، این تهِ نامردی است که داستان را عوض کنید، هویت قاتل را عوض کنید و داستان را به نفع خودتان جلوه دهید... وقتی می بینم کارهایی که انجام می دهند، سریع تابوت را بر می دارند و دور و بر تابوت می ایستند و پرچم جمهوری اسلامی را می اندازند روی تابوت.

اصلا واقعا چندش آور است این کارها، نمی توانم باور کنم، واقعا نمی دانم بعدها چطور می خواهند جواب بدهند. این حتی دروغ، از جنسِ دروغ های احمدی نژاد هم نیست، این دروغ، یعنی شما قاتل را می دانید کی هست و دارید دروغ می گویید، شما دارید همه چیز صد و هشتاد درجه تغییر می دهید و طور دیگری نشان می دهید، جلوی چشم مردم...همه مراسم خیلی کنترل شده اند. چی بگم، محمد عاشق زندگی بود حق اش نبود کشته شود....

مسیح علی نژاد
ادامه مطلب ...

شهادت حامد نورمحمدی، دانشجوی دانشگاه شیراز در جریان مراسم اول اسفند + ويدئوهاي شيراز

2 نظرات
شهادت حامد نورمحمدی، دانشجوی دانشگاه شیراز در جریان مراسم اول اسفند

ادامه راه سبز(ارس): در جریان تجمع اعتراضی مردم شیراز در یک اسفند یک دانشجو دانشگاه شیراز توسط نیروهای امنیتی به شهادت رسید.

بر اساس گزارش‌های رسیده حامد نورمحمدی دانشجوی رشته زیست شناسی دانشگاه شیراز و از ساکنان خوابگاه شهید دستغیب این شهر در تجمع اعتراضی مردم شیراز در اول اسفند مقابل ساختمان شماره یک دانشکده مهندسی واقع در میدان نمازی در حین تعقیب و گریز به دست ماموران امنیتی به شهادت رسید. گفتنی است در روز یک اسفند شهر شیراز یکی از بزرگترین تجمعات اعتراضی خود را در یک سال و نیم بعد از انتخابات تجربه کرد.

این گزارش افزود "خانواده وی که تحت فشار روحی و نیز تهدیدهای نیروهای امنیتی قرار گرفته اند، روز دوشنبه به خوابگاه دستغیب دانشگاه شیراز آمده و وسایل وی را جمع آوری نمودند.". همچنين دوستان و هم‌دانشگاهیان حامد نورمحمدی برای «تهدید و توجیه» بامداد امروز به حراست دانشگاه شیراز احضار شده‌ و از مصاحبه و یا اطلاع‌رسانی در مورد وی منع شده‌اند.

نور محمدی دانشجوی خرم آبادی ترم چهار رشته زیست شناسی دانشگاه شیراز، ساکن خوابگاه دستغیب، دیروز یک اسفند در درگیری‌های شیراز توسط نیروهای امنیتی جان خود را از دست داد.

به گفته شاهدان عینی به رهانا: «حامد نورمحمدی از پل روگذر حد فاصل میدان دانشجو و میدان نمازی توسط ماموران امنیتی به پایین یرت شده و پس از برخورد ماشین در سطح خیابان پایین (خیابان ساحلی) جان خود را از دست داده است.»

به گزارش رهانا، خانواده‌ی این دانشجوی خرم آبادی امروز به شهر شیراز مراجعه کرده‌ و وسایل این دانشجو را تحویل گرفتند.

این در حالی است که حراست دانشگاه از هم دانشگاهی‌ها و دوستان وی خواسته است که با هیچ رسانه‌ای در مورد نحوه‌ی کشته شدن حامد نورمحمدی صحبت نکنند و آن‌ها را تهدید کرده است که در صورت مصاحبه با رسانه‌ها، با آن‌ها برخورد خواهد شد.

چند ساعت پس از انتشار خبر کشته شدن این دانشجو توسط خبرگزاری رهانا، خبرگزاری دولتی فارس در گفت‌وگویی با رئیس دانشگاه شیراز، مرگ حامد نورمحمدی را در اثر تصادف اعلام کرد و ذکر کرد که مرگ او هیچ ارتباطی با تجمع‌های روز گذشته نداشته است. هفته‌ی گذشته نیز خبرگزاری فارس و دیگر رسانه‌های دولتی صانع ژاله را که در ۲۵ بهمن به دست نیروهای دولتی کشته شده بود را بسیجی عنوان کرده بودند، که این خبر توسط خانواده‌ی وی تکذیب شد.

در همین راستا دانشجویان دانشگاه شیراز، امشب برای اعتراض به کشته شدن این دانشجو به سر دادن شعار الله اکبر در محوطه‌ی خوابگاه‌های شیراز، مفتح و دستغیب خواهند پرداخت.

گفتنی است روز یکشنبه همچنین منابع خبری و شاهدان، از کشته شدن یک نفر در میدان هفتم تیر تهران خبر داده بودند، که بعد از ساعاتی رسانه های حاکمیت آن را تکذیب کرده و همان زمان تارنمای نیروی انتظامی ادعا کرد یک نفر در متروی تهران خودکشی کرده است.

گزارش ويدئويي از حمله نیروهای لباس شخصي و بسیجی به مردم شیراز در تظاهرات ۱ اسفند


حمله نیروهای بسیجی به مردم شیراز در تظاهرات 1 اسفند در خیابان ملاصدرا شیراز: ویدئو در شرایط سخت و در حین فرار ضبط شده. به گفته فيلمبردار اين ويدئو، پس از پایان ضبط یک بسیجی با شوکر برقی به سمت مردم حمله ور شد و جوانی را از پای درآورد... من هم همین جا بود که ضربه ی باتوم سختی رو تو کمرم احساس کردم.

تعدادي ديگري از گزارشات ويدئويي اعتراضات شيراز در يكم اسفند:
ويدئو1 - ويدئو2 - ويدئو3 - ويدئو4
جو پادگاني خيابانها در ۱ اسفند - شیراز سري۲

ادامه مطلب ...

يك مامور پليس گفت اين رفتار بسيجيان در ذهن مردم ميماند

2 نظرات
مهدي خزعلي در گفتگو با دويچه وله:
تهران، یک‌شنبه، اول اسفند ۱۳۸۹ به یک پادگان نظامی تبدیل شده بود

ادامه راه سبز(ارس): مهدی خزعلی، محقق، نویسنده و وبلاگ نویس منتقد دولت، به شرح گوشه ای از مشاهدات خود از اول اسفند – که بنا به ادعای حکومت در آرامش کامل بوده- پرداخت و همزمان با مقامات جمهوری اسلامی در مورد تداوم روند فعلی مقابله و برخورد با مردم اتمام حجت کرد.

خزعلی که بدلیل انتقاداتش در جریان سرکوب معترضات به نتایج انتخابات، دو بار نیز مورد بازداشت قرار و اهانت قرار گرفته بود، در گفتگو با دویچه وله، از وضعیت تهران در یک اسفند چنین می گوید :

"درخیابان پاستور، نزدیک منزل آقای میرحسین موسوی ۱۰ ماشین ضد شورش مستقر بودند و تظاهرات امروز تظاهرات نیروهای ضد شورش بود."

وی همچنین از حضور پر تعداد خودروهای ضدشورش در خیابان پاستور، اطراف منزل میرحسین موسوی خبر می‌دهد و اضافه می‌کند: "تهران امروز یک‌شنبه، اول اسفند ۱۳۸۹ به یک پادگان نظامی تبدیل شده بود. مثل ۲۵ بهمن نبود. این‌بار نیروهای گارد، کاملا تجهیز شده آمده بودند. گشتی در بلوار کشاورز، خیابان ولیعصر، میدان انقلاب، میدان آزادی زدم. همه جا مملو از نیروهای گارد بود. در خیابان کارگر به بسیجی‌هایی که در پیاده‌رو دسته‌جمعی با کلاه‌های ضد شورش و باتوم حرکت می‌کردند، گفتم، "مثل این که بنا بوده جنبش سبز راهپیمایی کند، شما راهپیمایی می‌کنید". در بلوار کشاورز جوان دانشجویی که از دانشگاه تهران بیرون آمده را گرفتند و او را جلوی چشم ما بد جوری زدند. من فکر می‌کنم تظاهرات امروز تظاهرات نیروهای ضدشورش بود."

مهدی خزعلی می افزاید "در همان مسیر متعرض ما هم شدند، با این که در ماشین بودیم. ماشین را نگه داشتند و گفتند شما فیلمبرداری می‌کردید. گفتم نه ما فیلمبرداری نمی‌کردیم. کاملاً فضا امنیتی بود. پیاده‌روها پر از جمعیتی بود که در خیابان انقلاب به سمت آزادی حرکت می‌کردند و مشخص هم بود که نیروهای امنیتی در بین جمعیت حرکت می‌کنند و نظارت خیلی شدیدی داشتند. پایین‌تر هم درخیابان پاستور، نزدیک منزل آقای میرحسین موسوی ۱۰ ماشین ضد شورش مستقر بود."

مأمور پلیس : این رفتار بسیجی‌ها در ذهن مردم می‌ماند

خزعلی درباره دیگر مشاهدات خود از وضعیت یک اسفند در تهران می‌افزاید: "امروز یک مامور پلیس پیش من درد دل می‌کرد. او گله می‌کرد و می‌گفت بسیجی‌ها وارد اتوبوسی شدند که ۲۰۰ سرنشین داشت. به زور زن و بچه را پایین ریختند تا یکنفر را دستگیر کنند. با چوب رفته بودند داخل اتوبوس. این رفتارها در خاطره‌ی مردم می‌ماند. اگر واقعاً براین باورند که تعداد مخالفین و منتقدین به تعبیر کیهان فقظ ۵۰ نفر هستند، نیازی نیست این جمعیت عظیم را به عنوان نیروهای ضدشورش و سرکوبگر به خیابان‌ها بیاورند. من فکر می‌کنم تظاهرات امروز (۱ اسفند ۱۳۸۹)، تظاهرات نیروهای ضدشورش بود. البته حضور مردم در خیابان‌ها خیلی زیاد بود. مردم در پیاده‌روها حرکت می‌کردند و برای این که درگیری نشود شعار نمی‌دادند."

مهدی خزعلی درباره کندی سرعت اینترنت در روزهای اخیر به دویچه‌وله گفت "از دیروز تا حالا سایت خودمان را هم نمی‌توانیم باز کنیم. به قدری سرعت اینترنت را پایین آورده‌اند که امکان باز کردن سایت‌های فیلترنشده هم نیست. از دو سال پیش گفتند، "فتنه" تمام شد، من فتنه را همین کسانی می‌دانم که سرکوب‌می‌کنند."

این وبلاگ نویس همچنین از اتمام حجت خود با مقامات حکومت خبر می‌دهد و خطاب به آنها گفته است "من با شما اتمام حجت می‌کنم و شرط می‌بندم. شرط می‌بندم اگر شما به معترضین مجوز راهپیمایی بدهید، در تهران ۱۰ میلیون نفر به خیابان می‌آیند. حالا شما می‌گویید جمعیت تهران این قدر نیست. همان طور که ماشالله، شما برای راهپیمایی‌هایتان از تمام شهرها آدم می‌آورید، ما نمی‌آوریم و اتوبوس هم نمی‌فرستیم. خود مردم می‌آیند. از تمام شهرهای اطراف می‌آیند. نگویید تهران ۱۰ میلیون جمعیت ندارد. نخیر، مطئمن باشید خیابان‌های تهران با ۱۰ میلیون معترض آرام و با سکوت پر خواهد شد. ما حاضریم مدیریت کنیم تا خدای نکرده کسی آزرده نشود. فقط شما دخالت نکنید."

ادامه مطلب ...

گزارشات ويدئومردمي از يكم اسفند، آرايش جنگي نيروهاي زرهي و پياده حكومت عليه حضور مردم در شهرها

1 نظرات
گزارشات ويدئومردمي از يكم اسفند ، پاسداشت مردمي هفتم شهداي سبز 25 بهمن

ادامه راه سبز(ارس): يكم اسفند حضور مردم در خيابانها براي پاسداشت هفتم شهداي سبز 25 بهمن صانع ژاله و محمد مختاري فر بود، با مشاهده آرايش جنگي نيروهاي زرهي و پياده نظام در تهران و شهرهاي بزرگ عيله حضور مردم، و با نگاههاي خشمگين و رفتار وحشيانه و حضور بيسابقه نيروهاي سركوب و با مشاهده ي بازگشت قمه كشها و شعبون بيمخهاي وابسته به مكان خاص! در خيابانها، همگي نشانگر آن بود كه نظام در 25 بهمن ضربه بسيار سنگيني از مردم خورده اند. لو رفتن شهيد دزديشان هم ته مانده ابروي نداشته شان را از بيخ بن برده بود و به همين هم سبب ، مضاعف شدن خشونت و نگاه پر از خشم و نفرت و خون طلب نيروهاي مزدور حكومت نسبت به مردم در اين روز انكار ناپذير بود. اما مردم باز هم آمده بودند. هر چند كه رسانه هاي كودتاگران و سيماي رهبري اعلام كردند شهر در امن امان است و مردمي هم كه به خيابان آمدنده اند مشغول خريد البسه عيد هستند! :-))










همراهاني كه در كار با 4shareh راحت تر هستند ميتوانند كليه فيلمهاي يك اسفند را در "اينجا" مشاهده و دريافت نمايند

ادامه مطلب ...

نماهنگ «شاهدان حضور» امروز از ساعت 15 همه جا سوي آزاديست

4 نظرات
نماهنگ «شاهدان حضور»

ادامه راه سبز(ارس): امروز يكم اسفند 89 از ساعت 15 همه جا بسوي آزاديست و همه ميدانها انقلاب سكوت است. شايد بتوانيد مقابل كالبد رهبران با مردم ديوار آهني بكشيد اما در مقايل عهد و پيوند قلبهايمان با آنها چه ميكنيد؟! با شاهدان سبز حضورمان چه ميكنيد؟ مگر نه اين است كه شهيد قلب "تاريخ" است و تاريخ، ثبت "حضور":



جهت دانلود mp4 بر روي تصوير بالا كليك كنيد

سرود اين نامه را براي تو مينويسم

ادامه مطلب ...

چرا و چگونه باید نام و یاد شهیدان جنبش سبز را زنده کنیم

0 نظرات
پیشنهادهایی برای حضور هرچه مؤثرتر و کم‌خطرتر در مراسم امروز:
چرا و چگونه باید نام و یاد شهیدان جنبش سبز را زنده کنیم

ادامه راه سبز(ارس): در حماسه ۲۵ بهمن همه با هم به خیابان ها آمدیم، تا حماسه ۲۵ خرداد را به یادها بیاوریم. تا به غاصبان رای مردم نشان دهیم که جنبش سبز، برای احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی، در آستانه دو سالگی خود، و در پیوند با خیرش دیکتاتورستیزانه مردم منطقه، همچنان روز اول، زنده و بالنده است؛ و آن که می میرد دروغ و حبس و شکنجه و سرکوب است و نـداها و سهراب های جنبش سبز هیچ گاه خاموش و فراموش نخواهند شد.

اقتدارگرایان اما این زندگی و حضور را بر نتافتند؛ سنگینی اعتراف به حیات جنبشی که هر روز مرگش را بر تریبون ها و منابر خود فریاد می کنند، آنچنان بر آنها گران آمد، که باز خیل سرکوبگران خود را به سوی مردم بی سلاح و مسالمت جو روانه کنند. اما این بار در لباس مردم، تا وانمود کنند که این خود مردم اند که با «فتنه گران» برخورد می‌کنند. کدام مردم؟ مردمی که بر هموطنان خود آتش می گشایند؟

اقتدارگرایان اما برای انکار ترس و تنهایی خود و برای بازسازی مشروعیت و مقبولیت از دست رفته‌ی خود تنها به این حربه و فریب بسنده نکردند. در سناریویی که از یک هفته قبل در روزنامه ها و بولتن های خود آن را تبلیغ می کردند، خشونت ها آفریدند تا شهادت جوانان سبز را رقم بزنند و به خیال خود آن را به همراهان جنبش نسبت دهند، و پروژه شهیدسازی را برای ترمیم وجهه ی بی آبروی خود اجرا کنند. غافل از آن که دروغشان در اجرای این پروژه نخ نما و در دزدیدن جسم و نام شهدای سبز، دامنشان را بیش از پیش خواهد گرفت و در میان مردم ایران و جهان رسواتر از قبل شان خواهد کرد.

وقاحت و قانون شکنی اقتدارگریان، اما؛ با دزدیدن پیکر ژاله و مختاری و حمله به دانشگاه و دریغ کردن برگزاری مراسم عزاداری از دوستان و آشنایان و تهدید خانواده پایان نپذیرفت. مزدوران خود را خبر کردند، تا فریاد مرگ بر همراهان جنبش سر دهند. در خیابان ها جولان دهند و رکیک ترین الفاظ را به کار برند، و به اطراف خانه های ایشان بریزند، تا با این نمایش دولتی، زمینه حبس و حصر خانگی آنها را فراهم کنند. ارتباطات شان را به تمامی قطع کردند و اینک در کار کشیدن دیوار آهنی به دور عزیزانی هستند که ماه ها است در قلب پیر و جوان و مرد و زن جنبش سبز خانه کرده اند.

به این خیال که هم از پرداخت هزینه زندانی کردن آنها پرهیز کنند، هم خطر همراهانی را که سلاحی جز کلام و بیانیه نداشتند از بین ببرند. همراهانی که معلوم نیست اگر در دل مردم جای ندارند و اگر عامل دست بیگانه اند و اگر مطرود ملت اند، چرا چنان قدرتی در چند خط بیانیه شان است که تمام نیروهای نظامی و امنیتی و رسانه های میلیاردی شان توان مهار آن و پاسخ گویی به آن را ندارد، و چه طور حکومت را واداشته اند چنان از کلمه های شان بترسند که آخرین روزنه های ارتباطی آنان را هم مسدود کنند؟

اینک، و در آستانه یکم اسفند و مراسم هفتم شهدای جنبش سبز در ۲۵ بهمن، باز این جنبش سبز است که هستی خود را نشان خواهد داد. ما سوگوار رذالت اقتدارگرایان، در کشتن فرزندان این مرز و بوم و دزدیدن پیکر و مصادره‌ی نامشان هستیم. می آییم تا نشان دهیم که سوگواران حقیقی این سرزمین ماییم، سوگوارانی که به رغم گشوده بودن دهان های وقاحت، دیگر خاموش نیستیم. سوگوارانی که عزاداری‌مان نشان سکوت و تسلیم و رضا نیست. ما از پیشوایان و امامانمان آموخته ایم که از مراسم عزا مراسم حضور و مقاومت بسازیم. می آییم که نشان دهیم اگر اجازه‌ی برگزاری مراسم عزا در مساجد و حسینیه ها و دانشگاه ها و خانه ها به ما نمی دهند، اگر بهشت زهرا را پادگان می کنند تا بر سر مزار شهدایمان نرویم، ما تمام ایران را مجلس عزای قاتلان و محل افشاگری متقلبان و دزدان آراء و شهدایمان می کنیم. می آییم تا نشان دهیم جنبش سبزی که در ایام انتخابات باز پس گرفتن «پرچم ایران» اش را از مصادره کنندگان کشور می‌خواست، و پس از تقلب انتخاباتی با شعار بازپس‌گیری «رای» اش به میدان آمد، در آستانه دوسالگی راه سبز امید، زنده تر و سبزتر از پیش، پس گرفتن «شهیدان» اش را مطالبه می‌کند. اگر در چهلم شهدا و در تجمع میدان توپخانه در سال ۸۸ شعار مردم این بود که «برادر شهیدم، رایتو پس می‌گیرم »، اینک شعار سیاه پوشان سبز این است که «برادر شهیدم، نامت را، راهت را، هویتت را، و هدفت را پس خواهیم گرفت.»

حضور ما در یک اسفند اما تنها برای بازپس گیری شهدایمان نیست. یک اسفند، در مراسم بزرگداشت شهدای جنبش سبز، مراسمی که به وسعت ایران و به گستردگی تمام مکان های عمومی کشور است، ما از بازپس گرفتن همراهان جنبش سبز هم سخن خواهیم گفت. حاکمانی که بر خلاف تمام قواعد و اصول قانونی، شرعی، اخلاقی، انسانی و سیاسی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را بدون محاکمه و بی هیچ جرمی به حبس و حصر خانگی برده اند، و پنداشته اند با این کارشان هزینه‌ی محاکمه و زندانی کردن آنان را نخواهند داد، باید بدانند که جنبش سبز در برابر توهین و تعرض به ساحت این عزیزان خاموش نخواهد نشست.

یک اسفند، روز همراهی و همدلی نمادین و گسترده مردم ایران برای باز پس گیری نام شهیدان سبز است. روزی برای همراهی با پایداری ها و پایمردی های میرحسین موسوی و مهدی کروبی است و آغاز روزی است که تا پایان هرچه سریعتر حبس و حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی است، شب نخواهند شد.

برای حضور هرچه موثرتر و در عین حال کم‌خطرتر در این مراسم، برای این که فریاد عزا و اعتراضمان را در این مراسم سوگواری نمادین ملی بلندتر فریاد کنیم و برای اینکه نگذاریم چماق سرکوب و خشونت، شکوه خلاقیت و مدنیت سبزها را پنهان کند، پیشنهادهای مختلفی مطرح شده است:

- یادآوری تجربه عزاداری شهدا در روزهای آغازین، و استفاده از نمادهای عزاداری:

- استفاده از نمادهای سبز و سیاه (پوشیدن لباس سیاه، دست بند و روبان سبز،…) برای نشان دادن این عزاداری؛

- استفاده از شمع در ساعت تاریک شب؛

- پخش صدای قرآن در اماکن عمومی، در خودروها، در دانشگاه ها و ادارات، از تلفن همراه در محیط های عمومی؛…

- ساخت، توزیع و تکثیر اعلامیه های نمادین عزاداری شهدای سبز،

- توزیع عکس ها، نوشته ها، پوسترها و تراکت ها، ویدئوها و کلیپ های منتشر شده، برای آگاهی همگانی از هویت شهدای سبز ۲۵ بهمن و افشای ماهیت شهیددزدان و دروغگویان،

- پخش عکس ها و اخبار مربوطه، برای آگاهی عمومی از حصر و حبس همراهان جنبش، و انداز حاکمیت از ادامه حصر میرحسین و کروبی،

- و طرحها و پیشنهادهای بی شمار دیگری که همراهان جنبش سبز با خلاقیت و نوآوری خود، متناسب با چنین مراسم و شرایطی، برای پخش پیام جنبش خواهند اندیشید.

در پایان، فراموش نمی کنیم که ضامن بقا و حیات و سرزندگی جنبش تا کنون حفظ آهستگی و پیوستگی حرکت و پرهیز از توسل به خشونت و اقدامات کور واکنشی بوده است، که این همان چیزی است که اقتدارگرایان سرکوبگر از همان ابتدای جنبش می‌خواسته اند، تا بهانه ای برای سرکوب گسترده‌ی جنبش به دست آورند. چنان که سبزها خود در تظاهرات سکوت و در بردباری ۲۰ ماهه ی خود و در شعارهای خود نشان داده اند این آب آرام است که به اعماق نفوذ می‌کند و جریان گام به گام و پیوسته آن است که هر سدی را خواهد شکست و هر مانعی را از پیش خواهد برداشت. توجه ویژه به سناریوهای امنیتی ای که سعی در متشنج کردن فضا و ماهی گرفتن از آب گل آلود دارند و مراقبت از کسانی که در قالب افراد تندرو سعی در نفوذ در اجتماعات و به هم زدن نظم تجمعات و تند کردن فضا و شعارها دارند، ضروری است.

ادامه مطلب ...

گزارشات ويدئومردمي(۳) از تظاهرات ۲۵ بهمن - حضور پرشور مردم براي رسيدن به آزادي

0 نظرات
گزارشات ويدئومردمي(۳) از تظاهرات ۲۵ بهمن - حضور پرشور مردم براي رسيدن به آزادي

ادامه راه سبز(ارس): کودتاچیان ترسیده اند و برای پنهان کردن ترس خود، میخواهند مردم را بترسانند. بزدلان مدعی مدیریت جهان، اکنون به آخر خط رسیده اند و تنها راه بقای خود را در خودزنی و نمایشهای مبتذل خیابانی میبینند. آری ما ثابت کردیم که این بساط ظلم برچیدنی است. این استبداد حقیر بی شک رفتنی است و ما تا آخر ایستاده ایم.

ما را از چه میترسانید؟ از خشونتتان ؟! آیا خشونت و خونریزی وحشیانه تر از کشتار ۳۰ خرداد و آنچه که در کهریزک ها گذشت امکان پذیر است؟ آیا این اعمال ثمری برایتان داشت که بخواهید تکرارشان کنید؟

حضور پرشور مردم براي رسيدن به آزادي در ۲۵ بهمن ۸۹

لينك دانلود كمكي مديافاير

همراهاني كه در كار با 4shareh راحت تر هستند ميتوانند كليه فيلمهاي سري 1 و 2 و 3 را در "اينجا" مشاهده و دريافت نمايند

ادامه مطلب ...

گزارشات ويدئومردمي(۲) از تظاهرات ۲۵ بهمن - شكستن شيشه خودروهاي عبوري توسط نيروي انتظامي

1 نظرات
گزارشات ويدئومردمي(۲) از اعتراضات مردمي ۲۵ بهمن

ادامه راه سبز(ارس): معترضان ۲۵ بهمن، شهروندانی بودند که بر حق حیات و حقوق طبیعی خود در برابر حاکمیت اصرار داشتند. این دسته از شهروندان نشان دادند که در صورت لزوم به وجدان خود مراجعه می کنند و از قانون اساسی، تفسیری ملی دارند. حکومت اقتدارگرایان بر این دسته از شهروندان ممکن نیست و به این معنا ۲۵ بهمن اعلان مقابله ی وجدان علیه تفسیر اقتدارگرایانه از قانون و اجرای سلیقه ای قانون بود. شهروندان حامی تجمع ۲۵ بهمن، حتی اگر نتوانند قدرت را در کوتاه مدت از اقتدارگریان وحشي پس بگیرند و به صاحبان اصلي آن "مردم" باز گردانند، اما آن را به شدت محدود می کنند. ۲۵ بهمن می گوید کام اقتدارگریان هتاك دیگر از قدرت شیرین نخواهد شد.

شكستن شيشه خودروهاي عبوري (راه رضاي خدا) در 25 بهمن توسط نيروهاي انتظامي


دانلود كمكي: "اينجا"
دانلود كمكي۲: "مديافاير"

همراهاني كه در كار با 4shareh راحت تر هستند ميتوانند كليه فيلمهاي سري 1 و 2 را در "اينجا" مشاهده و دريافت نمايند

ادامه مطلب ...

قانع ژاله برادر شهيد سبز صانع ژاله: صانع بسيجي نبود و جنازه اش را به ما تحويل نمي دهند

3 نظرات
گفتگوي صداي امريكا با برادر شهيد سبز صانع ژاله:
صانع بسيجي نبود ؛ جنازه اش را به ما تحويل نمي دهند

ادامه راه سبز(ارس): لازم به ذكر است قانع ژاله برادر شهيد صانع ژاله پس از اين اطلاع رساني بازداشت شد. قانع ژاله روز گذشته در مصاحبه تلویزيونی با صدای آمریکا مسائلی را برخلاف مدعاهای رسانه‌ی حکومتی عنوان کرده و بسیجی بودن برادرش را عنوان جعلی خوانده بود که به توسط نهادهای امنیتی عنوان شده بود.

این برادر شهید به طور مشخص به پنج نکته اشاره کرد: اینکه برادرش اصلا بسیجی نبوده؛ پسرخاله‌اش که به نهادهای امنیتی پاوه نزدیک است پیش از آنکه خانواده از شهادت صانع ژاله مطلع شوند، عکس او را از آنها گرفته و برای این شهید، کارت بسیج صادر شده است؛ خانواده شهید در صورتی که جنازه را به آنها تحویل ندهند، در ختم او شرکت نخواهد کرد؛ آرزوی صانع این بود مثل بهمن قبادی (کارگردان سینما) به مملکتش خدمت کند؛ و اینکه برادرش را دشمنان تشییع کردند.

به گزارش رهانا، سامانه «خبری خانه حقوق بشر ایران» قانع ژاله شب گذشته پس از این مصاحبه بازداشت شده و برای تکذیب آن تحت فشار قرار گرفته است. وی گفته بود که نهادهای امنیتی خانواده‌اش را تحت فشار قرار داده‌اند تا سکوت کنند.

مصاحبه فرمت شنيداري

دانلود mp3 "اينجا"
لينك "دانلود" كمكي


مصاحبه فرمت تصويري


لينك "دانلود" كمكي

رسانه‌های حامی دولت پس از انتشار خبر شهادت صانع ژاله، تلاش کردند وی را «بسیجی» و از حامیان دولت و حاکمیت معرفی کنند، اما انتشار برخی تصاویر و اسناد از این دانشجو و اظهارات قانع ژاله در رد این ادعاها، منجر به خشم آنها شد.

حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در واکنش به انتشار این تصاویر به خصوص تصویر دیدار برخی دانشجویان با آیت‌اله منتظری که صانع ژاله نیز در آن دیده می‌شود، ادعا کرد این دانشجو با روزنامه کیهان همکاری داشته است.

اما یک مسئول ديگر نهاد نمایندگی رهبری، در اظهاراتی متناقض با ادعای شریعتمداری، ادعا کرد که عکس مذکور از اساس جعلی بوده است. هرچند دوستان صانع ژاله، پس از طرح این ادعا، چندين عکس دیگر از دیدار مذکور با آیت‌الله منتظری را كه شهید ژاله را در زوایای دیگری در حضور آیت‌الله منتظری نشان می‌داد، در اینترنت منتشر کردند. (عكسهاي بيشتر از اين ملاقات را اينجا ببينيد)

ادعای سایت جوان آنلاین وابسته به سپاه پاسداران از همه جالب تر بود که ادعا کرد فردی که با او مصاحبه شده، برادر صانع ژاله نبوده، و نوشت: ادعای تماس تلفنی صدای آمریکا با برادر صانع ژاله در حالی است که وی و سایر برادران و اقوامش به همراه جمع زیادی از مقامات و بسیجیان استان کرمانشاه از عصر امروز در فرودگاه بین المللی کرمانشاه منتظر تحویل جنازه صانع ژاله بوده اند و مشخص نیست این تماس ادعایی چگونه گرفته شده است. البته این رسانه وابسته به نظامیان شخص نکرد که اگر فرد مصاحبه‌ شونده، قانع ژاله نبوده، پس چرا او بازداشت شده است؟!

امروز فقط خدا صدای دانشجویان مظلوم را شنید:
دانشگاه در اشغال نظامیان، شهید بر دوش قاتلان

اگرچه از دیروز پیش‌بینی می‌شد که تشییع پیکر پاک شهید صانع ژاله، با سازماندهی بسیج دانشجویی به یک برنامه نیمه‌رسمی و بی‌هویت تبدیل شود، اما هیچ‌یک از استادان و دانشجویانی که امروز در یکی از سالن‌های دانشگاه هنر محبوس شده بودند، تصور هم نمی‌کردند که دانشگاه اینگونه زیر چکمه نظامیان قرار گیرد و کوچکترین تحرک دانشجویان و دوستان شهید ژاله نیز با تهدید اسلحه و توهین و در مواردی ضرب و شتم از سوی لباس‌شخصی‌ها روبه‌رو شود.

در همین باره در سايت كلمه بخوانید:
روایت یک شاهد عینی از آنچه در دانشگاه هنر گذشت
بسیجیان سازماندهی شده، دانشگاه هنر را قرق کردند

به گزارش خبرنگار کلمه، شاید خیال دانشجویان این بود که دست‌کم حرمت تشییع جنازه‌ی شهید را نگه می‌دارند و در این روز، دست به حرمت‌شکنی دوباره از دانشگاه و دانشجو نمی‌زنند و از خشونت و کتک‌کاری و استفاده از گاز اشک‌آور دست برمی‌دارند.

اما این خیال وقتی کاملا نقش بر آب شد که آنها دیدند سردار علی فضلی و سردار همدانی، بی‌هیچ پرده‌پوشی و البته با اضطراب و نگرانی از واکنش احتمالی دانشجویان، در محوطه‌ی دانشگاه حضور یافته و در حال هدایت نیروهای خود هستند.

دانشجویان همچنین دیدند که بلندگو در اختیار حسین الله کرم، چهره شناخته شده و سابقه‌دار گروههای فشار، قرار گرفته تا به توهین و فحاشی و شعاردهی علیه موسوی، کروبی، هاشمی و خاتمی بپردازد.

گزارش خبرنگار کلمه از دانشگاه هنز حاکی است که از اولین ساعات صبح امروز – چهارشنبه ۲۷ بهمن – بیش از ۵۰۰ اتوبوس با آرمهای سپاه، وزارت دفاع، نیروی انتظامی و دانشگاه امام حسین، نظامیان لباس شخصی و نیروهای بسیجی را در اطراف چهارراه ولیعصر تهران پیاده کردند و این افراد به طور منظم و سازمان‌یافته در محوطه‌ی دانشگاه هنر و اطراف آن مستقر شدند.

حجم پوسترها و تراکت‌هایی که نیروهای شبه نظامی و بسیجی با مضمون‌های جهت‌دار و دروغین برای این برنامه تهیه کرده بود، به حدی زیاد بود که خبرنگار کلمه تعداد آنها را حدود ۵۰ هزار برگ تخمین زده و طبق مشاهدات او، بسیاری از بسته‌های این اقلام تبلیغاتی، باز نشده در کنار خیابان رها شده بود.

همچنین برای جلوگیری از حضور دانشجویان و اساتید دانشگاه هنر در تشییع جنازه دانشجوی شهید این دانشگاه، نیروهای شبه نظامی و بسیج تعداد قابل توجهی از آنها را در سالن کاربردی دانشگاه محبوس کرده بودند و گروهی از بسیجیان نیز در برابر آنها صف کشیده و شعار می‌دادند و در تلاش برای تحریک دانشجویان و ایجاد درگیری بودند.

تشییع جنازه‌ی شهید ژاله، در نهایت با تدارکات و تمهیدات گسترده‌ی نهادهای نظامی و امنیتی، از چهارراه ولیعصر به سمت دانشگاه تهران برگزار شد و هرگونه تحرک سبزها در این مسیر نیز با برخوردهای تند و خشن لباس‌شخصی‌ها و نیروهای امنیتی روبه‌رو شد.

این برخوردها به حدی بود که خبرگزاری فارس هم نتوانست وجود آن را پنهان کند. این خبرگزاری وابسته به نهادهای نظامی، با دروغ‌پردازی‌های متداول رسانه‌های اقتداگرا، نوشت: “چند تن از دختران منتسب به جریان فتنه نیز در حالی که موهای خود را سبزرنگ کرده بودند قصد اخلال در تشییع جنازه شهید ژاله را داشتند که با واکنش مردم و دانشجویان مواجه شده و محل تشییع را ترک کردند.”

تابناک هم به شیوه‌ی دیگر رسانه‌های اقتدارگرا، نوشت: “تعداد معدودی از هواداران جریان فتنه و خائن به آرمان های نظام و انقلاب، با دانشجویان شرکت کننده در تشییع جنازه شهید «صانع ژاله» درگیر شدند و از سوی دیگر دانشجویان شرکت کننده در این مراسم با شعار علیه موسوی و کروبی اغتشاشات روز دوشنبه را محکوم می‌کنند.”

آینده هم گزارش داد که “برخی دانشجویان دانشگاه هنر که ظاهر متفاوتی با میهمانان داشتند، با پرس و جوی انتظامات برنامه مواجه می شدند.”

بدین ترتیب برنامه‌ریزی نظامیان برای دزدیدن هویت این شهید و تشییع او با تدابیر شدید امنیتی، به انجام رسید. اما شاید تنها قسمت ماجرا که در این برنامه‌ریزی به آن توجه نشده بود، این بود که شهید صانع ژاله، اهل تسنن بوده است و تعیین ابوترابی برای نماز خواندن بر پیکر او، به همان اندازه بی‌تناسب است که بسیجی بودن او و ادعای ترورش توسط کسی غیر از نیروهای شبه نظامی.

اما ظاهرا نبود تناسب، چندان برای عوامل کودتا اثری ندارد، چرا که هدف آنها رجزخوانی‌های بعدی‌شان درباره برخورد با سران جنبش سبز و تهدید به تحصن و .. بود که تا ساعت نگارش این گزارش، همچنان ادامه دارد.

همچنین گزارش‌هایی از دستگیری تعدادی از دانشجویان و مردم نیز وجود دارد که هنوز تایید نشده است.

ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان