بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

محسن آرمین: هدف حداقلی جنبش سبز اجرای قانون اساسی است

0 نظرات
محسن آرمین: هدف حداقلی جنبش سبز اجرای قانون اساسی است.

ادامه راه سبز: سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با اشاره به تبلیغات جناح رقیب مبنی بر مرگ اصلاحات، تحولات بعد از انتخابات را نشانه آشکار حیات و پویایی جریان اصلاحات دانست و تصریح کرد: تولد جنبش نجیب سبز نشان داد که گفتمان اصلاحات در عمیق‌ترین لایه های جامعه نفوذ کرده است.


به گزارش ايلنا، محسن آرمین كه در سومين جلسه شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در سال تحصيلي جديد سخن مي‌گفت با اشاره به فضای مشارکت حداکثری قبل از انتخابات این فضا را خواسته و راهبرد اصلاح طلبان دانست و تاکید کرد "وجود این فضا علاوه بر این که براساس ارزیابی‌های ما می‌توانست موجب پیروزی اصلاح طلبان باشد، از نظر ما بستر مناسبی برای تمرین سیاسی و ارتقاء آگاهی‌های سیاسی و افزایش حساسیت و تعهد جامعه نسبت به سرنوشت خود به وجود می‌آورد".

وي با بيان اينكه بر اساس تجارب انتخاباتی گذشته مطمئن بودیم مشارکت بالای 60 درصد مردم می‌تواند نتیجه را به نفع مردم سامان دهد،اظهار داشت: این تحلیل و ارزیابی ما براساس شناخت از مجموعه بخش اجرایی انتخابات قبل از این 4 سال بود اما هیچ ارزیابی دقیقی از تحولات بخش‌های اجرایی و نظارت طی 4 سال گذشته نداشتیم.

عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی راهبرد انتخاباتی اصلاح طلبان را استفاده از انتخابات به عنوان فرصت مغتنم قانونی برای پایان بخشیدن به مدیریت ناکارآمد دانست. وی با اشاره به حاکمیت یکدست موجود بر کشور طی چند سال اخیر گفت: امروزه شواهد و قرائن و دلایل قانع کننده‌ای داریم که ثابت می‌کند جریان حاکم انتخابات را فرصتی می‌دید تا بتواند در عرصه رقابت سیاسی نیز تکصدایی را حاکم کند.

آرمين برخوردهای خشن بعد از انتخابات را کاملا واکنشی دانست و اظهار داشت: این وضعيت بسیار بهتر از آن چه عمل شد می‌توانست مدیریت شود. حال آن که شاهد پرهزینه‌ترین برخورد و مدیریت با اعتراضات مردمی بودیم. به دلیل همین اشتباهات محاسباتی و استراتژیک برخوردها تبدیل به یک سری واکنش‌های شخصی شد.

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب با بيان اينكه امروز دیگر تردیدی وجود ندارد که جناح اصولگرای حاکم پروژه یکدست سازی عرصه رقابت سیاسی را در دستور کار خود قرار داد،اظهار داشت: تنش‌های بعد از انتخابات کنترل را از دست خارج ساخت و آنان نتوانستند این پروژه را تا انتهای آن اجرا کنند. وي از دست دادن حمایت و تأیید نهادهای سنتی دینی به ویژه مرجعیت و روحانیت طراز اول را نشانه شکست جریان حاکم دراجرای این پروژه دانست.

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب در ادامه به اختلافات درونی جناح اصولگرای حاکم در ادامه پروژه یکدست‌سازی عرصه رقابت سیاسی پرداخت و تأکید کرد: در حال حاضر بخش عاقلتر این جناح معتقد است نباید بیشتر از این هزینه داد و در شرایط پدید آمده پس از انتخابات ادامه دادن این پروژه و اتمام آن امکان پذیر نیست اما بخش افراطی این جریان معتقد به ادامه و اتمام پروژه به هر قیمت ممکن است.

وی ادامه داد: اقدامات و اظهارات تحریک آمیزی نظیر جمع آوری امضا و طومار برای دستگیری آقایان موسوی و کروبی و یا حملات سازمانیافته علیه چهره‌های برجسته‌ای نظیر آقایان موسوی خوئینی،سید حسن خمینی تهدید‌ها و کور نمونه‌هایی از تلاش های بخش افراطی این جریان برای فضاسازی مناسب جهت ادامه پروژه یکدست سازی کامل سیاسی در کشور است.

آرمین با تاكيد بر اينكه به رغم حوادث ناگوار و تلخ بعد از انتخابات، اصلاح طلبان دستاوردهای ارزشمندی نیز داشته‌اندبه تصمیم درست اصلاح طلبان مبنی بر شرکت فعال در انتخابات اشاره كرد و افزود:اگر این شرکت گسترده و فراگیر مردم در انتخابات نبود، در عدم حضور مردم انتخابات با همین نتیجه به انجام می رسید، بدون آنکه کسی اعتراض کند.

وی جنبش سبز را زاییده و مولود حرکت اصلاحی دانست و گفت: پیوندهای ماهوی عمیقی بین این جریان و خط فکر اصلاح طلبی وجود دارد. مطالبه اجرای کامل قانون اساسی، رعایت حقوق و آزادی‌های شهروندی، آزادی بیان و مطبوعات، تأکید بر وجه جمهوریت نظام و تعقیب و پیگیری این همه به روش‌های مسالمت آمیز و قانونی اصلی‌ترین مؤلفه جریان اصلاح طلبی هستند که شعار جنبش سبز نیز هست. آرمين با اشاره به اینکه منازعات سیاسی گذشته از حد نخبگان سیاسی فراتر نمی‌رفت، حساس شدن جامعه به سرنوشت خویش را از جمله دستاوردهای بزرگ این انتخابات ارزيابي كرد و این دستاورد را حاکی از راهبرد درست انتخاباتی اصلاح طلبان دانست.

وي در این نشست ضمن اشاره به خیابانی شدن اعتراض‌ها گفت: در دوره اصلاحات نگرانی ما این بود که اعتراضات به سطح خیابان کشیده شود و معتقد بودیم در چنین صورتی اوضاع از کنترل ما خارج می شود اما در طول این 4 سال جامعه ما به این بلوغ رسید که سه میلیون نفر بدون سازماندهی از سوی این یا آن حزب با سکوت و آرامش تظاهرات و راهپیمایی کنند. چنین حرکتی بی شک خارج از دایره قدرت این حزب یا آن جناح سیاسی است و تنها برآمده از رشد و بلوغ سیاسی مردم است که براساس تجارب دوران اصلاحات به دست آمده است.

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با اشاره به تبلیغات جناح رقیب مبنی بر مرگ اصلاحات، تحولات بعد از انتخابات را نشانه آشکار حیات و پویایی جریان اصلاحات دانست و تصریح کرد: تولد جنبش نجیب سبز نشان داد که گفتمان اصلاحات در عمیق‌ترین لایه های جامعه نفوذ کرده است.

آرمین در ادامه به آسیب پذیری‌های جنبش سبز پرداخت و رادیکالیزه شدن و ناامیدی و سرخوردگی را از آفات جنبش نام برد و گفت: در برابر هزینه‌های داده شده دستاوردهای این جنبش بی نظیر و ارزشمند بود. ناامیدی، یأس و یا طرح شعارهای رادیکال که نتیجه ای جز ایجاد پراکندگی در صفوف جنبش سبز اثر دیگری ندارد نشانه برخورد غیر مسئولانه با آن است و نتیجه ای جز ایجاد و پراکندن یأس و ناامیدی در جامعه ندارد.

وی تاكيد كرد: نباید حساس شدن جامعه به سرنوشت خویش را به معنای آمادگی جامعه برای پذیرش شعارهای رادیکال و ساختار شکن تلقی کرد. اين استاد دانشگاه معتقد است هدفگذاری تغییر نتیجه انتخابات به عنوان هدف جنبش نشانه نگاه سطحی به این جنبش و عدم درک ابعاد عمیق آن است. وي خاطر نشان كرد: تحول بنیادین پدید آمده در جامعه طی همین چند ماهه اخیر به عنوان دستاورد جنبش سبز باید ما را قانع سازد که اهداف این جنبش را بزرگ‌تر و دراز مدت تر درک کنیم.

آرمين طرح ایده شبکه اجتماعی از سوی مهندس موسوی به عنوان سازمان جنبش را ایده‌ای هوشمندانه و اقدامی مثبت ارزیابی کرد و پیدا کردن راهکارها و تاکتیک‌های لازم را در بستر این راهبرد را وظیفه نخبگان و مشارکت سازنده آن ها در این عرصه دانست.

وي در عین حال تأکید کرد: عدم توجه به اهداف راهبردی جنبش سبز که از سوی مدیریت جنبش تعریف و اعلام شده است می تواند ایده شبکه اجتماعی را به عاملی منفی و کاهنده تبدیل کند. از این رو به کار گیری ایده شبکه اجتماعی در خارج از چارچوب ها و اهداف تعریف شده برای جنبش سبز این جنبش را با شکست و ناکامی مواجه خواهد ساخت.

آرمین در پایان اعلام هدف حداقلی و عام اجرای قانون اساسی برای جنبش سبز را از سوی مهندس موسوی را که همواره مورد تأکید آقای خاتمی و اصلاح طلبان بوده است ابتکاری مدبرانه و مسئولانه دانست و تضمین کننده اقبال عمومی از آن خواهد بود.

ادامه مطلب ...

موسوی لاری: فتنه‌گران كسانی هستند كه به دنبال حذف اكثریت جامعه هستند

0 نظرات

موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات:
فتنه‌گران كسانی هستند كه به دنبال حذف اكثریت جامعه هستند.

ادامه راه سبز«ارس»: موسوي‌لاری اين روزها مانند ديگر همفكران خود به شدت نگران وضعيت كشور و از دست رفتن سرمايه‌های اجتماعی است و از اين رو معتقد است برای رسيدن به يك وفاق حداكثری از بين رفتن فضاي امنيتی شرطی لازم است. وزير كشور دولت اصلاحات در گفت‌وگويي تفصيلي با ايلنا، با تشريح آخرين وضعيت جبهه اصلاحات،‌ درباره نگرش اصلاح‌طلبان به طرح وحدت ملی و علت هجمه‌های صورت گرفته به مجمع روحانيون مبارز و برخی اعضای شاخص آن سخن گفت. مشروح اين گفت‌و‌گو در ادامه می‌آيد:

سید عبدالواحد موسوی‌لاری در تحلیل خود از آینده جریان اصلاح‌طلبی، معتقد است: جریانی که امروز بر اریکه قدرت تکیه زده، فکر می‌کند با حذف رقبا، میتواند بدون هیچ مشكلی مسیر خود را ادامه دهد و اکثریت جامعه را از حضور در عرصه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری محروم کند.

وی با بیان اینکه تلقی این جریان این است که طرف مقابل آنها ابزار اجرایی و اداری در اختیار ندارد، بنابراین نمیتواند در مناسبات اجتماعی سهمی داشته باشد، ادامه داد: به اعتقاد من، این موضع، سطحی‌نگری است و کسانی که واقعیات جامعه را نمی‌بیند، گمان می‌کنند با قبضه کردن ابزارهای مدیریتی می‌توانند جامعه را با خود همراه کنند، در حالی که در هیچ دوره‌ای از تاریخ، این نگاه جواب نداده است.

وزیر ‌کشور دولت اصلاحات ادامه داد: تلقی آنها از جریان اصلاح‌طلبی نیز اشتباه است؛ گمان میكنند اندیشه اصلاح‌طلبی، مجموعه‌ای از احزاب و تشکل‌های سیاسی و چهره‌های شاخص و عناصر موثر است که حامل فکر و اندیشه‌ اصلاح طلبی میباشند و اگر موفق شوند این افراد و یا احزاب را از گردونه خارج كنند، عملا جامعه با تفکر اصلاح‌طلبی فاصله خواهد گرفت که به اعتقاد من، منشا این نوع نگاه یا ساده‌نگری است و یا غرور بیش از حد، كه در هر صورت با واقعیات جامعه منطبق نیست.

تحول خواهی و اصلاح‌طلبی ذهنیت عمومی جامعه ماست
موسوی‌لاری با تاکید بر اینکه اصل تحول خواهی و اصلاح‌طلبی ذهنیت عمومی جامعه ماست، خاطرنشان کرد: اکثریت جامعه نسبت به پاره‌ای از مسائل ذهنیت منفی دارند و خواهان اصلاح آن هستند، مثلا در نحوه گردش نخبگان ذهنیت جامعه این است که باید از طریق انتخابات آزاد، گردش نخبگان صورت گیرد و این مساله خواست مردم ماست.

وی ادامه داد: متاسفانه این خواست از سال 69 و با تفسیر اصل 99 قانون اساسی توسط شورای نگهبان روز بروز دچار مشکل شد و در انتخابات مجلس چهارم این تفسیر، زمینه ساز حذف عده زیادی از مدیران سابقه‌دار جامعه و نمایندگان خوشنام مجلس سوم شد. تلقی آن روز جریان محافظه‌كار این بود که شورای نگهبان با ابزاری که در اختیار دارد عد‌ه‌ای از جریان مقابل را تحت عنوان عدم صلاحیت کنار می‌گذارد و اتفاقی نخواهد افتاد.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: در انتخابات ریاست جمهوری هفتم فضای عمومی جامعه به سمت انتخاب نامزدی رفت که کمترین حمایت را از ناحیه حاکمان با خود داشت؛ گرچه این تفکر و منادیان آن دست از روش خود برنداشتند و در مجلس ششم نیز تلاش کردند عده‌ای را رد صلاحیت کنند، ولی دیدید که مردم با چه شور و هیجانی در انتخابات مجلس ششم شركت كردند و با چه تركیبی آن را تشکیل دادند.

اداره جامعه از طریق حذف یک گروه و تقویت گروه دیگر میسر نمی‌گردد
وی با تاکید بر اینکه نگاه عامه جامعه ما اصلاح همین نوع رفتارهاست، ادامه داد: جریان اصلاح‌طلبی معتقد است، اداره جامعه از طریق حذف یک گروه و تقویت گروه دیگر میسر نمی‌گردد، بلکه باید از طریق انتخابات آزاد انجام شود تا پشتوانه اعتماد عمومی را همراه خود داشته باشد.

موسوی لاریتاكید كرد: اگر گروهی بخواهد راه اصلاح طلبی را ببندد، باید جلوی این تفکر؛ یعنی چرخش مدیریت از طریق انتخابات آزاد را بگیرد، یعنی اکثریت مردم را كه خواستار تاثیر‌گذاری رای خود هستند از حوزه تصمیم‌گیری خارج کند و نتیجه این روش هم وضعیتی خواهد شد که در آن،‌ اقلیتی با ابزارهای شبه‌قانونی و با امکانات اداری بخواهد بر اکثریت وسیع حکومت کند.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر اینکه آنچه جامعه می‌خواهد ادامه مسیر اصلاح طلبی است، تصریح کرد: اصلاح طلبی در متن جامعه ما نهادینه شده و خواست اکثریت است و جلوگیری از آن، به معنای بستن رودخانه است که اگر جلوی آن را بگیرند، ممکن است از جای دیگر سر در بیاورد.

شبیه‌سازی جریان اصلاحات موفق نیست
موسوی‌لاری در پاسخ به اینكه آیا برخی تلاش‌ها برای تولید جریان و یا چهره‌های اصلاح‌طلب جدید میتوانند موفق شوند،‌ با تاکید بر اینکه نباید تصور شود که مقوله اصلاح‌طلبی مقوله‌ای است که میتوان با آن مقابله کرد، خاطرنشان کرد: اینکه عده‌ای را از گردونه تاثیرگذاری خارج کنند و بخواهند افراد دیگری را با عنوانی مشابه جایگزین آنها کنند، شدنی نیست و اگر روی کار آمدن یک جریان به صورت نمایشی و بدلی باشد، جامعه از آن استقبال نخواهد کرد.

وی با اشاره به اینكه قبلا هم در مشابه‌سازی گروه‌هایی چو ن طبرزدی، چنین راهكارهایی تجربه شد و نتیجه‌ای در برنداشت، افزود: البته شكل‌گیری جریان منتقد جدید میسر است، به شرط اینكه جامعه نسبت به جناح جدید اعتماد پیدا كند.

قالیباف، لاریجانی، رضایی واقعا با جریان حاکم فعلی مشکلات جدی دارند
عضو ارشد مجمع روحانیون با بیان اینکه افرادی چون قالیباف، لاریجانی، رضایی واقعا با جریان حاکم فعلی مشکلات جدی دارند، گفت: نگاه آنها با طیف حاكم در مورد مسائل اجرایی كشور متفاوت است و معتقدم همین که در طیف اصولگرا جریانی شکل گرفته که وضعیت موجود را نمی‌پسندد نشان از تاثیرگذاری اندیشه اصلاح‌طلبی دارد که توانسته است راه شفاف را نشان دهد.

ریزش جریان اصولگرایی
وی با تاکید بر اینکه خیلی از افراد دلسوز و علاقه‌مند به نظام سعی می‌کنند بر اساس ملاک‌های صحیح، انقلاب و نظام حرکت کنند، اظهار داشت: خردورزان و عقلای جریان اصول‌گرایی با آنچه که امروز در صحنه جامعه در حوزه مدیریت اتفاق می‌افتد، مخالفند و این روحیه انتقادی و مخالفت را نباید به معنای بدل‌سازی دانست، بلکه معنای درست آن،‌ ریزش جریان اصولگرایی است كه البته آنها می‌توانند در کنار جریان اصلاح‌طلبی، مسیر آینده را مشخص کنند.

خشونت‌طلبان بیشترین آسیب را به جامعه میزنند
موسوی‌لاری در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر ارزیابی خود از طرح‌های مطرح شده برای برون رفت از شرایط فعلی کشور، گفت: معتقدم مهمترین آسیب امروز جامعه، آسیبی است که از ناحیه عناصر افراطی و خشونت طلب وارد میشود و این گروه با مطلق‌انگاری خود به کشور ضربه می‌زنند.

وی ادامه داد: در واقع امروز مهمترین مشکل ما، مطلق‌نگری طیف محدودی است که در بخشی از امور جاری کشور مسلط شده‌اند و تصور آنها این است که با حذف رقبا می‌توانند امور را بلامنازع پیش ببرند، در حالی که واقعیت مساله اینگونه نیست، جامعه این نگاه را نمی‌پسندد و بر همین اساس دلسوزان نظام در دو طیف اصولگرا و اصلاح‌طلب، خروج از این شرایط را به عنوان یک وظیفه تلقی می‌کنند.

موسوی‌لاری خاطرنشان کرد: سخنانی از قبیل گفته‌های آقایان هاشمی، رضایی و یا عسگراولادی و یا امثال آنها که حرکت به سمت نوعی وفاق و اجماع را دنبال می‌کنند، مبین نگرانی، دغدغه و دلشوره‌ای است که نسبت به آینده جامعه دارند و در مقابل این گروه، جریان افراطی وجود دارد که حرکت به سمت وفاق را نوعی فتنه تلقی می‌کند، این افراد همان کسانی هستند که یا درک درستی از واقعیات جامعه ندارند و یا فکر می‌کنند چون همه ابزار را در اختیار دارند،‌ نیازی به دیگران نیست.

مخالفان طرح وحدت ملی بقای خود را در تشنج می‌بینند
وزیر‌کشور دولت اصلاحات در توضیح این گفته خود، تصریح کرد: اگر ما یک خط کشی بخواهیم انجام دهیم، در یک سوی این خط کشی عناصر خردورز و دوراندیش جامعه هستند که صرف نظر از وابستگی‌های جبهه‌ای خود، به آینده جمهوری اسلامی، نیاز‌های جامعه و خواست اکثریت توجه دارند و تلاش می‌کنند جامعه را به سمت آرامش و نوع وفاق همدلی پیش ببرند. در سوی دیگر هم کسانی هستند که بقای خود را در تشنج می‌بینند و فلسفه وجودی خود را با وجود بحران گره زده‌اند.

اگر درگیری و خشونت‌طلبی در جامعه وجود داشته باشد و جریانات درون نظام، به جان هم بیفتند، آنها می‌توانند اظهار وجود کنند و برای خود معنایی قائل شوند،‌ اما اگر جامعه به سمت آرامش و خردورزی پیش برود، میدان‌داری آنها محدود خواهد شد، بنابراین سعی می‌کنند جامعه دائما در حال تنش باشد تا بتوانند بقای خود را تثبیت کنند.

موسوی لاری خاطرنشان کرد: پیشنهادهای آقایان رضایی، عسگراولادی، ‌باهنر و هاشمی برخاسته از نوعی مآل اندیشی است و مخالفت‌های افراطی با این طرح‌ها نیز از ناحیه کسانی است که بقای خود را در تشنج می‌بینند.

كاهش فضای متشنج،‌ مطالبه عمومی دلسوزان نظام است
عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به این سوال که آیا چهره‌های شاخص اصولگرا با تعریفی که اصلاح طلبان از وحدت دارند، همراه هستند‌، گفت: حرکت به سمت نوعی وفاق و همدلی و کاهش فضای متشنج به عنوان یک مطالبه جدی بین دلسوزان نظام مطرح است، اما اینکه روش رسیدن به این نقطه، شاخص‌ها و مولفه‌ها و عناوینی كه می‌توان حول آن وحدت کرد، چیست، مقولاتی است که طیف‌های مختلف جامعه روی آن اختلاف نظر دارند و البته باید گفت چنین چیزی غیرطبیعی نیست و اگر اختلاف نظر پیرامون برخی موارد نبود، دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب تشکیل نمی‌شد.

موسوی لاری با تاکید بر اینکه نفس حرکت به سمت وحدت و همدلی و انسجام‌بخشی درونی جامعه، یك مطالبه فراگیر است، تصریح کرد: معتقدم برخی از اصولگرایان، صادقانه در جست و جوی راه حل مناسب در این ارتباط هستند و تلاش‌های فعلی حکایت از دغدغه درونی آنها دارد، زیرا حاکم شدن فضای امنیتی بر همه شئون جامعه مطلوب هیچ کس نیست.

از بین رفتن فضای امنیتی، یکی از پیش شرط‌های رسیدن به وفاق است
وی با تاکید بر اینکه جامعه ما جامعه‌ای باز است که از امام یاد گرفته است كه مهمترین شاخص قدرت جامعه، حق انتخاب مردم است، خاطرنشان کرد: این شعار در فضایی بروز پیدا می‌کند که مردم امکان اظهارنظر داشته باشند و فضای رقابت و نه تقابل، آرامش نه خشونت و بهره‌گیری از ابزارهای فرهنگی برای رشد وتکامل باشد، نه فضای استفاده از قوه قهریه.

موسوی لاری گفت: باید عقلای دو جریان با هم تبادل نظر کنند و به مکانیزم مشخصی برای وحدت ملی برسند که قطعا تا رسیدن به آن نقطه نیاز به بحث و تبادل نظر و فضای باز سیاسی و تضارب آراست تا عقلا بتوانند حرف‌های خود را بزنند و موانع از بین برود و از بین رفتن فضای امنیتی، یکی از پیش شرط‌های رسیدن به وفاق است.

به آینده طرح وحدت خوش بین‌ هستم
وزیر‌کشور دولت اصلاحات در پاسخ به این سوال آیا فکر می‌کنید بستر تحقق این مساله وجود دارد، گفت: بنده با خوش‌بینی تصور میكنم كه تلاش‌های برخی اصولگرایان واقعی است و طرح‌هایی که در این راستا مطرح می‌شود، به معنای وجود نگرانی‌های جدی است، البته هر عنصر سیاسی وقتی پیشنهادی را مطرح می‌کند در مرحله اول حداکثر‌های خود را در نظر می‌گیرد تا به نقطه تعادل با حداکثر‌های طرف مقابل برسد.

وی ادامه داد : بالاخره طراح هر طرحی، سلسله مطالباتی را برای خود واقعی می‌داند که ممكن است جریان مقابل آنها را حاشیه‌ای یا غیر واقعی بداند که آنها باید با هم بنشیند و تبادل نظر کنند تا به نقطه تعادل برسند. موسوی لاری خاطر نشان كرد: معتقدم اگر این احساس خطر واقعی باشند که فكر میكنم این گونه هست، باید اصولگرایان در کنار اصلاح طلبان بنشیند.

عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح كرد:ممكن است برخی افراد جریان اصلاح‌طلب با توجه به هزینه‌هایی که به آن وارد شده است، احساس کنند که این تلاش‌ها واقعی نیست و حاضر نباشد پای میز مذاکره بنشیند ولی در عین حال باید افراد فهیم دو طرف تلاش کنند تا دیدگاه‌ها به هم نزدیک شود و برای رسیدن به مساله وحدت مکانیزم‌های قابل قبول دو طرف یافت شود.

ارائه دهندگان طرح وحدت ملی به اصلاح طلبان اطمینان بدهند
وی با تاكید بر اینكه اگر چنین اتفاقی بیفتد جامعه به سمت بهبود خواهد رفت و در غیر این صورت اختیار از دست عقلا خارج و افراطیون معرکه‌گیر خواهند شد، افزود: اصولگرایانی كه طرح وحدت ملی را پیش كشیده‌اند، باید به برخی از لایه‌های اصلاح‌طلب اطمینان بدهند و یكی از راهكارهای اطمینان‌ بخشی، به اعتقاد بنده میتواند آزاد‌كردن چهره‌های سیاسی از زندان باشد.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در مورد اظهارات روح‌الله حسینیان مبنی بر فتنه‌خواندن طرح هاشمی رفسنجانی و رضائی نیز گفت: نمیتوانم راجع‌ به اظهار نظر افراد آن هم كسانی كه معمولا دیدگاه‌های قاعده‌مند ندارند، اظهار نظر كنم، ولی وقتی در جامعه‌ای دو فكر مطرح میشود، یكی میگوید جامعه را چندپاره نكنیم و خشونت را رواج ندهیم، ولی گروه دیگر میگوید بحث ائتلاف و وحدت نوعی فتنه‌گری است كه این را باید مردم قضاوت كنند. باید دید اكثریت جامعه كدامیك را میپسندد و اگر بناست با كسانی كه حقی از آنها ضایع شده، پشت یك میز نشست، باید راهی برای دستیابی به حقوق آنها فراهم شود تا بتوانند به وحدت برسند.

در مورد مصداق فتنه‌گران با امثال عسگراولادی بحث داریم
موسوی‌لاری در تحلیل خود از هجمه‌ها علیه مجمع روحانیون مبارز گفت: مجمع روحانیون مبارز،‌ تشكلی خوش‌نام و بهره گرفته از حمایت‌های امام است. جهت‌گیری اصولی این تشكل، تقویت بنیان‌های جمهوری اسلامی و حرکت در مدار اندیشه امام و با محور قرار دادن اصول روشن قانون اساسی است. از زمان شکل‌گیری تا امروز، مجمع تمام تلاش خود را بر این مبنا استوار كرده که بنیان‌های اصیل نظام حفظ شود و قرائت صحیحی از حرکت و فکر امام ارائه گردد تا راه برای سوءاستفاده از دیدگاه‌ها و نظرات اما توسط دارندگان سلایق مختلف بسته شود و هر‌کس، تفسیر دلخواه خود از راه و رسم امام ارائه نکند.

عضو مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر اینکه چه قبل از انتخابات با دعوت مردم برای حضور در صحنه و چه بعد از انتخابات، جهت‌گیری ما مقابله با خشونت‌طلبی و دفاع از حیثیت و آبروی کسانی بوده که در صحنه حضور یافتند و مردمسالاری دینی را جدی تلقی كردند، گفت: مسیری که مجمع روحانیون مبارز رفته است مسیری درست بوده و اینکه فتنه‌گر کیست و مصادیق این مفهوم چه كسانی هستند، مقوله‌ای است که ما با امثال آقای عسگراولادی، درباره آن بحث داریم.

فتنه‌گران كسانی هستند كه به دنبال حذف اكثریت جامعه هستند
وی ادامه داد: معتقدم کسانی که در راستای حذف اکثریت جامعه از گردونه تصمیم‌گیری حركت میكنند و به دنبال ایجاد فضایی آکنده از تهمت، افترا و خشونت هستند، به فتنه‌گری دامن میزنند. باید ببینیم چه کسانی از آنها حمایت می‌کند آیا مجمع روحانیون در کنار آنهاست و یا اینکه مجمع در کنار اکثریت مردمی است که تنها یک سوال نسبت به نتیجه انتخابات داشتند.

بزرگان اصولگرا باید خط خود را از خشونت‌طلبان جدا کنند
وی با تاکید بر اینکه اختلاف نظر ما با دوستان اصولگرا همین‌جاست، ادامه داد: بزرگان اصولگرا باید خط خود را از خشونت‌طلبان جدا کنند و دلسوزان جامعه نباید اجازه دهند تا افراطیون سرنوشت جامعه را رقم بزنند ممکن است، امثال آقای عسگراولادی در این ارتباط نگاهی داشته باشند ما نیز نگاهی داریم می‌توانیم با آنالیز، مولفه‌های فتنه و مصادیق آن را پیدا کنیم که این کاری سخت نیست.

چرا به موسوی خوئینی‌ها در آستانه 13 آبان حمله می‌شود
موسوی لاری در مورد هجمه‌های صورت گرفته علیه آیت‌الله موسوی‌خوئینی‌ها گفت: آقای موسوی‌ خوئینی‌ها، چهره‌ای شناخته شده است و از قبل از انقلاب جزو روحانیون فعال و مبارز بود و به علت تلاش‌های انقلابی خود توسط رژیم ستم‌شاهی بازداشت شده است و از سوی دیگر، یکی از روحانیون خوش‌نامی است كه در ساماندهی تشکل‌های روحانی در تهران نقش موثری داشته و بعد از انقلاب نیز مورد حمایت و عنایت امام بوده است.

وی ادامه داد: اگر در مسیری که آقای موسوی‌خوئینی‌ها طی کرده، دقت كنید، متوجه میشود از زمانی که ایشان برای پیوستن به امام به پاریس می‌رود تا زمانی که امام از دنیا رفت، امام یک لحظه نسبت به ایشان تردید نکرد.

موسوی‌لاری با تاکید بر اینکه موسوی خوئینی‌ها از طرف امام در اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری به عنوان کسی که صلاحیت نامزدها را بررسی می‌کرد انتخاب شد، گفت: وقتی که قطب‌زاده به عنوان مدیرعامل صداوسیما منصوب شد، امام (ره) برای اینكه از روند امور در صداوسیما اطمینان پیدا كند، آقای موسویخوئینیها را مامور كرد به عنوان نماینده خود در صداوسیما حضور پیدا كند، یا وقتی كه مساله حج به عنوان یكی از رسالت‌های نظام جمهوری اسلامی مطرح شد و كانون حج به عنوان نقطه تلاقی همه ملت‌های اسلامی مطرح شد، فردی كه از سوی امام برای انجام ماموریت حج انتخاب شد، موسوی خوئینیها بود.

وی خاطر نشان كرد: امام در حكم خود خطاب به آقای موسوی خوئینیها تاكید داشتند كه شما با بینش خاص سیاسی امور حج را از ابعاد مختلف رسیدگی كنید و حجاج موظفند كه به راهنماییهای شما گوش فرا دهند و متصدیان امور نیز موظفند با شما همكاری و از ارشادات شما استفاده كنند.

موسو‌یلاری با اشاره به انتصاب موسویخوئینیها به سمت دادستان كل كشور از سوی امام(ره)‌گفت: وقتی كه آیت‌الله العظمی صانعی از سمت دادستانی كل‌كشور استعفا دادند، امام در دیدار با شورای عالی قضایی راجع‌ به آقای موسویخوئینیها گفتند، ایشان را میشناسم، فردی عالم و متعهد است و یكی از ویژگیهای امام این بود كه در مورد افراد مبالغه نمیكردند و همه این مسائل، نشان‌دهنده سابقه درخشان ایشان است.

موسوی لاری تاكید كرد: معتقدم علیرغم اینكه موسویخوئینیها در حوادث بعد از انتخابات حضور چندانی نداشت ولی تهاجم وسیع و‌گسترده نسبت به آقای موسوی خوئینیها از مرز كج‌سلیقگی و رقابت‌ها گذشته است. ایشان كسی است كه همیشه حرف‌های خود را قانون‌مدارانه مطرح میكند و در اظهارات خود جانب احتیاط را رعایت میكند.

وی ادامه داد: دو مساله در این ارتباط سوال ایجاد میكند، اینكه این تهاجم وسیع چه مبنایی دارد و چرا در آستانه 13 آبان این تهاجمات صورت میگیرد؟ 13 آبان سالروز تسخیر لانه جاسوسی و حركت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام است كه رهبر معنوی و فكری آنها موسویخوئینیهاست، حركتی كه از طرف امام به عنوان انقلاب دوم نام گرفته است.

چطور كسانی كه داعیه مبارزه با آمریكا را دارند، در آستانه 13 آبان كه روز مبارزه با آمریكا و استكبارستیزی است با موسویخوئینیها كه مظهر مقابله با آمریكا است، اینگونه برخورد كنند و معتقدم این نوع مسائل از رقابت‌های جناحی گذشته و نشان‌دهنده این است كه كاسه‌ای زیر نیم‌كاسه است كه میخواهد چهره ممتاز موسویخوئینیها را زیر سوال ببرد و چرایی آن هنوز برای من روشن نیست.

حمله به بیت امام، بی‌حساب و كتاب نیست
موسویلاری در پایان گفت‌وگوی تفصیلی خود با ایلنا درتحلیل خود از تهاجم به بیت امام گفت: تردیدی نیست كه امروز اندیشه امام برای برخی مزاحمت ایجاد میكند، تابلویی كه امام (ره) پیش روی جامعه قرار داد این بود كه رای آزاد مردم و اخلاق در جامعه ملاك است و بها دادن به حیثیت مردم باید در نظر گرفته شود كه این امروز خوشایند خیلیها نیست، آنهایی كه طرفدار خشونت هستند و فضای باز را نمیپسندند، اندیشه امام را مزاحم خود میدانند و قاعدتا این تهاجمات را بیحساب و كتاب انجام نمیدهند و تفكری میخواهد به تدریج فكر امام را در حاشیه قرار دهد تا كسی از آنها بازخواست نكند.

ادامه مطلب ...

تاجزاده "حق وتوی جنتی" را ول کن نیست!

0 نظرات

تاجزاده "حق وتوی جنتی" را ول کن نیست!


از حدود هشت یا ده یا دوازده و یا شاید حتی از بیست سال قبل(!)، مصطفی تاج زاده "خار چشم" انحصارگرایان و بخصوص خار چشم یک نفر بوده ؛ خار چشم خطیب کف کرده و همواره خشمگین نمازهای جمعه، پیرمردی ریزنقش که سالهاست سرقفلی شورای نگهبان را در اختیار گرفته و در پرونده اش، سیاهه ای از بزرگترین تقلب ها و تخلف های انتخاباتی بیست سال اخیر(!) ثبت شده است!! و او کسی نیست جز شیخ احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، که تاج زاده سالهاست هیچ فرصتی را از دست نمی دهد تا او را به عنوان سمبلی از حکومت استبدادی ولایی، زیر انتقاد و کنایه و سئوال ببرد! گویا این رویه برای مصطفی تبدیل به یک عادت شده است! قبل از اینها که از پایان این نظام نامشروع چنین مطمئن باشم، از روزی نگران بودم که اگر این شیخ به ملکوت اعلی پر بکشد و مصطفی تاج زاده آدمی با کالیبر شیخ احمد جنتی و این همه خطاهای استراتژیک و اشتباهات بزرگش پیدا نکند تا بتواند عیوب نظام نظارت استصواتبی، حکومت استبدادی و انتخابات نمایشی را در کلام و بیان پر اشتباه چنان شخصی پیدا کند و به باد نقد بگیرد، دچار افسردگی می شود. زیرا بخشی از هویت سیاسی تاج زاده، نقد نظارت استصوابی و شخص جنتی بوده و هست! حتی اگر از داخل انفردای با همسرش سخن بگوید!

حالا مصطفی، این سید بذله گو و همیشه خوش روحیه اصلاح طلب، چهارماه است در انفرادی نشسته و مانند سایر زندانیان از دنیا بی خبر است. اما تا فرصتی می یابد و همسر صبورش خانم محتشمی پور را می بیند، بمب انرژی و شوخی می شود و باز به پر و پای این شیخ بدفرجام می پیچد که: " نظارت استصوابی و حق وتوی آقای جنتی و همكارانش بزرگترین بدعت در انقلاب است!"

هشت سال قبل، سال ۱۳۸۰ من به همراه مصطفی به دادگاهش در خیابان میرعماد می رفتم تا روایت آن دادگاه را در کتابی با نام "رأی مردم" گرد آوری کنم و منتشر کنیم. مصطفی را به عنوان رئیس ستاد انتخابات کشور و بعد از انتخابات مجلس ششم و آن تغییر مفتضحانه آرای مردم تهران توسط شورای نگهبان و فرستادن متقلبانه آقای "حداد عادل" به جای "علیرضا رجایی" محاکمه می کردند! جالب بود که مصطفی را به خاطر اعتراض به آن دستکای و "دفاع از سلامت انتخابات" محاکمه می کردند و اینکه دائم در روزنامه ها از تخلفات شورای نگهبان و همین شیخ جنتی انتقاد می کرد و ول کن قضیه هم نبود. دادگاه از صبح تا ظهر و از بعد از ظهر تا غروب برگزار می شد و ده دوازده روزی هم ادامه پیدا کرد. هر روز و هر بار مصطفی از رئیس دادگاه می خواست آقای جنتی را هم باید بیاورید! او متقلب است! در آرای ملت دست برده! مجرم جنتی است! و اینها تیتر روزنامه ها می شد. رئیس دادگاه هم که بیچاره اختیاری از خودش نداشت و دائم با تلفن کنترل می شد که چه بکند و چه بگوید، مدام از تاج زاده تقاضای سکوت می کرد. بعد از دادگاه می آمدیم بیرون. بین خبرنگاران دوباره مصطفی (به درستی) جنتی را مجرم اصلی دستکاریها در رأی مردم معرفی می کرد و خبری از او منتشر نمی شد جز اینکه اسم آن شیخ نگون بخت در آن آمده باشد. مثل اینکه کنترات کرده همه جا اسم این شیخ را بیاورد!

آن دادگاه نمایشی و سخیف بالاخره تمام شد و برای تاج زاده حکمی تعلیقی بریدند و استعفایش دادند(!) و کتاب "رأی مردم" همزمان با ابلاغ حکم تاج زاده با سرعتی باور نکردنی منتشر شد. تاج زاده از دادگاه ملت سربلند بیرون آمد و قوه قضائیه حتی برای ارضای حس عصبانیت آقای جنتی هم نتوانست از کار تاج زاده در مقام برگزار کننده انتخابات و امین ملت ایرادی بگیرند. اما شیخ احمد جنتی تا امروز در مسند دبیری شورای نگهبان باقی مانده تا دو مجلس دیگر و دو انتخابات ریاست جمهوری دیگر را با انواع ترفندها و تخلفات برگزار کند و نام خود را به عنوان کسی که بارها و بارها انتخاب و رأی ملت را «وتو» کرد، در تاریخ این سرزمین ثبت نمود. این پیرمرد خشمگین، چند هفته قبل در یکی از خطبه های نماز جمعه به طور «چکی» و دسته جمعی از همه خواست حلالش کنند و ندانست با رد صلاحیتهای ناصوابی که بارها صورت داده، چه شخصیتهای بیگناهی را لکه دار و بدنام ساخته و با تخلفات بی سابقه انتخاباتی، یا به قول مصطفی تاج زاده، با وتوی آرای ملت چه مصیبت هایی برای این سرزمین رقم زده که کمترین آن، تحمیل احمدی نژاد بر مقدرات کشورمان است. بابت این همه اشتباه عامدانه و گناه عمدی و رفتارهای غیراخلاقی و دزدی آرای یک ملت، در هیچ دین و آئینی نمی شود به صورت فله ای و چکی حلالیت خواست! و وای به حال آقای جنتی که فرصتی برای جبران این همه گناه ندارد!

مطمئنم همین حالا آقای جنتی یک گوشه ای نشسته و نمی داند اول باید این مصطفی تاج زاده را کنترل کند، یا اینکه برود و از میلیونها مردم طلب حلالیت کند؟ چون او هم از مقام عظمای ولایت با این تجربه بیماری اخیرشان شنیده که خدا "حلالیت چکی" را قبول نمی کند و آن چک ها را برگشت می زند، از طرفی نمی داند با این مصطفی چه باید بکند؟ او تازه از "وتوی جنتی!" حرف می زند و ول کن هم نیست!

دوست دارم در آخر، این نوشته را به خانم محتشمی پور (همسر صبور مصطفی) و به همه خانواده های زندانیان پیشکش کنم. همه کسانی که عزیزی را برای فکر و عقیده اش در بند دارند و برای همه آنها، روحیه ای شاداب و مقاوم آرزو کنم. خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنید، چک آقایان حاکم را به اجرا می گذاریم تا حقوق ملت را وصول کنیم! خیالتان آسوده باشد. یا حق!

بابک داد

=========
پیوندهای مرتبط:

» تاجزاده: حق وتوی جنتی و همکارانش بزرگترین بدعت در انقلاب است
ادامه مطلب ...

حاکمان امروز، تنها نامی از امام میخواهند تا به نام او کامشان شیرین کنند!

0 نظرات

حاکمان امروز، تنها نامی از امام میخواهند تا به نام او کامشان شیرین کنند!


انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگزار شده بود و آمارها خبر از مشارکت هشتاد و پنج درصدی واجدین شرایط در پای صندوق‌های رای می‌دادند. در چنین شرایطی مقامات و مسئولین کشور در اظهار نظرهای خود بر این مسئله تاکید می‌کردند که مردم با مشارکت گسترده در انتخابات بار دیگر پاسخی کوبنده به رسانه‌های بیگانه داده‌اند و بار دیگر نشان داده‌اند که ارزشی برای این رسانه‌ها قائل نیستند. مسئولین در اظهارنظرهایشان از مردم آگاه و بیداری می‌گفتند که علی‌رغم تبلیغات منفی و سیاه‌نمایی‌های رسانه‌های بیگانه پیرامون انتخابات، با حضور گسترده خود در انتخابات حماسه دیگری خلق کرده‌اند و یک نه بزرگ به رسانه‌های بیگانه گفته‌اند. اما اتفاقاتی که ظرف چند روز بعد و شاید حتی چند ساعت بعد رخ داد باعث شد تا همین رسانه‌هایی که هیچ تاثیری بر مردم ایران نداشتند و مردم ایران به آنها یک نه بزرگ گفته بودند آن‌قدر در بین مردم صاحب نفوذ و جایگاه شوند که بتوانند در کشور راهپیمایی چند صدهزارنفری راه بیندازند.

اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری با اعتراضات گسترده همراه شد. هزاران نفر در اعتراض به نتایج اعلام شده به خیابان‌ها ریختند و به نشانه اعتراض اقدام به برپایی تجمع و راهپیمایی کردند. راهپیمایی‌هایی که در روز بیست و پنجم خرداد ماه به اوج خود رسید. روزی که اعتراضات شکل سراسری به خود گرفت و تهران صحنه برگزاری راهپیمایی اعتراضی چند صد هزار نفری بود. موضع مسئولین در قبال حضور گسترده مردم در اعتراضات اما با موضع آنها در قبال حضور گسترده مردم در انتخابات کاملآ متفاوت بود. این بار نه خبری از مردم آگاه و بیدار بود و نه خبری از پاسخ منفی به رسانه‌های بیگانه. معترضان ، ناآگاهان و فریب خوردگان و اغتشاشگرانی بودند که مستقیمآ از رسانه های بیگانه دستور می‌گرفتند، تجمعات چند صد هزار نفری و چند ده هزار نفری با طراحی بیگانگان انجام می شد ، کسانی که کارگردانان این تجمعات نامیده می‌شدند دست نشانده‌های بیگانه بودند و شرکت‌کنندگان در آنها هم فریب‌خوردگان بیگانه بودند. در کل همه چیز در یک واژه خلاصه می‌شد: بیگانه. مقامات دولتی و حکومتی از این موضوع می‌گفتند که رسانه‌های بیگانه از قبل از برگزاری انتخابات شبهه تقلب در انتخابات را ایجاد کرده اند تا بدین شکل زمینه آنچه آنها اغتشاشات و آشوب های پس از انتخابات می‌نامیدند را فراهم کنند.

اما آیا واقعآ بیگانگان عامل اعتراضات پس از انتخابات بودند؟ آیا واقعآ آنها بودند که باعث شدند هواداران نامزدهایی که به عنوان بازنده انتخابات اعلام شده بودند نتایج اعلام شده انتخابات را نپذیرند و دست به اعتراض یا به گفته مسئولین دست به اغتشاش بزنند؟ آیا این بیگانگان بودند که شبهه تقلب در انتخابات را به وجود آوردند؟ آیا واقعآ این بیگانگان بودند که این تصور را در هواداران برخی نامزدها ایجاد کردند که قرار است یک نامزد خاص را برنده انتخابات کنند؟ پیش از اینکه به این پرسش‌ها پاسخ دهیم باید این مسئله را مد نظر قرار دهیم که براساس نتایج اعلام شده انتخابات کاندیدای برنده یعنی محمود احمدی نژاد توانسته بود با اختلاف بالای یازده میلیون رای نسبت به نفر دوم یعنی میر حسین موسوی پیروز انتخابات لقب بگیرد، اما با وجود چنین اختلاف بالایی هواداران نامزدهای رسمآ شکست خورده انتخابات حاظر به پذیرش شکست نبودند. پرسش اصلی اینجاست که اینچنین بی‌اعتمادی عمیق هواداران نامزدهای بازنده از کجا آمده است؟ چرا هواداران موسوی و کروبی تا آن اندازه به حاکمیت و نهادهای برگزارکننده انتخابات بی‌اعتماد شده‌اند که حاظر نیستند شکست انتخاباتی را حتی با وجود نتایجی که از اختلاف یازده میلیونی نسبت به نامزد برنده حکایت می‌کند بپذیرند؟ چرا این احساس که اراده‌ای برای برنده کردن محمود احمدی‌نژاد در انتخابات وجود داشته تا این اندازه در وجود آنها ریشه دوانده است؟

واقعیت این است که چه در ایران و چه در هر کشور دیگری یکی از مواقعی که هواداران کاندیداهای رسمآ شکست خورده انتخابات از پذیرش نتایج انتخابات امتناع می‌کنند زمانی است که در جریان یک انتخابات، سازمان‌ها و نهادهایی که مطابق قانون باید در مباحث انتخاباتی بی طرف باشند از بی طرفی خارج شوند و به نفع یک کاندیدای خاص وارد صحنه رقابت شوند. خروج از بی طرفی این سازمان‌ها و نهادها که عمدتآ یا وابسته به حکومت و یا وابسته به دولت هستند و جانبداری آنها از یک نامزد خاص باعث به وجود آمدن بی‌اعتمادی در هواداران نامزدهای رقیب نسبت به حاکمیت و نهادهای برگزار کننده و درگیر انتخابات می‌شود. زیرا آنها در جریان تبلیغات انتخاباتی با چشمان خود دیده‌اند که نهادهای وابسته به حکومت و دولت با قانون‌شکنی آشکار از یک نامزد حمایت کرده‌اند پس تصور قانون شکنی و تخلف در چگونگی شمارش آرا توسط دولت و حاکمیت برای برنده کردن همان نامزد خاص هم دور از ذهن نخواهد بود.

اتفاقی که در این دوره انتخابات ریاست جمهوری کشور ما هم رخ داد دقیقآ همین موضوع بود. اکثر سازمان‌ها و نهادهای حکومتی و دولتی که مطابق قانون باید در مقطع تبلیغات انتخابات بی طرف می‌ماندند به نفع یک کاندیدا که اتفاقآ به عنوان برنده انتخابات هم اعلام شد وارد رقابت های انتخاباتی شدند و پیامد همین موضوع هم چیزی جز بی اعتمادی عمیق هواداران نامزدهای دیگر به ارگان‌های برگزارکننده و تاثیرگذار بر انتخابات نبود. صدا و سیما به عنوان یک رسانه حکومتی که بر اساس قانون باید در رقابت‌های انتخاباتی بی‌طرف می‌ماند مستقیم و غیر مستقیم به نفع نامزد برنده انتخابات یعنی محمود احمدی نژاد وارد صحنه شد، برخی از روزنامه ها و خبرگزاری هایی که به دلیل هزینه از بودجه عمومی مطابق قانون باید در جریان انتخابات بی طرف می بودند آشکارا با نقض بی طرفی تمام توان خود را برای پیروزی یک کاندیدای خاص به کار بستند، نهادهای نظامی همچون سپاه در پوشش‌هایی نظیر این گفته نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران که "دولت آقای احمدی‌نژاد کارهایی را شروع کرده که مصلحت و منفعت کشور ایجاب می‌کند که در یک دوره چهار ساله دیگر به نتیجه برسد و الان کار در مرحله ای نیست که تغییر دولت داشته باشیم و مصلحت این است که دولت عوض نشود" عملآ به نفع یک نامزد موضع گرفتند، برخی از اعضای شورای نگهبان بر خلاف قانون حمایت خود را از یک کاندیدا اعلام کردند و... حاصل همه این حمایت‌ها و جانبداری‌ها که توسط نهادهایی صورت می‌گرفت که مطابق قانون باید در رقابت های انتخاباتی بی‌طرف می‌ماندند بی‌اعتمادی شدید هواداران میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی به نهادهای درگیر در برگزاری انتخابات بود.

آنها چگونه می توانستند برای برگزاری انتخابات به حکومت و دولتی اعتماد کنند که ارگان های وابسته به آنها با تخلف آشکار از قانون از یک نامزد خاص حمایت کرده بودند؟. اگر بخواهیم به شکل واقع بینانه به چرایی اعتراضات گسترده پس از انتخابات بپردازیم باید ریشه آن را در همین بی اعتمادی هواداران موسوی و کروبی به حاکمیت و دولت جستجو کنیم. بی اعتمادی که از دخالت های غیر قانونی برخی نهاد ها در انتخابات به نفع یک نامزد خاص سرچشمه می گرفت. بی اعتمادی که مثلآ درباره نهادی همچون شورای نگهبان منجر به ایجاد کمیته ای تحت عنوان کمیته صیانت از آرا شد. یعنی در واقع کمیته صیانت از آرا نتیجه طبیعی خروج از بی طرفی برخی از اعضای شورای نگهبان و در نتیجه عدم اعتماد هواداران موسوی و کروبی به این شورا بود. این رفتار های غیر مسئولانه بود که باعث عدم پذیرش نتیجه انتخابات از سوی افکار عمومی شد و نه طراحی بیگانگان. اگر بخواهیم موضوع را بازتر کنیم می توان تاثیر رسانه ها را در اعتراضات پس از انتخابات را مورد بررسی قرار داد. مسئولان بارها رسانه های خارج از کشور را متهم به برنامه ریزی برای اعتراضات یا آنچه آنها اغتشاشات پس از انتخابات می نامند متهم کرده اند و مدعی هستند که رسانه هایی همچون BBC ٫ VOA و... شبهه تقلب در انتخابات را ایجاد کرده اند و باعث شده اند که هواداران نامزد های بازنده نتیجه انتخابات را نپذیرند اما واقعیت این است که این صدا و سیمای خود جمهوری اسلامی ایران بود که با عملکرد یکجانبه و ناعادلانه باعث ایجاد سوء ظن و بی اعتمادی هواداران موسوی و کروبی و حتی محسن رضایی به نتایج اعلام شده انتخابات شد و این ذهنیت را در آنها پدید آورد که قرار است به هر قیمتی که شده احمدی نژاد را برنده انتخابات کنند. برای اثبات این موضوع کافی است که عملکرد صدا و سیما را پیش از برگزاری انتخابات مرور کنیم.

در ابتدا اینکه رفتار سازمان صدا و سیما در قبال انتخابات تا آن اندازه یک جانبه و یک سویه و به نفع یک نامزد خاص بود که هم باعث تذکر و اعتراض دادستان وقت کل کشور و هم اعتراض سازمان بازرسی کل کشور شد. دادستان کل کشور در جلسه‌ای با بیان اینکه در باب تبلیغات انتخابات دستگاه‌های عمومی خاصه صداوسیما نباید یکجانبه عمل نمایند ضمن انتقاد از رویه صدا و سیما گفت: " وظیفه قانونی خود می‌دانم به این رویه صداوسیما که درست نیست متذکر شوم". درباره سازمان بازرسی کل کشور هم که ستادی ویژه برای نظارت بر امور انتخابات تشکیل داده بود معاونت‌های چهارگانه این سازمان اقدام به بررسی رفتارهای سازمان‌ها و دستگاه‌های مختلف در عدم استفاده از اموال و امکانات دولتی و عمومی له یا علیه کاندیداهای ریاست جمهوری کردند که به دنبال همین موضوع سازمان بازرسی کل کشور اعتراض کتبی خود را به سازمان صدا و سیما و روزنامه ایران اعلام کرد. سازمان بازرسی کل کشور مدعی شد که رفتار های این دو رسانه شبهاتی را در زمینه حمایت از یک کاندیدای خاص ایجاد می‌کند. یکی از اشکال این حمایت صدا و سیما از یک نامزد خاص پخش قسمتی خاص و گزینشی از صحبت های موسوی و کروبی در سخنرانی های خود بود. برای نمونه میر حسین موسوی در یکی از سخنرانی های خود در کنار انتقادات بسیاری که به دولت احمدی نژاد وارد کرد در جملاتی کوتاه از چند نمونه از اقدامات احمدی نژاد با دید مثبت یاد کرد که در کمال تعجب صدا و سیما از همان جملات کوتاه به عنوان یکی از سرفصل‌های سخنرانی موسوی یاد کرد. این موضوع باعث شد که میر حسین موسوی بعد ها در سالن آمفی تئاتر دانشگاه کرمان در پاسخ به این سوال که چرا از نقاط مثبت دولت نهم چیزی نمی گوید پاسخ دهد: " یک نکته از دولت به عنوان محاسن گفتم که برنامه 30 :20 همان یک نکته را به صورت بریده پخش و اعلام کرد که من از دولت حمایت کردم ، کار برنامه 20:30 باعث شد که من توبه کنم و دیگر حرفی نزنم ". مشابه همین اقدام را صدا و سیما درمورد کروبی هم انجام داد.

مهدی کروبی در یکی از برنامه های انتخاباتی خود در جمع دانشجویان شهر نجف آباد حاظر شده بود ، در آنجا برخی از دانشجویان حامی میر حسین موسوی در بین سخنرانی مهدی کروبی اقدام به شعار دادن به نفع موسوی کردند. کروبی در آن جلسه و در سخنرانی که انجام داد مباحث بسیار زیادی را مطرح کرد. از برنامه‌های خود در صورت پیروزی در انتخابات تا انتقادات بسیار تندی که متوجه عملکرد دولت احمدی نژاد کرد. علاوه بر این مسائل ، کروبی در سخنرانی خود حامیان موسوی که در جلسه حاظر بودند را هم مورد خطاب قرار داد و سوالاتی نیز درباره رفتارشان از آنها پرسید و به آنها گفت که درست نیست هواداران دو نامزدی که متعلق به یک جریان هستند همدیگر را تخریب کنند. بخش خبری بیست و سی صدا و سیما در بازتاب این سخنرانی کروبی با چشم بستن بر اکثر مباحث مطرح شده در صحبت های او دقیقآ همان بخش مربوط به گفته های کروبی خطاب به هواداران میر حسین موسوی را به شکل جامعی به روی آنتن برد. اقدامی که طبیعتآ با هدف ایجاد اختلاف بین موسوی و کروبی انجام می گرفت. بازتاب گزینشی صحبت های مهدی کروبی باعث شد تا او در نامه ای شدید اللحن به رئیس سازمان صدا و سیما به رویکرد این رسانه در جریان انتخابات اعتراض کند. در بند دوم نامه کروبی به رئیس سازمان صدا و سیما آمده بود: " من در هر سفر سخنرانی‌های متعددی انجام می‌دهم. قصد اصلی من از سفرها ارائه برنامه‌هایی برای اداره کشور و البته نقد اقدامات دولت در چهار سال گذشته است. چرا صدا و سیما به پخش گزینشی، هدفمند، تخریبی و تحریفی سخنان من می ‌پردازد؟ اگر قرار است که رسانه ملی واقعا ملی باشد، چرا فقط علیه یک جناح فعالیت می ‌کند؟ ویراستار اخبار شما عضو کدام حزب یا جناح سیاسی است؟ اگر حریت و جرات دارد چرا همه بخش‌های سخنرانی مرا پخش نمی ‌کند؟ ". همچنین در بند سوم این نامه هم پس از اشاره کروبی به رفتار حاظرین در جلسه سخنرانی می خوانیم: "... من پس از تحمل زیاد و پس از تعریف بسیار از سوابق و خلقیات آقای مهندس موسوی به طرح چند پرسش پرداختم و از این‌ که به نام حمایت از یک نامزد، نامزدی دیگر را تخریب کنند انتقاد کردم ... اما سوال اینجاست که علت برجستگی این بخش از سخنان من در بخش خبری 20:30 چیست؟ آیا صدا و سیما جسارت آن را دارد که بخش‌های دیگر سخنرانی من درباره آقای محمود احمدی ‌نژاد را هم پخش کند؟ علت رفتار غرض ‌ورزانه صدا و سیما برای برهم زدن چهره اصلاح ‌طلبان چیست؟ آیا طرح تفاوت سلیقه میان نامزدهای اصلاح ‌طلب در زمره وظایف صدا وسیماست؟ آیا همین کار را درباره اختلاف اصولگرایان با آقای احمدی ‌نژاد انجام می‌دهد؟ ". البته فعالیت های صدا و سیما در جهت تخریب این نامزدهای انتخابات محدود به پدیده ای همچون پخش گزینشی سخنرانی ها نمی شد و در برخی مواقع حالت کاملآ آشکار به خود می گرفت. برای نمونه هواداران میر حسین موسوی در روز پنجشنبه 31/2/88 با چشمانی بهت زده شاهد به تمسخر گرفتن آشکار کاندیدای مورد علاقه خود در برنامه ایران 88 شبکه سوم سیما بودند. در این برنامه که مهمان آن شهاب الدین صدر بود ، مجری برنامه بحث سوء استفاده از سیادت برای جلب آرای مردم را پیش کشید و حتی به این اندازه هم بسنده نکرد و از مهمان برنامه به حالتی تمسخر آمیز و لبخند به لب پرسید شما در تبلیغات انتخاباتی از شال سبزی یا چیز سبز دیگری استفاده نمی کردید؟!. به طور منطقی صحبت های مجری برنامه متوجه شخصی جز میر حسین موسوی نبود زیرا تنها کاندید سید حاظر در انتخابات او بود و رنگ سبز نیز نماد تبلیغاتی میر حسین موسوی بود.

البته به جز مواردی از این دست صدا و سیما برای تخریب میر حسین موسوی دست به اقدامی زد که هرگز حتی تصور آن هم در اذهان ممکن نبود : دادن نسبت دروغ به ساحت مقدس مراجع عظام تقلید!. یعنی اقدامی که در صدا و سیمای رسمی حکومت جمهوری اسلامی غیر قابل تصور بود. ماجرا از این قرار بود که در فیلم تبلیغاتی میر حسین موسوی که از تلویزیون پخش شد بخش هایی وجود داشت که مربوط به استقبال صمیمانه تعدادی از مراجع تقلید از او می شد. پس از اینکه این فیلم تبلیغاتی به روی آنتن رفت بخش خبری بیست و سی مدعی موضع گیری مراجع تقلید در مقابل این مستند شد ، به این شکل که وجود تصاویر مربوط به استقبال مراجع تقلید در فیلم تبلیغاتی یکی از نامزدهای انتخابات به معنای حمایت آنها از این نامزد انتخابات نیست. ادعای بخش خبری بیست وسی اما تکذیب صریح دفاتر مراجع تقلید را در پی داشت. دفتر آیت الله جوادی آملی خبر منتشر شده در بخش خبری 20:30 مبنی بر اعتراض به فیلم مستند مهندس موسوی را تکذیب و اعلام کرد: " دفتر معظم له هیچ واکنشی نسبت به مستند انتخاباتی موسوی نشان نداده و طی دو روز گذشته هيچ اطلاعیه ‌ای در اين مورد صادر نکرده است ". دفتر آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی نيز در نامه‌ای به رییس سازمان صدا و سیما، خبر 20:30 سيمای جمهوری اسلامی ، مبنی بر اعتراض ایشان به فیلم مستند مهندس موسوی را تکذیب کرد. در نامه دفتر آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی به عزت‌الله ضرغامی آمده بود : " متاسفانه در بخش اخبار 20:30 یکشنبه شب مورخ یازدهم خرداد 1388 که از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است، مطالبی به این دفتر استناد داده شده که فاقد صحت است. خواهشمند است نسبت به تکذیب آن در همان بخش خبری اقدام نمایید ". دفتر آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی هم طی اطلاعیه ای خبر بیست و سی را کذب خواند. در این اطلاعیه با خطاب قرار دادن مردم شریف ایران آمده بود : " روز یکشنبه ‌10/‌3/‌88 خبرگزاری دولت ، ایرنا همگام با بخش خبری 20:30 در اقدامی اسف ‌بار و تامل برانگیز اقدام به خبرسازی پیرامون مرجعیت شیعه و مسئله انتخابات كرد. علیهذا به اطلاع عموم می ‌رساند دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی طی دو روز گذشته هیچ گونه بیانیه ای صادر ننموده و با هیچ خبرگزاری‌ای از سوی این دفتر، ‌مصاحبه ‌ای صورت نپذیرفته است و کلیه مواضع رسمی این مرجع تقلید شیعه از طریق سایت رسمی معظم له قابل دسترسی می‌باشد. دفتر حضرت آیت الله ، ‌ضمن ابراز تاسف عمیق از این گونه اقدامات ضد اخلاقی در رسانه‌های تاثیر گذار کشور، اعلام می ‌دارد این قبیل بی ‌سامانی‌ها و اقدامات سوء که نمونه ای از آن متاسفانه امروز از سوی رسانه ملی و خبرگزاری دولت ، صورت پذیرفت باعث ایجاد فضای بی اعتمادی و سوء ظن در میان مردم می‌گردد و اقدامات معدود جاهلانی که برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود حتی از خبرسازی و دروغپردازی پیرامون مرجعیت ، ابایی ندارند موجب ایجاد التهاب در جامعه است ". رویکرد یکجانبه صدا و سیما در مقطع انتخابات در اشکال دیگری هم بروز پیدا می کرد. برای نمونه پس از آنکه شورای عالی اداری به دستور رییس جمهور سازمان حج و زیارت را به زیر مجموعه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انتقال داد این تصمیم محمود احمدی نژاد با مخالفت صریح حجت الاسلام ری شهری ، نماینده ولی فقیه در سازمان حج و زیارت مواجه شد اما دولت همچنان بر این مصوبه خود اصرار داشت تا اینکه با حکم مقام رهبری الحاق این سازمان به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منتفی شد. اما نکته بسیار عجیب اینکه سیما که همیشه اخبار مربوط به مقام رهبری را در اولویت نخست بخش های خبری خود قرار می داد ، از خواندن متن پیام مکتوب رهبری به حجت الاسلام ری شهری امتناع کرد. برای نمونه بخش خبری 20:30 شبکه دو سیما خبر پیام صریح مقام رهبری به آقای ری شهری را در میانه اخبار آن هم نه با قرائت اصل پیام کوتاه رهبری ، بلکه در قالب مصاحبه با سخنگوی دولت پخش کرد!. در این پیام از تذکر مقام رهبری به رئیس جمهور سخن به میان آمده بود. آخرین قسمت از سریال جانبداری های صدا و سیما از محمود احمدی نژاد هم ساعاتی پیش از پایان زمان تبلیغات انتخابات رقم خورد. هنگامی که صدا و سیما از اختصاص بیست دقیقه به محمود احمدی نژاد جدای از مدت زمانی که قبلآ تعیین و اعلام شده بود خبر داد. دادستان وقت کل کشور در مصاحبه با رسانه ها صراحتآ اختصاص این زمان به محمود احمدی نژاد را غیر قانونی اعلام کرد. آیت الله دری نجف آبادی به رسانه ها گفت : " تصمیمات كمیسیون تبلیغات صدا وسیما بدون حضور دادستان و یا نماینده قانونی وی اعتباری ندارد ". او ادامه داد : " در جلسه اخیر كمیسیون تبلیغات صدا وسیما كه با هدف بررسی مناظره‌ های صورت گرفته بین نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تشكیل شده بود ، نماینده دادستان حضور نداشته است و به همین دلیل نه تنها برگزاری این جلسه رسمی نیست، بلكه مصوبات آن نیز از درجه اعتبار ساقط است ". دادستان کل کشور تاکید کرد : " پیش از این نیز به دو عضو دیگر این كمیسیون اعلام كرده بودیم كه زمان در نظر گرفته شده برای كاندیداها باید برابر و یكسان باشد؛ از این رو اختصاص وقت به نامزدهای انتخابات به‌ صورت نابرابر غیرقانونی است ". اما با وجود اعلام رسمی دادستان کل کشور مبنی بر غیر قانونی بودن زمان اختصاص داده شده به محمود احمدی نژاد این بیست دقیقه به روی آنتن رفت تا هواداران میر حسین موسوی ، مهدی کروبی و محسن رضایی در آستانه انتخابات با چشمانی بهت زده به تماشای حمایت غیر قانونی صدا و سیما از محمود احمدی نژاد بنشینند.

حال تصور می کنید اینچین عملکردی از صدا و سیمای وابسته به حکومت که مطابق قانون باید در رقابت های انتخاباتی بی طرف باشد چه تاثیری بر هواداران موسوی ، کروبی و محسن رضایی خواهد داشت؟ آیا جز این است که این عملکرد صدا و سیما شبهه تلاش برای برنده کردن محمود احمدی نژاد را در اذهان آنها ایجاد خواهد کرد و باعث بی اعتمادی شدید آنها به فرآیند برگزاری انتخابات خواهد شد؟. هواداران میر حسین موسوی که می بینند صدا و سیمای وابسته به حکومت برای تخریب نامزد مورد علاقه آنها حتی اقدام به دروغ پردازی به ساحت مقدس مراجع عظام تقلید می کند ، فکر می کنید چه تصوری در آنها نسبت به انتخابات شکل خواهد گرفت؟. همانگونه که اشاره شد در بیانیه آیت الله صافی گلپایگانی که پس از طرح ادعای کذب صدا و سیما درباره مراجع تقلید صادر شد آمده بود : " اقدامات معدود جاهلانی که برای رسيدن به مقاصد سياسی خود حتی از خبرسازی و دروغپردازی پيرامون مرجعيت ، ابايی ندارند موجب ايجاد التهاب در جامعه است ". مرور این بخش از بیانیه آیت الله العظمی گلپایگانی تداعی معانی فوق العاده ای را دارد. این بیانیه صراحتآ خبر از ایجاد التهاب در جامعه می دهد. به این شکل که اقدام صدا و سیما را موجب ایجاد التهاب در جامعه دانسته که البته دلیل آن هم واضح است. زیرا وقتی هواداران یک نامزد خاص می بینند که صدا و سیمای وابسته به حکومت جمهوری اسلامی برای تخریب نامزد مورد علاقه آنها حتی به مراجع تقلید هم نسبت دروغ می دهد پس این باور در آنها شکل خواهد گرفت که جریانی در حاکمیت برای برنده نشدن نامزد مورد نظر آنها دیگر هیچ خط قرمزی نخواهد داشت و هر عمل دیگری را هم ممکن است انجام دهد. این دقیقآ همان مسئله ای است که آیت الله گلپایگانی از آن با عنوان " ايجاد فضای بی‌اعتمادی و سوء ظن در ميان مردم " یاد می کند. یا تصور می کنید پخش بیست دقیقه اختصاصی به محمود احمدی نژاد از سوی سازمان صدا و سیما در حالی که دادستان کل کشور رسمآ آن را غیر قانونی خوانده بود چه تاثیری بر هواداران دیگر نامزد ها گذاشت؟ ایا جز این است که در فاصله ای بسیار نزدیک به آغاز انتخابات هواداران سه نامزد دیگر پس از تماشای این بیست دقیقه به مرز انفجار رسیدند و تصور وجود اراده ای برای برنده کردن احمدی‌نژاد بیش از همیشه در ذهن انها شکل گرفت؟ نکته بسیار جالب اینکه همین صدا و سیمایی که در آستانه انتخابات با پخش بیست دقیقه غیر قانونی بزرگ ترین قانون شکنی ممکن را در مقابل چشمان میلیون ها نفر انجام داد پس از اعلام نتایج انتخابات از معترضان می خواست قانون را رعایت کنند!

حال سوال اینجاست که اگر این عملکرد صدا و سیما به اضافه خروج از بی طرفی نهادهایی نظیر شورای نگهبان به اضافه توقیف روزنامه هوادار یک نامزد در آستانه برگزاری انتخابات به اضافه اتفاقاتی که در روز برگزاری انتخابات رخ داد نظیر قطع شبکه پیامک، فیلترینگ ناگهانی و گسترده سایت های هوادار برخی نامزد ها ، اختلال شدید در اینترنت ، حمله به ستاد یک نامزد ، بازداشت برخی از چهره های سرشناس سیاسی حتی پیش از اعلام نتایج نهایی انتخابات و آغاز مانوری به نام مانور اقتدار از سوی نیرو های امنیتی، شبهه تقلب در انتخابات را در اذهان ایجاد نمی کند پس دیگر چه چیزی قرار است شبهه تقلب در انتخابات را ایجاد کند؟!

اما مسئله اینجاست که در زمان بررسی چرایی اعتراضات صورت گرفته به نتایج اعلام شده انتخابات به جای توجه به اقدامات غیر مسئولانه و غیر قانونی نهاد های دولتی و حکومتی و به جای پرداختن به علت ها ، تلاش می شود به معلول ها توجه شود و اقدامات بیگانگان دلیل عدم پذیرش نتیجه انتخابات توسط افکار عمومی نشان داده شود. برای نمونه به جای اینکه خروج شورای نگهبان از بی طرفی به عنوان یکی از مهم ترین دلایل عدم پذیرش نتیجه انتخابات از سوی هواداران دیگر نامزد ها مورد توجه قرار بگیرد تشکیل کمیته صیانت از آرا که معلول رفتار خلاف قانون برخی اعضای شورای نگهبان بود یکی از دلایل ایجاد شبهه تقلب در انتخابات ذکر می شود. اصلآ اگر واقعآ این تفکر در بین مسئولان وجود دارد که تشکیل کمیته صیانت از آرا در جهت ایجاد شبهه تقلب در انتخابات و آنچه آنها کودتای مخملی می نامند بوده پس چرا کسی صحبت از بازداشت علی اکبر محتشمی پور که بیش از هر کسی از موجودیت کمیته صیانت از آرا دفاع می کرد و رئیس کمیته صیانت از آرا یکی از نامزد ها هم بود نمی کند؟. و البته پاسخ این سوال آشکار است ، چون همه می دانند فردی همچون علی اکبر محتشمی پور شخصیتی دارد که اگر کسی در مقابل او صحبتی از انقلاب مخملی کند احتمالآ همان جا با او حتی برخورد فیزیکی خواهد کرد!. یا به جای اینکه طرح موضوع ایجاد التهاب در جامعه قبل از روی دادن اعتراضات به نتایج اعلام شده انتخابات که در اطلاعیه آیت الله العظمی گلپایگانی آمده است را مورد توجه قرار دهیم قصد داریم با پیش کشیدن اظهار نظر یک مقام درجه nام خارجی ، یا مطلب یک سایت یا یک روزنامه خارجی که اغلب هم به صورت گزینشی و با ترجمه غیر دقیق صورت می گیرد و در برخی موارد اصلآ هیچ ارتباطی به مقطع انتخابات هم ندارد به هر شکل که شده اینگونه نشان دهیم که قبل از شکل گیری اعتراضات پس از انتخابات منابع خارجی به آن اشاره کرده بوده اند!

حقیقت این است که در همان روزی که صدا و سیما برای تخریب یک نامزد حتی به مراجع تقلید هم نسبت دروغ داد ، در همان روزی که صدا و سیما با وجود اعلام رسمی دادستان کل کشور مبنی بر غیر قانونی بودن بیست دقیقه اختصاص داده شده به محمود احمدی نژاد این بیست دقیقه را به روی آنتن برد ، در همان روزی که رسانه هایی که از پول بیت المال هزینه می کردند و باید در جریان تبلیغات انتخابات بی طرف می ماندند تبدیل به تندرو ترین حامیان یک نامزد خاص شده بودند ، در همان روزی که برخی اعضای شورای نگهبان که آنها هم باید در رقابت های انتخاباتی بی طرف می ماندند در دفاع از یک نامزد خاص حتی از مرز حمایت هم گذشتند و به مرز ستایش رسیدند ، در همان روزی که اشخاص وابسته به نهاد های نظامی در اظهارنظر های خود جانب یک نامزد را گرفتند و... در همان روز ها بود که شبهه تلاش برای برنده کردن یک نامزد خاص در بین افکار عمومی شکل گرفت اما چون تمامی این اقدامات غیر مسئولانه و غیر قانونی از سوی سازمان ها و اشخاصی سر زده است که از نوعی مصونیت قضایی نانوشته برخوردارند ، به همین دلیل امروز انگشت اتهام یا به سمت افرادی نشانه رفته که به خاطر دور بودن از قدرت هیچ پناهی ندارند و یا بیگانگان را نشانه رفته است.

امام خمینی زمانی خطاب به شورای نگهبان فرمودند: " می ترسم از آن روزی که عده ای دور شما را بگیرند و مردم و جوانان برای احقاق خود علیه شما شعار بدهند ". در فرموده امام نه آنها که شعار می دهند اغتشاشگر نامیده شده اند و نه دلیل شعار دادن آنها اغتشاش نامیده شده است. اما چرا با وجود اینکه می توان حوادث پس از انتخابات را تحقق این پیشبینی امام دانست آنها که امروز در راس قدرت هستند تمایلی برای این کار ندارند؟. مسئله اینجاست که وقتی در فضای سیاسی ایران کسانی امروز خود را مدافع آرمان‌های امام می نامند که وارد نشدن آنها به سیاست خود یکی از آرمان های امام بود یعنی اینکه امروز از امام تنها نامی باقی مانده است تا به نام او کام ها شیرین شود...
ادامه مطلب ...

محمد‌جواد لاریجانی: ‌اصلاح‌طلبان در برابر امام عادل قرار گرفته‌اند!

0 نظرات

محمد‌جواد لاریجانی: ‌اصلاح‌طلبان در برابر امام عادل قرار گرفته‌اند!


محمد‌جواد لاریجانی که برادرش اینک بر صندلی قاضی‌القضات تکیه زده و این روزها هر بار که دهان باز می‌کند سخنان مشعشعی را روانه رسانه‌ها می‌کند در آخرین اظهار نظر خود بار دیگر اصلاح‌طلبان را متهم کرد.

وی چندی پیش نیز در سخنان مشابهی ادبیاتی را به کار گرفته بود که مورد اعتراض افراد بسیاری از جمله علی لاریجانی قرار گرفت.

به گزارش جرس وی با تشبیه اصلاح طلبان به منافقین گفت: همان سیری که منافقین در قبل از انقلاب در پذیرش مارکسیسم مرتکب شدند دوم خردادیها در پذیرش لیبرالیسم مرتکب شدند،این پذیرش آنها را به وادی نفاق انداخت و این نفاق هم منجر به خروج بر حاکمیت شد."

لاريجاني در نشست سراسری دبیران استان‌های حزب موتلفه اسلامی اظهارداشت:کاری که رهبر معظم انقلاب در حفظ مردمسالاری دینی در این انتخابات کردند، در دفاع از شرف و حیثیت مردم بود و در تاریخ ایران بی نظیر است و باید این حادثه مهم با همه ابعاد آن ثبت شود. حتی کسانی که بی‌دین هستند اما طرفدار دموکراسی می‌باشند باید دست رهبری انقلاب را ببوسند که فداکارانه از جمهوریت نظام دفاع کردند.

وی تاكيد كرد: اگر کسی نخواهد تولی و تبری را رعایت کند نوعی کاهلی در امر ولایت را مرتکب شده است و این از کاهلی در نماز و روزه مهلک‌تر است. ممکن است این کاهلی منجر به خروج بر امام عادل شود، خروج همیشه با شمشیر نیست، خروج یعنی به هر دلیل در برابر امام عادل قرار گیریم.

معاون حقوق بشر قوه قضاییه افزود: اینکه میرحسین موسوی بر خلاف همه مقررات و قوانین مربوط به انتخابات و بر خلاف رای شورای نگهبان و تنفیذ مقام معظم رهبری خود را پیروز انتخابات اعلام کرد این نوعی خروج بر امام عادل است. لاریجانی با اشاره به مداخله قدرت‌های بزرگ در امر انتخابات ریاست جمهوری و حمایت آنها از یک ضلع رقابت اظهار داشت: آنچه که رخ داد یک کودتای تمام عیار با همکاری دول غربی بود، موسوی چه بداند و چه نداند وارد این بازی ابلهانه شد و تمام دنیا هم از او حمایت کردند.

وي اضافه کرد: اخیراَ خاتمی حرفی زده است که قابل تأمل است، وی گفته اگر اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها می روند هسته عمل تشکیل می‌دهند.سوال این است که چه عملی است که باقی مانده آقایان انجام نداده‌اند، به عقیده من رویکرد جدید آنها ترور و خشونت است. یعنی آنها به همان نقطه‌ای رسیده‌اند که منافقین رسیده‌اند.

وی افزود: دوم خردادی‌ها هفت،هشت ماه عمر این ملت را تباه کردند و ملتی که در گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت دنبال کارآمدی است خود را معطل اینها نمی‌کند. آنها دست به انتحار سیاسی زده‌اند،نظام باید مدل جدیدی را برای طراحی رقابت سیاسی در نظر بگیرد.

===========
پیوندهای مرتبط:
» کجاست رفتاری که علی(ع) با عقیل داشت؟
ادامه مطلب ...

خلاصه اخبار گویا: شنبه ۰۲ آبان

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- آیا رسانه ملـی، میـلی شـده؟
- فرصت خوانـدن اخبـار را ندارید؟
- می‌خواهید از اخبار آگاه شوید؟
- پس با اخبـار گویـا با ما باشید!



«خلاصه اخبارشنیداری آنلاین: شنبه ۰۲ آبان ۱۳۸۸»

دانلود:‌
اینجا~۲مگ

ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان