بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

ثبت در تاریخ؛ نقض حقوق بشر و حرمت شكني محرم توسط حكومت طی هفته گذشته

0 نظرات
هفت روز برای ثبت در تاریخ؛
موارد نقض حقوق بشر و حرمت شكني محرم توسط حكومت طی هفته گذشته


. ادامه راه سبز«ارس»: شاید پیش از آغاز شنبه هفته گذشته، یعنی تاسوعای پنجم دی ۱۳۸۸، کسی گمان نمی کرد که هفته ای که پیشِ روست، از تلخ ترین و پرحادثه ترین هفته های سال باشد. هفته ای که بواسطه مواردی چون «سرکوب خونین مردم سوگوار»، «دستگیری گسترده دانشجویان و معترضین»، «اهانت به جنبش مردم و تغییر جایگاه متهم و شاکی در تریبون و رسانه ها»، «ربایش و بازداشت فعالان سیاسی و روزنامه نگاران» و همچنین «هتاکی به مرجعیت»، به جرات می توان آنرا «هفته سیاه سرکوب و نقض حقوق بشر و حرمت شكتي آشكار ماه محرم الحرام توسط عوامل حكومت به اصطلاح اسلامي در ایران» نامید. نظیر این دوره در سال جاری، هفته اول آغاز اعتراضات به کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد بود.

جرس» از اولین ساعات بامداد روز تاسوعا نیروهای یگان ویژه پاسداران در میادین انقلاب، امام حسین، فردوسی و آزادی و تمام حدفاصل این ۴ میدان مرکزی تهران مستقر شده و پس از ساعاتی با خشونت زیادی به تجمع و راهپیمائی سوگواران و حامیان جنبش سبز حمله می کنند. تجمعاتی که در تقارن مراسم درگذشت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری، پدر معنوی جنبش با تاسوعای حسینی برگزار می شد و مقامات حکومت کودتا، برگزاری هرگونه مراسمی برای معظم له را ممنوع اعلام کرده بودند. در جریان حملات پاسداران یگان ویژه و همچنین لباس شخصی ها به مردم، گروه زیادی زخمی و بازداشت شدند. در تجمع روز تاسوعا، نیروهای سرکوب مانند تجمعات اخیر، به زنان و کودکان نیز حمله و بی احترامی کردند.

اما اتفاق مهم دیگری نیز در تاسوعای حسینی رخ داد و آن، حمله ی لباس شخصی ها ، به مراسم سوگواری شب عاشورا در حسینیه جماران (بیت امام خمینی) بود که سخنرانی آن مراسم را محمد خاتمی رئیس جمهور دولت اصلاحات بر عهده داشت. در حین سخنرانی رئیس جمهور سابق، لباس شخصی ها با پشتیبانی نیروهای یگان ویژه و با شعار "حیدر حیدر" و "ابوالفضل علمدار خامنه ای نگهدار"، پس از شکستن شیشه های آن محل و ضرب و شتم مردم سوگوار، با زنجیر و باتوم و اسپری فلفل، سخنرانی محمد خاتمی را ناتمام گذاشتند. در جریان حوادث تاسوعا، دهها تن بازداشت و زخمی شدند.

اما روز یکشنبه در عاشورای حسینی که هفتمین روز درگذشت آیت الله منتظری بود، چهره ایران یکپارچه در خون و خشونت و آتش نشست. از روزها قبل و بنا به فراخوانی که حامیان جنبش سبز و سوگواران پدر معنوی جنبش برای برگزاری مراسم هفتم درگذشت وی داده بودند، قرار بود مردم در میادین مرکزی شهر و خیابانهای اصلی تهران و یازده شهر دیگر تجمع کنند و به سوگواری بپردازند. در تهران هنوز ساعاتی از آغاز تجمعات نگذشته بود که ماموران سرکوب با حمله به مردم سوگوار، اقدام به شلیک هوائی و مستقیم، ضرب و شتم مردم و همچنین زیر کردن آنان با ماشین های انتظامی کردند که دهها نفر از جمله سیدعلی موسوی، خواهرزاده مهندس موسوی شهید و زخمی شدند. در جریان یکشنبه خونین ایران، صدها نفر در تهران، اصفهان، نجف آباد، تبریز، کاشان، شیراز، مشهد، اراک و چند شهر دیگر بازداشت شدند.

مهدی کروبی در شامگاه یکشنبه در پیام تسلیتی خطاب به ملت، حاکمیت را نیز مورد خطاب قرار داده و گفت"رژیم شاه هم حرمت عاشورا را نگه می داشت، شما اگر دین ندارید لااقل آزادمرد باشید."

هنوز عاشورای سیاه و سرکوب خونین مردم به شامگاه نرسیده بود که ربایش و دستگیری ها آغاز شد و طی ۲۴ ساعت و تا شامگاه دوشنبه،ده ها تن از چهره های شاخص سیاسی، مطبوعاتی، دانشجوئی و حقوق بشری، از جمله عمادالدين باقی، ابراهيم يزدی، علیرضا بهشتی، مهدی عربشاهی، فروزنده، باقريان و بهزاديان‌نژاد، سه تن از همکاران مهندس موسوی، مرتضی حاجی مدیرعامل بنیاد باران و رسولی قائم مقام این مرکز، محمدصادق ربانی، استاد شاخص دانشگاه، مصطفی ايزدی نويسنده و روزنامه‌نگار، حشمت‌الله طبرزدی، محمد طاهری فرزند آيت‌الله طاهری، علیرضا بهشتی شیرازی، مهين فهيمی و زهره تنکابنی از مادران صلح، پروين فهيمی مادر شهید سهراب اعرابی، مرتضی کاظمیان روزنامه نگار و از نویسندگان سایت جرس، منصوره شجاعی فعال جنبش زنان، ليلا توسلی دختر مهندس محمد توسلی و گروهی دیگر، ربوده، دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.

حسین کروبی فرزند ارشد مهدی کروبی نیز، در گفتگو با خبرگزاری دویچه‌وله از خانه‌نشینی پدرش خبر داده و گفته بود: "پدرم تقریبا نیمه حبس است."

بازداشت های روز سه شنبه نیز ابعاد دیگری داشت؛ نوشین عبادی خواهر شیرین عبادی، ماشاالله شمس الواعظین روزنامه نگار و سخنگوی انجمن دفاع از مطبوعات، شاپور کاظمی برادر زهرا رهنورد، بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، نسرین وزیری خبرنگار پارلمانی ایلنا و خبرآنلاین، کیوان مهرگان دبیر سیاسی ضمیمه روزنامه اعتماد، محمدجواد صابری خبرنگار هم‌میهن نیوز، سام محمودی، حسین موسویان رئیس هیئت اجرائیه جبهه ملی و حمیدرضا خادم از اعضای آن تشکل، علی مهرداد عضو جوان نهضت آزادی و فرزند فریده غیرت (از اعضای کانون وکلا) و همچنین رضا تاجیك روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی، از نامهای شناخته شده در میان بازداشت شدگان روز سه شنبه بودند.

رسانه های کودتا هم در این میان بیکار ننشسته و شهادت حامیان جنبش را مانند شهادت نداآقا سلطان "مشکوک"، "ساختگی" و "درجهت پروژه کشته سازی" اعلام کردند. مفقود شدن پیکر خواهرزاده مهندس میرحسین نیز، پرده ای دیگر از ماجرا بود که بعدا مقامات قضائی این ربایش جسد را "جهت تحقیقات بیشتر" اعلام کردند و خاکسپاری وی اواخر هفته تحت تدابیر امنیتی انجام شد.

از دیگر موارد نقض حقوق بشر در هفته گذشته، حمله به صحن دانشگاهها و ادامه سرکوب و برخورد بسیار خونین با دانشجویان دانشگاههای آزاد و فردوسی مشهد، علم و صنعت تهران، شریف، علوم و تحقیقات تهران، رازی کرمانشاه و چند دانشگاه کشور بود که دهها زخمی و بازداشت بر جای گذاشت. بنا به گزارش ها، طی هفته اخیر ۲۸۸ دانشجو بازداشت شدند و از نکات قابل ذکر دیگر حمله لباس شخصی ها با قمه و چاقو به دانشجویان سوگوار دانشگاه آزاد مشهد بود که تعداد زیادی مجروح بر جای گذاشت.

احضار و دستگیری تعدادی از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز، تعداد بازداشت شدگان آن تشکل مستقل را به هفت تن رسانید.

در هفته ای که گذشت، حمله به دفاتر و بیوت روحانیونِ حامی جنبش و مراجع تقلید مردمی و منتقد نیز، ابعادی دیگر به خود گرفت. یورش و غصب محل اقامه نماز آیت الله سیدعلی محمد دستغیب، روحانی بلندپایه حامی جنبش سبز و هتک حرمت آیت الله طاهری و بیات زنجانی و همچنین حمله وحشیانه به دفاتر آیت الله العظمی صانعی در شهرهای مختلف و بیانیه هتاکانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و در راس آنان شیخ محمد یزدی، مبنی بر "خلع درجه مرجعیت" از آیت الله صانعی نیز، از نکات قابل ذکر بود.

به کارنامه نقض گسترده حقوق بشر در هفته گذشته، می توان تهدید به مرگ، اهانت و بی حرمتی به رهبران جنبش سبز و مردم آزادیخواه را نیز اضافه نمود که مقامات سیاسی و قضایی در تریبونهای رسمی یا نمایش های بخشنامه ای- خیابانی و همچنین شوهای تلویزیونی، آنها را "محارب" خوانده و بر طبل "صدور حکم اعدام برای رهبران و حامیان جنبش" کوبیدند.

البته مراجع قضائی در این میان از هر کوششی برای تشدید سرکوب جنبش مردم و تحریک بیشتر آنان فروگذار نکرده و این بحث که با سخنان اژه ای، دادستان کل کشور مبنی بر "تعقیب قضایی" رهبران جنبش آغاز شده بود، در طول هفته اخیر توسط مقامات قضائی و کودتاچیان ادامه یافت که از صدور و اجرای احکام قریب الوقوع اعدام برای سه تن از بازداشت‌شدگان روز عاشورا و دو تن از متهمان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری و یک زندانی سیاسی سابق سخن گفتند.

درحالیکه موارد نقض حقوق بشر در ایران توسط سازمانهای حقوق بشری و فعالان جهان، مقامات سیاسی کشورها، روزنامه نگاران مستقل بین المللی و همچنین سازمان ملل متحد مورد محکومیت قرار گرفته است، اما حکومت به روند سرکوب ها ادامه داده و کماکان هزاران تن در بازداشتگاههای رسمی و غیر رسمی، تحت شکنجه و وضعیت بلانکلیف قرار دارند.

در واکنش به سرکوب خونین جنبش در هفته گذشته، مهندس میرحسین موسوی در ساعات اولیه بامداد روز جمعه و طی یک بیانیه پنج ماده ای برای برون رفت از بحران موجود، ضمن اعلام این نکته که حاضر است جان و خونش را برای جنبش از دست بدهد، خواستار آزادی و اعاده حیثیت از بازداشت شدگان و همچنین آزادی اجتماعات و راهپیمائی ها شده بود.

ادامه مطلب ...

اعلام برائت دو عضو بلندپایه جامعه مدرسین از بیانیه محمد یزدی علیه آیت‌الله صانعی

0 نظرات
اعلام برائت دو عضو بلندپایه جامعه مدرسین از بیانیه محمد یزدی علیه آیت‌الله صانعی

. ادامه راه سبز«ارس»: بعد از انتشار بیانیه‌ای به امضای شیخ محمد یزدی و اعلام اینکه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نتوانست مرجعیت آیت‌الله العظمی صانعی را تشخیص دهد، امروز با تلاش نماینده حامی‌ احمدی‌نژاد تعدادی از روحانیون مجلس در حمایت از اقدام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در سلب مرجعیت، مرجه عالیقدر و محبوب تشیع حضرت آیت‌الله صانعی بیانیه امضا کردند.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، حمید رسایی، نماینده حامی دولت در مجلس از صبح امروز تلاش فراوانی در جمع آوری امضا برای حمایت از اقدام جامعه مدرسین به کار گرفت.

به گفته این نماینده ۳۵ نفر از روحانیون مجلس در نامه‌ای از اقدام جامعه مدرسین برای عدم تشخیص مرجعیت آیت‌الله صانعی نامه تشکر امضا کرده‌اند.

البته برخی از روحانیون مجلس نیز با انتقاد از این اقدام حاضر به امضا این نامه نشدند و آن را تلاشی برای تضعیف جایگاه مرجعیت توصیف کردند.

گفتنی است برخی از اعضای این مجمع از جمله آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله امینی از اعضای بلندپایه جامعه مدرسین به موضع‌گیری رسمی در انتقاد از این تصمیم پرداخته‌اند.

آیت الله امینی در پاسخ به کسانی که با مراجعه به دفتر ایشان، در مورد بیانیه جامعه مدرسین پرسیده‌اند پاسخ داده اند:«من چهار سال است که به جلسات جامعه مدرسین نمی روم و اصولاً این کارها را به صلاح حوزه و دین نمی‌دانم.»

از سوی دیگر پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عبدالله جوادی آملی اعلام کرد ایشان در پاسخ به سئوالی درباره اظهار نظر اخیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد آیت الله صانعی گفت:«اینجانب سالیان متمادی است که در جامعه مدرسین حضور نداشته و ندارم.»

آیت‌الله العظمی صانعی که اینک ۷۲ساله است، از کودکی وارد حوزه علمیه شد و پس از گذراندن دروس مقدماتی و کسب فیض از علمای حوزه علمیه اصفهان، روانه قم شد. او در سن ۱۸سالگی رتبه اول را در امتحانات سطوح عالی حوزه کسب کرد که بسیار مورد توجه آیت الله بروجردی قرار گرفت.

آن گونه که پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صانعی نوشته است، وی از همین سال در کلاس های درس خارج، اصول فقه و مبانی متقن امام خمینی (ره) شرکت می کرد و از محضر استادان بزرگی چون آیت الله بروجردی، آیت الله محقق داماد و آیت الله اراکی بهره می برد. نتیجه این تلاش ها دستیابی به مرحله اجتهاد در سن ۲۲ سالگی و آغاز رسمی تدریس خارج فقه در سال ۵۴ بود.این روحانی نام آشنا نزدیک به ۲۵ سال است که کتاب تحریرالوسیله امام خمینی(ره) را در درس خارج فقه خود تدریس می کند و همزمان کتاب های متعددی را نیز به رشته تحریر درآورده است که برخی از آنها چنین هستند؛ «رساله توضیح المسائل، مناسک حج، مجمع المسائل، منتخب الاحکام، استفتائات پزشکی، مصباح المقلدین، احکام بانوان، کتاب الطلاق، رساله لاضرر، رساله یی در تقیه و رساله یی در قاعده فراغ و تجاوز.» آیت الله صانعی علاوه بر کسب سوابق برجسته علمی، در مبارزات انقلابی نیز فعال و از مروجان انقلاب بود و پس از انقلاب به عضویت فقهای شورای نگهبان قانون اساسی درآمد. مدتی نیز دادستانی کل کشور را بر عهده داشت.

امام خمینی در جلد ۱۷ صحیفه نور درباره آیت الله صانعی نوشته‌اند؛ «من آقای صانعی را مثل یک فرزند بزرگ کرده ام. آقای صانعی وقتی که سال های طولانی در مباحثاتی که ما داشتیم تشریف می آوردند. ایشان بالخصوص می‌آمدند با من صحبت می‌کردند و من حظ می بردم از معلومات ایشان. و ایشان یک نفر آدم برجسته‌ای در بین روحانیون و مرد عالمی است.»

نام آیت الله صانعی در جلد سوم کتاب اسناد انقلاب اسلامی پای حدود ۳۰ اعلامیه سیاسی و انقلابی در سال های دهه ۴۰ و ۵۰ به ثبت رسیده است. اما آیت الله صانعی در حوزه «افتا» نیز معروف به مرجعی سخت گیر است، چنان که به نقل از شیخ انصاری همواره تاکید می کند؛ «از احتیاط های خود بکاه زیرا دین اسلام، شریعت آسان است.»با این حال وی در عین سخت گیری در حوزه افتا، در اصول فقه از نظراتی مترقی برخوردار است و فتاوی وی راجع به عدم تبعیض در بسیاری از امور از جمله حقوق زنان بی نظیر بوده است. با این همه نظرات فقهی و سیاسی آیت الله صانعی همواره منتقدان جدی داشته است و این موضوع پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و موضع گیری های صریح وی شدت گرفت.

واکنش دفتر آیت الله صانعی به نظر جامعه مدرسین

دفتر آیت الله صانعی می گوید که به دلیل ابهاماتی که در مورد موافقت اکثریت اعضای این جامعه با محتوای نامه وجود دارد، فعلا به آن واکنش نشان نمی دهد.

به گزارش بی بی سی این دفتر اعلام کرد که در انتظار انتشار اسامی حاضران در جلسات مورد اشاره در نامه منسوب به جامعه مدرسین و همچنین روشن شدن سوابق علمی کسانی که به عدم صلاحیت آقای صانعی رأی داده اند می ماند.


ادامه مطلب ...

علي مطهري نماينده اصولگر: برخی از حامیان دولت دوست دارند بحران ادامه پیدا کند

0 نظرات
علي مطهري نماينده اصولگراي مجلس:
برخی از حامیان دولت دوست دارند بحران ادامه پیدا کند!


. ادامه راه سبز«ارس»: "اگر وزارت اطلاعات و کشور با حمله‌کنندگان به حسینیه جماران برخورد می‌کرند شاهد اهانت‌های روز عاشورا نبودیم". چهره شاخص اصولگرای مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:«به نظر می‌رسد گروهی از حامیان دولت تمایلی به پایان دادن به بحران فعلی ندارند و دوست دارند این بحران ادامه داشته باشد. احتمالاً ادامه این بحران منافعی برای آنها دارد چون هر طرحی که مطرح می شود سریعاً به آن حمله می کنند و تلاش می کنند آن را ناکام و عقیم بگذارند.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، علی مطهری در گفتگویی که از او امروز در روزنامه اعتماد منتشر شده درباره پیشنهادات اخیر خود اظهار داشت:«به عقیده من اگر عده یی از نخبگان معتدل مذهبی و سیاسی از این طرح حمایت کنند و هیاتی را مشخص کنند که با دو طرف گفت وگو کنند ان شاء الله این بحران به راحتی حل خواهد شد. قطعاً با بیانیه یی که آقای موسوی صادر کردند راه برای حل این بحران هموارتر شده است.»

وی با بیان اینکه «افرادی در فضای نامتعادل و آشوب و بحران بهتر به اهداف شان می‌رسند»، افزود:«اینکه مثلاً برخی از شخصیت ها را از انقلاب حذف کنند به خصوص کسانی که مانع رسیدن آنها به اهداف شان هستند. به همین خاطر از فضای آشوب و بحران و عوام فریبی استفاده می کنند و کارشان را پیش می برند.»

مطهری در بخش دیگری از این مصاحبه گفت:«اصولگرایان از تندروی‌های هر دو جناح نگران هستند و معتقدند این مشکل را باید از طریق عقل و تدبیر حل کنیم. مثلاً حمله به حسینیه جماران کار اشتباهی بود. اگر در همان شب عاشورا وزارت اطلاعات و وزارت کشور با این افراد برخورد می کردند شاید آن اهانت‌های روز عاشورا هم صورت نمی گرفت.»

وی افزود:« این حادثه قطعاً عده یی را تحریک کرد. طبیعی است عده یی که در آن مکان کتک می خورند به فکر انتقام و پاسخ دادن برآیند. در روز عاشورا هم که تجمع آزاد بود و زمینه برای برگزاری چنین تجمعاتی فراهم بود. البته در این میان افرادی که اساساً اسلام و دو طرف ماجرا را قبول ندارند از این شرایط سوء استفاده کردند و علیه اصل انقلاب و اسلام شعار دادند و دست به تخریب زدند.»

فرزند شهید مطهری همچنین تاکید کرد:«حمله به حسینیه جماران کمتر از پاره کردن عکس امام نیست.»

نماینده مردم تهران همچنین گفت:«من معتقدم حساب معترضان قانونی از افراد مخالف اسلام جداست . حرف و خواسته معترضان قانونی با خواسته های این افراد متفاوت است. معترضان قانونی به بازداشت های گسترده، تعطیلی مطبوعات و نبودن آزادی بیان اعتراض دارند. آنها با اصل نظام مخالف نیستند بلکه به دنبال اجرا شدن اصول بر زمین مانده قانون اساسی هستند ولی طرف مقابل از این نقاط ضعف جنبش سبز استفاده می کند و آنها را مخالف اسلام و مقدسات جلوه می دهد.البته حواس مان باشد که یک گروه غربگرای مخالف اسلام وارد این جنبش شده و در صدد به دست گرفتن رهبری آن است. بنابراین رهبران این جنبش باید زودتر حساب خودشان را از این افراد جدا می کردند.»

وی خطاب به جنبش سبز اظهار داشت:«من معتقدم جنبش سبز باید راه، هدف و شعارهایش را کاملاً روشن و مشخص کند تا از سوءاستفاده های احتمالی جلوگیری کند. و اگر کسانی شعار انحرافی می دهند بلافاصله اعلام موضع کنند و سکوت نکنند تا متهم به مبارزه با اصل انقلاب و مقدسات نشوند.»
ادامه مطلب ...

سخن تصوير : لشگر ساندیسی که در پایان عکس رهبر را لگدمال میکنند!

0 نظرات
لشگر ساندیسی که در پایان عکس رهبر را لگدمال میکنند!













ادامه مطلب ...

نامه مهندس سحابی به هموطنان خارج از کشور

0 نظرات
نامه مهندس سحابی به هموطنان خارج از کشور


. ادامه راه سبز«ارس»: مهندس عزت الله سحابی در نامه ای خطاب به ایرانیان خارج از کشور نوشته است :”خواهران و برادرانم تقاضای بنده را بپذیرید و بر احساسات، روحیات و دغدغه‌های فردی‌تان، به خاطر خدا و مردم، غلبه کرده و آنها را به نفع یک حرکت منطقی و تدریجی کنترل کنید. به خصوص جوانان عزیز میهنم، با همه حقی که در عصبانی و احساساتی شدن در زیر فشارها و سرکوب‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌ها دارند، به خاطر نسل خودشان و آینده مردم و مملکت‌شان باید برخوردهای ولو واکنشی و احساسات پاک‌شان را کنترل کنند و درس‌های تاریخ پرفراز و نشیب و مملو از درد و رنج و هزینه‌های بسیار ایران عزیز را آویزه گوش‌شان نمایند و الا صداقت و شجاعت ستودنی و قابل احترام‌شان برای دستیابی به آزادی و عدالت کافی نیست.”

متن کامل این نامه به این شرح است :

به نام خدا

تجربه‌های تاریخی‌مان را فراموش نکنیم

خدمت همه هموطنانم در خارج از کشور سلام و عرض ارادت و برای همه آرزوی سلامت و موفقیت روزافزون دارم. ای کاش شرایطی فراهم بود که شما سرمایه‌های ملی کشور همه توان، انرژی و سرمایه مادی و معنوی‌تان را ‌‌‌برای همین مرز و بوم و مردم رنج‌‌کشیده‌اش صرف می‌کردید. اما همین که بسیاری‌تان علیرغم مهاجرت در سال‌های دور یا نزدیک، هم چنان درد وطن و مردم دارید و سرنوشت و حوادث ایران را دنبال می‌کنید باعث خوشحالی و تقدیر است. آنچه برادر پیرتان را وادار به نوشتن این سطور می‌کند شرایط خاصی است که در آن به سر می‌بریم و به علت تحت فشار بودن و آزاد نبودن رسانه‌های داخلی، شما هموطنان خارج از کشور، هر یک کم و بیش، نقش مهمی در اطلاع‌رسانی و احیانا طرح و بازگویی تحلیل‌هایتان از طریق رسانه‌های خارجی دارید.

در همین رابطه، بی‌هیچ مقدمه‌ای ذکر دو نکته را ضروری می‌دانم. از بنده هم بپذیرید که اگر حرفی می‌زنم، همان طور که به آقای خاتمی نیز عرض کرده‌ام اولویت اولم «ایران» است نه مسئله نظام و حاکمیت غالب. بنده هم سال‌ها و شاید ماه‌های آخر عمرم را طی می‌کنم و دیگر شائبه رد یا حفظ قدرت بنا به مصلحت‌های فردی و احیانا قدرت‌طلبانه برایم منتفی است. اما آن دو نکته:

الف – با توجه به وضعیت خاصی که کشور ما در آن به سر می‌برد و پس از انتخابات پرمسئله آن یک جنبش اعتراضی از مردم و نخبگان ناراضی و معترض بر نتایج انتخابات (و هم چنین اوضاع مملکت و رفتارها و سیاست‌های حاکمیت، به ویژه در چند ساله اخیر)، شکل گرفته است؛ اینک بیم و امیدهایی بر سر راه این حرکت قرار دارد. یکی از آنها سوق یافتن این حرکت مدنی و مسالمت‌آمیز به سمت تندی و خشونت است. در این مورد کلیه افراد باتجربه و علاقه‌مندان به مردم و وطن ابراز هشدار و نگرانی کرده‌اند. از شماها نیز همین توقع می‌رود. بنده بارها گفته‌ام که در این مسئله حاکمیت و جناح غالب متجاوز اصلی است و در طول تاریخ هم همیشه این حاکمیت‌های استبدادی هستند که مردم و جنبش‌های مردمی را به صورت واکنشی به سمت تند و رادیکالیزه شدن پیش می‌رانند. این مسئله در همه جای دنیا مصداق دارد. الان هم متأسفانه آقایان سخت ایستاده‌اند و حاضر نیستند این جنبش خودجوش مردمی را به رسمیت بشناسند و یا در برابر آن مصلحت‌اندیشی کنند و اگر دل‌شان به حال ایران نمی‌سوزد لااقل به حال بقای حاکمیت‌ خود بسوزد. بنابراین فعلا از این که آن جناح به حرف‌های معقول و مشفقانه گوش دهد، مأیوسیم. اما از این طرف انتظار می‌رود که به نصایح و هشدارها توجه کنند. هر گونه حرکت جنبش فعلی، به سمت خشونت به ضرر ایران، مردمان آن و خود جنبش سبز است. چرا که وقتی حرکت خشونت‌آمیز شود، جناح غالب و قاهر دست بالا را خواهد داشت و آنها برنده بازی خشونت خواهند بود. به علاوه آنکه آنها بهانه‌ها و دستاویزهایی دست‌شان می‌افتد تا بتوانند علیه جنبش مردم سمپاشی کنند و صف در هم ریخته خود را (چه در بین روحانیون و مراجع و چه در بین اصول‌گرایان منتقد و ناراضی و چه برخی مردم سنتی مذهبی) متحد و منسجم سازند. این امر باعث انسجام طرف مقابل و برعکس ایجاد تشتت و اختلاف در صف جنبش که بخش اعظمی از آن مخالف تندروی هستند خواهد شد. اما بالاتر از آن، بر فرض خشونت به پیروزی هم منجر شود، تجربه تاریخ جهان و خود ایران نشان داده است که خشونت عواقب مثبتی ندارد و آنها که با خشونت پیروز می‌شوند خود وقتی حاکم می‌شوند دست به سرکوب و خشونت و حذف مخالفان و منتقدان می‌زنند و این دور باطل هم‌چنان ادامه پیدا می‌کند.

این نکته را هم بیفزایم که افراد و جناح‌های تندرو در حاکمیت اکنون خود طالب خشونت‌آمیز شدن اعتراضات هستند تا راحت‌تر بتوانند آن را سرکوب کنند. آنها با تحلیل‌های ساده‌انگارانه‌ای فکر می‌کنند اکثر مردم بینابینی و بی‌طرف‌اند و یک اقلیت طرفدار حکومت و یک اقلیت کوچک‌تر معارض و مبارز با آن‌اند. و آنها باید با اعمال خشونت نگذارند آن اکثریت وسیع بینابینی به این‌ها بپیوندند. دوستان عزیز پا در تله خشونت افراطیون سرکوب‌گر نگذارید. عده‌ای از نظامی‌ها، مثل پزشکان جراحی‌اند که عادت کرده‌اند که برای هر بیماری راه حل جراحی دهند. آنها الان دارند همین نسخه را برای برخورد با مردم معترض می‌پیچند.

ب – نکته دوم هم این است که اینک نباید به هیچ وجه به شبیه‌سازی حوادث کنونی ایران با دوران انقلاب پرداخت. افراد آگاه و ناظران باتجربه و عمق‌نگر به خوبی می‌دانند که الان نه سال ۴۲ است که حاکمیت بتواند جنبش اعتراض مسالمت‌آمیز مردم را سرکوب و نابود کند و نه سال ۵۶ است که مردم و جامعه از یک سو و دولت و حاکمیت از سوی دیگر در شرایط یک انقلاب قرار داشته باشند. بنابراین دوستان عزیز نصیحت و انذار و هشدار این برادر پیرتان را بپذیرید و در آن تأمل کنید که نباید با دادن تحلیل‌های تند و اغراق‌آمیز و احساسی بر تنور احساسات آتش بریزید و حرف‌ها و کارهای بی‌پشتوانه را تشویق کنید. تند کردن خواسته‌ها و شعارها با شبیه‌سازی‌های نادرست با دوران انقلاب دومین نگرانی بنده است. عزیزان من انقلاب در ایران فعلی، نه شدنی است و نه درست. تجربه حرکت و مواضع قانونی و مسالمت‌جوی دکتر مصدق در دوران نهضت ملی و حتی در بیدادگاهی که او را محاکمه می‌کرد و نظرات و تجربه مهندس بازرگان در دوران انقلاب و تجربه همگی ما در سی ساله اخیر نشان داده است که حرکت مطالبه‌محور و تدریجی و رفتارها و خواسته‌های معقول و معتدل نتایج بهتر و ماندگارتری باقی می‌گذارد. اما در دوره دکتر مصدق، عده‌ای با تندروی و طرح شعار جمهوریت و یا پایین کشیدن مجسمه‌های شاه در برخی میادین و نظایر آن، جناح مقابل را متحد و عصبانی و مصمم کردند و یا نصایح بازرگان کمتر به گوش فعالان سیاسی آن روز نشست و در هر دو مورد نیز ما بهای سنگینی برای بی‌توجهی به تجارب معقول و منطقی و تسلیم احساس شدن خود پرداخته‌ایم.

از طرف دیگر هر انقلاب فرضی مستلزم دو قطبی کردن جامعه است. دوستان عزیز همه قبول داریم که جامعه ایران جامعه متکثری است، از مذهبی شدیدا سنتی تا بی‌مذهب. از راست و محافظه‌کار تا چپ و معترض. عزیزان دقت داشته باشید همین دولتی که با وضع آن چنانی مجددا به کرسی نشست به هر حال در ایران صاحب چند میلیون رأی است. تشدید حرکات و مطالبات عمل نادرستی است که جامعه ایران و نیروهای مختلف ذی‌نفوذ و مرجع را در آن دچار تعارض دوقطبی می‌کند. امروزه نباید با رادیکالیزه کردن شعارها، برخی از روحانیون و مراجع مذهبی و نیز اصول‌گراهای منتقد و نیز برخی از بخش‌های جامعه سنتی را به سمت جناح غالب راند. از سویی همه می‌دانیم که جنبش سبز، جنبش متکثری است که تند کردن شعارها و خواسته‌ها عملا باعث انسجام جناح مقابل و برعکس ایجاد تردید و تشتت در درون این جنبش خواهد شد.

هموطنانی که در خارج از کشور به سر می برند از این نظر در معرض آسیب بیشتری قرار دارند. چون طبع زندگی در خارج، کم و بیش، «ذهنی» شدن تدریجی روی شرایط داخلی کشور است. هم چنین به لحاظ روانی بسیاری از ایرانیان وطن‌دوست و ملی که درد ایران و زاد و بوم‌شان را دارند، معمولا دلشان برای بازگشت به کشور بیشتر می‌تپد و همین امر آنها را عجول و «شتاب‌زده» می‌کند. هم چنین متأسفانه برخی افراد نیز به لحاظ شخصی و شخصیتی دنبال «موقعیت‌طلبی»‌ها و جایگاه‌طلبی‌های فردی‌شان هستند و همین امر خصیصه شتابناکی آنها را بیشتر تشدید می‌کند. عده‌ای نیز هستند که به علت سوابق سلطنت‌طلبی و یا دیگر سوابق، عصبانیت و نفرت شدیدی از اصل انقلاب و یا از جمهوری اسلامی دارند. مجموعه این عوامل (ذهنی شدن، عجله، جایگاه‌طلبی، نفرت و عصبانیت و…)، خود محرک‌هایی می‌شود برای تند کردن دور حوادث و برخورد احساسی و غیرمنطقی با آن و هر دم بالا بردن سطح مطالبات و شعارها، بویژه با شبیه‌سازی دوران کنونی با مقطع انقلاب سال ۵۷٫

من به ویژه باید برای هموطنان ایران و مردم دوست‌مان در خارج از کشور که نگاه و درد ملی دارند، و بنا به تجربه تاریخی به سیاست‌ها و عوامل و مقاصد و رفتارهای بیگانگان همواره با تردید و شک می‌نگرند، و خود آرزوی سربلندی و استقلال و آزادی و رفاه و توسعه و عدالت برای ایران و ایرانیان را دارند؛ تأکید کنم که دوستان عزیز مسائل عملی سیاسی را نه صرفا بر مبنای «حقیقت» بلکه بر مبنای «موفقیت» باید سنجید. «حقیقت» شاخص عرصه اندیشه و عقل نظری است و عمل «موفقیت‌آمیز» شاخص سنجش عرصه عمل و استراتژی. مردم معترض و بویژه جوانان ایران «حق» دارند که از سرسختی، سرکوب و توهین و تحقیر مقامات و رسانه‌های دولتی در رابطه با خواسته‌ها و حرکت مدنی و مسالمت‌آمیزشان ناراضی و عصبانی باشند و در ذهن حقیقت‌جوی خود بر راه حل‌های رفع مشکل و موانع پیش رو بیندیشند. اما خیلی حرف‌ها ممکن است حق و «حقیقت» باشد، اما عمل سیاسی و استراتژیک نه صرفا بر اساس حقیقت بلکه بر اساس قدرت، مصلحت و تناسب قوای اجتماعی صورت می‌گیرد. بنابراین در این رابطه از بنده بپذیرید که حتی اگر انقلاب به نفع ایران و مردمانش باشد (که در آن بسیار تردید وجود دارد)، اینک در ایران، اگر ما با آن به صورت احساسی و اغراق‌آمیز برخورد نکنیم، شرایط انقلاب نیست. مهم‌تر از همه این که سعادت ملت ایران اقتضاء می‌کند روش‌ها و مطالبات جنبش سبز به گونه‌ای باشد که در افق پیش روی آن جا برای همه ایرانیان، بدون هر گونه حرکت تقابلی و تعارضی و قطبی، باز باشد. هر حرکت و مطالبه و شعار ما باید بر همبستگی ملی و نیز بر انسجام جبهه سبز بیفزاید و از تشدید قدرت و انسجام جناح معارض با خواسته‌های به حق‌ جنبش (و رفتارهای جناح مقابل که منافع ملی و موجودیت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ما را روز به روز تخریب می‌کند) بکاهد و در کل در حد توان و تحمل افراد و نیروهای حامل و موثر و دخیل در جنبش باشد. دوستان گرامی هرگونه برخورد «تندش کن، لنگش کن»، بویژه از راه دور، ما را به سمتی می‌برد که دودش به چشم همه خواهد رفت. من ضمن اذعان و تأکید مجدد بر اینکه سیاست‌های حاکمیت باعث تشدید شعارها و خواسته‌ها می‌شود اما باید همان گونه که اخیرا در مصاحبه‌ای اشاره کردم به همه دوستان و بویژه جوانان عزیز بگویم که همیشه ایثار و فداکاری این نیست که انسان آماده چوب خوردن و حتی گلوله خوردن در راه آزادی و استقلال و… باشد، اینها هم گاه لازم است، اما همه عزیزان باید بدانند که گاه تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن هم سخت‌تر است. گاه انسان در یک لحظه گلوله می‌خورد و از این اوضاع راحت می‌شود. اما اگر بخواهد چند سال تحمل ناملایمات را بکند تا در مبارزه سیاسی‌اش منطقی و آرام باشد و در برابر تهمت‌ها و افتراها و سرکوب‌ها و حبس‌ها خویشتن داری نماید، این هم خود یک نوع فداکاری و ایثار است. شاید هم سخت‌تر باشد. دوستان عزیز، پس از سهم عمده و اصلی جناح غالب و تندرو حاکمیت در برخورد با اصلاحات (و اینک جنبش سبز) و ناکار کردن آن، در این سوی صف نیز اگر بسیاری از شما به نقد بزرگان اصلاحات به خاطر فرصت‌سوزی و کوتاه آمدن و یا به اصطلاح راست‌روی در «حرکت از بالا»ی اصلاحات می‌پردازید، در «حرکت از پایین» نیز هرگونه چپ‌روی می‌تواند آثار مشابهی در ناتمام و ناکام گذاشتن حرکات و مبارزات داشته باشد. خطاهای سیاسی، محاسباتی و استراتژیک، چه فردی و چه جمعی، چه در بالا و چه در پایین، چه راست‌روی و چه چپ‌روی؛ روزی در محکمه وجدان خود افراد، حافظه تاریخی مردم و بالاتر از آن در پیشگاه خداوند قابل نقد و پاسخ‌گویی و حسابرسی است.

بنابراین خواهران و برادرانم تقاضای بنده را بپذیرید و بر احساسات، روحیات و دغدغه‌های فردی‌تان، به خاطر خدا و مردم، غلبه کرده و آنها را به نفع یک حرکت منطقی و تدریجی کنترل کنید. به خصوص جوانان عزیز میهنم، با همه حقی که در عصبانی و احساساتی شدن در زیر فشارها و سرکوب‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌ها دارند، به خاطر نسل خودشان و آینده مردم و مملکت‌شان باید برخوردهای ولو واکنشی و احساسات پاک‌شان را کنترل کنند و درس‌های تاریخ پرفراز و نشیب و مملو از درد و رنج و هزینه‌های بسیار ایران عزیز را آویزه گوش‌شان نمایند و الا صداقت و شجاعت ستودنی و قابل احترام‌شان برای دستیابی به آزادی و عدالت کافی نیست.

در پایان به یک نکته نیز اشاره کنم. دوستان عزیز اینک باید از هر نوع دوقطبی‌سازی‌های افراطی خودداری کرد. یکی از این قطبی‌کردن‌ها، قطبی کردن مذهبی – غیرمذهبی است. جنبش سبز مانند خود جامعه ایران، پدیده متکثری است و در آن از افراد شدیدا مذهبی تا افراد شدیدا غیرمذهبی حضور دارند. آنها می‌توانند در عرصه بحث و نظر، هر یک عقیده خود را داشته باشند، اما در عرصه عمل سیاسی آنها باید موجودیت یکدیگر را به رسمیت بشناسند و به عقاید هم احترام بگذارند. در حاشیه رحلت آیت‌الله منتظری و مباحثی که در این رابطه درگرفت، این حالت دو قطبی خود را نشان داد. دوستان عزیز، بزرگی آیت‌الله منتظری به «صداقت» و «شهامت» او هم در نظر و هم در عمل‌ بود. ایشان یک مرجع تقلید مذهبی است که در سنتی‌ترین شهر ایران زندگی می‌کرد. آرا و نظرات ایشان را باید در این چارچوب دید. صداقت و شهامت فکری ایشان، حال در هر مرحله از زندگی‌شان به گونه‌ای که می‌اندیشیدند، زبانزد همگان بوده و هست. از تقریظی که در آن شرایط بسته قم بر کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی نجف‌آبادی نوشت تا آخرین فتاوایشان در باره حق شهروندی بهائیان (که فقه عقیده‌محور را به فقه انسان‌محور نزدیک کردند)، شهامت و شجاعت نظری‌شان را در میان و چارچوب روحانیون حوزوی نشان دادند. ایشان در عرصه عمل نیز همین صداقت و شهامت را داشتند و از «امتحان»های بزرگ «اخلاقی» تاریخی سربلند بیرون آمدند و به خاطر عقاید و ارزش‌های اخلاقی‌شان، به پست و منزلت و قدرت پشت کردند. ممکن است بساری از روشنفکران و نواندیشان مذهبی و یا دیگر روشنفکران، به لحاظ فکری و ذهنی و زبانی جلوتر از آقای منتظری بیندیشند، اما آنها نه نقشی را که آیت‌الله منتظری در میان حوزه‌ها، روحانیون، مردم سنتی و نظرگاه‌های حقوقی دینی موثر در قدرت و اجرا ایفا می‌کنند دارا هستند و نه، بالاتر از آن، بسیاری‌شان امتحان تاریخی شخصی و تاریخی اخلاقی آن چنانی که آیت‌الله منتظری پس داد، داده‌اند. هم اینهاست که به آیت‌الله منتظری نقش ویژه‌ای در رابطه با دفاع از حقوق بشر در ایران می‌دهد.

در انتها از اینکه مصدع اوقات‌تان شدم عذر می‌خواهم. بنده هم مطلع و هم مطمئنم که اکثر قریب به اتفاق ایرانیان فعال در خارج از کشور نگاه و شخصیت ملی و درد ایران دارند و از مواضع و مواقع مشکوک و ملکوک پرهیز می‌کنند و همین طور بنا به آثار و مواضع منتشره بسیاری‌شان، خوشحالم که افراد با تجربه، معقول و منطقی و دوراندیش نیز در آنجا هم بسیارند و هم انشاءالله دست بالا را دارند. امید است نصایح این برادر پیر بر برخی مواضع احساسی و غیردوراندیش بعضی دیگر موثر افتد و حداقل آنها را به تأمل وادارد. پیروز و سربلند باشید.

عزت‌الله سحابی

۱۱ دی ماه ۱۳۸۸

ادامه مطلب ...

مسجد قبای شیراز تخلیه شد: آیت الله دستغیب مردم را به آرامش دعوت کردند

0 نظرات
مسجد قبای شیراز تخلیه شد و پلمپ شد:
آیت الله دستغیب مردم را به آرامش دعوت کردند

. ادامه راه سبز«ارس»: قرار بود حضرت آیت الله دستغیب امشب با هواپیما تهران را به مقصد شیراز ترک کنند که با ممانعت مسئولین مربوطه ایشان مجبور به برگشت به تهران می شوند.آیت الله دستغیب در تماس تلفنی با اصحاب مسجد و روحانیون ومردم متدین بوسیله موبایل گفتگو کردند. ایشان ضمن توصیه به آرامش فرمودند: اگر مسجد را بر ما بستند به بیابان می رویم ونماز می خوانیم؛ در بخش دیگری از سخنان ایشان مردم را به خروج از مسجد و عدم درگیری با گروههای… دعوت کردند.


توصيه هاي تلفني آيت الله العظمي دستغيب در مورد درگيريها در مسجد قبا

sokhanan_ayatallah_dastgheyb_11_dey.mp3

پس از چند روز تجمع لباس شخصی ها در مسجد قبای شیراز و بازپس گيري آن توسط طلاب و مردم، شورای تامین استان فارس حکم به تعطیلی مسجد قبا را صادر کرد ؛ این حکم در حالی رو به اجرا است که نیروهای امنیتی وبسیجی در آمادگی کامل به سر می برند.

بنابر گزارشات رسيده علی رغم صدور دستور شورای تامین استان فارس برای تخلیه و تعطیلی مسجد مردم حاضر به خارج شدن و ترک مسجد نشده اند. در پی خارج نشدن مردم از مسجد قبا نیروی انتظامی اقدام به قطع آب ، برق،و گاز نموده است.


خارج شدن مردم در پی تماس تلفنی مرجع بزرگوارشان آیت الله دستغیب

در پی تماس آیت الله دستغیب مردم انقلابی وجوانان وروحانیت معظم در حال خروج از مسجد هستند و تا کنون هیچ مورد مشکوکی گزارش نشده است.
ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان