بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0mid.arasnava.tk يا http://myyahoo.arasdotcom.tk

نوری زاد: ماموران وزارت اطلاعات من، تاج زاده، مومنی، کرمی، رجبی و بسیاری دیگر را کتک زده‌اند

0 نظرات
ياداشت اسير سرافراز محمد نوري زاد از زندان اوين:
در دل گریستم که اوضاع قضاوت در این ملک، به کجا انجامیده است؟!
. ادامه راه سبز(ارس): سایت محمد نوری‌زاد، یادداشتی را به قلم وی منتشر کرد که وی در آن از شکنجه خود و چند زندانی دیگر و توهین ماموران امنیتی به خانواده خود خبر می دهد.

نوزي زاد در يادداشت خود آورده است: «ماموران وزارت اطلاعات در روزهای بازداشت، هم مرا کتک زده اند و هم به ناموس و خانواده ام فحش داده اند. این رفتار هیولاگون ماموران وزارت اطلاعات، در مورد آقایان سید مصطفی تاجزاده، عبدالله مومنی، حمزه کرمی، محمدرضا رجبی، و بسیاری دیگر نیز صورت پذیرفته است. هم کتک زده اند، هم فحش های ناموسی داده اند، و هم کله ی بعضی را در کاسه ی مستراح فرو برده اند. »

وي در ادامه ابراز اميدواري كرده است: «به امید روزی که آن عده از ماموران خطاکار و فحاش و بزن بهادر و شکنجه گر وزارت اطلاعات، در پیشگاه عدل خدا و مرد، پاسخگوی رفتار شنیع خود باشند. والسلام علی من التبع الهدی»

در ادامه متن كامل اين يادداشت را ميخوانيد:
صبح روز شنبه ۱۵/۸/۸۹ ، همچنان از عفونت شدید در ناحیه فک و دندان های خود در رنج بودم که ماموری آمد و گفت: آماده شوید باید برویم دادسرا. با وجود اینکه به خود قبولانده ام انتظاری جز از هر آنچه روی می دهد، نداشته باشم، اما نمی دانم چرا یک گرایش کورسو مانندی از دوردست های ذهنم خودی نشانم داد و به من گفت: احتمالا بعد از نگارش سه نامه ی رسمی به دادستان و رئیس زندان مبنی بر عفونت شدید در ناحیه ی فک و دندانها، و ارجاع آن بزرگواران به نظر مکتوب پزشک متخصص زندان اوین، می خواهند مرا برای مداوا به جایی بفرستند.

این گمان کورسو مانند، از سلول تا دفتر قاضی، که راهی طولانی نبود و من و مامور همراهم، پیاده آن را طی می کردیم، هر از چندی سر بر می آورد و خودی نشان می داد.که یعنی: زیاد بدبین نباش!می بینی به نامه های تو،گر چه دیر، اما به هر حال پاسخ گفتند.چرا که آنها،هرکس که باشند،انسان اند.سن و سالی پشت سر گزارده اند. درد کشیده اند. حالا نه اگر درد مردم را، اما درد دندان که تجربه کرده اند. حالا عفونت شدید نداشته اند که نداشه اند! این گمان خوب،تا دادسرا نیز با من بود. و حتی تا لحظه ای که او دست به پوشه ای برد و برگه ای را بیرون کشید و به مطالعه ی سطحی آن پرداخت.همان مترسک درون،باز برآمد و به من گفت این برگه ای که در دست جناب قاضی است، احتمالا نظر جناب دادستان یا ریاست زندان است.

که فلانی، ببین ما چه اندازه به فکر تو و امثال تو هستیم؟ صورتت عفونت شدید دارد؟ بفرما، این هم موافقت نامه ی بزرگان دستگاه قضا، برو خودت را معالجه کن! منتها به همین شرطی که خودت در نامه هایت آورده ای! با هزینه شخصی ! همه ی عمر این گمان مترسکی من، سه ثانیه بیش به درازا نیانجامید. جناب قاضی، برگه ی از پیش نوشته شده را به دست من داد و گفت: شما در نامه ی آخرت به رهبری، به ماموران وزارت اطلاعات توهین کرده ای. اداره کل حقوقی وزارت اطلاعات از شما شکایت کرده است. اگر پاسخی دارید بنویسید. برگه را گرفتم و به دستخط جناب قاضی نگاه کردم. بله، او، پیش از ورود من، و تحت یک پرسش، مسئله توهین مرا مطرح کرده و از من خواسته است تا پاسخ بگویم. خودکاری گرفتم و نوشتم: ماموران وزارت اطلاعات در روزهای بازداشت، هم مرا کتک زده اند و هم به ناموس و خانواده ام فحش داده اند. این رفتار هیولاگون ماموران وزارت اطلاعات، در مورد آقایان سید مصطفی تاجزاده، عبدالله مومنی، حمزه کرمی، محمدرضا رجبی، و بسیاری دیگر نیز صورت پذیرفته است. هم کتک زده اند، هم فحش های ناموسی داده اند، و هم کله ی بعضی را در کاسه ی مستراح فرو برده اند.

خوب، این از سوال اول.برگه را به دست قاضی محترم دادم. مطالعه نکرده پرسش دوم را نوشت و به دستم داد. برگه را گرفتم. اطمینان دارم اگر همه ی حقوقدانان و قاضیان و وکلای ایران و جهان دست به دست هم بدهند، نمی توانند سوال دوم را که سوال پایانی جناب قاضی نیز بود، حدس بزنند. و اما پرسش دوم: ”اتهام شما از نظر من محرز است. آخرین دفاع خود را بنویسید”. به قاضی گفتم: یعنی شما با این سرعت، به احراز جرم و خطای من پی بردید؟ گفت: بله. در پاسخ به پرسش دوم، و به عنوان آخرین دفاع، فقط یک خط نوشتم:” به امید روزی که آن عده از ماموران خطاکار و فحاش و بزن بهادر و شکنجه گر وزارت اطلاعات، در پیشگاه عدل خدا و مردم، پاسخگوی رفتار شنیع خود باشند. والسلام علی من التبع الهدی”.

به جناب قاضی گفتم: تمام است؟ گفت: تمام است. می توانید بروید. به قاضی که نامش محبی بود گفتم: می دانید اجداد شما، آنگاه که شهرت “محبی” را برای خود برگزیدند، اراده شان، ابراز ارادت به اهل بیت پیامبر اکرم بوده است؟ متاسفانه، شما امروز، به جای ابراز ارادت به پیشگاه عدلی که تاکید و توصیه ی بنیادین آنان است، سر به ارادت دیگرانی فرو برده اید که نسبتی با عدل ندارند. ا

ین گفتم و از اتاق او بیرون زدم. در راه بازگشت، مامور همراه من که از این همه شتاب تعجب کرده بود گفت: من هر وقت یکی را به اینجا می برم، حداقل سه چهار ساعتی معطل می شوم. به او گفتم: بی دلیل نیست که بزرگان دینی ما به قاضیان توصیه کرده اند که کفش تنگ نپوشند، به هنگام خشم قضاوت نکنند، واگر کم حوصله و از چیزی ناراحت اند، از قضاوت پرهیز کنند. حتی بزرگان دینی ما گفته اند اگر یک قاضی به تنگ افتاد، یعنی نیاز مبرمش بود که به مستراح برود و قضای حاجت کند، در همان حالت تنگ و فشار، دست به کار قضاوت نبرد.

مامور همراه من چیزی نگفت، من اما در دل گریستم. که اوضاع قضاوت در این ملک، به کجا انجامیده است که سایه ی مخوف ماموران وزارت اطلاعات، یک قاضی بخت برگشته را چنان مرعوب خود می سازد که با چشمان بسته به اجابت دستورالعمل آنان شتاب می کند. گویا در همان مسیر رفتن، طی دو پرسش برق آسا، سر و ته قضیه را به هم آورده است و در پاسخ به “چرا” ی متهم مبهوت، می گوید: ”برو کنار من باید خودم را به دستشویی برسانم!”

مصاحبه تلويزيون رسا با همسر محمد نوری زاد
۲۰ آبان ۱۳۸۹


ادامه مطلب ...

دیدار زهرا رهنورد با فرهاد اظهری، از مجروحان جنبش سبز + عکس

0 نظرات
فرهاد اظهری در راهپیمایی 25 خرداد مورد اصابت گلوله قرار گرفته است:
دیدار زهرا رهنورد با فرهاد اظهری، از مجروحان جنبش سبز

. ادامه راه سبز(ارس): به گزارش کلمه، فرهاد اظهری در ۲۵ خرداد ماه ۸۸، پس از راهپیمایی بزرگ مردم از میدان امام حسین به میدان آزادی، مورد اصابت گلوله قرار گرفت. وی بیش از یک سال است که با مشکلات جدی جسمی‌اش دست و پنجه نرم می‌کند. اصابت گلوله به پای این جوان موجب شد که او در یک سال اخیر چند بار تحت عمل جراحی قرار بگیرد و شرایط جسمانی سختی را پشت سر بگذارد .

دكتر زهرا رهنورد هفته گذشته با اين مجروح حوادث پس از انتخابات پرمناقشه سال ۸۸ و خانواده وي دیدار کرد. در این دیدار زهرا رهنورد را جمعی از زنان اصلاح طلب همراهي كردند.

رهنورد در این دیدار ضمن قدردانی از صبر و شکیبایی خانواده اظهری و تحمل شرایط پیش‌آمده برای فرزندشان در یک ساله اخیر، روحیه و استقامت آنها را تحسین کرد و گفت: «برای هر خانواده‌ای دیدن فرزندش در این وضعیت سخت و طاقت‌فرساست و تنها با توکل به خدا و امید به آینده می‌توان چنین روزهای سختی را پشت سر گذاشت.»

وي همچنین مقاومت و روحیه خستگی‌ناپذیر فرهاد اظهری را ستود و ادامه داد: «همان‌گونه که وی در این یک سال توانسته با مشکلات جسمی پیش‌آمده و شرایط طاقت‌فرسا کنار بیاید، از این پس هم باید سعی در رشد و تعالی خویش داشته باشد و برای روزهای پیش رو که به امید خداوند سلامت خویش را به طور کامل به دست خواهد آورد، آمادگی لازم را کسب کند.»

زهرا رهنورد در ادامه سخنانش همچنین بروز حوادثی این‌چنینی مانند مجروح و کشته شدن افراد بی‌گناه و به گلوله بستن مردم بی‌دفاع، آن هم در یک راهپیمایی اعتراضی بدون خشونت و در سکوت کامل را بار دیگر محکوم کرد.

این استاد دانشگاه گفت: سرانجام این روزهای سخت می‌گذرد و روزی شاهد احقاق حقوق مظلومین و آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات خواهیم بود و این امر با پایداری در راه سبزمان و اتکا و امید به خداوند میسر خواهد شد.

ادامه مطلب ...

پدر رامين پوراندرجانی: به جای کارت عروسی، کارت عزا پخش میکنیم

0 نظرات
اولین سالگرد مرگ رامین پوراندرجانی در مصاحبه با پدرش
به جای کارت عروسی، کارت عزا پخش میکنیم
. ادامه راه سبز(ارس): روز جمعه در حالی مراسم اولین سالگرد درگذشت رامین پوراندرجانی در تبریز برگزار خواهدشد که خانواده او به "روز" می گویند پرونده شکایت شان مسکوت مانده است.

رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه ای که جانباختگان بازداشتگاه کهریزک را معاینه کرده بود،19 آبان سال گذشته به صورت مرموزی درگذشت و مقامات مسئول، ابتدا علت مرگ او را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند؛ در نهایت هم پزشکی قانونی اعلام کرد مرگ این پزشک جوان به علت مسمومیت بوده است.

خانواده آقای پوراندرجانی با طرح شکایتی خواهان روشن شدن چگونگی جان باختن فرزندشان شدند اما با گذشت یکسال، رضا قلی پوراندرجانی به "روز" می گوید: پرونده همچنان مسکوت مانده است نه به نتیجه ای رسیده و نه رسیدگی می شود.

پدر رامین پوراندرجانی می افزاید: میدانیم که شکایت ما به هیچ جایی نخواهد رسید، از اول هم می دانستیم کسی پاسخگو نخواهد بود و نتیجه ای نخواهیم گرفت، اما شکایت کردیم تا هم ثبت شود هم روح پسرمان آرام گیرد.

آقای پوراندرجانی که فرزندش در حال گذران خدمت سربازی بود می گوید: ما بچه مان را در کمال سلامت و شادابی به نیروی انتظامی تحویل دادیم و جنازه اش را تحویل گرفتیم. گویا قسمت مان این است که همین طور بسوزیم وگرنه اصلا بیایند چند نفر را معرفی و اعدام هم بکنند مگر دردی از ما دوا می شود؟ حالا هم که اصلا هیچ رسیدگی‌ای در کار نیست.

چرا فرزندم را به کهریزک فرستادید

پیش از این "روز" سندی را منتشر کرده بود که براساس آن ستوان نوریان، افسر کلانتری 129 تهران در گزارش خود از صحنه قتل رامین پوراندرجانی نوشته بود: "آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن مشهود بود".

این گزارش اولیه افسری است که به عنوان اولین فرد از سوی مراجع قضائی در صحنه قتل رامین پور اندرجانی حاضر شده بود. اما این گزارش از سوی پزشکی قانونی کاملا نادیده گرفته شده و بدون هیچ گونه اشاره ای به این موضوع و توضیح اینکه علت آثار کبودی و خون مردگی در گردن رامین پوراندرجانی چه بوده، در گواهی صادر شده، دلیل مرگ این پزشک جوان مسمومیت ذکر شد.

از پدر رامین پوراندرجانی در این زمینه می پرسم که آیا این گزارش و سند از سوی آنان و وکیلشان مورد پیگیری قرار گرفته ؟ پاسخ مسئولین چه بوده؟

او پاسخ میدهد: برای این گونه سئوالات معمولا همیشه جواب دارند؛ گفتند ممکن است 24 ساعت بعد چنین تغییراتی به وجود آید. گفتیم ما سندی داریم که گزارش اولیه با گزارش پزشکی قانونی خیلی تفاوت دارد؛ رسما نوشته که آثار کبودی و خون مردگی در گردن مشهود است اما گزارش پزشکی قانونی می گوید مشهود نیست. پی گیری کردیم؛ گفتند بعد از گذشت چند ساعت ممکن است تغییراتی حاصل شود و علائم شیمیایی باشد. اما توضیح ندادند این کبودی و خون مردگی چرا در گردن بوده و چرا این آثار شیمیایی که می گویند در جای دیگری از بدن نبوده و .....

به گفته آقای پوراندرجانی، بازپرس پرونده در دادسرای جنایی تهران به وکیل خانواده رامین گفته است که به گزارش پزشکی قانونی اعتراض کند اما:" گفتم نمیخواهم اعتراض کنم یک سال است که وقت تلف می کنند و خوب میدانیم که رسیدگی نمیکنند. با گذشت یکسال من هنوز نتوانسته ام آقای جعفری دولت آبادی را ببینم؛ گله ای کنم، دردم را بگویم و پاسخی بگیرم. بالاخره ایشان دادستان و مسئول هستند. خب به چه کسی اعتراض کنم؟ دکتر پزشکیان ، نماینده تبریز از طرف مجلس مامور رسیدگی به این پرونده بود. خود ایشان رسما گفتند که برای پیگیری این پرونده به من روی خوش نشان نمی دهند و عملا نمی توانم کاری بکنم. همه رفتند دنبال کار خودشان و ما ماندیم و دردی که ما را می سوزاند.حالا ببینیم عدالت خدا چقدر کارساز است؛ ما که از بندگان خدا عدالتی ندیدیم."

پدر رامین پوراندرجانی می گوید: "رامین تنها دنبال علم و وظیفه انسانی اش بود؛ او اصلا فردی سیاسی نبود. من و مادرش همیشه به او و پسر دیگرمان سفارش میکردیم که فقط دنبال علم و خدمت به مملکت باشند و هرگز تصور چنین روزهایی را نداشتیم."

او سپس می پرسد: "رامین من کجا و کهریزک کجا؟ سئوال اصلی ما این است چرا بچه مرا به کهریزک فرستادند؟ بچه من امانتی بود که برای خدمت سربازی به نیروی انتظامی داده بودیم؛ یک سرباز بود تحصیل کرده بود، انسانی لطیف با روحی حساس بود ، او کجا و آن فاجعه های کهریزک کجا؟ "

در کیفرخواست صادره در دادگاه نظامی تهران که به فاجعه کهریزک رسیدگی میکرد، از رامین پوراندرجانی به عنوان متهم پرونده نام برده و گفته شده بود که به دلیل فوت او ، قرار منع تعقیب صادر شده است.

پدر رامین در خصوص دادگاه کهریزک می گوید: "در این دادگاه اصلا ما را به حساب نیاوردند، شاید اگر در این دادگاه مسائل واقعا رو و حقایق کاملا بیان می شد، سرنخی از مساله رامین هم به دست می آمد اما اصلا ما را دعوت نکردند. آقای روح الامینی از روند رسیدگی در این دادگاه اظهار رضایت کرد اما من برخلاف آنها اصلا راضی نیستم حداقل باید ما را نیز دعوت میکردند نه اینکه پرونده پسرم در دادسرای جنایی مسکوت بماند. می گویم که ما هیچ کسی را نمی بخشیم و این عدالت نیست."

در شرایطی با آقای پوراندرجانی صحبت میکردم که خانواده رامین اعلامیه های مراسم سالگرد درگذشت او را برای انتشار آماده میکردند. پدر رامین که به شدت متاثر بود می گوید: "ما یک خانواده ساکت و کم جمعیت بودیم، 4 نفر بودیم که رامین از بین رفت و همین یک ساعت پیش که اعلامیه ها را آماده می کردیم عاشورایی بود برای ما، مادر رامین و برادرش و من دقیقا یک ساعت گریه میکردیم و من الان هم سرم گیج می رود. خدا سر هیچ کسی نیاورد دلمان می سوزد و کباب می شویم به جای اینکه کارت های عروسی رامین را پخش کنیم کارت های عزایش را پخش میکنیم و نمیدانیم مقصر واقعی کیست و ...."

براساس اعلام پدر رامین ، مراسم اولین سالگرد درگذشت رامین پوراندرجانی، روز جمعه از ساعت 10 تا 12 ظهر در مسجد طوبی در تبریز برگزار می شود.

اکنون در حالی یکسال از درگذشت مشکوک رامین پوراندرجانی می گذرد که پیش از این نزدیکان او به "روز" گفته بودند: "مسئولان اجازه رویت پیکر رامین را به خانواده و نزدیکان او در تبریز نداده بودند."

یکی از نزدیکان رامین پوراندرجانی در این زمینه به "روز" گفته بود: "غسل میت و پوشاندن کفن به رامین در تهران و بدون حضور خانواده او انجام شد و درخواست خانواده رامین برای تعویض کفن فرزندشان در تبریز از سوی مسئولین رد شد؛ به خانواده رامین حتی اجازه ندادند پیکر بی جان فرزندشان را ببینند و اصرار خانواده رامین برای رویت پیکر فرزندشان در تبریز بی نتیجه ماند. همین نشان میدهد که موارد پنهانی وجود داشته که نمی خواستند خانواده پیکر رامین را ببینند."

به گفته وی: "مسئولان نیروی انتظامی جنازه را تا تبریز آوردند و همین که رسیدند جنازه را بدون معطلی دفن کردند و حتی اجازه ندادند جنازه رامین بر اساس عرف و رسوم خانواده او به خاک سپرده شود."

وی همچنین توضیح داده بود که وجود هر گونه وصیت نامه ای از سوی رامین که سردار احمدی مقدم ادعا کرده بود، از سوی بازپرس جنایی پرونده تکذیب شده و برخلاف ادعاهای احمدی مقدم، رامین در اتاق شخصی خود در بهداری ناجا به قتل رسیده است نه در خوابگاه گروهی.

پیشتر دوستان رامین پوراندرجانی به "روز" گفته بودند رامین قبل از مرگ از "در خطر بودن جانش" ابراز نگرانی کرده بود.

براساس گزارش های منتشر شده، رامین پوراندرجانی به عنوان پزشک وظیفه، 4 بار به بازداشتگاه کهریزک رفته و چند تن از قربانیان حوادث پس از انتخابات، از جمله محسن روح‌الامینی را پیش از مرگ معاینه کرده بود.

رامین پوراندرجانی قبل از مرگ با حضور در کمیته ویژه پی گیری مجلس، محل شهادت محسن روح‌الامینی را بازداشتگاه کهریزک و علت شهادت او را شکنجه در زندان عنوان کرده و گفته بود که: "محسن را با وضعیت اسف‌باری بعد از شکنجه‌های جسمی شدید دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسیار وخیم بود و امکانات پزشکی من هم بسیار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسئولان کهریزک تهدید شدم که در صورت توضیح علت جراحات وارده بر مجروحان کهریزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند".

ادامه مطلب ...

یک سال حبس برای ابوالفضل قدیانی «|» حمله قلبی و فوت مادر يك دانشجو در اثرحمله ماموران امنیتی

1 نظرات
حمله قلبی و فوت مادر آرش صادقی، در اثرحمله ماموران امنیتی برای بازداشت این فعال دانشجویی

. ادامه راه سبز(ارس): بنا به گزارش منابع خبری نداي سبز آزادي، در اثر یورش ماموران امنیتی به منزل آرش صادقی عضو شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه، مادر این فعال دانشجویی دچار حمله قلبی شده و پس از چهار روز دربیمارستان فوت می کند.

به گزارش ندای سبز آزادی، صادقی که پس از انتخابات سال گذشته بازداشت شده بود، پس گذشت حدود یک سال و نیم برای مرخصی به منزل باز می گردد، اما پس از گذشت چند روز بدون هیچ گونه احضار نامه ای برای بازگشت و یا تماس تلفنی از سوی ضابطین قضایی، مامورین امنیتی جهت بازداشت مجدد آرش در ساعت چهار صبح به منزل مسكونی آنها یورش می برند، که همین مسئله منجر به حمله قلبی و فوت مادر آرش می شود.

لازم به ذكر است كه در حین بازجویی هایی كه از این دانشجو به عمل آمده دو بار كتف وی در رفته و یك دندان او نیز شكسته است .

آرش صادقی، دانشجوی كارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه علامه و عضو شورای مركزی انجمن اسلامی آن دانشگاه و از اعضای جبهه مشاركت، در دادگاه بدوی به شش سال حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی محكوم گردیده است.

===========

یک سال حبس تعزیری و یک میلیون ریال جریمه نقدی برای ابوالفضل قدیانی

. ادامه راه سبز(ارس): ابوالفضل قدیانی با حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به یکسال حبس تعزیری و صدهزار تومان جریمه نقدی محکوم شد.

به گزارش سایت امروز، ابوالفضل قدیانی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در دادگاه بدوی به ریاست قاضی مقیسه به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس و به اتهام توهین به رئیس جمهور به صد هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد.

این گزاش حاکی است احکام فوق به وکیل وی ابلاغ شده است.

قدیانی در دادگاه با تاکید بر وقوع کودتای انتخاباتی، به قاضی مقیسه گفته بود که احمدی نژاد را رئیس جمهور نمی‌داند و او را دروغگو و ریاکار خوانده بود.

ادامه مطلب ...

بيست و يكمين شماره روزنامه کلـــمــــه» از مانور اقتدار تا فاجعه غم‌بار

0 نظرات
روزنامه کلـــمــــه پيش شماره بيست و يكم؛
«اصلاح طلبان در دمكراسي نمايشي حاضر نمي شوند»

. ادامه راه سبز(ارس): بيست و يكمين شماره روزنامه كلمه مورخه چهارشنبه 19 آبان ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت كلمه قرار گرفت. دانستن حق مردم است، و اكنون همت يكايك ما را براي رساندن حتي يك نسخه از آن به دست مشتاقان طلب ميكند:

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (192 کیلو بایت)

لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 529 كيلوبايت


جهت دسترسي آسان به شماره هاي گذشته، به آرشيو "كتب و نشريات سبز" مراجعه نماييد


ادامه مطلب ...

دیدار دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت ایران با خانواده ی شهید کیانوش آسا در کرمانشاه

0 نظرات
دیدار دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت ایران با خانواده ی شهید کیانوش آسا در کرمانشاه

. ادامه راه سبز(ارس): دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت در روز جمعه هفتم آبان ۱۳۸۹ به دیدار خانواده ی کیانوش آسا رفتند. در ابتدای این دیدار، دانشجویان به همراه خانواده و آشنایان آن شهید، بر مزار او حاضر شده و با نثار گل به مقام والایش ادای احترام کردند. در این مراسم، «عزیز دانشور آسا» با خواندن وصیت نامه ی کورش کبیر و یادآوری هفتم آبان، «روز جهانی کورش» و با اظهار تاسف از نبودن این روز در تقویم رسمی کشور، از لزوم پایبندی به ارزش های ملی و مسئولیت افراد نسبت به سرزمینشان سخن گفت. مادر شهید آسا با دیدن همکلاسی ها و همدانشگاهی های کیانوش، با خواندن مرثیه ای به زبان کوردی، اشک بر دیدگان حاضران نشاند و در داغ از دست دادن فرزند برومندش به سوگ نشست.

در ادامه، دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت در منزل شهید آسا حاضر شده و با دو برادر این شهید به گفتگو پرداختند. دانشجویان پس از مروری مختصر بر وقایع و اتفاقاتی که قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ داد، به تشریح وضعیت کنونی دانشگاه و توضیح فشارهای اعمال شده بر دانشجویان که در مراسمات بزرگداشت کیانوش آسا شرکت کرده بودند پرداختند. کامران آسا، برادر شهید آســـا، ضمن ابراز تاسف از برخوردهــای حذفی و ناعادلانه با دانشجویان، با یادآوری خاطراتی از شهید آسا، بر پیگیری پرونده اش تا محاکمه و مجازات عاملان و آمران این جنایت تاکید کرد و آن را بزرگترین هدف خانواده عنوان نمود. کامران آسا با اشاره به اینکه هیچ فشاری از سوی نهادهای رسمی و یا گروه های غیر قانونی نخواهد توانست مانع از پی گیری پرونده و اجبار خانواده آسا به سکوت شود، افزود: «کیانوش، دانشجویی نخبه بوده که تنها به دلیل شرکت در راهپیمایی مسالمت آمیز، هدف گلوله قرار گرفته و بعد ازآن با انتقال به مکانی نامعلوم مانع از هر گونه کمکی به او شده اند و هیچ جوابی در این زمینه تاکنون به خانواده داده نشده است». او همچنین تأکید نمود که عاملان شهادت کیانوش در هر پست و مقامی باید در پیشگاه ملت، جامعه دانشگاهی و با حضور خانواده او محاکمه و مجازات گردند.

در ادامه، دانشجویان سبز علم و صنعت با تاکید بر مواضع مسالمت آمیز خود و پایداری در راه سبز امید، تلاش برای ایجاد فضای نقد و نقادی در دانشگاه، آزادی دانشجویان در بند، تلاش برای لغو احکام بی پایه و اساس کمیته انضباطی و از بین بردن فضای امنیتی- پادگانی در دانشگاه را از مهمترین اهداف خود در این برهه زمانی عنوان کردند.

در پایان این دیدار صمیمانه، دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت خطاب به خانواده ی آسا اظهار داشتند: "خون کیانوش در رگ های تک تک دانشجویان بیدار ایرانی جریان داشته و نام و یادش برای همیشه در نزد آنان زنده خواهد بود و تا روزی که زنده اند در راه کیانوش که همانا راه صلح و آزادی است قدم برخواهند داشت." در پایان مراسم نیز، خانواده ی شهید آسا از دانشجویان حاضر خواستند تا حامل سلام گرمشان برای اساتید و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت باشند

دانلود فایل فشرده تصاویر
جهت بزرگ نمایی بر روی تصاویر کلیک بفرمایید

مزار شهید کیانوش آسا که بعد از تعرض لباس شخصی ها در سالگرد شهادت وی در ۲۵ خرداد امسال تعویض شده است.
لازم به ذکر است نیروهای اطلاعاتی کرمانشاه سحرگاه ۲۵ خرداد با رنگ و اسید مزار این شهید را مورد تعرض قرار داده بودند

عکس شهید کیانوش آسا در دستان مادرش؛
به ترتیب از راست به چپ: مادربزرگ، مادر و خواهر شهید کیانوش آسا

دو برادر شهید آسا بر مزار برادر شهیدشان؛
به ترتیب از راست به چپ: عزیز دانشور آسا و کامران آسا

درب منزل خانواده ی آسا که با رنگ سبز روی آن نوشته شده:
"درود بر کیانوش آسا"
لازم به ذکر است همانطور که در تصویر مشاهده می فرمایید نیروهای لباس شخصی شبانه با اسپری سعی در پاک کردن این نوشته داشته اند

لوح پاسداشت شهید آسا که از طرف جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت
تهیه شده و به خانواده ی شهید آسا تقدیم شد.
و لا تحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً

لوح پاسداشت مقام شهید کیانوش آسا
در دستان برادرش کامران آسا

خانواده ی شهید کیانوش آسا در منزل
در حالی که عکس های فرزند شهیدشان را در دست دارند

خانواده ی شهید آسا
در حال بدرقه ی دانشجویان علامت پیروزی نشان می دهند
ادامه مطلب ...

جديدترين ديدگاه خوانندگان