«نماهنگ "برای ایران" تقدیم به خالقان واقعی حماسه ۱۳ آبان»
نماهنگ "برای ایران" تقدیم به خالقان واقعی حماسه ۱۳ آبان
ادامه مطلب ...
ارسال شده توسط
aras
۸/۱۵/۱۳۸۸ ۰۶:۵۷:۰۰ ب.ظ.
پنهان شدن نیروهای امنیتی در بین مردم! و باز هم حضور چشمگير زنان
گزارش تازه ای از تظاهرات ۱۳ آبان
پنهان شدن نيروهای امنيتی در ميان مردم،
ادامه راه سبز«ارس»: با بلند شدن صدای "الله اکبر" و گسترش آن به شکل بی سابقه ای که حتی شبهای اول اعتراضات هم به اين شدت نبود، معلوم بود که فردا روز خاصی خواهد بود.صبح برای رفتن به سر کارم که حوالی ميدان ۷ تير بود هيچ وسيله ای پيدا نکردم. نه تاکسی می رفت و نه اتوبوس. تنها ماشينهائی که بودند برای ميدان انقلاب بود و من هم ته دلم ناراضی نبودم چون دلم می خواست وضعيت شهر و خصوصا خيابان انقلاب رو از نزديک ببينم.
وقتی وارد خيابان انقلاب شدم اولين چيزی که ديدم حضور گسترده نيروهای انتظامی بود که تقريبا هر ۴-۵ متر يک مامور با سپر و کلاه خود و باتوم و گاز اشک آور ايستاده بود که روی لباسش نوشته شده بود پليس پيشگيری.
همينطور که جلو می رفتم و به دانشگاه تهران نزديک شدم به تراکم نيروهای انتظامی افزوده می شد. پياده روی جلوی در ورودی دانشگاه پر بود از اين نيروهای پيشگيری به اضافه تعداد زيادی از نيروهای ضد شورش که با لباس خاص و جليقه های سياه و موتور سيکلت عملا ورود و خروج به دانشگاه را غير ممکن کرده بودند.
در تقاطع تمام خيابانها با خيابان انقلاب دسته های حدودا بيست نفره نيرو در اطراف چهارراه ها مستقر بودند. اين وضع تا ميدان فردوسی ادامه داشت که در آنجا حضور مردم هم در پياده روها به چشم می آمد. دور تا دور سفارت روسيه هم به وسيله نيرهای انتظامی محافظت می شد.
در خيابان حافظ، اطراف دانشکده پلی تکنيک باز به وسيله پليس به شدت کنترل می شد.
در حوالی طالقانی که محل برگزاری مراسم رسمی و دولتی ۱۳ آبان بود به جز نيروهای پليس موتور سواران بسيجی هم در رفت و آمد بودند و همچنين تعداد زيادی اتوبوس که معلوم بود برای انتقال دانش آموزان و معلمان به کار رفته بودند ديده می شد. اما جمعيت زيادی در خيابان طالقانی نبود (شايد پانزده تا بیست هزار نفر) که مشغول تکرار همان شعارهای هميشگی که سالهاست در راديو و تلويزيون می شنويم بودند. به یکباره یاد تهدیدهای آن سردار در هفته پیش می افتم که گفت اینبار کاملا آماده ایم و با سه میلیون نفر به خیابان می آییم!، در دل خندیدم و گفتم تمام زورشان همین بود؟!، فقط ده بیست هزار نفر؟؟؟!، البته بی انصافیست اگر صحبت از حداقل ۳۰ هزار سگ هاری را که با تمام تجهیزات نظامی و چماق و دشنه از اقصا نقاط کشور به تهران آورده بودند را بمیان نیاوریم که صد البته آنها سگهای جیره خوار حکومتند و نه مردم!، با این حال روی هم به ۵۰ هزار هم نمی شوند پس کووووو آن ۳ میلیون!
از طالقانی به بالا در خيابان حافظ به تراکم جمعيت که از جنب و جوش آنها می شد فهميد که عضو جنبش سبز بودند، افزوده می شد. اما نکته قابل توجه حضور وحشتناک نيروهای امنيتی و لباس شخصی در بين جمعيت بود که اصلا قابل تشخيص از مردم عادی نبودند و در همان شکل و شمايل حضور داشتند و فقط هر چند وقت يکبار که کسی را که شعاری يا علامت مشخصه ای مثل روبان سبز داشت شناسائی می کردند و با حمله ناگهانی او را بازداشت و به ماشينهای مخصوص منتقل می کردند، هويتشان مشخص می شد.
من در سه مورد دستگيری سه مرد جوان را شاهد بودم. اولی در تقاطع حافظ و کريم خان با ضرب و شتم فراوان و شکلی بسيار خشن دستگير شد. دومی در بلوار کريمخان وقتی از وسط خيابان می گذشت انگشتان خود را به علامت پيروزی بالا برد و چند متر آن طرف تر مورد هجوم نيروهای امنيتی قرار گرفت و بازداشت شد. سومی هم در ميدان ۷ تير دستگير و پس از تفتيش بدنی بسيار خشن و با کشف يک روبان سبز از جيب شلوارش با خشونت فراوان به داخل ماشين نيروهای انتظامی منتقل شد.
در طول خيابان کريم خان هم بارها افراد لباس شخصی را از پير و جوان ديدم که کسانی که شعار می دادند و اعتراضی می کردند را به ماموران معرفی می کردند و نشان می دادند تا دستگير يا پراکنده شوند.
تعداد زيادی هم جوانان در سن و سال دبيرستان (حدودا ۱۷ سال) ديدم که باتوم داشتند و آن را در لباس خود مخفی کرده بودند و در پیاده روها می چرخيدند.
موتور سوارانی هم بودند که در طول خيابان حرکت می کردند و يک نفر در ترک موتور با لباس نيروی انتظامی مشغول فيلمبرداری از پياده روها و مردم بود.
اما صدای شعارهای مردم از چپ و راست و دور و نزديک شنيده می شد که هر چند وقت يکبار با صدای شليک گلوله يا گاز اشک آور در هم می آميخت.
باز هم حضور چشمگير زنان و دختران جوان،
در خيابان کريم خان زند هر چه به طرف ميدان هفت تير يا وليصر می رفتم به تراکم جميعت افزوده می شد و همينطور همهمه و صدای شعارهای اعتراض آميز بيشتر و بيشتر می شد. در حوالی پل کريمخان گروهی حدودا سی چهل نفره که در دست چند تا شان بی سيم ديده می شد مشغول شعار دادن به طرفداری از دولت و رهبر بودند و به راحتی مسير پل تا ميدان ۷ تير را در پناه نيروهای بسيجی و پليس ضد شورش طی می کردند و به اين ترتيب مانع تجمع گروه های جنبش سبز می شدند. ولی مردم در پياده رو ها ايستاده بودند و آنها که سنشان قد می داد با ديدن اين صحنه خاطرات اوائل انقلاب و همان گروه های چماق داری که هر گونه گردهمائی و تظاهرات غير دولتی را برهم می زدند را به ياد می آوردند.از ميدان هفت تير به طرف شمال جمعيت در تمام خيابانها پخش شده بودند و هر چند صد متر يکبار يک گروه از کوچه ای خارج می شد و شعارهای ضد دولتی و اعتراضی خود را سر می داد و با سر رسيدن موتور سواران بسيج دوباره پراکنده می شد. همين ماجرا در خيابانهای قائم مقام تا ميدان آرژانتين و وزرا و ولی عصر تا پارک ساعی و در خيابانهای تخت طاووس و عباس آباد هم جريان داشت.
در چنين وضعيتی نيروهای بسيجی به علت پراکندگی محل های حضور مردم سردرگم بودند و دائم در خيابانها مشغول بالا و پائين رفتن بودند. اين سردرگمی از طرفی باعث سرگرمی مردم شده بود ولی از طرف ديگر منجر به خشونت بيش از حد اين نيروها شده بود که به محض رسيدن بدون توجه به مرد يا زن بودن مردم و سن و سال آنها فقط به کتک زدن با باتوم و پخش اسپری گاز فلفل در صورت مردم اقدام می کردند.
در يک مرحله که من شاهد آن بودم مردمی که در داخل راهرو ورودی ساختمانی پناه گرفته بودند در زمان عبور موتورسواران بسيجی اقدام به هو کردن و ايجاد سر وصدا کردند که بلافاصله مواجه شدند با يورش اين نيروها به ساختمان و باز کردن درورودی. با لگد و باتوم و اسپری گاز افتادند به جان مردم و با انواع و اقسام فحش و تهديد برای بقيه که به طبقات بالاتر پناه برده بودند خط و نشان کشيدند. ديدم که در اين حمله يک مرد حدودا بالای ۵۰ سال به شدت کتک خورد و چندين زن ومرد ديگر با اسپری گاز فلفل مورد هجوم قرارگرفتند.

اين وضع در آن محل و خيابانهای اطراف تا حدود ساعت ۲ بعد از ظهر ادامه داشت و دسته دسته جوانان دختر وپسر با حضور در خيابان ها با همان شور و شوق و قاطعيت روزهای ابتدائی ِ اعتراضات به شعار دادن مشغول می شدند.
شعارهای جديدی که من در اين روز در سطح شهر شنيدم عبارت بودند از:
نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی
جنبش سبز ايران بمب اتم نمی خواد
سفارت روسيه لانه جاسوسيه
چوب چماق کهريزک ديگر اثر ندارد
جنبش سبز ايران بمب اتم نمی خواد
سفارت روسيه لانه جاسوسيه
چوب چماق کهريزک ديگر اثر ندارد
شنيدم که در همين روز در بسياری از مدارس دانش آموزان به صندلی معلمان نوار سبز بستند و با رنگ سبز به استقبال اين روز رفتند. همينطور در انتخابات شوراهای دانش آموزی نام ميرحسين موسوی به عنوان برنده از درون صندوقها بيرون آمد.
از نکات بسيار جالب در مشاهدات امروز يکی آرامش مردم با وجود تمام اين خشونت ها بود که حتی از آتش زدن سطل های زباله هم به صورت يک نشانه اعتراضی خودداری می کردند.
نکته ديگر تنوع نيروهای امنيتی و انتظامی بود، از پليس پيشگيری گرفته تا پليس ضد شورش و نيروهای بسيج و لباس شخصی. واقعا در اين زمينه نمی توان دست آوردهای اين دولت را کتمان کرد.
اما مهمتر از همه چيز عزم و اراده مردم به خصوص جوانان و باز بيشتر حضور زنان و دختران جوان در اين تظاهرات بود که حتی در بسياری از موارد از مردان هم پيشی می گرفتند. اين نسل که تقريبا همه در همين جمهوری اسلامی به دنيا آمده و بزرگ شده اند و به مدرسه و دانشگاه اين حکومت رفته اند و سالها زير بمباران تبليغاتی و ايدئولوژيک حکومت که از طريق تلويزيون و راديو و فيلم و نماز جمعه و کتب درسی و ... اعمال می شد قرار داشته اند امروز به بزرگترين معضل اين حکومت تبديل شده اند.
خوشبختانه حکومت های ديکتاتوری هرگز از تاريخ و سرنوشت همگنان خود درس نمی گيرند و همانطور که نسل تحصيلکرده و دانشگاهی دست پرورده حکومت پهلوی در سرنگونی آن نقش بزرگی باز کرد، امروز هم اين نسل جوان و دانشگاهی در راه دستيابی به حقوق دمکراتيک و مدنی خود از هيچ تلاشی کوتاهی نخواهد کرد و از هيچ تهديدی، نه دنيوی و نه اخروی، نمی هراسد.
در پايان هم خاطرهی جالبی از اين روز را برايتان نقل می کنم. در ميانه های خيابان مطهری خانمی که از چند خيابان آن طرف تر جلوی من حرکت می کرد، رفت جلوی يکی از اين نيروهای ضد شورش که با آن لباس و سپر و تجهيزات بيشتر به يک "لاک پشت نينجا" شبيه بود و از او پرسيد برای رفتن به ونک کدام مسير را بايد انتخاب کند. جوان مامور هم مدتی هاج و واج به او خيره شد و بعد از اصرار آن خانم با باتومش سمت خيابان شريعتی را نشان داد. آن خانم اعتراض کرد که ونک در مسير مخالف قراردارد و باز آن مامور هاج و واج به او خيره ماند. من خواستم آن خانم را راهنمائی کنم و مسير را نشانش دهم که او با خنده به من گفت: خودم بلدم آقا، فقط می خواستم مطمئن بشم که اين افراد را از جائی آورده اند که نه تهران را می شناسند و نه تهرانی ها را و نه حتی بلدند درست و حسابی فارسی حرف بزنند!!
ارسال شده توسط
aras
۸/۱۵/۱۳۸۸ ۰۵:۰۰:۰۰ ب.ظ.
گزارشات حکومتی از اسرای روز ۱۳ آبان
گزارشات حکومتی از اسرای روز ۱۳ آبان
اشتباه نکنید اینجا اسرائیل نیست! اینان دو اسیر شده به دست کودتاچیان در روز ۱۳ آبان هستند!ادامه راه سبز «ارس»
رييس پليس امنيت تهران: چند نفر در تجمعات ۱۳ آبان دستگير شدند، آمار دقيقی ندارم!
رييس پليس امنيت عمومی تهران بزرگ خبر از دستگيری چند نفر در جريان تجمعات روز ۱۳ آبان در تهران داد.
سردار عليپور در گفتوگو با خبرنگار ايلنا گفت: چند نفر در روز ۱۳ آبان دستگير شدند که اين افراد با اغتشاش اقدام به تخريب اموال عمومی کرده بودند. هنوز آمار دقيقی از تعداد دستگيرشدگان ندارم اما تعدادی در خيابانهای تهران دستگير شدهاند.
فرمانده انتظامی تهران: تعداد دستگيرشدگان ۱۳ آبان فردا اعلام میشود، حدود ۳۵۰۰ نفر در اين مراسم قصد تجمع غيرقانونی داشتند!
فرمانده انتظامی تهران بزرگ با بيان اينکه بايد جمعبندی از تعداد دستگير شدگان در بخشهای مختلف داشته باشيم گفت: جمعبندی نهايی تعداد دستگيرشدگان تجمعهای غيرقانونی ۱۳آبان فردا اعلام میشود.
سردار عزيزالله رجبزاده در گفتوگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا افزود: اين افراد در ميدان هفت تير، خيابانهای کريم خان و مطهری و برخی از خيابانهای آن محدوده دستگير شدهاند.
وی با بيان اينکه عليرغم فراخوانهای رسانههای ضد انقلاب و خارجی و بعضا داخلی حدود ۳ هزار و ۵۰۰ نفر به صورت پراکنده در محدودههای فوق حاضر شدند و قصد ايجاد تجمعهای غيرقانونی را داشتند!
فرمانده انتظامی تهران بزرگ تصريح کرد: افراد زيادی در اين محلها حاضر نشده بودند و اگر هم در جايی تجمعی صورت گرفته به دليل آمادگی پليس امکان اقدامی داده نشد و در همان مراحل اوليه با هستههای آنها برخورد شده است.
دادستان تهران: از تعداد بازداشت شدگان روز ۱۳آبان هنوز بی اطلاعيم!
دادستان عمومی و انقلاب تهران با بيان اينکه تعداد بازداشت شدگان روز ۱۳آبان هنوز مشخص نيست، گفت: تعدادی از بازداشت شدگان اغتشاشات روز چهارشنبه آزاد شدند و مابقی آنها به زودی تعيين تکليف می شوند.
دکتر عباس جعفری دولت آبادی در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام اين خبر افزود: تعداد دقيق افرادی که آزاد شده اند را متعاقباً اعلام خواهيم کرد.
اين مقام ارشد در قوه قضائيه درباره دادگاه بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات اظهار کرد: فردا ۱۶ آبان ماه دادگاه علی تاجرنيا ، سعيد شريعتی و ابراهيم امينی به صورت جداگانه برگزار می شود. همچنين روز يکشنبه ۱۷ آبان نيز اولين جلسه محاکمه احمد زيدآبادی برگزار خواهد شد.
دادستان عمومی و انقلاب تهران افزود: در ادامه دادگاه زيدآبادی، جلسه محاکمه بهزاد نبوی نيز برگزار می شود و روز دوشنبه ۱۸ آبان اولين جلسه محاکمه محمد عطريانفر برگزار می شود.
جعفری دولت آبادی با اشاره به آزادی تعدادی از متهمان حوادث انتخابات از جمله محمد قوچانی و سعيد حجاريان گفت: دادگاه اين افراد پس از متهمان زندانی برگزار می شود و هم اکنون اولويت ما متهمان داخل زندان و رسيدگی هر چه سريعتر به وضعيت آنها است.
كميته گزارشگران حقوق بشر:
انتقال ۳۰ تن از زنان بازداشت شده در روز ۱۳ آبان، به بند متادون
۳۰ تن از زنان بازداشتشده در تجمعهاى اعتراضى روز ۱۳ آبان، به بند متادون زندان اوين انتقال يافتهاند.
روز گذشته و در جريان تظاهرات گسترده مردم تهران، شمار زيادى از افراد شركتكننده در اين تجمع دستگير شده و به زندان اوين منتقل شدند. طبق اخبار رسيده بازداشتشدگان براساس نهاد بازداشت كننده و نوع اتهام به بندهاى مختلف زندان اوين انتقال يافتهاند. تعدادى از اين افراد نيز روز گذشته به بندهاى امنيتى منتقل شدند.
بند متادون،كه پيش از اين براى زندانيان معتاد استفاده مىشده است، در جريان اعتراضات گسترده مردمى در تهران پس از انتخابات، به محل نگهدارى بازداشتشدگان اعتراضهاى خيابانى مبدل شده است. اين سالن، بصورت يك سوئيت در بند زنان زندان اوين واقع شده است و زندانيان نگهدارى شده در اين بند با ديگر زندانيان هيچگونه ارتباطى نداشته و در حالت قرنطينه به سر مىبرند.
پيشتر نيز تعدادى از فعالان سياسى بازداشتشده، مدتى را در اين بند نگهدارى شدند.
ارسال شده توسط
aras
۸/۱۵/۱۳۸۸ ۰۴:۲۱:۰۰ ب.ظ.
سیدمحمد خاتمی به دیدار الویری رفت
سیدمحمد خاتمی به دیدار الویری رفت
رئیس دولت اصلاحات به دیدار مرتضی الویری كه هفته گذشته از زندان آزاد شده بود رفت.به گزارش ایلنا سید محمد خاتمی كه در منزل الویری حضور یافته بود ضمن تمجید از نقش وی در مبارزات قبل از انقلاب و نیز خدماتش در بعد از پیروزی انقلاب، برای شهردار اسبق تهران آرزوی سلامت و بهروزی كرد. مرتضی الویری نیز در این دیدار ضمن قدردانی از حضور خاتمی، گزارشی از علت بازداشت خود ارائه كرد.
گفتنی است علاوه بر شخصیتهایی مانند خاتمی، کروبی و عبدالله نوری، برخی ازنمایندگان مجلس و اعضای شورای شهر تهران و دیپلمات های وزارت خارجه، تعدادی از مدیران شهرداری تهران و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب نیز تا به حال با الویری دیدار کردهاند.
ارسال شده توسط
aras
۸/۱۵/۱۳۸۸ ۰۳:۵۶:۰۰ ب.ظ.
به همهء «دوستان نا امیدم»!
به همهء دوستان ناامیدم!
١- خشونت حاکمیت بیشتر شده؟ بله شده. وقتی سردار نقدی آمد در راس بسیج فکر نکردید که برای نرمش نشان دادن نقدی را منصوب کرده اند ؟ خوب سقف خشونت حاکمیت کجاست؟اسراییل ٢٢ روز غزه را بمباران کرد، بعد مجبور شد به مذاکره با حماس تن دهد؟ چرا؟ چون مرتکب حداکثر خشونت ممکن شد و به نتیجه نرسید. حالا حضرات دارند زور بازو به ما در خیابان ها تهران نشان می دهند؛ به نتیجه نمی رسند. اگر قرار بود برسند به رغم توحش سی خرداد و هجده تیر، روز قدس این همه جمعیت در خیابان نمی آمد. آن وقت چه؟ نگاه کنید به مبارزات کنگره ی ملی آفریقا در آفریقای جنوبی و پروسه پیروزیشان: انکار، تحقیر، خشونت، مذاکره...ما مرحله ی انکار ار پشت سر گذاشته ایم: مشتی خس و خاشاک را یادتان نرفته؟ ما از تحقیر عبور کرده ایم: سوسول های بالای شهری که خوشی زده زیر دلشان؛ ما مشغول گذار از مرحله ی خشونتیم. کمی صبر و همت ما را به مذاکرات می رساند.
٢- نظام تن به مذاکره نمی دهد؟ منظورتان از نظام دقیقن چیست؟ دولت محمود احمدی نژاد و حامیانش؟ بله این حضرات گفتگو نمی کنند. این حضرات یا کرنش بلدند یا غرش، اهل مذاکره و حرف حساب زدن نیستند اما که گفته اینها همه ی نظامند؟ هاشمی،هاشمی شاهرودی، حسن روحانی، علی لاریجانی، محسن رضایی، محمد باقر قالیباف، شمخانی، ولایتی، یونسی و...جزیی از نظام نیستند؟ نظام در سرکوب یک دست نیست. نظام اجماعی برای قشون کشی به خیابان ندارد. حاکمیت هنوز برگ آدم های میانه رویی مثل قالیباف را در جیبش دارد که به روز مبادا بازیش کند. شک نکنید به وقت مذاکره، احمدی نژاد یک سر گفتگو نخواهد بود (اگر او باشد مطمئنا دیگر ما نخواهیم بود!).
٣- شعارهایمان تند شده و پشت بندش خواسته هایمان نیز. به مذاکره قانع نمی شویم؟ دعوا کرده اید تا بحال؟ وسط خیابان وقتی کار رسید به یقه و یقه گیری دیگر جای گفتگوی تمدن ها که نیست. فحش می دهی و می زنی، فحش می دهند می زنند اما این اصلن بدان معنا نیست که فردایش هم توی محل کارت عربده می کشی. دیروز دعوا بود، دعوا آداب خودش را دارد. میانگین جنبش سبز معتدل و اصلاح طلب است. میان ما هستند بسیاری که تجربه انقلاب ۵٧ و اصلاحات ٧۶ را دارند. ما خدا تا فرق داریم با نسل آرمانگرای قبل ۵٧ که به خیال رفتن به بهشت، سر از جهنم در آورد. ضمن اینکه ما موسوی، خاتمی و کروبی را داریم که حرفشان خریدار دارد میان عامه جنبش سبز. نسل ۵٧ کسی را نداشت. به وقتش وقتی طرف مقابل دست از چنگ و دندان نشان دادن بر دارد ما هم بی شک دیگر یکسری حرف ها را مطرح نمی کنیم.
۴- جنبش سبز برای حذف جمهوری اسلامی یا ولایت فقیه یا مذهب زدایی در خیابان نیست. ما خواهان عمل به قانون اساسی، آزادی انتخابات و مطبوعات و بازگشت نظامیان به پادگان هاییم. ما خواهان پاسخگو شدن قدرتیم. من تردیدی ندارم در سطوح بالای نظام تنش سختی میان میانه رو ها و تند رو ها وجود دارد. حدس می زنم اگر بخش خشن حاکمیت نتواند با خشونت جنبش سبز را از میدان بیرون کند میانه رو ها برنده ی جنگ قدرت در حاکمیت خواهند بود. هاشمی در نماز جمعه ی سبز راه حل های خروج از بحران را اعلام کرد. حاکمیت در آن مرحله هنوز در فاز تحقیر بود و دلیلی برای تن دادن به راه حل هاشمی نداشت اما آیا تا اینده ای شاید نه چندان دور باز هم نظر حاکمیت همین خواهد بود؟ قبلن یکبار نوشتم، جنبش سبز درگیر دوی سرعت نیست، ماجرا مسابقه دوی استقامت است. ما درگیر یک ماراتن شده ایم و نباید خسته یا نامید شویم. مهم نیست سرعتمان چقدر است، برنده این مسابقه کسی است که تا هنگام کشیده شدن سوت پایان هنوز مشغول دویدن باشد...امیدوار باشیم و به دویدن ادامه دهیم؛ راه دیگری نیست!
گاندی : ابتدا شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند، آنگاه شما پیروز خواهید شد!
١- خشونت حاکمیت بیشتر شده؟ بله شده. وقتی سردار نقدی آمد در راس بسیج فکر نکردید که برای نرمش نشان دادن نقدی را منصوب کرده اند ؟ خوب سقف خشونت حاکمیت کجاست؟اسراییل ٢٢ روز غزه را بمباران کرد، بعد مجبور شد به مذاکره با حماس تن دهد؟ چرا؟ چون مرتکب حداکثر خشونت ممکن شد و به نتیجه نرسید. حالا حضرات دارند زور بازو به ما در خیابان ها تهران نشان می دهند؛ به نتیجه نمی رسند. اگر قرار بود برسند به رغم توحش سی خرداد و هجده تیر، روز قدس این همه جمعیت در خیابان نمی آمد. آن وقت چه؟ نگاه کنید به مبارزات کنگره ی ملی آفریقا در آفریقای جنوبی و پروسه پیروزیشان: انکار، تحقیر، خشونت، مذاکره...ما مرحله ی انکار ار پشت سر گذاشته ایم: مشتی خس و خاشاک را یادتان نرفته؟ ما از تحقیر عبور کرده ایم: سوسول های بالای شهری که خوشی زده زیر دلشان؛ ما مشغول گذار از مرحله ی خشونتیم. کمی صبر و همت ما را به مذاکرات می رساند.٢- نظام تن به مذاکره نمی دهد؟ منظورتان از نظام دقیقن چیست؟ دولت محمود احمدی نژاد و حامیانش؟ بله این حضرات گفتگو نمی کنند. این حضرات یا کرنش بلدند یا غرش، اهل مذاکره و حرف حساب زدن نیستند اما که گفته اینها همه ی نظامند؟ هاشمی،هاشمی شاهرودی، حسن روحانی، علی لاریجانی، محسن رضایی، محمد باقر قالیباف، شمخانی، ولایتی، یونسی و...جزیی از نظام نیستند؟ نظام در سرکوب یک دست نیست. نظام اجماعی برای قشون کشی به خیابان ندارد. حاکمیت هنوز برگ آدم های میانه رویی مثل قالیباف را در جیبش دارد که به روز مبادا بازیش کند. شک نکنید به وقت مذاکره، احمدی نژاد یک سر گفتگو نخواهد بود (اگر او باشد مطمئنا دیگر ما نخواهیم بود!).
٣- شعارهایمان تند شده و پشت بندش خواسته هایمان نیز. به مذاکره قانع نمی شویم؟ دعوا کرده اید تا بحال؟ وسط خیابان وقتی کار رسید به یقه و یقه گیری دیگر جای گفتگوی تمدن ها که نیست. فحش می دهی و می زنی، فحش می دهند می زنند اما این اصلن بدان معنا نیست که فردایش هم توی محل کارت عربده می کشی. دیروز دعوا بود، دعوا آداب خودش را دارد. میانگین جنبش سبز معتدل و اصلاح طلب است. میان ما هستند بسیاری که تجربه انقلاب ۵٧ و اصلاحات ٧۶ را دارند. ما خدا تا فرق داریم با نسل آرمانگرای قبل ۵٧ که به خیال رفتن به بهشت، سر از جهنم در آورد. ضمن اینکه ما موسوی، خاتمی و کروبی را داریم که حرفشان خریدار دارد میان عامه جنبش سبز. نسل ۵٧ کسی را نداشت. به وقتش وقتی طرف مقابل دست از چنگ و دندان نشان دادن بر دارد ما هم بی شک دیگر یکسری حرف ها را مطرح نمی کنیم.
۴- جنبش سبز برای حذف جمهوری اسلامی یا ولایت فقیه یا مذهب زدایی در خیابان نیست. ما خواهان عمل به قانون اساسی، آزادی انتخابات و مطبوعات و بازگشت نظامیان به پادگان هاییم. ما خواهان پاسخگو شدن قدرتیم. من تردیدی ندارم در سطوح بالای نظام تنش سختی میان میانه رو ها و تند رو ها وجود دارد. حدس می زنم اگر بخش خشن حاکمیت نتواند با خشونت جنبش سبز را از میدان بیرون کند میانه رو ها برنده ی جنگ قدرت در حاکمیت خواهند بود. هاشمی در نماز جمعه ی سبز راه حل های خروج از بحران را اعلام کرد. حاکمیت در آن مرحله هنوز در فاز تحقیر بود و دلیلی برای تن دادن به راه حل هاشمی نداشت اما آیا تا اینده ای شاید نه چندان دور باز هم نظر حاکمیت همین خواهد بود؟ قبلن یکبار نوشتم، جنبش سبز درگیر دوی سرعت نیست، ماجرا مسابقه دوی استقامت است. ما درگیر یک ماراتن شده ایم و نباید خسته یا نامید شویم. مهم نیست سرعتمان چقدر است، برنده این مسابقه کسی است که تا هنگام کشیده شدن سوت پایان هنوز مشغول دویدن باشد...امیدوار باشیم و به دویدن ادامه دهیم؛ راه دیگری نیست!
گاندی : ابتدا شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند، آنگاه شما پیروز خواهید شد!
امیرحسین
ارسال شده توسط
aras
۸/۱۵/۱۳۸۸ ۰۲:۰۹:۰۰ ب.ظ.
۱۳ آبان، خشونت حاکميت و اخلاق مدني مردم
۱۳ آبان، خشونت حاکميت و اخلاق مدني مردم
در۱۳ آبان امسال، تهران و برخي از شهرستانها شاهد صحنههاي خشونتبار بسياري بودند، صحنههايي که گاهي غير قابل باور مينمايد. در بسياري از مناطق مرکزي شهر تهران، نيروهاي امنيتي مسلح، پليسهاي موتورسيکلتسوار، نيروهاي شبهنظامي و لباس شخصي در جايجاي خيابانها و ميادين جاي گرفتهبودند و با تظاهرکنندگان برخورد ميکردند.بسياري از مردم شاهد صحنههاي خشن برخورد اين نيروها با مردم کوچه و بازار و شهروندان بودند. گزارشهاي شخصي مردم و ويدئوهاي کوتاه بسياري که در اينترنت بود به روشني نشان ميداد که در ۱۳ آبان حاکميت تصميم گرفتهبود با خشونت عريان به تظاهرات و تجمعهاي مردم که خواهان ابراز نظراتشان بودند واکنش تند نشاندهد.
ولي پرسش اين جاست که آيا خشونت ميتواند حرکت و جوشش مردمي که به خاطر ابتداييترين خواستههاي خود که همانا «درخواست شنيدهشدن» است را خاموش سازد؟
وقتي مردم شاهد صحنهاي هستند که در آن نيروي ضد شورش به يک دختر جوان بيسلاح که در حال توضيحدادن چيزي است حمله ميکند و با باتوم به بدن و پاهاي او ميزند و جواني که به طرف آن دختر آمده و ميخواهد به او کمک کند با کشيدهشدن موهايش توسط پليس مسلح مورد آزار قرار ميگيرد چگونه ميتوانند اسلاميبودن حکومت را باور کنند؟
وقتي ميشنويم که مردم بيسلاح را با طناب به هم بستهاند و سوار ماشين کردهاند و يا آنقدر در برخي مناطق گاز اشکآور شليک شده که افراد داخل ساختمانهاي مجاور تجمعها تا چندين ساعت نميتوانستند از آنجا بيرون بيايند چرا که قادر به نفس کشيدن نبودند، چگونه بايد درباره شيوه حکومتداري دولت بينديشيم؟
بسياري از مردم خود اين صحنهها را تجربه کردهاند، بسياري ديگر شاهد اين برخوردها بودهاند، و مردم زيادي نيز از افراد مورداعتماد خود شنيدهاند و بسيار بسيار آدمهاي ديگر هم خبر آن را ميخوانند و ويدئوي آن را تماشا ميکنند و همه و همه به اين نکته ميانديشند که واقعا حکومت چه فکري در سر دارد.
واقعا اين اتفاقات، اين ديدهها و شنيدهها چه تاثيري روي مردم دارد و چقدر در اقتدار دولت موثراست؟
ما هر روز شاهد کساني هستيم که باوجود اينکه پس از انتخابات به دلايل متفاوت در حرکتهاي جمعي جنبش سبز مردم شرکت نکردهبودند تدريجا به جمع اللهاکبر گويان شبانه ميپيوندند، در تجمعات شرکت ميکنند و بيشتر کنجکاو و علاقهمند به دانستن خبرهاي مربوط به ايستادگي مردم در برابر انحصارطلبي و بيعدالتي هستند.
بسياري تازه شروع به اين فکر کردهاند که آيا اين حکومت که نام اسلام را نيز يدک ميکشد از آنها نمايندگي ميکند يا تنها اهداف قدرتطلبانه خود را تعقيب مي کند، حافظ منافع آنهاست يا از منافع برخي گروهها يا جريانها دفاع ميکند و براي تعالي و شکوفايي مملکت تلاش دارد يا تنها به اين فکر است که تفکرات انحصار طلبانه و تشنگي قدرتمآبانه خود را ارضا کند و در هر عرصهاي آن کند که خود ميخواهد و نه آنچه به صلاح کشور، مردم، انقلاب و حتي اسلام است.
اگر حاکمان ميانديشند که با خشونت ميتوانند مردم را بترسانند راه باطل رفتهاند. اين حرکت بيش از آنچه فکر ميکنند «مردمي» است که بشود با ضرب وشتم، تهديد و ارعاب، دستگيري و دادگاه جلوي آن را گرفت. به کارگيري خشونت به جز افزايش نفرت در بخشهاي وسيع مردم و دلدادگي بيشتر آنها به جنبش سبز نتيجهاي دربر نخواهد داشت.
جوامع امروز ناگزير به پذيرش خواستههاي مردماند و قرارگرفتن در عصر ارتباطات، بالا رفتن آگاهيهاي مردم و دسترسي گسترده به منابع مختلف اطلاعرساني راه را براي همه حکومتهاي دنيا براي استفاده از شيوههاي خشن با مردم خود بستهاست.
امروزه وقتي از اقتدار يک حکومت يا دولت سخن رانده ميشود، منظور حکومت يا دولتي است که پايگاهي در ميان مردم داشته باشد و قدرت خود را برپايه جوابگويي به خواستهاي تودههاي وسيع مردم قراردهد. پس وقتي شاهد چنين موج رفتار خشونتآميزي از سوي حاکميت کشورمان هستيم به روشني ميتوان دريافت که حکومت با بحران اين پايگاه مردمي روبهرو شده و ميخواهد با ايجاد فضاي ترس در جامعه با اين بحران مبارزه کند.
اين شيوه خشن پيشگرفته شده از سوي حاکميت زماني ميتوانست موفق باشد که حرکت اجتماعي از پايگاه بزرگ مردمي برخوردار نبود و نيز کاملا وابسته به حزب يا گروه مشخص سياسي ميشد. ولي در حال حاضر که مردم خود به مخالفت رويآوردهاند و گروهها و نخبگان سياسي تنها به فراخور خود سهمي در اين حرکت ايفا ميکنند و نه اينکه جنبش را بهدست داشته باشند اين شيوه خشونتبار محکوم به شکست است. پير و جوان، زن و مرد، روحاني و غير روحاني، تحصيلکرده و عامي، کارگر و استاد دانشگاه، همه و همه به پا خواستهاند و حقوق خود را طلب ميکنند.
در 13 آبان همانند تظاهرات پيشين پس از انتخابات مردم بدون هيچ سلاحي مورد تهاجم قرار گرفتند. در يک طرف مردم با شعارهاي خود حاضر بودند و در طرف ديگر نيروهاي امنيتي و پليس با گاز اشکآور و باتوم و اسلحه حضور داشت. يک رويارويي نابرابر. حکومت به مردم نشان ميدهد که ميخواهد با خشونت روبهروي آنها بايستد.
ولي جنبش سبز مفتخر است که بدون هيچ خشونتي وارد صحنه شده است و درست با همين سلاح بيسلاحي، افتخار داشتن اخلاق مدني يعني پرهيز از خشونت، مدارا و مسئوليتپذيري را تا پيروزي به همراه خواهد داشت و آن را جزء جدانشدني از فرهنگ سياسي و اجتماعي ايران خواهد کرد.
ارسال شده توسط
aras
۸/۱۵/۱۳۸۸ ۰۱:۵۸:۰۰ ب.ظ.
اشتراک در:
پستها (Atom)
دانلود نماهنگ