بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

محجوب نماینده مردم تهران: برای فقرا اعلام خطر می‌کنم

0 نظرات
کلیات لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها تصویب شد
محجوب نماینده مردم تهران: برای فقرا اعلام خطر می‌کنم

ادامه راه سبز«ارس»:لایحه هدفمند كردن یارانه ها پس از سخنان موافقین و مخالفین این لایحه با 188 رای موافق ، 45 رای مخالف و 6 رای ممتنع به تصویب نمایندگان رسید. به گزارشات رسیده، 241 نفر از نمایندگان مجلس شواری اسلامی بعد از استماع سخنان موافقین و مخالفین و نماینده دولت در مورد لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها نظر خود را در خصوص این لایحه اعلام کردند. علی لاریجانی رییس مجلس پس از انجام رای گیری برای كلیات این لایحه عنوان كرد كه جزییات این لایحه وقت زیادی می‌گیرد و احتمال دارد كه نیاز باشد فردا بعد از ظهرهم برای بررسی جزییات آن وقت گذاشته شود.

در همین راستا، محجوب نماینده مردم تهران با اشاره به لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها گفت: من امروز برای فقرا و افرادی که از فقرا حمایت می‌کنند اعلام خطر می‌کنم.

به گزارش ایلنا، علیرضا محجوب در مخالفت با لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها با بيان اينكه امروز وظیفه مهمی یعنی بازگشت قیمت نفت و حامل‌های انرژی به قیمت‌های بین المللی پیش روست ،گفت: قیمت حامل‌های انرژی براساس ارزشی و پول ملی تنظیم شده است و تا به امروز واحد پول ملی عامل تعیین‌کننده قیمت بوده است اما امروز در این لایحه قیمت براساس فوب خلیج فارس پیش‌بینی شده است که به معنای تغییر واحد پول است.

دبیرکل خانه کارگر تاکید کرد: در این صورت به اقتصاد بین‌المللی گره زده می‌شویم در حالیکه از مزایای آن هیچ سودی نمی‌بریم چرا که این لایحه آثار منفی خواهد داشت.

وی افزود: بایستی بین عدالت و افزایش قیمت فرق گذاشته شود کارگران و کارمندان ایرانی براساس ریال حقوق دریافت می‌کنند نه براساس قیمت نفت خلیج فارس محجوب گفت: حذف ماده 13 این لایحه راهگشا نیست و روشن است که در صورت تصویب این لایحه واحد پول ملی ضعیف تر می‌شود و اقتصاد بین المللی به اقتصاد ملی حاکم می‌شود.

نماینده تهران تصريح كرد:آثار تورمی این لایحه مشهود است و جای تعجب دارد که کارشناسان اقتصادی در این مورد تسلیم شده‌اند.

وی افزود: این لایحه برای دولت و اهداف آن هم تاثیری ندارد و آثار قیمتی آن باید به تصاعد هندسی حسب شود.

محجوب در پایان یادآور شد: من امروز برای فقرا و افرادی که از فقرا حمایت می‌کنند اعلام خطر می‌کنم.

ادامه مطلب ...

سید محمد خاتمی: با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی نمی‌توان بر مردم حاکمیت پیدا کرد

0 نظرات
دیدار سید محمد خاتمی با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد

«با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی نمی‌توان بر مردم حاکمیت پیدا کرد»
«نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است»
«بزرگترین اهانت به مردم، اغتشاشی خواندن حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض بود»
«وقتی حرف معتقدان به نظام هزینه داشت، نوبت به عمل کسانی می‌رسد که اصل را قبول ندارند»
«امروز جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و متوهم می‌خواهد آنهایی را که نمی‌پسندد از صحنه بیرون کند»
«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر می‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند»


ادامه راه سبز«ارس»: رئیس جمهور سابق کشورمان با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح‌طلبان و مردم معترض توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی می‌خواهند اصولگرایان باشخصیت را از صحنه بیرون کنند، هشدار داد که اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) با تسلیت این روز به شیعیان و ایرانیان همه انسان‌هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت:«معمولا به حضرت گفته می شود پیشوای مذهب جعفری، ولی واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصی که برای آنها پیش آمد، بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود.»

وی ادامه داد:«کاری که این بزرگواران کردند ایستادگی در مقابل انحراف‌ها و تحریف‌هایی بود که به خصوص در عرصه فكری؛ سیاسی و اجتماعی پیدا شده بود و می‌رفت که مبانی عقیدتی و فکری را نابود بکند، کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعا اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«متاسفانه در حوزه های علمیه ما بیشتر روی جنبه‌هایی که مربوط به فقه شریعت می‌شود و در این زمینه به این دو بزرگوار استناد شده است كه گرچه مهم است ولی نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می‌دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است.»

رئیس بنیاد باران ابراز امیدواری کرد که با توجه به زمینه‌های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.

وی سپس گفت:« گفته می‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟برای کسانی‌که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه می‌خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد و راه و رسمی که بدان معتقدند آن راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می یابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟»

به گزارش روابط عمومي دفتر سیدمحمد خاتمی؛ وي تاکید کرد:« جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامی است؛بنابراین هیچ حرکتی در کشور موفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.»

وی تصریح کرد:« در جامعه هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می‌تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد:« از طرفی ما در دنیایی به سر می‌بریم که حق و کرامت مردم، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مساله تاریخی است.اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیمی است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان ما این را می‌بینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مساله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزش‌هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«در دنیایی به سر می‌بریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومت‌ها نمی‌توانند، حکومت‌های مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمان‌روایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.»

وی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت:« جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است.»

خاتمی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی می‌تواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدی‌های موجود را نداشته باشد،ما اینگونه به جمهوری اسلامی می‌نگریم و پایبند به آن هستیم.»

رئیس دولت اصلاحات سپس اظهار داشت:« باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و اینگونه القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.»

وی با تاکید بر اینکه«این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت:«اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود هیجان ایجاد می‌شود و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند.»

وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود:«چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟این مسایل را امروز می‌بینیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است.»

رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش‌هایی از جامعه به سوی هدف‌هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش است، گفت:«این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمع‌بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟»

وی با بیان اینکه «بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است»، یادآور شد:« حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.»

سیدمحمد خاتمی ادامه داد:«متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات مادی و جانی زیادی دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌های بزرگی دستگیر شدند و تحت فشار قرار گرفتند و انسان‌هایی مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند.»

وی تاکید کرد:«این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند روش‌های نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است و وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.»

رئیس دولت اصلاحات در ادامه گفت:«الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یك سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاكمیت بلكه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.»

وی افزود:« این جریان اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« این جریان باید بداند که با زور نمی‌تواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یابد و هیچ‌گاه جا نخواهد افتاد، با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی می‌شود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.»

وی با بیان اینکه «ما همچنان روی حرف‌های اصلی خودمان هستیم»، در تشریح عقاید خود گفت:« انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمی‌ترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع می‌کنیم.»

رئیس دولت اصلاحات افزود:«معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند و حاضرند در رای مردم تصرف کنند یا آن را نادیده بگیرند، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.»

وی با طرح این سئوال که «چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می‌شود؟»، گفت:«مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می‌شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی‌شود؟»

خاتمی تاکید کرد:« قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.»

رئیس جمهور سابق کشورمان سپس گفت:«بیایید به همین قانون اساسی برگردیم، البته در صورتیکه تفسیر دل به خواهی از آن نشود، کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر شد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«ما دلمان برای ایران می‌سوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، می‌توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.»

وی ادامه داد:«آن چه برای ما تاثرآور است این است که رفتارهایی شود و سیاست‌هایی در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کند.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت ولی با هزینه‌های زیادتری، اما در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت.»

وی یادآور شد:«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر می‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود نه فقط به زیان اصلاح‌طلبان یا به زیان مردم، گرچه زیان بزرگی به مردم وارد شده،خون‌هایی که ریخته شد، بازداشت‌هایی که شد و فشارهایی که وارد آمده است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:«حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولی در رفتارها هم نسبت به بازداشت‌ها و بازداشت‌شدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردند، جنایت و جرم کردند بشود و شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است ؛باشیم وجریان خاصی که امکاناتی که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته به این فضا دامن می‌زند باشیم وهنوز هم امیدواریم كه شاهد این تحول باشیم.»

وی تصریح کرد:«امیدوارم در یک فضای امن آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانی که علاقه‌مند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایه‌های اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند و ما هم می‌خواهیم با موضع انتقادی و اعتراضی‌ام نسبت به آنچه هست حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهای قانون اساسی و انقلاب اسلامی نیست.»

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«اصلاحاتی که من می‌گویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده می‌خواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگی‌های اینچنینی دارند اصلاح شود.»

وی تاکید کرد:«اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز می‌شود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنی‌ام از این است که بزرگترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچ‌وقت مایوس نمی‌شوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.»















ادامه مطلب ...

احمد خاتمی: هركي جمهوري بخواهد دشمن ما و اسلام است

0 نظرات
اينقدر ميگم جمهوری تا چشمت درآد:
جمهوری جمهوری جمهوری!



در راستاي اينكه احمد خاتمي به نمايندگي از بيگلي بيگلي دیروز گفت "هركي جمهوري بخواهد دشمن ما و اسلام است" در اينجا ما ضمن تائيد دشمني "هر كي" با "ما و اسلام" به تعدادي از سوالات شما عزيزان بصورت چهار پنج گزينه اي پاسخ داده ايم . لطفاً پاسخ صحيح را داخل پاكت و جلوي دوربين ببريد دم ماشين مموتي و بعنوان جايزه سهام عدالت دريافت كنيد . اگر نخواستيد داخل پاكت فحش ناموس بنويسيد ولي دقت كنيد كه حتماً جلوي دوربين باشد تا سهامتان را بدهند :

* وقتي احمد خاتمي حرف ميزند آدم بايد چيكار بكند ؟
  1. بايد به نيت رازبقا بشيند خوب تماشا كند .
  2. بايد يفهمد چرا داروين گفته حضرت آدم ميمون بوده است .
  3. بايد هدفون ضد خمپاره بزند تا پرده سماخ گوشش جر نخورد .
  4. بايد تحمل كند .
* چرا احمد خاتمي امام جمعه تهران شد ؟
  1. چون وزير خارجه نميشد .
  2. چون قحطي بود ديگر هيچكس امام جمعه نميشد .
  3. چون از بچگي دوست داشت امام جمعه بشود .
  4. چون امكانات نبود .
* فرق احمد خاتمي با بقيه امام جمعه ها چيست ؟
  1. خطبه ها را در گوش آدم فرو ميكند .
  2. خطبه ها را در آدم فرو ميكند .
  3. خطبه ها را فرو ميكند ؟
  4. در خطبه ها از فرو كردن دفاع ميكند .
* چرا هر كي جمهوري بخواهد دشمن ما و اسلام است ؟
  1. چون همه جمهوري ميخواهند .
  2. چون هيچكس ما و اسلام نيست .
  3. چون ما در اسلام ما ما ميكند .
  4. چون احمد خاتمي دوباره خطبه خوانده .
* خطبه هاي احمد خاتمي را كي گوش ميدهد ؟
  1. همانهائي كه با اتوبوس مي آورند .
  2. ما و اسلام .
  3. يكي از عمه هايش .
  4. كلاغهاي ميدان انقلاب درحاليكه فكر ميكنند خرس حمله كرده دارند فرار ميكنند .
* نتيجه خطبه خواندن احمد خاتمي اصولاً چيست ؟
  1. همه براي جلوگيري از شروع جنگ جهاني زحمت ميكشند .
  2. همه يك هفته براي توضيح دادن درباره خطبه ها زحمت ميكشند .
  3. همه طنز مي نويسند زحمت ميكشند .
  4. همه شكمشان كار مي افتد زور ميزنند زحمت ميكشند !
علیرضا رضایی
ادامه مطلب ...

برای روزهای ابری

0 نظرات
برای روزهای ابری

تقدیم به ژیلا بنی یعقوب و بهمن اش، فخر السادات محتشمی پور ومصطفایش... و همه ی آنانکه این روزهای ابری را به انتظار باران نشسته اند:

یک: حوالی فاجعه ی قتلهای زنجیره ای سال 77 بود که روحانی روشن ضمیر سالهای جنگ و دوست دیرین شهید حاج همّت "محمد رضا پروازی" تفکر حاکم بر قتلها را تحلیل کرد و با استناد به شواهدی از آشنایی نزدیکش با سرداران سپاه، هشدار داد که حلقه ای از سپاه و اطلاعات بر اساس تئوری "النّصر بالرّعب" به ترور و حذف دگر اندیشان می اندیشد.

بعدها با بیانیه ی وزارت اطلاعاتِ دولت خاتمی معلوم شد که تحلیل وی کاملا درست بوده است.

چندی بعد، اطلاعات سپاه و شخص محسنی اژه ای عقده گشایی کردند و روزها و شبها بازجویی و تحقیر و توهین، نصیب روحانی سربلندِ روزهای جهاد و شهادت شد.

با شنیدن این اخبار، به رسم عهد ارادت ونیز به تصور همدردی در آن روزهای سخت، به دیدنش رفتم و پاسخی سزاوار شنیدم! پروازی می گفت: بعد از عملیات کربلای پنج به مجروحی رسیدم که به شدّت درد می کشید؛ در آستانه ی شهادت دستم را فشرد وگفت "حاجی بگو لااله الاالله تا آروم شم" من این ذکر را می خواندم و او دردش آرام میشد.

و سپس نتیجه گرفت: اینجور وقت ها ذکر خدا و سپردنِ خویش به او آدم را آرام می کند.

دو: در یکی از مرخصی های زندان سال 80 با استاد محسن کدیور تماس گرفتم که به تازگی از زندان هجده ماهه اش آزاد شده بود.

نمیدانم چه حرفی به میان آمد که گفتم: روحیه ام خوب است فقط زیاد سیگار می کشم! پرسید چرا؟ گفتم نمیدانم؛ شاید جنبه ی تخدیری دارد. با عتاب گفت: این چه حرفی ست؟ ألا بذکر الله تطمئن القلوب، با ذکر خدا خودت را آرام کن!

و اما بعد:



این دو را گفتم تا یادمان نرود که حامل چه میراث و وارثِ چه روزهایی هستیم.

این روزها همه کار کرده ایم تا قدرتِ "ولایت جائر" را مهار کنیم، دوستان دربندمان را از سلولهای مخوف این خاک بلا دیده آزاد کنیم و همسران و خانواده های شان را التیام بخشیم امّا فراموش نکنیم که در کنار به کار گرفتن همه ی آنچه در توان داریم، برای آرامش مان محتاج یاد کسی هستیم که "پناه بی پناهان" است.

نفرین، نیز خرافه نیست؛ دعایی ست برای آنکه خدا رحمتش را از ظالمان دریغ کند و عمر جور را کوتاه!

دعا، امید روزهای ابری ست و تازه ما نسل خوشبختی هستیم که گرفتار "زمستان" مهدی اخوان ثالث و یخبندان بی افق نشدیم؛ صدای دادخواهی مظلومان مان را هم مردم ما می شنوند و هم مردم دنیا!

ولایتِ جائر، روز به روز ضعیف تر می شود و ما امیدوارتر که به اعجاز خدا و همت خویش این پاییز، به زمستان نرسیده بهار شود.

امام سجاد آن زیباترین روح پرستنده نیز وقتی رنج ها به اوج می رسید رحمت خدا را با آمیزه ای از "شکر و شکایت" جستجو می کرد و می خواند: "أین فرجك القريب؟ أين غياثك السريع؟ أين رحمتك الواسعـة؟ أين عطاياك الفاضلة؟ أين مواهبك الهنيئة؟ أين صنائعك السنية؟ أين فضلك العظيـم؟ أين منّك الجسيـم؟ أين إحسانـك القديـم؟ أين كرمك يا كريـم؟ به وبمحمد وآل محمد فاستنقذنـي وبرحمتك خلّصني، يا محسن يا مجمل يا منعم يا مفضل..."

دعای شاکرانه و شاکیانه، موهبتِ روزهای ابری است؛ بخوانیمش و باور کنیم که این ابرها خواهند بارید...


محمد جواد اکبرین

ادامه مطلب ...

نامه ای از یک منافق مزدور

0 نظرات
نامه ای از یک منافق مزدور

از آن جمعه تاریخی برای من و شاید تاسف بار برای تو، هنوز دشنامت در گوشم پیچیده است که گفتی :"مرگ بر منافق".

انگار همین دیروز بود، آبان شصت، که این دشنام را به مادرم و خانواده ام دادی و من ندانستم، خانواده مبارز دهه پنجاه، چگونه منافق شد به چند ماه؟ تنها به مخالفت با تو؟ و طنین "مرگ بر" هیچ گاه نگذاشت سوال ام را بپرسم و پاسخی بشنوم.

بعد از گذشت کمتر از یک ماه از آن آخرین جمعه ماهی که مبارکش می دانی و برای من ماهی است چون همه ماه های خدا، سه هفته ای کم یا بیش می گذرد، اما نعره ات در گوشم پیچیده است هنوز که :"مزدور اسراییل". لحن ات، کلام ات و صدایت انگار تغییر نکرده از 28 سال پیش تا الان که مزدور خواندی خانواده ام را آن بار، شاید آمریکایی و من نفهمیدم پول آن مزدوری کجا رفت و به کجای خانواده ما رسید و سوالم در هیاهوی تو و هواداران و دوستانت گم شد.

از آن روز که رو در رو ایستادیم، کمتر از ماهی می گذرد و هنوز چهره بر افروخته از خشمت، مقابل دیدگانم هست که لبانت می جنبید به توهینی :"غسل نکرده هایش بروند خانه" و مادر همسرم، لبان خشک از روزه اش می لرزید به فحشی که نشنیده بودم تا آن روز از او.

اصلا انگار تغییر نکرده ای از سال های کودکی من؛ هنوز چهره و رفتارت، همان قدر تند و تیز است. با همان سوال های تمسخر آمیز همیشگی:"حجابت را آقا دزده برده؟"، نمازت را خوانده ای و داری بازی می کنی؟" و من هیچ وقت تا آن روز، رو در رویت نبودم هیچ که بپرسم دین من و ایمان من، تو را چه کار ؟

اما حتما شنیدی آن روز فریاد مرا، توهین مرا؛ نمی شود نشنیده باشی، مزدور را من هم به تو گفتم، آن هم با ترکیب بسیجی. من هم با غیض در گوش تو خواندم:" ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم." من هم مرگ تو را خواستم، من هم.

سال ها بود که آن قدر نزدیک به هم نبودیم. از سال 60 که از من و خانواده ام فاصله گرفتی، با نیش هایت، زخم زبان هایت و گاه هم بی حرف، دیگر ندیدمت. مثل خیلی های دیگر؛ خبر آن ها را بعد ها از قبرستان، زندان یا خارج از ایران گرفتم، اما تو را می دانستم کجایی، فقط رو در رو نبودیم. صدایت و فریادت را می شنیدم اما رویت را نمی دیدم.

آن روز بالاخره آن قدر به هم نزدیک شدیم که تو هم صدای من که نه، فریاد خشمگین من را بشنوی، فحش های مرا، توهین های مرا.

آن روز، بعد از سال ها، دوباره دیدمت از نزدیک و صدایت را همراه با دیدن چهره و حرکت لبانت شنیدم. چقدر حرف داشتم بگویم؛ بگویم من هم ایران را دوست دارم؛ بگویم من هم دلم می سوزد به خیلی درد ها که می رود بر سرزمین ام؛ بگویم پدرم، مادرم، مادر همسرم و خیلی های دیگر از اطرافیان دور و نزیدک ام به اندازه تو و گاه بیشتر، مذهبی اند و معتقد به آنچه تو ارزش می دانی و محترم می شمارند آنچه برای تو مهم است. بگویم همان سال ها که تو مرا محکوم به "ضد انقلاب" می کردی، عکس تمام بزرگانی که سال ها بعد تو شناختی شان، به احترام در خانه ما بود و هنوز مدرسه نرفته، نام تمام شان را می دانستم؛ طالقانی محبوب کودکی من بود و خمینی، پدر بود قبل از آن بی رحمی ها.

بگویم کودکی که به جاسوسی می فرستادی خانه ما، برای من، تنها همبازی بود و تو تخم بی اعتمادی و ترس از همدیگر را کاشتی درون ما؛ تو خبر چینی از صمیمیت ها و صداقت های بین مان را یادش دادی. بگویم اصلا منافقی که می گویی و می گفتی، منم، من، اما تو مرا به نفاق و دورویی واداشتی که برای زخم زبان نشنیدن از تو، حرف هایم را نزنم و جور دیگر باشم.

خیلی حرف ها داشتم، می خواستم بگویم و پاسخی بشنوم اگر هست که اگر مادرم را واداشتی با زور و تحقیر و فشار که بگوید معتقد نیست به آنچه تو بد می دانی، ایمانش را نگرفتی هرگز. بگویم که من از حکومتی که تو سنگش را به سینه می زدی و می زنی، هنوز هم متنفرم که تخم اش را تو کاشتی که کٌشتی عزیزانم را بی آن که بگویی کدام عدالتخانه جرم شان و سزای جزمشان را ثابت کرده بود.

خیلی حرف ها داشتم، می خواستم بگویم با بغض که من با همه ظلم هایی که بر من رفت، تو را دوست داشتم. بچه هایت، هم بازی های من بودند و خودت، خویشم، آشنایم و تو همه چیز را در هم آمیختی و بر هم زدی همه ان روابط را.

نمی دانم تو که سال ها، زنگ صدایت، فریادت و هوارت در گوشم پیچیده بود، آن روز، آن روزٍ رو در رو هم باز حرفی داشتی که بزنی؛ من اما دوست داشتم از تو هم بشنوم. حرف هایت را، صدای بی خش و صاف و صادقت را بشنوم، خودت را بشنوم.

آن جمعه مرا دیدی اصلا؟ آمده بودم تا ببینی من هم مثل پسر همسایه بزرگ شده ام. ببینی من هم می فهمم. من هم برایم مهم است خیلی چیزها و برایش حاضرم کتک هم بخورم – که خورده بودم آن سال ها هم – اما تو باز مرا "بازیچه" خواندی؛ تهمتی که می زدی تمام آن سال های دهه شصت به من که "بچه" ام و "نادان" و به مادرم که "بازیچه دست بزرگان قدرت طلب" شده است. آمده بودم تا ببینی مرا که همه حرف های آن سال هایت را شنیدم، مادرم را خود، به نقد کشیدم و آن روز آمده بودم تا سرنوشت خودم را خودم بسازم و تو باز "بازیچه" ام خواندی.

آن جمعه آمده بودم که ببینی اگر برادرم به نوجوانی، اسلحه ات را برداشت از سر کنجکاوی و تو آن را لای پرونده مادرم چپاندی، من امروز دستم خالی است، نه که بگیرم سنگی یا آتش زنه ای و نه حتی که مشتش کنم به اعتراض. دستم خالی است تا بگیرم دست برادرم را تا هجوم وحشیانه دوستانت، خواهر و همسرم را لگد مال نکند. دستم خالی است تا به آسمان بلندش کنم به نشانه آزادی که دریغش کردی در خانه و بیرون خانه در تمام آن سال ها و کودکی های فراموش شده ام. تا نشانت دهم اگر دایی ام را به جرم ارتکاب به خشونت با خشونت و بی قانون کٌشتی، من امروز اعتقادی به خشونت ندارم وتو آن روز هم به نام دینی که همه جا علمش کردی بر سرم، مشت کوبیدی، چوب زدی و گلوله انداختی.

آن جمعه آمدم و دیدم که هنوز همان قدر بی صبر و بی شکیبی. زود از کوره در می روی، نمی شنوی همه حرف را و ندانسته تنبیه می کنی صاحب کلام را. دیدم هنوز از جایگاه قضاوت، پایین نیامده ای و هنوز حکم می رانی و حکم اجرا می کنی خود.

آن جمعه هم گذشت. تو رفتی اما من هنوز صدایت را می شنوم، هنوز زنگ صدایت در گوشم می پیچید:"منافق" و من، تنها مخالفم با آن چه تو معتقدی بدان.

و امروز تنها می خواهم بگویم، من به آنچه تو اعتقاد داری، باور ندارم که شاید بیزار باشم از آن، اما به اعتقاد تو احترام می گذارم. تو هم حاضری به اعتقاد من احترام بگذاری؟

و امروز می خواهم بگویم احترام بگذاری یا باز چماق و دشنه برداری، من به اعتقادت احترام می گذارم اما باز هم مقابلت خواهم ایستاد، با دست خالی، با ایمان.

کاش آن روز که رو در رو می شویم باز، صدایم را بشنوی و حرف بزنی تا صدایت را بشنوم. در ۱۳ آبان!

ادامه مطلب ...

حکم تازه، بازی تازه

0 نظرات
حکم تازه، بازی تازه

ادامه راه سبز«ارس»: پس از تئاتر دادگاه معترضین به انتخابات ریاست جمهوری دهم، پرده ی دوم از این نمایش، صدور احکامی جالب تر از خود دادگاه بود؛ بازی از پیش معلوم.

محمدرضا علی زمانی که بعد از انتخابات اخیر بازداشت شده بود، بهترین طعمه برای محک زدن سبزهاست تا بلافاصله برچسب از پیش آماده "سلطنت طلب" را به آنها بچسبانند.

حاکمیت خیال پرداز بر این باور است که می تواند از زمانی و حکم اعدامی که برایش صادر کرد، "چوبی دو سر طلا" برای جنبش سبز بسازد؛ به طوریکه در باور خام آن ها، اعتراض سبزها به این حکم به مثابه سلطنت طلبی بوده و سکوت در مقابلش نیز تبدیل چراغ سبزی برای تکرار این جنایت می شود.

روندی که بعد از انتخابات آغاز شد در ابتدا اعتراض به تقلب آشکار در شمارش آراء و سپس انتصاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران بود؛ اما پس از ادامه ی این اعتراضات و عدم توجه حاکمیت، اعتراض شکل گسترده تری به خود گرفت و بعد از شهادت شماری از معترضین، خشم مردم به اوج خود رسید و چشم هایی که نظام همیشه به دنبال خواب کردن آن ها بود، ناگهان و به دست خود نظام به روی حقیقت گشوده شد تا مردم کوچک ترین حقوق ضایع شده ی خود را نیز به متمدنانه ترین شکل ممکن و با جدیت از حاکمیت و دولت دست نشانده آن طلب کنند.

امروز اما با گذشت نزدیک به چهار ماه از این فاجعه، اشتباهی دیگر در تاریخ کم دوام این دولت رقم خورده و حکم اعدام برای یکی از معترضان صادر شده است.

بی تردید سکوت در مقابل این حکم، فاجعه ای انسانی و حقوقی به بار خواهد آورد؛ سکوتی که هزینه اش بیشتر از دستاوردش خواهد بود: "قربانی شدن انسان و انسانیت" و در مقابل امّا، ایستادگی و مقاومت برای به اجرا در نیامدن این حکم، لازمه ی ادامه ی این جنبش است.

نظامی که تمامی سرمایه ی پیروزی انقلاب 57 را یک به یک بر باد داده و سعی در محکم کردن پایه های سست خود بر ظلم و خون شهدا دارد، بعد از صدور حکم اعدام محمدرضا زمانی سعی دارد ذهن مردم را منحرف کند.

روزی نیست که اخباری جدید و انحرافی به شکل گسترده میان مردم منتشر نشود؛ اين رفتار حاكميت را به راحتی می توان در جنگ های زرگری مجلس پیرامون مدرک تحصیلی رحیمی معاون اول رییس دولت کودتا، موضع گیری لاریجانی در سکوت بر کشتار دهه ی 60 یا بیانیه ی جدید ناجا در مورد عدم لزوم گشت ارشاد به خوبی دید.

روند چهار ماه اخیر نشان داده که نظام برنامه های خود را قدم به قدم طراحی کرده و به اجرا در می آورد؛ اما آنچه مهم است جلوتر بودن موج سبز در قدم های خود است.

این بار نیز نباید اجازه داد تا آن ها این بازی از پیش باخته را به شكلی پیش ببرند که به قربانی شدن بیشتر مردم ختم شود.

جنبش سبز تاکنون نشان داده که کنش مند بوده و حاکمیت را وادار به واکنش می کند.

جنبش در قدم بعدی خود می تواند نشان دهد که برای 13 آبان نیز مثل روز قدس برنامه دارد و نشان دهد که دانش آموزان امروز بیناتر از آنند تا با حذف تاریخ از کتاب های خود، ننگ ها را فراموش کنند.

می تواند نشان دهد که در مقابل ضایع شدن کوچک ترین حقی می ایستد و در جامعه ی ایده آل خود عقیده ی شخصی انسان ها را دلیل بر زنده بودن و یا مرگ آن ها نمی داند و برای او زن یا مرد، کودک و پیر، مسلمان و مسیحی فرقی ندارند و سربلندی کشور را در برابری و عدالت زیر پرچمی از آزادگی جستجو می کند و ما برای رسیدن به این آزادی است که مقاومت می کند.

هر یک از اعضای شبکه اجتماعی جنبش سبز می تواند با تکیه بر سلاح منحصر به فرد خود برای مقابله با این گونه احکام ننگین به میدان بیاید. سلاح ما آنی نیست که کیهان و کیهانی اندیشان، پلیس های ضد شورش یا لباس شخصی ها را به آن مفتخر کرده اند.

سلاح ما بوی باروت نمی دهد، بلکه سلاحی ست كه صدایش ذکر یاحسین و رنگش خون شهداست. سلاح ما بوی مرکب و دوات می دهد و تاریخ ثابت کرده و خواهد کرد که کدام سلاح نزد خدا معتبرتر است و اجابتش نزدیکتر.

==================

ابهامات یک حکم جنجالی؛ محکوم به اعدام ماه ها پیش از انتخابات دستگیر شده بود

گفته می شود "زمانی" که به عضویت در انجمن پادشاهی ایران متهم است، روز دوشنبه هفته گذشته در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی منتقل و در آن جا حکم اعدام به او ابلاغ شده است. تاکنون هیچ منبع رسمی از سوی جمهوری اسلامی صدور حکم اعدام برای محمدرضا علی زمانی را تایید یا تکذیب نکرده است. با این حال تاکنون سازمان عفو بین الملل و همچنین دولت فرانسه صدور این حکم را محکوم کرده اند. وزارت امور خارجه فرانسه اعلام کرد که "از شنیدن خبر حکم اعدام محمدرضا علی زمانی سخت متأثر شده است". در واکنشی دیگر، محسن مخملباف، کارگردان سرشناس ایرانی مقیم خارج از طرفداران جنبش سبز خواست تا با "فریاد خود جلوی اعدام انسان ها" را بگیرند. مخملباف تصریح کرد: "اعدام مردم ایران با هر عقیده ای، چه سبز، چه پادشاهی، چه کمونیستی، چه مجاهد، ظلم به ایرانی، ظلم به اندیشه و ظلم به بشر است".

در جلسه دوم محاکمه عوامل دخیل در اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری، در ۱۷ مرداد سال جاری بود که نام محمد رضا علی زمانی در داگاه به میان آمد. در آن جلسه اعترافات مفصلی از وی اخذ شد و سخنان وی در دادگاه انقلاب بارها از تلویزیون جمهوری اسلامی نیز پخش شد. دادگاه انقلاب تهران محمدرضا علی زمانی را به دلیل وابستگی به انجمن پادشاهی ایران به "محاربه با خدا و توهین به ارزش های مذهبی همکاری با سرویس های جاسوسی آمریکا ،تبلیغ علیه نظام و شرکت در تظاهرات به قصد اقدام علیه امنیت ملی" متهم کرد. وکیل مدافع محمدرضا علی زمانی در دادگاه گفته بود، از آنجا که موکلش در تظاهرات اعتراضی سلاح به همراه نداشته نمی توان وی را به محاربه متهم کرد و از اینرو برای وی تقاضای عفو کرده بود.

انجمن پادشاهی ایران در تارنمای رسمی خود تایید کرده که محمدرضا علی زمانی یکی از اعضای این گروه است. گفته شده که نام مستعار زمانی در این انجمن "بردیا" بوده است. محمدرضا علی زمانی در رادیوی وابسته به انجمن پادشاهی ایران با نام تندر فعالیت می کرده است. اما مهم ترین نکته ای که تارنمای انجمن پادشاهی ایران به آن اشاره می کند این است که زمانی ماهها پیش از انتخابات ریاست جمهوری، دستگیر شده و سپس در جریان سرکوب مبارزات اخیر به عنوان عامل شورش در دادگاه به نمایش آورده می شود. جالب این که خود محمدرضا زمانی نیز در خلال اعترافات خود در دادگاه که خبرگزاری فارس آنرا منتشر کرده به این نکته تلویحا اشاره کرده است. وی در دادگاه مدعی می شود که به قصد تشویق مردم برای تحریم انتخابات ریاست جمهوری، پیش از انجام این انتخابات وارد ایران شده است. زمانی در دادگاه فاش کرد که "قبل از هر گونه اقدام نه تنها بنده بلكه همه رابطين ما هم توسط وزارت اطلاعات دستگير شدند". صدور حکم اعدام برای محمدرضا علی زمانی در حالی صورت می گیرد که بنا به گزارش های متعدد او امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشته و با وکیل تسخیری مورد تأیید دادگاه انقلاب، در محاکمه حضور یافته بود.

نام انجمن پادشاهی ایران که "زمانی" متهم به عضویت در آن است از فروردین ماه سال ۱۳۸۷ مشهور شد. در روز ۲۴ فروردین ۸۷ "حسینه شهدا" وابسته به "کانون رهپویان وصال" در شهر شیراز منفجر شد. تا یک ماه پس از این حادثه اخبار ضد و نقیضی درباره این که آیا انفجار ناشی از بمب گذاری بوده و در این صورت چه کسی مسبب آن بوده است از سوی مقامات مختلف جمهوری اسلامی منتشر می شد. این در حالی بود که تارنمای انجمن پادشاهی ایران در همان ساعات نخست پس از انفجار مسوولیت آن را به عهده گرفت. به هر حال مدتی بعد دستگاه های اطلاعاتی و قضایی جمهوری اسلامی نیز تایید کردند که بمب گذاری توسط اعضای این انجمن انجام شده است. سخنگوی قوه قضاییه از دستگیری ۱۲ عامل انفجار خبر داد و در فروردین ماه سال ۸۸ سه تن از اعضای انجمن پادشاهی ایران در زندان عادل آباد شیراز اعدام شدند.

روز شنبه ۳۰ خرداد سال جاری و همزمان با ادامه اعتراضات مردمی به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری نیز وقوع یک انفجار در آرامگاه آیت الله خمینی گزارش شد و گفته شد که عامل انفجار طی یک عملیات انتحاری خود نیز کشته است. تارنمای انجمن پادشاهی ایران به فاصله کوتاهی مسوولیت این انفجار را برعهده گرفت و نام عضو کشته شده خود را "بیژن عباسی" اعلام کرد.

آنچنان که از اطلاعات منتشر شده در تارنمای انجمن پادشاهی ایران و همچنین برنامه های رادیو و تلویزیونی این انجمن بر می آید این گروه قایل به مبارزه مسلحانه علیه رژیم جمهوری اسلامی است. اندیشه های این گروه ملغمه ای از گرایشات ناسیونالیستی ایران باستان، افکار سوسیالیستی همراه با نفی اندیشه های اسلامی است اما منش آن با گروه های موسوم به سلطنت طلب تفاوت دارد. انجمن پادشاهی ایران مخالف به قدرت رسیدن مجدد خاندان پهلوی است.

بنیانگذار انجمن پادشاهی ایران فردی با نام "فتح الله منوچهری" است که عنوان مستعار "فرود فولادوند" را برای خود برگزیده است. او بازیگر سینمای ایران پیش از انقلاب بود. فولادوند در سالهای اخیر دو تلویزیون ماهواره ای با نام های "ما تی وی" و "یور تی وی" راه اندازی کرده بود که دفاتر آن در لندن مستقر بود. فولادوند در دیماه سال ۱۳۸۵ و در حالی که در نزدیکی مرز ایران در ترکیه به سر می برد، ناپدید شد. سازمان عفو بین الملل در گزارشی اعلام کرد که او توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ربوده شده و در زندان به سر می برد. اطلاعات دیگری از وضعیت کنونی فولادوند در دسترس نیست.

ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان