بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

كروبي: آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باجگیر دلخوش کند

0 نظرات
پيام مهدي كروبي پيرامون مسائل اخير:
آنکه از مردم برید، به چند قداره بند باجگیر دلخوش ميكند

. ادامه راه سبز(ارس): در واکنش به پیام های دلجویی و ابراز همدردی های گسترده با مهدی کروبی پیرامون وقایع تاسف بار هفته گذشته و حملات شبه نظامیان حکومتی به منطقه مسکونی وی، مهدی کروبی با صدور بیانیه ای در این زمینه، ضمن تشکر و قدردانی از تمام همراهی ها، خاطرنشان کرد "راه سبز امید به آزادی را با قدم های استوار خویش ادامه داده و دست در دست هم به پیش می رویم و هوشیارانه مراقبیم تا این دون صفتان، راه اعتراض مسالمت آمیز و انسانی ما را به خشونت و خون ریزی نکشانند." دبیرکل حزب اعتمادملی همچنین پیرامون اقدامات خشونت بار شبه نظامیان حکومتی خاطرنشان ساخت "چنین نمایش های کودکانه ای نیز نه تنها راه ما را سد نخواهد کرد؛ که برعکس بر ایمان ما به راهی که دنبال می کنیم خواهد افزود. راه مبارزه با دروغ و سبعیت و قلدرمآبی."

مهدی کروبی همچنین موضع گیری های اخیر سپاه در "خودسر" خواندن عوامل حمله و هتاکی را مورد اعتراض قرار داده و تصریح کرد "...وقتی دیدند که نقشه های شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند ،طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند."

متن کامل بیانیه مهدی کروبی پیرامون وقایع اخیر به شرح زیر می باشد:

بسمه تعالی
ملت شریف و آزاده ایران

شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند.

ملت صبور ایران

ظاهر امر چنان است که از خدا بی خبران تازه به قدرت رسیده، یک شهروند منتقد را هدف حمله خود قرار داده اند، اما چه جای انکار است که رفتار سبعانه و سخیفانه آنها،انسان و آزادی انسان و اصل اسلام و انقلاب اسلامی و حیثیت ایران و ایرانی را نشانه گرفته است. که اگر چنین نبود، این همه اتکا به عناصر بی بصیرت و خودسر از چه ناشی می شد ؟! آنها بی شک با مهدی کروبی کاری ندارند، با آرمان انقلاب که همانا آرمان مردم شریف و آگاه، آرمان اندیشمندان و آزاد اندیشان این دیار، آرمان دانشجویان و دانشگاهیان، آرمان جوانان خسته از ریا و تزویر و دروغ، آرمان شهیدان و به خون افتادگان این مرز و بوم بوده است ، سر ستیز و جنگ دارند. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند.

دستان مردم انقلابی و خداجوی ما را به هر طریق ممکن بسته اند و آن دستانی را که نتوانسته اند ببندند به پشت میله های زندان فرستاده اند و در مقابل اما دست این از خدا بی خبران را چنان باز گذاشته اند تا هر انچه از سبعیت و درنده خویی می توانند را به نمایش بگذارند. از خود می پرسم این انقلاب را چه شده است که امروز قوای امنیتی و انتظامی ودستگاه قضائی و مدیریت این کشور هفتاد میلیونی، در کنترل چندمزدور، این همه ضعف و زبونی نشان می دهند و جهان و جهانیان را به استهزای مردمی با فرهنگ وامی دارند ؟ البته پاسخ روشن است. آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می پندارند. به راستی که این عذابی الهی است که آنها را چنین بی آبرو و هویدای وجودشان را بر مردم آشکار کرده و طشت رسوایی شان را از بام انداخته است. طنز ماجرا اما آنجاست که این جماعت قلیل با چنین رفتارهایی سخیف، ساده دلانه گمان می برند که می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب مایوس کنند.

مردم شریف ایران

اینجانب از عنفوان جوانی با اتکا و ایمان به خداوند متعال و شاگردی امام راحل در مقابل حکومت طاغوت با همه سختیها و رنجها ایستاده ام؛ و خدای را سپاس و منت می گذارم که تا کنون نیز توفیق آن را داشته ام که بر این عهد و میثاق خویش پایدار بمانم. آنچنانکه زندان و شکنجه های شاه ستمگر، مرا از میدان به در نکرد، مسند صدارت و قدرت نیز همچون عده ای چشمان او را کور نکرد، و اکنون نیز جور و ستم حرمت شکنان موجب تسلیم و سکوت او نخواهد شد. و البته آنکه با آزادی انسان پیمان بندد را چه باک که بر سر این پیمان جان به جان آفرین نیز تسلیم کند و از این زندان سکندر رخت بر بندد و تا ملک سلیمان دست افشان و پای کوبان برود.

اما آنها را ببین که خیال می کنند با این نمایش های مبتذل و ارعاب های کودکانه، کروبی را از میدان به در می کنند و او از ترس مرگ تب می کند؛ حال آنکه او صبر و استقامت را در رکاب خمینی کبیر آموخته است و جوانی اش را با او، در کنار او و با آرمان های او به پیری رسانده است، و امیر الحاج خمینی و نماینده وی در سرپرستی و نگهداری فرزندان شهدای انقلاب اسلامی بوده است. عده ای از خدا بی خبر گمان می کنند که مهدی کروبی می تواند انحراف انقلاب اسلامی را شاهد باشد و دم بر نیاورد و اسلام را ذلیل ببیند و با ارعاب به کنجی بخزد و عافیت بجوید. چه کوته فکرند که چنین گمان باطل می برند. فکر می کنند با حمله به مساجد وخانه بزرگان، زندانی کردن یاران خمینی کبیر،به زنجیر کشیدن نویسندگان و روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر و روشنفکران خیر اندیش وایجاد رعب و وحشت در زندان ها و جامعه، می توانند در برابر نسیم بهاری و شکوفائی اجتماعی ایران سد و مانعی ایجاد کنند؟آنها البته ترسیده اند که نتوانند با نسیم بیداری و آزادی مردم مقابله کنند و از همین روست که راه ارعاب پیش گرفته اند. چرا که آنکه می ترسد، می ترساند.

مردم آزادیخواه ایران

ما نیک واقفیم که در جناح دیکتاتورماب تمامیت خواه چنان یاس و ناامیدی، تفرقه و تشتت، و سر در گمی و عدم برنامه ریزی ای حکم فرماست که بروز چنین رفتارهای ابلهانه ای از جمله نتایج همین یاس و ناامیدی است. واقفیم که اولیا امور تسلطی بر اعصاب و روان پریشان خود ندارد و از داشتن برنامه ای برای اداره کشور حتی در ابتدائی ترین سطوح آن محرومند و بارزترین نمونه آن همین حمله های ناشیانه و به بند کشیدن خبرگان و نخبگان این ملت است. در ماجرای حملات وحشیانه شب های قدر دیدیم که ابتدا مزدبگیران را افراد مؤمن، متعهد و ولایت مدار قلمداد کردند و با حضور فرماندهان نیروی انتظامی و سیاسی منطقه در صحنه، مهر تائید بر این ادعا زدند.

اما وقتی دیدند که نقشه های شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند. آنچنان ناشیانه می خواهند دروغ را با دروغ پاک کنند که نمی توانند دم خروس تزویرشان را از پس پشت قسم حضرت عباس خوردن های شان پنهان نگه دارند. و البته این عاقبت مکرکنندگان است که خدا مکر انها را به خودشان برمی گرداند.

ملت شریف ایران

در پایان وظیفه خود می دانم از عزیزانی که از سراسر ایران و دنیا با تماس ها و رفت و آمدها و پیگیری های مکررشان جویای سلامتی بنده و خانواده ام شدند و همچنین از همسایگان مهربانی که صبورانه عربده کشی های مشتی از خدا بی خبر را شنیدند و تحمل کردند، تشکر و عذرخواهی کنم؛ و همچنین باید که از وظیفه شناسی و درایت محاظین خود و در رأس آنها جناب سرهنگ یاری که شدیداً مورد ضرب و شتم قرار گرفت و اکنون در محاصره کامل قرار دارد و از دیدار و ملاقات و گفتگو و حتی مراجعه به پزشک قانونی برای گرفتن طول درمان محروم شده است قدردانی کنم و از خدای بزرگ عقلانیت و درایت را برای آمران و آگاهی و بصیرت را برای مهاجمان مسئلت کنم.

ما با نشاط و امیدوار به لطف پرودگار، راه سبز امید به آزادی را با قدم های استوار خویش ادامه داده و دست در دست هم به پیش می رویم و هوشیارانه مراقبیم تا این دون صفتان، راه اعتراض مسالمت آمیز و انسانی ما را به خشونت و خون ریزی نکشانند. چنین نمایش های کودکانه ای نیز نه تنها راه ما را سد نخواهد کرد که برعکس بر ایمان ما به راهی که دنبال می کنیم خواهد افزود: راه مبارزه با دروغ و سبعیت و قلدرمآبی.

سبحانك انت الذی لا اله الا انت انی كنت من الظالمین
مهدی کروبی
هفدهم شهریور ماه ١٣۸۹


ادامه مطلب ...

رهنورد: مقام قاضی القضات رساندن حق به حق‌دار است نه حفظ حاکمیت

0 نظرات
نامه دكتر رهنورد رییس قوه قضاییه:
مقام قاضی القضات رساندن حق به حق‌دار است نه حفظ حاکمیت!

. ادامه راه سبز(ارس): پس از حملات اخیر نیروهای لباس شخصی و بسیج به محل سکونت مهدی کروبی، گروهها و شخصیت های مختلف سیاسی و فرهنگی ضمن دیدار با وی و یا صدور بیانیه هایی این اقدام را محکوم کردند.در تازه ترین واکنش دکتر زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با نوشتن نامه ای خطاب به آیت الله صادق آملی لاریجانی ،رییس قوه قضاییه ضمن محکوم کردن این حادثه از وی خواسته است که« پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و داد مردم را بستاند .»

وي در بخشي از اين نامه آورده است: «در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند ، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت . تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود.شیشه ها شکسته ،درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد ،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند. »

به گزارش کلمه ،متن کامل این نامه به شرح زیر است:
جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات

باسلام

آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم ، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته ، آنجا که می فرمایند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته »همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم .

همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد ،سنگین ترین مسئولیتها را به ودیعه نهاده است .

بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان ،بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است ، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم .حوادث یکسال اخیر سرکوب ها بویژه هتاکی ها و شعبان بی مخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم .

شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید .

هنگامی که به مسئولیت قاضی القضاتی می اندیشم ،برخود می لرزم، خدایا این چه مسئولیت سنگینی است که برعهده انسانها گذارده ای و اگر او از عهده این مسئولیت برآید خوشا به حالش و اما اگر از مسئولیت پرهیز کند یا بترسد؟…واسفا بر حال او

آقای لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات

در حالیکه به حکم طبیعت شبها پرنده ها طبق ناموس الهی ، در آشیانه هایشان آرمیده اند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز می کنند ، به حکم سرکوب گران مردم ،آزادیخواهان و خانواده هایشان و بیوت علما و مبارزان و اخیرا مساجد نیزامنیت و آرامشی ندارند.

دادخواهی من برای انسانها ،خانواده ها و بیت هایی است که در این یکسال بصورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفته اند ،من مدعی العموم این ملتم زیرا می دانم و دیده ام که از لکه های ننگ اقتدار گرایی ،حملات بی رحمانه ی شبانه و روزانه به خانه های مردم به عنوان دستگیری آزادی خواهان ، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال می شود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است .

به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است ، خانه را زیر و رو وکتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی ، نشانی ، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند ،پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را ،دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان می گیرند .بدتر ازهمه درد اسیری است . در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی می کنند . در این هجمه بی امان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شده اند و خانواده های آنها در بی خبری از فرزندانشان هاجر وار به این سو و آن سو سرگردان بوده اند.

کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است ؟

اما حمله به خانه های شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل می کند .

یورش کینه توزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری،صانعی ،دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رسانده است .شعبان بی مخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل می کند.

در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند ، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاه ها به دانشجویان حمله کرده ،فرزندان ملت را می زنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب می کنند یا به روی مردم بی دفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی می کنند ، اما آزادگان و مومنان حقیقی در زندانهای مخوف و بی بهداشت و بی قانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت می پوسند ؟

امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب می رود و خدا می داند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟

به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونه های خدمت به دانش و ملتند ، با ویرانه ای روبرو شدم که بی درنگ مرا به یاد خیمه های در آتش سوخته کربلا انداخت . تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا می کرد. صحنه، صحنه کارزار بود.شیشه ها شکسته ،درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلوله های مختلف و رنگارنگ ، پنجره ها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صدای های مهیب، فحش ها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونه ای تلخ و سیاه خود را نشان می داد ،خاطره ای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش می لرزد و هر ناظری از این همه شعبان بی مخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبوده است در شگفت می ماند .

چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم ،اسیر اراذل و اوباش شده اند .اراذلی سیه پوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت ، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شده اند .

برای قاضی القضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده « ان ربک لبالمرصاد » بطور قطع خداوند درکمینگاه است .

از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستاند .

شما خوب می دانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بین المللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت … همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سخت ترین و پیچیده ترین اجرائیات است .تا کی باید درمرگ قانون و قانون گرایی به سوگ بنشینیم ؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم .

این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشه ای و بنیادی است .یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانه ها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید.شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بی مخی ، قانون شکنی ، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده می شود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوه ای مستقل و حق مدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است ،مشت ، باتوم ، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد.

ادامه مطلب ...

آیت الله دستغیب: حمله‌کنندگان به مسجد قبا، تهدید به قتل کرده بودند

0 نظرات
هشدار آیت الله دستغیب به نیروهای امنیتی:
کاری نکنید که دنیا و آخرت خود را بسوزانید

. ادامه راه سبز(ارس): پی حملات شبه نظامیان بسیجی به مسجد قبای شیراز و ضرب و شتم مردم و مقلدان آیت الله دستغیب، مرجع تقلید ساکن شیراز، وی در تازه‌ترین سخنرانی خود با اشاره به اینکه طلاب و نمازگزاران مسجد فقط قصد دفاع از خود در برابر مهاجمان را داشته‌اند و حمله‌کنندگان تهدید به قتل کرده بودند، به دادستان شهر در خصوص بازداشت مدافعان مسجد قبا در جریان حمله‌ی روز قدس هشدار داد. این عضو مجلس خبرگان همچنین خاطرنشان نمود: مظلومها دست و پا بسته‌اند، ولی ظالم‌هایی که با شما ارتباط دارند، آزاد هستند.
به نوشته سایت حدیث سرو، آیت الله دستغیب گفت: بنده در همین جا با احترام و بدون توهین از آقایانی که در دادگاه ویژه روحانیت و دادستانی و اطلاعات هستند، می خواهم که توجه داشته باشند، در روز قدس به این مسجد حمله شد و دوستان ما کار ی نداشتند و کسی هم در مسجد نبود بجز بیست نفر. و قبلا هم مسئولین مربوطه تذکر دادند که یک عده ای می خواهند حمله کنند و گفتند که می خواهیم بیاییم اطراف مسجد را با داربست مسدود کنیم تا جلوی حمله به مسجد گرفته شود.

این مرجع تقلید منتقد افزود: بعد از نماز جمعه بود که مهاجمان به مسجد حمله کردند و همه کسانی که آنجا بودند به این مطلب شهادت می دهند و خودتان مقدماتش را هم می دانید. مسئولین دادگاه ویژه، جناب استاندار و فرماندار ، ریاست اطلاعات ، خودتان می دانید که نقشه هایی از قبل طراحی شده بود برای حمله به این مسجد ، که چرا سید علی محمد دستغیب اینطور گفته که البته بنده بارها عرض کردم که چرا شما از صحبت های بنده برداشت غلط می کنید و آن را به خودتان می گیرید؟! چرا خوب را به خودتان نمی گیرید ؟!

وی با تاکید اینکه هیچ وقت در صحبت ها نامی از کسی نبرده است، اضافه کرد: ولی متاسفانه آقایان قبول نکردند و گفتند اینطور نمی شود بهر صورت آنوقت آمدند و این اوضاع را پیش آوردند.

آیت الله دستغیب خاطرنشان کرد: وقتی این افراد با این وضع به مسجد حمله کردند آن بیست نفری که در مسجد بودند ، از شدت ناراحتی می لرزیدند که نقل شده است یکی از این مهاجمین گفته است ما می خواهیم هر بیست نفر را به قتل برسانیم .خوب این طلبه های ما باید چکار کنند و به کجا پناه برند؟ آن آقایان مهاجم بنا بر نقلی در دستشان هم قمه بوده و هم باتوم و… و پشت سرشان هم از خود آقایان بودند. بالاخره طلبه های ما مظلوم هستند . بنده به شما مسئولین مربوطه نصیحت می کنم که: شما مهاجمین را مواظب باشید ، دوستان ما بر عکس این افراد کسی را ندارند که حامی آنها باشد غیر از خدایتعالی و با این اعمال و رفتار آخرت خودتان را نسوزانید و متوجه عالم مرگ و قیامت باشید.

آیت الله دستغیب خطاب به دادستان شیراز نیز گفت: آقای دادستان شما نگویید که من این گزارش را دارم می نویسم که از تهران که آمدند بیایند و حکم کنند ، خوب شما همه مقدمات را اطلاع دارید و شما آقای اطلاعات متوجه هستید و می دانیدکه ۵ نفر از طلبه های ما را احضار کردید و چند نفری را هم قبلا گرفتید و حالا هم می خواهید که بقیه را از روی عکسها بگیرید، خوب مظلومها دست و پا بسته ولی این ظالمها یی که با شما ارتباط دارند آزاد هستند. و ما هیچ چیزی نداریم نه تفنگ و نه شمشیر و نه هیچ چیز و از کجا ما تفنگ بیاوریم خود شما که تمام سوراخ فتیله ها را اطلاع دارید .پس حواستان باشد که به داد دین خودتان برسید که خدا می فرماید : من ظالم هستم اگر به نفع مظلوم انتقام نکشم . میل خودتان است.

این مرجع تقلید در نهایت تاکید کرد: من الان عرض می کنم که مهاجم غیر از کسی است که بخواهد از خودش دفاع کند. طلبه های ما هیچ راهی نداشتند غیر از دفاع از خودشان؛ خوب معنی ندارد در روز قدس فلان روزنامه نوشته است که یک عده ای از طلاب مسجد قبا حمله کردند به راهپیمایان روز قدس؟! خوب این چه دروغ بزرگی است که می گویید؟! و چه کسی همچین چیزی را باور می کند.شیشه هایی که شکسته شده است را نگاه کنید و عکسهای مجروحان را هم مشاهده کنید . خوب این دوسنان ما چکار کنند وقتی می بینند مهاجمین آمده اند آنها را به قصد کشتن بزنند ، خوب باید از خود دفاع کنند. البته بنده هدفم از این حرفها نصیحت این آقایان بود؛ البته ما خدایتعالی را داریم و اوست که پشتیبان ما است.

گفتنی است موج جدید حملات بسیجیان به مسجد قبا و محل تجمع علاقه مندان و مقلدان آیت الله علی محمد دستغیب، از شامگاه پنجشنبه و بامداد روز قدس (جمعه) آغاز شد و در اواسط روز جمعه ١٢ شهریورماه ۸۹ و بعد از مراسم روز قدس، به اوج خود رسید. بر اثر حملات بسیجیان و شبه نظامیان حامی رهبر جمهوری اسلامی، تعدادی از مردم، طلبه ها و مقلدین آیت‌الله دستغیب، مورد جراحت و خونریزی شدید و بعضا بازداشت قرار گرفتند.

ادامه مطلب ...

خاتمي: آفت جامعه امروز؛ دروغ و ناسزاگویی از سوی دستگاههای رسمی است

0 نظرات
سید محمد خاتمی در دیدار جمعی از جوانان و دانشجویان تصریح کرد:
آفت جامعه امروز؛ دروغ و ناسزاگویی از سوی دستگاههای رسمی است

. ادامه راه سبز(ارس): به گزارش کلمه به نقل از روابط عمومی دفتر حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، جمعی از جوانان و دانشجویان و فرزندان شهیدان با حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی دیدار و گفت‌ و‌گو کردند.


رئیس دولت اصلاحات در اين ديدار با تاکید بر اینکه باید خردمندان خیرخواه جایگزین متوهمان خشونت‌گرا شوند، گفت:« در آستانه عید سعید فطر همگی بنا را بر این بگذاریم راه درست را بپیماییم، چرا باید وقتی سخن از وحدت و جذب حداکثری است که می‌تواند باعث امید شود شاهد رفتار‌هایی هستید که وضع را بدتر کند؟ چرا باید با بخشنامه های کذایی باز هم محدودیت بیشتربرای مطبوعات و رسانه‌ها ایجاد شود؟»

خاتمی با بیان اینکه «من آینده کشور را روشن می‌بینیم»، گفت:« مردم ما رشیدند و هرگز از خواسته‌های اساسی خود منحرف نمی‌شوند و فشار‌ها و مشکلات آنان را از هدف اصلی منحرف نمی‌کند و اصلاحات می‌گوید اگر اشکالاتی در روابط و ضوابط موجود و نحوه اداره کشور است با همین میزان‌ها و معیارهایی که در انقاب و اسلام و قانون بوده است باید اصلاح شود و پر فایده‌ترین راه تداوم انقلاب و ثبات جامعه و پیشرفت کشور و جلوگیری از انحراف و تامین منافع ملی هم همین است.»
رئیس‌جمهور سابق کشورمان در این دیدار ضمن خوش‌آمد گویی، با اشاره به اهمیت مطالب مطرح شده در این نشست از سوی جوانان به برخی سئوالات آنها پاسخ داد.

وی گفت:« آنچه من می‌خواستم و می‌خواهم نه تصدی مسئولیت‌های رسمی است بلکه وجود فضای امن و آزاد است که بتوان این بحث‌ها را مطرح کرد. کار فکری و فرهنگی از نیازهای مبرم زمانه است .»

رئیس بنیاد باران ادامه داد:« ابتدا از خداوند می‌خواهم که طاعات و عبادت شما را بپذیرد و به همه توفیق برخورداری از برکات ماه مبارک رمضان عنایت فرماید.»

وی افزود:« ماه مبارک رمضان که روزهای آخر آن را طی می‌کنیم بهترین فرصت را برای خود‌سازی انسان فراهم می‌آورد، ماه رمضان ماه تسویه درون و هم ماه آراستن جان با فضائل است، روزه تنها امساک از آنچه مقتضای هوا و هوس آدمی نیست بلکه مقدمه‌ای برای بالابردن درجه ایمان میزان آگاهی و نیرومند‌تر کردن اراده انسانی و خداوند هم هدف روزه را تقوای آدمی بیان کرده است. »

به گفته رئیس دولت اصلاحات، پیراستن جان از دروغ، کبر، خودبینی، بدخواهی و… و آراستن آن به راستی، خیرخواهی، عدالت و تقویت اراده برای مقابله با ناراستی و بیدار و آنچه موجب حقارت و تحقیر انسان می‌شود اینهاست از جمله اموری که در ماه مبارک رمضان باید به آن برسیم.

خاتمی تصریح کرد:« یکی از آفات‌های بزرگی که جامعه ما گرفتار آن است، دروغ و ناسزاگویی به خصوص از زبان افراد دستگاه‌های رسمی است.»

وی یادآور شد: «ما باید میزان مطلوب بودن جامعه و میزان استواری نظام خودمان را با همین معیارهای نزدیکی به راستی و عدالت و دوری از دروغ و بی‌عدالتی بسنجیم.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «معتقدیم انقلاب اسلامی هم هدفش رفتن به سوی چنان وضعیتی بود»، اظهار داشت:« امروز هم اگر میزانی برای سنجش هست همان است که در انقلاب ما تجلی داشت و اگر اعتراض و انتقادی هست برپایه همین ارزش‌هاست، دشمن واقعی همین دروغ‌گویی‌ها و ناسزاگویی‌هاست که اگر در درونمان بود دشمن خارجی موفق می‌شود و اگر نبود توطئه بیگانه هم کارگر نیست.

وی ادامه داد:« در این جا و با احترام به دل پاک و صفای باطن شما جوانان عزیز دوست دارم گلایه‌ای را که بارها بیان کرده ام و نگرانی اصلی خود را تکرار کنم ؛ با این پرسش که آیا در جامعه ما به خصوص سوی مسوولان و نهادهای رسمی بیشتر راستی را می‌بینیم یا دروغ را؟»

رئیس بنیاد باران تاکید کرد:« امروز بیشتر نشر و رواج فضائل مورد پیگیری قرار می‌گیرد یا اگر هم رذایل ترویج نمی‌شود (که احیانا می‌شود) لااقل حساسیت لازم را علیه آن نمی‌بینیم؟»

خاتمی با بیان اینکه «در میان رذایل ، دروغ شاید از همه بدتر باشد و بدتر از آن اینکه دروغ متضمن بهتان و افترا هم باشد!»، اظهار داشت:« در روایات گاه دروغ سرچشمه همه مفاسد پنداشته شده است و نیز آمده است که بدی‌ها دارای قفل‌هایی است که دروغ مهمترین کلیدی است که این قفل‌ها را باز می‌کند یا از معصوم نقد شده است که مومن ممکن است که بسیاری از گناهان نظیر زنا و دزدی انجام دهد ولی مومن هرگز دروغ نمی‌گوید.»

وی سپس اظهار داشت:«من نمونه ای را بیاورم نه برای دفاع از خود بلکه برای دفاع از حقیقت و اظهار نگرانی نسبت به اصل انقلاب و سرنوشت جامعه.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« شما هم شنیده‌اید که چه بی‌پروا و با آسودگی خاطر کسانی که از دریافت صدها میلیون دلار از خارجی‌ها توسط اشخاص خاص برای ضربه زدن به انقلاب سخن گفتند .من فعلا کاری ندارم که این ادعای مضحک که ظاهرش هم حکایتگر بطلان آن است از کجا و چرا مطرح شده است ولی می‌گویم باید نسبت به سرنوشت جامعه نگران بود و باید دلمان برای انقلاب مان بسوزد و ناراحتی ما از این است که این گفتار‌ها و رفتارها پیش از هر چیز به نظامی لطمه می‌زند که برای آن، این همه هزینه پرداخت شده است.»

وی تصریح کرد:« چرا باید کارهای نادرستی صورت گیرد و بعد برای توجیه آنها به چنین دروغ‌های بزرگی متوسل شوند البته این تنها مورد نیست؛تهمت‌ها و ناسزاهای فراوانی نسبت به بسیاری از شخصیت‌ها زده و گفته شده است و حالا هم شب و روز تکرار می‌شود و با کمال تاسف کسی که با این دروغ پردازی‌ها و دروغ پردازان برخورد نمی‌کند.»

رئیس بنیاد باران با بیان اینکه « گرچه اتهام زنندگان در خور اعتنا نیستند و جامعه حرف‌های باطل و بی اساس را از آنان زیاد شنیده است»، اظهار داشت:« ولی دروغ و اتهام زنی آنها با این بی پروائی و لطمه‌ای که از ناحیه آن به نظام و جامعه می خورد، مهم است.»

خاتمی سپس گفت:« چرا مدعی العموم به خاطر اهانتی که به انقلاب، اهانتی که به ده‌ها میلیون نفری که رای داده‌اند و به خاطر تشویش افکار عمومی و بدبین کردن جامعه به نظام برخورد نمی‌کند؟»

رئیس دولت اصلاحات هشدار داد:« اگر به سادگی شخصیت‌هایی که عمرشان را برای دینشان و انقلابشان و جامعه شان صرف کرده‌اند و همواره مورد اعتماد نظام و جامعه بوده‌اند به سادگی با دروغ متهم به چنین لغزش سنگینی ‌شوند آیا طبیعی نیست که جامعه نسبت به همه کسانی که دیروز مسوول بوده‌اند ؛امروز مسوولند و فردا مسوول خواهند بود شک کند و به کلی اعتماد خود را از دست بدهد؟»

وی ادامه داد:« آیا چرخ یک جامعه براساس یک دروغ و ناسزا می‌چرخد؟ به هر حال این نمونه ای بود که سقوط اخلاقی را در بخش هائی از جامعه نشان می‌داد.»

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌‌ها و تمدن‌ها در بخش دیگری از سخنانش درباره اصلاحات گفت:« در این باب گرچه هنوز میدان بحث و گفت وگو باز است ولی الحمدالله کارهای خوبی هم شده است که توصیه می‌کنم شما عزیزان مباحثی که در تبیین اصول اصلاحات شده است بگیرید و به بحث بگذارید اگر نظری هم دارید بدهید.»

وی افزود:« از اصول اصلاحات و وفاداری به انقلاب و دلبستگی به آن بوده و خوشحال بوده و هستیم که در مرحله ایجابی جمهوری اسلامی مطرح و مستقر شدکه پاسخی به خواست تاریخی مردم بود.»

خاتمی با بیان اینکه «آزادی، استقلال ،پیشرفت و عدالت و… خواست‌های مهم تاریخی ملت ماست»، گفت:« اکثریت قاطع جامعه هم تامین اینها را هم همراه با احکام و ارزش‌های الهی می‌خواستند و حتی کسانی که در این کشورند و آیین گرایش دیگری دارند با تصویری که حضرت امام از جمهوری اسلامی دادند و براساس آنچه در انقلاب مطرح شد آنها هم به جمهوری اسلامی رای دادند و اسلامی هم که در انقلاب بود نه تنها با خواست‌های تاریخی مردم تعارضی نداشت بلکه کاملاً موید آن بود. »

وی یادآور شد:«البته عدالت و اخلاق و ارزش‌های الهی هم نظام و جامعه که به برکت انقلاب بر سرنوشت خود حاکم شده بود را لطیف‌تر می‌کرد. یعنی علاوه بر مزایایی که مردم سالاری دارد؛ بسیاری از خلاهایی که در نظام‌های مردم سالار سکولار بود بر می‌گردد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود:« قانون اساسی هم نظم‌پذیرفته شده معیار و رفتار و حکومت مردم است البته قانون اساسی هم امری بشری است و وحی منزل نیست نقد آن هم عیبی ندارد ولی مبنای نظم همین قانون اساسی است همه باید در چارچوب آن حرکت کنند ؛ به خصوص حکومت که قدرت و امکانات دارد.»

رئیس بنیاد باران ادامه داد:« باید ارزیابی ما و حرکت ما بر مبنای قانون اساسی باشد البته با توجه به استبداد زدگی تاریخی اهتمام و فصل سوم و حقوق اساسی مردم و ملت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و اصلاحات به همه قانون اساسی به‌عنوان یک کل جامعه و به هم پیوسته به ویژه حقوق اساسی مردم اهتمام ویژه دارد حالا همین را هم می‌گویم راه درست هم همین است.»

وی تاکید کرد:« شما جوانان عزیز نپندارید و انشالله نمی‌پندارید که آن سوی نظام، رهایی و بهروزی است.نه ما خیر جامعه را در همین نظام می‌جوییم و می‌گوییم به نام نظام و انقلاب هم نباید نظام و انقلاب را خدشه دار و خدای ناخواسته بدنام کرد.»

خاتمی با بیان اینکه «من آینده کشور را روشن می‌بینیم»، گفت:« مردم ما رشیدند و هرگز از خواسته‌های اساسی خود منحرف نمی‌شوند و فشار‌ها و مشکلات آنان را از هدف اصلی منحرف نمی‌کند و اصلاحات می‌گوید اگر اشکالاتی در روابط و ضوابط موجود و نحوه اداره کشور است با همین میزان‌ها و معیارهایی که در انقاب و اسلام و قانون بوده است باید اصلاح شود و پر فایده‌ترین راه تداوم انقلاب و ثبات جامعه و پیشرفت کشور و جلوگیری از انحراف و تامین منافع ملی هم همین است.»

وی تصریح کرد:« ما چهره انقلاب و نظام را زیبا می‌خواهیم و می‌گوییم رضایت مردم پایه استوار نظام است؛ کسانی بر علیه انقلاب و نظام خواسته یا ناخواسته عمل می‌کنند که اعتنایی به نظر و رضایت مردم ندارند و خیال می‌کنند به هر وسیله‌ای و به هر طریقی می‌شود جامعه را اداره کرد.»

رئیس بنیاد باران با اشاره به درستی اظهارنگرانی‌ها در خصوص مسائل پیش آمده بعد از انتخابات اظهار داشت:« بعد از انتخابات جامعه با لااقل بخش مهمی از آنچه گفت و چه می‌خواست اگر اعتراضی داشت به چه بود؟ به اصل نظام که اعتراض نداشت و اعتراضش را هم با شیوه‌های مدنی و پرهیز از خشونت مطرح کرد. راه کار منطقی مساله چه بود؟»

وی افزود:« این مردم صاحب کشور و انقلابند هزینه‌های را هم آنها پرداخته‌اند اگر مطلبی دارند و درست است باید به آن تمکین کرد و اگر هم درست نیست باید آنان را محترمانه قانع کرد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:« اینکه گفته می‌شود هر کس حرفی و اعتراضی دارد اغتشاشگر وخس و خاشک است، فتنه گر است؛ وابسته به اجانب است بی‌دین است و ده‌ها اتهام دیگر و برخوردهای خشن هم صورت گیرد مساله را حل نمی‌کند بلکه مشکل را مزمن می‌کند که کرده است وحل آن دشوارتر است.»

وی یادآور شد:«چه اهانت ها که رسمی و غیر رسمی به شخصیت‌ها و گروه‌ها و افراد نشد و چه نسبتهایی که برای توجیه رفتارهای نادرست ندادند و چه چهره ناپسندی که از امام و انقلاب نشان داده نشد. اینها است که به انقلاب و امام و رهبری لطمه می‌زند؛ ما این را نمی‌خواستیم و نمی‌خواهیم. »

خاتمی تصریح کرد:« الان هم می‌گوییم در آستانه عید سعید فطر همگی بنا را بر این بگذاریم راه درست را بپیماییم، چرا باید وقتی سخن از وحدت و جذب حداکثری است که می‌تواند باعث امید شود شاهد رفتار‌هایی هستید که وضع را بدتر کند؟ چرا باید با بخشنامه های کذایی باز هم محدودیت بیشتربرای مطبوعات و رسانه‌ها ایجاد شود؟»

وی همچنین تاکید کرد:« چرا باید بعضی آزادی‌های نیم بند که نسبت به پاره‌ای از عزیزان در بند اعمال شده است به همه تعمیم نیابد بلکه بالعکس دوباره آزاد شدگان به بند برگردند؟ چرا باید محافل و رسانه هاا و نهادهای خاص بر تهمت زنی و ناسزاگویی بیفزایند و چرا باید شاهد برخورد‌های تخریبی، خشن و هتاکانه علیه شخصیت و کسانی باشیم که به هر حال نظری مخالف با نظر رسمی رایج دارند؟ چنانکه نمونه هایش را این روزها در تهران و شیراز دیدیم.»

رئیس‌ دولت اصلاحات ادامه داد:« پیداست که کسانی که جز خشونت راهی نمی‌شناسند و برایشان قانون و ارزشهای اصیل اسلامی و ملی مهم نیست و نمی‌خواهند از التهاب جامه کاسته شود.»

سیدمحمد خاتمی در پایان خاطر نشان کرد:« ما اگر به آینده بنگریم و شاهد تلاش باشیم که برای آزادی کسانی که گرفتار شده‌اند صورت می‌گیردو فضای امن و آزاد برای همه افراد و تشکل‌ها وگروه‌ها ایجاد می شود و “خردمندان خیرخواه” به جای “متوهمان خشونت گرا “میدان دار می شوند به سوی وضعیتی می‌رویم که در آن انتخابات سالم و بی‌حرف و حدیث و آزاد برگزار خواهد شد و خواهیم دید که چگونه جامعه به سوی آرامش ثبات و امید پیش خواهد رفت و این است راه تقویت نظام و عمل به میزانهای درست انقلاب و تامین مصالح ملی و پاسداشت حرمت مردم.»

بر اساس این گزارش، در ابتدای این دیدار چند تن از جوانان با تاکید بر دلبستگی به جمهوری اسلامی دستاوردهای دوم خرداد و اصلاحات را یاد آوردند و پایبندی خود را به آنها اعلام کردند.

آنها همچنین نسبت به لزوم سازمان دهی قانونی حرکت‌ها و تشکل‌های بنیاد و از برخوردهای ناروا نسبت به یاران امام و نیز مشکلاتی که پس از انتخابات برای بسیاری از خانواده‌ها و به خصوص جوانان پیش آمده گلایه کردند.

این جوانان بر لزوم کار فکری بیشتر به خصوص در زمینه تبیین مبانی اصلاحات تاکید کردند و پرسش‌هایی را نسبت به آینده کشور اصلاحات و جنبش سبز مطرح کردند و خواستار تداوم نشست‌هایی از این نوع شدند.

ادامه مطلب ...

جان شاکیان "مشفق" در زندان سپاه در خطر است

0 نظرات
کلافگی زندانبانان و مقاومت زندانیان:
جان شاکیان "مشفق" در زندان سپاه در خطر است

. ادامه راه سبز(ارس): قلب صفایی فراهانی دچار مشکل شده است. او را به بیمارستانی نامعلوم برده اند. شاید سکته کرده باشد. مگر با او چه کرده اند که به این حال و روز افتاده است؟ شکنجه اش کرده اند؟ شاید قرصهایش را از او دریغ کرده اند. نه فایده ندارد. صفایی فراهانی " کوتاه " نمی آید که نمی آید.

درست مثل مصطفی تاج زاده که حالا همسرش " بیستمین عریضه " را هم نوشته. او هم " مقر " نمی آید. او هم شکایتش را پس نمی گیرد. او هم درست مثل 6 نفر دیگر حاضر به بازگشتن نیست. این دیگر چه بساطی است؟ این دیگر چه افتضاحی است؟

پس آن همه داغ و درفش و زندان و زنجیر چی شد؟ آن همه شکنجه ، آن همه انفرادی، آن همه دادگاه و برو بیا و تهدید چی شد؟ کجا رفت؟ چطور شد که نوری زاد دوباره نامه نوشت و با نامه اش برای بار چندم " دل آقا را خون کرد " ؟

شاکی کیه؟ متهم!

نه! فایده ندارد.هر اتفاقی بیفتد محسن صفایی فراهانی شکایتش را پس نمی گیرد. همانطور که تاج زاده. همانطور که رمضان زاده، امین زاده، بهزاد نبوی، عرب سرخی و میردامادی. آنها شکایتشان را پس نمی گیرند که هیچ، تا پای جان پای آن ایستاده اند.

مگر این هفت نفر که بعد از کودتای انتخاباتی سال گذشته دستگیر و محاکمه شده اند در نامه خود چه نوشته اند که بجای رسیدگی به شکایت آنها روانه زندان شده اند؟ این دیگر چه عدالتی است که شاکی را به جرم شکایت کردن به زندان می برند؟ پاسخ البته خیلی ساده است و واضح. پاسخ این سئوال همان وحشتی است که به جان مستبدین اقتدارگرایی افتاده که هر چه کردند و می کنند که من و تو قبول کنیم که کودتایی در کار نبوده و تقلبی نشده و رایی از مردم دزدیده نشده بی فایده است. که از این هم بدتر. حالا کار به جایی رسیده که فردای روز قدس فلسطینی ها دولت منتصب کودتاگران را متقلب و " رای دزد " می نامند.

و این در شرایطی است که زندانیان کودتا بعد از آن همه زندان و شکنجه و تحقیر نه تنها از رای و نظر خودشان در مقام تقلبی بودن انتخابات باز نگشته اند که حالا در مقام شاکی هم قرار گرفته اند و خود را "تعدادی از قربانیان پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبدادطلب " معرفی کرده اند و به هیچ رقم هم حاضر به بازگشتن از شکایت خویش نیستند.

این گروه از فعالان اصلاح طلب که از طرف گروهی از نیروهای سپاه پاسداران دستگیر و متهم به اقدام علیه امنیت کشور شده اند، همچنان از رئیس قوه قضائیه می خواهند که با استناد به اعترافات صریح سردار مشفق، به شکایت آنها از آقای مشفق و دیگر مسئولان و فرماندهان قرارگاه ثارالله وابسته به سپاه پاسداران رسیدگی کند و حتی مصطفی تاج زاده از نویسندگان این نامه از کودتاگران خواسته که اگر راست می گویند در همان زندان با او مناظره کنند.

باید پذیرفت که کودتاگران حق دارند عصبانی باشند و از این عصبانیت اگر بمیرند خیلی غیر طبیعی نیست. دلیلش هم مشخص است. آن همه بگیر و ببند و دورباش و کورباشی که کردند و آن همه قتل و شکنجه و تجاوزی که برای ارعاب مردم و چهره های مخالف به کار بستن دیگر بی فایده است. حالا پس از 15 ماه از کودتای انتخاباتی شان تشت رسوایی شان از بام فرو افتاده و از فرط عصبانیت مزبوحانه ترین رفتارها و کردارها را با اسیران در بند خودشان می کنند. همان اسیرانی که حاضرند بمیرند و مشروع بودن دولت احمدی نژاد را نپذیرند. آنها حق دارند عصبانی باشند از نامه هایی که همسران زندانی برایشان می نویسد و از شدت ترسشان حتی جرات خواندن آن را هم ندارند.

با این همه نامه ها نوشته می شود. نامه هایی که می گویند: " ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند. سبزو با نشاط. حقانیت ما امروز بر کسانی آشکار شده که تا دیروز دشمن نقاب دار را دوست فرض می کردند و امروز بدخواهان انقلاب و امام و این مردم شریف ناخواسته در هر اقدام ناصوابشان نقاب از رخ بر می دارند. می بینید؟ هرچه می کنند برای تخریب حقیقت تنها مایه افشای ماهیت اهریمنی خودشان است. سخنان مشفق را چندباره بخوانید و به آن گوش بسپارید. شما که دسترسی دارید به آن متن کامل که به گفته خودش نزد مسئولین عالیرتبه تشریح و تبیین کرده برای توجیه کودتا. رفتارهای وقیحانه اراذل و اوباش مزدورشان را ببینید در شب های عزیز قدر با مردان علم و دین. نوشته هایشان را بخوانید. گفتارشان را بشنوید. کثافت و پلشتی گناه از سطر سطر و واژه واژه کذب نوشته ها و مفتریانه گفته هایشان برون می تراود. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگویید و بخوانید وبشنوید. کجایند آنان که دنبال دست خدا می گردند که بر فراز همه دست هاست؟؟؟ نمی بینید مکر خیرالماکرین را در باطل کردن سحر جادوگران این عصروزمان؟ الله اکبر. الله اکبر و لله الحمد! "

نامه های نوری زاد

وتنها این نامه ها نیستند که آتش به جان اقتدارگرایان و مستبدان دینی زده است. نامه های نوری زاد هم آنها را بد جوری ناکار کرده و آتش به جانشان کشیده. همان نوری زادی که روزگاری نور چشم " آقا " بود و حالا شده است نماد استحاله! همان که با هر نامه ای که می نویسد دل شماری از خودی ها را به درد می آورد. همان خودیهایی که آرزو داشتند روزی همانند " نوری زاد " شوند. آنها حالا نامه مرادشان را می خوانند که به جای مدح و ثنای آقا می نویسد: " خدایا، در دوره‌ی رهبری سیّدعلی، قانون، و تن سپردن مسئولان به قانون، خوار و خفیف شد. خواص، از قانون، نردبانی برای بالا رفتن از فرصت‌ها پرداختند. یک فلک‌زده بی‌نشان، بخاطر یک میلیون بدهی، به زندان حکومت می‌افتاد، اما رییس‌جمهور مطلوب او، و معاون اول رییس‌جمهور، و برخی از وزرا و مدیران دولتی او، با میلیاردها اختلاس و کلاشی، در ماراتن فریب مردم، دکمه‌های بیخ گلو را به رخ می‌کشیدند و به ریش قانون و به ریش مردم می‌خندیدند. همین قانون، درمجلس، فرش زیر پای نمایندگان بزدل مجلس می‌شد. تا در دستگاه قضایی توسط برخی از قاضیان مرعوب و رشوه‌خوار ذبح شود، و پوستش به دست جمعی از ماموران وزارت اطلاعات دریده گردد، و تا مایملکش، به یغمای آن دسته از سپاهیانی رود که در چارچوب قانون می‌ایستادند و هیکلش را رنگ می‌زدند."

حالا دیگر نه فقظ خانواده های زندانیان اصلاح طلب که خانواده بسیاری از خودیهای سابق هم پی به ماهیت واقعی مستبدین دروغ پرداز برده اند. آنها حالا معنای واقعی استبداد دینی را بهتر از هر کس دیگر درک می کنند. و مستبدان البته حق دارند عصبانی باشند و در این عصبانیت بمیرند. چه ما به ازای هر روزی که از عمر دولت کودتایشان می گذرد کوهی بر سر جهانی از مشکلاتشان تلمبار می شود و بی کفایتی و خشونت ذاتی شان نه تنها درد نامشروع بودنشان را توجیه نمی کند که سئوالات فراوانی که در ذهن یارانشان حلقه زده است آنها را کلافه تر هم می کند.

سئوالاتی که چون آواری بر سرشان فرو ریخته است و بی پاسخ مانده اند. " سئوال این است که اگر حالت فوق العاده پس از انتخابات پایان پذیرفته، چرا حاکمیت همچنان از یادآوری رویدادهای یکسال گذشته هراسناک است؟ اگر ریگی به کفش ندارند و اگر کشف حقیقت آنگونه که ادعا می کنند مد نظر آقایان بوده است، چرا هر چراغی که به تاریکخانه وقایع یکسال گذشته تابانده می شود را با عصبانیتی هرچه تمامترخفه می کنند؟ چرا وقتی دلسوختگان انقلاب و یاران صدیق امام که در این مدت آماج قانون شکنی ها و مظالم و پرونده سازی ها واقع شده اند شکایتی از سر درد و دلسوزی با لحاظ نمودن شرایط قانونی به دستگاه قضا می برند، اینگونه باید به زندان فراخوانده شوند؟ "

بیچاره این حکومت ظلم و جور! هر گلویی را که می برد فریادی دیگر بر می خیزد. هر صدایی را که خفه می کند، ناله ای دیگر بلند می شود. امروز این را زندانی می کند و آن صدایش بلند می شود. آن را می کشد، دیگری بر می خیزد. بیچاره این حکومت ظلم و جور! خری را می ماند این روزها که در گل و لای واماندگی و جهالت و خشونت خود بد جوری فرو رفته است و به هر دست و پا بیشتر غرقه می شود.

نداي سبز آزادي
ادامه مطلب ...

ديدار رهنورد با خانواده شهید شبنم سهرابی: خون شهیدان به ثمر می رسد

0 نظرات
دیدار زهرا رهنورد در ديدار با خانواده شهید شبنم سهرابی:
ظلم پایدار نمی ماند، خون شهیدان به ثمر می رسد

. ادامه راه سبز(ارس): زهرا رهنورد ، نویسنده و استاد دانشگاه تهران همزمان با ایام شهادت امام علی(ع) در دیدار با خانواده شهید شبنم سهرابی تصریح کرد که ظلم پایدار نمی ماند و خون شهیدان ثمر می دهد.

به گزارش خبرنگار کلمه ، در این دیدار که جمعی از زنان اصلاح طلب و فعالان مدنی نیز حضور داشتند مادر و دختر هفت ساله شبنم سهرابی از آخرین وضعیت شان سخن گفتند .آنها از روزهای دوری از شبنم گفتند و اینکه این روزها چقدر برای شان سخت می گذرد .

شبنم سهرابی زن ۳۴ ساله در جریان حوادث عاشورای سال گذشته توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد و پس از انتقال به بیمارستان به شهادت رسید . نیروی انتظامی در برگه فوت وی نوشت که او زنی ناشناس است که در اثر برخورد با جسم سخت کشته شده است .مادر شبنم هنوز از این موضوع ناراحت است اینکه چرا نیروی انتظامی حاضر نشده در برگه فوت دخترش نحوه کشته شدنش را درست عنوان کند .



مادر شبنم در این دیدار همچنین درباره آخرین پی گیری هایش برای شکایت علیه مسببان مرگ شبنم گفت.اینکه این پی گیری ها تاکنون به نتیجه ای نرسیده است .

به گفته او هیچ مقام قضایی و انتظامی پس از گذشت ۹ ماه پاسخ صریحی درباره مرگ دخترش به وی نداده و ادعا می کنند که شبنم در یک تصادف جان خود را از دست داده است .آنها برای اثبات حرفهای وی از او شاهد خواسته اند.

مادر شبنم رو به جمع گفت : «همه دنیا فیلم زیر گرفته شدن دخترم توسط نیروی انتظامی را دیده اند که مظلومانه زیر چرخهای ماشین نیروی انتظامی له می شود . آیا شاهدی محکم تر از این فیلم وجود دارد . همچنین تعداد زیادی از مردم شاهد این صحنه بوده اند که اگر مجالی برایشان فراهم و امنیت شان تضمین شود ،حتما برای شهادت دادن به دادگاه خواهند آمد .

او از نوه کوچکش ،نگین ، هم سخن گفت که این روزها بدون مادرش لحظات سختی را پشت سر می گذارد . نگین کوچولو با هر تماس تلفنی به هوا می پرد و می گوید مادرش از بهشت تماس گرفته است .



شهید شبنم سهرابی ۳۴ ساله ، فارغ التحصیل رشته مدیریت بود که همچون بسیاری از جوانان این کشور آرزوهای زیادی داشت .
آرزوهایی که به قول مادرش حالا زیر خروارها خاک مانده است . سر پرستی از تنها دختر شبنم هم به عهده مادر بزرگش است .دختری که شبنم هزارها آرزو و امید برایش داشت .

زهرا رهنورد هم در این دیدار ضمن ابراز تاثر از نحوه شهادت این شهید جنبش سبز رو به مادر شبنم یاد آور شد :« حالا بیش از هر چیز رسیدگی ویژه به نگین دخترشش ساله شبنم سهرابی ضرورت دارد که اکنون تحت سرپرستی مادربزرگش قرار دارد .»

او تاکید کرد که توجه به این دختر خردسال و رسیدگی به وضعیت روحی و تحصیلی اش بزرگترین خدمتی است که می توان به این شهید جنبش سبز کرد.



زهرا رهنورد هچنین مادر داغدار شهید شبنم سهرابی را به صبر دعوت کرد و ادامه داد : «ظلم پایدار نمی ماند و خونهای ریخته شده شهدا نه تنها پایمال نمی شود که روزی به بار خواهد نشست و سرانجام جنبش سبز پیروز خواهد شد . »

در پایان این دیدار رهنورد و دیگر حاضران برای شادی روح شبنم سهرابی دعا کرده و از خداوند خواستار صبربرای مادر و دختر این شهید جنبش سبز شدند .
ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان