بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

جشن یازده سالگی جبهه مشارکت ایران اسلامی در منزل دبیرکل دربند حزب‬ برگزار شد

0 نظرات
جشن یازدهمین سال تشکیل حزب مشارکت در منزل دبیرکل دربند آن

. ادامه راه سبز«ارس»: مراسم یازدهمین سالگرد تاسیس حزب مشارکت ایران اسلامی در منزل دکتر محسن میردامادی، دبیرکل دربند حزب برگزار شد.

به گزارش نوروز، این مراسم هرسال با حضور همه اعضای حزب در سالن اجتماعات جبهه مشارکت برگزار میشد، اما امسال بدلیل پلمب دفتر مرکزی به دید و بازدید آن دسته از اعضای حزب که هنوز به بند کودتا گرفتار نشده اند، با اعضای خانواده های زندانیان حزب خلاصه شد.

در یازدهمین سالروز تاسیس حزب مشارکت ایران اسلامی، دبیرکل حزب، قائم مقام دبیرکل، معاون دبیرکل، اکثر اعضای شورای مرکزی، برخی روسای کمیته ها و تعداد زیادی از اعضای شاخه ها و کمیته های حزب در زندان اوین هستند.

از بعد از کودتای انتخاباتی 22خرداد تاکنون بیش از 50 عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی در سطح کشور با اتهامات بی اساس بازداشت، محاکمه و برخی محکوم شده اند.

ادامه مطلب ...

میرحسین موسوی و رهنورد با خانواده تاجزاده دیدار کردند +عکس

0 نظرات
در غروب روز عید قربان:
میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با خانواده تاجزاده دیدار کردند

. ادامه راه سبز«ارس»: غروب روز عید قربان خانواده آزاده دربند سید مصطفی تاج‌زاده میزبان میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب امام و همسرش دکتر زهرا رهنورد بودند.

به گزارش نوروز، در این ملاقات میرحسین موسوی سابقه آشنایی خود با مصطفی تاج زاده را مربوط به سال‌های اول انقلاب دانست و گفت: ایشان در آن زمان رابط سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با حزب جمهوری اسلامی بود.

وی با بیان‌این‌که تاج زاده انسانی وارسته، پاک و متعهد است که هرگز اهل معامله و زدوبند نبوده و نیست، از دربند بودن بهترین، بااخلاق‌ترین و منزه‌ترین یاران انقلاب ابراز تاسف کرد.

موسوی گفت: این عزیزان از این دوره عمر با برکت خود نیز نهایت بهره را خواهند برد، اما این‌گونه رفتارها لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به نظام جمهوری اسلامی است که برای استقرار آن زحمات فراوانی کشیده شده است. این رفتارها موجب نارضایی دوست‌داران امام و انقلاب است.

فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر سیدمصطفی تاج‌زاده نیز در این دیدار از مهندس موسوی به عنوان نخست وزیر امام و کاندیدای محبوب مردم ایران یاد کرد و از حضور وی و همسر اندیشمند و صاحب هنرش تشکر کرد.

وی با تبریک عید قربان، به موسوی و همسرش ابراز امیدواری کرد که در روز عید غدیر با آزادی تاج‌زاده، به‌همراه او توفیق میزبانی ایشان و همه علاقه‌مندان به راه امام و یاوران اصلاحات را داشته باشد.

محتشمی‌پور در بخش دیگری از سخنانش از برخوردها و بی‌اخلاقی‌های صورت گرفته از آغاز بازداشت‌های غیرقانونی تاکنون، خصوصا در ارتباط با زنان بازداشت شده اظهار تاسف عمیق کرد و گفت: دلسوزان نظام باید به ما بگویند که چه کسی پاسخگوی حقی است که از عزیزان ما و خانواده‌های زندانیان سیاسی ضایع شده است و رفتارهای غیرقانونی که با جوانان و زنان دربند صرفا به خاطر منتقد و معترض بودن آنان می‌شود با کدام منطق قابل توجیه است.

محتشمی‌پور با اشاره به رفتارهای معترضانه بزرگانی چون آیت‌الله جوادی آملی و اظهارنظرهای مدبرانه و دلسوزانه بسیاری از اهل حوزه و دانشگاه ابراز امیدواری کرد که این سخنان تاثیر لازم را در متنبه شدن خاطیان داشته باشد.

وی گفت: ما خانواده‌های زندانیان سیاسی اطلاع‌رسانی و افشاگری شیوه‌ها و رویه‌های زشت و غیراخلاقی اتخاذ شده علیه اصلاح‌طلبان منتقد را بر خود واجب می‌دانیم و به‌عنوان فرزندان انقلاب اجازه نمی‌دهیم این‌گونه اعمال به‌نام اسلام در کشور اسلامی‌مان انجام شود.

محتشمی‌پور آزادی شاپور کاظمی برادر دکتر رهنورد را تبریک گفت و همچنین از مهندس موسوی خواست که علی‌رغم موانع و سخت‌گیری‌های موجود امکان دیدار و گفت‌وگوی خود با گروه‌های مختلف جامعه را فراهم کند.

در این دیدار همچنین دکتر رهنورد با ابراز تاسف از رفتارهای غیراخلاقی با زندانیان به‌ویژه زنان بازداشت شده، روحیه بالای خانواده‌های آنان را ستود.

وی همچنین با آرزوی آزادی فوری همه زندانیان سیاسی برای صبوری و استواری هر چه بیشتر خانواده تاج‌زاده و دیگر خانواده‌ها دعا کرد.

ادامه مطلب ...

بهزاد نبوی: آقایان خود را مدافع نظام می دانند و ما را ضد نظام

0 نظرات
دید و باز دیدهای عید قربان در منزل بهزاد نبوی:
نبوی: آقایان خود را مدافع نظام می دانند و ما را ضد نظام


. ادامه راه سبز«ارس»: چریک پیر با اشاره به ۸۰۰ میلیون وثیقه برای مرخصی ده روزه‌اش گفت: «اگر هتل ۷ستاره هم می رفتم اینفدر پول خرح نمی‌شد، آقایان شب قبل آزادی از من خواستند تا امضاء دهم که فعالیت‌های سیاسی و مصاحبه‌های خود را تا دادگاه تجدیدنظر کنار بگذارم.

خیابان سرو شرقی روز عید قربان شاهد رفت وآمدهای یاران انقلاب برای دیدار با بهزاد نبوی یکی از قربانی‌های انتخابات ۲۲خرداد بود

به گزارش سلام، منزل کوچک بهزاد نبوی آنقدر شلوغ شده بود که جا برای نشستن نبود از زنگنه و حجتی تا عبدالله نوری و حبیب‌الله پیمان‏ همه بودند و یکی از حضار به طنز گفت که ای کاش آقای نبوی با پول‌های پتروپارس یک خانه بزرگتر می خریدند!!!

بهزاد و نوری

بهزاد نبوی با اینکه لاغر و نحیف شده بود اما لبخند همیشگی اش را همراه داشت و وقتی روبوسی و خوش‌آمدگویی‌های‌اش با میهمان‌ها تمام شد اولین جمله ای که به عنوان درد دل گفت و سوزی از درون داشت این بود که؛«من بگویم در زندان کجا بودم؟ در زندان رژیم ستمشاهی بودم؟چه بگویم؟آن آقایان شده‌اند مدافع نظام، انقلاب و امام و من و امثال من شده‌ایم ضد نظام؟» اینجا بود که حبیب الله پیمان گفت:«آقای نبوی مهم این است که ملت ایران شما را مجرم نمی‌داند.» و مهندس زنگنه هم به طنز گفت که‎؛ نگران جرم بند آوردن ترافیک شما بودم چون فکر کنم ۱۵سالی حبس داشت و بهزاد در پاسخ بیان کرد که گویی از این یک جرم تبرئه شده است.

نبوی

چریک پیر با اشاره به ۸۰۰ میلیون وثیقه برای مرخصی ده روزه‌اش گفت: «اگر هتل ۷ستاره هم می رفتم اینفدر پول خرح نمی‌شد، آقایان شب قبل آزادی از من خواستند تا امضاء دهم که فعالیت‌های سیاسی و مصاحبه‌های خود را تا دادگاه تجدیدنظر کنار بگذارم و با احزاب و گروه‌ها تماس نگیرم من هم نپذیرفتم وقتی معامله جوش نخورد ۱۰روز مرخصی دادند،»


وی درخصوص اسناد محرمانه‌ای که می‌گویند از منزل‌اش کشف شده گفت:«مثلا گزارشی را که یکی از مدیران تاسیسات دریایی در دوران مسولیتم درباره پیشرفت کار به من داده بود را اسناد محرمانه می دانند، خب من باید آن را چه کار می کردم؟باید گزارشی که آن شخص داده بود به شخص من، به چه سازمان یا نهادی تحویل می‌دادم؟، یا برگه خبری که خودم کنار آن نوشته بودم محرمانه را و به تعدادی از دوستان برای مطالعه داده بودم را می گویند اسناد محرمانه؛ گفتم این محرمانه نیست من خودم کنارش نوشته‌ام محرمانه!!! برای اینکه به هرکسی ندهند.»

بهزاد

در این دیدار که اعضای شورای سیاستگذاری سایت سلام نیز حضور داشتند بهزاد نبوی از صادر شدن احکام دستگیری آنها در ۱۹خرداد خبر داد و گفت:« ۱۹خرداد یعنی چند روز قبل از انتخابات ۲۲خرداد و به دستور یک نهاد امنیتی احکام دستگیری را صادر کرده بودند و مثلا حضور بیست دقیقه‌ای من در راهپیمایی ۲۵خرداد جرم من بود.»

نبوی در حالی در تمام طول این دید وبازدیدها لبخند بر لب داشت که طی روزهای آینده باید قلب خود را که برای جمهوری اسلامی و اصلاحات می تپد بار دیگر به دست جراحان بسپارد.


عبدالله نوری، حجتی، خسرو تهرانی، حبیب الله پیمان، مرضیه مرتاضی لنگرودی، مادر سهراب اعرابی، حجه الاسلام مقدم، مرتضی مبلغ و تعدادی دیگر از فعالین سیاسی و اصحاب رسانه حضور داشتند.





ادامه مطلب ...

مردمی که در آغاز زمستان سبزتر از همیشه هستند!

0 نظرات
آغاز یک پایان


. از واژه ها واصطلاحات خاصی که آیت اله خمینی در گفتار خود به کار می برد، من یکی را بیشتر از همه می پسندم: "بازی خوردن" که عبارتی است فارسی با بار معنائی ویژه خود. نه آنرا می توان "فریب خوردن" دانست و نه "گول خوردن". "بازی خوردن" همان بازی خوردن است، مثل همین بازی که ما "سبزها" در دهمین انتخابات ریاست جمهوری از دولت احمدی نژاد و حامیانش خوردیم. به شعبه های اخذ رای هجوم آوردیم همانطور که آنها پیش بینی کرده بودند، بیش از چهل میلیون برگه رای به صندوقها ریختیم همانگونه که آنها می خواستند، رایمان را نشمردند وحساب نکردند آنچنانکه قرار گذاشته بودند و ما هنوز حیران این بازی هستیم که برای پایانش حسابی دیگر باز کرده بودیم.

"بازی خوردن" به معنی "بازی را باختن" هم نیست، چرا که مردم اگر در انتخابات دهم بازی خوردند اما بازی را نباختند. از نگاهی دیگر می توان گفت که با وجود دهها شهید و صدها مجروح و هزاران زندانی که هنوز برخی از شاخص ترین آنها در زندان هستند، آنانی که به جنبش سبز مردم ایران برای رسیدن به آزادی و مردمسالاری پیوستند و به احمدی نژاد رای ندادند، برنده این بازی نابرابر بوده اند. حکومت می خواست 40 میلیون ایرانی را به پای صندوقهای رای بکشاند و از این راه حد نصاب تازه ای برای مشروعیت دولت احمدی نژاد خلق کند که ظاهرا موفق هم شد. اما هیچگاه تصور نمی کردند که آن چهل میلیون این بازی را تمام شده تلقی نکرده و بسیاری از آنان بی توجه به سوت پایان، همچنان به دنبال رای خود به خیابانها می ریزند و در مقابل گلوله و باتوم سینه سپر می کنند. این بازی هنوز هم ادامه دارد، باش تا صبح دولتش بدمد!

شک نکنید کسانی که حکم به ابطال رای مردم دادند، امروز از آن حکم پشیمانند، چرا که با این کار آغاز پایان دوران خود را رقم زدند. اینک شش ماه از 22 خرداد 88 می گذرد، همه اتفاقات نشان می دهد که طراحان برنامه "کودتا" با وجود همه خشونت و بیرحمی که از خود نشان داده اند و دنیا شاهد آن بوده است، هیچ بردی به دست نیاورده اند که هیچ، هر روز هم آفتاب دولتشان بیش از روز پیش افول می کند تا به غروب نزدیکتر شود. نگاهی به نیم سالی که پشت سر نهادیم، در آستانه سالگرد 16 آذر و فرا رسیدن ماه محرم که آبستن حوادث تازه ای هستند، و مروری بر "فیلمنامه" آن بازی شاید ما را به درکی بهتر از گذشته برای ساخت آینده ای بهتر رهنمون شود:

1- سوم فروردین آیت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در مشهد اعلام می کند که تعریف و تمجید او از دولت به معنی حمایت انتخاباتی از آن نیست. "من یک رای دارم و آنرا هم کسی نمی داند چیست!" با تکرار چنین مفهومی در موقعیت های مختلف از سوی رهبر، بسیاری فکر کردند که اشتباهات و افتضاحات احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهوری به جائی رسیده که حالا خود حکومت هم دوست دارد جای او را به یکی دیگر بدهد. با این حساب باید وارد میدان شد، پرچم مردمسالاری را برافراشت و مردم را به حرکت درآورد که دوم خردادی دیگر در راه است!

2- از میان 160 داوطلب، چهار چهره شناخته شده تائید صلاحیت شدند. محسن رضائی از راست میانه ومهدی کروبی و میرحسین موسوی از اصلاح طلبان برای رودرروئی با احمدی نژاد به میدان آمدند. بین آمدن و نیامدن محمد خاتمی و میرحسین موسوی تردید بود تا اینکه خاتمی چون دید موسوی میلی به آمدن ندارد، اعلام موجودیت کرد. اما با آمدن او شکل بازی به هم می خورد، چون حکومت تصمیم گرفته بود در پایان این بازی برای احمدی نژاد رائی بالاتر از دور گذشته خاتمی دست و پا کند و اگر خود خاتمی رودرروی احمدی نژاد قرار می گرفت، این کار ساده یا حتی امکان پذیر نبود چون همه می دانستند که رئیس جمهوری پیشین که روحانی فرهیخته ای بود، آزادی را "آزادی مخالف" معنی می کرد، خنده رو بود، شیک می پوشید و اعتبار بین المللی هم داشت، از چه محبوبیتی برخوردار است و آرای او را نمی شود براحتی پنهان کرد. بهمین جهت از بالا به او پیغام دادند که اگر کنار بکشد، موسوی می تواند بیاید و آرایش هم شمرده می شود، بخصوص که چندی پیش رهبر برای عرض تسلیت مرگ پدر برای دلجوئی به خانه موسوی هم رفته بود! چنین بود که موسوی هم راضی شد پا به میدان انتخابات بگذارد، بخصوص که از پشتیبانی خاتمی و هاشمی رفسنجانی هم برخوردار بود.

3- مرحله سوم بازی، اجازه حرکات دموکراتیک و تبلیغات تقریبا آزاد بود که اوج آن در مناظره تلویزیونی موسوی و احمدی نژاد نمود پیدا کرد. موسوی همان شب حرف دل مردم را رودرروی رئیس جمهوری تحمیلی برای میلیونها بیننده بیان کرد که " مردم ایران شایستگی بیشتر از موجودی کاذب مثل احمدی نژاد را دارند". پژوهشهای بعمل آمده، تماشاگران این مناظره زنده را تا چهل میلیون نفر هم برآورد می کنند، یعنی تقریبا همان تعدادی که رفتند و رای هم دادند و موسوی بی شک از این مناظره پیروز بیرون آمد.

4- اما پشت پرده جریان دیگری در کار بود وحکومت از این بازی منظور دیگری داشت و آن به صحنه آوردن میلیونها انسانی بود که بسیاری از آنها در سی سال گذشته حتی یکبار هم رای نداده بودند و به آنها "رای اولی" می گفتند. صبح روز جمعه 22 خرداد مردم ازاول وقت مقابل مراکز رای گیری صف بستند. در جائی که من رای دادم، منطقه ای مختلط از شهر نشینان سنتی در شهری 200 هزار نفری و روستائیان مهاجر به "زورآباد" های بالای شهربود. به غلط معروف شده بود که این مهاجرین طرفدار پروپاقرص احمدی نژاد مستضعف پرور هستند. رایم را که به صندوق انداختم ساعتی نیز به تماشا ایستادم تا ببینم مردم چگونه همه خودکار در جیب دارند که با خود کار دولتی ننویسند تا مگر رنگ رایشان که "میرحسین موسوی خامنه" یا "مهدی کروبی" بود بپرد و جایش را به "محمود احمدی نژاد" بدهد. به حوزه های دیگر نیز سرزدم و همین را دیدم و با شادی به دوستان پیوستم تا پیروزی اندکی بیشتر آزادی و مردمسالاری را جشن بگیریم. اما زمان که به نیمه شب رسید، خواب از چشممان و سرخوشی از سرمان پرید که دیدیم از همان آغاز از ده میلیون رای شمرده شده، هفت میلون به احمدی نژاد، سه میلیون به موسوی و چند صد تائی به کروبی و رضائی داده اند. این نسبت تا پایان شمارش آرا همچنان ادامه داشت تا جائی که کروبی در پایان بین چهار نفر پنجم شد، یعنی رای او از میزان آرای باطله هم کمتر بود! خودش می گفت حالا آرای چند میلیون اعضای حزب اعتماد ملی و دیگر طرفداران غیر حزبی "شیخ اصلاحات" را کنار بگذارید، پس رای همشهریان الیگودرزیش چه شده که جمعیت آن شهر کوچک هم از این سهم ناچیزی که به او داده اند، بیشتر است!؟

5- موسوی همان شب انتخابات اعلام پیروزی کرده بود چون خبرهای رسیده آنرا تائید می کرد، اما قرار بازی این نبود. نزدیک ظهر شنبه 23 خرداد برای احمدی نژاد 24 میلیون رای خواندند تا او را بالاتر از خاتمی در هشت سال پیش بنشانند. از ظهر تا غروب آنروز همه شهرها و روستا ها چنان در بهت و حیرت فرو رفته بودند که مردم حتی حال بوق زدن هم نداشتند. حتی امت همیشه در صحنه "حزب اله" هم باور نمی کردند که چنین اتفاقی افتاده باشد و تا ساعت 24 که فرمان شادمانی رسید، حیران در "زورآباد" های خود به دیوار تکیه داده بودند. نتیجه مسابقه که داور خودی بر خلاف جریان "بازی" اعلام کرده بود (سه بر هیچ) برای آنان هم باور کردنی نبود و یکی دو روز طول کشید که بتوانند آنرا بر خود بباورانند.

6- حکومتیان اندیشیده بودند که رای ناعادلانه داور را مردم می پذیرند و جوانان "سوسول" که چند روزی با دستبند و پرچمهای سبز در خیابانها بالاپائین می پریدند، دوباره می روند پی بازی و پارتی و درس و دانشگاهشان و دولت دوم احمدی نژاد زیر سایه ولایت مطلقه فقیه به کارهای گذشته خود ادامه می دهد. اما اینجا را دیگر کور خوانده بودند و همه می دانیم که چنین نشد و چه شد؟ حالا شش ماه از روز "بازی" می گذرد، اما نه تنها مردم ناراضی از نتیجه به خانه هایشان نرفته اند، بلکه همچنان در خیابان باتوم و گلوله می خورند و شبها نعره "الله اکبر"شان گوش فلک را کر می کند. در این مدت بسیاری از نیروهای حکومتی و روحانیون هم ریزش کرده اند. مراجع تقلید همچنان منتقد دولت و حکومت هستند. خاتمی با تکیه بر اعتبار جهانی و محبوبیت ملی خود بسیار شجاع تر از زمان ریاست جمهوری حرف می زند. هاشمی رفسنجانی همچنان با حکومت سرسنگین است و به نماز جعه نمی رود. موسوی و کروبی با مردم مانده و در برابر استبداد سینه سپر کرده اند، مردمی که حالا در آغاز زمستان سبزتر از همیشه هستند!

سی و یکسال پیش، از روزی که اولین "مرگ برشاه" را روی دیوارهای شهر نوشتند تا روزی که روزنامه ها تیتر زدند "شاه رفت" سالی بیش فاصله نبود. امروز از دوشنبه 25 خرداد 1388 که آن جوان پابرهنه برج آزادی تهران را بالا رفت تا بر کمرکش آن بنویسد "مرگ بر دیکتاتور" تا حالا هنوز شش ماه هم نگذشته، باید قدری صبور باشیم انگارسحر نزدیک است!

ادامه مطلب ...

بنام او که طبیعت این زیبا ترین جلوه خلقت را رنگ سبز بخشید

0 نظرات
بنام او که طبیعت این زیبا ترین جلوه خلقت را رنگ سبز بخشید

سلام

مخاطبم سید بزرگوار میرحسین عزیز و شیخ شیردل کروبی گرامی و خاتمی این سید اسوه و یا هر آنکه این پیام و پیشنهاد مهم را به ایشان برساند. امروز پیام شماره پانزده جناب میرحسین – افشاگریهای جسورانه آقای کروبی و بیانات متین و راه گشای خاتمی این معلم علم و اخلاق را می خواندم. یاد پیشنهاد قبلی خود که شاید دو بار ارسال کردم افتادم و بیش از پیش نگران شدم. نه ازخواندن آنها بلکه از نخواندن آن توسط آنانی که باید بخوانند و چون در دسترشان نیست نمی خوانند.

در تماسهای قبلی با بررسی و تجزیه و تحلیل هایی آنانی که حامیان ظالمان و کودتاچیان هستند را مشخص کردم. عزیزان شما از کجا اطمینان دارید که مثلا بیانیه پانزده و دیگر بیانیه ها و افشاگریها اسناد و مدارک ظلمها و تجاوزها را همه مردم خوانده اند ؟

برای من و امثال من دسترسی و امکان آگاه شدن از طریق اینترنت فراهم است لذا هرروز صدها مطلب و خبر به دانسته هایمان افزوده میشود. باید تلاش کرد تا آن عده که بدلایل مختلف نظیر پول و مقام و بدتر از همه سادگی و وابستگی به خرافات حتی بدنبال کشف حقایق هم نیستند و عمدتا در شهرها و روستاهای دور و نزدیک هستند از واقعیتها مطلع شده و دست از حمایت کورکورانه بردارند.

آیا قبول دارید که بیش از همه آنان که خود را بسیجی تصور میکنند و به جان این مردم افتاده اند نیازمند خواندن بیانیه شماره پانزده و ساير افشاگريها هستند؟ بیایید با انتشار اطلاعیه چه بصورت سی دی و چه مکتوب بزبان همه فهم و ساده و رساندن به آنان به مردم عادی و بسیجی و نظامی آنان نیز از حقایق آگاه شده تا قبل از طولانی و بحرانی شدن و خون ریزی غیر قابل کنترل که با این وضع اطلاع رسانی قطعا همین گونه خواهد شد جنبش سبز را در مسیر درست و ثمر بخش قرار دهید.

چندی پیش همین پیشنهاد را برای جناب سازگارا ارسال کردم که ایشان کمبود نفرات و نیرو برای این حجم اطلاع رسانی و تهیه سی دی را مشکل این حرکت ابراز کردند. در جواب ضمن پیشنهاد به هماهنگ شدن همه بزرگان جنبش عرض کردم که حتی تعداد مثلا صد عدد سی دی کفایت میکند نیازی به نفرات زیاد نیست . مطمئن باشید که خود مردم آنقدر تکثیر و توزیع میکنند که قطعا در مدت یکماه به میلیونها نسخه و بدست همه میرسانند.نگذاريد دير شود.

والسلام

ارس:
قابل توجه مخاطبین گرامی:
با توجه به تذکر شایسته در نامه بالا، مجددا به اطلاع میرسانیم که وبلاگ دیوارنویسی در زمینه چاپ و تکثیر اعلامیه و سی دی فعالیتهای مناسبی انجام میدهد که علاقمندان حامی جنبش سبز در این زمینه ها و با بهره گیری از فعالیت این عزیزان ، میتوانند در امر اطلاع رسانی جنبش سبز کمک شایانی به عمل آورند. نمونه کارها:

بیانیه ۱۵ موسوی به مناسب سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان

دانلود:‌ pdf، کل بیانیه توی یه برگ پشت و رو.


دانلود: pdf، کل بیانیه توی یه روی برگ، اون روش خالی می‌مونه...


16 آذر: اعلامیه دعوت به راهپیمایی


دانلود: pdf. برای دانشگاه.


دانلود: pdf. برای محله مذهبی.


دانلود:‌ pdf. برای محله غیرمذهبی!


دانلود: pdf. برای محله غیرمذهبی!


دانلود: pdf. برای محله‌ی مذهبی.


دانلود: pdf. برای دانشگاه.


دانلود: pdf.

ادامه مطلب ...

آخدا نوکرتم، یعنی جدا" حق ما احمدی نژاده؟!

0 نظرات
آخدا نوکرتم، یعنی جدا" حق ما احمدی نژاده؟!


خدایا سلام، نوکرتم!

خدایا می شه لطف کنی از طریق یکی از ملائکت یا از طریق یکی از مقربین درگاهت به ما بگی چرا وضع ما اینطور شد؟ (ملائک مرتبط با عذاب و وحشت رو نگفتم. خودمون اینجا حسین شریعتمداری داریم!)

خدایا ما که گلدونا رو آب دادیم، سلام همسایه رو جواب دادیم، آخه چرا احمدی نژاد؟!

خداوندا، بارالها، من شخصا چند بار چهار سال اخیر زندگیم رو مرور کردم. البته معصیت زیاد داشتم اما نه به اندازه ای که عقوبتش دولت بعد از نهم باشه!

الهی من که اکثر روزها توی صندوق صدقات پول میندازم، راستش اینکه اغلب هم عمل نمیکنه، اما روزی که صادق محصولی برای وزارت رفاه انتخاب شد جدا حیرت کردم. خدا جان از شوخی و جوک گذشته اکه واقعا سیستم صدقه عمل نمیکنه، یا بده دیجیتالش کنن یا بگو همه این صندوق های عهد دقیانوس رو جمع کنن، پول ملت هدر نره.

خدای مهربان، این همه لطف، این همه کرم،این همه محبت،... ،به ما که رسید شایعه شد؟! یعنی جدا حق ما احمدی نژاده؟! باور کن امروز فرداست که مثل شخصیت سعید در فیلم «از کرخه تا راین» برم کنار یه رودی، کانالی، چوبی! داد بزنم خدایا چرا با ما؟ چرا اینجا، چرا حالا؟

خدایا میدونی یه گردان بره راهپیمایی ۱۳ آبان، نفر برگرده یعنی چی؟ میدونی نفر بره کهریزک، میّت برگرده یعنی چی؟!

خدایا اگه چهار روز دیگه این طرح جر خوردگی اقتصادی (حذف یارانه ها) انجام شد، خودت جواب بنده هاتو میدی؟! خدا جان یه بار خیلی جدی با این رئیس دولت بعد از نهم برخورد کن. چه میدونم بگو بره با ولیش بیاد. ببین اصل داستان چیه آخر؟

خدایا دوستانه دارم بهت میگم تکلیف این رحیم مشایی رو هم تا دیر نشده مشخص کن. پس فردا اکه ادعا کرد خود توئِه، گله نکنی که ای بنده من چرا به من اطلاع ندادی. راستش اینجور که بوش میاد چند وقت دیگه از این ادعاها میکنه بعد جو میگیرتش، حکم میده نه کره زمین که مدیریت کل منظومه شمسی رو میسپره به احمدی نژاد! بعد تصور کن زندانی های سیاسی باید بیان جلوی دوربین، مسئولیت تحرکات کیهانی اطراف زحل رو به عهده بگیرن. یا سفیه میسازن برن توی پلوتون لباس شخصی پیاده کنن! یا پس فردا بچه های روزنامه نگار می گن ما توی بند ۲۰۹ اوین با موجوداتی که هشت تا چشم داشتن پنج تا کله، هم بند بودیم!

خدایا، خدای من، نمیگم دست ما رو بگیر که همیشه گرفتی، دست ما رو ول نکن. ما بشریم. ضعیفیم. تحمل نداریم، ما را به عقوبت احمدی نژاد میازما.

خدایا، بارالها، ای جبار منتقم، مگذار آه مظلومانه این ملت در اعلاء درجات عرش همین جوری گیج بزنه! خودت داد ما بستان.

خدایا حال من خوب نیست. حال این ملت خوب نیست. خودت برای ما دعا کن! یا رب العالمین.

ابراهیم رها
ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان