بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

«كـلـمـــه ويژه» يكسال افترا بي‌فايده بود؛ مردم بازهم آمدند ؛ «نداي‌سبـز ۴۲» همه عاشقان آزادي آمده بودند

0 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
«كـلـمـــه ويژه» يكسال افترا بي‌فايده بود؛ مردم بازهم آمدند ؛ «نداي‌سبـز ۴۲» همه عاشقان آزادي آمده بودند

ادامه راه سبز(ارس): عاشقانِ سبز، در خیابانها همدیگر را دیدند و شهرها را سبز کردند. دیکتاتور اما نقاب از چهرۀ منافقانۀ خود برداشت و همچون «مبارک» و «بن علی» رفتار کرد. سعی داشت تا با خشونت جلوی سرسبزی مردم را بگیرد. اما خبر نداشت که خیلی پیشتر از اینها بازندۀ این میدان است. رهبر سبز اندیشان، میرحسین موسوی چه زیبا در خطاب به کودتا گران می گوید:

«در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است»

آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه سه‌شنبه بيست و ششم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

روزنــامــه «نــداي سبـز» شماره ۴۲
همه عاشقان آزادي آمده بودند


روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره‌ويژه
يكسال تهمت و افترا بي‌فايده بود ؛
مردم دوباره آمدند


ادامه مطلب ...

گزارشات ويدئومردمي از تظاهرات ۲۵ بهمن روز همبستگي ملت سبز ايران عليه ديكتاتورها

1 نظرات
گزارشات ويدئومردمي از تظاهرات ۲۵ بهمن روز همبستگي ملت سبز ايران عليه ديكتاتورها

ادامه راه سبز(ارس): الله اکبر. درود بر شرف شما ملت بيدار. پايدار باد صبر و استقامتتان. همنوا با شهدای بخون خفته خرداد۸۸میگوییم: (این) آتشفشان قهرملتهای دربند است، (این) حبل المتین توده های آرزومند است. الله اكبر الله اكبر:

ميكشم، ميكشم، آنكه برادرم كشت



همبستگی قیامهای ایران، تونس و مصر در ٢۵ بهمن
طنین شعار معنی دار "مبارک، بن علی، نوبت سیّدعلی"



با تشكر از تلاش خستگي ناپذير "ويدئوبلاك جنبش سبز" ايران در جمع آوري و ثبت وقايع تاريخ ساز ملتي سبز

ادامه مطلب ...

جنازه‌ها راه می‌روند و درختان ایستاده می‌میرند

2 نظرات
جنازه‌ها راه می‌روند و درختان ایستاده می‌میرند

ادامه راه سبز(ارس): ماه هاست دیدارمان را به هم حرام کرده‌اند. هزار نوع توهین و تهمت و بی‌حرمتی و دستگیری و داغ و درفش. روزی ما را مزدور صهیونیست می‌خوانند و روزی دیگر دشمنان سی سالهٔ نظام. روزی فریب خورده‌ایم و روزی فریبکار. روزی سر فتنه‌ایم و روزی خود فتنه و روزی دم فتنه. بد‌تر از همه انکارمان می‌کنند. اما کیست که باور کند؟

آقایان از جنبش مصر و تونس تمام قد حمایت می‌کنند و به آن‌ها رهبر و الگو پیشنهاد می‌دهند. لابد حمایت از مظلومیت جنبش مصر و تونس آن‌ها را نمک گیر می‌کند و تجمع ما را هم در حمایت از آن‌ها تحمل می‌کنند. درخواست می‌دهیم و هماهنگ می‌کنیم و در نبود رسانه‌ها و با همهٔ محدودیت‌ها همدیگر را خبر می‌کنیم و در فرصتی کوتاه برای حمایت از مظلومت‌ها آماده می‌شویم.

روز موعود فرا می‌رسد. خبرهای تلخ در راه‌اند، اما غیر منتظره نیستند. رهبرانمان را محصور کرده‌اند. شیخ مهدی را با همسرش در حبس خانگی نگه داشتند و راه را بر رهنورد و میر حسین بسته‌اند. مزدورانشان را بر خانه‌هایشان مامور کردند و مامورانشان را بر کوچه‌هایشان گماشته‌اند، مبادا به میان مردم بیایند. مگر آن‌ها را به برخورد مردم تهدید نکرده بودند؟! خانه‌های سید محمد خاتمی و عبدالله نوری را محاصره کرده‌اند، از ترس دیدار با مردم! لابد بزرگان دیگری را هم همین طور از همراهی با مردم محروم کرده‌اند، شاید مردم را به دام شوم خشونت بیاندازند و خوراکی باب میل رسانه‌هایشان بیابند و از آبی گل آلود نصیبی داشته باشند. اما غمی نیست، مردم می‌دانند جنبش را چگونه پیش ببرند و تجمع سکوتشان را چگونه رهبری کنند و سکوتشان را کجا بشکنند.

شهر آرایش نظامی به خود گرفته است. چندین گروهان از نیروی نظامی و انتظامی در ابتدای جاده مخصوص نرسیده به میدان آزادی کمین کرده‌اند، کمین برای کدام دشمن میهن؟! از میدان آزادی تا میدان امام حسین، همهٔ تقاطع‌ها و بزنگاه‌ها را با دسته‌های ۲۰-۳۰ نفره نیروی انتظامی قرق کرده‌اند. جلوی همهٔ ساختمان‌های دولتی را هم نیرو گذاشته‌اند. میدان آزادی در اسارت دو لایه از نیروهای انتظامی است. صد‌ها نیرو هم در چهار راه ولیعصر و پل کالج و پارک دانشجو می‌آیند و می‌روند. بی‌نظمی و ناهماهنگی آن‌ها خبر می‌دهد که از یک جا دستور نمی‌گیرند و از نظم و نظام چندان بهره‌ای نبرده‌اند. موتورسوارهای دو ترکه خطوط بی‌آرتی را در اختیار گرفته‌اند و چپ و راست می‌آیند و می‌روندو بی‌سیم می‌زنند و داد می‌زنند؛ هراسان‌اند!!

سایت‌های سبز هم زیر حمله‌اند، اگر اینترنتی در کار باشد. به این دریچه‌های کوچک خبر و آگاهی و مهرورزی هم رحم نمی‌کنند. موبایل‌ها آلت جرم‌اند و خطوط موبایل هم که از کار افتاده‌اند. در محدود ی تجمع نه پیامکی می‌رود و نه پیامکی می‌رسد. خبرگزاری‌های دولتی و رسمی و نیمه رسمی هم که کور و کر و لال شده‌اند. اما با زهم غمی نیست. ما آموخته‌ایم که هر کدام رسانه‌ای باشیم. در هر فرصتی و با کمترین مجالی خبر‌ها می‌رسد. در کمتر از نیم ساعت، سبز‌ها باز هم به صدر اخبار بازگشته‌اند. خبر‌ها و عکس‌های تجمعات هزاران وده‌ها هزار نفری را رسانه‌های معتبر جهان مخابره کرده‌اند. کاش دوربینی بود و مجالی تا به همهٔ آن‌ها نشان دهیم جمعیت حاضر بیشتر از این عددهاست.

سبز‌ها به هم رسیده‌اند و دلتنگی‌هایشان را با هم قسمت کرده‌اند. دسته‌های مردم، زن و مرد و پیر و جوان. نگاه‌ها سرشار از امید و سکوت‌ها سرشار از ناگفته. گاهی هم که بغضی شکسته می‌شود و مرگ بر دیکتاتوری گفته می‌شود، آقایان به خود می‌گیرند و رگبار باتوم و گاز و صدای گلوله امان نمی‌دهند.

سبز‌ها کار خود را کردند. نگاههای سرشار از امید ما و ناباوری و پریشانی مفرط آن‌ها گواه‌اند که سبز‌ها کار خود را کرده‌اند. بزودی سراسیمه دست به کار خواهند شد، که در حکایت مرگ جنبش و جمع کردن بساط فتنه بد جوری رسوا شده‌اند. لابد باز هم تجمع سکوت و جمعیت پاک و مردمان سبز و همه رنگش، در صدا و سیمایشان وارونه می‌شوند و به عشوه‌های بیست و سی تحریف خواهد شد، شاید دلی از ارباب قدرت بدست آرد و خلقی از عوام الله را بفریبد و ناخواسته میخی بر تابوت استبداد بکوبد.

حکایت یک بام و دوهوای آقایان هم، رسوایی مضاعف است و از همیشه دیدنی‌تر است. امروز عالم و آدم تناقض گفتار و رفتارشان را بهتر از همیشه دید و معنی حمایت از جنش‌های مصر و تونس را فهمید. قشون قشون لشکر کشی امروز خبر می‌داد که جنازه خواندن یک جنبش چه خیال خام و چه دروغی بزرگ است و کرور کرور پول‌هایی که خرج رفت و آمد و سامان نیروهای هفتاد رنگ نظامی و انتظامی و شبه انتظامی شده بود اشاره می‌کرد که پول نفت بر کدامین سفره‌ها نشسته است. نمی‌گویم از خدا بی‌خبر، اما آن فرماندهٔ سپاه از مردم بی‌خبر باید امروز بود و می‌دید «جنازه‌ها راه می‌روند و درختان ایستاده می‌میرند».

سارا زرتشت
ادامه مطلب ...

روز واقـعـــــه

2 نظرات
مشاهدات یک شهروند از وقایع 25 بهمن:
روز واقعه

ادامه راه سبز(ارس): پیش زمینه ؛ وقتی ۱۰ روز پیش، خبر اعلام شد، مثل خیلی‌های دیگه منم گفتم: برو بابا حال نداری. ولی یه پروانه داشت توی دلم پر می‌زد و من رو قلقلک می‌داد. پنج‌شنبه، به ترس و لَختی غلبه کردم و تصمیم به رفتن گرفتن

روز واقعه

ساعت ۳:۲۰ از مترو دروازه دولت پیاده شدم. داخل مترو هنوز به شدت نگران بودم که بیرون چی می‌شه. بیرون در مترو، دو ردیف مامور ضدشورش با یراق کامل به استقبال ایستاده بودند. شرمنده کردن، انتظار نداشتم به مولا

مردم در چند ردیف، در پیاده‌رو عریض خیابون انقلاب، دوش به دوش هم می‌رفتن. سر هر چارراه، رنگ و وارنگ مامور ایستاده بود. به چارراه ولی‌عصر که رسیدیم، جمعیت کاملن فشرده بود. بعد از ولی‌عصر چند لاین از مردم وارد خیابان شدن و به موازات بقیه بدون هیچ شعاری ادامه دادن. بسیج، یگان امداد، یگان ویژه، یگان سوم و باقی مستخدمان ملت شریف دست‌بوس بودن

گه‌گاهی درگیری مختصری می‌شد ولی مردم هم‌چنان بی‌شعار و آرام به سمت میدون انقلاب در حرکت بودن، در پیاده‌رو هر دو طرف خیابون

انقلاب رو که رد کردیم، پذیرایی شروع شد و روبوسی با بهمن‌های جوج. اینجا شنیدم که بین یه مامور انتظامی و یه بسیجی درگیری شده و حسابی از خجالت هم در اومدن

در ادامه، خیابون آزادی بعد از دکتر قریب بسته بود و اکثر جمعیت از کنار دانشکده دامپزشکی به سمت بالا رفتن و شعارها شروع شد. شعار محبوب من: دیکتاتور بیچاره ، جنبش ادامه داره

از اونجا به خیابون فرصت و بعد خیابون و میدون توحید. در این مسیر مردم فرصت شعار دادن پیدا کردن. در ادامه به میدون توحید که رسیدم، از بالا و پایین ریختن و مردم رو بستن به گاز و باتوم

ادامه دادم به سمت غرب، در تقاطع نصرت و بهبودی، حدود ۲ هزار نفر ایستاده بودن و هر شعاری خواستن دادن و دلی از عزا در آوردن. برخلاف راه‌پیمایی‌های قبل، تمرکز شعارها روی شخص آقا بود. شعار میرحسین هم بود، ولی کمرنگ‌تر از سابق

تا طرشت رو از فرعی رفتم و بعد وارد آزادی شدم. در کمال تعجب حدود ساعت ۶:۳۰ دیدم هنوز چندین ستون از مردم در دو پیاده‌رو به سمت میدون آزادی در حرکت هستند. همراه با مردم ادامه دادم تا به میدون آزادی رسیدیم. میدون آزادی قرق بود. بین ۵ تا ۱۰ هزار مامور از هر رنگ و لباسی که فکر کنی. در اول، وسط، دور و کنار میدون ایستاده بودن. اینجا دور میدون انواع ماشین‌های یگان سوم رو می‌دیدی. یکی از مقرهای اصلی تجمع بسیج هم پایگاه سیدالشهدا نرسیده به میدون بود که حدود ۲۰۰ بسیجی فقط جلوی درش ایستاده بودن

تا ۸:۳۰ دور میدون چرخیدم. امکان ایستادن نبود. مردم همین‌طور دور میدون می‌گشتن. گوشه کنار هم بعضی می‌نشستن، که خشونت برادرا اجبارن دوباره راه می‌افتادن. بعد از این یک ساعت و خرده‌ای، برگشتم دوباره به خیابون آزادی. ترافیک وحشتناکی در خیابون آزادی بود. و صحنه خنده‌دار این که؛ در خط ویژه هم ترافیک شده بود و موتورسوارها گیر افتادن بین اتوبوس‌های بی‌آرتی‌ و یه ۱۰ دقیقه‌ای داشتن می‌زدن تو سر و کله خودشون

هنوز جا به جا در خیابون اکیپ‌های ۴۰ تا ۵۰ موتوره ایستاده بودن. یه سری که لباس لاک‌پشتی داشتن، پهن زمین بودن، کج و کوله. فکر کنم طفلکیها از ۷ صبح اونجا بودن. خندیدم در دل و گذشتم.

خودم رو به مترو نواب رسوندم و از اونجا برگشتم به خونه.

تمام مسیر برگشت لبخند عمیقی رو صورتم بود. هر از چندی که خودم رو در شیشه‌های واگن مترو می‌دیدم، بیشتر خنده‌ام می‌گرفت. پروازکنان به خونه رسیدم.

ادامه مطلب ...

خیزش سبز٬ سبزتر از گذشته ؛ بارک­الله به مردم ایران!

0 نظرات
خیزش سبز؛ سبزتر از گذشته

ادامه راه سبز(ارس): پس از توقف یکساله جنبش اعتراضی خیابانی بار دیگر آغاز شد و نشان داد که تبلغیات دروغین حکومت فریب تا چه اندازه بی اعتبار است.

بارک­الله به مردم ایران! درود بر جوانان این مرز و بوم! از شما چه پنهان، از روزی که از سوی مردان دلیری چون موسوی و کروبی برای 25 بهمن اعلام راهپیمایی برای ابراز همبستگی با مردم مصر و تونس شد، از دو جهت دل و گوشم می­لرزید، یکی اینکه با عدم موافقت دولت با راهپیمایی بزرگواران دعوت کننده اعلام انصراف بکنند و از مردم بخواهند که به خیابانها نیایند، و دوم این که مردم نیایند و یا به قدر کافی نیایند. البته به طور طبیعی نگران برخوردها و شدت عمل­های حاکمیت و آسیب دیدن مردم هم بودم. از حوالی ظهر دنبال اولین خبرها از تهران بودم و حوالی غروب پیگیر آخرین خبرها از میهن.

تا اینجا خوشبختانه دو نگرانی اول موجه و به جا نبود. موسوی و کروبی نه تنها از دعوت خود انصراف ندادند بلکه تصمیم گرفتند که خود نیز در راهپیمایی مردم تهران شرکت کنند. از آنجا که حاکمیت از حضور سبز این دلیران و محبوبان ملت در میان حامیانشان به شدت نگران بودند، آنها را در خانه حبس کرده و از خروجشان به کلی جلوگیری کردند. حتی طبق اطلاع خانه­های بزرگوارانی چون خاتمی و عبدالله نوری هم در محاصره قرار گرفت تا از مشارکت پر برکت و تشویق کنندة احتمالی آنان در اجتماع عظیم مردم تهران جلوگیری کنند. چنان که از گزارش­های مختلف و شواهد و قراین آشکار می­شود، جمعیت و حضور مردم در مجموع در تهران بسیار و با شکوه و اثرگذار بوده است. گرچه هنوز زود است که شمار واقعی مردم در تهران و شهرها به تحقیق و حتی به تخمین روشن شود اما تا آنجا که من دیده­ام از صد هزار تا پانصد هزار گفته شده است. به دلیل تلاش حساب شده مأموران امنیتی و انتظامی، جمعیت­ها نمی­توانستند در یک جا و در خیابانها و مسیرهای اعلام شده (میدان امام حسین – میدان آزادی) جمع شوند و از این رو به سادگی نمی­توان انبوه مردمان پراکنده را در خیابانها و کوچه­های اصلی و فرعی محاسبه کرد و دید. با این همه تردید ناپذیر است که مردم تهران امروز همه را غافلگیر کردند و امید احتمالا ضعیف شده بازگرداند. پس از یک توقف حدود یک ساله جنبش اعتراضی خیابانی بار دیگر آغاز شد و نشان داد که تبلغیات دروغین حکومت فریب تا چه اندازه بی­اعتبار است. بیش از یک سال است که حاکمان ایران ادعا می­کنند که «فتنه سبز» مرده و کارش تمام شده و از این رو از آن تحت عنوان «فتنه 88) یاد می­کنند و در مقام توصیف آن از فعل ماضی «شد» و «بود» استفاده می­کنند. همین دو روز پیش بود که یکی از سرداران نیروی انتظامی از این جنبش با عنوان «جنازه» یاد کرده بود. اما امروز بر عالم و آدم روشن شد که جنبش سبز نه تنها جنازه نیست بلکه درخت برومند و تناوری است که در حال پویش و رویش است و رو به سوی آینده روشن دارد. شاید عده­ای از حامیان جنبش نیز فکر می­کردند که این درخت پژمرده اما امروز بار دیگر سبز شد، سبزتر از گذشته. به ویژه این تظاهرات و برخورد خشن قوة قهریه و مشت آهنین حکومت پردة فریب و ریای نظام را در مورد حمایتش از مردم معترض تونس و مصر به کلی بالا زد و همگان بهتر دانستند که این نوع حمایت تا چه اندازه دروغ و بی بنیاد بوده است. روشن شد جنبش سبز کجا ایستاده و حکومت و حاکمان کجا و در کنار کدامین جریان قرار گفته است. رخداد دیگری که بر این دیدگاه مهر تأیید می­نهد، برگزاری راهپیمایی اعتراضی در شهرهای بزرگ ایران است. اصفهان، رشت، تبریز، شیراز، کرمانشا، کرمان، مشهد و. . . این همبستگی و جنبش سراسری از عمق و گسترة جنبش مدنی و دموکراسی خواهی مردم ایران حکایت دارد.

چیزی که بر امیدواری می­افزاید این است که مردم (زنان، مردان و با پیشگامی جوانان) در شرایطی به خیابان آمده اند که از یک سو حدود بیست ماه سرکوب شدید و زندان و شکنجه­های وحشیانه را دیده و تجربه کرده اند و از سوی دیگر به خوبی می­دانند که اینجا «ایران» است نه «تونس» و «مصر». در آن دو کشور قوة قهریه یعنی ارتش بی­طرف و حتی حامی مردم خیابان بود و صریحا از حقوق و خواسته های مشروع مردم سخن گفت اما ایرانیان به خوبی می­دانستند که در اینجا قوة قهریه سرکوبگر با پوشش متنوع و رنگارنگ رسمی و غیر رسمی (سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، لباس شخصی، نیروهای انتظامی) نه تنها حامی مردم نیست و نخواهد بود بلکه برای برخوردهای شدید و خونین آماده است و می تواند در شرایط لازم از کشته پشته بسازد. در عین­حال انبوه مردم آمدند و به تعبیر یکی از شاهدان عینی در تهران «گل» کاشتند. این راهیپمایی کجا و راهپیمایی مردمان تونس و مصر و جاهای دیگر کجا. درست است که این بار جوانان و مردم ایران با جنبش اعتراضی و کامیاب مصر جان تازه­ای گرفتند و تشویق شدند تا به دو سال پیش بازگردند و کار نیمه تمام خود را تمام کنند، اما حضور آنان در خیابانهای تهران و شهرهای دیگر ایران به شجاعت بسیار بیشتری احتیاج داشت. این امتیاز کمی نیست. همین دلیری و آگاهی بسی مایه امیدواری در آینده است.

اما در کنار این کامیابی خرسند کننده، برایم شبی تلخ نیز هست. وقتی از خاطرم می­گذرد که امروز و امشب چه بسیار مردم در حمله و هجوم نیروهای امنیتی و لباس شخصی و دیگر عوامل سرکوب مجروح شده و یا آسیب دیده و یا انبوه جوانان امشب در سلول­های انفرادی بازداشتگاههای رسمی و غیر رسمی لحظات سختی را می­گذرانند و به احتمال زیاد در بازجویی­های تاب سوز هستند و چه بسا زیر شکنجه و آزار قرار دارند، به سختی دلم می­گیرد و آشفته می­شوم و غمگین، به یاد ده سال پیش و سلول انفرادی خودم می­افتم و زخم کهنه سر باز می ­کند. اما چه باید کرد، مبارزه همین است و آزادی ارزان و آسان به دست نمی­آید. برای پیروزی مردم و تقویت روحیه زندانیان دلیر دعا می­کنم. در حال حاضر کار دیگری هم می­توانم بکنم؟

حسن یوسفی اشکوری
ادامه مطلب ...

گزارش مشروح از تظاهرات ۲۵ بهمن تهران

3 نظرات
گزارش مشروح از تظاهرات ۲۵ بهمن تهران

ادامه راه سبز(ارس): عقربه‌های ساعت، سه بعد از ظهر را نشان می‌دهد. میدان انقلاب تهران جای سوزن انداختن نیست. هنوز ساعات ابتدایی شروع تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ بهمن ماه به منظور حمایت از جنبش‌های اعتراضی در کشورهای مصر و تونس است. جمعیت زیادی در این میدان گرد هم آمده‌اند. جمعیت قصد حرکت به سمت میدان آزادی را دارد نمادهای سبز رنگ و لباسهای سبز رنگ را در هر گوشه و کنار می‌توانی ببینی.

شعارهای غالب در روز ۲۵ بهمن

جمعیت معترض حرکت خود را از میدان انقلاب به سمت خیابان آزادی ادامه می‌دهد. گروه بزرگی از مردم به هم پیوسته‌اند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهند شعاری که به شعار غالب مردم در این روز تبدیل شد. صحنه به هم پیوستن مردم در وسط خیابان، نشانه‌های پیروزی که نشان می‌دهند، تا حدودی یاد آور تظاهرات ۲۵ خرداد در روزهای پس از انتخابات ۸۸ است. هرچند که برخی از همکاران آن را با عاشورای تهران و یا روز قدس نیز مقایسه می‌کنند.

شعارهای مردم در این روز، بدون اشاره به تحولات این روزهای کشورهای مصر و تونس نبود. آن‌ها فریاد می‌زدند: «مرگ بر دیکتاتور چه با موتور چه با ش‌تر.» مرگ بر دیکتاتور چه قاهره چه تهران، «ایرانی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد.»

مردم همچنین بار‌ها وبار‌ها سرود یار دبستانی را خواندند.

آنها بار‌ها «فریاد الله اکبر» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «یا حسین میر حسین» را در این روز سر دادند. همچنین از نیروی انتظامی در خواست حمایت می‌کردند: «نیروی انتظامی حمایت، حمایت».

غافلگیری نیروهای گارد ویژه و افسردگی نیروهای امنیتی

از‌‌ همان ابتدای حرکت مردم نیروهای گارد ویژه مستقر در میدان انقلاب با بلندگوی دستی به مردم هشدار می‌دانند که متفرق شوند و گرنه با آن‌ها برخورد خواهند کرد. اما دقیقه‌ها می‌گذشت و هر لحظه بر موج جمعیت افزوده می‌شد. خیلی از معترضان بر این نکته تاکید می‌کردند که نیروهای گارد ویژه از دیدن جمعیت زیاد مردم غافلگیر شده‌اند و سرعت عمل لازم را برای ایجاد ترس و رعبی که قصد دارند در دل مردم ایجاد و آن‌ها را متفرق کنند، ندارند.

جمعیت معترض به حوالی خیابان نواب رسیده که نیروهای گارد ویژه با ضربات باتوم به مردم حمله ور می‌شوند و مردم را به هر گوشه‌ای می‌رانند. قصد آن‌ها از این کار تنها متفرق کردن مردم و یکپارچه نشدن جمعیت است تا مردم نتوانند به میدان آزادی برسند. حضور نیروهای امنیتی و لباس شخصی نیز در این روز بسیار پر رنگ است، آن‌ها با چهره‌های افسرده مردم را تماشا می‌کردند و در بیسیم‌‌هایشان پچ پچ می‌کردند. اغلب مردم معتقد بودند که آن‌ها هرگزانتظار دیدن چنین جمعیتی را نداشته‌اند.

برخورد تا حدی مناسب نیروی انتظامی با مردم

هر چند ماموران نیروی انتظامی در هر چهار راه و نقطه شهر با باتوم‌هایشان ایستاده‌اند اما در سرکوب مردم نقش چندانی نداشتند و تنها با جملاتی مانند زود‌تر حرکت کنید به مردم فرمان حرکت می‌دادند. خیلی اوقات معترضان رو به آن‌ها انتقاد می‌کردند و یا حتی بر سرشان داد و فریاد می‌کردند که چرا بااین دولت مردم فریب همچنان همکاری می‌کنید؟ اما ماموران نیروی انتظامی برخورد خشنی با آن‌ها نمی‌کردند. در چند مورد حتی آن‌ها به مردم هشدار دادند که نیروهای گارد ویژه قصد حمله ور شدن به آن‌ها را دارند و بهتر است زود‌تر از آن منطقه دور شوند. هر چند در برخی نقاط تهران هم گزارش شده است که نیروی انتظامی نیز به ویژه در ساعات پایانی تظاهرات به مردم حمله ور شده‌اند.

حضور پررنگ لباس شخصی‌ها، نیروهای بسیج و گارد ویژه ضد شورش

گلوله‌های پلاستیکی، شوکر و گاز فلفل

در این روز هم مانند دیگر تجمع‌های اعتراضی پس از انتخابات حضور نیروهای لباس شخصی، بسیج و گارد ویژه بسیار پررنگ است. نیروهای بسیج با چماق و سوار بر موتور و اغلب با پرچم‌هایی که در دست داشتند بین مردم حرکت می‌کنند و با چماق‌ها و شوکرهایی که در دست دارند، سعی بر متفرق کردن مردم دارند. استفاده از شوکر در این روز بین نیروهای بسیج برای متفرق کردن مردم بسیار زیاد است. و البته بچه های ده دوازده ساله ای که باتوم به دستشان داده بودند.

شلیک گلوله‌های رنگی (پین بال) هم یکی از روشهای رایج این روز برای متفرق کردن جمعیت بود گلوله‌های رنگی که معترضان را نشان دار و با صدایی که تولید می‌کند به منظور ایجاد رعب و وحشت به کار می‌رود. برخی از معترضان که در اتوبوس‌های شرکت واحد هم شعار می‌دادند توسط همین گلوله‌ها و شلیک به داخل اتوبوس‌ها مجبور به سکوت می‌شدند. ضربات باتوم در این روز بار‌ها و بار‌ها بر سر و روی معترضان فرود آمد.

کشاندن مردم به خیا بان‌های فرعی و کوچه‌های بن بست

استراتژی اصلی نیروهای گارد ویژه امروز، ۲۵ بهمن، جلوگیر ی از اتصال مردم به یکدیگر بود، آن‌ها جمعیت معترض را که از سمت میدان انقلاب به سمت آزادی حرکت می‌کردند، بار‌ها و بار‌ها با همین شیوه و کشاندن به خیابانهای فرعی و شلیک گاز فلفل و اشک آور متفرق می‌کردند. مردم که به خیابانهای فرعی می‌رسیدند اغلب از شلیک گاز فلفل به سرفه امی افتادند و مجبور بودند در این کوچه‌ها آتش روشن کنند و یا سیگاری آتش بزنند تا از سوزش شدید چشم‌ها، گلو و پوست صورتشان جلوگیری کنند.

تعدادی از معترضان هم با در دست داشتن سرکه و بوییدن آن به مقابله با گاز اشک آور می‌رفتند و یا هرجور شده به یکدیگر کمک می‌کردند تا اثرات این گاز را هر چه کمتر کنند.

حضور همه اقشار در راه پیمایی ۲۵ بهمن

آنچه بیش از هر چیز در جمعیت معترضان جلب توجه می‌کرد، حضور همه گرو ه‌های سنی و طبقاتی بود. زنان و مردان مسن و می‌انسال در کنار جوانان در این راه پیمایی حاضر شده بودند. همچنین حضور زنان باز هم مثل دیگر تجمع‌های اعتراضی پس از انتخابات بسیار چشمگیر بود. زنان خانه دار زیادی را در جمعیت معترض می‌دیدی که با مهربانی‌های مادرانه از جوانان حمایت می‌کردند.

تعطیلی ایستگاه‌های مرکزی مترو

با اینکه ماموران امنیتی و گارد ویژه بار‌ها به مردم می‌گفتند که نقاط مرکزی شهر را ترک کنند، اما ایستگاه‌های اصلی مترو بسته بودند و وقتی مردم به سمت ایستگاه‌های مترو می‌رفتند، با درهای بسته مواجه می‌شدند. یکی از ماموران امنیتی رو به مردم گفت «: شهرداری دستور بسته شدن مترو را داده است.» اما مردم معتقد بودند که ماموران امنیتی از ترس اینکه مردم در مترو هم به اعتراض ادامه داده و شعار سر دهند ایستگاه‌ها را تعطیل کرده‌اند.

تظاهرات نه فقط در انقلاب

با وجودی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی در فراخوان خود مسیر تظاهرات ۲۵ بهمن را از میدان امام حسین تا ازادی اعلام کرده بودند امروز در چند منطقه دیگر از جمله میدان صادقیه، پونک و… تظاهرات گسترده‌ای برگزار شد. منابع موثق حضور مردم را بویژه در میدان صادقیه بسیار پرشمار ذکر کرده‌اند. مردم در این مناطق نیر علیه دیکتاتوری شعار دادند. در این مناطق نیز گارد ویژه مردم را مورد حمله قرار داد.

حاشیه‌ها

* برخی از مردم معترض می‌گفتند که از ساعت ۱۱ صبح در خیابان‌ها پرسه می‌زدند و منتظر برگزاری تظاهرات بوده‌اند.

* خیلی‌ها هم به شوخی در این روز می‌گفتند که باید خودمان را به میدان تحریر برسانیم که البته منظورشان‌‌ همان میدان آزادی بود که به خاطر تحولات مهم مصر مدام به زبانشان می‌آمد. مردم مصر روز‌ها در میدان تحریر این کشور دست به اعتراض زدند

*خیلی از معترضان از تجربه‌هایی که از شرکت در دیگر تجمع‌های اعتراضی به دست آورده بودند در این روز سخن می‌گفتند. در محدوده خیابان نواب یکی از معترضان روبه دیگران به شوخی گفت: می‌بینم کسی در این جمع نیست که حتی یک تجمع اعتراضی را هم از دست داده باشد.

* تعدادی از معترضان در این روز با موبایل‌ها‌هایشان مدام در حال فیلم برداری و عکسبرداری بودند و دیگران هم مواظب بودند تا کسانی که فیلم می‌گیرند توسط نیروهای امنیتی دستگیر نشوند.

*استفاده از شال سبز، مچ بندهای سبز و نماد وی در میان معترضان همچنان رایج بود.

* تعداد زیادی از معترضان در این روز می‌گفتند که از روز‌ها پیش برای این تظاهرات برنامه ریزی کرده‌اند.

* خیلی‌ها هم می‌گفتند دولت می‌گوید، جنبش سبز مرده است عجب مرده سرزنده‌ای می‌بینیم.

* بوق‌های ممتد از سوی معترضانی که سوار بر خودردوهای شخصیشان بودند، برای حمایت از دیگر معترضان که در خیابان بودند بار‌ها بار‌ها انجام شد.

* در این روز همچنین در خانه بسیاری از شهروندان به روی معترضان باز بود تا آنان هنگام خطر خود را به این خانه‌ها برسانند.

* تمامی تلفن‌های همراه در خیایان انقلاب حدفاصل میدان انقلاب تا آزادی و خیابان‌های منتهی به آن قطع شده بود.

* تجمع‌های پراکنده مردم در تهران تا ساعت نه شب نیز گزارش شده است.

* برخی از منابع از بازداشت چند ده نفر از معرتضان در خیابان‌های خبر داده‌اند.

*دانشجویان دانشگاههای تهران، امیرکبیر و شریف با تجمع در مقابل دانشگاه‌های خود به تظاهرات مردم در خیایان انقلاب پیوستند.

كلمه
ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان