بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

بزرگترين مصادره در تاريخ روابط ايران و آمريکا

0 نظرات
بزرگترين مصادره در تاريخ روابط ايران و آمريکا



دادستان فدرال آمريکا اعلام کرد كه درخواست مصادره تمامي اموال "بنياد علوي" در اين کشور را به دادگاه ارايه داده است. در حالي که رسانه هاي آمريکايي مصادره اموال بنياد علوي را "بزرگترين مصادره در تاريخ ضدتروريسم امريکا" مي خوانند، سايت تابناک وابسته به محسن رضايي فرمانده اسبق سپاه پاسداران، نيز آن را "شديدترين اقدام حقوقي دولت آمريکا در طول سي سال اخير عليه جمهوري اسلامي" دانست.

بنياد علوي از شرکت هاي اقماري بنياد مستضعفان است که تحت نظر رهبر جمهوري اسلامي قرار دارد. دادستان فدرال آمريکا مدعي است که اين موسسه از طرف رژيم جمهوري اسلامي به طور مخفيانه کنترل مي شود و در عمليات پول شويي و ارسال غيرقانوني پول به ايران نقش داشته است. اين موسسه همچنين متهم به همکاري با بانک ملي ايران است. واشنگتن و اتحاديه‌ اروپا بانک ملي ايران را به کمک در برنامه‌ هسته ‌اي و موشکي ايران و ارسال پول به سپاه پاسداران و نيروهاي نظامي قدس متهم کرده اند. سپاه پاسداران در آمريکا يک نهاد تروريستي قلمداد مي‌شود. شوراي امنيت سازمان ملل در سومين قطعنامه خود عليه ايران از کشورهاي جهان خواسته بود که براي اجتناب از حمايت فعاليت ‌هاي هسته ‌اي و تروريستي در صورت لزوم جابه‌جايي‌ هاي مشکوک مالي در بانک‌هاي ايراني، به‌خصوص بانک ملي و بانک صادرات، را پيگيري کنند.

بنياد علوي در آمريکا که پيش از انقلاب ايران، بنياد پهلوي خوانده مي شد، در سال ???? و به فرمان محمدرضا شاه با استفاده از سرمايه "سازمان املاک و مستغلات پهلوي" تاسيس شد و متولي پرداخت کمک هزينه تحصيلي به هزاران دانشجوي ايراني در امريکا بود. پس از انقلاب و در زمان دولت مهدي بازرگان سازمان املاک و مستغلات پهلوي مصادره شد و نام آن نيز به "بنياد علوي" تغيير يافت. پس از مدتي بخشهاي مختلف بنياد علوي مانند کارخانه ها و هتلها به بنياد مستضعفان منتقل شد ولي املاک همچنان در اختيار بنياد علوي باقي ماند تا آن که در بهمن ????، بالاخره کليه اموال و املاک بنياد علوي به مالکيت "بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي" درآمد. بنياد علوي در سه دهه‌ گذشته پيوسته از سوي مخالفان جمهوري اسلامي ايران به رصد فعاليت‌هاي اپوزيسيون در آمريکا و کمک به هواداران رژيم متهم بود و به عنوان "لانه جاسوسي ايران در آمريکا" شناخته مي‌شد.

بنياد علوي اموال و دارايي هاي متعددي در ايالت هاي نيويورک، مريلند، ويرجينيا، تگزاس و کاليفرنيا دارد. چشمگيرترين ملک متعلق به اين بنياد، آسمانخراش ?? طبقه در خيابان پنجم شهر نيويورک است که يکي از چهار خيابان گرانقيمت دنيا به شمار مي رود. آسمانخراش مذکور در سال ???? ارزشي بيش از ??? ميليون دلار داشته و شامل شرکت هاي تجاري، بانک ها، هتل و فروشگاه هاي برندهاي مشهور بين المللي است. فرشيد جاهدي، رييس بنياد علوي در آذرماه سال گذشته به اتهام نابودي اسنادي که نشان دهنده تعلق بخشي از اين آسمانخراش به بانک ملي ايران بود، بازداشت شد. او اين اسناد را در يک سطل زباله‌ انداخت اما ماموران اف بي آي بلافاصله اين مدارک را از سطل زباله خارج کردند.

علاوه بر آسمانخراش خيابان پنجم نيويورک، دادستان فدرال درخواست مصادره چهار مسجد متعلق به بنياد علوي در ايالات مختلف آمريکا را نيز ارايه داده است. اين مساله نگراني جامعه مسلمانان آمريکا را برانگيخته است. سايت تابناک نيز در خبر خود مدعي توقيف اين مساجد شده و نوشته بود: در اين اقدام بي سابقه، مساجدي که بر اساس قانون اساسي آمريکا فعاليت آنها در جهت آزادي مذاهب قطعي است مورد توقيف قرار گرفته اند. دادستاني نيويورک اخيرا در مصاحبه اي سعي کرد اين نگراني ها را کاهش دهد و گفت: دولت آمريکا عليه تخلفات صاحبان مساجد اقدام مي‌کند و کاري به مساجد به عنوان مکانهايي که در آن آداب مذهبي برگزار مي‌شود ندارد.

مرتضي نيک پندار
ادامه مطلب ...

از صدور قرار التزام رادان در پرونده کهریزک! تا برخورد قانونی پلیس در ۱۳ آبان!

0 نظرات
از صدور قرار التزام رادان در پرونده کهریزک! تا برخورد قانونی پلیس در ۱۳ آبان!

پس از این تحقیق که کاملاً به صورت محترمانه انجام شده است، ‌قاضی پرونده قرار قضایی را که التزام اخلاقی به همکاری در ادامه روند تحقیق است، برای سردار رادان صادر کرده است.در قرارهای صادره قضایی، ‌قرار التزام، قرار کفالت، قرار وثیقه و بازداشت موقت به ترتیب شدت قرار دارند

صدور قرار التزام برای سردار رادان!

ادامه راه سبز«ارس» : قاضی ویژه پرونده جنایات بازداشتگاه کهریزک پس از جلسه تحقیق از سردار احمدرضا رادان، برای قائم‌مقام نیروی انتظامی قرار التزام صادر کرده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، با پیشرفت پرونده رسیدگی به جنایات بازداشتگاه کهریزک، از سردار رادان – قائم مقام نیروی انتظامی – تحقیق صورت گرفته است.

پس از این تحقیق که کاملاً به صورت محترمانه انجام شده است، ‌قاضی پرونده قرار قضایی را که التزام اخلاقی به همکاری در ادامه روند تحقیق است، برای سردار رادان صادر کرده است.

در قرارهای صادره قضایی، ‌قرار التزام، قرار کفالت، قرار وثیقه و بازداشت موقت به ترتیب شدت قرار دارند.

رسیدگی جدی به پرونده جنایات بازداشتگاه کهریزک پس از آن صورت می‌گیرد که رهبر انقلاب بر رسیدگی به تخلفات خاطیان پرونده کهریزک تأکید کرده بودند.

گفتنی است اخیرا هفته نامه پنجره با اشاره به این پرسش که متهمان کهریزک در روزهای حادثه‎انگیز تیر ماه یعنی در فاصله روزهای نوزده تا بیست و یکم تیر کجا بودند، با کنایه نوشته بود: پاسخ‌هایی که برخی افراد مرتبط با موضوع کهریزک به آن داده‌اند، قابل توجه است:

دادستان تهران در جوابیه‌ای که انتشار داد، اعلام کرد: «در روز‎های شنبه و یکشنبه، بیستم و بیست و یکم تیر ماه برای دفاع از رساله دکترا در مرخصی به سر می‌بردم.»گفته می‌شود که یک مقام انتظامی ارشد مرتبط با پرونده نیز در نوزدهم تیر ماه، یعنی روز بعد در سفری در شمال کشور بوده و ریاست بازداشتگاه کهریزک نیز در آن زمان در قم بوده است!

رییس پلیس امنیت: در کهریزک يك تخلف انفرادي صورت گرفته!

رئيس پليس امنيت تهران بزرگ با بيان اينكه برخوردهاي نيروي انتظامي در روز ۱۳ آبان كاملا قانوني بوده است، گفت: پليس يك واحد انتظامي است و وظيفه‌اش تامين امنيت جامعه است.

سردار عليرضا عليپور در نشستي خبري به سئوالي در رابطه با بازداشتگاه كهريزك پاسخ داد و گفت: درباره كهريزك اين را بگويم كه نگاه فرماندهان و مسئولان ناجا كه رسما اعلام شده اين است كه يك تخلف انفرادي صورت گرفته و تخلف سازماني نيست و افرادي كه مرتكب تخلف شده‌اند بايد مطابق قانون پاسخگو باشند.

او در اين رابطه كه نيروي انتظامي سازماني نظامي است كه فرماندهان ناجا بايد درباره اقدامات ماموران پاسخگو باشند گفت: اتفاقي كه در كهريزك افتاد پليس مدعي برخورد با آن است و نبايد به تمام مجموعه پليس تامين داد و پليس خدمتگذار مردم است و نگاه فرماندهان هم برخورد با متخلفان بوده است. به طوري كه هر كسي تخلفي كرده بايد پاسخگوي تخلف خودش باشد و اولين كسي كه خواستار برخورد با متخلفان شد هم فرمانده ناجا بود.

رئيس پليس امنيت پايتخت تصريح كرد: بيشتر اين موضوع شانتاژ و فضاسازي است و اين سئوال مطرح است كه آيا اين اتفاق تدبير فرمانده بوده كه بايد پاسخگو باشد؟ كدام يك از دستگير شده‌ها مدعي‌اند كه فرماندهان به آنها گفته‌اند اين اقدامات را انجام دهند.

عليپور ادامه داد:‌همانطور كه در سطح شهر حقوق شهروندي را رعايت مي‌كنيم انتظار داريم حقوق پليس هم رعايت شود و نبايد از نجابت پليس سوء استفاده شود.

برخوردهاي صورت‌گرفته در ۱۳ آبان مطابق قانون بود

وي در پاسخ به سئوالي درباره برخوردهاي صورت گرفته در روز 13 آبان و موضوع حقوق شهروندي گفت: پليس نبايد به سمت و سوي برود كه نيرويش براي پاسخ دادن به برخي سوءنظرها تحليل رود و هيچ شرايطي نمي‌تواند بر ما تاثيرگذاري منفي داشته باشد.

عليپور در پاسخ به سئوال خبرنگار ايلنا مبني بر برخوردهاي صورت گرفته در روز 13 آبان و اظهارات رئيس مجلس در اين باره كه برخوردهاي نيروي انتظامي را در شان حكومت اسلامي ندانسته، گفت: گزارشي از تخلف پليس در 13 آبان نداشته‌ايم.

وي ادامه داد: پليس يك واحد انتظامي است كه وظيفه تامين امنيت جامعه را بر عهده دارد و به صورت مستقل ماموريت‌هاي ذاتي خودش را انجام مي‌دهد. پليس وابسته به اين جناح و آن جناح نيست و برخوردهاي صورت گرفته در روز 13 آبان هم كاملا قانوني بوده است.

او در پاسخ به سئوال خبرنگاري درباره تصاوير پخش شده از روز 13 آبان و اقدامات تند پليس در اين تصاوير گفت: مطمئن نباشيد كه اين تصاوير مربوط به 13 آبان باشد.

عليپور درباره بازداشتگاه خورين و شايعه انتقال بازداشت‌شدگان 13 آبان در تهران به اين بازداشتگاه گفت: اين موضوع كذب محض است و انتقال بازداشت‌شدگان به خورين، راهنمايي اقدامات پليس است كه با هدف صورت مي‌گيرد.

وي افزود: مگر ما در تهران كم امكانات داريم و چه ضرورتي دارد كه اگر كسي تخلفي كرده از تهران به خورين ورامين ببريم؟ ورامين درحوزه بوستان تهران است ودر پليس تهران هيچ نيازي نبوده كه كسي را به خارج از تهران منتقل كنيم.

مرتضوی و رادان در روزهای حادثه انگیز کهریزک کجا بودند؟


شاید طرح این پرسش كه متهمان كهریزك در روزهای حادثه‎انگیز تیر ماه یعنی در فاصله روزهای نوزده تا بیست و یكم تیر در كجا هستند، پرسش مهمی از نظر عموم مردم نباشد، اما پاسخ‌هایی كه برخی افراد مرتبط با موضوع كهریزك به آن داده‌اند، قابل توجه است.

سعید مرتضوی، دادستان معزول تهران که از متهمان اصلی پرونده کهریزک است، در پاسخ به این سئوال اعلام كرده که: در روز‎های بیستم و بیست و یكم تیرماه برای دفاع از رساله دكترا در مرخصی به سر می‌بردم.

یك مقام انتظامی ارشد مرتبط با پرونده –براساس گزارشاتی که تاکنون منتشر شده است، این مقام ارشد ناجا، سردار رادان است- نیز در نوزدهم تیر ماه، یعنی روز بعد در سفری در شمال كشور بوده و ریاست بازداشتگاه كهریزك نیز در آن زمان در قم بوده است.

اظهارات این 3 نفر در واكنش به گزارش نشریه پنجره اعلام شده است.

به گزارش سایت آینده، پرسش این است كه آیا افكار عمومی می‌پذیرد، در زمانی‎ كه كهریزك آبستن رویدادی به این مهمی بوده، این افراد به‎ دنبال مشغله‌های دیگر و بعضا خارج از تهران بوده باشند؟ تنزل مسئولیت (كه در پاره‌ای موارد رخ داده)، عذرخواهی و استعفای متهمان حداقلی از اقدامات اخلاقی برای پایان دادن به‌ ماجراست و روشن است كه در مرحله بعدی، موضوعاتی نظیر خلع از مسئولیت، توبیخ و مجازات قانونی مطرح می‌شود.

به گزارش نوروز، این اظهارات برای فرار از پذیرش مسئولیت جنایات رخ داده در کهریزک ابراز می شود، در حالی که متهمان اصلی این پرونده با پاسخ هایی این چنینی که به هیچ عنون برای افکار عمومی قابل پذیرش نیست قصد سلب مسئولیت از خود دارند، پزشک وظیفه در این بازداشتگاه به دلیل اتهام واهی نسبت داده شده به دست به خودکشی زده است.
ادامه مطلب ...

علل ناکامی کودتاگران در سرکوب جنبش سبز مردم ایران

0 نظرات
رهبر ایران و حامیان وی چقدر جنبش سبز را می‌شناسند؟
علل ناکامی کودتاگران در سرکوب جنبش سبز مردم ایران


یکی از لوازم هر حرکت مبارزاتی، داشتن تحلیل مشخص از حرکات طرف مقابل است. در مواجه‌ی جنبش سبز با رژیم کودتا نیز، بی‌تردید وضعیت از این قاعده خارج نیست و یکی از مواردی که می‌بایست درباره‌ی حرکات حامیان کودتا مورد توجه و تحلیل قرار بگیرد، روش‌های سرکوب آن‌ها است. به طور کلی روش‌های سرکوب حامیان کودتا را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: یکی روش‌های معطوف به فعالان شناخته شده و دیگری روش‌های متمرکز بر عموم معترضان. مهم‌ترین روش به کار گرفته شده دربارهء عموم معترضان به خصوص در چندین هفته‌ی اول مبارزات جنبش سبز استفاده از خشونت کور بود. به این ترتیب که پیاده‌نظامان دولت کودتا از هیچ عمل خشونت‌آمیزی در قبال مخالفان رویگردان نبودند. کودتاچیان دو هدف کلی را در این زمینه دنبال می‌کردند. اولین هدف ایجاد رعب و وحشت در میان مخالفان بود.آنها با ایجاد بیم و هراس از راه دست‌زدن به خشونت درصدد آن بودند که معترضان را از پیگیری مطالبات‌شان ناامید کنند. با این همه این روش تاکنون با موفقیت چندانی همراه نبوده و حتی نتیجه‌ی عکس نیز داده است.

عدم توفیق این روش تا حد زیادی مربوط به انعکاس وسیع این خشونت‌ها و انتشار گسترده‌ی آن‌ها در رسانه‌ها به خصوص از طریق اینترنت بوده است. ناکامی این روش ‌را می‌توان در دو شاخص مشاهده کرد: اولا فرماندهان نظامی که دست‌شان به خون سرخ مبارزان سبز آغشته است، جسارت و شهامت آن را ندارند که به جنایات‌شان اعتراف کنند. توجه داشته باشید که فرق است میان حکومتی که مخالفان‌اش را از دم تیغ می‌گذراند و بعد هم به آن افتخار می‌کند‌ و حکومتی که دست به خشونت می‌زند، اما توان به گردن گرفتن آنچه کرده است را ندارد. این نکته را می‌توان یکی از شاخص‌های ضعف حکومتگران در استفاده از خشونت در برابر مخالفان‌اش دانست. دومین شاخص تغییر رفتار نیروهای سرکوبگر حکومت در روز قدس و سیزده آبان بوده است. هر چند از شدت ضرب و شتم معترضان به هیچ نحو در این روز کاهش نیافت ولی خوشبختانه اقتدارگرایان دست به خون معترضان نیز نیالودند. این مساله از یک سو نتیجه‌ی بازتاب گسترده‌‌ی خشونت‌های پیشین در افکار عمومی ملی و بین‌المللی و از سوی دیگر نتیجه‌ی انتخاب روزهای راهپیمایی رسمی حکومت برای تظاهرات و اظهار اعتراضات بودهاست.

نکته‌ی دیگری که باید بدان اشاره کرد آن است که حامیان کودتا علاوه بر ایجاد رعب و وحشت در دل مخالفان هدف دیگری را نیز در شیوه‌های سرکوب خود دنبال می‌کنند و آن جلوگیری از شکل‌گیری هسته تجمعات گسترده در خیابان است. این شیوه بعد از نمازجمعه‌ی معروف رهبری به کار گرفته شد و تاکنون تقریبا با توفیق نیز همراه بوده است. در واقع پس از سرکوب خونین شنبه سیاه، قوای کودتا هیچ‌گاه این اجازه را به جمعیت معترض نداد که مانند 25 خرداد به هم بیپوندد و از تشکیل هسته راهپیمایی توسط سبزها از همان اولین ساعات تجمع خودداری نموده است. راهکاری که در برابر این روش سرکوب از سوی مردم به کار گرفته شد، تهیه‌ی عکس از مکان‌های گوناگون و جمعیت‌های مختلف در روزهای تظاهرات و کنار هم قرار دادن عکس‌ها و فیلم‌ها در فضای مجازی است. چنین حرکتی پس از راهپیمایی روز قدس انجام شد و فیلم‌ها و تصاویر تظاهرات در هر نقطه با همراه توضیحات مختصری بر روی نقشه‌ی تهران در همان نقطه قرار گرفت. به این ترتیب، گرچه نیروهای سرکوب توانستند از به هم پیوستن نیروها جلوگیری کنند، ولی فعالان جنبش جمعیت را در فضای مجازی به هم پیوند دادند و وسعت و گستردگی آن را به نمایش گذاشتند.

خبرنگاران اصلی و جسور وقایع پس از انتخابات، شهروندان عادی در سراسر کشور بودند که با فیلمبرداری‌های پراکنده به وسیله دوربین‌های غیرحرفه‌ای و یا گوشی‌های موبایل خود، خشونت‌های بی‌پرده حامیان کودتا و شجاعت و ایستادگی مردم و وسعت راهپیمایی‌های اعتراض‌آمیز ملت پس از کودتای ۲۲ خرداد را به خوبی نشان دادند. از این رو حتی بسیاری از حرفه‌ای‌ترین رسانه‌های خبری دنیا هم برای پوشش اخبار انتخابات ایران از فیلم‌های ارسال شده توسط همین فیلمبرداری‌های غیرحرفه‌ای استفاده کردند.

اما چنان که گفته شد بخش دیگر روش‌های سرکوب معطوف به فعالان سرشناس جنبش است. کودتاچیان در این زمینه تلاش می‌کنند که این افراد را ولو برای مدت اندکی بازداشت کنند و به این ترتیب و با فشارهای ایجاد شده در زندان کاری کنند که ایشان به قول معروف "فتیله را پایین بکشند". به علاوه افراد شاخص دیگری نیز که دستگیر نمی‌شوند به این ترتیب حساب کار خودشان را بکنند و "ماست ها را کیسه کنند." در مجموع باید گفت که این شیوه در زمینه‌ی فعالان سیاسی در کوتاه‌مدت موفق بوده است. عمده‌ی افراد شاخصی که بازداشت شده‌اند بعد از آزادی سطح فعالیت‌شان را به طور کامل یا تا حد زیادی کاهش داده‌اند. با این همه اعمال این روش جهت مهار کلی جنبش سبز موفق نبوده است و هیچ توفیقی در توقف اعتراضات حاصل نکرده است. علت اصلی شکست فرضیه‌ی غلطی است که شالوده‌ی تفکر کودتاگران و حامیان آن‌ها در اعمال چنین روشی بوده است.

این پیش فرض نادرست که به نظر می‌رسد رهبر ایران و حامیان‌اش از معتقدان سرسخت آن هستند، بر این اصل استوار است که مردم به خودی خود درک و فهم انجام کنش‌های سیاسی مستقل را ندارند. از دید آن‌ها، مردم ایران بیشتر شبیه یک دسته موجود بی اراده است که حرکت نمی‌کند مگر آنکه «شبانی» آن را براند. رهبری که خود را شبان اصلی و برحق این موجودات بی اراده می‌داند اما اینک با وضعیتی مواجه شده است که آنچه اینک به زعم او هیچ نمی‌فهمد، در حال حرکت برخلاف آن چیزی است که وی به عنوان راه صحیح اعلام می‌کند، به این سو و آن سو می‌رود و جایگاه «شبانی» او را به چالش می‌کشد. این است که برای حل این معضل تصور می‌کند که یک راه حل بیشتر نمی‌تواند داشته باشد و آن اینکه حتما پای شبان یا شبان‌های دیگری در میان است، پس باید آنها را یافت و تنبیه و تادیب کرد تا این خیل بی‌اراد‌ه‌گان به راه «راست» بازگردد.

با این همه، این پیش‌فرض غلط و آن راه حل نادرست هیچ کدام راهگشا نبوده و نخواهند بود. رهبری برای یافتن راه‌حل واقعی نیازمند آن است که طرز نگاه خود را عوض کند. جنبش سبز مردم ایران متشکل از موجوداتی بی فکر و اراده نیست که به اشارتی راه افتاده باشد و بخواهد با هر نسیمی مسیر عوض کند. اتفاقا این بار مردم عادی جامعه هستند که پیشگام این حرکت شده‌اند و افراد سرشناس‌ را نیز وادار به همراهی کردند. چنانکه میرحسین موسوی نیز خود در یکی از بیانیه‌هایش اشاره می‌کند که او نیز در بسیاری از موارد همراه جنبش بوده است تا هادی آن.

کودتاگران توجه ندارند که اولا اگر در این با خیال اینکه این جنبش سری دارد و سر به نیست کردن آن جنبش سبز مردم ایران فروکش خواهد کرد اشتباهی فاجعه‌آمیز است.این جنبش بنا به ساختار وسیعی که در آن شکل گرفته است حرکتی است که خود جوش ادامه خواهد یافت، چرا که مردم از اقشار مختلف جامعه حاملان اصلی آن هستند. ثانیاً روزی خواهد رسید که مقامات ارشد کشور بالاخره سر در برابر عظمت ملت فرود آورند و خواستار گفتگو برای حفظ حداقل‌های‌شان شوند. آن روز دیگر گفتگو با جنبشی که بی سر شده باشد برای ایشان مقدور نخواهد بود.
ادامه مطلب ...

شعارهای تند باعث شکافتن جنبش و فروکش کردن آن می‌شود

0 نظرات
شعارهای تند باعث شکافتن جنبش و فروکش کردن آن می‌شود


درست است که جنبش سبز رنگارنگ است و این رنگارنگی در برنامه و راهبردهایی که سازمانهای سیاسی، نویسندگان و افراد مختلف پیش میکشند بازتاب می‌یابد، ولی جنبش توده ای بدون همرنگی در شعارها و هدف ها، نمیتواند تداوم یابد، پایه های خود را نگهدارد و گسترش دهد.

فراموش نکنیم که نطفه این جنبش در حمایت از نامزدی میرحسین موسوی و مهدی کروبی بسته شده و نخست اعتراضی به شمارش آراء و دستبردن در رای شهروندان بوده است. گرچه اینک "سبز" به جنبشی عمومی برای احقاق حقوق فردی و اجتماعی فرارسته است ولی هنوز نقطه ثقل آنرا کسانی تشکیل میدهند که به هر دلیل خواهان تحقق برنامه های نامزدهای پیشگفته بوده اند. نمیتوان پنداشت که این گروه در اکثریت خود امروز خواهان عبور از موسوی و تغییر نظام باشند. شعارهای پرشور در همین سیزده آبان به حمایت از موسوی و کروبی، حمایت از برنامه های سیاسی آنان نیز هست. اگر بسیاری از مخالفان نظام که انتخابات را تحریم کردند در این جنبش شرکت دارند و بقولی با پای خود رای میدهند، این رای باز به موسوی و کروبی است و در این جنبش باید شعارها را با برنامه های ایندو هماهنگ کنند.

شعار انتخابات آزاد بدون تردید دراین چارچوب قرار میگیرد. میرحسین موسوی خواهان انتخاباتی منصفانه و عادلانه است و سید محمد خاتمی در آخرین گفتگوی خود بر تمام حقوق شهروندی مخالفان نظام، منجمله حق انتخاب شدن انگشت میگذارد و هردو خواهان تغییر قانون انتخابات برای تامین حقوق همه شهروندان هستند.(۱) ولی شعارهایی که ناظر بر تغییر نظام است و حرکاتی چون پاره کردن و لگدمال کردن تصویر رهبر جمهوری اسلامی که همین معنا را تداعی میکند، در چارچوب رهبری - هرچند بگوییم نمادین - موسوی، خاتمی و کروبی قرار نمی‌گیرد. سخن بر سر تحمیل خواست های جنبش به حاکمیت است نه بزیر کشیدن حاکمان.

ما جمهوریخواهیم و حق خود می‌دانیم که جمهوری عرفی و جدایی دین از دولت را از تریبون های خود مطرح کنیم و آنرا غایت دمکراسی خواهی در ایران بدانیم. ولی در تظاهرات توده ای باید فقط روی حداقل هایی تکیه کرد که اتحاد عمل جنبش را حفظ کند و باعث پراکندگیش نشود. برای ما رسیدن به دمکراسی از گشایش فضای سیاسی و احقاق حقوق شهروندی می‌گذرد. راهای انقلابی اگر مطلوب هم باشد - که نیست - در این توازن نیرو و با این داده های سیاسی نه تنها به سرانجامی نمیرسد، بلکه همین جنبش نوخاسته را نیز ناتوان خواهد کرد. اصرار در بمیان کشیدن شعارهای تند، جنبش خیابانی را که تمام نیرویش در گستردگی آنست به تظاهراتی پراکنده و ناهمسو بدل خواهد کرد و بسیاری را از شرکت در آن بازخواهد داشت. شعارهای تند مردم بیشتری را به میدان نمیاورد. جنبش سبز با همین شعارهای حداقل هم هنوز نتوانسته است در سراسر کشور گسترش یابد و شاید طرح شعارهای حداقلی دیگری برای جذب لایه های مزدبگیر جامعه ضروری باشد ولی شعارهای تند فقط سرکوب را شدیدتر و دامنه مشارکت را محدود تر می‌کند. به کسانی که شعار " جمهوری ایرانی " را در تظاهرات سر میدهند میتوان توصیه کرد گروهی جمهوریخواه درست کنند و دیدگاهای خود را بصورت نوشتار در اختیار تظاهر کنندگان قرار دهند. به بحث و گفتگو بپردازند و راه رسیدن به هدف را با دیگران در میان بگذارند ولی در خود تظاهرات از دادن این شعار بپرهیزند.

شعارهای تند باعث گسست بخشی از جنبش سبز با نمادها یا رهبری آن می‌گردد آیا چهره نگران خاتمی را در فردای بیست و یک تیر هفتاد وهشت بخاطر دارید؟ خروج دانشجویان از دانشگاه و سردادن شعارهای تند علیه جمهوری اسلامی، جز هراس سران اصلاح طلب از جنبش های خیابانی چه دستاوردی داشت؟

جنبش خیابانی و رهبری اصلاح طلب جایی بهم گره خوردند که تظاهرات نخست با سکوت و رای من کو آغازشد. توده ملیونی که آرام و با شعارهایی در خور وضعیت سیاسی به میدان آمده بود، سران اصلاحات را اگر نگوییم غافلگیر دستکم - بگفته یکی از رهبران مجاهدین انقلاب(۲) - مبهوت و شگفت زده کرد.

دیدند که جنبش خیابانی ضرورتا به شورش و شعارهای حد اکثری نمیانجامد و این جنبش بدون آنکه آنها کنترلی سازمانی بر آن داشته باشند در چارچوب برنامه و سیاست آنان میماند. یکی از مشکلات جنبش خیابانی در فقدان رهبری فرهمند و یا سازمانهای سیاسی، هماهنگی شعارها و مطالبات عمومی است. جنبش سبز چنان بود و چنین است که گویی بدون هیچگونه رهنمودی، همه بصیرتی مشترک یافته اند و راز حرکت و باهم بودن خود را در اتحاد روی شعار های حد اقل دیده اند. اینک فراتر رفتن از حداقل هایی که دستامدنشان آسان نیست، بیگمان دیر یا زود نه تنها منجر به شکاف در جنبش و فروکش آن خواهد شد، همانا پیوند نمادها یا رهبران را نیز با جنبش خیابانی از هم خواهد گسست.

رهبرانی که درون همین نظام نامزد ریاست جمهوری شده اند نخواهند توانست پیوند خود را با تظاهراتی حفظ کنند که شعارش عبور از نظام است و بصورت نمادین تصویر علی خامنه ای را بزیر میکشد. این شعارها و رفتارها از سر ناپختگی سیاسی است و نمیتوان آنرا نتیجه ناگزیر سرکوب و وحشیگری عاملان حاکمیت دانست. در هیچ کارزاری نباید گذاشت حریف راه وروش، واکنش و تاکتیک های ما را تعیین کند. اگر ناپختگانی از سر احساسات ویا ارزیابی نادرست از موقعیت سیاسی به شعارهای تند روی میاورند، این وظیفه فرد فرد ماست که با تحلیل های روشن، نتایج ناگوار چنین رفتاری را بازگوییم.

نباید کاری کرد که به گسست این رهبران از جنبش بیانجامد. آنها میتوانند نیروهایی را در بدنه نظام و در میان مردم بسیج کنند که هیچ فرد وسازمان دیگری توانایی آنرا ندارد. آنان برای احقاق حقوق ملت پا بمیدان گذاشته اند و باید وجودشان را در این پیکار غنیمت شمرد و با تند روی های بیمورد موقعیتشان را سخت تر نکرد. روی برتافتن آنان از جنبشی که راه دیگری در پیش گیرد، نتایج خوشایندی نخواهد داشت.

شعارهای تند به انسجام طرفداران سرکوب کمک خواهد کرد

بسیاری از طرفداران نظام در همین شکل و شمایل، دلائل سرکوب خونین، بازداشتها، شکنجه و تجاوز را در برابر کسانی که فقط به نتایج انتخابات اعتراض داشتند و حقوق قانونی خود را می طلبیدند، نمی فهمند. سرکوب ها نوعی همدردی و حتی در مواردی اعتراض، در میان این بخش از جامعه پدید آورده است و این ذخیره و کمک استراتژیک مهی برای جنبش سبز بشمار میرود. بیطرف کردن بخشی از طرفداران حاکمیت و بدست آوردن حس ظن آنها به جنبش سبز یکی از شرایط مهم تغییر توازن نیرو بسود ماست. شعارها و رفتاری در تظاهرات که کل نظام را هدف قرار می‌دهد، طرفداران مردد را به پذیرش توجیه سرکوب و حمایت از نیروهای سرکوبگر برمی‌انگیزد.

تمام دستگاه تبلیغاتی رژیم امروز تنها در پی توجیه و انسجام طرفداران حاکمیت است. آنها برای حفظ انسجام خود و توجیه سرکوب باید طرفداران را قانع کنند که جنبش سبز و رهبری آن در پی برانداختن نظام و زیر کشیدن رهبری است. تنها ازین راه میتوانند زندان و شکنجه و کشتار را در دیدگاه هوادارانشان مشروع جلوه دهند. شعارها و رفتارهای تند در تظاهرات، " بینه" ای برای راستنمایی چنین تبلیغاتی است. و در پایان دو کلام با کسانی در این جنبش که میدان تجربه و افق انتظارشان از انقلاب پنجاه و هفت فراتر نمی‌رود. نخست آنکه در آن انقلاب هم شعار "شاه باید برود" دوسال پس از خیزش توده‌ای هنگامی طرح شد که جنبش و اعتصاب سراسر ایران را فرا گرفته و در همه ارکان رژیم تزلزل افتاده بود. در نخستین گام ها همه اجرای قانون اساسی را می‌خواستند و به سرکوب معترض بودند.

دوم آنکه امروز جهان و جامعه ما هردو تغییر کرده‌اند. همه به چشم دیده‌اند که در گذار لهستان به دمکراسی، نمایندگان حزب کمونیست حاکم و جنبش معترض همبستگی هر دو در یک مجلس کنار هم نشستند و ده سال بعد از انقلاب ایران، جنبش‌های آزادیخواهانه گوناگونی در نبرد و تعامل با سران حکومت های اقتدارگرا به دمکراسی دست یافتند. اینک هم میدان تجربه و هم افق‌های انتظار گشوده تر شده است و ما را نیازی به تکرار انقلاب پنجاه و هفت نیست.
بیژن حکمت
ادامه مطلب ...

آقای احمدی نژاد غم انگیز ترین لحظه زندگی شما چه زمانی بود ؟

0 نظرات
آقای احمدی نژاد غم انگیز ترین لحظه زندگی شما چه زمانی بود؟

ادامه راه سبز«ارس»: عکس های منتشر شده توسط خبرگزاری مهر نشان می دهد، در هنگام ورود احمدی نژاد به فرودگاه، استقبال سردی از احمدی نژاد به عمل آمد . این تصاویر که توسط همه خبرگزاری های مطرح جهان به سرعت مخابره شد نشان داد غیر از یک مقام نظامی ترک از دیگر افرادی که به استقبال او رفتند برخی از ایرانی های مقیم ترکیه و کارکنان سفارت ایران در این کشور بودند.


اگر آنطوری که محمود احمدی نژاد پیش از این مدعی شده بود سخت ترین لحظه زندگیش توهین مقامات یک کشور خارجی در استقبال سرد از مسوولان جمهوری اسلامی ایران که نمایندگان ملت ایران هستند ، باشد باید گفت هفته گذشته محمود احمدی نژاد رییس دولت دهم روزگار سختی را گذراند.احمدی نژاد در حالی هفته گذشته برای حضور در اجلاس «کومسک»، مهمان کشور ترکیه بود که چه در زمان ورود به فرودگاه و چه در زمان دیدار با نخست وزیر این کشور با سردی میزبان روبرو شد .دیدار سردی که در عرف بین الملل از آن به عنوان توهین به مقام رسمی یک کشور یاد می شود.

به گزارش خبرنگار «کلمه»، عکس های منتشر شده توسط خبرگزاری مهر نشان می دهد، در هنگام ورود احمدی نژاد به فرودگاه، استقبال سردی از احمدی نژاد به عمل آمد . این تصاویر که توسط همه خبرگزاری های مطرح جهان به سرعت مخابره شد نشان داد غیر از یک مقام نظامی ترک از دیگر افرادی که به استقبال او رفتند برخی از ایرانی های مقیم ترکیه و کارکنان سفارت ایران در این کشور بودند.

همچنین این عکس ها نشان می دهد که رئیس دولت دهم برای دیدار با نخست وزیر ترکیه در محل تدارک دیده شده برای مدت زمان طولان معطل ماند.تصاویر نشان می دهد که احمدی نژاد بارها با نگاه کردن به ساعت ناراحتی خود را ابراز می کند. این تصاویر گویای استقبال سرد مقامات ترک از احمدی نژاد است.

پیش از این احمدی نژاد در رقابت های انتخاباتی برای جذب آرای مردم در ادعایی غیر واقع یکی از غم انگیزترین لحظات زندگی اش اینگونه توصیف کرده بود که : «روزی که رئیس‌جمهور سابق کشور با آن وضعیت به فرانسه رفت یکی از غم‌انگیزترین روزهای زندگی‌ام بود؛ چرا که شیراک بالای پله‌ها ایستاده بود و رئیس‌جمهور ایران پله‌های متعدد را پشت‌سر گذاشت تا به او برسد.»

ادعای احمدی نژاد البته به ساعت نرسید که سایت های خبری با انتشار تصاویر مربوط به آن زمان خلاف واقع گویی های رییس دولت را اثبات کردند.احمدی نژاد در زمان طرح چنین ادعایی فراموش کرده بود که تصاویر ثبت شده به راحتی می تواند کذب بودن ادعا های خلاف واقع او را افشا کند. به خصوص آنکه سفر خاتمی به فرانسه و استقبال با شکوه ژاک شیراک یکی از با شکوه ترین استقبال ها از مقامات بلند پایه ایران پس از پیروزی انقلاب بود.

به هر حال ادعای احمدی نژاد در حالی مطرح شد که اسناد و تصاویر موجود، بیانگر موضوع دیگری بود. بر اساس عکس‌های موجود از سفر سید محمدخاتمی به فرانسه، خاتمی بعد از ظهر روز سه‌شنبه، ۱۶ فروردین ماه سال ۸۴، برای دیدار با ژاک شیراک وارد کاخ الیزه شد و پس از ورود به این کاخ مورد استقبال رییس گارد و رییس تشریفات الیزه قرار گرفت و از گارد مستقر در آن سان دید. سپس شیراک که برای استقبال از خاتمی از پله‌های کاخ پایین آمده بود، به گرمی از خاتمی استقبال کرد.

در زمانی که این شایعات توسط احمدی نژاد به اوج خود رسید، صادق خرازی سفیر سابق ایران در فرانسه با بیان اینکه مسوولین فرانسوی در سفرهای آقای خاتمی به این کشور استقبال شایانی از رییس جمهور سابق کشورمان داشتند،گفت:« آقای خاتمی در سفرهایی که به کشور فرانسه داشت با استقبال شایان ذکر و به یادماندنی مقامات فرانسوی مواجه شد که در سیاست خارجی این کشور اروپایی غیر قابل مثال زدنی است.

وی با رد و نقد اظهارات آقای احمدی نژاد مبنی بر رفتار خارج از عرف و غیرمحترمانه مقامات فرانسوی در برخورد با رییس جمهور سابق کشورمان گفت:« آقای خاتمی در طول دوران ریاست جمهوری خود ۲مرتبه به کشور فرانسه سفر کرد؛ مرحله نخست در چهار ساله اول دوران ریاست جمهوری وی و مرحله بعد در پایان دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی بود.»

وی افزود:« در هر ۲مرتبه مقامات فرانسوی استقبال در خور توجهی از آقای خاتمی در مقام رییس جمهور ایران به عمل آوردند که در نوع خود بی نظیر بود.»

حال با انتشار تصاویر جدید سفر احمدی نژاد به ترکیه باید پرسید :آقای احمدی نژاد غم انگیز ترین لحظه زندگی شما چه زمانی بود ؟

ادامه مطلب ...

خلاصه اخبار گویا: شنبه ۲۳ آبان

0 نظرات
اخبار شنیداری روزانه


- آیا رسانه ملـی، میـلی شـده؟
- فرصت خوانـدن اخبـار را ندارید؟
- می‌خواهید از اخبار آگاه شوید؟
- پس با اخبـار گویـا با ما باشید!


«خلاصه اخبارگویا: شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۸»

دانلود:‌
اینجا~۲مگ

ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان