بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

اعتراض وکیل باقی به تبرئه کیهان: فکر نمی کردیم آشکارا همه امکانات نظام در اختیار متهم قرار گیرد

0 نظرات
اعتراض وکیل باقی به تبرئه کیهان:
فکر نمی کردیم آشکارا همه امکانات نظام در اختیار متهم قرار گیرد!

. ادامه راه سبز(ارس): حسنعلی ابوطالبی، یکی از وکلای عمادالدین باقی در دادگاه کیهان در واکنش به تبرئه مدیر مسوول کیهان گفت:« از آغاز روند برگزاری دادگاه و نحوه برخورد غالب اعضای هیات منصفه برای ما مشهود بود که این محاکمه نتیجه ای جز تبرئه شریعتمداری نخواهد داشت.اما هرگز فکر نمی کردیم به این نحو آشکار و علنی همه امکانات نظام در اختیار یک متهم قرار گیرد تا وی در مقام یک شاکی به ادامه دروغ پردازی های خود بپردازد.»

این عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان در گفت و گو با جرس افزود:« البته موکل من از ابتداء شک داشت که از این روزنامه شکایت کند یا نه و آیا دستگاه قضایی حاضراست با چنین شخصی و بلکه چنین جریان افراطی برخورد قضایی کند یا خیر ، که در آخر با هدف ثبت در تاریخ و نیز ادای تکلیف ،اقدام به طرح شکایت علیه وی کرد که ملاحظه می کنید پرونده شکایت ما قریب دو سال و نیم در دادسرا معطل ماند و جز چند بازجویی آنهم از شاکی (و نه ازمتهم) اقدام دیگری نشد . اما به یکباره بدون احضار و تحقیق از متهم و صدور قرار تأمین برای وی قرار مجرمیت و کیفرخواست صادر گردید که شک و تعجب همه را برانگیخت .

وکیل عمادالدین باقی گفت:« فارغ از اشکالات محتوایی به لحاظ شکلی هم بر روند محاکمه ایرادات اساسی وارد بود. اولا، آقای شریعتمداری تا آنجا که توانست زمان برگزاری دادگاه را به تاخیر انداخت و با استمهال های غیر قانونی مناسب ترین زمان را برای حمله هنگامی تعیین کرد که شاکیان پرونده او در دادگاه حضور نداشتند. آقای باقی دو بار در دادگاه حاضر شده بود و آماده دفاع از شکوائیه خود و رد اتهامات وپاسخ به دروغهای وی بود که چون آقای شریعتمداری حضور نیافت دادگاه حاضر به شنیدن اظهارات وی نشد و لیکن هنگامی که آقای باقی در زندان بود او یک طرفه به قاضی رفت و به وکلا نیز جز همان طرح شکایت چند دقیقه ای در جلسه اول اجازه صحبت در برابر حرف های شریعتمداری داده نشد. ثانیا،علی رغم تصریح قانون و دستور روشن رئیس دادگاه ، نه تنها شریعتمداری دفاعیات توهین آمیز خود را در روزنامه کیهان درج کرد در حالی که طبق تبصره ذیل ماده ۳۱ قانون مطبوعات در صورت چاپ، مشمول توقیف می شود بلکه از صداو سیما که یک رسانه ملی است هم کمک گرفت و دفاعیاتش دربرابر یکی از شاکیان در اقدام بی سابقه ای در تلویزیون پخش شد. آیا می توان باور کرد که صدا و سیما خودسرانه عمل کرده است؟

ثالثا، آقای شریعتمداری در به اصطلاح دفاعیات خود نه تنها سند و یا مدارکی برای اثبات ادعاهای بی اساس خویش ارائه نکرد بلکه با تکرار وتوسعه اتهامات علیه موکلین، هیچ سندی برای هم در رد شکایاتی که علیه او طرح شده بود نشان نداد. حرف های بی مبنای دیگری که هیچ کدام دلیل ویا مدرک به شمار نمی رفتند ایراد کرد. این تنها برخی از موارد است که می توان نسبت به ایرادات دادگاه برشمرد و بسیاری از مواد قانون آیین دادرسی کیفری و حتی قانون اساسی در این محاکمه رعایت نشد »

ابوطالبی به مواردی ازاتهامات بی اساس کیهان به آقای باقی و انجمن دفاع از حقوق زندانیان اشاره کرد که به عنوان سند آورده شده و گفت:« مثلا شریعتمداری در دادگاه گفته است ،آقای باقی در گفتگو با بی بی سی اعلام کرده :”کشور ما کشوری بود که همیشه با وجود اینکه قانون حاکم نبود اما هنجارهای مذهبی نقش پلیس درونی را داشته است و افراد را سلف کنترل کرده بود . حکومت مذهبی باعث شد که اخلاق و ارزش های مذهبی که شیرازه نظم این جامعه را حفظ کرده بود سست و متزلزل گردد و هیچ چیز جایگزین آن نشده است” مسلم است که آقای شریعتمداری عبارت آقای باقی را تحریف و مصادره به مطلوب کرده است و نقل یک جمله از میان یک گفتگو بدون توجه به فضای کلی بحث و چگونگی نتیجه گیری و هدف بحث یکی از روش های آقای شریعتمداری است. بر فرض هم اگر این جملات درست باشد واجد هیچ وصف مجرمانه ای نیست و بیان یک نظر و اتفاقا در دفاع از مذهب است و نیز هیچ گونه سندی برای شکایاتی که علیه او طرح شده است به شمار نمی رود.»

ابوطالبی افزود:« اینکه شریعتمداری می گوید باقی گفته است:”هاله اسفندیاری بارها به ایران سفر کرده و هیچ مقام قضایی یا امنیتی او را احضار نکرده است” آیا این جمله به معنای ارتباط با هاله اسفندیاری است و باقی همکار هاله اسفندیاری محسوب می شود ؟ بر چه اساسی می گویید باقی همکار هاله اسفندیاری در موسسه وودرو ویلسون بوده است؟ در حالی که باقی تاکنون نه با هاله اسفندیاری ملاقاتی داشته و نه ارتباط مکتوبی با وی داشته است و در گفتگویی با یکی از رسانه ها از هاله اسفندیاری که زندانی شده بود سخن گفته و چون گلایه کرده بود که چرا قبل از اثبات اتهام او یک رسانه دولتی که کیهان باشد از او به عنوان جاسوس نامبرده است آقای شریعتمداری را برآشفته کرده است. والا پیشتر نیز آقای باقی هرگونه آشنایی و ارتباط خود با موسسه بین المللی ویلسون را تکذیب کرده است. اگر در یک سایتی آن هم سایتی نزدیک به تفکر آقای شریعتمداری از باقی نه به عنوان همکار هاله اسفندیاری بلکه به عنوان یکی از پژوهشگران میهمان در موسسه ای که اسفندیاری با آن مرتبط بوده یاد شود ، آیا این به معنای ارتباط باقی با آن هاست و سندی برای اتهامات بی اساس کیهان محسوب می شود؟ این در حالی است که هرگز باقی پژوهشگر میهمان این موسسه هم نبوده است.حتی اگر در سایت ویلسون هم ذکر شده باشد باقی هیچگاه به آنجا نرفته و نه همکاری با آن ها داشته است و هرگونه ارتباط آقای باقی ، موکل بنده با این موسسه توسط خود ایشان قویا تکذیب شده است. اولا، شریعتمداری چگونه این رابطه را احرازکرده است که داد می دهد شما زیر دست هاله اسفندیاری و همسر او، شائول بخاش چه می کنید؟ ثانیا، دادگاه چگونه بدون توجه به حقایق رای می دهد و نهایتاً این مطالب چه ارتباطی به موضوع شکایت ما علیه کیهان دارد؟»

وکیل باقی در ادامه گفت:« شریعتمداری برای هیچ یک از اتهامات خود سند و مدرکی اقامه نکرد و تنها سعی کرد دروغ پراکنی ها ی خود را تکرار و اتهامات تازه ای به آن ها بیفزاید. د ادگاه در این باره سکوت کرد و هیات منصفه نیز بدون موضع و بی طرف نبود. به گونه ای که حتی یکی از افراد روحانی هیات منصفه پس از جلسه به بنده که یک روحانی هستم با لحن توهین آمیزی گفت: خجالت نمی کشی از این افراد خبیث دفاع می کنی؟ آیا این نشانگر تصمیم گیری از پیش توسط دادگاه نبود؟ »

ابوطالبی ضمن اینکه خود را یکی از اعضای کمیته حقوقی انجمن دفاع از حقوق زندانیان معرفی کرد ، عضویت در آن را باعث افتخار خود دانست و گفت:« این انجمن یک نهاد مردمی و دارای مجوز قانونی فعالیت است که کارنامه ای درخشان در دفاع از حقوق تمامی زندانیان اعم از سیاسی و غیر سیاسی دارد بر خلاف آنکه متهم در تمام طول محاکمه زیرکانه سعی داشت این انجمن را به نام انجمن دفاع از زندانیان سیاسی معرفی کند و آن را فاقد مجوز و غیر قانونی جلوه دهد .»

وی ادامه داد:« هیئت امنای این انجمن متشکل از ۶۶ عضو است که اکثر ایشان ازفرهیختگان و چهره های فرهنگی و علمی ؛ روحانیون ، اساتید دانشگاه ،روزنامه نگاران و از خانواده ایثارگران و وکلای مجربی اند که بعضاً سالها سابقه قضاوت در این دادگستری جمهوری اسلامی را نیز در کارنامه خویش دارند و مؤسس آن شخصیتی دانشمند و فرهیخته آقای عمادالدین باقی است که ازافتخارات این مرز و بوم است . ایشان از شاگردان مبرز مرحوم آیت الله العظمی منتظری و دارای سابقه طولانی فعالیت فرهنگی و علمی و دینی است. تلاش او در عرصه فرهنگی که خلاصه آن؛حداقل ۲۷ جلد کتاب منتشر شده و مجموعه مقالات در طول سی سال گذشته است. این کتابها در زمینه های تاریخ انقلاب اسلامی و دین شناسی و به ویژه تلاش نافذ تحقیقی در زمینه اسلام و حقوق بشر بوده است و برخی از کتاب های او به زبان های دیگر ترجمه شده و مورد استقبال مسلمانان عرب زبان قرار گرفته است.»

ابوطالبی گفت:« برخلاف متهم که در تمام سال های گذشته هیچکس از تیر اتهام او مصون نمانده است و پیوسته بر خلاف اصل برائت ؛ افراد مختلفی را از هر جریان مورد اتهامات سنگین قرار داده است ، موکل ما به این شهره است که همواره به تأسی از رسول اکرم (ص) و حضرت علی (ع) مدافع حقوق کلیه شهروندان حتی مجرمان بوده و با این اعتقاد که طبق اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و شریعت اسلام و همچنین اسناد بین المللی حقوق بشر حتی اگر جرم کسی هم در محکمه اثبات شده و محرز گردیده باشد دارای حقوقی است که تحت هیچ شرایطی نمی توان از او سلب کرد چنانکه اصل۳۹ قانون اساسی کسی را که به حکم قانون محکوم شده است حتی اگر محکوم به اعدام یا حبس ابد باشد ممنوع ازهتک حرمت و حیثیت دانسته است و این برگرفته از سیره ائمه اطهار است که سمبل آن برخورد حضرت علی (ع) با ابن ملجم است که حضرت را ترور نمود. این انجمن با خون دل خوردن ها و حق عضویت اعضا ویاوری خیرّین و وجوهات شرعیه و تلاش و همت و پشتکار وکلاء و فرهیختگان و فعالان مدنی همین جامعه اداره می شود و صرفا با نگاهی انسانی و درچارچوب قانون و به صورت رایگان و با هزینه کردن از جیب خود به راهنمایی حقوقی یا اخذ وکالت تبرعی زندانیان و آموزش و فرهنگ سازی در زمینه حقوق مردم پرداخته است اما از سوی روزنامه ای دولتی که با پول بیت المال اداره می شود با تهمت های نابخشودنی ارتباط ارگانیک با تروریست ها و ارتباط با بیگانگان و دریافت پول از امریکا روبرو شده است.»

این عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان و یکی از وکلای عمادالدین باقی در پایان تاکید کرد:«دادگاه پس از سخنان شریعتمداری امکان پاسخگویی وکلا را سلب و تنها آنان را به ارائه لایحه ای مکتوب به داگاه محدود کرد در حالی که برای شریعتمداری امکان ساعتها سخنرانی در دادگاه و مصاحبه مطبوعاتی و تلوزیونی فراهم شد و بارها برخی از اعضای هیات منصفه با دخالت های خود در جریان دادگاه طرفیت خود را به نفع شریعتمداری ثابت کردند و طبیعی است که رای نهایی جز به سود او نباشد.»
ادامه مطلب ...

مير حسين موسوی: آیا این است آن عدل علوی که به دنبالش بودیم؟

0 نظرات
مير حسين موسوي در واکنش به اعدام های ناگهاني روز گذشته:
آیا این است آن عدل علوی که به دنبالش بودیم؟

. ادامه راه سبز(ارس): صبح دیروز ،پنج زندانی در زندان اوین اعدام شدند.

فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان، پنج نفری بودند که به دار آویخته شدند. بعضی از اعدام شدگان از جمله فرزاد کمانگر و وکیل مدافع آنها اتهام هایشان را رد کرده بودند.

به گزارش “کلمه” مهندس میرحسین موسوی در واکنش به این اعدامها طي يك گلايه نامه، سوالاتی را پیرامون رویه ی قضایي و روند اجرای حکم این پنج نفر مطرح کرد. موسوی با انتقاد از روند اعدامها نوشت: «وقتی قوه قضائیه از طرفداری مظلومان به سمت طرفداری از صاحبان قدرت ومکنت بلغزد مشکل است که بتوان جلوی داوری مردم را در مورد ظالمانه بودن احکام قضایی گرفت».


متن این گلايه نامه به این شرح است:

اعلام اعدام ناگهانی پنج نفر ازشهروندان کشور بدون آنکه توضیحات روشن کننده ای از اتهامات و روند دادرسی ومحاکمات به مردم داده شود شبیه روند ناعادلانه ای است که در طول ماه های اخیر منجر به صدور احکام شگفت آور برای عده زیادی از زنان ومردان خدمتگزار وشهروندان عزیز کشور ما شده است.

وقتی قوه قضائیه از طرفداری مظلومان به سمت طرفداری از صاحبان قدرت ومکنت بلغزد مشکل است که بتوان جلوی داوری مردم را در مورد ظالمانه بودن احکام قضایی گرفت.

چگونه است که امروز محاکم قضایی از آمران وعاملان جنایتهای کهریزک و کوی دانشگاه و کوی سبحان وروزهای۲۵ و۳۰ خرداد وعاشورای حسینی میگذرند وپرونده های فساد های بزرگ را باز نشده می بندند وبه صورت ناگهانی در آستانه ماه خرداد ، ماه آگاهی وحق جویی پنج نفر را با حواشی تردید بر انگیز به چوبه های دار می سپارند؟ آیا این است آن عدل علوی که به دنبالش بودیم؟

ادامه مطلب ...

فاطمه رجبی برای نجات حلقه فاطمی وارد میدان شد

0 نظرات
فاطمه رجبی برای نجات حلقه فاطمی وارد میدان شد:
قالیباف فاسد بعدی در دادگاه شخصی فاطمه رجبی
توکلی، نادران، مطهری مثلثی با حمایت هاشمی هستند!

. ادامه راه سبز(ارس): هرگاه خطاب‌ها به سراپرده دولت می‌رسد این فاطمه رجبی همسر الهام سخنگوی دولت نهم است که بنا بر تکلیف کما فی السابق وارد ماجرا شده تا آب ریخته را به جوی بازگرداند. از این رو او یعنی فاطمه رجبی یعنی توپخانه تهمت و افترا برای نجات به گفته الیاس نادران نماینده مجلس رییس فاسد حلقه فاطمی در دولت وارد میدان شد.

هراس دولت در دفاع از معاون اول رییس جمهور که بعید است در این ماجرا در برابر الیاس نادران به درستی بتوانند از خود دفاع کنند یک هراس جدی است و به همین دلیل خانم فاطمه رجبی را جلو انداخته‌اند. این هراس اما آن جا به اوج خود رسید که آیت‌الله صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه تاکید کرد: دستگاه قضایی نمی‌تواند و حق هم ندارد که چشمان خودرا بر تخلفات ادارات و مسوولان دولتی ببندد.
هرگاه خطاب‌ها به سراپرده دولت می‌رسد این فاطمه رجبی همسر دکتر الهام سخنگوی دولت نهم است که بنا بر تکلیف کما فی السابق وارد ماجرا شده تا آب ریخته را به جوی بازگردانده و منجی برخی افراد باشد.

از این رو او یعنی فاطمه رجبی یعنی توپخانه تهمت و افترا برای نجات به گفته الیاس نادران نماینده مجلس، رییس فاسد حلقه فاطمی در دولت، وارد میدان شد.

ولی این بار آیا آقای رحیمی معاون رییس جمهوری به گفته نادران به عنوان رییس حلقه فاسد فاطمی می تواند از این ماجرا چون رحیم مشایی جان سالم به در ببرد یا چون مرحوم کردان به نوعی استیضاح، برکنار و درنهایت به قوه قضاییه سپرده می شود؟

این که به گفته نادران همه افراد این حلقه دستگیر شده‌اند الا خود رییس حلقه که معاون رییس جمهوری است موضوع را از اهمیت دو چندانی برخوردار می‌سازد.

هراس دولت در دفاع از معاون اول رییس جمهور که بعید است در این ماجرا در برابر الیاس نادران به درستی بتوانند از خود دفاع کنند یک هراس جدی است و به همین دلیل خانم فاطمه رجبی را جلو انداخته‌اند.

این هراس اما آن جا به اوج خود رسید که آیت‌الله صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه تاکید کرد: دستگاه قضایی نمی‌تواند و حق هم ندارد که چشمان خودرا بر تخلفات ادارات و مسوولان دولتی ببندد.

وی در اظهاراتی بی سابقه اعلام کرد که " وضعیت کاری نشان نمی‌دهد که صد درصد براساس دستورات عمل می‌کنیم. چراکه هرچه از انقلاب می‌گذریم ارزش‌های نظام کمرنگ‌تر شده است، مثلا ساده زیستن ارزش بود اما کم کم تشریفات به زندگی مسئولان نیز وارد شد. "

رییس قوه قضاییه درباره رکن مردمی بودن نظام نیز اظهارداشت: "‌هروقت که مسئولان از مردم فاصله گرفتند، نظام در معرض خطر قرار می‌گیرد...ما نمی‌توانیم برتخلفات ادارات و مسولان دولتی چشم ببندیم، یعنی حق انجام این کار را نداریم اما باید به نظرات مسئولان ادارات توجه بیشتری شود و امیدوارم که باعنایت و تعامل بیشتر این موضوعات رفع شود."

رئيس قوه قضائيه قبل از این سخنان در 12 اردیبهشت 1389 در جلسه مسئولان عالی قضایی اعلام کرده بود که خواب را بر چشمان مفسدان اقتصادي‌ حرام خواهيم كرد.

با این همه از ریاست محترم قوه قضاییه باید پرسید که چگونه است در شرایطی که غلامحسین محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور خبرداده که تاکنون حکم 100 مفسد اقتصادی که در تهران هستند، صادر شده اما نسبت به صحبت‌های آقای الیاس نادران که تاکید دارند برای نخستین‌بارفساد سازمان یافته متصل به حکومت در حال شکل گیری است که یکی از سرحلقه آن حلقه فاطمی به ریاست آقای رحیمی است هیچ گونه پیگیری صورت نمی‌گیرد؟

این نماینده مجلس تاکید کرده که "فساد اقتصادي زماني پيچيده خواهد شد كه به صورت سازمان يافته و متصل به نهادهاي حكومت شكل بگيرد و متأسفانه امروز شاهد شكل‌گيري اين گونه فساد در كشور هستيم. يعني افرادي توانسته‌اند خارج از حكومت با مديران داخل حكومت شبكه فساد تشكيل دهند."

نادران تصريح كرد: مبارزه با مفاسد اقتصاد در بخش حكومتي در 3 سطح شامل نهاد قانون‌گذاري، نهاد اجرايي و دستگاه قضايي مي‌شود.

با این همه خانم رجبی در نامه اخیرشان به آقای نادران می‌گوید:"متاسفم که پیگیری های اخیر شما توسط مثلت دکتر توکلی، دکتر مطهری و جناب عالی انجام می گیرد. چرا؟ زیرا مطهری آقازاده ای است گرفتار در فتنه آقازادگی! و تلاشگر در راه تبرئه مجرمان و مفسدان اصلی اقتصادی و محکومیت اشاره کننده به آن که نمایندگی یک ملت را عهده دار بود و هست، و تایید و حمایت یک ملت پشتوانه اوست! و دکتر توکلی که با زیگزاگ های سیاسی متعدد، در کسب اعتماد نسبت به مبارزات غیرجناحی خود ناتوان است. چه مبارزه سیاسی و چه اقتصادی!"

او در نامه اخیر خود با تاکید بر آن که "پرونده آیت الله هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی به لحاظ قضایی باید اولویت داشته باشد می‌گوید:

" حزب کارگزاران، حزب مشارکت و سازمان نامشروع مجاهدین، و منابع و مراکز مطرح کننده سید حسن مصطفوی تعریف شده و ریشه یابی خواهند شد. مطبوعات وابسته و ده ها مفسده ای که به نام "دین" و "روشنفکری" از این "خان" بهره جسته و می جویند، در پیشگاه ملت معرفی خواهند گردید."

فاطمه رجبی که قلم عصبی و توام با تعصب وی ابتدا از سوی مرحوم دوانی (پدر فاطمه رجبی) مورد ملامت قرار گرفت در نامه خود به نادران تاکید دارد که " از آنجا که در انتخابات 88 جناب عالی از حامیان قالیباف بودید و بار دفاع تئوریک او را در اقتصاد بر دوش داشتید (بخشی از آن را که از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید) توقع هست که پرونده مالی این فرد هم، در مبارزات ضدفساد شما مطرح و قابل پیگیری باشد. "

او در نامه خود تاکید می‌کند که "هزینه سرسام آور تبلیغات انتخابات 84 قالیباف که بارها مورد سوال خبرنگاران واقع شد و او آنان را به پس از انتخابات و گرفتن پاسخ حواله داد، حواله ای که تاکنون به واقعیت نپیوسته، مسایل 4سال شهرداری وی، اموالی که در انتخابات 88 هزینه شد، و گوشه هایی از آن در برخی رسانه ها آمد، منابع مالی سفرهای پی در پی او به کشورهای دشمن اروپایی و ملاقات و مذاکرات وی با مقامات سیاسی آن کشورها که فاقد هر گونه توجیه است، از جمله اولویت هایی است که پس از پرونده هاشمی ها و حداقل در کنار پرونده مورد نظر شما می تواند نتایج مهمی داشته باشد."

فاطمه رجبی در پایان نامه خود تاکید دارد که "سخنان تیمور علی عسگری در شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی که در تاریخ 9/2/89 ایراد شد، و با تکرار چند باره نام شما و پرونده مورد پیگیری تان در ارتباط با مفاسد اقتصادی، این گمانه را تقویت بخشید و شاید به "یقین" تبدیل نمود که:

پشت جریان مثلث شما( توکلی – مطهری – نادران) هاشمی رفسنجانی قرار دارد و جریان تفکر و انگیزه و هدف او!"

سحر بیاتی
ادامه مطلب ...

حسين شريعتمداري، جاهل!، یا فاشیست و خائن!؟

0 نظرات
حسين شريعتمداري، جاهل!، یا فاشیست و خائن!؟؟

. ادامه راه سبز(ارس): حسین شریعتمداری را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا شریعتمداری فردی جاهل است که خود را متعهد می‌داند نقش «بدمن» را در جمهوری اسلامی ایفا کند، یا این‌که او را باید به عنوان فردی «خائن» به کشور و به مانند یک فاشیست تمام و کمال ارزیابی کرد؟

دوشنبه 20 اردیبهشت اعلام شد که اعضای هیات منصفه مطبوعات استان تهران نظر خود را در مورد شکایات مطرح شده علیه مدیر مسوول روزنامه کیهان اعلام کرده‌اند. هیات منصفه دادگاه مطبوعات، حسین شریعتمداری را در اغلب شکایت‌های مطرح شده، «به اتفاق آراء» و در بقیه موارد «با اکثریت آراء» از اتهامات وارده، مبرا و برکنار دانستند. کافی است این خبر را کنار خبر دیگری که حمید رسایی، نماینده‌ هوادار احمدی‌نژاد در مجلس، دو روز پیش اعلام کرد، قرار گیرد. مطابق آن خبر، جمعی از نمایندگان مجلس به رییس قوه قضاییه نامه نوشته‌اند و نسبت به «احضار رسانه‌هاي افشاءكننده جريان فتنه» و «احضار رسانه‌هاي انقلابي به‌دليل عمل به وظيفه‌ ذاتي خود» كه «برخلاف عدالت است» اعتراض کرده‌اند.

نهایت ساده‌اندیشی است که شریعتمداری را با دستگاه عریض و طویلی که دراختیار دارد (موسسه کیهان) و با حمایت‌های آشکار و پنهانی که از او صورت می‌گیرد (پخش حملات و اتهامات او به شیرین عبادی و شاکیانش در دادگاه مطبوعات از سیمای جمهوری اسلامی یک نمونه است) شخصی معمولی و جاهل به مسائل روز و کشور دانست که با نگاهی معتقدانه به ولایت مطلقه فقیه، سینه‌چاک حکومت شده و ابایی ندارد که خود را «بدمن» معرفی کند. منافع اقتصادی و منزلتی حسین شریعتمداری از جمهوری اسلامی هم هرچند قابل صرف‌نظر کردن نیست، اما نمی‌تواند توضیح‌دهنده‌ مواضع و رفتارهای سیاسی و مطبوعاتی او باشد.
وقتی شریعتمداری در روزنامه‌اش بدون هیچ هراس و واهمه‌ای از محکمه‌های این‌جهانی و آن‌جهانی، علیه محمد خاتمی (که نجابت‌ و مرام سیاسی‌اش اظهر من الشمس است) شمشیر می‌کشد و بدترین تهمت‌ها را روانه‌ او می‌کند، باید حکایت را جوری دیگر خواند. دوشنبه ششم اردیبهشت، شریعتمداری در سرمقاله‌ دشنام‌نامه‌اش، پس از آن‌‎که «سران فتنه» را به‌صورت کلی مورد تفقد قرار داد، بی‌محابا خاتمی را آماج فحش‌هایش کرد و او را «وطن‌فروش و خیانتکار» دانست:

«خاتمي در پي آن است كه دست هاي خود را بالا ببرد، بي آن كه هزينه خيانت خود را بپردازد و مجازات وطن فروشي خويش را تحمل كند! ... آيا نظام و مردم مي پذيرند؟ معلوم است كه پاسخ منفي است. كسي مانع توبه او نيست ... اما خيانت- مخصوصاً خيانت به اسلام و مردم مسلمان، آنهم در همراهي با بيگانگان- نمي تواند بي مجازات و مكافات باقي بماند، چرا كه كمترين آثار سوء آن، تجري به خيانت از سوي افراد مشابه در حال يا آينده و تلقي كم هزينه بودن توطئه از سوي دشمنان است. خيانت كار بعد از مكافات مي تواند در ميان مردم به زندگي عادي خود ادامه دهد، ولي بديهي است كه مجرمان را پيشنماز نمي كنند و به امور حساس نمي گمارند...»

هیچ عاقل منصفی، این‌طور بی‌پروا، شخصی مثل خاتمی را هدف اتهام و ناسزا قرار نمی‌دهد مگر آنکه جاهل باشد یا خائن یا فاشیست.

شریعتمداری نشان داده است که یک فاشیست و تمامیت‌خواه تمام و کمال است. او و هم‌قبیله‌ای‌هایش، هیچ فکر و نظر و گروهی را جز عقیده و باند خود نمی‌پذیرند و تحمل نمی‌کنند. جاده‌ سیاست همانطور که خودش هم به صراحت گفته است، جاده‌ای یک‌طرفه است و او در این جاده، راننده‌ای بی‌ترمز که فرمان را از جا در آورده و به بیرون افکنده است. هرکس که اندکی با زاویه دید او و باند تمامیت‌خواهش، اختلاف نظر پیدا کند، «غیرخودی» است. حتی اگر پسر آیت‌الله مطهری باشد یا احمد توکلی، نماینده افراطی راست در ابتدای انقلاب و نماینده منتقد امروز.

شریعتمداری اما فقط یک فاشیست و تمامیت‌خواه محض نیست. رفتارهای سیاسی و مطالب و عملکرد او علیه شخصیت‌های ملی (ملی به‌معنای عام کلمه) آشکارکننده‌ ماهیت یک «خائن» به ایران است. از نظر شریعتمداری همه‌ نیروهای ملی و معتقد به رشد و آبادی و آزادی و استقلال ایران (از اعضای جبهه ملی و نهضت آزادی و ملی مذهبی‌ها و چپ‌های ملی ، تا مشروطه‌خواهان خارج و اصلاح‌طلبان داخل و ...) «غیرخودی و خائن و خیانتکار»اند. این ادعا را از آن روی سکه باید خواند: آیا چنین شخصی (حسین شریعتمداری البته مصداق و نماینده‌ یک باند مافیایی و قبیله‌ تمامیت‌خواه است) را نمی‌توان «خائن» دانست؟ چه کسی مثل او و همفکرانش آب به آسیاب منافع راست افراطی در اسرائیل می‌ریزند؟ چه کسانی جز آنها، از ایران «سرزمین سوخته» بجای می‌گذارند؟ وقتی کارد قتل عام و حذف مخالفان و منتقدان در دست شریعتمداری به محمد خاتمی می‌رسد، کدام عاقل منصفی در «ضدملی» بودن شریعتمداری و اقدامات خائنانه‌ او (به عمد یا غیرعمد، دانسته یا ندانسته) شک می‌کند؟ ماجرا دو رو بیشتر ندارد: یا شریعتمداری آگاهانه به خیانت به ایران همت گماشته یا آنکه ناآگاهانه ابزار و ملعبه‌ دست دشمنان ایران شده است. نتیجه یکی است: شریعتمداری به عنوان یک خائن به ایران خود را در تاریخ سیاست این کشور تعریف کرده است.

حسین شریعتمداری روزنامه‌نویسی جاهل نیست. او فاشیستی به تمام معناست که خیانت به ایران را در قالب دفاع از ولایت مطلقه فقیه و ادامه بقای راست‌های افراطی در حکومت تعقیب می‌کند.

او می‌توانست فقط یک تمامیت‌خواه باشد، اما وقتی با شدید و غلاظ‌ترین تهمت‌ها، شخصیت‌های ملی ایران (از عبادی و باقی و سحابی تا موسوی و کروبی و خاتمی) را هدف فحش و تهمت قرار می‌دهد و خائن خطاب می‌کند، تکلیف مخاطب روشن است. خواننده‌ کیهان باید انتخاب کند که شریعتمداری «خائن» و «وطن‌فروش» است یا آنها که هدف دشنام‌ها و تهمت‌های او واقع می‌شوند.

شریعتمداری فاشیستی خائن به ایران است که نه از محکمه‌های جمهوری اسلامی ترسی دارد (که به اتفاق هیات منصفه‌ دادگاه‌های نمایشی، تبرئه‌اش می‌کنند و همفکرانش در مجلس برای حمایت از او مراسم تجلیل برپا می‌کنند و به رییس قوه قضاییه نامه می‌نویسند) و نه از محکمه‌های قیامت هراسی دارد (که اگر داشت این‌طور بی‌پروا تهمت و ناسزا و دروغ نمی‌پراکند).

در مرام او، «هدف، وسیله را توجیه می‌کند.» پس از پراکندن هیچ فحش و کذب و اتهامی، برضد منتقدان و مخالفان مرامش، ابا نمی‌کند.

چیزی که امیدوارکننده است آنکه: حقیقت درنهایت آشکار خواهد شد و تاریخ ماهیت خائنانی چون شریعتمداری را بر همگان عیان خواهد ساخت.
جلال یاحقی
ادامه مطلب ...

حضور بدون اطلاع احمدی‌نژاد در دانشگاه شهید بهشتی و اعتراض دانشجویان به او + ويدئو

1 نظرات
ایجاد جو امنیتی به دلیل حضور پنهانی احمدی نژاد در دانشگاه شهید بهشتی

اعتراض دانشجويان شهيد بهشتي به حضور احمدي نژاد در دانشگاه آنان. ادامه راه سبز(ارس): حضور بدون خبر محمود احمدی نژاد در دانشگاه شهید بهشتی تهران با تجمع گسترده اعتراضی دانشجویان این دانشگاه مواجه شد. بگزارش جرس، صدها نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، از 10 صبح امروز (20 ارديبهشت 89) تا لحظه تنظیم خبر، به محض خبردار شدن از حضور احمدی نژاد در دانشگاه، در اعتراض به حضور وی، در میدان مرکزی این دانشگاه دست به تجمع و سر دادن شعارهای اعتراضی زده اند.

از ابتدای صبح امروز دانشجویان شهید بهشتی در حالی وارد دانشگاه می شدند که با حضور گسترده پلیس و نیروهای امنیتی در اطراف دانشگاه مواجه شدند. پیش از آن 6 دستگاه اتوبوس و تعداد زیادی از اتومبیل های دولتی وارد دانشگاه شده بودند و حراست دانشگاه مسیرهای منتهی به تالار ابوریحان، محل سخنرانی احمدی نژاد را مسدود و تحت کنترل داشت.

دانشجویان که از حضور نیروهای امنیتی و حراست متوجه حضور احمدی نژاد در دانشگاه شده بودند، ابتدا مقابل دانشکده ادبیات تجمع کرده و به سمت میدان مرکزی این دانشگاه حرکت کردند و قصد ورود به تالار ابوریحان، را داشتند. آنان شعارهایی نظیر «دانشجو بیدار است از دیکتاتور بیزار است»، «دولت کودتا استعفا استعفا»، «مرگ بر دیکتاتور»، «صل علی محمد قاتل ملت آمد»، «موسوی زنده باد کروبی پاینده باد» و شعارهای از این دست، سر دادند و مانع حضور بدون سر وصدای رئیس دولت دهم در دانشگاه شدند.


جهت دانلود "" كليك كنيد

در حالی که تعداد دانشجویان افزایش می یافت، در حدود 10 نفر از بسیجیان همراه با نیروهای حراست با حضور در مقابل دانشجویان قصد صد راه دانشجویان را داشتند تا مانع حضور دانشجویان در مقابل محل سخنرانی احمدی نژاد شوند. حضور بسیجیان و همراهی حراست دانشگاه با آنان، درگیری هایی را بین دانشجویان و بسیجیان وحراست به وجود آورد. این درگیری ها موجب مصدوم شدن چند تن از دانشجویان معترض شد.

ويدئوي حمله حراست و بسیج به دانشجویان معترض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه بهشتی
قسمت اول

جهت دانلود "اينجا" كليك كنيد

قسمت دوم

جهت دانلود" كليك كنيد

احمدی نژاد به قصد شرکت در بيستمين آئين نكوداشت اعضاي هيئت علمي وارد دانشگاه شهید بهشتی شد و كامران دانشجو وزير علوم، دستجردي وزير بهداشت، پرويز داودي معاون اول سابق دولت نهم، زريبافان رئيس بنياد شهيد، سلطانخواه معاون علمي و فناوري، احمدی نژاد را در این مراسم همراهی می کردند.

لازم به ذکر است که تنها کسانی اجازه ورود به تالار محل سخنرانی احمدی نژاد را داشتند که با به وسیله اتوبوس وارد دانشگاه شده بودند و یا از پیش کارت دعوت به همراه داشتند. حضور چشمگیر نیروهای امنیتی در اطراف تالار مانع ورود دانشجویان به نزدیکی محل سخنرانی می شدند. تجمع و تظاهرات دانشجویان تا لحظه تنظیم خبر، در این دانشگاه ادامه دارد.


جهت دانلود "" كليك كنيد


جهت دانلود "" كليك كنيد

ادامه مطلب ...

سيد محمد خاتمي: راه انداختن دستگاه تفتیش عقاید یک تجربه شکست خورده است

2 نظرات
سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از دانشگاهیان و فعالان دانشجویی:
راه انداختن دستگاه تفتیش عقاید یک تجربه شکست خورده است

. ادامه راه سبز(ارس): به گزارش پارلمان‌نیوز، حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از دانشگاهیان، فرهنگیان و فعالان دانشجویی، با اشاره سخنان شرکت‌کنندگان در نقد وضعیت کنونی و ذکر نام برخی از فرهنگیان و دانشجویان بازداشت شده، گفت:« هرچند از افرادی نام برده شد که به ناحق دستگیر شده‌اند، اما امروزتعداد کسانی که در بازداشت به سر می‌برند خیلی زیاد و بی‌سابقه است که باید به فکر همه آنها بود.»

وی افزود:«غالب بازداشت شدگان کسانی هستند که علاقه‌مندی خود را به اصل نظام و ایران و احترام به مردم و پیشرفت کشور اثبات کرده‌اند و حتی سابقه مقابله و هزینه پرداختن در برابر کسانیکه قصد توطئه علیه جمهوری اسلامی داشتند دارند.»

رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه «آنها انسان‌هایی هستند که می‌خواهند در فضایی آزاد که قانون اساسی نیز پیش بینی کرده است فعالیت کنند و این حق آنها است»، اظهار داشت:« اصلا بعضی‌ها شاید سابقه اصلاح طلبی هم نداشته باشند ولی به خاطر اعتراض به پدیده‌ای که در جامعه بوده است یا اعتراض و انتقاد به رفتارها و سیاست‌هایی که اجرا می‌شود گرفتار می‌شوند.»

وی یادآور شد:« این افراد بلافاصله متهم به اتهاماتی می‌شوند که شایسته دشمنان ایران و اسلام و انقلاب است در حالی‌که اینها کسانی هستند که حداقل علاقمند به ایران و مردم ایران و پای‌بند به قانون اساسی هستند و غالب آنان نیز مدافع اسلام و نظام وانقلابند.»

رئیس بنیاد باران ادامه داد:« امروز نباید بگوییم جریان خاص فکری در محدودیت و تنگنا قرار گرفته است، چرا که با بسیاری از افراد منتسب به جریان های فکری متفاوت بر خلاف ضوابط قانون اساسی وآیین دادرسی برخورد شده است.»

خاتمی تصریح کرد:«متاسفانه ادامه این فضا در کشور باعث آن می‌شود تا فضا برای کسانی باز شود که نه ما آنها را می‌پسندیم و نه قابل محاسبه است که چه خواهند کرد و اولین زیان‌کار در این میان نظام جمهوری اسلامی است که هزینه سنگینی نیز برای انچه پرداخته شده و این رفتارها سبب می‌شود کسانیکه به آن علاقه‌مند بودند از آن دور شوند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« اگر تذکری داده می‌شود برای حفظ نظام در مسیر درست و بازگشت از راه‌های غلطی است که طی می شود و متاسفانه به جاهای بدی ختم خواهد شد.»

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها به مناسبت هفته معلم و نیز سالروز شهادت استاد شهید آیت الله مطهری و در پاسخ به تذکر و درخواست بعضی از حاضران در مورد سرنوشت علوم انسانی و اظهار نگرانی از برخوردهایی که به خصوص با بعضی از استادان این شاخه از علوم می‌شود، نظر خود را بیان کرد.

خاتمی اظهار داشت:« این روزها جای شهید مطهری بسیار خالی است، گرچه نمی‌دانم اگر ایشان زنده بود؛ آیا در منصب و موقعیتی قرار می‌گرفت که بر پایه اندیشه روشن و منش والایش بتواند چهره‌ای مطلوب‌تر و بهتر از جمهوری اسلامی‌مان ارائه دهد و یا ایشان با مشکلاتی مواجه می شد ولی به هر حال جای استاد خالی است.»

وی افزود:« ما در تاریخ فلسفه اصطلاحی داریم به نام معلم، ارسطو معلم اول است و فارابی معلم دوم؛ معلم کسی است که در همه علوم و رشته‌های دانش بشری و همه فنون صاحب نظر و دارای مهارت باشد.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« البته این اصطلاح دیگر امروز با توجه به گسترده‌تر شدن دامنه دانش و معرفت بشری و پیدایش رشته‌ها وتخصص‌های فراوان کاربرد موجه ندارد، چرا که یک نفر نمی‌تواند در همه آن شاخه‌ها و وشعبه‌ها دارای تخصص باشد، بنابراین تعبیر معلم به آن معنا که در تاریخ علم می‌شود در مورد هیچ کس مناسب نیست. ولی در حوزه معرفت اسلامی و دینی و تمام معارفی که نسبتی با دین پیدا می‌کند، می‌توانیم به جرات عنوان معلم را به شهید آیت‌الله مطهری بدهیم، او انسانی بود که در عرفان، حکمت، فقه، تاریخ، کلام و تفسیر و در همه شاخه‌ها و شعبه‌ها ورود و خروج موفق نیز داشته است ؛ ایشان با اینکه ذی فنون بود در همه رشته‌ها عمیق و دارای نظراتی جالب و ارزنده بود»

سید محمد خاتمی یادآور شد:« از سوی دیگر امتیاز مهم شهید مطهری"مرد زمان خود بودن" است، منظورم از مرد زمان بودن، این است که دغدغه پرسش‌های زمانه را داشتن و برای جستجوی پاسخی به این پرسش‌ها تلاش ‌کردن و این نکته بسیار مهمی است به خصوص برای کسانی که با دین و معارف دینی سر و کار دارند جای استاد شهید پر نشده است در حالیکه نیاز ما به او و امثال ایشان امروز بیش از دیروز است.»

رئیس بنیاد باران در مورد علوم انسانی گفت:« علوم انسانی اصطلاحی تازه و متعلق به عالم جدید است و در گذشته نبوده همچنانکه دانش (Science)پدیده جدید است و با برنامه‌ریزی و طراحی سیاستمداران و مدیران هم بوجود نیامده، بلکه مقتضای سیر تاریخی انسان بوده است و گرچه مبتنی بر مبادی و مبانی است که در جهاتی با مبادی و مبانی عالم دینی و دنیای سیاستمداران متفاوت و حتی در تضاد است، ولی راهکار مساله نفی و کنار گذاشتن علوم بطور کلی و علوم انسانی بطور خاص نیست.»

وی تاکید کرد:«نه ما می‌توانیم همه درها را به روی تحقیقات و دستاوردهای فکری غرب ببندیم و نه چنین کاری مفید است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«علوم انسانی اولا به مباحث بسیار جدی می‌پردازد که در گذشته نبوده و غفلت از آن یعنی غفلت از زمان خود و کسی که از زمان خود غفلت کند دچار "با خود بیگانگی" می‌شود و حاصل آن آشفتگی در ذهن و زندگی است.»

وی افزود:« ثانیا، علوم انسانی دستاوردهای بزرگی دارد و در بسیاری از امور کارهایی کرده است كه ما از آنها بی‌نیاز نیستیم و نمی‌توانیم از آنها غفلت کنیم.»

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تصریح کرد:« اگر سخنی هست –که هست- بحث بر سر مبانی است.مسلما آن فردی که باور و بینش الهی دارد، جهان و انسان را به‌گونه‌ای می‌بیند که با جهان و انسان کسی که صاحب بینش مادی است متفاوت است و نتایجی که این دو بینش به بار می‌آورد در خیلی از موارد با هم فرق دارد و باید به این امر توجه کرد.»

خاتمی با تاکید دوباره بر اینکه «پس بحث بر سر مبانی است»، اظهار داشت:« درست پرسش اصلی این است که مبانی (ما به عنوان مسلمان ایرانی یا بطور کلی مسلمان یا یکتاپرست و...)چیست و مبادی و مبانی تفکر و تمدن غربی که بستر علوم انسانی بوده است کدام است؟و آنچه در درجه اول اهمیت پیدا می‌کند شناخت خودمان از یکسو و شناخت غرب از سوی دیگر است.»

وی ادامه داد:« آیا غرب یک کل واحد منسجم و دارای مبانی فکری و مدنی واحد و مشخص است؟ گرچه بدون تردید در دوران جدید زندگی غربی بصورتی شکل گرفته است که از بسیاری از ارزش‌های الهی و اخلاق و منش دینی دور افتاده است ولی شناخت مبانی فکر و زندگی جدید بسیار اهمیت دارد.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« به نظر من غرب هم اینک دچار بحران است و نشانه آن پساتجدد در برابر اندیشه و منش تجدد است که گرچه تکلیف مکتب منسجم فکری ارائه نمی‌دهد ولی نقدهای که به مدرنیته می‌کند بنیان شکن است، ولی تعجب آور است که کسانی بخواهند غرب را قبله آمال خود قرار دهند، در حالیکه خود غرب در جستجوی راههای دیگراست.»

رئیس بنیاد باران افزود:« از سوی دیگر مبانی ما چیست؟آنچه ادعا می‌شود از سوی کیست و نظریه‌ای سنجیده و دارای مقبولیت عمومی است؟منظورم در عرصه فکری است؛برداشت و ذهنیتی که از اسلام داریم چیست؟ آیا مبانی ما همان است که در حکمت اسلامی طرح شده و بسط یافته است؟آیا همان است که حکمت مقایسه آنرا نمایندگی می‌کند؟پس این همه تکفیرها و تفسیق‌ها چیست؟مگر اکنون هم نظریاتی چون مکتب تفکیک مطرح نیست؟»

خاتمی یادآور شد:« آیا مبانی ما آن است که عرفان اسلامی بر آن استوار است یا آنچه اهل ظاهر بر آن تکیه دارند؟پس قبلا باید مبانی را مشخص کنیم تا بر اساس آن مبانی غرب را مورد بحث و نقد قرار دهیم.معنای این کار هم نفی مطلق و ناسزاگویی نیست.»

وی تاکید کرد:«مگرمی‌شود مبانی با بخشنامه و نظائر آن رد شود و سپس جاانداخته شود و تعمیم داده شود؟ از یاد نبریم که چه در دنیای اسلام چه جهان‌هایی دیگر تجربه تلخی در این زمینه وجود دارد.جهان اسلام از مشکلی به نام "محنه" رنج می‌برد.آنان دستگاه تفتیش عقاید و محنه را به راه انداخته‌اند از عقل طرفداری می‌کردند و نظرات "متقزله "را می‌پسندیدند ولی علی رغم آن دیری نپایید که اشعری‌گری و ظاهرگرائی و نفی عقل (بصورت خاصی ) غالب شد و عقلیون در انزوا و اقلیت قرار گرفتند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« بطور کلی حکومت دینی این زمینه را دارد که به ظاهر گرائی روی آورد.چنانکه در جهان اسلام سنی چنین شد و تشیع و عدلیه که سخت وامدار عقل بودند و فلسفه و حکمت و عرفان در دامن عقل شیعی (و البته عقل گرایان دیگر) رشد کرد وقتی حکومت شیعی روی کار آمد تا حدود زیادی فلسفه و مباحث عقلی مطرود شد و نوعی اخباری‌گری و ظاهر گرائی در صدر نشست تا قرن‌ها بعد در حوزه فقه اسلامی باز اصولگرایی مورد توجه قرار گرفت.»

خاتمی با تاکید بر اینکه «به هر حال فکر تا شکل بگیرد و فراگیر شود فرایندی دارد که باید طی شود و با بخشنامه درست نمی‌شود»، اظهار داشت:« ولی اینها همه مانع از آن نیست که بحث در مبانی را سامان دهیم و وقتی مبانی مشخص شد خود به خود نتایج و مظاهر نیز از آن اثر می پذیرد.»

وی تصریح کرد:« ما باید اولا مبانی مسلم را بگیریم و با بحث و نقد آن را بسط دهیم، بصورتی‌که اولا برای هر اندیشمند قابل قبول و قانع کننده باشد، ثانیا بتواند نیازها و پرسش‌های او را بخصوص در زندگی عینی و عملی جواب دهد.»

رئیس دولت اصلاحات همچنین تاکید کرد:« برای اینکه ما بتوانیم مبانی دیگران را نقد کنیم و مبانی خود را بشناسیم و آن را سامان دهیم، لازمه اش وجود آزادی در عرصه اندیشه است تا در یک فضای آزاد بتوانیم به اندیشه‌ای منسجم برسیم و عمده اینکار باید در حوزه‌های علوم دینی صورت گیرد که کارهای نسبتا خوبی هم شده است به شرط اینکه فضای سیاست زده بگذارد که از آن استفاده شود.»

خاتمی ادامه داد:« ساز و کار سامان دادن اندیشه دینی نه با تقلید از بیگانگان یا تقلید از گذشتگان است و نه با تعصب وجمود نسبت دارد، شرط قطعی آن آزادی است و اینکه فکر سیاسی و دولتی در این مورد نشود.»

وی با بیان اینکه «ما نیازمند دو نقد تمدن و تفکر غرب و نیز نقد سنت فکری خودمان هستیم»، اظهار داشت:« آیا انچه به نام اسلام مطرح می‌شود عین حقیقتی است که خداوند بر پیامبرش نازل فرموده است و برای بشر می‌خواسته است؟اگر نیست چگونه می‌توان اصل را از پیرایه‌ها و لایه‌هائی که به هر حال بشری است و زمان و مکان در آن موثر است جدا کرد؟»

رئیس بنیاد باران همچنین گفت:« باید شجاعت نقد و نو آوری بخصوص در حوزه‌های ما تقویت شود و چنانکه گفتم شرط آن آزادی و پرهیز از جمود و ظاهر پرستی در همه عرصه‌هاست.»

سید محمد خاتمی افزود:« راهکار ما نفی مطلق علوم انسانی و علوم جدید و برخورد با کسانی که صاحب تخصص در این حوزه‌ها هستند نیست، بلکه آنها هم باید بتوانند مسائل را مطرح کنند تا به فکر منسجم و پخته مناسبی برسیم.»

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:« این امر یک کار رسمی اداری نیست، افکار و اندیشه (و حتی توهمات) از این راه حذف نمی‌شود، بلکه سبب می‌شود که سئوالات جوانان ما بیشتر شود و طبعا با وضعیتی که ارتباطات در جهان امروز دارد جوان می‌کوشد تا پاسخ خود را از جای دیگر بگیرد.»

خاتمی سپس تصریح کرد:«امتیاز شهید بزرگوارآیت الله مطهری شجاعت در طرح سئوالات و مسائل بود و همانگونه که گفتند اتفاقا ایشان معتقد بود که باید از صاحب‌نظران مكتب‌های دیگر که به آن مکاتب معتقدند و آنها را خوب می‌شناسند، بخواهیم بیایند مطالب خود را بیان کنند، به هر حال بحث روی مبانی علوم انسانی جدید بحث درست و راه گشا است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به وضعیت کنونی جامعه و مطالبی که حضار به آن اشاره کردند، اظهار داشت:« در جامعه ما اعتراضاتی وجود دارد که با انکار یا برخورد نامناسب با آنها حل نمی شود، نادیده انگاشتن اعتراضات یا نسبت های ناروا به معترضان دادن به معنی نبودن اعتراض نیست.»

رئیس بنیاد باران یادآور شد:« اصلاحات تایید کننده حرکت مدنی در جامعه است و قانون اساسی ما هم انتقاد و اعتراض را به رسمیت شناخته است و حکومت هم باید صد در صد در چارچوب قانون و ضوابط حرکت و عمل کند و اعتراض را مساوی با براندازی و فتنه نداند.»

خاتمی ادامه داد:«باز هم بر این مطالب تاکید می‌کنم که راه حل درست مشکلات، آزادی زندانیان و جبران جفایی است که به دانشجویان، استادان، معلمان و مدیران و بسیاری از شهروندان شده است می‌باشد.»

وی همچنین گفت:«عبور از فضای امنیتی و ورود به فضای آزاد طبق موازین انقلاب اسلامی و قانون اساسی، رفع محدودیت از جریان‌ها، احزاب و تشکل‌ها و رسانه‌ها، اندیشیدن تمهیدات لازم برای انتخابات مطلوب و خوب در آینده است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «وضعیت کشور در جهات مختلف خوب نیست»، اظهار داشت:« با شعار، مشکل حل نمی‌شود و لازمه رفع مشکلات اولا تن دادن همه به قانون اساسی است ئ ثانیا بهره‌گیری از همه نیروها، استعدادها و امکانات برای حل مشکلات است.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:« اسلام،انقلاب و ایران عزیزند، مردم نیز صاحب حق و حرمت هستندد، باید دلها به هم نزدیک شود تا انشالله همه بتوانیم به سوی حل مشکلات اساسی کشور و خدمت به انقلاب و مردم حرکت کنیم.»

ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان