بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

اطلاعیه فرزندان میرحسین به مناسبت درگذشت میراسماعیل موسوی

12 نظرات
اطلاعیه فرزندان میرحسین به مناسبت درگذشت میراسماعیل موسوی

ادامه راه سبز(ارس): در پی درگذشت میر اسماعیل موسوی پدر میر حسین موسوی، فرزندان این راهبر جنبش سبز، با انتشار اطلاعیه ای در این زمینه، تالمات خود را با مردم ایران در میان گذاشتند.

به گزارش کلمه، پدر میرحسین موسوی، پدر بزرگ شهیدان علی و ابراهیم موسوی، پس از حصر و بازداشت خانگی میرحسین، مدام سراغ فرزند خود را می گرفت چرا که پیش از آن به صورت منظم با ایشان ملاقات داشت این مرحوم مقارن ظهر امروز چهارشنبه دهم فروردین به ملکوت اعلی پیوست.

میرحسین در تمام بیش از ۴۵ روزی که در حصر و بازداشت خانگی به سر می برد تنها یکبار آن هم در شرایط زننده امنیتی با حضور انبوهی از ماموران امنیتی در داخل خانه میراسماعیل موسوی و سه مامور امنیتی مرد و یک مامور زن برای خانم رهنورد در اتاق پدر پیر میرحسین توانست ایشان را ملاقات کند. به طوری که پدر میرحسین نیز متوجه غیر عادی بودن این مساله شده بود.

متن کامل اطلاعیه فرزندان میرحسین موسوی و نوۀ آن مرحوم به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون

حاج میر اسماعیل موسوی پدر بزرگمان، پدر میر حسین موسوی در آرزوی دیدار فرزند، دیده از جهان فرو بست

پدر میرحسین موسوی امروز ظهر در منزل خود دار فانی را وداع گفت و به رحمت خدا پیوست. وی در آرزوی دیدار فرزند خود این چهل و پنج روز را در حالتی شبیه احتضار می گذراند و هر روز سراغ میرحسین را از همسر خود می گرفت. فرزندان میرحسین موسوی و بقیه اقوام وی به خاطر کهولت سن او در جواب سوال های مداومش، در مورد نبود میرحسین موسوی که هر هفته به دیدار پدر می رفت و هر روز تلفنی جویای حال پدر خود بود می گفتند که پدرمان به مسافرت رفته است و به زودی بر می گردد و گاهی برای رفع دلتنگی های پدربزرگ پیر یکی از پسران دیگرش از جانب میر حسین موسوی حالش را می پرسید. احوال پرسی ای که با سکوت دردمندانه و معنا دار او روبرو می شد.

مردی که خانه پاکش باغ روییدن پاکترین و خالص ترین فرزندان این خاک و بوم شد و سفره پاک و پر از روزی حلالش و عبادتهای شب و روزش سالهای سال بهشتی زمینی را پدید آورده بود که جان و دل در باغ آسمانیش آرام می یافت. مردی که ستون معنوی خانواده خود بود.

اکنون با کوله باری از درد و حرمان با داغ نوه های گلگون کفنش، ابراهیم شهید دوران پر افتخار دفاع مقدس و علی شهید راه سبز و همیشه پیروز آزادی، دو برادر به خون خفته یکی در صحرای کربلایی جبهه ها و دیگری در عاشورای سرخ تهران و نیز در هجران و اندوه فرزند و عروسش که به ناحق و به جفا و تنها برای فریاد حق طلبی و آزادی خواهی اسیر ظالمان گشته اند، دار فانی را وداع گفت. دل پاکش با صبر و رضایت عجیبی که همیشه چهره نورانیش را مصفا می نمود، آرام گرفت. او ایوب خانواده بود. و پدرمان نیز ایوبی و راستی، از او فراگرفته بود ، که البته اجر مومنان و آنها که تنها گفتند لا و حاضر نشدند بنده غیر خدا شوند با خداوند متعال است و هو ارحم الراحمین.

دلهره ای از رنج مدام روزگارمان نیست که می دانیم مردان پاک خدا را هجرت از جهان خاکی به دنیای باقی سعادتیست و رها شدن از بند قفس آرزویی طولانی. می دانیم که راست قامتان جاودانه تاریخ خواهند بود. شگفت است تاریخ که مدام تکرار می شود. اندوه هجران پدر و فرزند رسم روزگار است که در طول تاریخ یوسف از یعقوب جدا کرده است و همان زمانه هم یوسف ها از چاه به بیرون کشیده است و موسی ها به دامان خانواده برگردانده است. امید که سیاهی و تاریکی رنگ ببازد و گلباغ کشور، سبز و آباد گردد.

پدر بزرگ مهربان و مظلوممان را به خدا می سپاریم و امیدواریم در کنار آنها که دوستشان می داشت و در کنار انبیا و اولیا و در جوار قرب و رحمت الهی آرام گیرد که وعده الهی حق است.

و قضی بینهم باالحق و قیل الحمد لله رب العالمین
دختران میرحسین موسوی

قابل ذکر است که به علت نسبت دور خانوادگی رهبری با میر اسماعیل موسوی خامنه، پدر میرحسین، و نیز جایگاه خاص مرحوم در خامنه ، در دوران انقلاب، آقای خامنه ای مدتی در خانه ایشان پناه داشتند و در همین خانه که پدر آقای موسوی در فقدان پسرش جان سپرد زندگی می کرد.

ادامه مطلب ...

سال ۱۳۹۰، سال آگاهی تا رهایی

1 نظرات
گسترش آگاهی‌ها، سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید
سال ۱۳۹۰، سال آگاهی تا رهایی

ادامه راه سبز(ارس): رسانه‌های سبز ایران، به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، و به پاسداشت اتحاد خود و دیگر همراهان سبز، سال ۱۳۹۰ را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد کردند و خاطرنشان ساختند که صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است و امروز نیز گسترش آگاهی‌ها ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.

به گزارش کلمه، در بیانیه مشترک رسانه‌های سبز همچنین تاکید شده است: اکنون سال ۱۳۹۰ پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهی‌بخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمی‌توان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان و همراهان راه سبز امید،
سلام بر شما
درود بر صبر و استقامتتان در پیمودن این مسیر صعب اما نورانی.

سالی که گذشت، سالی نه در شعار که به رسم عمل، به صبر و استقامت نامی و ماندگار شد. سال گذشته را با آگاهی از راه سخت پیش رو آغاز کردیم. هر ایرانی در جبهه‌ای همراهان سبز خود را یاری می‌کرد. از برادران و خواهران مقاوم و سرفراز در‌بند، تا آن مادر سالخورده که دعای خود را بدرقه‌ی راهمان کرد؛ یا جوانی که با نیتی پاک، دستبند سبز خود را برای ما به امانت گذاشت و به خیابان رفت و به خیل شهیدان راه وطن پیوست.

آری! در سال ۱۳۸۹ همه دست در دست هم، نشان صبر و استقامت را بر تارک زمان حک کردیم. آن‌قدر مصمم و متحد در چشمان استبداد چشم دوختیم و در برابرش ایستادیم که تاریک‌اندیشان به خیال خام و باطل خود رهبران سبزاندیش را از ما جدا کردند تا شاید دستان اتحاد ما را از هم جدا و صفوف در‌هم‌فشرده‌مان را متفرق کنند. اما تجربه بیست و پنجم بهمن این سال نشان داد که جنبش سبز حق‌طلبی ملت ایران از بین رفتنی نیست و راه سبز امیدی که از ۲۵ خرداد ۸۸ آغاز شده بود، همچنان با همه‌ی فراز و نشیب‌ها ادامه دارد. اکنون سال ۱۳۹۰ پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهی‌بخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمی‌توان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.

ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است. امروز نیز گسترش آگاهی‌ها ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.

سال جدید را سالی سبز و پر از صلح و آزادی برای کشورمان آرزو می‌کنیم.

اللهم حول حالنا الی احسن الحال

سایتهای کلمه، سحام، جرس، نوروز، میزان خبر، تحول سبز، امروز، ندای سبز آزادی، ادوار نیوز، تغییر،
خط سبز، ارس، رأی ما کجاست، روزنامه نگاران زندانی، ندای آزادی و شبکه تلویزیونی رسا
ادامه مطلب ...

رساترين رسانه

0 نظرات
رساترين رسانه

ادامه راه سبز(ارس): تلویزیون فارسی بی بی سی اخیراً مستندی را به مناسبت هفتادمین سال راه اندازی بخش فارسی بنگاه سخن پراکنی بی بی سی که در ابتدا فقط شامل رادیو بوده و اکنون تلویزیون هم هست پخش کرد و در آن به برهه هایی از اثر گذاری این رسانه در تاریخ معاصر ایران پرداخت. بدون تردید راه اندازی این رسانه در راستای سیاست خارجی انگلیس یا همان استعمارگر پیر بوده است اما این هدف در بسیاری از مواقع پوشیده بوده و گاهی نیز تحت الشعاع استقلال رسانه ای، به مثابه لازمۀ جلب اعتماد مخاطب، قرار داشته است. از جمله در بحبوحه شکل گیری و وقوع انقلاب اسلامی نقش رادیوی فارسی بی بی سی در اطلاع رسانی حوادث مربوط به انقلاب تردید ناپذیر است. علاوه بر امام خمینی که همیشه رادیوهای خارجی را گوش می داده اند نوع رهبران نهضت و فعالان سیاسی و نیز توده مردم مشتریان ثابت اخبار و تحلیل های خبری این رسانه ها که بدلیل پارازیت های شدیدی که رژیم شاه بر روی فرکانس های آنها می فرستاد به سختی دریافت می شدند، بودند. در این مستند پرویز راجی که در آن زمان سفیر کبیر رژیم شاه در لندن بوده است توضیح می داد که چه مقدار رژیم شاه بر او فشار می آورده است که از طریق مقامات وزارت خارجه انگلیس جلوی سخن پراکنی آن رادیو و انتشار اخبار نهضت توسط آن را بگیرد تا جائی که او ناگزیر شده است جسورانه به دربار بنویسد که اگر امنیت داخلی کشور با چند دقیقه برنامه روزانه رادیو بی بی سی بر هم می خورد بگذار بخورد.

بی بی سی و دولت انگلیس هرگز با انقلاب اسلامی همراه نبوده اند بلکه این حقیقت انقلاب اسلامی بود که خود را بر رسانه ای نظیر بی بی سی که به حداقلی از اخلاق حرفه ای رسانه پای بند بود تحمیل می کرد و موجب می شد نهضت از امکان رسانه ای آن بهره ببرد.

اما شکل گیری جنبش سبز در شرایط تنوع بسیار زیاد رسانه ها بود. علاوه بر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در عرصه اینترنت که امکان ارتباط چند سویه را فراهم آورده و پدیده خاص این دوره و عامل اصلی شکل دهندۀ جنبش های اخیر بوده اند، شبکه های ماهواره ای نیز بسیار متنوع و متکثر بوده و امکان دسترسی به آنها نیز روزافزون شده است.

صدا وسیما به مثابه رسانۀ ملی که گسترده ترین، پر امکانات ترین و نیز سهل الوصول ترین رسانه در کشور است در عین حال به دلیل عدم پای بندی به حداقل های اخلاق رسانه ای، بی اعتبار ترین آنها نیز هست و متأسفانه روز به روز از اعتبار و دامنه اثر آن کاسته شده است.

اگر در گذشته این “رسانه” بوده است که می بایست اخبار پالایش شده را در اختیار مخاطب قرار می داد اکنون این مخاطب است که می بایست اخبار متنوعی را که به او می رسد ارزیابی کرده و بر اساس تشخیص خود آنها را بپذیرد و یا نپذیرد. این کار اگرچه ارزشمند است اما بسیار وقت گیر است. ممکن است یک نفر فرصت آن را نیابد که به همۀ سایت ها سر بزند و همه شبکه های ماهواره ای را بررسی کند تا به اخبار و تحلیلهای قابل باور دست بیابد. در چنین شرایطی هر فرد، کم کم به یک یا چند سایت و یا شبکۀ محدود خو کرده و از آنها تغذیه می کند. بنابراین و به این ترتیب مناسبات رسانه ای گذشته در قالبی جدید بازتولید می شود. این بازتولید اگر چه در همه حال مذموم نیست ولی در شرایط کنونی بدلیل عدم توزیع عادلانه امکانات رسانه ای، لزوماً نتایج منصفانه ای را به بار نمی آورد.

جنبش سبز نوپاست و امکانات رسانه ای آن محدود است. حقیقت این جنبش و مطالبات برحق آن در نزدیک به دو سال گذشته بر طیف بزرگی از رسانه ها که دیرپا بوده، سمت گیری، نگرش و دیدگاههای خاص خود را دارند سایه افکنده و عملاً از امکانات آنها بهره برده است. البته کسی نمی تواند خود را متولی جنبش سبز بنامد و حتی رهبران شناخته شده جنبش، خود از پذیرش این عنوان اجتناب کرده اند. با این حال نمی توان هیچ یک از رسانه هایی را که پیش از شکل گیری جنبش وجود داشته و اهداف خاص خود را دنبال می کرده اند، هر چند اکنون با جنبش همراه باشند، نماینده آن دانست. در این میان رسانه های پر مخاطب و اثر گذاری نیز وجود دارند که اساساً بدلیل اینکه بودجه آنها توسط دولتهای بیگانه تأمین می شود ادعایی نداشته و نمی توانند داشته باشند.

شبکه تلویزیونی رسا که مخفف “رسانه سبز ایران” است و چند ماه است راه اندازی شده به گمان من پاسخی لازم والبته نه کافی به یک نیاز فراگیر در جنبش سبز است. اگر چه امکانات این شبکه تلویزیونی ماهواره ای در مقایسه با شبکه های دیگر فارسی زبان و سیمای جمهوری اسلامی بسیاراندک بنظر می رسد و معلوم است که دست اندکاران آن با زحمت فراوان آن را تدارک و راه اندازی کرده اند ولی به لحاظ اعتبار، از آنجا که مولود خود جنبش سبز است، به منابع مستقل و مردمی تکیه کرده و نیز به چارچوب های تبیین شده در منشور جنبش که به امضای آقایان موسوی و کروبی رسیده است پای بند است، می شود آن را “رساترین رسانه” جنبش سبز نامید.

“رسا” را نمی توان و نباید رقیب رسانه های آزاد که فقط رسانه هستند تلقی کرد. رسا رسانۀ جنبش سبز است و رسالت خود را پیگیری اهداف جنبش سبز تعریف کرده است و طبیعی ست در آن به اخبار جنبش جامع تر و پر رنگ تر از سایر رسانه ها پرداخته شود و اخبار غیر مرتبط، اگرچه مهم باشند، در آن کمرنگ بوده و یا حتی انعکاس نیابند.

به گمان من آنان که دل در گرو جنبش سبز دارند لازم است که رسا را نیز ببینند. ولی بدیهی ست که رسا به تنهایی نمی تواند نیاز روزانه هر فرد را به دانستن اخبار ایران و جهان برآورده سازد.

دولت، صدا و سیما و دستگاههای امنیتی، قضائی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران تا کنون واکنش چندانی نسبت به این رسانه از خود بروز نداده اند ولی علی القاعده و به سیاق رفتار گذشتۀ شان، بزودی در صدد مقابلۀ با آن برخواهند آمد و آن را اقدام علیه امنیت ملی برخواهند شمرد کما اینکه تا کنون هر نقد و اعتراضی را چنین قلمداد کرده اند. اما اگر چنین کنند مبنای قانونی نخواهد داشت و بیشتر سر و صدا و جار و جنجال به قصد ارعاب خواهد بود و البته شاید بگیر و ببندهای بی حاصلی نیز بدنبالش بیاید تا بلکه به زعم خود این صدا را نیز خفه کنند. اما در این حال، حکایت همان گفته است که اگر امنیت کشور با یک ساعت برنامه تلویزیون رسا بر هم می خورد …..
علی شکوری راد
ادامه مطلب ...

گزارش فرزندان رهنورد و میرحسین به ملت از ملاقات سه شنبه با پدر و مادر

3 نظرات
گزارش فرزندان رهنورد و میرحسین به ملت از ملاقات سه شنبه با پدر و مادر
ادامه راه سبز(ارس): نزدیک به یک ماه پس از بازداشت مهندس میرحسین موسوی و همسرش، زهرا رهنورد، فرزندان آنها در نامه‌ای خطاب به مردم، ضمن تشکر از همراهی آنها، از دیداری که سه شنبه گذشته با پدر و مادرشان داشته‌اند، خبر دادند و تاکید کردند که انگیزه‌ها و دلایل پنهان و آشکار و استفاده‌های احتمالی از این دیدار برنامه‌ریزی‌شده، هرچه باشد، اجبار زندانبانان برای تن دادن به این ملاقات، پیروزی بزرگی برای مردم ایران است. آنها در عین حال بر غیر قانونی بودن این حصر و محدودیتهای اعمال شده تاکید کردند.

به گزارش کلمه، فرزندان میرحسین و رهنورد در این نامه تصریح کرده‌اند که ملاقاتشان با پدر و مادر تحت کنترل شدید امنیتی و همراه با جلوگیری از طرح مسائل سیاسی بوده، و در عین حال به درخواست غیر قابل قبول نیروهای امنیتی برای سکوت درباره‌ی این ملاقات اشاره کرده‌اند. آنها در عین حال با تاکید بر اینکه نزدیک دو سال است که دوشادوش مردم این راه را پیموده‌اند، اعلام کردند که وظیفه‌ی خود می‌دانند مردم را نیز در جریان این ملاقات قرار دهند و معتقدند سکوت بیش از این در این باره به صلاح نیست.

به گزارش کلمه، متن کامل نامه فرزندان میرحسین و رهنورد خطاب به ملت به شرح زیر است:

دوستان، هم اندیشان و یاران عزیز ما

پیش از هرچیز نگرانی، دلسوزی همراهی و پرس و جوهای شما را قدر می دانیم و سپاسگزار مهربانی و بزرگواری های شماییم.

اکنون که این نامه را به شما می نگاریم از حصر والدین ما نزدیک به یک ماه می گذرد. در این یک ماه برای ما مشخص نبود که آنها روزگار خود را کجا وچگونه می گذرانند. اکنون هم برایمان مهم نیست آنها زندانی خانه بن بست اختر در پاستورند یا در حشمتیه، یا در خانه امنی در دماوند یا هرجای دیگر. مهمتر این است که زندان مختصات و تعریفاتی دارد و آن قطع ارتباط کامل اسیر از فضای بیرون است، زندان را نیروهای مسلح در دست دارند.

پس از هفته ها بی خبری مطلق، روز سه شنبه مورخ ۸۹/۱۲/۱۷ طی تماس های جداگانه تلفنی مقامهای امنیتی با خاله و عمویمان، آنها جهت توضیحات احضار شدند. اتفاقی مشابه برای تنها یکی از ما دختران نیز افتاد. در این ملاقاتهای امنیتی، گفته شد که امکان دیدار با والدین برای تنها او ممکن شده است. به خاله و عمو نیز این پشنهاد ارائه می شود که مورد قبول قرار نمی گیرد. پیشنهادی، هم شک برانگیز بود و هم خوشایند. به راستی بعد از اینهمه شایعات دردناک کدام دختریست که بتواند پس از اینهمه تلخی فراق از پدر و مادر دربرابر این پیشنهاد هرچند مشکوک مقاومت نماید. گل هم با اصرار آنها خریده شد وعازم دیدن پدر و مادر شدیم.

بعد از گرفتن قول و قرار و تاکید بر مطرح نکردن مباحث سیاسی وارد خانه ای که در پاستور بود شده و پس از گذشتن از حیاط این خانه که پر از نیروهای امنیتی و ونی با شیشه های سیاه بود وارد تنها اتاق خانه شدیم. پدر و مادر را که مشخص بود که از این ملاقات بی خبر بودند با هیجانی غیر قابل وصف در آغوش کشیدیم. همان صورت مهربان و پراز لطف پدر.همان آرامش ناشی از حضور مادر.

آزار دهنده تر از ده جفت چشم نیروهای امنیتی که از دیوار شیشه ای مارا زیر نظر داشتند، فرد امنیتی بود که حق به جانب و گویی که جزوی از اعضای خانواده است میان ما نشسته بود و با اظهار نظرها ادامه حرفها را به دلخواه خود خاتمه می داد.

در این ملاقات کوتاه امنیتی نکات قابل توجهی وجود داشت. یکی ضیافت شاهانه ای بود که با میزی پر از میوه وچای و نوشیدنیهای متنوع صورت گرفته بود و این نگرانی را القا می نمود که به احتمال قریب یقین برای مقصودی تبلیغاتی آماده شده.

پدر با حساسیت ویژه ای تاکید کرد که روز بیست و پنجم بهمن، یعنی آغاز بی خبری ما از آنها در یورش ماموران امنیتی به خانه بسیاری از اسناد و مدارک دوران نخست وزیری که نمی بایست جز دست ایشان باشد به همراه حجم قابل ملاحظه ای از اوراق و کتاب ها وسی دی ها مادرم که محصول یک عمر تلاش و تدریس در دانشگاه های هنری بوده است ضبط گردیده است. در این یورش شخصی ترین اشیا خانه از جمله آلبوم های شخصی نیز مورد بازرسی قرار گرفت. اما با این همه مطمئن شدیم که پدر و مادر جدی تر از گذشته بر عهد خود با مردم وفادارند.

پس از اتمام این ملاقات محدود و غیر طبیعی از ما مصرانه خواسته شد که در این باره کاملا سکوت کنیم. فشار نیروهای امنیتی برای مسکوت نگه داشتن این موضوع برای ما ابهام برانگیز است. انگیزه ها و دلایل پنهان و آشکار و استفاده های احتمالی از آن هر چه باشد اجبار زندانبانان برای تن دادن به این ملاقات پیروزی بزرگی برای مردم ایران است. ما همچنان بر غیر قانونی بودن این حصر و محدودیتهای اعمال شده تاکید داریم. ما نزدیک دو سال است که دوشادوش هم این راه را پیموده ونگاه امیدوار خود را به فرداهای روشن سبز دوخته ایم از این رو وظیفه خود دانستیم که شما خواهران و برادران عزیز را نیز در جریان این ملاقات قرار دهیم و سکوت در مورد این ملاقات را بیش از این صلاح ندانستیم. ما خواستار رفع فوری این محدودیتهای غیر قانونی برای پدر و مادرمان، خانواده بزرگوار و محترم کروبی و تمام بیگناهان دربندیم و در کنار مردم ایران برای تحقق این خواست قانونی پایداری خواهیم کرد. ما هرگونه اطلاع و خبر جدید را همچون پدرمان از طریق سایت کلمه در زمان های مقتضی به اطلاع ملت شریفمان خواهیم رساند.

به امید آزادی تمام پرندگان از کنج قفس های بی نام و بازگشتشان به آغوش خانه و خانواده
فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۵ شورای هماهنگی راه سبز امید برای تقدیر از حضور مردم و پاسداشت روز جهانی زن

0 نظرات
فراخوان به تجمعات اعتراضی:
بیانیه شماره ۵ شورای هماهنگی راه سبز امید
ادامه راه سبز(ارس): شورای هماهنگی راه سبز امید طی بیانیه شماره پنج خود، با بیان اینکه “روز سه شنبه ۱٧ اسفند(هشتم مارس) فرصت دیگری برای پیوند «روزجهانی زن » با جنبش سبز مردم ایران در پیگیری مطالبات جامعه زنان ماست”، همراهی و همگامی خود را با برنامه های فعالان و نهادهای حوزه زنان برای پاسداشت این روز اعلام و از تبدیل آن به تجمع های اعتراضی نسبت به زندانی بودن دو بانوی سبز و رهبران جنبش حمایت کرد و همزمان از همراهان سبز خواست که فعالانه در برنامه های این روز شرکت نمایند.

به گزارش تحول سبز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

مشارکت پرشور مردم در اعتراض به زندانی کردن رهبران جنبش سبز و همسرانشان از سوی حاکمیت در روز ده اسفند در خیابانهای تهران و شهرستانها پویایی و زنده بودن این جنبش مدنی و حقوق محور را به رغم فضای پلیسی و امنیتی حاکم و تمهید هزاران نیروی نظامی و شبه نظامی برای جلوگیری از این حضور به نمایش گذاشت .

جنبشی که بیش از بیست ماه است به رغم همه سرکوبها و زندانها و شکنجه ها با صبر و استقامت راه بسوی آزادی و عدالت و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و نفی هرگونه استبداد و خود کامگی را به مدنی ترین وجه همپای رهبران خود پیموده و در رسیدن به این اهداف لحظه ای تردید بخود راه نداده است و قطعا تا دستیابی به نتیجه از پای نخواهد نشست .

شورای هماهنگی راه سبز امید وظیفه خود می داند از اینهمه احساس وظیفه و شور نسبت به وضعیت رهبران جنبش آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و حضور خیابانی سبزها تقدیر و تشکر نموده وبراین امر تاکید نماید که تا آزادی این رهبران باید به اعتراضات به هر شیوه ای که ممکن است ادامه داد تا حاکمیت در یابد که فکر و اندیشه آنان در ذهن و دل ما جاری است و به بند کشیدن آنها جز اینکه برگ سیاه دیگری برکارنامه حاکمیت اقتدارگرا اضافه کند اثر دیگری ندارد و فقط یک مطالبه دیگر بر فهرست مطالبات تاریخی جنبش سبز می افزاید و آنهم ازادی رهبران جنبش است که درستی راه و انگیزه پایداری سبزها را در برابر وضعیت نامطلوب کنونی دامن می زند .

در روزهای پیش روی « روز جهانی زن » را داریم . حضور فعال زنان در جنبش سبز را می توان با شهادت «ندا آقاسلطان » در روزهای آغازین و در پیشانی آن شناسایی کرد بگونه ای که به نماد این جنبش در سراسر جهان تبدیل شد ، و این حضور را در همه روزهای سخت پشت سر گذاشته شده می توان در همه جا دید ، از کهریزک تا اوین ، از صبوری مادران وهمسران هزاران زندانی ، و از همراهی دکتر زهرا رهنورد و فاطمه کروبی همپای رهبران جنبش میرحسین موسوی و مهدی کروبی ، که اینروز به همین دلیل به بند اسارت و زندان گرفتار آمده اند . ایندو بانوی سبز جلوه ای نو به جنبش داده و آن را از همه جنبش های تاریخ معاصرمان متمایز ساخته اند و اینکه این جنبش در پی دستیابی به جامعه ای است که در آن زنان همپای مردان از همه حقوق انسانی و منزلت اجتماعی و سیاسی برخوردار شوند و هیچگونه تبعیضی آنها را از حضور فعال درعرصه عمومی محروم نکند .

در ویراست دوم منشور جنبش که به امضای دو رهبر زندانی رسیده ، تصریح شده است :” حضور مؤثر زنان در جنبش سبز را باید فرصتی برای برداشتن گام هایی بلندتر در جهت رفع تبعیض های جنسیتی و تحقق مطالبات برحق آنان شمرد. جنبش سبز حمایت همه جانبه و همراهی با جنبش زنان را در زمره اولویت های بنیادین خویش می داند و معتقد به این ضرورت تاریخ اجتماعی ایران است که زنان علاوه بر ایفای نقش مهم خود در خانواده، بعنوان هویتی مستقل، جایگاه بایستة خویش را در جامعه بازیابند.” روز سه شنبه ۱٧ اسفند(هشتم مارس) فرصت دیگری برای پیوند «روزجهانی زن » با جنبش سبز مردم ایران در پیگیری مطالبات جامعه زنان ماست، از این رو شورای هماهنگی راه سبز امید همراهی و همگامی خود را با برنامه های فعالان و نهادهای حوزه زنان برای پاسداشت این روز اعلام و از تبدیل آن به تجمع های اعتراضی نسبت به زندانی بودن دو بانوی سبز و رهبران جنبش حمایت می نماید و از همراهان سبز می خواهد که فعالانه در برنامه های این روز شرکت نمایند.

شورای هماهنگی راه سبز امید
سیزدهم اسفندماه ٨٩

ادامه مطلب ...

گزارش 10 اسفند تهران: مردم راه مقابله با خشونت و ایجاد هراس را آموخته اند

1 نظرات
گزارش کلمه از تجمع اعتراضی مردم در تهران:
مردم راه مقابله با خشونت و ایجاد هراس را آموخته اند

ادامه راه سبز(ارس): اگر چه نیروهای امنیتی و نظامی آموخته اند که چگونه با سرکوب و خشونت مانع پیوستن جمعیت در راهپیمایی های اعتراض آمیز شوند و اگر چه یاد گرفته اند که باید به هر قیمتی شده مانع اطلاع رسانی و تصویر برداری مردم حتی با موبایل از تجمعات شوند تا بتوانند روایت خود را در رسانه ها و نیز نزد بزرگتر های خود قالب کنند اما مردم نیز در چند تجمع اخیر چیزهای فراوانی به دست آورده اند و بسیار پخته تر شده اند. اینکه چگونه علیرغم اراده خشونت در نزد حاکمان حضور خود را نشان دهند و در عین حال حداقل آسیب را متحمل شوند و نیز ثابت کردند اگر صدای آنها را درگلو خفه می کنند اما اتفاق خوب دوباره دیدن یکدیگر را پاس می دارند. مردم همچنین آموخته اند اگر ثبت حضورشان را حتی از دریچه کوچک یک دوربین موبایل نتوانند تحمل کنند اما حاکمان را فهمانده اند که بیست ماه تهمت و دروغ چیزی از مطالباتشان نکاسته که هیچ آنها را به رویه ی پنهان حاکمان آگاه کرده است. مردم فهمیده اند راهی جز حضور مسالمت امیز نیست بلکه آنها دیده شوند و نادیده گرفته نشوند. انها راه مقابله با سبوعیت و خشونت را نیز فرا گرفته اند و صبر و استقامت را در مبارزه ای خاموش اما فرسایشی برای دیکتاتورها معنا کرده اند. مردم راه مقابله مسالمت آمیز با خشونت و ایجاد هراس را آموخته اند

امروز لااقل دو اتفاق افتاد. یکی اینکه مردمی که از این همه تهدید و هراس گذشتند، یکدیگر را دیدند و دیگری اینکه حاکمیت دانست که اگر بخواهد به این شکل ادامه بدهد لابد می تواند، اما با زور و تفنگ و ایجاد رعب و هراس و تهدید علنی مردم. لا اقل به صورت واضح خود می دانند این اسمش آن جمهوری اسلامی وعده داده شده نیست. حاکمیت رعب و سرکوب است.

***

امروز سه شنبه، تظاهرات اعتراضی طرفداران جنبش سبز در اعتراض به بازداشت رهبران جنبش سبز در تهران و دیگر شهرهای کشور برگزار شد. تجمعی که در تهران امروز از میدان امام حسین تا میدان انقلاب برگزار و با خشونت شدید نیروهای امنیتی و پلیس ویژه علیه معترضان همراه بود.

خشونت شدید نیروهای امنیتی و شعارهای معترضان

از ساعت پنج بعد از ظهر امروز مردم از نقاط مختلف شهر تهران راهی مسیرهای اصلی راهپیمایی شدند، حضور نیروهای امنیتی و نظامی در تهران در این روز در محدوده های مختلف شهر آنچنان پررنگ بود که با هیچ زمان دیگری در تجمع اخیر قابل مقایسه نبود، ماموران نقاب دار در این روز بیش از روزهای دیگر در خیابانها به چشم می خوردند، مامورانی که کیسه ای سیاه بر صورتشان کشیده و تنها دو چشمشان مشخص بود. گویی اینبار آنها نیز از خشم مردم می ترسند.

مردم از مسیرهای مختلف راهی میدان انقلاب، آزادی و امام حسین بودند که از همان ابتدای راه مورد حمله نیروهای پلیس و گارد ضد شورش قرار گرفتند. حتی مردمی که با آرامش در پیاده روها و به صورت فشرده بودند، ناگهان با یورش موتور سواران دولتی که از میان شان عبور می کرد مواجه شدند. موتور سورانی که بی توجه به مردم در حال عبور، قصد زیر گرفتن شان را داشتند وبر خورد آنها با مردم موجب زمین خوردن تعداد زیادی از مردم به ویژه میانسالان شد.

تعدادی از مردم که از این حرکت موتورسواران متعجب شده بودند، به سمت مغازه های باز می دویدند تا در آنجا پناه بگیرند اما ماموران با خشونت مردم را از این مغازه ها هم بیرون کشیده و درهای مغازه ها را نیز با زور و تهدید می بستند .

اما با این همه معترضان با وجود این خشونت ها با شجاعت شعار” مرگ بر دیکتاتور” و “یا حسین میر حسین ” “یا مهدی ،شیخ مهدی “را سر می دادند. هرچند این جمعیت ها نیز با حمله سازماندهی شده نیروهای امنیتی مواجه می شدند که قصد متفرق کردن معترضان را داشتند یا با شلیک گاز اشک آور از تجمع بیشتر طرفدارن جنبش سبز جلوگیری می کردند .

بوق های ممتد و دستگیری های گسترده

در این روز اما مردمی که سوار بر خوردروهایشان بودند هم با صدای بوق های ممتدشان به مردم معترض پیوسته بودند و آنها راهمراهی می کردند.

تعدادی از مردم از جمله خبرنگاران کلمه که قصد عکسبرداری از تجمع های اعتراضی مردم را داشتند با خشونت و یا حتی دستگیری توسط نیروهای امنیتی مواجه شدند. نیروهای پلیس ضد شورش تعدادی از کسانی را که دستگیر کرده بودند با دستبند به نرده های اطراف خیابان بسته بودند، طوری که همه مردم آنها را می دیدند. این در حالی بود که در تجمع های گذشته بازداشت شدگان را خیلی زود به ماشین های مخصوص که در همه جای شهر نیز امروز دیده می شد منتقل می کردند. عده ای از مردم می گفتند که این کار نیروهای پلیس برای ایجاد رعب و وحشت است در حالی که ما نباید از این حرکات نمایشی بهراسیم .

استفاده از باتوم و شوکر و شلیک گلوله های هوایی

در این روزهم مثل همه روزهای اعتراض های پس از انتخابات ۸۸ مهمترین ابزار دولت برای سرکوب کردن معترضان استفاده از باتوم بود، هر چند نیروهای بسیج امروز به طور گسترده از شوکر برقی هم برای متفرق کردن جمعیت استفاده می کردند، همچنین شلیک هوایی چه با اسلحه هایی که توپ پلاستیکی شلیک می کردند و چه با دیگر سلاح ها از دیگر راه های ایجاد رعب و وحشت در میان معترضان بود .

نیروهای بسیج و لباس شخصی مردم را مدام تهدید می کردند و می گفتند اگر بیشتر از این در خیابان بمانند دستگیر می شوند. تعداد نیروهای اطلاعاتی و لباس شخصی در خیابان های تهران خیلی زیاد بود.

بستن خیابان های اصلی ، متفرق کردن مردم و کشاندن آنها به کوچه های فرعی

ساعتی از تظاهرات مردم می گذشت و هر لحظه به تعداد جمعیت معترض افزوده می شد که پلیس ضد شورش خیابان های منتهی به میدان آزادی و یا میدان انقلاب را بستند و از هر گونه عبور و مرور مردم جلوگیری کردند ، یکی از نیروهای پلیس که با صدای بلند با بیسم اش صحبت می کرد و گویی از مقر فرماندهی اش فرمان می گرفت روبه بقیه همکارانش گفت :”می گویند همه تان در خیابان و روبه پیاده ور بایستید همه از خودرها خارج شوید . ”

برخی از مردم می گفتند :”شاید قصد آنها از این کار خودنمایی بیشتر است .”

نیروهای سپاه رو به پیاده رو ایستاده و با نگاه های خشن مردم را می نگریستند، اما مردم با اصرار زیاد قصد عبور از مسیرهای اصلی و رفتن به خیابان را داشتند . اما ماموران مانع شان می شدند و آنها هم از راه های دیگری به سمت مقصد اصلی شان حرکت می کردند. یکی از مردم معترض به خبرنگار کلمه لباس خونی اش را نشان داد و گفت که در ضرب و شتمی که در چهارراه ولی عصر رخ داده لباسش این گونه خونی شده و این خون معترضان است که به لباسش پاشیده ، بخشی از کت این شهروند آغشته به خون بود.

جوانان شجاع و بی باکی زنان

تعدادی از جوانان و زنان با بی باکی زیاد در مقابل حضور گسترده و تا بن دندان مسلح پلیس ضد شورش ایستادگی می کردند و چشم در چشم شان شعار «یا حسین میر حسین »،«یا مهدی، شیخ مهدی» و «مرگ بر دیکتاتور» و« موسوی،کروبی آزاد باید گردند» را فریاد می زدند.

زنانی هم در میان جمعیت دیده می شدند که با شجاعت زیاد به برخوردهای خشن نیروهای لباس شخصی اعتراض می کردند و بدون ترس از دستگیری و یا کتک خوردن مقابلشان می ایستادند . بین جمعیت معترضان در هنگام حمله نیروها ی گارد پلیس بحثهایی هم در می گرفت برخی می گفتند وقتی یک بسیجی با شوکر به ما حمله ور می شود ما به جای دویدن باید شوکر را از دستش بگیریم و پاسخش را بدهیم ، اما عده ای دیگر این جوانان را دعوت به آرامش می کردند و می گفتند ما نباید با خشونت رفتار کنیم یادتان نرود که ما هوادارن یک جنبش مسالمت آمیز و به دور از خشونت هستیم .

به نظر می رسد مردم راه مقابله با سرکوب را اموخته اند و ایجاد ترس که به قول میرحسین موسوی اخرین حربه ی مستبدان است دیگر کارایی خود را از دست داده است.

حاشیه ها

* ساعت پنج و سی دقیقه بعد از ظهر تعداد زیادی از موتور سوران وابسته به بسیج با جلیقه های خاکی شان مقابل در اصلی دانشگاه تهران را با ایجاد چند حلقه دیواره انسانی بستند.

* مردم در این روز با لبخندهای معنادار به یکدیگر نگاه می کردند و می گفتند شما هم به خرید آمده اید!؟این در حالی بود که هیچ کس توجهی به مغازه ها نداشت و منظور مردم از گفتن این جمله اشاره به گفته ی وزیر اطلاعات بود که چند شب پیش در صدا و سیما گفته بود که معترضان ۲۵ بهمن برای خرید به خیابان آمده بود .

*مردی روبروی سینما بهمن در خیابان انقلاب ایستاده بود و با صدای بلند رو به مردم می گفت : “درود بر شما ، درود بر رهبران شجاع جنبش سبز .”

*خیلی از مردم خشونتهای این روز را با ۳۰ خرداد ماه سال گذشته مقایسه می کردند .روزی که ندا آقا سلطان و تعدادی دیگر از معترضان به شهادت رسیدند.

ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان