بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

سید محمد خاتمی به دیدارسید مصطفی تاج‌زاده رفت + عکس

0 نظرات
سیدمحمدخاتمی به دیدارسیدمصطفی تاج‌زاده رفت

. ادامه راه سبز«ارس»: ساعاتی پیش رئیس دولت اصلاحات به دیدار معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات رفت.

به گزارش پارلمان نيوز، در این دیدار که در فضایی با نشاط و ناشی از شوخ‌طبعی‌های همیشگی سیدمصطفی تاج‌زاده برگزار شد، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به بیان برخی از مسائل ماه‌های اخیر و دیدگاه‌های خود در این رابطه پرداخت.

سیدمحمدخاتمی نیز با تبریک آزادی تاج‌زاده به خانواده او ابراز امیدواری کرد که تا پایان سال تمامی زندانیان سیاسی آزاد شوند و سال نو را در کنار خانواده‌های خود آغاز کنند.



به اميد آزادي تمامي اسراي جنبش سبز مردمي


ادامه مطلب ...

سربازان گمنام جنبش سبز

1 نظرات
سربازان گمنام جنبش سبز

. ادامه راه سبز«ارس»: پس از انتخابات و بسط فضای جزم گرا و محدود رسانه ای و سلب هر تریبون عمومی برای معترضین به روند موجود و یکسویه نگر، کنشگران عرصه سیاسی اجتماعی با خطیر یافتن وضع موجود هر کدام به سیاقی سعی در به انجام رساندن وظیفه بر دوش احساس کرده خود برآمدند رسالتی که مهندس موسوی عزیز نیز دلیل آمدن به صحنه خود را آن نامید" احساس خطر نسبت به روندهای مخرب" که تار و پود کشور را در معرض آسیب جدی قرار میداد.

هر کسی نسبت به توانائی و میزان اثر گذاری وارد عرصه شد و ادای دین خود نمود، علارغم همه تخریب ها، تهدید ها ، توهین ها و نسبت های ناروا مردم بلوغ سیاسی خود را نشان دادند و ماندند تا آزادی و آزادگی بماند تا همه بدانند ایران و ایرانی همانند اسلاف خود و به پاس صد سال مبارزه آنان در راه کسب حقوق مشروع اش ایستاده است.

بی گمان به سبب ایجاد فضای بسته رسانه ای از سوی تمامیت خواهان مهمترین کارکرد و دایره عمل ورزی در پیش روی سبز اندیشان عرصه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی بوده و هست از همین رو بعد از انتخابات با درک درست نسبت به وضعیت موجود و محدودیتهای اعمال شده با رشد چشمگیر و روزافزون وبلاگ نویسی در عرصه اینترنت روبرو گشتیم.

فارغ از سن و سال و جنسیت و میزان آگاهی هر کس به توانائی خود گوشه ای را به پوشش درآورد و قطره ای شد از دریای بیکران اندیشه ورزی و سبز اندیشی. هر وبلاگ دنیائی شد از آرمانها و خواستها و آرزوهای نویسندگان آن که آنرا با دیگر مردم سرزمینش به هم اندیشی نشست تا در بازخورد اندیشه ها چراغ راهی باشد برای راه سبز امید و بخوبی این شعار را عملی سازی نمودند که هر ایرانی یک رسانه و جنبش سبز را زندگی کردند با یکدیگر.

اما زهی تاسف که تمامیت خواهان نا بردبار این فضای محدود را هم برنمی تابند و علارغم در اختیار داشتن رسانه های فراگیر تریبونهای عمومی کاملا یکسویه و قدرت قبضه شده آغازگر فیلترینگی شدند بی ضابطه بدور از هرگونه تامل و بدور از هرگونه چارچوب مشخص قانونی،معیار حذف رقیب است و سکوت فکر به هر طریق و هدفی ! چه خوب دانستند همین وبلاگهای کوچک و ساده اما دریا دل چون روزنه ای فروزان است از آگاهی و روشنائی بر تاریک نگری و کوچک اندیشی.

پس منوی روزانه آنان حذف و فیلترینگ هر وبلاگی شد که نشانه ای داشت از غیر مطلوب آنان، خواه به نامش، خواه به خبرش و خواه به نقدش حذف حذف و حذف! به هیچ نشانی از پاسخگوئی و یا استنادی از قانون و اما سربازان بی نام و نشان جنبش سبز مظلوم و استوار علارغم تهدیدها ماندند وبلاگی بعد از وبلاگی دیگر کسی آنان را نمی شناسد کسی از زحمات آنان تشکر نمی کند. کسی لوح تقدیری به آنان نمی دهد اما آنان میثاقی دارند به بلندای نام ایران و به سبزی سرزمین سبزشان پس هستند تا قلم هست تا ایرانی هست تا آزادگی هست درود بر شرفشان و بلند باد همت شان.

ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
هشتم مهرماه هشتاد و هشت

رضا رئيسی
ادامه مطلب ...

سید مصطفی تاج‌زاده آزاد شد + عكس

0 نظرات
سید مصطفی تاج‌زاده آزاد شد

. ادامه راه سبز«ارس»: پیش آزاده سرافراز، سید مصطفی تاج‌زاده بعد از تحمل 9 ماه حبس آزاد شد.

به گزارش پارلمان‌نیوز، تاج‌زاده بلافاصله بعد از انتخابات بازداشت شد و تاکنون در زندان به سر می‌برد.

عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت نقشی بسیار مهم را در افزایش مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری برعهده داشت اما بعد از برگزاری انتخابات بلافاصله بازداشت و به اتهاماتی عجیب متهم شد.

تاج‌زاده در دولت سیدمحمد خاتمی معاونت سیاسی وزارت کشور و در دولت مهندس میرحسین موسوی معاونت امور بین‌الملل وزارت ارشاد را بر عهده داشت، در این مدت به گفته بسیاری آزادشدگان بحث‌های بسیار مفصلی با بازجوها درباره برداشت اشتباه آن‌ها از فعالیت‌های صورت گرفته اصلاح‌طلبان انجام داد اما در دادگاه بنا بر عهد پیشین خود که تا دادگاه آیت‌الله جنتی برگزار نشود در هیچ دادگاهی از خود دفاع نمی‌کند در دو جلسه دادگاه که در تاریخ 22 آذر و 19 بهمن برگزار شد برای رسیدگی به اتهام‌های نسبت داده شده به او درباره حوادث بعد از انتخابات از خود دفاع نکرد.

قاضی صلواتی وی را به مواردی چون «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن نظم عمومی، تبلیغ علیه نظام، توهین به مسوولان و نگهداری اسناد محرمانه» متهم کرده بود.

گفتنی است، تاج‌زاده در هنگام آزادی از روحیه بسیار بالایی برخوردار و بسیار شاداب بود.






ادامه مطلب ...

ملاقات با پدر پس از ۹ ماه اسارت؛دلنوشته ای از همسر تاجزاده

0 نظرات
ملاقات با پدر پس از ۹ ماه اسارت؛دلنوشته ای از همسر تاجزاده

. ادامه راه سبز«ارس»: فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاجزاده در نوشته ای به توصیف اولین ملاقات دخترش با پدر دربندش پس از ۹ ماه اسارت پرداخته است.

بعد از فیلتر شدن سایت روزنه و مسدود شدن وبلاگ روزنه در پرشین بلاگ، وبلاگ شخصی فخرالسادات محتشمی پور در بلاگ اسپات نیز فیلتر شد. محتشمی پور که بعد از بازداشت همسرش، مصطفی تاج زاده، دلنوشته هایش را خطاب به همسر، فرزندان و مردم ایران به طور مستمر در وبلاگش منتشر می کرد با اظهار تاسف از محدودیت های بیشماری که برای خانواده زندانیان سیاسی ایجاد می شود گفت: "من گفتنی های زیادی با مردم شریف و فهیم ایران دارم که به موقع از طریق همین روزنه های کوچک باقیمانده بیان خواهم کرد".

متن این دلنوشته كه پس از فيلتر شدن وبلاگ ايشان در اختيار سايتها قرار گرفت به شرح زیر است:

اولین ملاقات تو در زندان با پدر! تلخِ شیرین یا شیرینِ تلخ؟

از لحظه ای که پا به خاکِ پاک وطن گذاشتی منتظر این دیدار بودی. نمی دانم چه تصوری داشتی از این دیدار نامأنوس که سپهر در تمام مدت بازداشت پدرش به آن تن نداد و منتظر ماند تا در خانه او را ببیند! بی تابی هایت مرا ناآرام می کند دردانه پدر. لختی آرام بگیر و بگذار حواسم را جمع کنم ببینم چه تدبیرباید؟ تو خوب است که قبل از ملاقات حواست پرت باشد و به چیزهای دیگری فکرکنی تا سختی و سنگینی این ساعات و دقایق را کمتر احساس کنی. حالا کم کم می رسیم به منطقه اوین.

زیاد از این جا گذشته ایم. قبل از این که این پل عظیم را بسازند و بی تفاوت رد می شدیم و گاه نگاهی به آن سو می انداختیم و آن نگهبان بالای اتاقک را به سختی می دیدیم و در دل برای آزادی همه زندانیان دعا می کردیم. و من روزهایی که این مسیر را برای پیاده روی صبحگاهی انتخاب می کردم وقتی نان بربری تازه را در دست می گرفتم یادم می رفت که بعضی از اسیران اوین تنها به خاطر گرسنگی مرتکب جرم شده اند و خانواده هایشان گرفتارتر از قبل.

زندان! هیچ تصویر روشنی نداشتیم ما از درون زندان! حتی وقتی که من در وزارت کشور خدمت می کردم و گاهی برای بازدید به بند زنان می رفتیم و گزارش های با آب و تاب می شنیدیم و مشاهدات عینی مان را ثبت و ضبط می کردیم و فکر می کردیم همه آن چه که هست دیده ایم بی خبر از زوایای پنهان. حالا هم تصویر کاملی ندارم از زندان،علیرغم همه آن چه که شنیده ام. مهم نیست که چه شنیده ایم. آن چه مهم است موقعیت این روزهای اوین است. اوین خوشبخت که اقامتگاه بهترین هاست. اوین خوشبخت به وجود بهترین های این خاک پاک. حالا باید پیاده شوید همین جا.

بالاتر نمی شود رفت. مامور می گوید حرف شما متین که مادربزگ کمر درد و پا درد دارد، ولی من نمی توانم از دستور تخلف کنم. می گویم به رئیست بگو اگر پدر و مادر پیر داری باید بفهمی که در این سن و سال بالا رفتن از این پله های تیز که انگار تمامی ندارد، آسان نیست. با التماس نگاهم می کند و می گوید ولی من نمی توانم این را به مقام مافوق بگویم. دخترم مرا مذمت می کند: مامان حالا زورت به این بنده خدا می رسد ؟؟؟حق با اوست. ما زورمان به بالادستی ها نمی رسد اما معتقدیم که «یدالله فوق ایدیهم».

مادرها یکی یکی پله های تیزِ تمام نشدنی را طی می کنند و در هر پله یک نفرین. و چقدر ترسناک است این پشت در زندان، وقتی فضا پر می شود از نفرین انسان های درمانده که در جستجوی فرزند از راه های دور خودشان را به سختی می رسانند اینجا، تنها به امید گرفتن خبری و وقتی که امیدشان ناامید می شود توسط نگهبان مأمور طفلکی که سپر بلاست.

تو متحیر نگاه می کنی و چیزهایی که برای ما نه ماه است تکرار می شود برایت غریبه و عجیبند دخترم. خواهرت می خندد و می گوید: چرا ماتت برده دختر اینجا اوین است. زندان آدم های خوب و خدمتگزار مثل پدرمان و من دلم می خواهد های های گریه کنم. اینجا اوین است و تو پس از نزدیک دو سال دوری از ما باید پدرت را در این مکان ملاقات کنی. واقعیت با همه نحوست و سیاهیش تو را در برگرفته و تو نمی خواهی باور کنی که پاداش خدمتگزاری های صادقانه پدر در این سی سال که تو بیست و هفت سالش را شاهد بوده ای، این است. و من چقدر خوشحالم که تو بعد از نه ماه که از بازداشت پدر می گذرد او را می بینی. حالا که او پنج ماه است از انفرادی درآمده و حال و روزش بهتر شده و حالاتش عادی تر شده و آرامشش ما را آرام می کند.

کاش در ملاقات اول هم تنها رفته بودم و خواهرت را همراه نمی بردم تا آن تصویر ناخوشایند از پدر دربندش برای همه عمر مهمان چشمان زیبایش نباشد. کاش هیچ فرزندی پدر را در اسارت نبیند. به قول پدرت کاش دشمن هم این روزها رانبیند. و چه خوب که سپهر مقاومت کرد و این صحنه را برای همیشه تحریم کرد

برای خود. سپهر اسطوره ای!!!حالا تو در آغوش پدر پنهان شده ای و در دریای محبت بیکرانش غرق شده ای.من چشمان پدرت را می بینم که اشک آلود است و تکان خوردن شانه های ظریف تورا دخترم. همه آرزوی جوانیم. عزیزم. خواهرت، هم پای شما اشک می ریزد.انگار آن ملاقات اول برایش تداعی شده و شاید به حال تو غبطه می خورد که نبودی و ندیدی ناخوشایندترین تصویرهای عالم را! بس است دخترم بس است. می ترسم در و دیوار این اتاق کوچک از هم بشکافند با بروز این احساسات پاک.

می ترسم این سیلی که جاری شده از چشمان شهلایت همه ما را در خود غرق کند.پدر آرام به پشتت می زند: گریه نکن دخترم گریه نکن. و من همه سختی زندگی را بر پشت خود هوار شده می بینم. من، همسر یک زندانی سیاسی که قهرمان ملی است، اسطوره مقاومت و تبلور مردانگی. بیا بنشین و برای پدر حکایت کن حال و روزت را. از خوبی ها بگو برایش. بگذار وقتی شب در خلوت خود این لحظات را مرور می کند تنها چهره معصوم تو و لبخند زیبایت و خاطره قشنگ این دیدار در خاطرش تجدید شود. عزیزدل اینقدر سوال نکن بابا کی می آیی؟؟؟

دلت را بگذار پیش دل خواهرت که در هر ملاقات سعی می کند فقط از آرام بودن اوضاع بگوید و از هوا که خوب است و زندگی که جریان دارد و به قول سپهر از این که همه چیز اوکی هست و آروم! خواهرت از پدر سوالی نمی کند که جوابش سخت باشد و او بلد نباشد و دربماند. درماندگی پدر در برابر فرزندش هیچ خوشایند نیست و دلت را بگذار پیش دل بچه هایی که هنوز پس از گذشت ماه ها از اسارتشان باید برای هر ملاقات التماس کنند و بعد هم بنشینند پشت شیشه های کثیف و گوشی های کثیف را به دست بگیرند بگویند: بابا سلام. تو سلامت را بی واسطه به پدر رساندی شکرانه دارد. سلام علی را هم رساندی و او با شوق پاسخ داد و …

من چه می گویم؟ همه آن چه من دیدم تو بهتر دیدی در اولین ملاقات. خدا کند این آخرین ملاقاتت باشد در اوین دخترم. خدا کند دوران خوشبختی اوین زودتر تمام شود و او به خانه برگردد در جمع چهارنفریمان که فقط یک غایب دور از وطن دارد. و خدا کند وقتی پدر به خانه می آید همه خانه های سوت و کور این روزهای نزدیک عید، با حضور آزادگان دربند رونق و صفای بهاری گرفته باشد.
ادامه مطلب ...

احمدی نژاد و دولت کودتا؛ از تقلب تا اختلاس

0 نظرات
احمدی نژاد و دولت کودتا؛ از تقلب تا اختلاس


. ارس: خبرگزاری‌ها در چند روز گذشته از اتهام اختلاس یک شرکت بیمه‌ای پرده برداشتند و از نقش یک مقام ارشد دولتی در این فساد مالی بزرگ خبر داده‏اند.

در حالی که رییس قوه قضاییه از شناسایی و دستگیری یک باند بزرگ مفاسد اقتصادی در یکی از شرکت‌های دولتی خبر داد و گفت: «افراد این باند توانسته‌اند با جعل اسناد دولتی و قضایی، میلیاردها تومان به حقوق مردم و بیت‌المال خسارت وارد کنند که فقط اختلاس یک نفر از آنان ۶ میلیارد تومان است.»

همچنین این خبرگزاری‌ها اعلام کردند که یک مقام ارشد دولتی نزدیک به محمود احمدی نژاد در راس این شبکه اختلاس بزرگ میلیاردی قرار دارد و علاوه بر این مقام عالی‌رتبه، مدیر یک شرکت بیمه‌ای و تعدادی از مدیران و کارکنان دولتی حضور دارند.

گرچه به نظر می‌رسد این مسئول دولتی کناره‌گیری کرده تا مقدمات بررسی پرونده فراهم شود اما برخی منابع مطلع از دخالت احمدی نژاد برای جلوگیری از دستگیری وی خبر می‌دهند. گفته می‏شود این شبکه با اختلاس میلیاردها تومان منابع پولی کشور آن را در برخی پروژه‌ها و در بین برخی افراد هزینه نموده‌اند.

در همین حال سایت جهان نیوز وابسته به زاکانی نماینده مجلس حامی دولت کودتا که با برخی از همکاران و نزدیکان احمدی نژاد اختلاف و درگیری دارد در خبری به شکل تلویحی حمایت احمدی نژاد از فرد متخلف را تایید و نسبت به آن انتقاد کرد.

این سایت در گزارش خود نوشته است: «اخبار نگران کننده ای از سنگ اندازی برخی ارکان قدرت به گوش می رسد. شنیده ها حاکی از آنست که تا کنون تمام اعضای این باند به غیر از یک نفر دستگیر شده اند. اما ظاهراً احضار یک مقام دولتی با مشکل مواجه شده است که بررسی و رسیدگی به پرونده وی برای پیشرفت این حرکت قاطع نکته ابهامی باقی گذاشته است. اینک امیدها به سوی رئیس جمهور عدالت خواه و مکتبی است تا با رفع این نقطه ابهام، مقدمات رسیدگی به این پرونده را فراهم سازد و با تلاش خود راه رای برای احقاق حق مردم هموار نماید».

این سایت همچنین پیش از این مدعی شده بود « تعدادی از نمایندگان مجلس نیز طی چند ماه گذشته پی گیر تخلفات اقتصادی و مالی فرد یادشده در دولت بودند. » چندی پیش سایت فرارو از اقدامات الیاس نادران نماینده مجلس در خصوص محمدرضا رحیمی خبر داده بود و نامه‌ای را منتشر کرده بود که در آن علاوه بر مبهم بودن مدرک دکترای رحیمی، معاون اول احمدی نژاد، برخی مسائل مالی نیز مورد پرسش قرار گرفته بود.

سابقه حمایت احمدی نژاد از نزدیکان متقلب

پیش از این نیز در رخدادی متفاوت و در آستانه معرفی اعضای دولت دهم به مجلس برای کسب رای اعتماد سایت خبری رویداد از تلاش های احمدی نزاد برای تبرئه یکی از نزدیکان و اعضای دولتش خبر داده بود.

فرزاد سلیمی که بیش از 75 نفر از بستگان نزدیک خود را در زلزله رودبار از دست داده بود، از سال‌ها قبل به راهکاری اجرایی برای کاهش تلفات زلزله فکر می‌کند. اندیشه‌های او سرانجام در اوایل سال 82 نتیجه می‌دهد و طرح اتاق امن زلزله به ذهن این کارشناس تربیت‌بدنی می‌رسد.

طرح اتاق امن به دست علی اکبر محرابیان در شهرداری تهران می رسد. محرابیان نیز این طرح را در اداره ثبت شرکت‌ها به نام خود و موسی مظلوم با عنوان جدید «ایمن‌سازی ساختمان‌های با بافت فرسوده» به ثبت می‌رساند. او البته تغییر چندانی در طرح اولیه به عمل نمی‌آورد و در عین حال با همان اعتماد به نفسی که فعالان صنعتی بارها دیده‌اند، از بین دو گزینه «اختراع» و «تکمیل اختراع» گزینه اول را انتخاب می‌کند.

چند هفته پس از این تخلف علمی، آقای احمدی‌نژاد شهردار وقت تهران در 22 اسفند 83 در مصاحبه‌ای، اتاق امن را طرح ابتکاری کارشناسان شهرداری می‌نامد. این مصاحبه آغاز انفجار تبلیغاتی پیرامون طرح اتاق امن است که بهانه خوبی برای چاپ عکس‌هایی با چهره اندیشمندان و مخترعان را در اختیار محمود احمدی‌نژاد و علی‌اکبر محرابیان قرار می‌دهد. نکته جالب آن که احمدی‌نژاد، در یکی از مصاحبه‌های خود با اعلام اینکه طرح اتاق امن با 31 هزار ساعت کار کارشناسی در شهرداری تهران به نتیجه رسیده است، از صنف آهنگران خواست این طرح را بدون نگرش سودآوری اجرا کنند.

او همچنین در آخرین روزهای حضورش در ساختمان بهشت، از اقدام گسترده تحقیقاتی برای طراحی اتاق امن، به عنوان یکی از افتخارات 19 ماه خدمت خود در شهرداری تهران یاد می‌کند.

فرزاد سلیمی نیز وقتی متوجه می‌شود محرابیان و فردی به نام موسی مظلوم اختراع او را به نام خود ثبت کرده‌اند، چاره‌ای جز شکایت به دادگستری نمی‌بیند. شکایتی که منجر به محکومیت محرابیان شد.

پس از این محکومیت حیدر مصلحی که آن زمان وزیر پیشنهادی برای وزارت اطلاعات بود به دستور احمدی نژاد دیدارهایی را با سعید مرتضوی و صادق لاریجانی انجام داد.

در این دیدارها مصلحی مدعی شده بود که با توجه به نسبت فامیلی محرابیان با رئیس دولت این پرونده برای بی اعتبار کردن احمدی نژاد برنامه ریزی شده است. مصلحی به صادق لاریجانی گفت که صدور هر حکمی به جز تبرئه محرابیان ضربه شدید به دولت در این شرایط حساس بوده و آقای احمدی نژد اصرار دارد پیش از جلسه رای اعتماد حکم قطعی تبرئه صادر گردد.

علی‌اکبر محرابیان و موسی مظلوم، محکومان تخلف علمی مربوط به اتاق امن زلزله، در سال 85 کتابی با عنوان «اتاق امن» را نیز توسط انتشارات دانشگاه علم و صنعت و با حمایت شهرداری تهران منتشر کردند. سومین نویسنده این کتاب محمود احمدی‌نژاد شهردار وقت تهران و رئیس‌جمهور کنونی است. در مقدمه کتاب اتاق امن، همچنین از مهندس زریبافان، علی‌آبادی، الله‌وردی، ترابی و علی‌مظلوم به دلیل همراهی در این راه، تشکر شده است.
ادامه مطلب ...

نامه سرگشاده محمد تقی کروبی به صادق لاریجانی

0 نظرات
نامه سرگشاده محمد تقی کروبی به صادق لاریجانی


.
ادامه راه سبز«ارس»: دکتر محمد تقی کروبی؛ فرزند مهدی کروبی در نامه ای به صادق لاریجانی درخصوص ممنوع الخروج شدنش از کشور مطالبی را بیان کرد.

به گزارش سحام نیوز، متن این نامه بدین شرح است:

بسمه تعالی

برادر گرامی آیت الله صادق لاریجانی آملی رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

همانطور که احتمالا در جریان هستید جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ پاسپورت اینجانب در حالیکه از سوی مقامات قضائی ممنوع الخروج نشده بودم و از گیت نیروی انتظامی عبور کردم، توسط نیروهای لباس شخصی احتمالا مرتبط با دستگاه های امنیتی بدون هیچ توضیحی و بطور غیر قانونی توقیف و از خروجم از کشور ممانعت بعمل آمد. در این مورد خاص به احترام هزینه های سنگینی که سایر مردم عزیزمان در این مدت پرداختند قصد نگارش نداشتم لیکن وقاحت و هتاکی برخی از سایت های وابسته به جریانی از قدرت که در کمال امنیت و آرامش مدعی شدند که سفر اینجانب به انگلستان مرتبط با حوادث اخیر است و برای گرفتن دستور به لندن می رفتم، مرا برآن داشت توضیحاتی جهت تنویر افکار عمومی ارائه و از شما بخواهم اجازه ندهید بیش از این مقامات امنیتی بجای دستگاه قضایی تصمیم گیری کنند. لذا پیش از ورود به موضوع و برای جلوگیری از قلب واقعیت مجبور به نگارش و بازگو کردن دلائل سفر و بخشی از آنچه در خلال جنگ با خدا معامله کرده و با افتخار برای کشورم ایران عزیز هزینه کردم، هستم. متاسفانه فرهنگ دروغ و تهمت از سوی کسانیکه حاضر به تمکین از قانون و به رسمیت شناختن حقوق ملت نیستند در حال نهادینه شدن است و از این گذر نه تنها علیه آقایان کروبی ، موسوی و خاتمی هر نوع اتهام، دروغ و هتاکی مباح شده بلکه جنابعالی و برادر محترمتان نیز مشمول آن شدید. سعدی شیرازی به زیبائی می فرماید:

اگر جفت گردد زبان با دروغ نگیرد ز بخت سپهری فروغ

صادقانه بگویم بیم آن دارم که این مدعیان مسئله دار که با ارتزاق از بیت المال در سایت ها و روزنامه های زرد خود در کنار فحاشی به ساحت مرجعیت و یاران اصیل امام، برای تسویه با پدرم که سخنانی متقن در باب انتخابات و حوادث پس از آن دارد، در آینده نزدیک مدعی شوند که محمد تقی عامل ام آی ۶ و یا سی آی ای است و نه در شلمچه و فکه بلکه در سواحل مدیترانه در حالیکه حمام آفتاب گرفته بود، سلامت خود را از دست داده است. امیدوارم با تاسی به این آیه شریفه لا تلبسو الحق بالباطل و تکتمو الحق و انتم تعلمون این جماعت جنگ طلب جنگ ندیده، انقلابی انقلاب نکرده، خط امامی امام ندیده و نشناخته و مسلمان اسلام نفهمیده مصداق لا یهدی القوم الضالمین نگردند وخداوند آنان را به راه راست هدایت کند.

و اما سابقه من و برادرم حسین. به لحاظ اقتضای سنی من و حسین از پشت میز تحصیل همگام با فرزندان این سرزمین از دوره نوجوانی به جبهه های جنگ در جنوب و کردستان رفتیم و بر خلاف فرزندان بسیاری از مسئولین که تحت الحفظ و برای گرفتن عکس یادگاری به قرارگاه های پشت جبهه می آمدند ، نیروی عملیانی بودیم. در یکی از عملیات ها که منجر به قطع پای راست، مجروحیت شدید چشم و گوش راستم گردید پس از ۱۸ ساعت به پشت جبهه انتقال پیدا کردم و برای آنکه شاهد تبعیض میان خود و سایر مجروحین نباشم، ارتباط خود با نماینده امام ونائب رئیس مجلس وقت را انکار کردم. بر این باور بودیم که آنچه پدر برای تشویق فرزندان مردم به حضور در جبهه ها می گوید برای خانواده اش نیز هست لذا بعد از بهبودی مجددا توفیق بازگشت به جبهه را یافتم اگرچه دیگر توان یک نیروی عملیاتی در من وجود نداشت. بدون شک هزینه ای که من به امر امام (ره) مرجع و مرادم برای این کشور و انقلاب پرداخته ام در مقابل ایثار و رشادت های سایر رزمندگان و مردم عزیز ایران ناچیز است اما نه در مقابل این مدعیان دروغین انقلاب و اسلام که این روزها نمک را با روغن می خورند و نمکدان می شکنند. بعد از جنگ تحمیلی به تحصیل ادامه دادم و مدرک لیسانس حقوق قضائی ام را از دانشگاه تهران اخذ نمودم. در دورانی که برخی از افراد پنجه بر اقتصاد کشور انداختند برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتم و دوره کارشناسی ارشد و دکتری حقوق بین الملل را در آن دیار به پایان بردم. رساله دکتری ام را به شهدای بزرگ این کشور هدیه کردم و به برکت نام آنان محتوای آن رساله مورد توجه محافل آکادمیک قرار گرفت.

در سال ۱۳۸۰ به کشور بازگشتم واز آن تاریخ تاکنون به فعالیت های آکادمیک اعم از تحقیق و تدریس در ایران و انگلستان ادامه دادم. در سال ۲۰۰۴ میلادی پس از چاپ کتابی در باب استفاده از قوای قهریه در حقوق بین الملل بعنوان یک ایرانی به عضویت جامعه مولفین حقوقی انگستان در آمدم. این کتاب حقوقی درکتاب فروشی های معتبر اروپا و آمریکا از جمله آموزن به قیمت ۱۳۰ دلار به فروش رسیده و می رسد.۱ در این سفر علاوه بر تکمیل کتابی دیگر در حقوق بین الملل به زبان انگلیسی بنا داشتم اثر اولم را برای چاپ مجدد به روز کنم که مقامات امنیتی با اقدام خود مانع این کار علمی شدند. پرواضح است مدارک دکتری ام نه مانند برخی از مدیران جعلی است و نه از جنس مدرک انانی است که در هنگام داشتن مسئولیت اجرائی توسط دانشگاه های مادر کشور و بدون هیچ گونه زحمتی صادر گردیده است.

در انگلیس فردی ناشناخته بودم که تنها معیار های علمی مبنای صدور مدرکم بوده است. در دوران سازندگی و اصلاحات از هیچ امتیاز اقتصادی، سیاسی و مالی استفاده نکرده و در هیچ پست و مسئولیتی جز کار تدریس و مشاوره حقوق بین المللی قرار نگرفتم. اینکه سایت های وابسته با ذهن بیمار و آلوده به دلار های نفتی مردم این سرزمین محروم، ادعا کردند که رفتن من به انگلستان ارتباط با حوادث اخیر دارد و برای گرفتن دستور به آنجا می روم، طبیعی است این سوال در ذهن هر فرد عاقلی مطرح شود که اگر رفتن یک مدرس و محقق دانشگاهی به انگلستان که از سال ۱۹۹۶ تاکنون بطور مکرر انجام می گرفته برای گرفتن دستور است، پس چگونه می توان به توجیه حضور واعزام صدها نفر در مرکز اسلامی لندن ، شبکه پرس تی وی، شرکت ها و سایر موسسات اقتصادی و فرهنگی وابسته به دولت و حاکمیت با حقوق های کلان پوندی از جیب ملت ایران پرداخت.

آیا این اتهام تنها متوجه اینجانب است که هزینه سفرم از بیت المال تامین نمی شود و فقط بر اساس توان علمی ام به آنجا می روم؟ اگر صرف حضور در لندن موجب اتهام است پس چگونه افسار اجرای انتخابات دهم ریاست جمهوری با این همه اما و اگر را به دست فردی بود که از دوره جوانی در آن دیاربوده؟ البته اصل بر برائت است و حقیر بر خلاف رفتار غیر شرعی، قانونی و اخلاقی این مدعیان هیچکس را متهم نمی کنم و طرح این موضوع و سوال تنها در مقام آشکار کردن ضعف چنین استدلال هائی است. سخن در این باب بسیار است که اگر لازم باشد به آن خواهم پرداخت.

آیت اله لاریجانی

در پایان اینجانب به عنوان یک معلم و محقق حقوق از شما سوال می کنم که جایگاه گرو کشی در سیستم حقوقی ما کجاست؟ این روزها ما شاهد گروکشی به روش دوران جاهلیت هستیم که بشر امروز حتی در دور افتاده ترین مناطق دنیا قرن هاست از آن عبور کرده است. اگر عده ای با روش آقای کروبی موافق نیستند چرا پاسپورت من و برادرم حسین را می گیرند و بر خلاف قوانین و مقررات و تعهدات حقوقی کشور به میثاق های بین المللی عمل می کنند و استقلال دستگاه قضائی را به چالش می کشند. چرا برادرم علی در راهپیمائی ۲۲ بهمن توسط نیروی انتظامی دستگیر می شود و تا سرحد مرگ در مکانی مقدس و سپس در یکی از مقرهای نیروی انتظامی شکنجه می گردد؟ چرا مقامات قضائی به جای انجام وظائف قانونی خود به انکار کلی آن حادثه تلخ پرداختند. این معلم حقوق که سیر قهقرائی سیستم قضائی و مخدوش شدن استقلال دستگاه قضائی را شاهد است از شما مصرانه می خواهد به وضعیت نگران کننده سیستم حقوقی کشور برسید و اجازه ندهید قانون و حقوق ملت زیر پا له شود و عده ای در کمال امنیت به ایراد اتهام های واهی و تشویش اذهان عمومی و ایجاد فضای بی اعتمادی میان مردم بپردازند.

توفیق و سلامت شما را در احیا و احقاق بخشی از حقوق فراموش شده ملت از ایزد یکتا مسئلت می نمایم.
محمد تقی کروبی
18 اسفند
1388
ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان