بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

استفاده از اراذل و اوباش و نیروهای لباس شخصی برای سرکوب معترضان، در مصر

11 نظرات
سند فوق محرمانه: استفاده از اوباش برای سركوب قیام مردم مصر

ادامه راه سبز(ارس): این سند بر این مسئله تاكید كرده است كه در زمانی كه این اراذل و اوباش به سركوب مردم مصر در تظاهرات مشغول هستند نباید هرگز نیروی امنیتی و یا پلیس در خیابانها و معابر حضور داشته باشد.
یك روزنامه عربی امروز با افشای یك سند محرمانه كه از وزارت كشور مصر خارج شده است، تاكید كرد: وزارت كشور مصر در روزهای اخیر از نیروهای پلیس تحت فرمان خود تقاضا كرده از اراذل و اوباش برای سركوب قیام ملت استفاده كنند.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه الاخبار لبنان، سند شماره "60/ب/م ی" كه از دفتر "حبیب العادلی" وزیر كشور سابق مصر به بیرون درز كرده است، نشان می دهد مقامات مصری به صورت سازمان یافته از اراذل و اوباش برای سركوب قیام ملت خود استفاده می كنند.

بر روی این سند كه نسخه ای از به روزنامه الاخبار رسیده است "مُهر فوق محرمانه" درج شده است و در آن تاكید شده است كه برای مراكز مربوطه ارسال شود.

در متن این سند كه با عنوان "طرح مبارزه با تظاهرات مردمی و راهبردهای موردنظر" تهیه شده، آمده است: باید تعدادی از اراذل و اوباش با پرداخت هزینه های لازم و مكفی استخدام شده و آنها را در مراكز تجمعات و اعتراضات مستقر كرد. باید به این افراد توضیح داده شود كه چگونه در این مناطق ناآرام فعالیت كنند.

در ادامه این سند آمده است: این افراد باید لباس شخصی بر تن داشته باشند و به آنها چماق و یا باتومهای آهنی كوچك داده شود تا بتوانند معترضین و تظاهركنندگان را دستگیر كنند.

این سند بر این مسئله تاكید كرده است كه در زمانی كه این اراذل و اوباش به سركوب مردم مصر در تظاهرات مشغول هستند نباید هرگز نیروی امنیتی و یا پلیس در خیابانها و معابر حضور داشته باشد. بر این اساس، این نیروهای پلیس باید لباس نظامی بر تن نداشته باشند و با لباس شخصی در بین تظاهركنندگان حضور داشته باشند.

به گزارش مهر، وزارت كشور مصر در ادامه تاكید كرده است: این نیروهای امنیتی تا زمانی كه اوامر بعدی را بگیرند باید به همین صورت در بین معترضین حضور داشته باشند. آنان باید در كنار خیابانها، معابر، درختان، پاركینگ و در نزدیكی معترضین حضور داشته باشند و هرگز هویت واقعی خود را فاش نكنند.

در بخش دیگر از این سند به این مسئله اشاره شده است كه باید اخبار غیر واقعی درباره غارتگری نقاط و مراكز حساس كشور توسط معترضین در اختیار شبكه های داخلی و خارجی تلویزیونی قرار گیرد.

همچنین باید كمیته های مردمی كه در جهت جلوگیری از اعمال غارتگری تشكیل شده اند مردم معترض و تظاهر كننده را به خاتمه دان به اعتراضاتشان دعوت كرده و با توجه به وضعیت ناامن و ناآرام كشور آنان را به سوی خانه هایشان روانه كنند.

به گزارش مهر، به نظر می رسد افشای این سند در بین مردم مصر سبب شدت گرفتن تظاهرات آنان و تسلیم نشدن آنها در برابر ارعاب مقامات رژیم مبارك شوند كه در نظر دارند با هر ترفندی از سقوط این رژیم جلوگیری كنند.

ارس: عجب شباهت‌هايي با....... تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!
ادامه مطلب ...

نشريات سبز: «كـلـمـــه» شماره ويژه ؛ «اعتماد ملـّي» شماره ۲۴ ؛ «قلـم‌سبـز» شماره ۳۸

1 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
شماره ويژه روزنامه "كـلـمـــه" ؛ شماره ۲۴ روزنامه "اعتماد ملـّي" ؛ شماره ۳۸ روزنامه "قلـــم سبـــز"

ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه دوشنبه يازدهم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره ويژه
دوصفحه‌اي ويژه تحولات منطقه


روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۴
اصولگرايي يا دروغگرايي؟


روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۸
دولت تماميت‌خواه، اقتصاد و سركوب



ادامه مطلب ...

کمتر از یک میلیون و ۳۵۹ هزار تومان درآمد در تهران، زیر خط فقر

4 نظرات
کمتر از یک میلیون و ۳۵۹ هزار تومان درآمد در تهران، زیر خط فقر

ادامه راه سبز(ارس): کمیته مزد استان تهران اعلام کرد، کارگرانی که در سال آینده در پایتخت، کمتر از یک میلیون و ۳۵۹ هزار تومان دستمزد دارند، زیر خط فقر زندگی می کنند.

علی اکبر عیوضی، رئیس کمیته مزد استان تهران، در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا گفت: "با در نظر گرفتن پنج قلم كالای اساسیِ بهداشت و درمان، خوراك، مسكن، حمل‌ونقل و انرژی، دستمزدِ كمتر از یك میلیون و ۳۵۹ هزار تومان در تهران زیر خط فقر محسوب می‌شود."

طبق تصمیم شورای عالی کار که بالاترین مرجع تعیین دستمزد کارگران در ایران به شمار می آید، حداقل دستمزد کارگران در سال جاری، ۳۰۳ هزار تومان بوده است.
ادامه مطلب ...

از قاهـــــــره تا تهــــــــران! آنجا معترضی، اینجا اغتشاشگر

6 نظرات
فقط باید ایرانی باشی تا مزدور غرب لقب بگیری:
از قاهـــــــره تا تهــــــــران! آنجا معترضی، اینجا اغتشاشگر

ادامه راه سبز(ارس): هرچقدر هم خبرنگاران صدا و سیما اصرار داشته باشند که حکومت دیکتاتور مصر آیینه وضع فعلی ایران نیست، روشهای یکسان فرعونها خود می گوید که چه کسی شبیه چه کسی است؟ چه کسانی اینترنت و موبایل اس .ام.اس مردم را قطع کردند؟ دولت ایران از فردای انتخابات شبکه اینترنت را دچار اختلال و اس .ام.اس و موبایل را قطع کرد. دیکتاتور مصر هم درسش را خوب از دولتمردان ایرانی فراگرفته بود که ساعتی پیش از شروع راهپیمایی گسترده و اعتراضی مردم مصر تمام وسائل ارتباطی از جمله اینترنت، پیامک و شبکه مخابراتی را قطع کرد.
وقتی مردم فرانسه در پاریس تظاهرات می کردند از سوی صدا و سیمایی که از پول من و شما ارتزاق می کند، «مردمی معترض» لقب گرفتند. وقتی دانشجویان در لندن تظاهرات بزرگ به راه انداختند دانشجویان معترض و آگاه خوانده شدند، حالا هم مردمی که در تونس و مصر و یمن به خیابان ریخته اند مردم معترضی هستند که وزارت خارجه دولت احمدی نژاد با صدور دستورالعملی از دولت مصر درخواست می کند که نسبت به معترضان خشونت نورزد چرا که اعتراض حق مردم است.

شما می توانید مردم هرجای دنیا باشید و تظاهرات کنید تا معترض هایی نامیده شوید که اعتراض حق شماست، اما اگر شما شهروند تهران، شیراز، اصفهان، قم، رشت و یا هرجای دیگر ایران بودید و اعتراض کردید نامتان معترض نیست و اغتشاشگر است.

خبرنگار صدا و سیما اما هرچقدر هم که تلاش کند تصاویر اعتراض مردم مصر و تونس بیشتر یاد آور تظاهرات های مردم معترض ایران در روزهای پس از انتخابات است و نه شبیه تظاهرات های دولتی و مهندسی شده ایران.

هرچقدر هم خبرنگاران صدا و سیما اصرار داشته باشند که حکومت دیکتاتور مصر آیینه وضع فعلی ایران نیست، روشهای یکسان فرعونها خود می گوید که چه کسی شبیه چه کسی است؟ چه کسانی اینترنت و موبایل اس .ام.اس مردم را قطع کردند؟

دولت ایران از فردای انتخابات شبکه اینترنت را دچار اختلال و اس .ام.اس و موبایل را قطع کرد. دیکتاتور مصر هم درسش را خوب از دولتمردان ایرانی فراگرفته بود که ساعتی پیش از شروع راهپیمایی گسترده و اعتراضی مردم مصر تمام وسائل ارتباطی از جمله اینترنت، پیامک و شبکه مخابراتی را قطع کرد.

صحنه مجروح وکشته شدن معترضان هر در تونس و مصر هر بیینده ای را به راحتی به یاد صحنه های به خون کشیدن معترضان می اندازد.

منابع خبری گفته اند که در همین چند روز نزدیک به دو هزار نفر در مصر بازداشت و روانه زندان شده اند، همچنان که از فردای انتخابات چند هزار نفر از معترضان به زندان ها برده شدند.

شعارهای اصلی مردم ایران در تظاهرات های اعتراضی شان نسبت به نتیجه انتخابات الله و اکبر و یا حسین بود. یکی از شعارهای اصلی مردم مصر نیز الله اکبر است. خطیب جمعه تهران و دیگر حامیان دولت شعار الله و اکیر مردم مصر را نشان خیزش اسلامی مصر می دانند و شعار الله و اکبر معترضان ایرانی را نشانه فتنه گری.

استفاده از واژه فتنه برای معرفی معترضان از دیگر ویژگی های مشترک حامیان دیکتاتورهاست. در ایران همچنان مخالفان دولت ایران و معترضان به نتیجه انتخابات فتنه و فتنه گر خوانده می شوند . ملک عبدالله بن عبدالعزیز، شاه عربستان، در تماسی تلفنی با حسنی مبارک، به وی گفته است « انسان نمی‌تواند تحمل کند که کسانی با نام آزادی بیان، برای فتنه‌انگیزی در این کشور تلاش می کنند.»

در کوران اعتراض های مردم ایران، دولت های غربی از دولت ایران خواستند نسبت به معترضان خشونت نکند و همین کافی بود تا دستگاه تبلیغاتی دولتی به کار بیفتد که «ای داد، بی داد! دیدید گفتیم که مخالفان ما از غرب حمایت می شوند.حالا هر روز دولت های غربی از دولت تونس و مصر می خواهند که به حقوق معترضان خود احترام بگذارند و نسبت به آنها خشونت نکند.اما برای خطیب جمعه و دیگر دولتمداران ایرانی این نشانه ای برای حمایت غرب از خیزش مردم مصر و تونس تلقی نمی شود.

رسانه های بزرگ دنیا از جمله”بی. سی. سی” و “سی. ان. ان ” اخبار و تحولات مربوط به رویدادهای ایران راپوشش می دادند البته چون خبرنگارهایشان اخراج شده و دوربین هایشان در ایران خاموش بود نمی توانستد تصاویر حرفه ای و با کیفیت از صحنه های اعتراض های مردم پخش کنند و به پخش تصاویر غیرحرفه ای که مردم با موبایل گرفته و ارسال کرده بودند، بسنده می کردند .

اما اقتدارگرایان در ایران پوشش گسترده رسانه های غربی را از حوادث ایران نشان دهنده رضایت غرب از اعتراض ها و مزدور غرب بودن معترضان گرفتند.این روزها نیز رسانه های بزرگ دنیا از جمله هان بی. بی .سی و سی .ان. ان لحظه به لحظه حوادث مصر و تونس را پوشش می دهند و همان تصاویر نیز از رسانه های ایران پخش می شوند اما این بار این پوشش خبری گسترده رسانه های غربی از اعتراضات مردمی دیگر در کشوری دیگر ،نشانه مزدور بودن این مردم تلقی نمی شود.فقط باید ایرانی باشی تا اگر اعتراض کردی مزدور غرب لقب بگیری.

تهران، شیراز، اصفهان، رشت و یکی –دو شهر دیگر از فردای انتخابات پر مناقشه ۸۸ به صحنه اصلی اعتراض های مردم و قدرت نمایی جنبش سبز تبدیل شد، حامیان دولت گفتند که جنبش سبزی ها یک مشت شهرنشین مرفه هستند، پس کجا هستند روستایی ها و مردم دیگر شهرهای کوچک در اعتراض ها؟حالا در تونس و مصر نیز فقط مردم شهرهای بزرگ و طبقه متوسط به خیابان ها آمده اند و این بار رسانه های اقتدارگرایان نمی پرسند کجا هستند مردم روستاهای مصر و تونس؟

اما منصفانه نیست اگر بگوییم آنچه در مصر می بینیم همان است که در اعتراض های مسالمت امیز مردم ایران دیدیم.

فقط یک روز از کودتا گذشته بود که دولت ایران خبرنگاران رسانه های دنیا را از ایران اخراج کرد و مردم به ناچار با موبایل فیلم های غیرحرفه ای گرفتند و روی فضای اینترنت منتشر کردند .

هنوز اما دوربین های حرفه ای خبرنگاران در قاهره و دیگر شهرهای مصر روشن است و هرلحظه تصاویر اعتراض مردم را به دنیا مخابره می کنند. همچنان که دوربین های خبرنگاران در تونس و یمن روشن است و کار رسانه ای و حرفه ای خود را انجام می دهند.

یکی از بزرگترین مخالفان دولت مصر با اعلام قبلی وارد قاهره شد و البته در فرودگاه قاهره کسی برای کوچکترین مزاحمتی ایجاد نکرد چه برسد به بازداشت یا ممانعت از ورود او.

چه کسی می تواند تصور کند که مخالفان دولت ایران که اکنون در خارج از ایران به سر می برند وارد فرودگاههای ایران بشوند و مستقیم به زندان منتقل نشوند؟

معترضان مصری در روز “خشم مصر” در مساجد قاهره و دیگر شهرها نماز گذاردند و نیروهای لباس شخصی و امنیتی به نماز آنها یورش نبردند.معترضان ایرانی حتی اجازه نماز خواندن در مساجد شهرهای خود را ندارند.چه کسی است که ماجرای مسجد ایت الله دستغیب را در شیراز فراموش کرده باشد؟

نمازگراران مصری با آرامش نماز خواندند و کسی با گاز اشک آور و باتوم به سمت آنها حمله نکرد؟چه کسی است که نماز جمعه سبز تهران را فراموش کرده باشد با آن صحنه های یورش ماموران به نمازگزاران سبز؟

هنوز از وجود کهریزک و تجاوز به معترضان و کشته شدن معترضان زیر شکنجه در مصر چیزی شنیده نشده است.اینجا حتی افشاگرانی که در باره کهریزک نوشتند راهی زندان شدند.

هنوز هیچ اتومبیل پلیسی در قاهره و تونس و یمن معترضان را زیر چرخهای خود له نکرده است، در تهران اتومبیل های آرم دار پلیس از روی مردم بی گناه چند بار رد شدند و شاهدان زیر گرفته شدن مردم به زندان برده شدند و کسی از عاملان زیرگرفتن مردم سراغی نگرفت.

در تظاهرات سی ام خرداد ماه، پاسخ فاطمه سمسارپور زنی خانه دار که از خانه اش بیرون آمد تا به نیروهای لباس شخصی اعتراض کند که چرا به علمک گاز خانه شان شلیک کرده اند که موجب انفجار خانه مسکونی شان خواهد شد،شلیک مستقیم گلوله به قلبش بود که در دم جان سپرد. تا این لحظه از کشته شدن زنان خانه داری که در خانه های خود در قاهره نشسته و کاری به تظاهرات ندارند،گزارش نشده است.

فاطمه رجب پور و سرور برومند براساس گزارش های تایید شده در روز ۲۵ خرداد در خیایان آزادی داخل مهد کودک مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. تا این لحظه گزارشی از هجوم نیروهای نطامی، امنیتی و یا لباس شخصی به مهدکودکهای مصر گزارش نشده است.

ساعتی پس از به پایان رسیدن تظاهرات مسالمت آمیز مردم در روز ۲۵ و ۳۰ خرداد در تهران افرادی ناشناخته و مشکوک بانکها و اتوبوس ها را آتش زدند و تلاش کردند آن را به گردن معترضان بیندازند. ساکنان قاهره نیز دیروز و امروز از تلاش‌های مشکوک برای آتش زدن اموال عمومی و غارت بانک‌ها دچار وحشت شده‌اند.‘گفته شده که برخی از این غارتگران سوار بر موتورسیکلت، کارت شناسایی نیروهای امنیتی را دارند، و در گزارش دیگری گفته شده که پلیس هم در این غارتگری ها نقش دارد .روش دیکتاتورها انگار همه جای دنیا شبیه هم هست.قاهره و تهران ندارد.

جمعیتی که در روز خشم مصر به خیابان های قاهره ریختند سه میلیون نفر نبودند و کمتر ازاین ها برآورد شدند اما هنوز ۲۴ ساعت نگذشته بود که مبارک گفت صدای اعتراض مردم را شنیدم و برای اصلاحات تلاش خواهم کرد.

در تهران فقط در یک روز و براساس آمارهای رسمی و غیر رسمی بیش از سه میلیون نفر برای نشان دادن اعتراض شان به خیابان ها آمدند اما دولتمداران ایرانی صدایشان را نشنیدند یا نخواستند بشنوند و معترضان را خس و خاشاک و بزغاله نامیدند.

برنامه بیست و سی تلویزیون با هیجان زیاد رقم شرکت کنندگان در تظاهرات دیروز (شنبه )مردم قاهره را پنجاه هزار نفر می خواند و آن را راهپیمایی گسترده مخالفان نام می دهد و بارها و بارها تصاویر این تظاهرات را نشان می دهد.دیگر بخش های خبری نیز بارها تصاویر تظاهرات مصری ها را نشان می دهد.صدا و سیما هرگز حاضر نشد صحنه های پرشکوه تظاهرات میلیونی مردم تهران را در تظاهرات ۲۵ خرداد نشان دهد.

شباهت ها و تفاوتهای آنچه در قاهره و اسکندریه و سوئز می گذرد با آنچه در تهران و شیراز و اصفهان و …گذشت کم نیست اما میرحسین راز شباهت جنبش سبز مردم ایران را با جنبش اعتراضی مردم مصر در شیوه برگزاری انتخابات ها نیز جستجو می کند.آنجا که می گوید:« دامنه ی شعار “رای من کجاست؟” مردم ایران، به شعار “الشعب یرید اسقاط النظام” در قاهره و سوئز و اسکندریه رسیده است. برای کشف راز این پیوندها و مشابهت ها لازم نیست جای دوری برویم. کافی است شیوه ی انتخابات اخیر مصر را با انتخابات های خود مقایسه کنیم و اینکه رئیس شورای نگهبان از بی نیازی به آرا میلیون ها شهروند سبز سخن می راند.»

میرحسین شباهت فرعون ها را در دیر شنیدن صدای مردمشان نیز می داند:«فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می شنوند که بسیار دیر شده است.»

کلمه - عاطفه امیری
ادامه مطلب ...

اختلالات جدی در اینترنت کشور ؛ هیچ کس پاسخگو نیست

7 نظرات
اختلالات جدی در اینترنت کشور ؛ هیچ کس پاسخگو نیست

ادامه راه سبز(ارس): تشدید مشکلات در شبکه اینترنتی کشور ، باعث شده است بسیاری از کاربران ایرانی از دسترسی منظم و آسان به سایت های مورد علاقه خود محروم شوند.

به گزارش خبرنگار عصرایران ، هر چند این مشکل از مدت ها پیش به صورت جسته و گریخته وجود دارد اما از غروب روز گذشته ، اوضاع نابسامان تر شده است به گونه ای که بر اثر اختلالات مربوط به کاهش پهنای باند در استفاده از برخی از سایت ها، آنها یا اصلا دیده نمی شوند یا به طور نامنظمی دچار قطع و وصل هستند.

همچنین دسترسی به برخی سایت ها در شهرهای مختلف کشور در بازه های زمانی مختلف به طور کامل ناممکن می شود. مشکلات موجود ، عملکرد در نرم افزارهای تحت وب را نیز اختلالات فراوانی مواجه ساخته است. همچنین فعالیت های مربوط به تجارت الکترونیک و جابجایی اینترنتی وجوه نیز با مشکلات عدیده مواجه است. مسیرهای ارتباطی بین دو IP در داخل کشور نیز دچار مشکلات متعددی است.

آی اس پی هایی که خدمات اینترنت ارائه می دهند با پذیرش این مشکلات ، مسوولیت آن را متوجه شرکت زیر ساخت مخابرات می دانند. با این حال تا کنون هیچ مقام مسوولی در این باره توضیح نداده است.

اختلال موجود در شبکه شامل بیشتر سایت های اینترنتی و به صورت ادواری و چرخشی است بدین گونه که کاربران به صورت مدام در بازدید سایت ها با مشکل مواجه می شوند.

همچنین سایت تابناک در این زمینه اطلاعات بیشتری ارایه کرد و نوشت:

تامین امنیت شبکه تبادل اطلاعات در فضای مجازی مطابق با قوانین و حفظ حقوق مردم ضرورتی غیر قابل انکار است ولیکن عدم اجرای اصولی و فنی این امر باعث اختلالات فراوان در شبکه اینترنت کشور گردیده است که ادامه این امر باعث افت کیفیت اینترنت و افزایش شایعات پیرامون موضوع فیلترینگ غیر مستقیم و رساندن به نقطه خرابی خواهد بود.

بیش از ۱۵ روز است که شبکه اینترنت کشور علاوه بر مشکلات کندی قبل دچار مشکلات جدیدی شده است که باعث افت و نارضایتی مصرف کنندگان اینترنت گردیده است.

برخی از این اشکالات فنی و تخصصی عبارتند از:

۱. عدم امکان دسترسی به برخی از سایتهای ایرانی یا خارجی هاست شده در خارج یا داخل که بصورت زمانی و منطقه ای متغییر است. مثلا دسترسی به یک سایت از بعضی از رنج IP ها و یا حتی شهرها در بازه های زمانی مختلف بطور کامل مسدود می گردد.

۲. اختلال عملکرد در نرم افزارهای تحت وب : ارسال (submit) یک فرم در بخشی از یک نرم افزار دچار وقفه طولانی می شود و در حالت انتظار باقی می ماند اما با استفاده از پورت SSL و رمز نگاری مسیر ارتباطی تا سرور که قابل مداخله در مسیر تبادل اطلاعات نیست یا تغییر ISP در همان محل بر روی همان نرم افزار مشکل برطرف می گردد و فرم سریعا ارسال می گردد.

۳. قطع شدن مسیر ارتباطی بین دو IP در در داخل کشور که از پروتکل های امن و رمزنگاری شده برای ایجاد شبکه خصوصی مجازی داخلی استفاده می کنند.

۴. تغییر کلیدهای رمزنگاری شده SSL که بصورت منطقه‌ای و زمانی انجام می‌گردد و این امر امنیت تبادل اطلاعات و تجارت الکترونیکی را بشدت دچار ریسک نموده است.

۵. وجود اختلال Packet lost و یا کاهش پهنای باند از بعضی از نقاط در حین استفاده از برخی از سایت ها

تامین امنیت شبکه تبادل اطلاعات در فضای مجازی مطابق با قوانین و حفظ حقوق مردم ضرورتی غیر قابل انکار است ولیکن عدم اجرای اصولی و فنی این امر باعث اختلالات فراوان در شبکه اینترنت کشور گردیده است که ادامه این امر باعث افت کیفیت اینترنت و افزایش شایعات پیرامون موضوع فیلترینگ غیر مستقیم و رساندن به نقطه خرابی خواهد بود.

ادامه مطلب ...

دكتر ملكي: از فرعون و نمرود عبرت بگیرید، استبداد رفتنی است

1 نظرات
گفتگو با دکتر محمد ملکی:
از فرعون و نمرود عبرت بگیرید، استبداد رفتنی است
ادامه راه سبز(ارس): دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب بود که با انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه ها، از این سمت برکنار شد. آقای ملکی که اکنون ۷۷سال دارد، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ در زندان بود و بعدها یک بار دیگر نیز در سال ۱۳۷۹ به همراه تعدادی از فعالان ملی – مذهبی دستگیر شد و مدتی را در زندان گذراند.

بعد از حوادث انتخابات و کودتای دولت احمدی نژاد، دکتر ملکی هم بازداشت و به مدت ۷ ماه در زندان به سر برد. چندی پیش دادگاه انقلاب این فعال سیاسی باسابقه را به محاربه و همکاری با سازمان مجاهدین متهم کرد . این در حالی است که باور همیشگی او بر عدم خشونت و مبارزه مسالمت آمیز استوار بوده است. به بهانه یادداشت اخیر دکتر ملکی با عنوان ” چه دیر فهمیدید. نگذارید دیرتر شود” به سراغ این فعال مدنی رفتیم .

او که ۵ دهه فعالیت سیاسی – اجتماعی را در کارنامه زندگی خود ثبت کرده است با صراحت اعلام کرد با هیچ گروهی سرستیز ندارم و معتقدم که هر کسی افکار و اندیشه اش برای خودش محترم است . او می گوید مردم نباید برای تغییر اعمال خشونت کنند اما در مقابل ظلم هم ساکت ننشینند. ملکی که زندان های دوران شاه و دهه شصت و سال گذشته را تجربه کرده است شجاعت و مقاومت جوانان سبز دربند را می ستاید و آنها را بیش از گذشتگان در اعتقاد و هدفشان راسخ و استوار می داند. او خطاب به حاکمان می گوید: از تاریخ عبرت بگیرید. اگر فرعون ها و نمرود ها ماندند ، شما هم می مانید و گرنه استبداد رفتنی است.

گفتگوی تحول سبز با دکتر محمد ملکی را بخوانید:

شما از کسانی هستید که رنج های زیادی کشیدید و بسیاری از بیماریهای که امروز به آن مبتلا هستید نتیجه سال های زندان است. امروزهستند کسانی که به خشونت، محاکمه و قهر و غضب برای پیشبرد مبارزه معتقدند ، چطور است که علیرغم ظلمی که به شما رفته همچنان به راه های مسالمت جویانه و به عدم خشونت معتقدید؟

ضمن سلام به خوانندگان شما. این نتیجه تجربه من هست. اعتقاد دارم که اصولا انسان ها و توده های مردم برای خشونت خلق نشدند و این حکومت ها هستند که خشونت را بر مردم تحمیل می کنند. در طول تاریخ چنین بوده است. اگر شما به متون مذهبی هم مراجعه کنید.

نحوه خشونت را حاکمان تحمیل می کردند چون میخواستند چند روزی بیشتر به حاکمیت خودشان ادامه دهند. من سی سال قبل از انقلاب وارد مسائل اجتماعی شدم و دبیرستان میرفتم و یک مسئله ای در خانواده من اتفاق افتاد که تاثیر بر من داشت و بد نیست بگویم که پاسخ شما هم باشد.

ما در یک خانه کوچک در تجریش زندگی می کردیم . پیش می آمد که یک وقت مادر پدرم، موهای مادرم که بسیار زن صبوری بود را میگرفت و دور حوض می چرخاند که چرا مثلا این کار را کردی. من بعد از این حادثه بود که از خشونت نفرت پیدا کردم. اما بعد از انقلاب من با توجه به آنچه که از خشونت بر سر خودم در زندان آمد علیه خشونت موضع گیری می کنم. برای اینکه معتقدم خشونت، خشونت می آورد اما این به معنای این نیست که مردم در برابر ظلم ها سکوت بکنند . راه های دیگری وجود دارد که می توان با حاکمیت های استبدادی مبارزه کرد و وقتی من به یاد می آورم که در زندان چه بر سر من آمده و آن شکنجه ها و شلاق زدن ها با کابل و غیره، فکر میکنم، می بینم من باید کاری بکنم که در آینده این مسائل تکرار نشود . در آینده به گونه ای نباشد که به روی هم اسلحه بکشیم. الان جهان سی سال پیش نیست و باید حرفها را زد و در یادداشت اخیرم سعی کردم این مسائل را تکرار کنم. حرفی که ۱۵ سال پیش زدم . که بنشینیم مسائل خودمان را حل کنیم و بهترین راه حل هم این است که حکومت ادعا می کند که ۸۰ درصد با او موافق هستند و طرفدار نظام و شیوه کنونی هستند، اما در سوی دیگر هم عده ای میگویند اینطور نیست. برای اینکه این مسئله روشن شود، باید آن را به آرای مردم سپرد.

شرایط این انتخابات چگونه باید باشد؟

متمدنانه و در شرایط انتخابات آزاد به گونه ای که احزاب و روزنامه ها آزاد شوند و مراجعه به آرای مردم شود. از طرف دیگر باید این سعه صدر باشد که اگر حتی اکثریت ۶۰ درصدی به همین قانون اساسی رای داد و ۴۰ درصد به غیرآن، حکومت نباید آن ۴۰ درصد را سرکوب کند. باید اجازه داد که آنها هم در سیاست مشارکت کنند و حرف و نظرشان را بگویند. امروز هم در بسیاری از کشورها مرسوم شده که برای نشان دادن میزان صحت انتخابات شان، آنرا زیر نظر سازمان های بین المللی انجام می دهند تا دنیا هم شاهد مشارکت سیاسی مردم شان باشد. ما خوشبختانه موضوعات تازه ای را در جهان می بینیم که سابقه نداشته مثلا در سودان بعد از این جنگ های چندین ساله و کشتارها به این نتیجه رسیدند که زیر نظر سازمان های بین المللی رفراندوم کنند و همه دنیا مجبور به پذیرش انتخاب مردم شد.

اینکه من تاکید دارم که بدون خشونت این پروسه صورت بگیرد برای این است که اعتقاد دارم به این مثل قدیمی که می گوید ” پدر کشتی و داغ کین کاشتی ، پدر کشته را کی بود آشتی.” من وقتی در هرحال خشونت کردم با یک نفر یا گروهی، خواه و ناخواه باید منتظر باشم که اگر او نتواند، بچه و آیندگان او با خشونت رفتار کنند تا تقاص او را بگیرند.

برخی اما تحول سیاسی آینده ایران را خشونت آمیز و در پی انقلابی دیگر تصور میکنند؟

من معتقد به خشونت نیستم و باور ندارم که اگر در آینده تحولی شود ، مردم کشتاری به وجود آورند. من معتقدم که مردم ما متمدن تر از این هستند و تجربه این سی سال به مردم ما بسیار چیزها آموخته است و من شخصا با انقلاب خشونت آمیز مخالفم و معتقدم که مسائل را باید از طریق دوستانه پیش برد. و اینها را از باورهای دینی ام آموختم. باید محبت و مهربانی کرد چرا که ما ادعا می کنیم خداپرست هستیم و خدای رحمان و رحیم را می پرستیم. امیدوارم که اگر عمری باقی باشد برای این هدف تلاش کنم و تا آخر عمر به این مبارزه بدون خشونت معتقد باشم و سرانجام خوبی را برای ملتم ببینم

شما اشاره کردید که راه های دیگری هم وجود دارد که می توان با حکومت های استبدادی مبارزه کرد. راهکارهای آنرا چه می دانید؟

برجسته ترین روشی که پیشنهاد می کنم این است که در هر حال حاکمیت را مجبور بکنیم که تن به یک رفراندوم واقعی در شرایط آزاد دهد. اما چگونه می توان این کار را کرد؟ ما همگی یک شعار بدهیم و بگوییم رفراندوم میخواهیم. از داخل و خارج یک شعار را پیشه کنیم و شعاری است که دنیا هم می پسندد. ما می خواهیم نظرمان را بدهیم همانطور که سی و دو سال پیش مردم در اولین رفراندوم جمهوری اسلامی شرکت کردند و رای شان را دادند. رای مسالمت آمیز و آرامی بود. نسل امروز نسل سی و دو سال پیش نیست. من چه حقی دارم نظر سی سال پیش خودم را به پسرم و نوه هایم تحمیل کنم. آنها حق دارند فکر و نظر خودشان را داشته باشند. به نظرم بهترین راه این است که این نسل جدید نظر خودش را بدهد .اگر گفتند این نظام را می خواهند که هیچ اما اگر اکثریتی گفتند که ما این نظام را نمی خواهیم، اقلیت هم باید از حقوقی برخوردار باشد و اکثریت نمی تواند بگوید یا پیروی کنید یا ساکت بمانید. بارها گفتم که در این روزهای پایان عمرم آنهایی که سبزند و احزاب مختلف و نظرات مختلف واقعا بیایند و دست در دست هم بدهند و با هم یکی باشند توافق بکنند و مراجعه به افکار عمومی بکنند و نظر مردم را انجام دهند. اعتقاد صد در صد دارم که اگر همه با هم باشند هر کاری که یک ملت بخواهد می تواند انجام بدهد.

شما در یادداشت تان فرمودید که سی سال در انتظار بیداری جوانان و شکوفایی جنبشی بودید که امروز در قامت جنبش سبز است. چه چیزی در این جنبش و جوانان حاضر در آن دیده اید که این چنین شما را امیدوار کرده است؟

من ۵۰ سال تدریس می کردم و سر و کارم با جوانان بوده است. من در طول این ۷ ماهی که در زندان بودم، دانشجویان بسیاری را به زندان آوردند و من با آنها بودم. واقعا احساس کردم که این جوانان امروز با زمانی که ما دانشجو بودیم درک و شعورشان فرق میکند. اینها واقعا سطح علمی خوبی دارند و رسانه های جمعی و دنیای ارتباطات با آنها امکان دریافت سریع اطلاعات را داده است. در آن دوران ما به سختی و با چه بدبختی باید یک اعلامیه را زیراکس و تکثیر می کردیم اما امروز جوانان پشت کامپیوتر و اینترنت از آخرین اخبار دنیا با خبر می شوند . درک و شعور جوان امروز بالاتر است و من حتی چیزهایی در زندان دیدم که به این نسل افتخار کردم. واقعا امروز به نسبت گذشته در زندان های ما جوانان شجاع و با استقامتی هستند که خیلی بیشتر از زمان ما به خواسته هاشون باور و ایمان دارند و برای هدفشان مقاومت میکنند. من همیشه امیدوار بوده ام و معتقدم که امثال من باید در مکتب این جوان ها درس بیاموزیم.

مخاطبان تحول سبز احتمالا این سوال برایشان پیش می آید. شما که این چنین معتقد ، درباره مبارزه مسالمت آمیز و عدم خشونت صحبت میکنید چطور دادگاه انقلاب شما را به اتهام محاربه و ارتباط سازمانی با جریانی مسلحانه محاکمه کرده است. ممکن است درباره اتهام تون توضیح دهید؟

شما این سوال را باید از دادستانی که کیفرخواست رو نوشته بپرسید. واقعیت این است که زندگی من کاملا روشن است و اتهام مالی و اخلاقی به من نمی توانند نسبت دهند. چون من آدم مذهبی هستم بنابراین بازجویان می گویند تو وابسته به سازمان مجاهدین هستی. از سال ۶۰ تا ۶۵ که من را دستگیر و زندانی کردند هم همین را گفتند. البته من اعلام می کنم که با هیچ گروهی سرستیز ندارم. من معتقدم که هر کسی افکار و اندیشه اش برای خودش محترم است و هیچ وقت فکر نمی کنم این فرد چون چپ یا راست هست من باهاش رفاقت ندارم. این بازجویان اخیرا آمدند و دلایلی را مطرح کردند، اما گفتم من هیچ ارتباطی با هیچ سازمانی نداشتم و ندارم و از همه سیاسیون بپرسید که من فقط با همه دوستم و این دستور قرآن است. قرآن به ما می گوید: بشارت باد به کسانی که اقوال و نظرات گوناگون را گوش دهند و بهترینش را بپذیرند. من حرف همه را گوش می دهم. من دوستان زیادی از طیف های مختف فکری داشته ام و حتی با چندین حزب اللهی هم محله ای رفاقت دارم فکر میکنید نتیجه ای هم از این اتهام زنی خواهند گرفت؟

به نظر می رسد اتهامی مطرح کردند و این اتهام نچسبی است به من. من کسی هستم که از وقتی وارد سیاست شدم با هیچ گروه و دسته ای همکاری تشکیلاتی نداشتم و ندارم. اما در کیفرخواست به محاربه من را متهم کردند و حالا معلوم نیست که چگونه قرار است ثابت کنند که حرب علیه چه کسی و چطور کردم. باید دید چطور دادگاه پیش می رود. من راضی هستم به رضای خدا و هرطور که خداوند صلاح می داند پیش آورد. من وابسته به هیچ گروه و دسته و سازمانی نیستم و نبودم ومخالفت با هیچ اندیشه ای هم نمی کنم و هر کسی آزاد است اندیشه خودش را بیان کند. من به این حرف باور دارم که گفته اند: ” با اندیشه تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم که تو آزاد باشی و حرفت را بزنی.”

شما به استقامت و شجاعت جوانان زندانی اشاره کردید. فکر میکنید این زندانی کردن و شکنجه ها و فشار به خانواده های زندانیان توانسته کمکی به حاکمان بکند برای حفظ وضعشان؟

من اوایلی که از زندان برگشتم در مصاحبه ای گفتم که من نظری و پیشنهادی دارم و خطاب به حاکمان گفتم : شما سی سال با خشونت رفتار کردید به ویژه با دانشجویان. یک سال تجربه کنید و تنها یکسال این دانشجویان را آزاد بگذارید تا نظرات خودشان را بدهند و اظهار عقیده بکنند و ببینید نتیجه چه میشود . حاکمیت بسیار اشتباه میکند و سی سال این اشتباه را تکرار کرده و سعی کرده مخالفان را با خشونت از بین ببرد . جریانات سال ۶۰ و ۶۷ و بعدش و همین الان در جامعه. اینها دردی را دوا نمی کند و جز کینه و نفرت ثمری ندارد. چون بذر کینه زخم خورده گان مانند جوانه هایی در حال رشد است. من اگر از بین برم، بچه ها و نوه ها و نتیجه ها هستند و این کینه باقی می ماند. باید یک جا این کینه رو قطع کرد. باید یکجا این مسئله را پایان داد. هرچند که می دانم حاکمیت این مسائل را گوش نمی دهد. این حرفهایی که من می زنم را بارها هم در زندان با بازجویان بحث کردم اما آخرش تنها می گفتند چرت و پرت نگو .

من در هر حال میگویم که بیایید به خاطر خودتان دست از این خشونت بردارید و دست از این روش ها بردارید و اجازه دهید مردم در یک شرایط صلح آمیز نظرات خودشان را ابراز کنند که اینها عاقبت ندارد. از تاریخ عبرت بگیرید. اگر فرعون ها و نمرود ها و هیتلرها و رضا خان ها و محمد رضا شاه ها ماندند و این استبداد را ادامه دادند، شما هم می توانید و گرنه استبداد رفتنی است.

همین تحلیلگران وزارت اطلاعات مدعی اند که جنیش سبز، جنبش طبقه متوسط و مرفه شهری است. به نظر شما جنبش سبز پایگاه اجتماعی اش محدود است یا گستره وسیع تری دارد؟

امروز جنبش سبز به یک گروه خاصی اطلاق نمی شود. من اعتقاد دارم که خواست الان جامعه این است و خواست یک طبقه خاص مثل طبقه متوسطه و یا مرفه نیست بلکه خواست توده های مردم است. توده های مردم علاقه دارند در شرایط راحت و نسبتا مناسبی زندگی کنند و مردم مشکلات را لمس می کنند و می بینند که حرفها و شعارها با واقعیت جامعه تناسبی ندارد. درباره حذف یارانه ها چه تبلیغات وسیع رسانه ای به راه انداختند که هیچ تغییری در جامعه رخ نداده است اما در هنگام خرید مایحتاج زندگی و وقتی تاکسی سوار می شویم، این تورم کاملا احساس میشود. مسئولان تبلیغ می کنند که نیست، اما ما مردم، مشکلات را از نزدیک لمس می کنیم.

با تشکر از فرصتی که به من دادید - فرزانه بذرپور
ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان