بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

پلیس ضدشورش ساختمان دانشگاه منحل شده‌ی علوم پزشکی ایران را محاصره کرد

1 نظرات
در پي تحصن دانشجویان در اعتراض به انحلال دانشگاه علوم پزشکی ایران:
پلیس ضدشورش ساختمان دانشگاه منحل شده‌ی علوم پزشکی ایران را محاصره کرد

. ادامه راه سبز(ارس): دانشگاه علوم پزشكی ايران نه با پيشنهاد دانشگاه‌های علوم پزشكی، دانشجويان و وزارت بهداشت بلكه با ابلاغيه معاونت انسانی رياست‌جمهوری منحل شد كه اين اتفاق شوک بزرگی را به دانشجويان اين دانشگاه وارد كرده است.

دانشجويان دانشكده پرستاری و مامايی دانشگاه علوم پزشكی ايران صبح امروز یکشنبه با شنيدن انحلال دانشكده‌ای كه در آن تحصيل می‌كنند، در محوطه اين دانشگاه تحصن كرده‌اند.

به گزارش فرارو، نیروهای پلیس ضد شورش نیز اطراف ساختمان مرکزی دانشگاه منحل شده‌ی علوم پزشکی ایران، واقع در بزرگراه همت، را به محاصره در آورده‌اند.

به گزارش ایلنا، دانشكده علوم پزشكی تهران كه قرار است طبق گفته وزير بهداشت و درمان بخشی از واحدهای آموزشی دانشگاه علوم پزشكی ايران را در خود ادغام كند نتوانسته به راحتی با اين ادغام كنار بيايد، چرا كه دانشكده پرستاری دانشگاه علوم پزشكی تهران در حال حاضر اين گروه از دانشجويان دانشگاه ادغام شده را برای پذيرش قبول نكرده است.

***

تحصن دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران در پی منحل شدن این دانشگاه


دانشجو نیوز: پس از انحلال ناگهانی دانشگاه علوم پزشکی ایران از روز شنبه ۸ آبان ماه ۸۹ توسط "معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور" دانشجویان این دانشگاه دست به تجمع و اعتراض زدند.

به گزارش فارس، حدود ۸۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه علوم‌پزشكي ايران در واكنش به انحلال اين دانشگاه از ساعت ۹:۳۰ امروز يكشنبه ۹ آبان در مقابل دانشگاه علوم‌پزشكي ايران واقع در بزرگراه "شهيد همت" تجمع كردند.

این خبر گذاری در ادامه نوشته است که اين دانشجويان با سر دادن شعار "نه تهران، نه بهشتي، فقط علوم‌پزشكي ايران " نسبت به انحلال دانشگاه علوم‌پزشكي ايران اعتراض كردند.

دانشگاه تهران، دانشجويان دانشگاه منحل شده علوم‌پزشكي ايران را نپذيرفت

خبرگزاری ایلنا، انحلال دانشگاه علوم پزشکی را "شوک بزرگی" به دانشجویان این دانشگاه تعبیر کرده است به طوریکه دانشجويان دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي ايران صبح امروز با شنيدن انحلال دانشكده‌اي كه در آن تحصيل مي‌كنند، در محوطه اين دانشگاه تحصن كرده و اعتراض خود را نسبت به اين اتفاق ابراز مي‌كنند.

اين در حالي است كه دانشكده علوم پزشكي تهران كه قرار است طبق گفته وزير بهداشت و درمان بخشي از واحدهاي آموزشي دانشگاه علوم پزشكي ايران را در خود ادغام كند نيز نتوانسته به راحتي با اين ادغام كنار بيايد، چرا كه دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي تهران در حال حاضر اين گروه از دانشجويان دانشگاه ادغام شده را براي پذيرش قبول نكرده است.

به نظر مي‌رسد اين ادغام در صورتي اتفاق افتاده كه هماهنگي‌هاي لازم براي آن از قبل انجام نشده است و دانشجويان و اساتيد اين دانشگاه‌ها را سر در گم كرده است تا جايي كه دانشجويان اين دانشگاه‌ها را مجبور به تحصن و اعتراض كرده است.

انحلال غیر قانونی

برخی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با اعتراض نسبت ناگهانی بودن اعلام انحلال دانشگاه این موضوع را غیرقانونی دانستند.

به گزارش مهر، یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه که مدیریت یکی از گروههای آموزشی را نیز برعهده دارد گفت: "انحلال دانشگاه غیرقانونی است چرا که در هیچ جای دنیا این موضوع سابقه ندارد که به این شکل یک دانشگاه منحل شود."

گفتنی است که در پی انحلال دانشگاه علوم پزشکی ایران، کلیه فعالیتهای بهداشتی، درمانی این دانشگاه واقع در استان البرز به دانشکده علوم پزشکی کرج، کلیه واحدهای بهداشتی، درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و کلیه واحدهای آموزشی و پژوهشی و دانشجویی به دانشگاه علوم پزشکی تهران منتقل شد.

ادامه مطلب ...

کشتی آب رفته نظام؛ براستی براندازان کیانند؟!

0 نظرات
کشتی آب رفته نظام!:
براستی براندازان کیانند؟

. ادامه راه سبز(ارس): در پیروزی انقلاب تمامی گروه ها و نحله های فکری موجود در سپهر سیاسی آن زمان نقش آفرینی نمودند از گروه های مذهبی گرفته تا گروه های چپ و ناسیونالیستهای سکولار و مذهبی از کسانی که به مبارزه مسالمت آمیز اعتقاد داشتند تا سازمانهائی که مرام مسلحانه را برای مبارزه خود برگزیده بودند جملگی این گروه ها برای مقابله با حکومت دیکتاتوری وقت به میدان آمدند و انقلاب به ثمر نشست از فردای پیروزی انقلاب اختلافات رخ نمایاند.

از یکسو حامیان تفکر در قدرت که پشتوانه کاریزماتیک رهبری امام را داشتند و به همین واسطه دست بالا را در معادلات قدرت یافته بودند مخالف خوانی ها را بر نتابیدند، از سوی دیگر مغضوبین حاکمیت آنروز هم که از طیف های مختلفی بودند به خاطر نقش آفرینی در پیروزی انقلاب خود را داعیه دار و محق می دانستند و راضی به کناره گیری بی چون و چرا از قدرت و ترک عرصه به نفع رقیب نبودند؛ مخاصمه بالا گرفت و کار بدانجا رسید که گروهی که مشی و مرام مسلحانه نداشتند یا کنج عزلت گزیدند یا مجبور به ترک موطن خود شدند و گروهی نیز دست به اسلحه بردند و آنی که نباید می شد صورت گرفت.

بعدها سران گروه مجاهدین خلق به جایی رسیدند که سرنوشت محتوم اسف بار آنان بر کسی پوشیده نیست؛ البته بماند که اکنون بخشی از حاکمیت با تصویرسازی وارونه و در اقدامی بی شرمانه، فعالین سیاسی و گروهی از معترضین را با وصله ای ناچسب می خواهد به آنان خط و ربط بدهد تا فضا را برای کنشگران سیاسی در داخل تنگ و تنگ تر نماید و برای حامیان بی اطلاع خود توجیهی برای خشونت ورزی عریان بتراشد.

اما قصه بر چسب زدن و دایره تنگ تر شده خودی های نظام به آن روزها ختم نگردید کشتی نظام به مرور زمان هر روز کوچک و کوچک تر شد در فاز اول نیروهای ملی مذهبی نیز از دایره قدرت کنار گذاشته شدند،سپس دایره حذف به لایه های بالای نظام رسید آیت الله العظمی منتظری نیز خانه نشین گردیدند. از سوی دیگر نظارت استصوابی با تفسیر خاص شورای نگهبان وارد عرصه شد و نیروهای طیف چپ موجود در نظام نیز دچار تیغ حذف گردیدند (انتخابات دوره چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی)انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری نیز از آنرو سرنوشتی دیگر یافت که از سوی حاکمیت گمان این می رفت که سالها دوری از عرصه سیاسی که در انتخابات مجلسین قلب تدارک دیده شده بود نای و رمقی برای طیف چپ باقی نگذاشته و مردمان نیز بواسطه دوری چند ساله آنان دیگر شناخت و رجوع قابل اعتنائی به آنها نخواهند داشت و در نهایت حضور آنان باعث گرمی تنور انتخابات خواهد گردید.

اما قصه به شکل دیگری رقم خورد و دولت اصلاحات با اقبال بی نظیر مردم پا به عرصه گذاشت پس از شوکی چند ماهه دوباره برخوردها و کارشکنی ها جلوه ای تازه یافت و در دستور کار قرار گرفت اما فشار افکار عمومی مانع از برخورد عریان بود بر همین منوال مجلس ششم نیز مجال شکل گیری یافت و عرصه برای حضور تفکر اصلاحی و طیف چپ های نظام که اکنون اصلاح طلب نامیده می شدند مهیا تر گردید،تئوریسین های طیف اقتدارگرا که فضا را برای برخورد حذفی مهیا نیافتند صلاح این دیدند که بجای برخورد حذفی که هزینه های بالائی بر آن مترتب بود(بواسطه حضور در ارکان رسمی قدرت و اقبال مردمی) از سیاست کارشکنی استفاده کنند.

از یکسو عملا قدرت اجرائی و قانون گذاری دولت و مجلس اصلاحات در کشاکش ها مهار می شد و از سوی دیگر مردمان بتدریج و با محقق نشدن وعده ها دلسرد شده و در حمایت آنان خللی ایجاد می گردید و همین زمینه را برای اجرای سیاستهای حذفی آماده می نمود کما اینکه تحصن نمایندگان مجلس ششم در سال آخر همراهی را در بدنه مردم بر نیانگیخت و شورای نگهبان نیز با فراغ بالا از قدرت نظارت استصوابی خود بهره جست و مجلسی تقریبا یکدست شکل گرفت به موازات آن انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری نیز با عدم حضور گسترده مردم و با چینش زیرکانه کاندیداها و مسائلی چند پیروزی طیف تندرو حاکمیت را به همراه داشت.

از این زمان و با یکدست شدن قدرت در حاکمیت پروژه بدیع و شکلی دیگر گونه از حذف کلید خورد طیف تازه به قدرت رسیده در قوه مجریه با شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه عنان کار را بدست گرفت و هجمه و حمله را آغاز نمود دیگر اصلاح طلبان و گروه های چپ نبودند که در مظان اتهام بودند آیت الله هاشمی نیز که خود از سابقون و ارکان این نظام بود در نوک پیکان حملات قرار گرفت (در طی چهار سال دولت نهم انتخابات دوره مجلس هشتم نیز به وقوع پیوست و با حذف بی سابقه رقیبان روبرو گشت که اینبار علاوه بر شورای نگهبان وزارت کشور و هیات های اجرائی نیز بسیاری را رد صلاحیت نمودند).

با شروع تبلیغات ریاست جمهوری دوره دهم و در مناظرات میان کاندیداها شخص هاشمی و ناطق نوری در مقابل دیدگان میلیون ها تن از مردم صریحا مورد اتهام فساد مالی از سوی محمود احمدی نژاد قرار گرفتند امری که تا آن زمان مسبوق به سابقه نبود و گویای این واقعیت که این گروه ورای انتخابات دوره دهم تدارک حذف تمامی رقبا را در سر می پروراند امری که با فاصله ای اندک به منصه ظهور رسید،با اعلام نتایج انتخابات و بروز اعتراضات به نتایج اعلام شده نه تنها سرکوب معترضین به شکلی عریان صورت پذیرفت بلکه هر صدای مخالفی نیز در نطفه خفه شد.

بهانه هم این بود یا با ما هستید و علیه معترضین(که باید رسما و علنا آنان را محکوم کنید) یا اینکه شما هم فتنه گرید و از دایره نظام بیرون! سیکل حذفی که از ملی مذهبی ها شروع شد و با اصلاح طلبان ادامه یافت اکنون طیف میانه رو اصولگرایان را هم در بر گرفته است، نمایندگان مجلس هشتم اگر زبان به اعتراض بگشایند بلافاصله با اتهام بی بصیرتی روبرو می گردند تا آنجا که علی مطهری و توکلی و حتی علی لاریجانی نیز به وسیله دوستان سابق مورد لطف هستند و گاهی به این اتهامات نوازش می گردند.

البته دایره گستاخی زیاده خواهان به رقبای سیاسی هم ختم نمی شود؛ تابوهائی که روزگاری کسی جرات اسائه ادب را به آنان نداشت نیز اکنون به راحتی مورد هجمه قرار می گیرند: نوه امام در در مرقد او و در سالگردش هو می شود و اجازه سخنرانی نمی یابد، خانواده شهدا مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، به بیوت مراجع عظام حمله می گردد و غیره.

جالب اینجاست که دایره خودیها رسانه های همسو را نیز بر نمی تابد، جدای از اینکه چند روز پیش در نمایشگاه رسانه های دیجتال غرفه ای به نمایندگی از برادران سایبری با پخش نما آهنگ آیت الله هاشمی و حجت الاسلام حسن خمینی را هم ملقب به لقب منافق نمود!! در نمایشگاه مطبوعات امسال شش سایت خبری منتسب به اصولگرایان (تابناک، رجانیوز، عصر ایران..) نمایشگاه مطبوعات را تحریم نمودند؛ متعاقبا سخنانی از سوی محمد علی رامین نسبت به آنان ایراد شد که در آن تصریحا نه تلویحا این رسانه ها رسانه های صهیونیستی خطاب شدند! براستی وقتی رسانه هائی چون رجا نیوز که از سینه چاکان و حامیان این دولت است از سوی ایادی فرهنگی آنان با این تعابیر خوانده می شود دیگر چه جای فعالیت رسانه ای است؟ پس چه کسی همسو و همراه این نظام است و برای آن باقی می ماند؟

در جائی که هاشمی رفسنجانی که خود از پایه گذاران و ارکان این نظام در این سی سال بوده منافق باشد و نوه بنیان گذار آن نیز به همین عنوان خوانده شود پس چه کسی خودی است؟در جائی که وزیر اطلاعات این دولت روسای جمهور چند دوره و ریاست چند دوره مجلس و نخست وزیر هشت ساله مملکت را منافق بخواند پس چه کسی موافق است؟وقتی رسانه های خبری حامی همین دولت نیز می شوند رسانه صهیونیستی پس چه رسانه ای می شود انقلابی؟وقتی بیش از هفتاد در صد مدیران سطح بالا و کارکشته همین نظام به بهانه های واهی رانده می شوند و غیر خودی به حساب می آیند پس چه کسی چرخه کار را بچرخاند؟وقتی خانواده سرداران جنگ هتک حرمت می شوند پس چه کسی مصونیت دارد؟

سئوالات اینچنینی بسیارند و مجال گفتار کم؛ اما براستی اگر منافقین و صهیونیسم و استکبار جهانی و هر آنچه دشمن می خواندیشان هر چه در توان داشتند مصروف می داشتند می توانستند به این راحتی و در طی مدت چند سال چنین صدماتی را با کمترین هزینه بر قامت و پیکره این نظام بزنند و همه را از آن برانند؟ از همه مهمتر انشقاق ایجاد شده در جامعه و سلب اعتماد عمومی (که مهمترین رکن ماندگاری هر نظام است) که در این یکسال و اندی بسیار فزاینده شده است را با چه چیزی می توان جبران نمود؟ براستی براندازان کیانند؟
رضا رئیسی
ادامه مطلب ...

نامه تکان دهنده محمد داوری به خانواده‌اش: تا وقتی تلفن‌های بند ۳۵۰ وصل نشده، به ملاقاتم نیایید

0 نظرات
نامه تکان دهنده محمد داوری به خانواده‌اش:
تا وقتی تلفن‌های بند ۳۵۰ وصل نشده، به ملاقاتم نیایید
. ادامه راه سبز(ارس): محمد داوری، معلم زندانی و سردبیر سایت سحام‌نیوز که از ۱۷ شهریورماه سال گذشته در بازداشت به سر می‌برد و از سوی دادگاه بدوی و تجدیدنظر به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده، در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش از آنها خواسته است که علی‌رغم میل باطنی‌اش، برای "اعتراض به قطع بودن تلفن بند ۳۵۰ زندان اوین" به ملاقات او نیایند تا شاید "در رفع این محدودیت و جلوگیری از استمرار این تضییع حق موثر زندانیان" قدمی برداشته باشد.

وي در اين نامه نوشته است: «هرچند به دیدار شما سخت نیازمندم و اگر هر روز هم شما را به ویژه مادر عزیزم را ببینم باز هم شوق دیدن و گفتن و شنیدن‌ها کاهش نمی‌یابد، اما علی‌رغم اینکه سخت است خودم را از دیدار با شما محروم کنم خواهش می‌کنم شما هم تحمل پیشه نمایید و به اعتراض قطع بودن تلفن زندان، از هفته‌ی آینده به ملاقات من نیایید و چنانچه، مسئولین زندان اقدام به وصل تلفن بند 350 نمودند، من با شما تماس خواهم گرفت و دوباره از فرصت اندک زمان ملاقات استفاده خواهیم نمود.»

به گزارش بامدادخبر، خانواده این زندانی که در دادگاه بدوی و با تایید دادگاه تجديدنظر به پنج سال حبس محکوم شده است، در استان خراسان زندگی می‌کنند. متن کامل این نامه به شرح زیر است:

خدمت خانواده‌ی محترم و عزیزم، مادر مهربان و صبورم و برادران و خواهران مهربانم

یک سال بیشتر است که رنج رفت و آمد وسفر را تحمل می نمایید تا با چند دقیقه ملاقات با هم تسکین یابیم؛ می‌دانم خم به ابرو نمی‌آورید و با افتخار این همه مشقت را به جان می خرید و هر بار که به ملاقات می آیید ده‌ها خاطره‌ی شیرین نیز به همراه می‌آورید، خاطرات شیرینی که پر است از لطف و بزرگواری اقوام، دوستان و آشنایان و حتی کسانی که من آنها را نمی‌شناختم اما گویا آشناتر از هر کسی هستنند، خاطراتی که هر کدام برایم مایه‌ی افتخار است. پس از هر ملاقات نیز قلب‌تان را با تپش‌های امیدبخش تازه‌تری اینجا جا می‌گذارید و قلبم را با خود می‌برید تا هم من، هم شما، شب‌ها با طنین قلب یکدیگر بخوابیم و آرام گیریم و می‌دانم بعد از هر ملاقات، با ده‌ها خاطره از دیدار با خانواده‌های زندانیان و پرسنل زندان و همسفران و… بر می‌گردید.

عزیزان من، هرچند به دیدار شما سخت نیازمندم و اگر هر روز هم شما را به ویژه مادر عزیزم را ببینم باز هم شوق دیدن و گفتن و شنیدن‌ها کاهش نمی‌یابد، اما علی‌رغم اینکه سخت است خودم را از دیدار با شما محروم کنم خواهش می‌کنم شما هم تحمل پیشه نمایید و به اعتراض قطع بودن تلفن زندان، از هفته‌ی آینده به ملاقات من نیایید و چنانچه، مسئولین زندان اقدام به وصل تلفن بند ۳۵۰ نمودند، من با شما تماس خواهم گرفت و دوباره از فرصت اندک زمان ملاقات استفاده خواهیم نمود.

برای اطلاع شما‌، به دلایل این تصمیم اشاره‌ای دارم:

1- چون همه‌ی شما ساکن شهرستان (خراسان) هستید، در صورت وصل بودن تلفن نیاز به ملاقات حضوری کاهش می‌یابد.

2- چون مادرم، مسن و مریض احوال می‌باشد، رنج سفر مسیر هزار کیلومتری، سلامتی او را تهدید می‌کند و در هر سفر روزها من نگران هستم که آیا به سلامت بر می گردد یا نه.

3- چون تلفن‌های بند ۳۵۰ قطع می‌باشد پس از هر ملاقات، من از برگشت شما بی‌اطلاع می‌مانم و همیشه این بی‌اطلاعی تا ملاقات بعدی مرا آزار می‌دهد.

4- محدودیت زمان ملاقات کابینی (تلفنی) که حداکثر ۲۰ دقیقه می‌باشد،ارزش تحمل رنج این سفر طولانی را ندارد.

5- محدودیت صدور مجوز برای ملاقات حضوری نیز مزید بر این علت است.

6- مشکل گرفتن مجوز ملاقات حضوری، که مدت‌هاست در اختیار شخص دادستان است، در حالی که قبلا توسط رئیس زندان صادر می شد، دلیل دیگری بر اهمیت وصل تلفن می باشد.

7- اگر شما ساکن تهران و یا شهرهای نزدیک بودید، کمی قابل تحمل‌تر بود ولی متاسفانه در هر سفر شما مجبورید دو هزار کیلومتر راه طی کنید که تحمیل این رنج بر شما مرا می آزارد.

8- و نکته‌ی دیگر اینکه برای گرفتن مجوز ملاقات حضوری که حداکثر نیم ساعت در ماه می‌باشد باید خانواده‌ها شخصا روزهای قبل از ملاقات به دادستانی مراجعه کنند که این مسئله نیز برای شما دردسر آفرین است.

دلایل فوق و دلایل دیگری که ذکر آنها را ضروری نمی دانم و همچنین مشاهده‌ی اثرات مخرب قطع تلفن بر روح و روان دوستان هم‌بندی‌ام که خیلی از آنها همسران، فرزندان و خانواده‌های‌شان سخت به ارتباط با آنها نیازمند هستنند، مرا وا داشت تا ضمن اتخاذ این تصمیم شخصی، قدمی را بردارم تا شاید در رفع این محدودیت و جلوگیری از استمرار این تضییع حق موثر واقع شود.

بدرود
دوشنبه ۱۹ مهر ۸۹
بند ۳۵۰ اوین – محمد داوری
ادامه مطلب ...

محتشمی پور خطاب به نمایندگان مجلس: چرا وظیفه نظارتی تان را به دست فراموشی سپرده اید؟

2 نظرات
محتشمی پور خطاب به نمایندگان مجلس:
چرا وظیفه نظارتی تان را به دست فراموشی سپرده اید؟
. ادامه راه سبز(ارس): فخرالسادات محتشمی پور در دومین مرحله از عریضه نویسی های خود که در اعتراض به بازداشت مجدد همسرش سید مصطفی تاجزاده منتشر می شود خطاب به نمایندگان واقعی ملت نوشت: «من اینک به دنبال درخواست تحقیق و تفحصی که همسرم و دوستانش، زندانیان بند دو الف، ماه ها پیش از مجلس کرده بودند تا نحوه بازداشت و نگهداری غیرقانونی و بازجویی ها و رفتارهای خشن و غیرانسانی با آنان توسط سپاه را مورد بررسی قرار دهند و متأسفانه به جای رسیدگی به بایگانی سپرده شد، حق خود می دانم که از شما سؤال کنم چه ملاحظه ای برای مطرح نشدن این درخواست داشته اید و چرا وظیفه ذاتی نمایندگی تان را به دست فراموشی سپرده اید؟؟؟ بی تردید اگر این درخواست در زمان خود مورد توجه قرار می گرفت اینک تن بیمار همسر دلبندم اسیر شرایط نامطلوب قرنطینه اوین نمی شد.»

وي به نمايندگان يادآور شده: «شما که خودتان را نماینده واقعی مردم می دانید و در این زمینه شبهه ای ندارید همین برای من کافی است تا شما را مخاطب قرار بدهم و از شما سؤال کنم که چرا به وظایف نظارتی خود عمل نمی کنید؟ نظارت بر عملکرد قوه مجریه و قوه قضائیه که باید مستقل عمل کند و نمی کند و قضات مربوط به پرونده های سیاسی دیگر هیچ ابایی از اعلام وابستگی شان به نیروهای امنیتی ندارند. شما اگر به این وظیفه خطیر عمل کنید دیگر هیچ ظالمی به خود اجازه ظلم به کسانی که دیوارشان کوتاه است نمی دهد.»

به گزارش کلمه متن کامل این عریضه به شرح زیر است:

عریضه به نمایندگان واقعی ملت

از: همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران نظامی
به: هر خانه ملت نشینی که خود را نماینده واقعی مردم می داند

سلام

مستحضرید که این دومین مرحله از عریضه نویسی های اینجانب فخرالسادات محتشمی پور همسر آزاده دربند شاکی از کودتاگران نظامی،سید مصطفی تاجزاده است. ماه مبارک رمضان که به پایان رسید من به عریضه هایم خطاب به دادستان تهران پایان دادم. نه این که فکر کنید پاسخی گرفتم و یا این که از طرح سؤالاتم پشیمان یا ناامید شده ام. نه نه! نیک می دانم که پاسخ گویی متعلق به دوره اصلاحات بود که دولتش خود را برآمده از اراده ملت می دانست و دو قوه دیگر نیز متأثر از همان فضا خود را ملزم به پاسخگویی می دانستند. و این پاسخ به داخل و شهروندان پرسش گر تمرین خوبی بود برای این که به مقامات بین المللی هم دروغ گفته نشود. برای همین بهانه برای جنگ طلبان آمریکایی و خشونت طلبان در سطح جهان وجود نداشت و آنان نمی توانستند مدعی نقض حقوق بشر در کشورمان باشند. حالا که آن دوران سرآمده و خصوصا اینک پس از کودتا ، نه پاسخ ما را می دهند و نه خود را ملزم می دانند که پاسخ وکلایمان را بدهند. دادستان شهر ما به نمایندگی از دستگاه قضا و متأثر از حاکمان مست از قدرت، به جای پاسخ گویی به خانواده های مظلوم زندانیان سیاسی، بیشتر دوست دارد که آنان با هر شرایطی که دارند مثل پیری و بیماری و گرفتاری، پشت در دفترش به صف شوند و درخواست های شفاهی شان را مکتوب کنند و بدهند به آن سرباز پشت در که بفرستد مراحل اداری اش را طی کند و بعد اگر صلاح دانستند و به مصلحت نمی دانم کدام نظام بود، اقدام کند و اگر تشخیص ازمابهتران فشار بیشتر بر روی زندانی و خانواده اش بود، بی اعتنایی کند یا آنان را به سکوت در برابر ظلم و تسلیم در برابر امیال خود، تأکید می کنم امیال خودشان و همان از ما بهتران توصیه کند. این در حالی است که حقوق دان ها می گویند حقوق زندانی باید بدون درخواست خود و خانواده اش به او داده شود. ما که هنوز زندانی بودن عزیزدلمان را به رسمیت نمی شناسیم به دلیل همه روند غیرقانونی طی شده و به دلیل این که شاکی به جای متهمین کودتا دربند است! و شکایت ده ساله اش از آقای جنتی به دلیل مصونیت قضائی ایشان هنوز به مرحله رسیدگی نرسیده است. بنابراین آزادی فوری او را طالبیم و بس.

نمایندگان محترم!

شما که خودتان را نماینده واقعی مردم می دانید و در این زمینه شبهه ای ندارید همین برای من کافی است تا شما را مخاطب قرار بدهم و از شما سؤال کنم که چرا به وظایف نظارتی خود عمل نمی کنید؟ نظارت بر عملکرد قوه مجریه و قوه قضائیه که باید مستقل عمل کند و نمی کند و قضات مربوط به پرونده های سیاسی دیگر هیچ ابایی از اعلام وابستگی شان به نیروهای امنیتی ندارند. شما اگر به این وظیفه خطیر عمل کنید دیگر هیچ ظالمی به خود اجازه ظلم به کسانی که دیوارشان کوتاه است نمی دهد. شما در سوگندی که برای نمایندگی تان خورده اید پای بندی به حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم ذکر شده است و شما طبق شرح وظیفه نمایندگی در برابر تمام ملت مسئولید و حق دارید که در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر کنید و در بیان نظراتتان از مصونیت برخوردارید و اصل نود قانون اساسی نیز به ما شهروندان این رخصت را داده که شکایت از هر سه قوه را نزد شما بیاوریم تا رسیدگی کرده پاسخ دهید. من اینک به دنبال درخواست تحقیق و تفحصی که همسرم و دوستانش، زندانیان بند دو الف، ماه ها پیش از مجلس کرده بودند تا نحوه بازداشت و نگهداری غیرقانونی و بازجویی ها و رفتارهای خشن و غیرانسانی با آنان توسط سپاه را مورد بررسی قرار دهند و متأسفانه به جای رسیدگی به بایگانی سپرده شد، حق خود می دانم که از شما سؤال کنم چه ملاحظه ای برای مطرح نشدن این درخواست داشته اید و چرا وظیفه ذاتی نمایندگی تان را به دست فراموشی سپرده اید؟؟؟ بی تردید اگر این درخواست در زمان خود مورد توجه قرار می گرفت اینک تن بیمار همسر دلبندم اسیر شرایط نامطلوب قرنطینه اوین نمی شد.

نمایندگان واقعی ملت!

من از حق شهروندی خود استفاده می کنم تا شما را به وظیفه نمایندگی تان هشدار دهم و بخواهم که آن درخواست تحقیق و تفحص را به جریان بیندازید ونیز از مسئولین قوه قضائیه پرسش کنید چرا بیش از ۷۶ روز است که مدیر خدوم و اندیشمند غیور و دلسوز نظام و انقلاب سید مصطفی تاجزاده را در حالی که باید پس از عمل جراحی تحت نظارت و توصیه های پزشک متخصص باشد، در قرنطینه و محروم از حقوق اولیه اش نگاه داشته اند؟ این سؤال را امروز در پیشگاه ملت فهیم ایران از شما می کنم که حجتی باشد برای پرسش فردایم در پیشگاه خالق متعال و امیدوارم هم امروز پاسخگو باشید که فردا دچار ندامت و استیصال نشوید.

با احترام
فخرالسادات محتشمی پور همسر شاکی از کودتاگران نظامی سید مصطفی تاجزاده

ادامه مطلب ...

زهرا رهنورد: شهید سید علی ۴۳ ساله شد + گزارش تصویری

0 نظرات
يادداشت كوتاه زهرا رهنورد به مناسبت سالروز تولد شهيد موسوي:
شهید سید علی ۴۳ ساله شد
. ادامه راه سبز(ارس): شهید سید علی موسوی ظهر روز عاشورای سال گذشته در خیابان شادمان تهران به ضرب گلوله به شهادت رسید. او خواهر زاده میر حسین موسوی است.شهید موسوی دو فرزند دارد .دو فرزندی که ناباورانه شهادت پدر را نظاره کردند و هر گز نبودش را باور نکردند . زهرا رهنورد ، نویسنده و استاد دانشگاه در سالروز تولد او چند کلمه ای در باره اش نوشته است.

به گزارش کلمه، متن یادداشت زهرا رهنورد به شرح زیر است :

شهید سید علی موسوی چهل و سه ساله شد

جمعه، هفتم آبان ماه ۱۳۸۹ سالروز تولد شهید سید علی موسوی بر سر تربت پاکش برگزار شد .

شهید سید علی موسوی ظهر عاشورای ۱۳۸۸ – تشنه لب ، در حالی که نام جد بزرگوارش حضرت ابا عبدالله حسین را بر لب زمزمه می کرد ، با شلیک گلوله ناپاکان و قلدران به خاک و خون غلتید .

شهید سید علی اینک چهل و سه ساله است ، اگر چه جسم او در میان ما نیست.

اما او تا ابد برای ملت ایران قهرمانی فراموش نشدنی است و نام و یاد و راهش ، پاینده است.

زهرا رهنورد ،هشتم آبان ماه ۱۳۸۹

گزارش تصويري بهشت زهرا قطعه ۹





ادامه مطلب ...

آقای وزیر اطلاعات! این مناصب غنیمت نیست، آزمون آخرت است

0 نظرات
تيترنامه اولین دادستان پس از انقلاب به مصلحی:
آقای وزیر اطلاعات! این مناصب غنیمت نیست، آزمون آخرت است
. ادامه راه سبز(ارس): نخستین دادستان انقلاب در پی بازداشت فرزندانش و نحوه برخورد با آنان نامه ای سرگشاده خطاب به وزیر اطلاعات نوشت و از نبودن استقلال در قوه قضایی ابراز نگرانی و تاسف کرد. او در این نامه تاکید کرده که در هر کجای دنیا برای دستگیری متهمین حکم قضایی نشان می دهند اما در ایران دیگر چنین حکمی نشان داده نمی شود و ماموران هر رفتاری که بخواهند انجام می دهند. مهدوی هادوی در این نامه خطاب به حجت الاسلام مصلحی نوشته است: ” آقای وزیر آیا می‌دانید هنگامی که ابن زیاد وارد کوفه شد گفت “من به تهمت میگیرم”. آیا شما نیز به تهمت می‌گیرید یا با دلیل و مدرک؟ فردای روزی که پسرم را گرفتند، نوه‌ام را بردند و به او گفتند می خواهی الان برویم و جاسبی را کتک بزنیم!. آقای وزیر دنبال چه هستید؟”

محمد امین هادوی فرزند اولین دادستان انقلاب روز جمعه ۲۳ مهر از سوی ماموران امنیتی بازداشت شده و به مکان نامعلومی برده شد است. محمد امین هادوی فعال اقتصادی بخش خصوصی و دارنده چندین عنوان مقاله در مباحث اقتصادی است. سه شنبه ۲۴ آبان نیز شفیق هادوی فرزند محمد امین هادوی و نوه نخستین دادستان انقلاب بازداشت شد. مهدوی هادوی رئیس دادگستری شهر قم در سال ۱۳۴۲ بود که حاضر نشد حکم تبعید امام خمینی را امضا کند و به همین دلیل از دادستانی قم برکنار و به تهران منقل شد. او پس از انقلاب به دلیل اطمینان بنیانگزار جمهوری اسلامی به او به عنوان نخستین دادستان انقلاب نصوب شد و مدتی نیز عضو شورای نگهبان قانون اساسی بود. هادوی همچنین در تاسیس بسیج عشایر نقش داشته و پسرش نیز که اکنون در بازداشت به سر می برد از فرماندهان مورد علاقه شهید چمران در جنگ بوده است.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسمه تعالی

حجت الاسلام و المسلمین مصلحی وزیر محترم اطلاعات

من تنها دادستان کل انقلاب ایران (۱) هستم که علیرغم میل باطنی خود به این سمت منصوب شدم. امام در جواب کسانی که برای دیگری حکم نوشته و پهلوی ایشان آورده بودند گفت : “من فقط هادوی را قبول دارم”. بعد از دو ماه و نیم بخاطر آخرت خویش و هول المطلع تقاضا کردم دیگری را به این سمت بگمارند که پس از چهل روز پذیرفته شد.

آقای وزیر اطلاعات، این مناصب غنیمت نیست، آزمون آخرت است که کفر را می‌پسندید یا ایمان را که گروهی این ، گروهی آن پسندند.

چند روز پیش به همراه خانواده‌ام برای ملاقات با شما و برای اطلاع از حال فرزندم محمد امین هادوی؛ که فرمانده مورد علاقه دکتر چمران و از فرماندهان ستاد بسیج عشایر خوزستان بود که خود آنرا تاسیس کرده بودم؛ به آن وزارتخانه مراجعه کردم. بعد از یکساعت و نیم کسی آمد که جوابی بدهد. گفت نگران نباشید. قاضی باید در اینباره تصمیم بگیرد و ما مجری هستیم. او گمان می‌کرد من از کره مریخ آمده‌ام و از وضع دستگاه قضایی خبر ندارم که مسئول سابقش این دستگاه را بدترین دستگاه قضایی جهان و قضاتش را بدترین قضات و بنابراین احکامش را بدترین احکام می‌دانست. در سال ۸۰ وی این دستگاه را قابل مقایسه نه با کشورهای پیشرفته بلکه با کشورهای جهان سوم نیز ندانست. (روزنامه نوروز ۱۳۸۰/۱۱/۲۰ ص ۱۶)

این وضع دستگاه قضایی است و قاضی در این دستگاه مامور اجراست. نه تنها مامور اجرای شما که قدرت دارید بلکه حتی مامور اجرای بخش خصوصی است. من نامه‌ای که برای یکی از علماء فرستاده‌ام به پیوست میفرستم تا ببینید در یک پرونده حکم قبل از وقوع واقعه صادر گردیده است، در پرونده‌ای دیگر قاضی برای تبرئه دکتر جاسبی چهار دروغ می‌نویسد و در پرونده‌ای صورت جلسه سران سه قوه را دلیل برائتش می‌داند در صورتیکه صورتجلسه مزبور نظر کمیسیون ماده ۵ است. چنین قضاتی هر که را شما متهم کنید محکوم می‌کنند و مسئولیت زندانی شدن و محکومیتش بعهده شماست. به دستور شما عده‌ای مسلمان و مومن در زندان هستند. شنیده‌ام اخیرا برخی را به جرم نماز خواندن غیر قانونی! گرفته‌اید. آیا از خدا پروا نمی‌کنید؟

در سنن ابن ماجه (حدیث ۳۹۳۲) حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که آن حضرت به کعبه گفت : “حرمت مومن از تو بیشتر است، مالش و خونش و اینکه جز به خوبیش گمان نبریم”.

آقای وزیر اطلاعات، هیچ دولتی نمی‌تواند مملکت را یواشکی و دزدانه اداره کند. تشکیلات رسمی نمی‌باید مانند دزدان مسلح و آدم ربایان عمل کند. دیروز فرزندم از کسانی که دارای لباس نامناسب بودند و نوه‌ام را بازداشت کرده بودند حکم قانونی برای ورود و بازرسی خواست. آنها با استهزا گفتند به ایشان نشان داده‌ایم و نوه‌ام را نشان دادند و او که رنگش پریده بود و معلوم بود چه نشانش داده‌اند، سرش را پایین انداخت و به زمین نگاه کرد و بدون حکم برای بازرسی وارد شدند.

فرستادن اشخاص با این وضع باعث می‌شود تا شیادان نیز به همین گونه مراجعه کرده، مردم را گروگان گرفته و اخاذی کنند. مگر وزارت اطلاعات ارگان رسمی نیست. چرا اقدام به دستگیری دزدکی می‌کنند و هیچ اطلاعی به کسانش نمی‌دهند. هویت زندانیان گوانتانامو و ابوغریب مشخص بود ولی در اینجا معلوم نیست چه کسی می‌گیرد چرا می‌گیرد و بکجا می‌برد. آیا بازداشت کنندگان مامور رسمی هستند یا شیادان؟ چرا از نشان دادن حکم قضایی ابا دارند؟ ما که می‌دانیم قضات مامورند و تمایل شما را برآورده می‌کنند. پس چرا حکمشان را نشان نمی‌دهید. بنظرم برای نشان دادن این واقعیت است که دستگاه قضا هیچکاره است و ماموران شما هر کاری بخواهند می‌توانند بکنند.

آقای وزیر آیا می‌دانید هنگامی که ابن زیاد وارد کوفه شد گفت “من به تهمت میگیرم”. آیا شما نیز به تهمت می‌گیرید یا با دلیل و مدرک؟ فردای روزی که پسرم را گرفتند، نوه‌ام را بردند و به او گفتند میخواهی الان برویم و جاسبی را کتک بزنیم. آقای وزیر دنبال چه هستید؟ و ما هو التسکین ان للبیت ربّاً

مهدی هادوی
۱۳۸۹-۸-۶
رونوشت: رئیس محترم قوه قضائیه
————–————–————–
(۱) دیگران بعد از اعلام جمهوری اسلامی منصوب شدند و دادستان انقلاب جمهوری اسلامی ایران بودند


ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان