بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

تاريخ هم صبور است و هم افشاگر

0 نظرات
تاريخ هم صبور است و هم افشاگر


. ظهر روز شانزدهم آذر 88 در تهران باران نم نم مي باريد و زمين و آسمان با لطف بي اندازه يي به هم در آميخته بودند. كاش مي شد فهيمد كه وقتي آسمان بر زمين مي بارد چه مي خواهد بگويد؟

در آن روز لطيف قرار بود مطابق وعده ي علي فضلي فرمانده ي سپاه سيد الشهداي استان تهران به دانشجويان گُل بدهند. او گفته بود: تدابير ما تدابير فرهنگي است و قصد داريم در 16 آذر گُل هديه كنيم!

اما از اين سر تا به آن سر ِ خيابان انقلاب و خيابان هاي فرعي‘ سرهنگ و سرباز و نيروهاي امنيتي چيده بودند و با "تدابير سرهنگي" همه ي مسيرها به ميدان انقلاب و دانشگاه هاي اصلي تهران را بسته بودند.

آسمان در حال تيره شدن بود و خبرها حكايت از قصد فرماندهان كل قوا و مقامات لشكري و كشوري براي سركوب جنبش دانشجويي داشت. سركوبگران‘ وجداني حاكم بر درونشان نيست. قدرت‘ جاه طلبي‘ ثروت‘ مقام و شهرت محرّك آنها است و وامي داردشان كه به خشونت روي آورند چون از "تغيير" هراسانند.

طبق گزارش ها از هشت صبح نيروهاي انتظامي و نظامي و شبه نظامي ( برخي بچه هاي بسيج بعد از جنگ!) از ماشين ها پياده شده و اطراف خيابان هاي اصلي و فرعي و درون دانشگاه ها‘ جا به جا‘ مستقر شده بودند. مهاجمان موتورسوار نيز در حال گشت زني و يورش مداوم بودند.

مي شد به چشم هاي هيولاي از حدقه در آمده ي آنها نگاه كرد؛ خشمناك و عصباني. قواي خشم و وهم شان دست به يكي كرده بودند و سراپايشان را به هم ريخته بودند. هم چنين مي شد به چشم هاي دانشجويان جوان نيز نگريست ؛ چشم هايشان از اميد مي درخشيد. آنان يك صدا مي گفتند: دانشجو بيدار است از ديكتاتوري بيزار است.

افسر پليس در بلندگويش فوت كرد و گفت: متفرق شويد و گرنه دستور حمله مي دهم. درگيري درگرفت. نظاميان و شبه نظاميان مسلح به طرف شهروندان و دانشجويان يورش آوردند‘ انواع گاز اشك آور پرتاب كردند‘ تفنگ هايشان را رو به آسمان نشانه گرفتند و تير هوايي شليك نمودند. گويي خدا را در آسمان ابري هدف گرفته بودند.

با باتوم مي زدند به بدن و بر سر ِ دختران و پسران دانشجو و حتا پيرمردهايي كه در حمايت از جنبش سبز ملي شعار مي دادند و فرياد مي زدند: زنداني سياسي آزاد بايد گردد.

صداي تيراندازي هوايي كم و بيش شنيده مي شد. افراد جمعيتِ معترض‘ مي دويدند و نيروهاي سركوب‘ سر به دنبالشان گذاشته بودند. ماشين هاي شخصي ‘ تاكسي ها و منازل‘ عده يي از مردم و دانشجويان را پناه مي دادند‘ عده يي هم بازداشت مي شدند‘ بشدت كتك مي خوردند و به اسارت مي رفتند.

خون در رگ هايم درد گرفته بود و قلبم چنان تند مي زد كه صدايش در گوش هايم هوار مي كشيد. هر چه قلبم سرعت مي گرفت نفسم تنگ تر مي شد. از خودم مي پرسيدم: آيا مي شود رفتار و سرشت مهاجمان و نظاميان را تغيير داد؟ مي شود شان و شخصيت و جايگاه آنها را بالا برد؟ به گونه يي كه روبروي ملت خود قرار نگيرند؟ و به خود جواب مي دادم: كم كم و با مبارزه ي فرهنگي و فرسايشي‘ با افشاگري مستمر و با صبوري و شكيبايي‘ مي شود. ما مي توانيم.

برغم تشديد سركوب‘ مراسم اعتراض دانشجويان نه تنها در هشت دانشگاه اصلي تهران كه در هشتصد دانشگاه سراسر ميهن‘ با شكوه برگزار و پرچم و نمادهاي سبز بر سر در ِ برخي دانشگاه ها برافراشته شد. نيز اين سخن تازه ي "ميرحسين" سينه به سينه گشت كه " ملت بزرگ ايران نتيجه ي انتخابات درجه ي دو انتصابي را نمي پذيرد".

امثال او و آيت الله هاشمي رفسنجاني كه چشم بيدار مردم زمانه ي ما هستند شايد بهتر از همه مي دانند كه خطاب به رهبران و زمامداران مي گويند: ملت نخواهد بايد برويم.

سي سال پيش ‘از خاك و خفقان كنده شديم اما دوباره بر خاك و خاكستر نشستيم. سرزمين كهن ايران‘ حكومت هاي زيادي را از سرگذرانده و در لابلا و بايگاني تاريخ‘ قرار داده است. هر حكومتي را نوبتي است تا آن گاه كه گم و گور شود در تاريخ.
ادامه مطلب ...

فردا دوشنبه؛ مراسم روز دانشجو در دانشکده فنی دانشگاه تهران

0 نظرات
فردا دوشنبه؛ مراسم روز دانشجو در دانشکده فنی دانشگاه تهران

. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران روز دوشنبه این هفته ۲۳ آذر ماه، پس از کسب مجوزهای قانونی لازم، گردهمایی بزرگ اساتید و دانشجویان دانشگاه تهران را به مناسبت روز دانشجو با عنوان ” به لحظه لحظه این روزهای سرخ قسم که بوی سبزترین فصل سال می آید” در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار خواهد کرد.

این همایش در اعتراض به حمله و هتک حرمت دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۶ و ۱۷ آذر ۱۳۸۸، ورود نیروهای غیر دانشجو به دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان، پافشاری چندباره بر استعفای فرهاد رهبر به عنوان خواست دانشجویان، اعتراض به فضای بسته و اختناق موجود در فضای کشور پس از انتخابات، مستمسک قرار دادن عکس امام برای عبور از منش و اخلاق سیاسی امام راحل و محکوم کردن برخوردهای امنیتی، قضایی و انضباطی با فرهیختگان و فرزندان ملت برگزار خواهد شد.

حضور بسیاری از اساتید مستقل دانشگاه چون دکتر محمد رضا بهشتی، دکتر علی شکوری راد، دکتر الهه کولایی، دکتر حمیدرضا جلایی پور، دکتر محسن رهامی، دکتر نجفقلی حبیبی، دکتر محمدرضا ظفرقندی، دکتر غلامرضا ظریفیان و … در این برنامه قطعی است.

ادامه مطلب ...

مردم ایران برای حمایت از جنبش سبز خود آماده و هشیارند

0 نظرات
در حالی که شکاف‌ در قدرت، حامیان کودتا را به طرح‌ریزی‌های جدید واداشته است:
مردم ایران برای حمایت از جنبش سبز خود آماده و هشیارند

. به نظر می‌رسد در روزهای اخیر فتنه، نفاق و دسیسه‌چینی در جمهوری اسلامی ایران در حال اوج‌گیری و رسیدن به مراحلی حاد است که در واقع نمایانگر یک نکته کلیدی در روابط سیاسی درون نظام است، شکاف در ارکان حکومت بیش از پیش افزایش یافته و پایه‌های سنتی گرو‌ه‌های حامی کودتا در حال لرزیدن است. دو توطئه محکوم به شکست اخیر نیز جدای از این فضای ملتهب نیست، دروغ‌پردازی‌های رسانه‌‌های حامی کودتا در مورد نحوه خروج یکی از فعالان دانشجویی از دانشگاه و غوغای رسانه‌ای به بهانه حمایت از بنیان‌گذار انقلاب گام‌های اولیه برای پروژه سرکوبی است که می‌خواهد پس از 16 آذر وارد دوره جدیدی شود. اما در این میان مهمترین نکته آمادگی و هوشیاری بالای مردم ایران است که برای حمایت از جنبش سبز خود و پاسخگویی درخور به هر گونه حرکت ناکام از سوی کودتاچیان آماده هستند.

شکاف در ارکان جمهوری اسلامی ایران در هفته‌های اخیر به نحوی افزایش یافته است که حتی صدای اعتراض روحانیون نوعا محافظه‌کار نیز بلند شده و از روند اداره کشور گله کرده‌اند. اگر چه شاید این موضع‌گیری از ماه‌ها قبل نیز وجود داشته است، اما تاکنون هیچ‌گاه مقامات ارشد کشور، به خصوص رهبری اینچنین به چالش کشیده نشده بوده‌اند.

حمایت بی چون و چرای رهبری از کودتا و دولت کودتایی محمود احمدی‌نژاد، نظام جمهوری اسلامی ایران را در موقعیت به شدت دشواری قرار داده و این حمایت سراسر اشتباه، نفوذ وی را در میان روحانیون برجسته و مستقل دچار ضعف شدیدی کرده است. اگر سخنرانی پر درد آیت‌الله امامی کاشانی که در روز رای‌گیری با صدای لرزان از دروغ، نفاق و تهمت‌های جاری شده در دوره تبلیغات به شدت انتقاد می‌کرد و غیبت وی از امامت جمعه تهران پس از آن به اندازه کافی پیام آشکاری نبود، دست رد وی به سینه کسانی که می‌خواستند صحن مدرسه عالی شهید مطهری را به محل نمایشی برای توطئه خود تبدیل کنند دیگر جای تردیدی باقی نمی‌گذارد.

اگر سخنان آیت‌الله جوادی آملی پس از ماجرای رسوای هاله نور و اظهارات وی پس از آن گوش شنوایی نیافت، استعفای این روحانی‌ برجسته از جایگاهی که توسط رهبری در آن منصوب شده بود و عذرخواهی از مردم فریاد اعتراضی رسا در میان هیاهوی حامیان کودتا بود.

انتقادات مکرر آیت‌الله استادی، سخنرانی اخیر آیت‌الله مکارم شیرازی که چرا به حرف معترضین گوش نمی‌دهید و اظهارات آیت‌الله موسوی اردبیلی که صریحا گفته است «ما گفتیم و گوش کسی بدهکار نبود» و ده‌ها مورد دیگر مانند این در کنار اعتراضات پی‌درپی روحانیون برجسته حامی جنبش سبز، چون آیت‌الله منتظری، آیت‌الله صانعی، آیت‌الله بیات و آیت‌الله دستغیب این سوال را در ذهن هر نظاره‌گری ایجاد کرده است که رهبری تا چه وقت قصد دارد از این جریان انحرافی حمایت کند و آیا پیش از اینکه فاجعه‌ای جبران ناپذیر در کشور روی دهد این تغییر در رفتار وی حاصل خواهد شد؟

اما این اتحاد در جبهه مردمی، حامیان کودتا را به شدت به وحشت انداخته است، به‌نحوی که گرو‌ه‌هایی از آن‌ها قصد دارند با کنار زدن اندک عقلانیتی که ممکن بود گاه بروز کند، مرحله‌ای جدید از سرکوب و اختناق شدید را در کشور آغاز کنند. این مرحله جدید با توطئه‌ای از پیش برنامه‌ریزی شده و با هجوم تبلیغاتی وسیع رسانه‌های حامی کودتا کلید خورد. عکسی از بنیان‌گذار انقلاب در صدا و سیمای غیرملی پخش شد که توسط عده‌ای مجهول‌الهویه پاره می‌شود. سپس این حرکت به حامیان جنبش سبز نسبت داده شد و در حالی که هر فرد عاقل و منصفی این ماجرا را نخواهد پذیرفت، گروه‌های مختلفی در نقاط گوناگون کشور سازمان‌دهی شدند تا نمایش‌نامه به صورت کامل اجرا شود و نقابی مردمی بر صورت این توطئه‌ی کودتاچیان زده شود.

با این وجود این توطئه نیز محکوم به شکست است. درواقع دستگیری حامیان اصلی جنبش سبز، موسوی، خاتمی، کروبی، ... آغاز گر دوره‌ای از واکنش آشکار مردمی خواهد بود که سرانجام فاجعه‌آمیز آن روشن نیست. کشوری که حکومت آن پایه‌های مشروعیت خود را از دست داده، گروه‌های مختلف صنفی و قومی تحت فشار شدید قرار دارند و دشمنان خارجی آن در کمین فرصت هستند، شاید در یکی از حساس‌ترین دوران تاریخ خود قرار دارد و این انبار باروت آماده‌ی یک جرقه برای انفجار باشد.

با انتشار خبر احتمال دستگیری رهبران مردمی جنبش سبز، اخبار دریافتی حاکی از آن است که گرو‌ه‌های مختلف مردم برای این واکنش آشکار آماده‌ می‌شوند. اعتصابات صنفی که مدت‌ها است برای آن برنامه‌ریزی می‌شود و تحصن و تظاهرات وسیع در سراسر کشور تنها بخش‌هایی از این تمهیدات است.

به دلیل اینکه احتمال قطع شبکه اینترنت و موبایل در صورت وقوع چنین حادثه‌ای می‌رود گرو‌ه‌های مختلف مردم در حال شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی محلی منسجم و تنظیم قرار‌های خود برای شرایط اضطراری هستند و از طرف دیگر پایگاه‌های اینترنتی نیز خود را برای دفع حملات سایبری حامیان کودتا آماده می‌کنند.

جنبش سبز مردم ایران برای مرحله‌ای دیگر در رسیدن به اهداف والای خود آماده می‌شود و توطئه‌های کودتاچیان نه تنها باعث خاموشی ملت نیست که آتش آن را افروخته‌تر می‌کند و فرصتی تازه برای رسیدن به مراحل نهایی جنبش فراهم می‌آورد

ادامه مطلب ...

حاشیه ای بر عکس امام

0 نظرات
حاشیه ای بر عکس امام


. اخبار ۲۰:۳۰ برای چند ثانیه دوربین را به طرز معنا داری روی عکس پاره امام خمینی نگه داشت و از فردایش آشوب جدیدی در کشور به راه افتاد که به امام خمینی اهانت شده است. از یک سو تلویزیون این تصاویر را مربوط به معترضان دانست و از سوی دیگر کروبی به ضرغامی معترض شد که اصلا تو چرا این تصاویر را نشان دادی؟ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام هم ساکت ننشست و به این کار ضرغامی اعتراض نمود.

مسأله به همین جا ختم نشد. ائمه جمعه، جامعه مدرسین، در مقابل آنچه که توهین به امام خمینی اعلام شده بود موضع گرفتند.

کفن پوشان قم، دیروز پس از نماز جمعه راهپیمایی کردند و دست آخر، امروز صبح از ساعت ۱۰ تا ۱۲ دروس حوزه قم تعطیل شد و برخی از طلاب و روحانیون گردهم آمدند. این تجمع­ در حوزه­های علمیه دیگر شهرها نیز برگزار شد.

البته جای این سؤال هست که چرا این تجمعات و اعتراض­ها پیش از این برگزار نشد؟ چرا وقتی مردم بی گناه در تهران کشته شدند همه ساکت بودند؟ اصلا فرض را براین بگذاریم که کشته شدن عزیزانی چون ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی، محسن روح الامینی و… کار حامیان موسوی بوده است. چرا امثال آقای صدیقی که برای پاره شدن عکس امام در تریبون نماز جمعه خون گریه می­کنند، برای کشته شدن مردم بی­گناه گریه نکردند؟!

هفت سال پیش بود که روزنامه حیات نو که هادی خامنه ای (از یاران امام) صاحب امتیازش بود، به اتهام چاپ کاریکاتوری که گفته می شد مرتبط با امام است، در اقدامی مشابه، مورد اعتراض­ قرار گرفت. کاریکاتوری که مشخص شد مربوط به ۲۰۰ سال پیش بوده و هیچ ارتباطی به امام خمینی نداشت. دست آخر با توقیف حیات نو، غائله ختم شد. و البته هیچ دادگاه صالحه و غیر صالحه ای به این موضوع رسیدگی نکرد که بالاخره آیا آن کاریکاتور مربوط به امام بوده است یا خیر؟

اما وضعیت امروز با هفت سال پیش تفاوت های عمیقی دارد و فضای سیاسی کشور، ملتهب­تر از آن است که با این گونه کارها، آب روی آتش آن ریخت.

پخش تصاویر ابهام برانگیز از شبکه سراسری تلویزیون، چه نتیجه ای خواهد داشت جز آن که کسانی که در سیاست نیستند را نسبت به بنیان های فکری خود، سردرگم کند و کسانی را هم که دستی بر آتش سیاست دارند را بیش از پیش، در مقابل هم قرار دهد.

اگر چه اخبار ۲۰:۳۰ (که با خبرسازی های ناشیانه و غیرحرفه ای خود، اعتبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده است) قرار بود مستندات خود را درباره عدم صحنه سازی برای این خبر ارائه دهد و تا کنون هم اقدام به چنین کاری نکرده است اما به فرض این که داستان اثبات شود. آیا این مسأله نشان از آن دارد که میرحسین و تمام حامیان جنبش سبز هم اینگونه هستند؟ چگونه می توان اقدام یک فرد مجهول الهویه را بدون حجت قانونی به یک جریان نسبت داد؟!

این که سخنرانان امروز در حوزه­های علمیه، به صراحت یا به طور ضمنی میرحسین موسوی و حامیانش را در مقابل امام خمینی قرار دادند اشتباه بزرگی بود. اشتباهی که اگر دقیق تر دیده می شد و نیم نگاهی به مواضع رسمی رهبران جنبش مردمی سبز می شد، به هیچ وجه صورت نمی گرفت. موضع یک فرد را خودش مشخص می­کند و نمی توان به صرف اقدام خلاف یک حامی، تمام یک جریان را مورد مؤاخذه قرار داد، مگر آنکه در دادگاه صالح و بی طرف ثابت شود که ارتباط مستقیم بین اقدام او و شخص دیگر وجود داشته است.

بماند که گفته می شود تمام این داستان، (با توجه به سخنان امروز سید احمد خاتمی در مدرسه فیضیه و تعیین تکلیف برای سید حسن خمینی)، چیزی جز آغاز جریانی برای به چالش کشیدن بیت امام نیست. آن هم به جرم حمایت این بیت از جنبش سبز.

به هر حال آنچه که من تا به امروز دیده ام این است که میرحسین موسوی و کروبی نام امام را دوباره زنده کرده اند. بد نیست اگر حوصله خواندن حرف های رهبران جنبش سبز را نداریم لااقل خودمان در بین مردم عادی حاضر شویم!

من و دوستانم شاهد بودیم که در اجتماعات قانونی مانند روز هفتم تیر و یا نماز جمعه تاریخی هاشمی رفسنجانی، چگونه معترضان حمایت خود را از امام خمینی وآرمان های وی ابراز می داشتند. البته بماند که دوستان بسیجی از همین حامیان امام، با باتوم و گاز اشک آور پذیرایی کردند. و البته آن روز هیچکس اعتراضی نکرد که چرا حرمت نماز جمعه، یعنی یادگار رسول اکرم(ص) را در یک کشور اسلامی با این جنایت ها شکستند؟

بدون شک امروز اگر به واقع در فکر اعتراض به توهین کنندگان به امام از هر طیف و گرایشی هستیم یک راه بیشتر نداریم، آن هم رجوع دوباره به قانون اساسی است.

و در آخر باید بگویم: امامی که من می شناسم، بیش از آنکه نگران آبروی خودش باشد نگران جان و مال و آبروی مردمی است که پناهی جز خدای خود ندارند. امامی که من می شناسم، امامی است که بیش از آن که دغدغه پاره شدن عکس خودش را داشته باشد، دغدغه زیرپا گذاشتن قانونی را دارد که خون هزاران تن از بهترین جوانان این کشور برای به ثمر رسیدنش ریخته شده است. قانونی که با دین در تضاد نیست و دینی که با قانون تضادی ندارد.

وبلاگ تورجان

ادامه مطلب ...

اعتراف می کنم : من عکس امام را پاره کردم !

0 نظرات
اعتراف می کنم من عکس امام را پاره کردم !


. من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد .

اعتراف می کنم که : خطا کردم . احساساتی شدم . وقتی دیدم هرکدام شما یک چیزی از امام را پاره می کنید ، من هم بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم . دیدم شما طومار سپاه و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید ، من به عکس او بسنده کردم .

دیدم شما نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت یک یک آنان در آن بود و هست ، پاره کرده و پاره می کنید ، زورم به عکس امام رسید .

دیدم شما وصیت نامه امام را که در آن به خیر وخوبی و عزت و سربلندی برای ایران و ایرانی تاکید شده ، پاره می کنید ، سهم من همان عکس امام شد.

من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را دیدم که به قیل و قال شما تبسم می کرد . و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما فریاد می زد و می فرمود : ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می درید ، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند ، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی ، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید ؟

اصلا من خودم ، روح الله الموسوی الخمینی ، به محمد نوری زاد گفتم : برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی جماعتی بنگرند که استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند .

در کشوری که فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود، پاره شدن عکس امام ، احترام به اوست .

من از این مضحکه ای که دوستان بپاکرده اند ، دو گرایش برآورده ام . که دومی برای اولی بستر سازی می کند . یک : احساس خطر دوستان . و دو : نیاز دوستان به عوام . که یعنی اگر در این سالهای پس از انقلاب ، صداو سیما و منبریان و مداحان ما بر رشد مردمان اصرار می ورزیدند ، امروز نمی توانستند به ضرب یک چنین ترفند کودکانه ای ، عوام را بخاطر پاره شدن یک عکس به خیابان آورند و در نقطه مقابل ، بخاطر کشته شدن جوانانمان در خانه نگهشان دارند . احساس خطر دوستان که به داستان مفصلی خیمه بسته است . حتی تصور برکناری مصدر نشینان نیز رعشه بجانشان می اندازد ، چه برسد به واقعیتی که چهار نعل پیش می تازد .

محمد نوری زاد
ادامه مطلب ...

سپاه كه گاز ميگرفتی همه عمر ؛ ديدی كه چگونه گاز سپاه را گرفت ؟!

0 نظرات
سپاه كه گاز ميگرفتی همه عمر
ديدی كه چگونه گاز سپاه را گرفت ؟!


اخبار رسانه ها طي روزها و ساعتهاي آينده :

امروز : دکتر سلیمانی پور ، مدیر عامل شرکت توسعه اعتماد مبین سپاه به همراه همسر مکرمه بر اثر گاز گرفتگي ناگهان گازيده شد . به نقل از شاهدان عيني كه چندتايشان تا همين الآن اينجا بودند وي ديشب درحاليكه با زنش توي رختخواب بود اين خواست اون را گاز بگيرد اون خواست اينرا گاز بگيرد ناگهان گاز هر دويشان را گرفت . تحقيقات همچنان روي گاز ادامه دارد .

فردا : پزشكي قانوني با تحقيق روي همان شاهدان عيني كه ديروز اينجا بودند اعلام كرد كه دكتر سليماني پور تا زمان انتقال به بيمارستان هنوز زنده بود ولي چون نمي بايست مي بود يا اگر قرار بود زنده بماند گاز كه ديوانه نبود او را بگيرد عليرغم تلاش پزشكان كه پشت درهاي بسته انجام شد از دار فاني رفت بالا .

پس فردا : خشتك همان شاهدان عيني نشان ميدهد كه ظاهراً به احتمال خيلي كمي دكتر سليماني پور به قتل رسيده است . پليس با ترسيم كروكي در رختخواب به اجاق گاز رسيد و دو اثر انگشت روي بخاري پيدا شد كه يكي متعلق به خود سليماني پور يكي هم همسر مكرمه اش ميباشد . ظاهراً اينها دو دستي شير گاز را ميچرخانده اند كه تحقيقات هنوز ادامه دارد .

پسون فردا : پزشكي قانوني تائيد كه دكتر سليماني پور لحظاتي قبل از گاز گرفتگي توي رختخواب از رستوران سالاد آورده بودند همانجا توي رختخواب با همسر مكرمه سالاد تناول ميكرده كه ناگهان گاز گرفته شد . شاهدان عيني ضمن تائيد صد درصد قتل دكتر سيلماني پور خواستار رسيدگي به پرونده در دادگاه ويژه روحانيت شد .

پس پسون فردا : خواهران بسيج با تجمع مقابل دوربين و پرتاب تخم مرغ به مقر سازمان ملل خواهان استرداد قاتل دكتر سليماني پور از 1+5 شدند . اين خواهران در پلاكاردهاي خود نوشتند : jast retaurneud fayv + van . دكتر احمدي نژاد نيز در پيامي ابراز "تالم" كرد .

پسون پسون فرداش : بنا به اعلام ثبت احوال كه پارسال كلانتري بود ما جمعاً سه تا دكتر سليماني پور در جهان داريم : يكي فرزند ابوالقاسم فردوسي كه در جنگ جهاني دوم توسط ناپلئون كشته شد ، يكي دكتر نيست بلكه خيلي هم مهندس است نن جونش سواد ندارد دكتر صدايش ميكند ، يكي هم اينا اين عكسش ، نخاعي است دكتر قطع اميد كرده هم اكنون نيازمند ياري سبز شماست !
ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان